یکی از دشوارترین مهارت های آموختنی در آموزش زبان دوم که بسیاری از مدرسان زبان نیز بر آن هم نظرند، مهارت «نوشتن/ نگارش» است. یادگیری این مهارت، نیازمند تسلط بر توانایی های گوناگون زبانی، شناختی و اجتماعی فرهنگی است. بیشتر تحقیقات صورت گرفته درباره نگارش به زبان دوم، وابستگی بسیاری به تحقیقات زبان اول داشته است. این امر نشان می دهد که توانایی زبان آموز در نگارش، خلاصه کردن یا تحلیل یک متن به زبان مادری، الزاماً به این معنا نیست که خواهد توانست همین کار را به زبان دوم نیز انجام دهد. با این حال، مهارت در نگارش زبان اول، بر نگارش به زبان دوم نیز تا اندازه ای مؤثر است. این مقاله دو هدف را پی گرفته است: نخست: بررسی یافته های مهم در مورد نظریه آموزش مهارت نوشتن و تحقیقات مربوط به ویژگی های آموزش این مهارت، که فارسی آموزان با افزایش آن، خواهند توانست به شیوه های قابل قبول، به زبان فارسی بنویسند. دوم: دستیابی به این هدف که این آموزش ها چگونه می تواند به آنان کمک کند تا به این مهارت ها دست یابند. در این مقاله، علاوه بر بررسی گرایش ها و راهبردهای گوناگون در آموزش نگارش به زبان دوم، پژوهش های مرتبط با نگارش به زبان اول و دوم، الگو های آموزش نگارش به زبان دوم با اهداف دانشگاهی و همچنین تجربه ای عملی برای کلاس های آموزش نگارش زبان فارسی پیشنهاد شده است.
احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در کنار قرآن در معرفت بخشی و ارائه معارف الهی نقشی اساسی دارد. روشن است که همه منقولات و مرویات به لحاظ اعتبار از درجه یکسانی برخوردار نیستند؛ برخی ذاتاً یا به کمک قرائن علم آورند، بعضی دیگر تنها توانایی ظن آوری را دارند و پاره ای از روایات جز ایجاد احتمالی ضعیف هیچ نقشی ندارند. در خصوص قسم اول و سوم در اینجا سخنی نیست، اما نسبت به پذیرش و نقش قسم دوم، سه دیدگاه عمده خودنمایی می کند که به نظریه حداقلی، اعتدالی و حداکثری مشهور است. در این نوشتار با پذیرش نظریه میانی بر این باور تأکید می شود که خبر واحد عاری از قرینه افزون بر دانش فقه، در دیگر دانش های اسلامی و انسانی نیز حجت است.
در پی توسعه چشم گیر علوم و با توجه دیدگاه ها منتقدان نسبت به دین مسیحیت در غرب، رابطه حدیث و علوم به یکی از مهمترین پرسش های دنیای معاصر تبدیل شده است. هر چند این رابطه به صورت ضمنی در مبحث «رابطه علم و دین» جای دارد، با توجه به قطعی الصدور نبودن حدیث، نیاز است تا «رابطه حدیث و علوم» به صورت مستقل مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در این پژوهش تلاش می شود با بررسی دیدگاه مسلمانان نسبت به حدیث و با توجه به جایگاه علم در اسلام و همچنین با توجه به بررسی تاثیر دین اسلام در پیشرفت و توسعه علوم، گستره این رابطه تعیین گردد. دیدگاه اول درباره رابطه حدیث و علوم متمایز انگاری این دو از حیث موضوع، اهداف و غایات است. این دیدگاه برگرفته از نظر غربیانی است که درصدد دفاع از دین برآمده اند با توجه به حجم مسائل علمی طرح شده در دین اسلام، قابل قبول نیست. دیدگاه دوم متعارض انگاری حدیث و علوم است که ناشی از آموزه های محرف مسیحیت و تقابل دانشمندان با این آموزه هاست. حجم مطالب علمی صحیح طرح شده در دین اسلام و شیوه های رفع تعارض به کارگیری شده توسط عالمان مسلمان، این دیدگاه را نیز قابل قبول نمی نماید. دیدگاه سوم متداخل انگاری حدیث و علوم است. تفسیر متعادل از این دیدگاه حاکی از آن است که با توجه به اینکه خداوند خالق عالم تکوین و تشریع است میان علم و دین هماهنگی بوده و ضمن اینکه بخشی از مطالب علمی در دین طرح شده، تعارض قطعی میان این دو قابل قبول نیست. تشویق اسلام نسبت به علم آموزی، اهتمام اسلام به همه رشته های علمی، مناظرات اهل بیت(ع) با دانشمندان، شکل گیری نهضت ترجمه در اسلام و تعدد دانشمندان اسلامی در رشته های مختلف علمی از مؤیدات این دیدگاه است.
موضوع، طینت و خمیرمایه اولیه آفرینش انسان از جمله مطالبی است که در منابع روایی به آن پرداخته شده است. شیعه و عدلیه از یک سو قائل به حسن و قبح عقلی هستند و بر اراده و اختیار انسان پافشاری می کنند و از سوی دیگر با یک سلسله احادیث و روایاتی مواجه می باشند که حکایت از جبر و محدودیت انسان ها دارد. ظاهر این احادیث بیانگر این موضوع است که خداوند طینت انسان ها را متفاوت آفرید و از همان ابتدا طبیعت برخی را بهشتی و طبیعت برخی دیگر را جهنمی دانست. به همین سبب، علما و بزرگان راه حل های مختلفی را جهت حل این مسئله ارائه نموده اند. پژوهش حاضر این راه حل ها را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که بر اساس روایات اختلاف انسان ها در طینتشان امری طبیعی و اجتناب ناپذیر نظام خلقت بوده و اختلافات ناشی از طینت که در اخبار طینت بیان شده به نحوی نیست که اختیار را از انسان سلب کند بلکه نقش ماده اولیه خلقت و طینت انسان ها در حد اقتضاست نه بیش از آن.
پژوهش حاضر به بررسی تغییرات قیمت سهام و محافظه کاری بر روی شرکت های تولیدی دولتی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از سال 86 تا 91 با استفاده از داده های ترکیبی نرم افزار Eviews7 می پردازد. این تحقیق در برگیرنده 348 مشاهده (سال-شرکت) می باشد. منظور از شرکت های تولیدی شرکت هایی هستند که در زمینه تولید فعالیت دارند لذا بانک ها، مؤسسات مالی و اعتباری، بیمه ها و شرکت های واسطه گری در این تحقیق مد نظر قرار نمی گیرد و منظور از دولتی این است که بیشتر از 50 درصد سهام مربوط به شرکت های دولتی باشد. برای اندازه گیری محافظه کاری بر اساس مدل باسو (1997) و برای اندازه گیری تغییرات قیمت سهام از شاخص درصد تغییرات قیمت نسبت به قیمت اولیه استفاده شد. نتایج آزمون داد ه های ترکیبی نشان می دهد ارتباط معناداری بین تغییرات قیمت سهام و مجافظه کاری وجود ندارد و همچنین نتایج فرضیه دوم و سوم نیز نشان می دهد که هیچ رابطه معناداری بین تغییرات قیمت سهام و شناسایی به هنگام ضررها و شناسایی به هنگام سود وجود ندارد.
بحث کیفیت زندگی موضوع جدیدی است که در دهه های اخیر مورد توجه محققان و دانشگاهیان به خصوص در ایران قرار گرفته است.کیفیت زندگی دارای دو رویکرد اساسی عینی و ذهنی است. در این تحقیق کیفیت زندگی شهری با رویکرد ذهنی و با در نظر گرفتن شاخص های فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، کالبدی- محیطی و زیست محیطی بررسی شده و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. یافته های حاصل از پرسش نامه میدانی با استفاده از میانگین و آزمون های آماری t تک نمونه ای، آزمون Kolmogorov-Smirnov تک نمونه ای و رگرسیون خطی چند متغیره به کمک نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه ای نشان دهنده این است که شرایط کیفیت زندگی مهاجران در روستای فیروزآباد شهرستان ری پایین و کمتر از حد متوسط ارزیابی شده است. که این نتایج نشان داد برای بهبود کیفیت زندگی مهاجران در سطح روستای فیروزآباد شهرستان ری برنامه ریزی در شاخص های اجتماعی و اقتصادی بسیار تأثیر گذار است.
هدف این مقاله بررسی نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات در بهبود وضعیت فنی و اقتصادی کشاورزان گندمکار شهرستان مشگین شهرمی باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، توسعه ای، و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع علی-مقایسه ای و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کشاورزان گندمکار ساکن در روستاهای دارای دفاترICT و کشاورزان گندمکار ساکن در مناطق روستایی فاقد دفاتر ICT می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران، تعداد نمونه مناسب برای این تحقیق 100 نفر بدست آمد؛ از سویی، برای برابری در آزمون و نتیجه، صد نفر از کشاورزان ساکن در مناطق روستایی فاقد دفاتر ICT به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند.
علی رغم اینکه صنایع دستی جایگاه بااهمیتی در ساختار اقتصادی کشور می تواند داشته باشد، اما، درمقابل صنایع ماشینی و کارخانه ای رو به نابودی است. هدف تحقیق نشان دادن پتانسیل ها و توانمندی های استان کرمان درصنایع دستی بوده و اینکه کدام یک از صنایع پتانسیل بیشتری برای توسعه دارد می باشد. روش تحقیق، تحلیلی – توصیفی بوده و داده های تحقیق با روش اسنادی و میدانی به دست آمده و بااستفاده از تکنیک TOPSIS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج تحقیق نشان می دهد، استان کرمان پتانسیل های زیادی برای صنایع دستی دارد و شهرستان های مختلف استان در صنایع مختلف مزیت دارند که باعث تنوع صنایع دستی دراستان شده است و صنایع دستی 10 درصد از اشتغال استان را به خود اختصاص داده است و باپتانسیل های زیادی که وجود دارد می تواند بیش از 20 درصد اشتغال را تامین کند. نتایج تحقیق نشان می دهد شهرستان های کرمان، سیرجان، رفسنجان و بافت رتبه های اول تا چهارم را در صنایع دستی به خود اختصاص داده اند.
امروزه نقش گردشگری در توسعه ی روستاها به عنوان یک چارچوب و روش اصلی برای نشان دادن میزان پایداری در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی توسعه محسوب می شود؛ ولی بایستی توجه نمود که فرآیند سنجش میزان پایداری در روستاهای گردشگرپذیر مستلزم انتخاب متغیرها و مدل هایی است که از توانایی لازم برای نشان دادن شرایط واقعی روستاها و همچنین پایداری آن ها در مراحل مختلف توسعه برخوردار باشند. محور توریستی قلعه چایی در شهرستان عجب شیر نیز دارای نه روستای گردشگرپذیر بوده که در اثر ورود گردشگران دچار تغییراتی شده و نیازمند بررسی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با هدف ارزیابی پایداری در روستاهای محور قلعه چایی، و همچنین نمایش موقعیت روستاها درمراحل مختلف مدل چرخه حیات گردشگری و در نهایت بررسی ارتباط میان سطح پایداری با مراحل مدل چرخه حیات صورت گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و به شیوه ی پیمایشی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را ساکنان نه روستای و همچنین گردشگران وارد شده به این منطقه تشکیل داده است. برای جمع آوری داده ها با استفاده از فرمول کوکران200 نفر از جامعه محلی و 200 نفر نیز از بین گردشگران به روش تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. روایی محتوایی پرسشنامه ها از دید کارشناسان و اساتید بسیار خوب و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 92/0 برای جامعه محلی و 90/0 برای گردشگران محاسبه شده است. داده ها پس از جمع آوری، با استفاده از مدل بارومتر پایداری، مدل چرخه حیات گردشگری و آزمون کندال تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج حاصل از پیاده سازی مدل بارومتر نشان داد که تمامی روستاها در سطح پایداری متوسط و پایداری بالقوه قرار دارند؛ همچنین نتایج حاصل از مدل چرخه ی حیات نیز نشان می دهد که روستاهای قوزولجه با 550/0 و ینگجه با 523/0 در مرحله توسعه و بقیه ی روستاها در مرحله درگیری هستند. همچنین بر اساس نتایج آزمون کندال بین سطوح مختلف پایداری و موقعیت قرارگیری روستاها همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد که بیشتر در بعد پایداری اقتصادی و مرحله درگیری است؛ بنابراین در راستای استفاده از ظرفیت های گردشگری برای دست یابی به توسعه ی پایدار روستاها بایستی اقداماتی در جهت تأمین امکانات و زیرساخت های مورد نیاز برای جذب حداکثری گردشگران صورت گیرد.
مروری بر ادبیات توسعه روستایی نشانگر این واقعیت است که علی رغم تلاش هایی که تاکنون در جهت از بین بردن نابرابری ها و توزیع خدمات در مناطق مختلف و به ویژه در روستاها صورت گرفته است ولی هنوز شاهد نابرابری و عدم تعادل در توزیع خدمات و ارائه آن ها در سطح روستاهای کشور هستیم به گونه ای با توجه به ارزیابی های به عمل آمده هنوز میزان توسعه یافتگی روستاها، با توجه به شاخص های توسعه، نامتجانس و نابرابر می باشد. لذا اولین گام رسیدن به توسعه و به خصوص توسعه روستایی، شناسایی وضع موجود، چگونگی توزیع خدمات و امکانات و میزان بهره مندی هر یک از روستاها از این خدمات اقدامی ضروری و غیرقابل انکار است، بر این اساس هدف این تحقیق مقاله بررسی، ارزیابی و سطح بندی روستاهای شهرستان کیار بر اساس میزان بهره مندی هر یک از روستاها به خدمات با استفاده از مدل شاخص مرکزیت بوده است. در این راستا مقاله حاضر با استفاده از روش شناسی توصیفی - تحلیلی و با استفاده از 8 شاخص عمده خدماتی و تعداد 75 نماگر به اولویت بندی و سطح بندی روستاهای شهرستان کیار پرداخته است، نتایج نشان داد که وضعیت روستاهای مورد مطالعه به لحاظ دسترسی به خدمات و برخورداری از سطح توسعه یافتگی به طور نابرابر و نامتجانس می باشند به گونه ای که از مجموع کل روستاهای موردمطالعه، تعداد 4 روستا شامل روستای دستگرد و امامزاده، دزک و خراجی به ترتیب با امتیازهایی برابر با 8.47، 8.03 و 6.51 جزء روستاهای با بهره مندی از خدمات درجه یک و بیشتر می باشند و فاصله بسیار زیادی با سایر روستاها ایجاد کرده اند.
در س ال های اخیر تعریف و نگرش به مفهوم توسعه نسبت به دهه های گذشته تغییر بنیادین داشته است. توسعه پایدار مفهومی است که امروزه مورد قبول بیشتر محافل علمی و دانشگاهیست. بسیاری از برنامه ریزان و سیاستگذاران توسعه، از گردشگری بعنوان یکی از رکن های اص لی توس عه پایدار یاد می کنند. بهره برداری از ص نعت گردش گری و اکوتوریس م پایدار نیازمند ایجاد ش رایط مس اعدی اس ت که در قالب برنامه ریزی جامع و فراگیر قابل تحصیل است. هدف اص لی این تحقیق، تدوین راهبردهای مناس ب برای توسعه اکوتوریسم پایدار شهر تهران بویژه حد فاصل درکه تا قله توچال، بر اس اس چارچوب نظری توس عه پایدار گردش گری و اکوتوریس م اس ت. در ابتدا به تش خیص ظرفیت های توس عه گردش گری و اکوتوریس م پایدار شهر تهران بویژه حد فاصل روستای درکه تا قله توچال پرداخته و سپس برای کاربردی کردن تحقیق راهبردهای بهینه با در نظر گرفتن تاثیرگذاری تمام عوامل درون زا و برون زا ارایه می گردد. لذا این س وال مطرح می ش ود که اص لی ترین نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها برای منطقه مورد مطالعه کدامند و مناسب ترین راهبرد توسعه گردشگری بویژه اکوتوریسم پایدار منطقه چیست.
گسترش افقی و بی برنامه شهرها با افزایش جمعیت و رشد روزافزون شهرنشینی منجر به، کمبود زمین، تغییر اراضی مجاور به ساخت وسازهای شهری و ایجاد زاغه هایی در نواحی پرشیب شده است. استفاده غیراصولی و بدون برنامه از زمین و تغییر کاربری ها بدون توجه به ظرفیت های محیطی موجب از بین رفتن تعادل و توازن محیط زیست شهرها گردیده است و توسعه پایدار شهری را دچار چالش نموده است. پژوهش حاضر جهت مدیریت و برنامه ریزی رشد شهر و کاهش اثرات نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، به مکانیابی جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه پرداخته است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی باهدف کاربردی می باشد. پژوهش حاضر ضمن بررسی و تحلیل تنگناهای محیطی و انسانی در جهت رشد فیزیکی شهر مراغه، با استفاده از روش AHP و GIS درصدد یافتن پهنه های بهینه به منظور توسعه فیزیکی آتی شهر مراغه است. شاخص های مؤثر در توسعه فیزیکی با استفاده از روش محاسباتی AHPکه توسط کارشناسان خبره امتیازدهی شده بودند مورد تحلیل قرار گرفت، وزن معیارها حاصل ازExpert Choice در لایه های مؤثر در توسعه فیزیکی شهر اعمال شد، درنهایت با تلفیق لایه های در محیط GIS نقشه جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر استخراج گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد شهر مراغه در توسعه فیزیکی خود از هیچ گونه الگویی تبعیت نکرده است این شهر به دلیل محصور بودن در بین ارتفاعات بلند، باغات درجه یک، رودخانه صوفی چای، راه آهن، اراضی نظامی، گسترش حاشیه نشینی در پیرامون خود و همچنین حالت گودی بودن شهر و مشکل دفع آب های سطحی، تنها دو گزینه بعنوان جهات مناسب توسعه فیزیکی پیش رو دارد؛ یکی در قسمت مرکزی شهر که دارای زمین های خالی با بافت های روستایی پراکنده است و دیگری اراضی نیمه هموار و تپه ماهوری واقع در غرب و جنوب غربی شهر می باشد.
شهرداری وظیفه تامین محیطی مناسب برای زندگی شهروندان را برعهده دارد. شهروندان همواره عملکرد شهرداری را با خواسته ها و نیازهای خود مقایسه می کنند، این مقایسه بیانگر مفهوم رضایتمندی است. اگر شهروندان از عملکرد شهرداری راضی باشند انگیزه بیشتری جهت مشارکت با آن را دارند. از این رو می توان رضایت از عملکرد شهرداری را فاکتور مهمی در توسعه شهری دانست. با توجه به اهمیت موضوع در این مقاله سعی شده است که میزان رضایت شهروندان از عملکرد شهرداری سبزوار و تاثیر آن بر تامین منابع مالی شهرداری(از طریق مشارکت مالی شهروندان) مورد بررسی قرار گیرد. رویکرد کلی تحقیق، توصیفی – تحلیلی و نوع تحقیق پیمایشی، می باشد. ابزار گردآوری داده های میدانی، پرسشنامه است که در سه منطقه منتخب کم درآمد، پردرآمد و متوسط درآمد شهر سبزوار با توجه به حجم نمونه هر منطقه به صورت تصادفی توزیع شده است. این تحقیق نشان می دهد که سطح رضایت در مناطق پر درآمد بیشتر از مناطق کم درآمد و متوسط درآمد است و این تفاوت از نظر آمار استنباطی معنادار می باشد. یافته بعدی تحقیق این است که رضایت افراد از عملکرد شهرداری تاثیر معناداری بر میزان مشارکت مالی آنان دارد. به این معنی که میزان تمایل به مشارکت مالی شهروندانی که رضایت بالاتری از عملکرد شهرداری دارند به طور معنی داری بیشتر است. بنابراین شهرداری می تواند با بهبود عملکرد خود، سطح رضایتمندی شهروندان را افزایش دهد که این در نهایت به ارتقاء وضعیت منابع مالی شهرداری از طریق مشارکت شهروندان کمک کند.
امروزه گسترش فیزیکی روز افزون و بدون برنامه ریزی شهر ها، رشد بی رویه ی جمعیت، توسعه ی اقتصادی و نیز مهاجرت روستا نشینان به شهر ها، باعث کاهش کیفیت زندگی جوامع شهری و غیر شهری شده است. شهر شیراز به عنوان مرکز استان فارس یکی از کلان شهر های کشور به شمار می آید که در موقعیتی با محدودیت های طبیعی ارتفاعات قرار گرفته است و توسعه ی شهری شکلی خطی به خود گرفته به گونه ای که شهر به سمت شمال غربی روندی رو به رشد دارد. در پژوهش حاضر که با رویکرد «توصیفی- تحلیلی» به انجام رسیده است، مکان یابی جهات مطلوب گسترش فیزیکی شهر شیراز با استفاده از فنون MADM به-عنوان هدف اصلی پژوهش مد نظر قرار گرفته است. در راستای برآورد هدف بعد از شناسایی عوامل تاثیر-گذار در امر مکان یابی، اقدام به تهیه ی نقشه های معیار شده و پس از آن ارزش گذاری و استاندارد سازی در محیط Idrisi با استفاده از مجموعه های فازی انجام شد. جهت وزن دهی عوامل از روش CRITIC استفاده گردید. با توجه به نقشه ی خروجی حاصل از مدل VIKOR ، توسعه ی شهر به سمت جنوب شرقی مطلوب-تر از سایر جهات است و مناطق جنوب و تا حدودی جنوب غربی در اولویت های بعدی قرار می گیرند که در راستای مکان یابی بهینه جهات توسعه ی فیزیکی شهر شیراز شاخص عوامل طبیعی (مخصوصا شاخص لیتولوژی و جنس خاک) دارای ارزش و اولویت بیشتری بوده و بایستی در بحث مکان یابی برای جهات گسترش فیزیکی شهر شیراز بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در پایان، می توان گفت که نتایج حاصل از پژوهش حاضر که به صورت نتایج حاصل از تحلیل چند معیاری، با استفاده محوری از روش (VIKOR) منعکس شده است، نشان گر توان مندی های این فنون در نقش آفرینی به عنوان سیستم پشتیبان تصمیم-گیری (DSS)، برای انتخاب گزینه های مناسب جهت مکان یابی بهینه جهات توسعه ی فیزیکی شهر شیراز است.
طرح هادی روستایی به منظور ساماندهی کالبدی و عملکردی روستا با ملاحظات پراکنش معنادار کاربری ها براساس نیازها، محدودیتها و توانمندی های روستا انجام می گیرد. یکی از اهداف اساسی این طرح، برنامه ریزی کاربری زمین در سطح روستا است. بنابراین، ضمن تاکید بر ضرورت ارزیابی طرح هادی، پرداختن به سطح عملکرد این طرح در برنامه ریزی کاربری اراضی روستایی تاثیر بسزایی در آینده توسعه کالبدی روستاهای کشور دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، و با هدف ارزیابی عملکرد طرح هادی روستایی در برنامه ریزی کاربری اراضی، و میزان تحقق کاربری های پیشنهادی در روستاهای مورد نظر صورت گرفته است. برای گردآوری داده ها از مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. جامعه آماری شامل 24روستا در شهرستان زنجان است. جمعیت روستاهای منتخب 6757 نفر است. با استفاده از جدول مورگان، 364 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از جدول آمار توصیفی، آزمون نیکوئی برازش، مدل رگرسیونی پروبیت، و شبکه عصبی GMDH با کمک نرم افزار های Excel، R، SPSS، و Matlab استفاده شده است. بر اساس یافته های تحقیق در آزمون پروبیت، «کاربری مسکونی» 3496/0 و «شبکه معابر» 3461/0 با سرانه کاربری استاندارد انطباق دارد. همچنین، طبق نتایج آزمون نیکوئی برازش بیشترین میزان رضایت از شاخصهای «کاربری مسکونی» 7/87 و «کاربری فرهنگی و مذهبی» 763/83 است. و براساس تحلیل شبکه عصبی نیز شاخص «کاربری شبکه معابر» 1023/0 و «کاربری مسکونی» 1296/0 بیش از سایر شاخصها بهبود پیدا کرده است. بنابراین، برای اجرای بهینه طرح هادی و تحقق اهداف آن باید به مقوله کاربری اراضی روستا و اعمال سیستم نظارتی مناسب برای تحقق کاربریهای مختلف توجه جدی مبذول گردد. بدیهی است، مشارکت مردم روستا در مراحل مختلف طرح و افزایش نظارت و کنترل سازمانی بر شرکتهای پیمانکار در مراحل تهیه و اجرای طرح مذکور ضروری می باشد.
یکی از چالش های فراروی برنامه ریزی مدیریت مطلوب شهری و منطقه ای در راستای شهر و منطقه پایدار عدم تعادل و توازن در میزان توسعه پایدار شهرستان های استقرار یافته در منطقه است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، مقایسه تطبیقی توسعه شهرستان های استان خوزستان در دو دوره 1385 و 1390 با تأکید بر توسعه پایدار می باشد. در این پژوهش، شاخص های مورد بررسی متشکل از 59 متغیر برای سال 1385 و 71 متغیر برای سال 1390 در قالب 6 شاخص زیربنایی، بهداشتی درمانی، فرهنگی، آموزشی، بهزیستی و اقتصادی از سالنامه آماری 1385 و 1390 جمع آوری شده و با بهره گیری از روش تصمیم گیری چند معیاره ویکور، شهرستان های استان خوزستان بر اساس میزان پایداری به سطوح مختلف طبقه بندی شده است. نتایج به دست آمده از این مقاله نشان می دهد که نابرابری در میزان پایداری در بیشتر زمینه ها در شهرستان های استان وجود دارد. با وجود این در سال 1390 نسبت به سال 1385 در بعضی از شاخص های مورد مطالعه از میزان نابرابری تا حدودی کاسته شده است. بر اساس نتایج به دست آمده بیشترین میزان بهبود در ضریب توسعه شهرستان ها، متعلق به سه شهرستان هندیجان (725/0) گتوند (570/0) و امیدیه با 544/0 درصد می باشد و همچنین کمترین میزان بهبود به سه شهرستان بندرماهشهر (221/0)، خرمشهر (180/0) و آبادان با 057/0 درصد تعلق دارد..
هدف این مقاله بررسی پیکرنگاری در خوشنویسی اسلامی ایرانی با استفاده از حروف و کلمات است. با آغاز تحریم نقاشی در فرهنگ اسلامی نقاشان به سویِ هنر خوشنویسی گرویدند؛ لذا درگذر زمان از شدت تحریمِ کاسته شده و همزمانبا ترجمه ی متون یونانی به فارسی و عربی، خوشنویسان به غیر از نگارش متون به تصویرگری کتاب ها نیز پرداختند.بعدها با تشکیل کتابخانه ها و کارگاههای سلطنتی و آغاز تصویرگری متون ادبی و شعر، نقاشان و خوشنویسان در اثر همکاری و همجواری با هنر یکدیگر، به پیکرنگاری به وسیله حروف و کلمات در قالب خوشنویسی دست زدند. مسئله ی این مقاله بررسی عوامل تأثیرگذار بر روند شکل گیری پیکرنگاری خوشنویسانه و صورتبندی ریختی آن در ایران است. برای رسیدن به این مقصود داده ها به روش مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده و شیوه تحقیق تاریخی- تحلیلی است. مهم ترین نتایج، نشان می دهد که در رونق پیکرنگاری ایرانی، صور خیال موجود در شعر فارسی و عربی ملهم از حروف الفبا و برخی واژگان اهمیت بسیار دارد. از طرفی هم گسترش انواع صنایعدستی نظیر فلزگری و معماری لزوم تداوم نقوش تزیینی نظیر پیکرنگاری ها را دوچندان کردند. لذا پیکرنگاری های خوشنویسانه در ریخت های گیاهی، جانوری، انسانی و طبیعت بی جان با مضامین مذهبی و اسامی بزرگان دین به ویژه ائمه ی شیعیان رواج یافتند. در این میان نقش نقوش گیاهی در شکل گیری پیکرنگاری های خوشنویسانه انسانی و حیوانی با کمک خطوط تزیینی به ویژه کوفی پررنگ است.
پی شبینی روند کوتاه مدت و بلندمدت ورود گردشگران، برای کسب و کارها و مدیران مقاصد گردشگری، حائز اهمیت فراوانی است؛ فقط در صورت برآورد صحیح تقاضای محصولات گردشگری است که می توان از اتلاف منابع جلوگیری و عرضه بینی تقاضای گردشگری ریزی کرد. بیشتر مطالعات در زمینه پیش محصولات گردشگری را متناسب با طرف تقاضای آن برنامه های بارومتری، با استفاده از شاخص اند. این مقاله قصد دارد ضمن معرفی تکنیک های کیفی و یا کمّی استفاده کرده از رهیافت صلح فعال روشی را برای بهبود پیش بینی های موجود از روند گردشگری در مقاصد بیان نماید. توانند در کوتاه مدت اطلاع دقیق تری شود که تکنیک های بارومتری با استفاده از شاخص صلح، می در این مطالعه نشان داده می از نقاط بازگشت یا همان نقاط شروع و پایان دورهای تجاری داشته باشند؛ بنابراین، استفاده از رهیافت بارومتریک به همراه های پی شبینی، م یتواند بر اعتبار نتایج پی شبینی بیفزاید
هدف این تحقیق، برآورد تابع تقاضای گردشگری در ایران میباشد. برای این منظور، عوامل تاثیر گذار بر تقاضای گردشگری با استفاده از روشهای آماری و اقتصاد سنجی مورد شناسایی قرار گرفتند. تابع تقاضای گردشگری ایران از ده کشور منتخب آلمان، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، اتریش، روسیه، ترکیه، یونان و دانمارک که طبق آمار سازمان جهانی گردشگری جزء کشورهای برتر گردشگر فرست با 2012 ) تخمین زده شده است. قیمت نسبی - بیشترین هزینهکرد گردشگری هستند، با استفاده از روش رگرسیون برای دورهی ( 1998 گردشگری در مقصد، تولید ناخالص داخلی کشورهای مبدا، تعداد تخت در تاسیسات اقامتی در مقصد، زیرساختهای مقصد و متغیر مجازی تحریمهای بینالمللی به عنوان متغیرهای مستقل و تعداد گردشگران ورودی به ایران به عنوان متغیر وابسته منظور شده است. نتایج حاصل از مدل نشان داد که ضرایب برآوردی تولید ناخالص داخلی، تعداد تخت تاسیسات اقامتی، تعداد فرودگاه و تعداد هواپیما دارای تاثیر مثبت و معنیداری بر گردشگران ورودی میباشند. از طرف دیگر ضریب برآوردی متغیر قیمت نسبی گردشگری نشان دهنده اثر منفی آن بر گردشگران ورودی میباشد. همچنین نتایج نشان داد که متغیر مجازی تحریمهای بین المللی نیز دارای تاثیر منفی بر میزان گردشگران ورودی در سالهای تحریم بوده است.