ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
۶۰۱.

شناسایی مؤلفه های تدریس اثربخش از دیدگاه اساتید و دانشجویان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
زمینه و هدف: تدریس اثربخش یکی از مهم ترین عوامل ارتقای کیفیت آموزش عالی و ایجاد یادگیری عمیق در دانشجویان است. با وجود اهمیت روزافزون این موضوع، در نظام دانشگاهی ایران پژوهش های اندکی به شناسایی مؤلفه های بومی و تجربی آن از دیدگاه اساتید و دانشجویان پرداخته اند. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین این مؤلفه ها در بافت ایرانی انجام شد تا زمینه ای برای بهبود برنامه های توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی فراهم شود. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. نمونه گیری به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و ۲۱ نفر (۱۱ استاد با میانگین ۱۴ سال سابقه تدریس و ۱۰ دانشجوی تحصیلات تکمیلی) از دانشگاه های دولتی تهران انتخاب شدند. داده ها از راه مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. اعتبار یافته ها با بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی توسط همتایان و تنوع منابع تأمین گردید. یافته ها: تحلیل داده ها پنج مؤلفه اصلی را آشکار کرد: ویژگی های شخصیتی استاد، مهارت های حرفه ای، مدیریت کلاس، کنش های روان شناختی و ارزشیابی آموزشی. این مؤلفه ها در پیوندی پویا و متقابل، ساختاری یکپارچه و خودتنظیم گر می سازند که تدریس اثربخش را به فرایندی انسانی، تأملی و تحول آفرین تبدیل می کند. نتیجه گیری: تدریس اثربخش در دانشگاه های ایران فراتر از مجموعه ای از تکنیک ها، یک فرایند یکپارچه انسانی است. پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی اساتید بر توسعه تأملی، تقویت مهارت های ارتباطی و عاطفی و تغییر نظام ارزشیابی از نمره محوری به یادگیری محوری تمرکز یابد تا کیفیت یادگیری دانشجویان ارتقا یافته و جایگاه آموزش عالی کشور بهبود یابد.
۶۰۲.

نقش میانجی سه گانه تاریک شخصیت در رابطه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری با اجتناب تجربی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سه گانه تاریک شخصیت در رابطه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری با اجتناب تجربی انجام شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. تعداد 770 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه چندبعدی اجتناب تجربی (MEAQ)، پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری (BIS/BAS) و مقیاس سه گانه تاریک شخصیت (DTDD) استفاده شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. یافته ها نشان دادند که سه گانه تاریک شخصیت در رابطه سیستم بازداری و فعال سازی رفتاری و اجتناب تجربی نقش میانجی نقش معناداری دارند (0.05>P). همچنین فعال سازی و بازداری رفتاری و سه گانه تاریک شخصیت بر اجتناب تجربی اثر مستقیم و معناداری دارند (0.05>P). بر این اساس چنین استنباط می شود که فعالیت سیستم های مغزی به واسطه ویژگی های شخصیتی دانشجویان بر اجتناب آنان از موقعیت های چالش برانگیز تأثیر دارد. این یافته ها زمینه شناخت نظری بهتری از اجتناب تجربی را فراهم می آورد.
۶۰۳.

شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان و میزان توجه به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پژوهش با هدف شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیت های یادگیری مبتنی بر فناوری و در بخش کمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. در بخش کیفی با نمونه گیری هدفمند ۱۵ نفر و در بخش کمی با روش تصادفی طبقه ای نسبی ۲۲۷ نفر انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش در بخش کیفی نشان داد شاخص های فعالیت های یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل مضامین یادگیری مستقل، انجام تکالیف، مشارکت فعال در فرایند آموزش، تعامل با اساتید، دسترسی به محتوای مختلف درسی، اشتراک گذاری و مهارت و توانایی دانشجومعلمان در تدریس با استفاده از فناوری های نوین آموزشی می باشد. نتایج بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری در سطح پایینی است. بنابراین توجه به دانش فناوری به صورت تلفیقی در انجام فعالیت های یادگیری ضروری می باشد.
۶۰۴.

تدوین مدل شایستگی مربیان مدارس برای به کارگیری در کانون توسعه با رویکرد رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
پیشینه و هدف: با توجه به نقش محوری مربیان مدارس در ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی–یادگیری، توسعه حرفه ای آن ها به یکی از دغدغه های اساسی نظام های آموزشی تبدیل شده است. در این میان، کانون های توسعه شایستگی با بهره گیری از تمرین های شبیه سازی شده و تمرکز بر رفتارهای قابل مشاهده، چارچوبی اثربخش برای شناسایی و ارتقاء شایستگی های حرفه ای فراهم می آورند. با این حال، طراحی مؤثر چنین کانون هایی مستلزم در اختیار داشتن مدلی دقیق، بومی سازی شده و رفتارمحور از شایستگی ها است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شایستگی مربیان مدارس متوسطه اول برای استفاده در کانون توسعه انجام شده است. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد در قالب الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین اجرا شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مربیان، تحلیل شغل و بررسی مستندات حرفه ای گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل ها از طریق بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی همتایان و مثلث سازی داده ها تأیید گردید. یافته ها: در نتیجه تحلیل، شش بعد اصلی شایستگی شامل رهبری حرفه ای، تفکر تحلیلی، حل مسئله، مهارت های تعاملی، برنامه ریزی آموزشی–تربیتی، و خلاقیت و نوآوری استخراج شد. برای هر بُعد، شاخص های رفتاری مثبت و منفی قابل سنجش تعریف گردید. نتیجه گیری: مدل نهایی با تأکید بر رفتارهای عینی، قابل مشاهده و نظریه های روان شناسی شغلی، می تواند مبنایی علمی برای طراحی تمرین های توسعه، ارائه بازخورد حرفه ای و برنامه ریزی مسیر رشد مربیان در نظام آموزشی ایران فراهم آورد.
۶۰۵.

مطالعه پدیدارشناختیِ تجربه دانشجومعلمان از شکاف انتظار–تجربه در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
زمینه و هدف: شکاف میان انتظارات پیش از ورود دانشجومعلمان و واقعیت های تجربه شده آنان در دانشگاه فرهنگیان، یکی از عوامل تأثیرگذار بر انگیزش تحصیلی، شکل گیری هویت حرفه ای و رضایت آنان از مسیر معلمی است. این پژوهش با هدف توصیف تجربه زیسته دانشجومعلمان از این شکاف در بستر دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روش شناسی: پژوهش با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۲ دانشجومعلم (زن و مرد) از دو پردیس دانشگاه فرهنگیان در کرمانشاه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و استفاده از قاعده اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. معیارهایی چون تنوع رشته، ترم و جنسیت، مبنای انتخاب نمونه ها قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که دانشجومعلمان انتظاراتی آرمانی درباره محیط دانشگاه، فضای حمایتی، روش های تدریس و هویت معلمی داشتند. تجربه واقعی آنان اغلب با این انتظارات ناهمخوان بود و به تجربه شکاف منجر شد. مواجهه با واقعیت های نهادی، نوعی بازتنظیم در انتظارات ایجاد کرد. همچنین عوامل مؤثری چون روایت های اطرافیان، تبلیغات رسمی، فضای مجازی و تجربه شخصی در شکل دهی انتظارات نقش داشتند. در سال نخست، چالش هایی مانند سازگاری نهادی، ابهام نقش، محدودیت رفاهی تجربه آنان را تحت تأثیر قرار داد. نتیجه گیری: شکاف انتظار–تجربه می تواند با کاهش انگیزش و رضایت همراه باشد؛ اما مواجهه میدانی برای برخی موجب بازتعریف نقش حرفه ای نیز شده است. مداخله در جهت مدیریت واقع بینانه انتظارات، بازآرایی برنامه درسی، ارائه ی حمایت های آموزشی و رفاهی در سال نخست تأکید می شود تا پیامدهای منفی شکاف انتظار–تجربه بر رشد حرفه ای دانشجومعلمان کاهش یابد.
۶۰۶.

شناسایی راهکارهای جذب و ارتقای اثربخشی راهبران آموزشی و تربیتی در مدارس چندپایه روستایی و عشایری: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۳
پیشینه و اهداف: آموزش چندپایه به عنوان راه حلی برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم با چالش های متعددی مواجه است. پژوهش های پیشین، بر کمبود امکانات، فقدان آموزش حرفه ای و نگرش منفی ذینفعان به عنوان موانع اصلی تأکید کرده اند. این پژوهش با هدف شناسایی راهکارهای مطلوب برای جذب و ارتقای اثربخشی عملکرد راهبران آموزشی و تربیتی در کلاس های چندپایه مناطق روستایی و عشایری استان لرستان انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 22 مشارکت کننده (12 معلم و 3 راهبر) و 7 کارشناس حوزه آموزش عشابری و روستایی انجام گرفت. داده ها با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. روایی و پایایی تحلیل با بازبینی مشارکت کنندگان و مثلث بندی تأیید شد. یافته ها: اثربخشی راهبران به شایستگی ها (تجربه تدریس چندپایه، تحصیلات مرتبط) و انگیزه های مالی و معنوی وابسته است. چالش های زیرساختی (فاصله جغرافیایی، نبود امکانات)، فرهنگی (نگرش منفی به تحصیل دختران) و سازمانی (کمبود حمایت) موانع اصلی هستند. استراتژی های تدریس تلفیقی، همیار معلم و مشارکت جامعه محلی این چالش ها را تعدیل می کنند. راهبران به مسائل لجستیکی و دیجیتال حساس ترند، درحالی که معلمان بر امکانات اولیه و معیشت تمرکز دارند. نتیجه گیری: راهکارهای پیشنهادی شامل گزینش بومی، بهبود زیرساخت ها، دوره های آموزشی کاربردی، مشوق های مالی و مشارکت جامعه محلی است. این یافته ها می توانند سیاست گذاری آموزشی را برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم هدایت کنند.
۶۰۷.

شناسایی عوامل زمینه ساز کمبود معلم در آموزش و پرورش و ارائه راهکارهای رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل زمینه ساز کمبود معلم و بیان راهکارهایی برای رفع آن بود. این پژوهش با رویکرد کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون و با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده است. روش ها : در این پژوهش بر مبنای روش نمونه گیری هدفمند، با 15 نفر از راهبران آموزشی و تربیتی و معاونین آموزشی مناطق آموزش وپرورش تا رسیدن به حد اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. با تکیه بر پیشینه پژوهش و تجریبات زیسته، سؤال های مصاحبه تدوین برای اطمینان از روایی داده ها از معیارهای اعتبارسنجی پیشنهادی لینکلن وگوبا در ارزیابی پژوهش های کیفی استفاده شد که این معیارها عبارتند از: 1- قابلیت اعتبار؛ 2- قابلیت ثبات؛ 3- تأیید پذیری؛ 4- قابلیت انتقال پذیری. داده ها از طریق تحلیل مضمون و بر اساس شش مرحله ای که برون و کلارک (2006) پیشنهاد دادند (آشنایی با داده ها، تولید کدهای اولیه، جستجو برای مضامین، بازنگری مضامین، تعریف و نام گذاری مضامین و تهیه گزارش) تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها درباره مشکلات کمبود معلم در قالب پنج مضمون مشکلات مربوط به جذب، مشکلات مربوط به بازنشستگی، مشکلات اداری و برون سازمانی، مشکلات برنامه ریزی و مشکلات انگیزشی قرار گرفت. راهکارهای رفع کمبود معلم در قالب سه مضمون استفاده از ظرفیت دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان، جذب معلم و راهکار انگیزشی قرار گرفت. نتیجه گیری: رفع کمبود معلم نیازمند هماهنگی میان وزارت آموزش وپرورش، سازمان برنامه وبودجه، سازمان اداری و استخدامی و دانشگاه فرهنگیان است. بدون این هماهنگی، حتی افزایش ظرفیت جذب معلم نیز نمی تواند به شکل پایدار مشکل کمبود معلم را حل کند.
۶۰۸.

نیم نگاهی به کارورزی در مراکز تربیت معلم کشور مصر (از نظریه تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۲
در این جستار به نظام آموزشی، درس کارورزی و شیوه اجرای آن در دانشگاه عین الشمس کشور مصر پرداخته می شود. در نظام آموزشی کشور مصر، تربیت معلم به عنوان محور اصلاحات تعلیم و تربیت و آموزش معلمان به صورت فرایند خودرهبری، خوداندیشی، خودارزیابی ایفای نقش کرده و آموزش پیش از خدمت و حین خدمت با الگوی منسجم دنبال شده است. هدف این پژوهش، مطالعهکارورزی در دانشگاه-های کشور مصر و نحوه جذب و آماده سازی دانشجومعلمان در مراکز تربیت معلم است که به شرایط جذب دانشجومعلمان، آموزش حرفه ای و عملی معلمان، ساختار نظام آموزشى متوسّطه، آموزش و مهیاسازی ضمن خدمت، برنامه کارورزى در حین خدمت، وظایف استاد راهنما و مراحل کارورزى پرداخته شده است. روش پژوهش تحلیلی - توصیفی است و منابع مورد استفاده برخی از سایت وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه های کشور مصر و برخی از کتاب ها و مقالات عربی چاپ شده در زمینهکارورزی گرفته شده است. نتایج این بررسی نشانگر آن است که نظام آموزش کشور مصر در پذیرش و موفقیت در آزمون ورودی و انجام مصاحبه در مورد جذب حساس هستند و برنامه ای برای فعالیت دانشجومعلم ها در کارورزی پیش بینی شده تا بیاموزند که چگونه یاد بگیرند و چگونه یادگیری خود را سازماندهی کنند. ویزگی خاص کارورزی در نظام آموزشی کشور مصر، تخصصی بودن آن است و برنامه کارورزی مصر در چهار مرحله انجام می شود که مرحله انجام تدریس مهمترین مرحله محسوب می شود؛ چرا که معلم راهنما مسئولیت آماده سازی، برنامه ریزی و اجرای کامل درس را بر عهده دانشجو معلم می گذارد.
۶۰۹.

پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
پیشینه و اهداف: هدف از انجام این پژوهش پیش بینی سبک تدریس معلمان بر اساس سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز بود. روش ها : پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی و پیش بینی می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان (800 نفر) شاغل در آموزش و پرورش شهرستان سقز بود که در سال تحصیلی 1400-1401 مشغول به تدریس بودند. از این تعداد حدود 351 نفر مرد و 449 نفر هم زن بود. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای (با رعایت نسبت زن و مرد) بود که با توجه به جدول مورگان و بر اساس حجم جامعه، حجم نمونه 300 نفر شد. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه سبک تدریس گراشا(1996)، سه گانه تاریک شخصیت جنسیون و ویستر(2010)، قدرت ایگو مارک استروم(1997) و باورهای معرفت شناختی شومر(1990) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رابطه معنی دار و منفی بین متغیر سه گانه تاریک شخصیت و سبک تدریس وجود داشت و بین قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی با سبک تدریس معلمان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این است که سبک تدریس به عنوان یک متغیر متأثر از سه گانه تاریک شخصیت، قدرت ایگو و باورهای معرفت شناختی می باشد. به عبارتی می توان گفت ویژگی های شخصیتی، ساختار و انسجام روانی و ذهنیت و نظام باورهای معلمان بر سبک تدریس آنان تأثیر می گذارد.
۶۱۰.

نقد ساختار شخصیت در روان شناسی براساس آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
مقدمه و اهداف: بررسی ساختار شخصیت از محوری ترین موضوعات روان شناسی معاصر است؛ با این حال، نظریه های موجود در این حوزه عمدتاً بر پایه های انسان شناختی مکاتب غربی شکل گرفته و از تصویر جامعی فاصله دارند که آموزه های وحیانی از حقیقت چندبعدی انسان را ارائه می دهند. این پژوهش با هدف نقد بنیادین ساختارهای شخصیت در روان شناسی معاصر، براساس چارچوب هستی شناختی قرآن کریم انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که مهم ترین کاستی های ساختارهای رایج شخصیت (مانند نظریه های فروید، یونگ، آلپورت و راجرز) از دیدگاه قرآن چیست و چگونه می توان با تکیه بر آیات و تفاسیر معتبر، مسیری برای تکامل و اصلاح این ساختارها ترسیم کرد. فرضیه محوری آن است که روان شناسی معاصر به دلیل غفلت از ابعاد پیش زادی، معنوی و فرادنیایی انسان، قادر به ارائه ساختاری جامع و منطبق با واقعیت انسان نیست. روش: این پژوهش از نوع بنیادی نظری و با روش کتابخانه ای تحلیلی انجام شده است. رویکرد حاکم بر تحلیل، روش استنطاقی (پرسشگری فعال از متن) است که از سوی شهید صدر ارائه شده است. در این روش، پژوهشگر با طرح پرسش های مشخص از متن قرآن به استنباط مبانی قرآنی می پردازد. فرایند تحقیق در دو مرحله اصلی انجام شد: 1. گردآوری و مطالعه مهم ترین نظریه های ساختار شخصیت در روان شناسی معاصر (شامل فروید، یونگ، آلپورت، راجرز، برن و دیگران)؛ ۲. استنباط و استخراج مؤلفه های ساختار شخصیت از آیات قرآن کریم و تفاسیر معتبر (مانند المیزان علامه طباطبایی و تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی). سپس داده های حاصل از این دو حیطه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و از راه تحلیل منطقی، نظریه های روان شناختی با معیارهای قرآنی نقد و ارزیابی شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای شخصیت در روان شناسی معاصر، با وجود دقت در توصیف برخی ابعاد، با پنج کاستی اساسی و بنیادین مواجه اند: ۱. غفلت از دوره پیش زادی: این ساختارها دوره جنینی و تأثیر آن بر سرشت و شخصیت را نادیده می گیرند؛ درحالی که هم یافته های روان شناسی رشد و هم آیات قرآن (مانند مؤمنون، ۱۲-۱۴) بر اهمیت این مرحله تأکید دارند. ۲. بخشی نگری و نادیده گرفتن بعد معنوی: هر نظریه تنها بر یک بُعد (هیجان، شناخت، عصبی) متمرکز شده و بعد معنوی به عنوان جزء اصیل شخصیت مورد غفلت قرار گرفته است. ۳. غفلت از ساحت فرادنیایی (روح): این نظریه ها انسان را به ساحت مادی محدود می کنند؛ درحالی که قرآن به صراحت از ترکیب روح الهی با جسم (سجده، ۷-۹) و وجود عوالم سه گانه دنیا، برزخ و آخرت برای انسان سخن می گوید. ۴. ناتوانی در تبیین مفاهیم تحول بخش دینی: مفاهیمی مانند توبه، شفاعت، احباط و تکفیر که در قرآن آمده و سبب تحول ناگهانی یا تدریجی در شخصیت می شوند، در چارچوب این ساختارها تبیین پذیر نیستند. ۵. عدم توجه به «خود خداسو» به عنوان هسته مرکزی: هسته شخصیت در این نظریه ها، «خود» (Ego/Self) است؛ درحالی که از دیدگاه قرآن، هسته واقعی شخصیت انسان، «صورت الهی» یا «خود خداسو» اوست که بیانگر فقر ذاتی و ربط وجودی انسان به خداوند است (فاطر، ۱۵؛ انشقاق، ۶). بحث و نتیجه گیری: این نقدها نشان می دهد روان شناسی معاصر به دلیل مبانی انسان شناختی محدود خود، فاقد چارچوبی جامع برای توصیف حقیقت چندلایه و سیال انسان است؛ در مقابل، آموزه های قرآنی با تأکید بر این موارد الگویی پویا، یکپارچه و فراعالمی از ساختار شخصیت ارائه می دهند: الف) تداوم سیر شخصیت از پیش از دنیا تا پس از آن؛ ب) ترکیب ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی؛ ج) نقش محوری رابطه انسان با خدا در شکل دهی به هویت و رفتار و د) امکان تحولات بنیادین (مانند توبه). نتیجه گیری نهایی این است که برای دستیابی به نظریه ای واقع نگر از شخصیت، لازم است روان شناسی با حفظ دستاوردهای تجربی خود، مبانی هستی شناختی خویش را با الهام از قرآن کریم بازتعریف کند و ساختاری را بپذیرد که «دوره پیش زادی»، «بعد معنوی و روحانی»، «سیر فرادنیایی» و «محوریت رابطه با خدا» را به عنوان ارکان اصلی شخصیت انسان به رسمیت بشناسد. این پژوهش مسیر حرکت به سمت «روان شناسی قرآن بنیان» با ساختاری توسعه یافته و جامع را ترسیم می کند. تقدیر و تشکر: در پایان نویسندگان این پژوهش از داوران ارجمند و دست اندرکاران انتشار نشریه که زمینه ساز نشر این تلاش فکری بوده اند، صمیمانه سپاسگزاری می کنند؛ همچنین قدردان مسئولان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه هستیم که با پذیرش رویکرد بین رشته ای قرآن و روان شناسی، زمینه را برای گفتگوی جدی میان دانش روان شناسی و آموزه های وحیانی فراهم می سازند. امید است این پژوهش گامی مفید در جهت بازتولید دانشی باشد که هم با حقیقت انسان سازگار باشد و هم در خدمت رشد معنوی و روانی جامعه قرار گیرد. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع در ارتباط با انتشار این پژوهش ندارند.
۶۱۱.

تجربه زیسته خودمراقبتی در زنان دارای همسر با ضایعه نخاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
همه اقشار جامعه نیازمند خودمراقبتی اند، اما از میان اقشار جامعه، انجام خودمراقبتی در زنانِ دارای همسر با ضایعه نخاعی به دلیل مشکلات فراوانی که دارند سخت تر است؛ این پژوهش با هدف واکاوی تجربه زیسته خودمراقبتی در این زنان انجام شد. پژوهش کاربردی حاضراز نوع کیفی پدیدارشناسی بود. جامعه مشارکت کنندگان در این پژوهش همه زنانی بود که مراقب اصلی همسر دارای ضایعه نخاعی خود بودند. انتخاب مشارکت کنندگان تا مرز اشباع داده با روش گلوله برفی انجام شد و نهایتاً با ۱6 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق انجام پذیرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. تحلیل داده های کیفی این پژوهش منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی، 11 مضمون فرعی و 90 مفهوم اولیه شد. مضامین اصلی شامل: "خودمراقبتی با تمرکز بر خود"،" خودمراقبتی با تمرکز بر خانه، همسر و خانواده " و " خودمراقبتی با تمرکز بر محیط" بود. یافته های این پژوهش نشان داد که خودمراقبتی در در زنان دارای همسر با ضایعه نخاعی یک پدیده چندبعدی و مهم می باشد که درک این تجربیات می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات حمایتی تخصصی و مبتنی بر جامعه باشد تا علاوه بر حمایت از فرد دارای ضایعه نخاعی، سلامت روان و جسم مراقبین او نیز به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
۶۱۲.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی نگرش های انسان شناختی برای دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
نگرش های انسان شناختی زیربنای خودپنداره، عزت نفس و رفتارهای فردی و اجتماعی هستند. با توجه به خلأ وجود بسته آموزشی استاندارد برای دوره اول ابتدایی، پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی نگرش های انسان شناختی برای دانش آموزان پایه اول تا سوم انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از نوع اکتشافی بود. بسته آموزشی ۱۰ جلسه ای بر اساس پنج مضمون اصلی مستخرج از پژوهش های کیفی پیشین (ماهیت انسان، تمایز با حیوانات، هدف زندگی، آغاز و انجام زندگی) تدوین شد. اعتباریابی بسته توسط ۱۰ متخصص با استفاده از شاخص های CVR (لاوشه، ۱۹۷۵) و CVI (والتز و باسل، ۱۹۸۱) انجام شد. پایایی بسته نیز با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد میانگین CVR کل بسته ۰.۷۲ و میانگین CVI ۰.۹۱ بود. ۷ جلسه (۷۰%) دارای CVR معنادار و CVI عالی بودند. جلسات ۱، ۳، ۵ و ۷ با CVR مساوی ۱ بالاترین ضرورت را داشتند. پایایی کل بسته ۰.۸۴ بود. جلسه ۹ (پایان زندگی) با CVR معادل۰.۴۰ و CVI معادل۰.۷۵ پایین ترین امتیاز را کسب کرد. بسته آموزشی از روایی محتوایی مطلوب و پایایی قابل قبول برخوردار است. جلسات مرتبط با مفاهیم عینی بدون تغییر قابل اجرا هستند، اما جلسات مرتبط با مفاهیم انتزاعی و حساس نیازمند بازطراحی با رویکرد تدریجی و تمثیلی می باشند. اجرای آزمایشی و بازطراحی جلسات ۴، ۹ و ۱۰ پیشنهاد می شود.
۶۱۳.

الگوی تاب آوری خانواده در سایه جنگ: تبیین مؤلفه های محافظ روانی و معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های روانی و معنوی تاب آوری خانواده ها در شرایط جنگ ایران و اسرائیل انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه خانواده های تهرانی ساکن در زمان جنگ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری با 19 خانواده مصاحبه شد. روش تجزیه تحلیل داده استفاده از روش سیستماتیک اشتراوس و کربین بود. نتایج در این پژوهش نشان داد که هستی شناسی خالق محور با محورهای (تاثیرپذری مداوم مخلوق از خالق؛ معنابخشی به فلسفه زندگی؛ تبلور ارزش های اخلاقی ) شرط علی تاب آوری خانواده ها؛ مقاومت وجودی و آگاهانه با محورهای (مسئولیت شناسی وجودی؛ مشارکت اجتماعی و کنش جهادی؛ بازتعریف قواعد خانوادگی در شرایط جنگی؛ بازخوانی هویت جمعی) راهبرد تاب آوری خانواده؛ بینش تاریخی مقاومت با محورهای (گسترده منابع اطلاعاتی؛ اسطوره سازی شهدا و الگوهای موفق؛ انتقال خرد) عامل زمینه ساز تاب آوری خانواده؛ مدیریت گفتمان سازی رسانه ای با محورهای (عاملیت در چینش اخبار و کنترل حدود و کیفیت اخبار) عامل واسطه گر در ایجاد و تداوم تاب آوری خانواده؛ تعادل و انسجام خانوادگی مبتنی بر بافت مقاومت جمعی با محورهای (همکاری و همراستایی والدین؛ تعادل یابی مجدد در سیستم خانوادگی؛ تربیت متمرکز بر حفظ سلامت و رشد فرزندان؛ تاثیرگذاری مثبت بر تعاملات اجتماعی؛ آرامش جمعی و ارتقای پیوند اجتماعی و وحدت ملی با درون مایه میهن پرستی دینی) پیامد ناشی از اجرای راهبردهای تاب آورانه خانواده های تهرانی در شرایط جنگ ایران و اسرائیل بود.
۶۱۴.

تدوین و اعتباریابی بسته بازی درمانی مبتنی بر مهارت های ارتباطی برای کاهش اختلالات رفتاری در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف پژوهش حاضر، تدوین و اعتباریابی بسته بازی درمانی مبتنی بر مهارت های ارتباطی برای کاهش اختلالات رفتاری در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خواندن بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری شامل اساتید، متخصصان و درمانگران حوزه روان شناسی بود که با روش نمونه گیری هدفمند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، ۱۰ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای (مضامین اصلی، فرعی و کدهای باز) تحلیل شدند. بسته بازی درمانی طی ۱۵ جلسه و در سه سطح تدوین شد: سطح اول شامل بازی های مرتبط با انواع و نحوه برقراری ارتباط، سطح دوم شامل بازی های مبتنی بر انواع ارتباطات، و سطح سوم شامل بازی های مرتبط با ارتباطات در زندگی روزمره. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اهداف آموزشی هر سطح به طور مشخص قابل تفکیک و اجرا هستند. یافته ها نشان دادند که بسته تدوین شده تأثیر معنادار و پایداری بر بهبود رفتارهای درونی سازی شده (نظیر اضطراب و انزوا) و برونی سازی شده (نظیر پرخاشگری و نافرمانی) در کودکان دارای اختلال یادگیری خواندن دارد. این بسته می تواند به عنوان ابزار درمانی مؤثر در محیط های آموزشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد
۶۱۵.

اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه: آموزش تقویت مقابله زوجی یکی از آموزش های نوین برای زوج ها است که مقابله با استرس را به صورت زوجی آموزش می دهد. از این رو هدف پژوهش اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع تحلیل تک موردی و به این صورت بود که آزمودنی ها در مراحل خط پایه، آموزش و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ جامعه مورد مطالعه تمامی زوج های آشفته شهر اصفهان در سال 1401 بودند که از میان آنان نمونه هشت نفری (چهار زوج)، به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه ماشدن تاپکواوزر (2020) و پرسشنامه آشفتگی زناشویی ویشمن و همکاران (2009) مورد ارزیابی قرار گرفتند.تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل برای تحلیل دیداری، شاخص تغییر پایا و درصد بهبودی انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد در اثر آموزش مقابله زوجی (CCET) توانستند بهبود کمی را در ماشدن تجربه کنند که این مقادیر در زنان بیشتر بود ولی اثر بخشی آموزش تقویت مقابله زوجی بر آشفتگی زناشویی 6 نفر (سه زوج اول، دوم و چهارم) در مرحله پیگیری معنادار به دست آمد. نتیجه گیری: در نتیجه برنامه آموزش تقویت مقابله زوجی توانست به کاهش آشفتگی زناشویی زوج های آشفته کمک کند؛ اما در مورد ماشدن که احساسی عمیق در یک رابطه زناشویی است و لازمه آن رسیدن به معنا و دید مشترک در رابطه است، این آموزش به تنهایی اثربخشی لازم را نشان نداد.
۶۱۶.

مدل نظری تجرد زیستی قطعی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف از این پژوهش، تدوین یک مدل نظری برای تجرد زیستی قطعی جوانان بود. این تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات، از روش تحلیل اسنادی و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده گردید. همچنین، روایی محتوایی (CVI) با نظر ده کارشناس خبره در حوزه های روان شناسی و جامعه شناسی بررسی شد. در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 17 مقوله اصلی استخراج گردید. مقوله های کشف شده شامل شرایط علّی و سبب ساز (روان بنه ها و تیپ های شخصیتی مشکل ساز، اختلال در شکل گیری هویت جنسی، تغییر فضا و حاکمیت فرهنگ غرب، بازاندیشی در نگرش ها و ارزش های ازدواج، ویژگی های زیستی فیزیولوژیکی، نقش مناسبات سرمایه اجتماعی در تجرد و شرایط نامطلوب اقتصادی)، شرایط زمینه ای (سیستم معیوب خانواده، فرصت های فردگرایانه و بدیل های عاطفی و جنسی برای ازدواج)، شرایط مداخله ای (مداخلات خانواده، مداخلات اجتماعی، مداخلات فرهنگی و مداخلات مذهبی ناشیانه)، راهبردها (سبک ها و پاسخ های رویارویی و مقابله ای با کاهش مطبوعیت ازدواج) و پیامدها (مجردی آسیب زا و مجردی فرصت ساز) بود. پدیده مرکزی که از این مقوله ها استخراج شد، «کاهش مطبوعیت ازدواج در بین جوانان مجرد» بود. این نتایج می توانند در برنامه ریزی برای پیشگیری و مقابله با این پدیده، به عنوان ابزار راهبردی برای لایه های حاکمیتی و نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانه ای مورد استفاده قرار گیرند.
۶۱۷.

بررسی کیفی عوامل مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری: تأثیرات سطح بلوغ عاطفی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری در میان زوجین و بررسی تاثیر سطح بلوغ عاطفی آنها در این تصمیم انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 زوج که بصورت آگاهانه تصمیم به نداشتن فرزند گرفته اند، در دو شهر تهران و اصفهان در سال 1403 برطبق ملاک های ورودی پژوهش گردآوری شدند. تحلیل داده ها نیز با روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام گرفت. یافته ها در 3 مقوله محوری، 9 مقوله اصلی ، و 47 مقوله فرعی طبقه بندی شده و نشان دادند که نابسندگی مهارت های مدیریت هیجان، ظرفیت محدود در تاب آوری و مسئولیت پذیری، و کیفیت نامطلوب رابطه زوجی، از مهم ترین عوامل عدم تمایل به فرزندآوری با محوریت سطح بلوغ عاطفی در زوجین محسوب می شوند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که عدم تمایل زوجین به فرزندآوری، فراتر از عوامل اجتماعی و اقتصادی می تواند بطور ویژه متاثر از سطح بلوغ عاطفی زوجین باشد و دراین راستا اهمیت شکل دهی برنامه های مداخله ای با محوریت ارتقاء سطح بلوغ عاطفی و مولفه های آن جهت بهبود مهارتهای هیجانی، تاب آوری و مسئولیت پذیری، و نیز کیفیت رابطه زوجین مورد تأکید است.
۶۱۸.

آزمون ساختار عاملی و سنجش همسانی درونی مقیاس معلم رهبری در بین معلمان عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۳
هدف مطالعه حاضر آزمون ساختار عاملی و سنجش همسانی درونی مقیاس معلم رهبری در بین معلمان عراقی بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها توصیفی-همبستگی (تحلیل عاملی) بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان متوسطه اول استان صلاح الدین کشور عراق در سال 2025 بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 416 معلم از 10 مدرسه به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در مطالعه حاضر، مقیاس معلم رهبری هویدا و همکاران بود. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس نشان داد مقیاس معلم رهبری دارای 8 عامل دانش و توانایی، چشم انداز توسعه ای، اخلاق، تقویت مسئولیت پذیری دانش آموزان، نفوذ، همکاری، ایجاد محیط مثبت و قدردانی است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد بار عاملی تمامی 43 گویه در حد مطلوبی قرار داشته و همچنین تمامی زیرمقیاس ها دارای همبستگی معنادار با یکدیگر هستند؛ از این رو درستی ساختار عاملی مورد تایید بود. همچنین تمامی شاخص های برازندگی (بزرگتر از 90/0)، نشانگر برازش مناسب مدل با داده ها بودند. همچنین شاخص های مربوط به روایی و پایایی شامل ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (بزرگتر از 87/0)، میانگین واریانس استخراجی (بزرگتر از 67/0) و شاخص روایی یگانه-دوگانه (کوچک تر از 68/0) نیز نشانگر همسانی درونی، روایی واگرا و روایی همگرای مطلوب مقیاس بودند. مطابق نتایج، مقیاس معلم رهبری ابزاری روا و پایا برای سنجش معلم رهبری در معلمان متوسطه اول در کشور عراق بوده و می تواند برای بسط نظری این حوزه در بستر فرهنگی کشور عراق و مطالعات بررسی روابط با متغیرهای هدف در زمینه کاربردی، برای پژوهشگران، تصمیم گیرندگان و معلمان مفید باشد.
۶۱۹.

پیش بینی انگیزش تحصیلی بر اساس خودکارآمدی و عزت نفس در دانشجویان: نقش تعدیل کننده وضعیت تأهل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی انگیزش تحصیلی دانشجویان بر اساس خودکارآمدی و عزت نفس با نقش تعدیل کننده وضعیت تأهل بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 323 نفر از این دانشجویان با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با مقیاس انگیزش تحصیلی هارتر (HAMS)، مقیاس خودکارآمدی (SES) و مقیاس های عزت نفس کوپر اسمیت (CSEI) انجام شد. یافته ها نشان داد که خودکارآمدی و عزت نفس با انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری دارند (P< 0.01). تحلیل رگرسیون چندگانه در میان دانشجویان مجرد نشان داد که خودکارآمدی (0.39=β) و عزت نفس (0.27=β) به طور معناداری انگیزش تحصیلی را پیش بینی می کند. خودکارآمدی (0.42=β) و عزت نفس (0.31=β) به طور معناداری انگیزش تحصیلی را در دانشجویان متأهل پیش بینی می کردند. بین ضرایب همبستگی چندگانه در دانشجویان مجرد و متأهل تفاوت معناداری مشاهده شد (P< 0.01). به نظر می رسد وضعیت تأهل می تواند روابط میان خودکارآمدی و عزت نفس با انگیزش تحصیلی دانشجویان را تعدیل کند.
۶۲۰.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه تفکر انتقادی و فرهنگ استودیویی در فرایند آموزش طراحی معماری دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
بیان مسئله: طراحی، کنکاشی نوآورانه در خلق مصنوعات بدیع است که ذهن، شخصیت و توانمندی های آفرینش گر را به چالش می کشد و به خدمت می گیرد. در عرصه معماری، این کنکاش با پیچیدگی ها، تضادها و پرسش های چالش برانگیزی روبروست که مستلزم بهره گیری از گنجینه ای از دانش و بکارگیری شیوه های تفکر نقادانه و خلاقانه است. در حوزه آموزش تفکر طراحی، اجماعی بر مؤثرترین روش شناسی وجود ندارد. از این رو، ضرورت بررسی رویکردهای آموزشی که خلاقیت دانشجویان را برانگیزد، بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، توانمندسازی دانشجویان به تفکری انتقادی، مستقل است؛ تفکری که بدون اتکا به راهنمایی استادان و تقلید از تجربیات پیشین، فرهنگی نوآورانه را در محیط کارگاه های آموزشی پدید آورد. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، از رویکردی کیفی با اتکا بر ابزارهایی همچون مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، برای نیل به مقصود تحقیق بهره جسته شد. در بخش نخست پژوهش، به منظور اخذ نظرات کارشناسانه، از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای گزینش نمونه ها استفاده شده است. در این مطالعه، 16 نفر مشارکت کرده اند و داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از کدگذاری باز و محوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در بخش دوم پژوهش نیز، پرسشنامه ای در سه گروه، از میان 105 نمونه آماری دانشجویان رشته معماری دانشگاه های تهران و کرج (دولتی و آزاد) گردآوری شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های پژوهش، نشان داد که فرایند آموزش طراحی معماری در دانشگاه های ایران تأکید زیادی بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی در بین دانشجویان نداشته است. این در حالی است که ادغام سبک های تفکر مختلف، از جمله تفکر بصری، انعطاف پذیر، استعاری، استراتژیک، خلاق و تفکر انتقادی، در پرداختن به چالش های چندوجهی این حوزه بسیار مهم تلقی می شود. همچنین، نتایج نشان داد که اساتید به نقش محیط استودیو در تقویت خلاقیت دانشجویان توجه ویژه ای دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان