از آنجا که دوره صفویه یکی از پربارترین دوره های هنری تاریخ ایران محسوب می شود بررسی و شناخت این دوره ضروری است. تبریز به عنوان اولین پایتخت صفویان آغازگاه این دوره طلایی به حساب می آید.
نوشته حاضر ضمن اشاره به نظریه خاص اروین پانوفسکی درباره آیکونولوژی و آیکونوگرافی، تابلوی سفیران هانس هولباین را بر اساس این نظریه مورد تحلیل قرار می دهد.
«آزمون آتش سیاوش» که عموماً با عنوان «گذر سیاوش از آتش» شناخته می شود، بیشترین شمار نگاره های تاریخ نقاشی ایران را به خود اختصاص داده است؛ قریب دویست تصویرِ به جا مانده از این مجلس، دلیلی بر این مدعاست. موضوعی که هرچند بیش از هر مکتب، در شیراز تصویر می گردد، اما در تمامی اعصار حضوری پررنگ دارد. وجود این تعداد نگاره، آن هم با موضوع یک سان، این امکان را فراهم می آورد که با تطبیق تعداد متنابهی از نمونه های یاد شده، چگونگی ارتباط و تعامل نقش مایه های تصویری و ویژگی های هنری مکاتب گوناگون نگارگری، مورد مطالعه قرارگیرد. زیرا این منظومه، نه تنها در تمامی ادوار، بلکه به کرات در هر دوره و زمان، تصویر شده است. از این رو مقاله ی تحقیقی حاضر سعی دارد با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی، تعدادی از نگاره های «گذر سیاوش بر آتش» را بررسی، ادامه سنت ها و یا به عکس ثقل صور و عناصر تصویری در مکاتب و اعصار گوناگون را بنمایاند. چراکه مسلماً ویژگی های هنری هر سبک، موضوع اولیه را تحت الشعاع قرار داده و الزام استفاده از نقش مایه ها، رنگ ها و ترکیب بندی های خاصی را اعمال می کرده است. اهداف: 1- بررسی تاثیر علایق زیبایی شناسانه ی ازمنه ی گوناگون در پرداخت موضوعی یگانه در ادوار متفاوت. 2- ارزیابی میزان پایبندی نقاشان مکاتب متفاوت به متون توصیفگر و استفاده از نقش مایه های نمادین. 3- معرفی شماری چند از نگاره های مهجور گذر سیاوش بر آتش. سؤال: - اصول و علایق مکاتب متفاوت نگارگری در پرداخت مضمونی خاص، همچون گذر سیاوش از آتش، چه تاثیراتی را داشته است؟کلیدواژگان: گذر سیاوش از آتش ، شاهنامه ، نگارگری ایرانی ، نقش مایه های نمادین
این مقاله به بررسی بنیادهای طبیعی و آیینی اهریمن پرستی زروانی و نمونه های بازمانده ازآن در شاهنامه و فرقه ی شیطان پرست یزیدیه می پردازد. آیین زروانی به دلیل پیوند گسترده با نیروهای ویرانگر طبیعی، سرنوشت گریزناپذیر و برتری نیروهای شر بر خیر، زمینه ی ترس از اهریمن، قربانی برای او و نیز اهریمن پرستی را فراهم کرده است. برتری نیروهای شر بر خیر در پیکره های زروان به خوبی به تصویر کشیده شده و توصیف اهریمن در متون پارتی مانوی، الفهرست ابن ندیم و نمادپردازی های فرقه ی یزیدیه از مَلَک طاوس(شیطان)، انتساب پیکره های زروان را به اهریمن تاییدمی کند. نمونه هایی از قربانی برای اهریمن در داستان ضحاک ماردوش شاهنامه و تمثیل شیر و نخجیران کلیله و دمنه به جای مانده است. نشانه های اهریمن پرستی زروانی نیز در داستان دژ بهمن و متون یزیدیه نمودیافته است.
دراین مقاله تأثیر سیمرغ ساسانی بر هنر اسلامی و غربی و همچنین مهاجرت این نقش به این سرزمین ها در طول دوران ساسانی و بعد از سقوط آنها بصورت اجمالی مورد بررسی قرار می گیرد. این انتقال بوسیله تبادل فرهنگی، تجاری و همچنین ارسال هدایای سلطنتی به کشورهای همجوار و دور دست صورت پذیرفته است. سیمرغ ساسانی با آنچه که در افسانه ها و ادبیات فارسی توصیف شده است، تفاوت بسیار دارد. ترکیب ساختاری بدن او قابل توجه است: عموماً دارای سر سگ (در برخی موارد سر شتر، شیر و عقاب)، بدن و پای شیر یا سگ، بال هایی از جنس پر شبیه بال عقاب و دم طاووس. تنوع شکل و حالت دم طاووس سیمرغ ساسانی اساس طبقه بندی این مقاله است. براساس تصاویری که ارائه شده چهار گروه اصلی وجود دارد که می تواند هر یک خود دارای زیر گروه هایی نیز باشد. آنچه که منتج می شود این است که کاربرد سیمرغ های گروه اول نسبت به سایر گروه ها زیادتر بوده که این موضوع دال بر محبوبیت و تاثیر گذاری بیشتر آنها نسبت به دیگرگروه ها است.
موضوع تحقیق در این پژوهش، ارزش های بیانی و بصری حروف فارسی بوده است. هدف پژوهش نظری، تلاش برای پاسخگویی به پرسش های بنیادین و یافتن مجهولاتی است که در برخی دوره ها به علت آمیختگی خرافه ها و باورهای نادرست، ریشه های کاملاً علمی این پدیده را آلوده است. هدف پژوهش میدانی برقراری ارتباط بین هنر ارتباط تصویری و زمینه های کاربردی حروف جدای از وظیفه خوانایی آن در جهت انتقال مفاهیم رازورانه در زندگی روزمره می باشد. در این راستا تعداد 30 ادعیه ی مکتوب از معتبرترین اذکار گنجینه علمای این فن مورد بررسی قرار گرفت. روش آزمایش به صورت طرح پرسشنامه در 4دسته کلی از تحلیل محتوا که شامل تحلیل های نمادین می باشد صورت گرفت که عبارتند از: بررسی های مختلف از زوایای عناصر بصری موجود در طرح، عناصر موجود در قوانین نحوی حروف، ساختار انتقال مفهوم به مخاطب و در آخر بررسی اصل مفاهیم موجود در آثار را در بر می گیرد. هدف، یافتن کدهای ارتباطی توسط حروف الفبای فارسی بوده است. مطالعه و بررسی نظری در این زمینه همچنین تحلیل محتوای نمادین از زوایای متفاوت بیانگر این واقعیت است که طراح با برانگیختن محتوای پنهانی حروف، انرژیهای بصری را شکل داده و در جهت هدفی مقدس به تصویر می کشد.