پیدایش عکاسی در ایران به سال های ابتدایی حکومت محمدشاه قاجار برمی گردد که طی آن به درخواست شاه قاجار دستگاه های عکاسی از روسیه و انگلیس به ایران آمد. و در آذرماه ۱۲۲۱ خورشیدی نخستین عکس در ایران به ثبت رسید. در همان دورانی که ایرانیان مشغول آموختن عکاسی بودند، خارجیان مقیم ایران و سیاحان از جمله «لوئیجی پشه» به عکاسی از فضای ایران پرداختند. یکی از این خارجیان مقیم ایران آنتوان سوروگین (Antoin Sevruguin) بود که به عکاسی از نقاط مختلف ایران روی آورد. آثار سوروگین که آینه فرهنگ و جامعه ایران عصر قاجار است از معروف ترین عکس های این دوره به شمار می رود. عکس های آنتوان از جنبه های مختلفی نظیر تکنیکال، جامعه شناختی و نشانه شناسی قابلیت تجزیه و تحلیل دارند که نگارنده در این نوشتار ضمن معرفی زندگی هنری سعی دارد تا به معرفی آثار و رویکرد عکاسی او بپردازد.
مقاله حاضر به بررسی نقش آرم در فرایند ارتباط با جامعه می پردازد . هدف آن شناخت عوامل تاثیر گذار در این امر است . این مقاله از دو گفتار اساسی شکل گرفته است ؛ 1- انواع کارکردهای تصویر ، با تمرکز بحث بر روی آرم 2- گونه های کاربردی آرم . این دو مقوله از هر لحاظ مربوط به هم و عوامل آنها متاثر و بر ساخته یک دیگرند . تا کنون نظریه های گوناگونی در باره « ارتباط » ارائه شده است ، اما نظریه « رومن یاکوبسن » در باره ارتباط کلامی ، سودمندترین و کاملترین بحث است که به سادگی می توان آن را در گستره نظام های نشانه شناسی غیر زبانی به کار گرفت ...
میان حوزه های هنری مربوط با آئین بودایی در چین، شاخه ای که به شدت از این کیش و ویژگی های خاص آن تأثیر پذیرفت، مجسمه سازی بود؛ گرایشی که با پشت سر گذاشتن چند قرن از زمان ورود بودیسم به این سرزمین مسیر تکامل خود را طی کرد و به هنری مستقل و تمام عیار تبدیل شد. پیکرتراشی بودایی چین در آغاز متأثر از فرهنگ هندوستان بود که این روند به زودی جای خود را به روح حاکم بر هنر چینی سپرد و به حالتی غیر اندام وار و طبیعتاً غیرجسمانی تبدیل شد؛ روندی در جهت بومی سازی که با روی کار آمدن سلسله خاندان های شش گانه شدت گرفت و به مرور، از نوعی خصلت خطی موزون و آرام بهره مند شد که حاکی از روح هنری چین بود. این حوزه در عصر تانگ با تأثیرپذیری از سبک گوپتای هند، ظاهری ناتورالیستی با پیکره ای بدن نما و منعطف به خود گرفت؛ درحالی که در دوره سونگ، مادینگی، نشستن غیر رسمی و استفاده از چوب را سه مبنای عمده برای خود قرار داد. در دوران سلطنت های یوآن، مینگ و چینگ پیکره سازی بودایی به حاشیه رفت و با آغاز قرن بیستم و گرایش به رئالیسم سوسیالیست، موضوع های اجتماعی و سیاسی در مجسمه سازی چین وارد شد و بهره گیری از دستاورد های هنری غرب نیز به امری ناگزیر بدل شد. هدف این پژوهش، بررسی تاریخی و تکامل این پیکره ها از دیدگاه فیگوراتیو (آناتومی، فرم، رنگ، بافت و...) و تطبیق کیفی آثار هر دوره (با ویژگی های خاص خود) با دیگر دوران است؛ از این رو، این روند تاریخی از اواسط امپراتوری هان، یعنی قرن اول میلادی - مصادف با ورود بودیسم به چین - آغاز شده و تا دوران اخیر تداوم یافته است.
نیاز اهل کتاب و کتابت سبب شد تا در سده های میانه و پس از آن در عهد تیموریان و صفویان کاغذگران به جنبه های زیبایی شناختی کاغذ بیندیشند و انواع و گونه های کاغذهای الوان و هنری را فراهم آورند . یکی از روش های مورد توجه بر اساس توصیه های اساتید فن ، رنگرزی کاغذ با رنگ طبیعی حنا بوده است که در دوره های متفاوت تاریخی مورد استفاده هنرمندان قرار گرفته است . در این تحقیق پس از بررسی اجمالی رنگ های مورد استفاده و روش های مختلف رنگرزی بر اساس متون تاریخی به جا مانده از دوره تیموریان و صفویان تا قاجار ، به بررسی علمی اثرات میکروبیولوژیک رنگ حنا پرداخته شده است ...
در دوران اولیه عکاسی در جهان و همچنین در ایران ، چون هنوز دستگاه بزرگ سازعکس یا آگراندیسور ابداع نشده بود، عموماً برای آنکه نیاز به عکس های بزرگ را برآورده سازند، دوربین ها را بزرگ می ساختند تاشیشه های بزرگ در آنها جای گیرد و سپس از روی همان شیشه ها، عکس را به طریق کنتاکت (تماس مستقیم شیشه بر روی کاعذ) چاپ می کردند تا اینکه در سال 1274 ق /1857 م دستگاه آگراندیسور خورشیدی در خارج از کشور ابداع شد. قطعاً این دستگاه سریعاً و در همان سال ها به ایران نرسید. قدیم ترین رساله عکاسی دوره ی قاجار که در آنها از بزرگ نمودن عکس یا آگراندیسمان نام برده شده یکی رساله احمد (سال نگارش بین 1290 تا 1300 ق ) و دیگری رساله پاپاریان دواساز (سال نگارش 1313 ق ) است . ورود اولین دستگاه آگراندیسور را که منبع تأمین روشنایی آن با سوزاندن نفت و یاانرژی از پیل الکتریکی کار می کرده است به سال 1305 ق پس از بازگشت میرزا محمد خان حشمت الممالک برادر دوست محمد خان مغیر الممالک از فرانسه نسبت می دهند. اما با یافتن اسنادی توسط صاحب این قلم مشخص می شود که یک دستگاه آگراندیسور از سال 1284 ق در عکاس خانه سلطنتی موجود بوده و آقارضا حداقل ازسال 1287 ق با آن دستگاه برای بزرگ نمایی شیشه عکس اقدام نموده است . این اسناد و مدارک برای اولین بار در تاریخ عکاسی ایران مطرح می شود.
در این مقاله فرضیه نگارنده مبتنی بر این نکته بوده که با افول کتاب آرایی که تقریباً از اواخر دوره صفوی شروع می شود، پیکرنگاری به مثابه ابزاری برای کسب اعتبار فرهنگی و تبلیغ در باری شکل گرفته و نمونه آن وجود پیکرنگاری های متعدد از نادرشاه و جانشینان اوست که امروزه از این دوره باقی است. تناه کتابی که به دستور میرزا مهدیخان استرآبادی ، هنرپرور این دوره، کتاب آرایی شد، کتاب جهانگشای نادری است که ظاهراً محمد علی نقاشباشی دربار حدود سیزده نگاره بر ان نقش زده که جملگی در ارتباط با جنگ ها و پیروزی های نادر است. در کنار این پیکرنگاری ها و کتاب آرایی، نقاشی از نوع لاکی هم که از اواخر دوره صفوی شروع شده بود، بر روی قلمدان ها، قاب آیینه ها،صندوقچه ها ، روی جلد کتاب ها و غیره رونق بیشتری یافت و نقاشانی چون محمد علی، علی اشرف، محمد باقر و بعدها محمد صادق در این قلمرو آثاری ماندگار تولید کردند که امروزه در موزه ها و مجموعه ها ی خصوصی نگهداری می شود. دراین مقاله تلاش شده تا از لابلای متون و آثار برجای مانده ، نقاشی دوره افشاریه بازسازی و ویژگی ها و خصوصیات آن شناسانده شود..