فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۲٬۸۱۳ مورد.
تجلی دین در سینما
کشف دوباره زیباشناخت
شیوه های تحلیل
منبع:
بیناب ۱۳۸۳ شماره ۵ و ۶
حوزههای تخصصی:
تصویر متحرک و سه گونه آن (دومین شرح بر نظرات برگسون)
منبع:
فارابی ۱۳۷۰ شماره ۱۳
حوزههای تخصصی:
چیدمان مرمت: بافت تاریخی یا پهنه تاریخی؛ در گفتگویی با مهندس سید محمد بهشتی شیرازی
حوزههای تخصصی:
درآمدی بر نسبت هنر و اخلاق در عصر مدرن
منبع:
آینه خیال ۱۳۸۷ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
هنر ریاضی
تخیل, خلاقیت و ایمان
اهمیت هنرهای سنتی برای زندگی مسلمانان در دنیای متجدد (The Significance of Traditional Islamic Art for the Life of Muslim Societies in the Modern World)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر همواره شاخه ای از فلسفه دانسته شده که در آن نظر و عمل با هدف ابداع و آفرینش به هم می پیوندند. از سوی دیگر، هنر سنتی و قدسی یکی از نقاط مشترک میان فلسفه و دین ، به ویژه از نظر زبان رمزی آنهاست. هر دین برای بقا و استمرار نیاز به قالبی بیرونی متناسب با ابعاد درونی خود دارد و هنر مربوط به آن دین موظف به خلق این قالب است، که شامل فضای ساخته شده و اشیایی است که در آن قرار می گیرد. اسلام نیز همچون گسترده ترین دین در جهان از این قاعده مستثنی نبوده است. هنر اسلامی وظیفة خود دانسته تا محیطی آرام و متعالی بسازد، به گونه ای که انسان هرگز در آن دچار غفلت نشود، جایی که کالبد فضا و اشیاء مادی حاضر در آن هماهنگ با ضرورت های زندگی معنوی است. امّا، در نقطة مقابل، تمدن جدید انسان را به پدیده ای صرفاً زیست شناختی تنزّل می دهد و به-نام پیشرفت، خود را تنها مسئول رفاه جسمانی او می داند. تجدد وضعیتی نابهنجار با نابسامانی های بسیار به وجود آورده است، به طوری که در آن ساخته های هنر و معماری تنها به هیجانات و شهوات بشر دنیامدار توجه می کند.
این هنر تا حد خفقان آوری با معیارها و آرمان های ذهنی و معنوی انسان مسلمان در ستیز است. از آنجا که برای استمرار زندگی مؤمنانهٴ اکثر مسلمانان یادآوری دائمی حقائق الهی که هنر و دست ساخته های سنتی در صور بیرونی منعکس کرده است، ضرورت تام دارد، ازمیان رفتن هنر و معماری سنتی و قدسی به معنای غفلت، یعنی فراموشی از یاد خداوند خواهد بود. مقالهٴ حاضر دربارهٴ نیاز به فضا و محیط سنتی برای زندگی مسلمانان در دنیای متجدد از جوانب گوناگون به بحث می پردازد.
ریشه های تغییر طراحی ایرانی از طریق الهیات اسلامی
منبع:
هنر دینی ۱۳۸۰ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
عصر طلائی امپراتوران بزرگ موریائی هند و اثرات فرهنگی ایران هخامنشی و دیانت زرتشتی در تکوین این دوره
جهش پساساختار گرایانه
اساطیر و هنر میترایی
حوزههای تخصصی:
ساختگرایی، آخرین جلوه استبداد "حقیقت"
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۵ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
ساختگرایی (structuralism)، به عنوان شیوه ای در نقد ادبی و هنری در دهه های نخستین قرن بیستم پدید آمد و در نیمه دوم آن سده به نقطه اوج خود رسید. این شیوه نقد، همواره می کوشید به خود شکل و رنگ علمی ببخشد و تمرکز بر ساختار آثار ادبی و هنری، این امکان را به ساختگرایان می داد که از دیدگاه خود قواعدی ابطال ناپذیر و فرمول هایی ثابت و لایتغیر برای بررسی آثار هنری وضع کنند. ساختگرایی اگرچه در آغاز به زبان شناسی متکی بود ولی عرصه های گوناگونی همچون مردم شناسی، فلسفه، روان شناسی، تاریخ و زمینه های مختلفی از علوم انسانی را در برگرفت. این مقاله تامل و نقدی است بر مجموعه رویکردهایی که تحت عنوان ساختگرایی در نقد ادبی و هنری و علوم انسانی پدید آمد. آنچه ساختگرایی نامیده می شد، امروز به عنوان یک روش زنده، منسوخ شده است و اگرچه به جنبه هایی از آن در پژوهش های مربوط به علوم انسانی می توان استناد کرد، اما ساختگرایی را باید به منزله آخرین تلاش منتقدان برای تولید «حقیقتی» مطلق و غیر قابل نقض به شمار آورد.
هنر مدرن و صنایع فرهنگی در نظریه زیبا شناختی تئودور آدورنو
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۲ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی و فیلم
منبع:
بیناب ۱۳۸۴ شماره ۸
حوزههای تخصصی: