فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۲٬۸۱۳ مورد.
فیلم، فقط «فیلم» نیست (ملاحظاتی درباره فلسفه فیلم)
حوزههای تخصصی:
چشم انداز، هنر آرمانی: جایگاه هنرمندان در پیشرفت و توسعه ی کشور
حوزههای تخصصی:
سوء استفاده از زیبایی
منظره تجربه هنری و تجربه دینی در حکمت هنر اسلامی
حوزههای تخصصی:
دنیای نگریسته (تأملات فلسفی استنلی کاول درباره سینما)
حوزههای تخصصی:
بحران معنا در دین و هنر
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی نشانه های تصویری بارویکردی به گرنیگا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن دربردارنده واژگان یا نشانه های بصری است که ذهن خواننده را به رمزگشایی، ترکیب وساخت معانی هدایت می کند. یک «متن» معمولاً به گزارش یک پیام اشاره دارد و به طور فیزیکی مستقل از فرستنده و گیرنده اش است. آن می تواند به صورت یک کتاب، تصویر، برنامه تلویزیون، فیلم یا محصول (کالا) باشد. در واقع متضمن علائم، کیفیات، تصاویر، صداها و اشارات است و توسط قراردادهای ارتباطی طبقه ای خاص قابل تأویل می باشد. هدف این تحقیق بررسی اشارت معنایی و پتانسیل نهان در واژگان و فرم های تصویری دارد. نشانه شناسی یک چارچوب نظری و روان شناختی جهت تجزیه وتحلیل سطوح معنایی زبان، متون وعکس یا نقاشی به مثابه متون تصویری به مدد دلالت ها، مفاهیم نظری وفلسفی ارائه می کند. ابتدا به نشانه شناسی متن و سپس با به کارگیری عناصر مشترک متن و تصویر و با ابزارهای نشانه شناسی به نقد تصویرپرداخته است. گرنیکا، شاهکاری برجسته و کار بزرگ سیاسی قرن بیستم، همانند یک متن، مجموعه ای از عناصر منحصربه فرد را در خود دارد که معنا و مفهوم عمیقی را در بر دارند. ساختار معنایی متن تصویری با ارائه دیدگاه مناسب نشانه شناسی جهت تأویل وتفسیر «گرنیکا» اثرمعروف پیکاسو استفاده شده ومعنا ومفهوم در سطوح چندگانه عمل می نمایند.
نور و هنر زرتشتی
حوزههای تخصصی:
بهره بردن از هنری متعالی
منبع:
سوره ۱۳۸۶ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
واتیکان و رسانه
رسانه و نوگرایی
سورئالیسم و انسان شناسی
منبع:
خیال ۱۳۸۶ شماره ۲۱-۲۲
حوزههای تخصصی:
سوررئالیسم جنبشی ادبی ـ هنری بود که در فاصله دو جنگ جهانی در اروپا ظاهر شد؛ و سپس در بسیاری از نقاط جهان در آثار هنرمندان و نویسندگان بروز یافت و نوعی «بین الملل» ویژه را به وجود آورد که تقریباً تا دهه 1960 فعال بود. آثار سوررئالیستها به طور کلی متعلق به اروپای غربی و امریکای شمالی بود؛ اما نفوذ این جنبش در کشورهایی با سنت لاتین و به ویژه اسپانیایی، از جمله مکزیک و آرژانتین، آثار عمیقی داشت. این امر نه فقط ثمره وجود شخصیتهایی مهم در این حوزه، همچون پیکاسو و میرو و دالی و پاز و بورخس، بلکه حاصل نوعی نزدیکی معنایی فرهنگ قاره لاتین با سوررئالیسم و وجود زمینه های آماده در قاره لاتین بود که شکل گیری واقع گرایی موصوف به «جادویی» در آن را نیز توجیه می کند. نزدیکی سوررئالیسم و انسان شناسی به مثابه علم و شاخه ای از علوم اجتماعی امری ذاتی نیست و بیشتر محتوایی است که البته برخی از شخصیتها، همچون میشل لیریس و اوکتاویو پاز، موجب استحکام آن شده اند. در این مقاله تلاش می شود بیشتر به این نزدیکی محتوایی پرداخته شود که باید آن را حاصل شورش و طغیان بر فرهنگ غالب در غرب دانست که در هنر سوررئالیستی پدیدار شد؛ و همین امر سوررئالیستها را به سوی قطبهای مخالف این فرهنگ در معنای اَشرافی اش، یعنی به سوی فرهنگهای مردمی خود این کشورها و همچنین فرهنگ و رسوم مردمان ابتدایی، می کشید تا در آنها منابع و سرچشمه های جدیدی برای هنر خود بیابند.
وقتی فیلم می بینیم (بررسی چهار نظریه فلسفی درباره دیدن)
حوزههای تخصصی: