فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۹۸۱ تا ۴٬۰۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
بوطیقای معماری سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳
15-29
حوزههای تخصصی:
این مقاله اولین نتایج را با هدف بررسی رابطه دامنه بین TRIZ و بیومیمتیکس در محدوده طراحی نوین معماری ارائه می دهد. در واقع چند نویسنده در حال حاضر به عنوان یک مسیر تحقیق مرتبط با شناسایی فرصت های ادغام بین TRIZ و بیومیمتیکس برای طراحی موثرتر و کارآمدتر پیشنهاد شده است. این مقاله مقایسه بین ابزارهای مبتنی بر مدل سازی عملکردی مورد استفاده در روند حل مسئله را در داخل TRIZ و بیومیمتیکس ارائه می دهد. این مقایسه در نظر دارد به ایجاد همپوشانی تکمیلی و ناسازگاری این تکلیف ها، نشانه هایی در مورد نحوه بهبود روند توصیف راه حل های طبیعی در یک روش مهندسی و نحوه توصیف مشکلات فنی به منظور استفاده از اطلاعات طبیعی به عنوان منبع الهام داده شده توسط تجزیه و تحلیل چند نمونه داده می شود. نتایج به دست امده از نظر تغییرات لازم در توصیف مشکل مهندسی مورد بحث قرار می گیرد تا از پایگاه داده ای از عملکردهای بیولوژیکی (به عنوان مثال طبقه بندی بیومیمیکری) به عنوان منبع دانش طبیعی در فرایند طراحی نوین استفاده شود.
اصول طراحانه معماری بیوفیلیک در بیمارستان تخصصی قلب و عروق از منظر کیفیت سلامت بیماران
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل افزایش بیماری های قلب و عروق، بیمار زمان طولانی را در بیمارستان می گذرانند؛ از این رو بیمارستان به عنوان ظرفی برای درمان و بهبود بیمار اهمیت می یابد. در دنیای مدرن که اکثر فضاهای درمانی به تکنولوژی و پیشرفت متدهای پزشکی متکی است، طبیعت و نقش آن به عنوان عاملی موثر بر درمان و سلامتی انسان، کمتر مورد توجه قرار گرفته و در نتیجه محوطه بیمارستان ها به فضاهایی خشک و بی روح تبدیل شده است. نیاز انسان به برقراری رابطه با طبیعت فطری و غیرقابل انکار است. از لحاظ روانشناسی محیطی، طبیعت سبب آرامش و آسایش جسمی، روحی و روانی انسان می شود. در این میان رویکرد طراحی بیوفیلیک به دلیل برقراری رابطه ای تنگاتنگ میان انسان و طبیعت می تواند در محیط چنین بیمارستان هایی موثر باشد. بیوفیلیک تلاشی است برای از بین بردن شکافی که بین معماری مدرن و نیاز انسان ها به برقراری ارتباط با جهان طبیعی بوجود آمده است. تاثیر اصول طراحانه معماری بیوفیلیک بر کیفیت سلامت بیماران در بیمارستان تخصصی قلب و عروق، هدفی است که پژوهش حاضر در پی انجام آن است. روش تحقیق حاضر کیفی و داده ها با ابزار کتابخانه ای از طریق کتب و نشریه های تخصصی گردآوری شده است. نتایج نشان می دهد اصول معماری بیوفیلیک، بر بسیاری از شاخصه های سلامتی تاثیرگذار است و فواید بسیاری بر کیفیت سلامت و کاهش مدت زمان درمان دارد. نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده طراحان برای ایجاد تسریع در روند بهبود بیماران قلبی از طریق بالا بردن آرامش روانی و امید و کاهش اضطراب و افسردگی حاصل از بیماری، قرار گیرد.
کارکرد خاطره از منظر «جریان سیال ذهن»: بررسی نمایشنامه خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون متون مختلفی از زمان پیدایش شیوه جریان سیال ذهن در حوزه ادبیات داستانی ابتدا در غرب و سپس در ایران به این سبک نوشته شده اند، جریان سیال ذهن، برای اولین بار در حوزه روان شناسی توسط ویلیام جیمز معرفی شد. جریان سیال ذهن، شیوه ای بسیار متنی است که در حوزه درام کمتر به آن پرداخته شده است، و بیشتر در دنیای داستان قابل بررسی است، درحالی که در سال های اخیر متون متعددی به این شیوه نوشته شده اند. این پژوهش، به بررسی و مطالعه کارکرد و نمود خاطره از منظر شیوه جریان سیال ذهن با تمرکز بر نمایشنامه خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی نمایشنامه نویس معاصر ایران می پردازد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فلسفی، روان شناختی و ادبی توجه به آثار ذهنی در غرب مورد مطالعه قرار می گیرد، و بعد از آن به پیدایش شیوه جریان سیال ذهن در غرب پرداخته می شود، و سپس اصلی ترین مؤلفه های جریان سیال ذهن، از بعد روایت، گفتمان، زمان و طرح (پلات) مورد بررسی قرار می گیرند. و در انتهای این پژوهش، به پیدایش شیوه جریان سیال ذهن در ایران می رسیم. و در آخر بعد از مطالعه شیوه جریان سیال ذهن، این سبک از روایت را از منظر خاطره و مرور خاطرات با بررسی موردی نمایشنامه ی خانمچه و مهتابی بررسی می کنیم.
خوانشی تطبیقی از برساخت هویت در نمایشنامه های دو نسل از نمایشنامه نویسان ایرانی و غیرایرانی (اکبر رادی و آگوست ویلسون، محمد چرمشیر و شیلا استفنسن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان معاصر را عصر هویت های متکثر می نامند. کنکاش در مقوله «هویت» به عنوان یکی از مفاهیم مهم در حوزه ی مطالعات فرهنگی و اجتماعی، سال هاست وارد ادبیات پژوهشی ملت ها شده است. ایران به عنوان یکی از دیرنده ترین هویت های ملی همواره در مرکز توجه محققان قرار داشته است؛ اما در بحث مطالعات تطبیقی حوزه هویت، به ویژه در مطالعات هنر و مشخصاً در حوزه ادبیات نمایشی، کمبود این دست از پژوهش ها احساس می شود. این مطالعه، پژوهشی کیفی با تمرکز بر مقوله هویت در ادبیات نمایشی است. در یک خوانش تطبیقی بین دو نسل از نمایشنامه نویسان ایرانی و غیرایرانی (اکبر رادی و آگوست ویلسون، محمد چرمشیر و شیلا استفنسن) آثاری متناسب با موضوع بررسی و انتخاب شد. در قالب نظریه زمینه ای، مفاهیم مشترک هویتی آنان با روش کدگذاری های محوری و انتخابی تعیین گردید. مجدد این سرنمون ها با گواهمندی به نظریات استوارت هال درزمینه ی بازنمایی هویت، بازخوانی شدند. از این مطالعه می توان نتیجه گرفت: نمایشنامه نویسان موردبحث، در برساخت هویت نمایشنامه های خود از مؤلفه های مشترک زبانی، حافظه جمعی، مکان، سبک زندگی، فرهنگ و تقابل آن بافرهنگ دیگری و سیاسی کردن بدن استفاده کرده اند و در این میان تنها اختلاف معنی دار بین مؤلفه ها در اندک شاخصه هایی در سبک زندگی و جغرافیای نمایشنامه ها است.
تحلیل ویژگی های کالبدی در سقانفارهای مازندران (همراه با مستندسازی و بررسی تطبیقی سقانفار قادیکلا)
حوزههای تخصصی:
سقانفارها بناهای چوبی و نسبتاً کوچک هستند که در معماری بومی و کشاورزی منطقه مازندران ریشه دارند و نوع امروزین و تکامل یافته آنها را عمدتاً به عنوان بناهای آئینی و مذهبی می شناسیم که به واسطه قداست واحترامی که نزد عامه مردم دارند در محوطه مساجد وتکایای قدیمی برافراشته می شوند. این بناهای چوبی مشخصاً در دو اشکوب بنا شده اند و شامل تزئیناتی همچون خراطی، نقاشی وخوشنویسی هستند. تاکنون مطالعات متعددی پیرامون ویژگی های اسطوره ای، آئینی و تاریخی این ابنیه انجام گرفته است که عمدتاً متمرکز بر جنبه های مردم شناسی آنها بوده است. همچنین پژوهش های چندی بر ویژگی های کالبدی سقانفاهار مانند معماری، سازه و تزئینات انجام یافته است که بعضاً نظریاتی پیرامون فرم کلی پلان، تعداد ستون ها و مواردی از این دست و ارتباط آن با برخی ویژگی های معنوی را مطرح ساخته که لازم به نقد و ارزیابی است. این پژوهش عمدتاً متمرکز بر ویژگی های کالبدی سقانفارها است و بر دو موضوع متمرکز است: یکی بررسی نظریات مطرح پیرامون ویژگی های معماری سقانفارهای مازندران و صحت و سقم آنها و دیگری مستندسازی کالبدی یک نمونه سقانفار با هدف ارائه الگویی از شیوه ثبت جزئیات کالبدی این گونه از ابنیه و نحوه بررسی تطبیقی آن با موارد مشابه. جهت انجام این پژوهش ابتدا تلاش گردیده با استفاده از مطالعات کتابخانه ای پیشینه ای از ویژگی های شاخص این گونه خاص معماری بومی ایران بیان گردد. سپس به شیوه مطالعات میدانی هشت بنای منتخب از این ابنیه بررسی گردیده و نهایتاً سقانفار قادیکلا به عنوان نمونه مطالعاتی اصلی مستندسازی کامل شده و با بقیه نمونه ها مقایسه تطبیقی گردید. بررسی ها نشان داد برخی ویژگی های مطرح شده در مطالعات پیشین مانند فرم پلان، تعداد طبقات، مصالح اصلی و الحاقی در سازه و تزئینات قابل شناسایی و تابع یک الگوی اصلی و ثابت است و می تواند در شناخت اصالت کالبدی سایر نمونه ها مورد استفاده قرار گیرد. لیکن ویژگی هایی چون تعداد ستون ها و ارتباط آن با مفاهیم معنوی در مذهب تشیع فاقد یک الگوی مشخص و ثابت بوده و تعمیم پذیر نمی باشد.
خوانش بیش متنی آثار مهرانا زارعی با پیش متن هایی از سینمای غرب
منبع:
فردوس هنر سال ۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۰
30 - 51
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین ویژگیهای هنر معاصر، بازگشت به گذشته و بازیابی متنهای ادبی و هنری آن است، از سویی هنرمندان معاصر بسیاری آثار خود را با اقتباس از آثار هنری و ادبی گذشته تولید کرده اند که مهرانا زارعی نیز از این امر مستثنی نیست. از سوی دیگر نگارگری ایرانی که یکی از ناب ترین جلوه های فرهنگ ایرانی- اسلامی است، دارای ویژگی های مضمونی و ساختاری متعددی است که مورد مداقه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته و استفاده از نگارگری در هنر معاصر و معانی ضمنی بازتاب آن از دغدغه های اصلی پژوهش حاضر است . زارعی، هنرمند معاصری است که پیش متن چهار اثر شاخص خود را که در طی سال های 1396ه.ش. تا 1398ه.ش. خلق کرده، از تصاویر ستارگان زن سینمای غرب در دهه 1960م.، ادبیات ایرانی و نگاره های اسلامی برگزیده است. گزینش از میان آثار این هنرمند بر اساس ویژگی های ساختاری هریک از آثار و نیز یک دستیِ بیش متن های ارائه شده بوده است، تا نگارنده در خوانش هریک از آثار به جمع بندی همگونی نائل شود. هدف مطالعه حاضر چگونگی ارتباط میان آثار زارعی و پیش متن های برگرفته از سینمای غرب و هنر و فرهنگ ایرانی- اسلامی و کشف ارتباطات پنهان میان آنها است و مترصد است به پاسخ پرسش هایی نظیر: الف-چگونگی تبیین رابطه آثار مورد مطالعه با پیش متن های خود،ب-تغییرات صورت گرفته در نگاره ها با تاکید بر سینمای غرب دست یازد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و تطبیقی به بررسی آثار پیش گفته با روش ترامتنیت و رویکرد بیش متنی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای و جستجوی اینترنتی تصاویر و موارد مورد نظر را پالایش و گزینش نموده است. در مجموع چنین می توان گفت که ارتباط میان متن های پیشین و پسین از نوع درزمانی و بینافرهنگی بوده و بیش متن ها با تغییر و تراگونگی در پیش متن ها ایجاد شده اند. فرآیند اقتباس آثار زارعی از سینمای غرب نیز شامل تغییرات فرهنگی، روایی، زمانی و محیطی بوده است.
ساختارهای خمش فعال و انعطاف پذیر راهکاری برای طراحی در معماری متحرک
حوزههای تخصصی:
در سازه های باز و بسته شونده ی معمول، تغییر شکل براساس ریخت شناسی مفصل ها هستند، درحالی که در سازه های انعطاف پذیر درنتیجه تغییر شکل ارتجاعی عناصر می باشد. می توان از این ویژگی سازه های انعطاف پذیر و خمش فعال در ساختار های متحرک استفاده کرد. چنین انعطاف پذیری ذاتی که در سیستم های خمش فعال هست، مکانیسم مهمی برای کشف راه حل های جدید برای ساختارهای سازگار است. در این مقاله به معرفی مکانیزم های انعطاف پذیر به عنوان راهکاری برای معماری سبک و متحرک پرداخته شد. سپس در مورد انواع و ویژگی های ساختارهای انعطاف پذیر توضیح داده شد. دهه گذشته شاهد افزایش علاقه علمی و ساخت ساختارهای انعطاف پذیر و خمشی فعال بوده ایم. این امر منجر به ظهور چندین محیط نرم افزاری شده است که به سوالات مربوط به فرم یابی و ارزیابی ساختارهای خمشی فعال می پردازند، که به توضیح و مقایسه این روش ها پرداخته شد. به دلیل مزایای زیاد این ساختارها و پیشرفت تکنولوژی و ظهور محیط های شبیه سازی پیشرفته در آینده شاهد استفاده روز افزون این ساختار در معماری خواهیم بود.
واکاوی معماری خانقاه های یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
211 - 231
حوزههای تخصصی:
یزد از اوایل قرن پنجم هجری که حکومت شیعی آل بویه در آن مستقر شد تا حکومت آل مظفر یک نوع استمرار وتداوم در فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی آن وجود داشته ، بطوری که کمتر دچار فراز ونشیب های اجتماعی گردیده ، ودر نتیجه بستری آرام را برای فعالیتهای شهری موجب شده است. وجود چنین زمینه هایی بود که باعث گردید عرفا وشیوخ صوفیه مانند شیخ دادا ، شیخ علی بنیمان، شیخ احمد فهادان و... در این منطقه سکنی گزینند ویزد بعنوان یکی ازکانونهای جذب متصوفه مشهورگردید. بنابراین با توجه به کاربرد زیاد خانقاه درمتون تاریخی یزد و همچنین عدم انجام پژوهشی مستقل درباره معماری خانقاه های یزد ،دراین مقاله به این موضوع پرداخته شده است.در این پژوهش، ابتدا به معرفی خانقاه های ذکرشده درمنابع تاریخی، یعنی در سده های میانی ( ازدوره اتابکان تا دوره تیموری ) در یزدپرداخته شده است. ولی باتوجه به اینکه بخش عمده ای از خانقاه های مذکور درمتون تاریخی متعلق به دوره آل مظفر هستند این مقاله با تاکید بردوره آل مظفر نگاشته شده است. این مقاله بر مبنای اسناد و مدارک تاریخی و همچنین مطالعات میدانی صورت گرفته است. روش این پژوهش تحلیلی-تاریخی و منبع اصلی آن، منابع تاریخی مانند کتاب تاریخ یزد وتاریخ جدید یزدوجامع مفیدی است. مقاله پس از معرفی ویژگی های معماری خانقاه ها درمتون تاریخی به معرفی ومقایسه تطبیقی فضاهای معماری خانقاه های موجود پرداخته شده است . فضاهای مورد بررسی دراین مقاله شامل ورودی،صحن،ایوان،گنبدخانه وچله خانه هست. ازاین مقایسه تطبیقی جهت رسیدن به دسته بندی الگوهای معماری خانقاه دریزد استفاده شده است. درنهایت این مقاله به معرفی سه گونه معماری خانقاه های یزد می پردازد.الگوی اول به گونه ترکیب گنبدخانه وایوان ورودی بوده والگوی دوم به صورت خانقاه هایی باحیاط های هشت ضلعی هستند. درآخر گونه سوم خانقاه ها برگرفته از الگوی مدارس بومی هستند.
بررسی مکان از منظر هرمنوتیک فلسفی هایدگر (مطالعه موردی: فرهنگسرای نیاوران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
50 - 64
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر، انسان ها موفق به کشف زوایایی از مقوله هرمنوتیک شده اند که همیشه در حال انجام آن بوده اند، ولی کمتر به آن توجه کرده اند. هرمنوتیک فلسفی به معنای دقیق کلمه، مشخصا به فهم اشاره می کند و آن هم، فهم خالص است. در فرآیند ادراک و فهم هر مقوله ای اصولا دو سویه وجود دارد. یک سویه در اثر و یک سویه در مخاطب. دنیای هرمنوتیک فلسفی هایدگر مربوط به زبان مخاطب و نحوه برخورد او با اثر است. ارتباط بین مخاطب و اثر یک ارتباط فلسفی می باشد. بحث مکانمندی یکی از محورهای اصلی هرمونتیک هایدگر است. تلاش برای تطبیقی کاربردی آن با مکان های کنونی می تواند زمینه را برای بهره جویی بهتر انسان از مکان در معماری مدرنفراهم سازد. پژوهش حاضر از روش استدلال منطقی با تکیه بر روش پژوهش کیفی و توصیفی و تحلیلی با دیدگاه هرمنوتیک فلسفی انجام گرفته است. گردآوری اطلاعات در دو دسته اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی بوده، محقق با انجام مصاحبه های باز و عمیق با کشف ابعاد تقریب از طریق خوانش متون به اشتراک گذاشته از روایت مکان هایدگر و شولتز و کاربران، می توان به مدلی برای ارائه الگوها و مؤلفه های کیفی مؤثر بر فضاهای معماری در فرایند فهم مکان و احساس این همانی با فضا دست یابیم. مؤلفه های به دست آمده از یافته های تحقیق برای فهم مکان فرهنگسرای نیاوران شامل: جهت یابی، شناسایی، خط آسمان، دیالکتیک بیرون و درون، هندسه و محیط که میزان تأثیرگذاری این مؤلفه ها را در فرایند خلق مکان می توان خوانش کرد. اهداف پژوهش: 1.بررسی مکان از منظر هرمنوتیک فلسفی در معماری. 2.بررسی مکان مندی دازاین با توجه به فرم، فضا و مکان در فرهنگسرای نیاوران سؤالات پژوهش: مکان از منظر هایدگر در معماری ب اساس چه مؤلفه هایی شکل می گیرد؟ هرمنوتیک فلسفی هایدگر چگونه در فرهنگسرای نیاوران نمود پیدا می کند؟
خوانش وجوه تصویری گروتسک در نقاشی «پیروزی فقر» اثر نیکول آیزنمن بر اساس آرای میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
۴۱-۲۳
حوزههای تخصصی:
نیکول آیزنمن نقاش فیگوراتیو معاصر، به نسلی از استادان هنر تعلق دارد که منابع خود را از کاریکاتورهای روزنامه ها و نقاشی های دوران رنسانس به طور یکسان اقتباس کرده و در پی ستردن مرز میان هنر عالی و فرهنگ عامه است. اثر "پیروزی فقر" که یکی از گزنده ترین آثار این هنرمند است، برداشتی معاصر از اثری به همین نام است که توسط هانس هولباین نقاشی شده و دارای فضایی چندلایه، گفت وگویی، تمثیلی، هجوآمیز و گروتسکی است. میخائیل باختین از مهم ترین نظریه پردازان قرن بیستم محسوب می شود که به مطالعه زبان به عنوان یک سیستم و نحوه عملکرد گفت وگو در رابطه با اثراتی پرداخت که از طریق ارتباط ایجاد می کند و پیوندی میان هنر و این برقراری رابطه مشاهده کرد. او کارناوال را که عرصه ای محبوب جهت رها کردن خود در زیاده روی های جسمانی است، واجد فضایی گفت وگویی و یک سنت گروتسکی و مردمی دانست که تصاویر آن در پیوندی تأثیرگذار بین نشاط و خشونت یا کیفیت پایین ماتریالیسم هستند. وی بدن مشترک و تحریف شده گروتسک را در چارچوبی بلندنظرانه و مثبت قرار داده و اذعان داشت چنین بدنی پتانسیل ایجاد بی ثباتی در هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی، سیاسی و زیباشناسی را دارا است. در این راستا و با عطف به ویژگی های خاص رئالیسم گروتسک، این پژوهش به خوانش و تحلیل وجوه تصویری نقاشی پیروزی فقر اثر نیکول آیزنمن بر اساس آرای میخائیل باختین پرداخته و از نظر هدف، توسعه ای و از نظر نوع و روش، کیفی و توصیفی- تحلیلی است. یافته های تحقیق آشکارکننده این واقعیت هستند که این هنرمند با به کارگیری هنر خود، به نشان دادن پیروزی طعنه آمیز فقر پس از تصمیم گیری های ضعیف دولت امریکا پرداخته است که مسبب اصلی بحران اقتصادی سال 2008 در این کشور است و به این ترتیب، اعتراض خود را نسبت به سیاست گذاری های غلط، مدیریت ناکارآمد وقت، بی عدالتی و نابرابری در جامعه ابراز نموده است.
تعیین منطقه شهری با استفاده از روش جاذبه (اندازه گیری جریان ها و فاصله از مرکز) و تحلیل تاب آوری مناطق شهری (مطالعه موردی: منطقه شهری سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۹
89 - 103
حوزههای تخصصی:
توسعه و گسترش شهرنشینی در قرن بیستم باعث شکل گیری سازمان های فضایی متفاوتی در الگوهای شهری و منطقه ای شده است. این پژوهش با بکارگیری روش جاذبه (اندازه گیری جریان ها و فاصله از مرکز) به تعیین محدوده منطقه شهری سمنان پرداخته است و هدف آن مشخص کردن مرز منطقه شهری سمنان براساس روابط عملکردی می باشد. از مرکز شهر سمنان حریمی به شعاع 20 و50 کیلومتر در GIS زده شده، شهر سمنان به عنوان شهر اصلی و شهرهای درجزین، سرخه، شهمیرزاد و مهدیشهر به عنوان شهرهای پیرامونی انتخاب گردیدند. در روش اندازه گیری جریان ها، میزان جمعیت جابه جا شده بین دو شهر و میزان کالای جابه جا شده محاسبه گردیده و نمره نهایی (iT) هر شهر محاسبه گردید. شهرهای سرخه و درجزین با همبستگی متوسط، مهدیشهر با همبستگی بالا و شهمیرزاد با همبستگی خیلی بالا با شهر سمنان می باشند. در روش فاصله از مرکز برای تعیین محدوده منطقه شهری سمنان فاصله مناسبی برای حداکثر مسافتی که شهر سمنان می-تواند با حفظ ماهیت شهر- منطقه ای خود بر نقاط شهری پیرامونی تاثیر گذار باشد (فاصله راحت ترین زمان برای رسیدن به شهر اصلی) مشخص و شهرهایی که حد مطلوبی از امتیاز را داشته باشند با استفاده از این روش در محدوده منطقه شهری قرار می گیرند. از هم پوشانی نقشه های حاصل از روش های اندازه گیری جریان ها و فاصله از مرکز در GIS، منطقه شهری سمنان، درجزین، سرخه، شهمیرزاد و مهدیشهر تعیین گردید. سطح تاب آوری کل در محدوده منطقه شهر سمنان برابر با 3/21 و پایین تر از میانگین 3/5 می باشد.لذا محدوده شهر-منطقه در این ابعاد از تاب آوری لازم برخوردار نمی باشد.
بررسی تطابق ساختار بصری دو اثر منسوب به شیخ محمد از هفت اورنگ جامی نسخۀ گالری فرییر واشینگتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب هفت اورنگ جامی نمایانگر صلابت و شکوه در ساختار نگاره های دوره صفوی است. با وجود تلاش های محققان در تشریح ساختار نگاره ها، کماکان نیاز به پژوهش در خصوص روابط مخفی حاکم در میان عناصر و سازه های آثار نگارگری مشاهده می گردد. مسئله، نحوه ارتباط سازه های مختلف یک نگاره در کنار هم، چگونگی پرداختن به ساختار و سامان یابی آن توسط هنرمند نگارگر در آثار موردبحث است؛ لذا بدین منظور دو نگاره از یک هنرمند از کتاب هفت اورنگ جامی انتخاب شدند. این نگاره ها با عناوین «یوسف برای ندیمان زلیخا در باغ خود موعظه می کند» و «یوسف به افتخار ازدواج خود ضیافتی شاهانه برگزار می کند» منسوب به شیخ محمد است. شیوه انتخاب این آثار، وجود اشتراکات فراوان در صورت ظاهری دو نگاره می باشد که به نظر عامدانه بوده و در مقاله به آن مواردی پرداخته می شود که منجر به این تشابه شده است؛ لذا یافتن این موارد و اینکه هنرمند بنا به دلایلی، آگاهانه از ساختار مشابه استفاده نموده؛ ضرورت این تحقیق می باشد. هدف، تطبیق ساختاری و فرمی در این دو نگاره است. سؤالات شامل این موارد است: از لحاظ ساختاری ویژگی های مشترک دو نگاره شیخ محمد چیست؟ کدام نگاره را می توان به عنوان پیش متن و یا پیش درآمد برای نگاره دیگر دانست؟ استفاده از ساختار مشابه در آثار چه کارکردی می تواند داشته باشد؟ این پژوهش به عناصر درون متنی و روابط آن ها پرداخته است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و تطبیق ساختار بصری نگاره ها بنا به اصل نه گانه چارلز جنسن بوده که تحلیل عناصر و اصول کیفیِ بصری را دربرگرفته و در صدد پاسخ گویی به سؤالات پژوهش است. بر اساس رویکرد پژوهش، مشخص گردید که از لحاظ ساختاری، مجلس اول به نوعی پیش متن مجلس دوم می باشد. در هر دو نگاره یک نفر ناظر بر صحنه وجود داشته و شیخ محمد قاب/کادر خود را در مجلس دوم توسعه داده است.
کارکرد تخیل ثانویه در تسکین اضطراب برآمده از تنهایی و مرگ در نمایشنامه ی خرس های پاندا اثر ماتئی ویسنی یک از منظر کولریج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۱)
31 - 55
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوششی است در تبیین و ارایه ی مفهوم «تخیل ثانویه» براساس آرای کولریج و بررسی تاثیر آن در اضطراب برآمده از تنهایی و مرگ در نمایشنامه ی داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد اثر ماتئی ویسنی یک . مسیر اصلی این مقاله، معطوف است به درک مفهوم «تخیل ثانویه» مبتنی بر آرای سیموئل تیلور کولریج و درک تفاوت معنایی و مفهومی آن با «تخیل اولیه» و «خیال» به منظور اثبات این نکته که «تخیل ثانویه» نقش کلیدی و مهمی در تسکین اضطراب برآمده از «تنهایی» و «مرگ» در شخصیت های نمایشنامه ی داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد ایفا می کند. این پژوهش بر چگونگی عملکرد «تخیل ثانویه» به عنوان ساز و کاری دفاعی در نمایشنامه ی انتخابی معطوف است، بنابراین پرسش بنیادین این پژوهش عبارت است از: مطابق رویکرد کولریج ، چرا و چگونه تخیل ثانویه می تواند اضطراب برآمده از تنهایی و مرگ شخصیت ها در نمایشنامه ی مورد بحث را برطرف نماید؟ این مقاله که به صورت تحلیل محتوای کیفی به نگارش درآمده به همراه ارایه ی جدول و نمودار به صورت مستدل نشان می دهد چگونه شخصیت های نمایشنامه ی داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد با پناه بردن به «تخیل ثانویه» با آفرینش جهانی ساخته و پرداخته ی ذهن شان، اضطراب های تنهایی و مرگ خود را از پنج مسیر مختلف روساختی و ژرف ساختی تسکین می دهند.
ابداع خلاقیت؛ ظهور یک گفتمان
حوزههای تخصصی:
از خالقیت به شکل فزایندهای بهعنوان کلید تحول اجتماعی و اقتصادی در قرن بیستویکم یاد میشود. در عین حال، این مفهومی بسیار
مدرن است که اولین بار در سال 1۸75 به عنوان یک اسم در زبان انگلیسی ظاهر شد. این مقاله به بررسی ساخت فرهنگی خالقیت در
چارچوب تاریخ ایدهها میپردازد و خالقیت را نه بهعنوان یک ویژگی یا توانایی معیّن انسانی، بلکه به مثابه ایدهای میداند که در برهههای
خاص تاریخی، متشکل از گفتمانهای سیاست، علم، تجارت و ملّ ت، پدیدار میشود. این مقاله بستر تحلیل را از مدلهای
طبیعیانگاشتهشدهای که به طور سنتی بر حوزه تحقیقات عمل خالق تسلط داشتهاند، دور میکند تا تاریخی بودن مفهومی را برجسته سازد
که معموالً فاقد تاریخ تلقی میشود.
اولویت راهکارهای بهسازی نما به منظور بهره وری انرژی در ساختمان های اداری موجود شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۹
30 - 39
حوزههای تخصصی:
در شهر تهران، ساختمان های نوساز تنها بخش کوچکی از کل ساختمان های شهر را شکل می دهند و پرداختن به ساختمان های موجود که سهم بیشتری از انرژی را به مصرف می رسانند اهمیت ویژه ای دارد. نمای ساختمان به عنوان عضوی که بیشترین تبادل انرژی را میان فضای درون و بیرون انجام می دهد سهم بسزایی در کاهش مصرف انرژی در ساختمان های موجود دارد. لذا استفاده از راهکارهای بهسازی نما می تواند به شکل مؤثری به کاهش مصرف انرژی لازم برای سرمایش و گرمایش در ساختمان های موجود بیانجامد. پژوهش حاضر می کوشد تا با بررسی میزان کاهش مصرف انرژی از طریق بهسازی نما، به تأثیر و اولویت های پارامترهای عایق حرارتی، نوع پنجره و سایه بان جهت بهره وری انرژی در ساختمان های اداری موجود با جهت گیری جنوبی در شهر تهران پی ببرد. به عبارت دیگر پرسش از میزان تأثیر پارامترهای بهسازی است. این پژوهش بر این فرض استوار است که استفاده از سایه بان نسبت به سایر پارامترها تأثیر بیشتری در کاهش مصرف انرژی در جنوب دارد. با توجه به اینکه رویکرد روش شناختی پژوهش حاضر کمّی است، از راهبرد شبیه سازی و مدلسازی پارامتریک با استفاده از نرم افزار راینو و استفاده از افزونه گرسهاپر با تکیه بر موتور های شبیه سازی انرژی پلاس و اوپن استودیو و افزونه های هانی بی و لیدی باگ استفاده شده است. همچنین از روش بررسی مقایسه ای برای مقایسه مصرف انرژی ساختمان پس از بهسازی نما با حالتی پایه از ساختمان های اداری استفاده شده است. نتایج نشان می دهند با انتخاب صحیح پارامترهای بهسازی، می توان مصرف انرژی در ساختمان های اداری ناکارآمد را به کمتر از نصف وضعیت فعلی رساند. همچنین در نماهایی با ضریب تبادل حرارتی بالا، اولویت پارامترها برای کاهش مصرف انرژی کل به ترتیب با نصب سایه بان با عمق مناسب، افزودن عایق حرارتی و تعویض پنجره است. درمقابل در نماهایی با ضریب تبادل حرارتی کمتر، استفاده از پنجره مناسب پس از سایه بان در اولویت قرار دارد.
بررسی نقش «زن» در مُهرهای دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
5 - 14
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مطالعه نقش زن، بر مُهرهای دوره ساسانی می پردازد. مُهر، از اقلامی است که استفاده از آن در امور مختلف، با نقوش متنوع انسانی (غالباً مرد)، گیاهی، حیوانی، نوشتاری و ترکیبی از دیرباز تاکنون در نقاط گوناگون ایران متداول بوده است. با وجود آنکه در مهرها استفاده از نقش زن روشی متداول نبوده، نمونه های نسبتاً محدود اما متفاوتی از مهرهای تزیین شده با نقش زن، از ایران باستان و به ویژه عصر ساسانی یافت شده است. این پژوهش در پی یافتن دلایل چرایی استفاده از نقش نمادین زن در برخی از مُهرها بوده است؟ و به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که آیا می توان حضور زن بر مهر را دلیلی بر جایگاه ویژه آن در جامعه و حکومت عصر ساسانی دانست؟ آیا این زن، نماد آناهیتا (ایزد بانوی آب) است؟ از این رو پژوهش حاضر، به صورت مطالعه موردی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام یافته و اطلاعات ارائه شده، ترکیبی از تحقیقات کتابخانه ای و جست وجو در مقالات موجود در پایگاه های اطلاعات اینترنتی معتبر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وجود نقش زن بر مهرهای عصر ساسانی، نشان از جایگاه والا و شایسته مقام بانوان در این عصر دارد. نقش زن، نه تنها در قالب ملکه و زنان درباری و شخصیتی محوری در کنار مرد و شخصِ شاه، بلکه در مواردی به صورت تنها و نمادی از آناهیتا-نماد عشق و باروری ظاهر می شود. در مواردی دیگر همراه با کودک، یا در نقش همسر و در مراسم ازدواج مشاهده می شود. در تمامی موارد، ظرافت اجرا و دقت در بازنمایی چهره، جنسیت و استفاده از تزیینات و نوشته شدن نام زن-ملکه بر بعضی از مهرها، از مشخصات بارز این نقوش است.
جایگاه پوشاک سنتی د رتوسعه گرد شگری فرهنگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۸
45 - 54
حوزههای تخصصی:
گرد شگری یکی از پویاترین فعالیت های اقتصاد ی د وران کنونی است که نقش پر اهمیتی د ر توسعه پاید ار محلی د ارد . این صنعت، از سویی، گذران اوقات فراغت را فراهم آورد ه، و از سوی د یگر توسعه و رشد نواحی کمتر توسعه یافته و اشاعه فرهنگ و آیین مناطق مختلف را منجر می شود . گرد شگری فرهنگی به عنوان یکی از انواع گرد شگری، نقش و اهمیت شایانی د ر اشاعه فرهنگ بومی و ملی سرزمین و فرهنگ های مختلف ایفا می کند . یکی از جاذبه های فرهنگی د ر جهان، پوشاک سنتی ملل مختلف است که نشانگر هویت ملی و فرهنگی، آیین و رسوم و همچنین وجه تمایز با ملل د یگر جهان است. این مقاله با هد ف بازشناسی جایگاه پوشاک سنتی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر صنعت گرد شگری، به تحلیل پوشاک سنتی اقوام ایرانی و تأثیر فرهنگی و هنری آن د ر جذب گرد شگران می پرد ازد . پژوهش حاضر د رصد د پاسخ به این سوال است که پوشاک سنتی اقوام ایرانی چگونه می تواند د ر توسعه گرد شگری فرهنگی د ر ایران مؤثر باشد ؟ این پژوهش از نظر هد ف کاربرد ی و به روش توصیفی-تحلیلی-پیمایشی صورت گرفته است. ابزار گرد آوری اطلاعات به د و روش کتابخانه ای و مید انی است که د ر بخش مید انی، به صورت مصاحبه با 40 نفر از پژوهشگران و خبرگان د ر عرصه گرد شگری صورت گرفته است. روایی و پایایی پژوهش از طریق آزمون کرونباخ و نمونه گیری با روش گلوله برفی انجام شد ه است. فرضیه تحقیق مبتنی بر تأثیرگذاری مثبت پوشاک سنتی اقوام ایرانی د ر ابعاد و شیوه های مختلف بر گرد شگری فرهنگی است. د اد ه های تحقیق نشان د اد که با توجه به آرای خبرگان و پژوهشگران، پوشاک سنتی اقوام ایرانی به عنوان عنصر مهمی د ر تعریف هویت فرهنگی د ر پنج بخش: ارتباطات فرهنگی، همکاری های بین المللی گرد شگری، معرفی و عرضه پوشاک سنتی، تبلیغات و اشاعه فرهنگ بومی، می تواند به عنوان یکی از مؤثرترین جاذبه های فرهنگی باعث شناسایی و گسترش صنعت گرد شگری فرهنگی د ر ایران شود .
ریخت شناسی هندسی صحن مساجد اسلامی ایران (نمونه تطبیقی: 9 مسجد از دوره تیموری، صفوی و قاجار)
حوزههای تخصصی:
مکان های عبادی به ویژه مساجد که یکی از غنی ترین بسترهای تکامل و تعالی بخش روح بشر به شمار می روند، از اهمیت و توجه زیادی برخوردارند. هندسه این ابنیه یکی از وجوه مشترک و قاعده مند به شمار می رود که از تناسبات و قواعد خاصی برخوردار بوده و باعث پیدایش هویتی میراثیِ ناملموس اما قابل تدبر برای دوره معاصر گشته است. شناخت و بازخوانی این تناسبات می تواند در مرمت و برداشت مجدد از بناهای تاریخی و به کارگیری آن ها در معماری آینده نقش بسزایی ایفا نموده و موجب اعتلای معماری جدیدتر گردد. این پژوهش درصدد است تا بازشناسی قواعد و تحلیل تناسبات آن ها از طریق تحلیل های هندسی، تفاوت ها و مشابهت های موجود با این مسئله را در بستر فرهنگی دوران تیموری تا صفوی شناسایی نماید. جهت شناسایی روابط ریاضی کالبد معماری صحن مساجد و فهم تناسبات هندسی آن ها، این پژوهش از روش ترکیبی تفسیری تاریخی، مستند بر قرائن معتبر و استدلال منطقی از نوع ریاضی بهره جسته است. بر این اساس اضلاع و تناسبات صحن ها و اجزای تشکیل دهنده ی 9 مسجد تیموری، صفوی و قاجاری، مورد تحلیل های عددی با مبنای محاسبات طولی - اقلیدسی و مقیاس نسبت های موجود در پلان صحن مساجد قرارگرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد، هندسه صحن و اجزای تشکیل دهنده ی آن در مساجد موردبحث از تناسبات طلایی بهره گرفته و مهتابی ها الحاق شده به صحن مساجد از دوره صفوی، در دوره قاجاری با همین قاعده تداول یافته اند.
نقش شاخص های سازمان فضایی بر میزان اجتماع پذیری، باتأکید بر عوامل کالبدی- عملکردی در مساجد شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
17 - 32
حوزههای تخصصی:
مساجد به عنوان نوعی قرارگاه های جمعی با پتانسیل اجتماع پذیری بالا در راستای هم ساختی فعالیت های عبادی، آموزشی و فرهنگی؛ سلسله مراتبی از نظام های رفتاری و فعالیتی را به وجود می آورند. امروزه به دلیل تغییر در ساختار شهری، می توان شاهد افزایش شکل گیری مساجدی با ساختاری طبقاتی و یا طرح های با مبانی کمینه گرایی بود که؛ سرزندگی، پویایی و میزان اجتماع پذیری مطلوب و پیوند پایدار مابین فضا و مخاطبان در این مساجد برقرار نگردیده است. هدف پژوهش؛ بررسی سنجش میزان اجتماع پذیری در مساجد و عوامل مؤثر در کیفیت اجتماعی آن با اولویت قرار دادن مؤلفه های کالبدی و عملکردی در مساجد شهر قزوین می باشد. ابتدا مساجد موردنظر با روش توصیفی تحلیلی و میدانی موردسنجش قرارگرفته اند و در ادامه به جهت بررسی پاره ای از پارامترها، پرسشنامه تدوین گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل کالبدی ایستا و پویا نظیر؛ توزیع، پیکره بندی، سلسله مراتب فضایی و آسایش محیطی به همراه عوامل فعالیتی، در اجتماع پذیری محیط مساجد تأثیرگذار می باشند.
تحلیل طرح «بندی لوزی» به عنوان الگوی رایج در قالی عصر زندیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره یازدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
29 - 47
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پژوهش در زمینه قالی زندیه سراسر با پرسش و حلقه های مفقوده مواجه بوده و در طی تاریخ نگاری هنر این دوره، کمبود منابع محققان را قانع نموده بود که از این دوره نمی توان متنی مرتبط با قالی استخراج نمود. اگرچه نگارنده از ابتدا با هدف یافتن قالی ها آغاز نمود؛ اما به مرور زمان تکرار تصاویر بافته ها و قالی هایی با طرح «بندی لوزی» پرسشی مهمتر ایجاد کرد: آیا طرح «بندی لوزی» را می توان به عنوان طرح رایج نیمه دوم قرن دوازدهم هجری معرفی نمود؟ اگر چنین است، پس به دنبال آن سؤال اساسی تری مطرح می شود: چه مؤلفه هایی در شکل گیری و رونق الگوی بندی لوزی در دوره زندیه نقش داشته اند؟ به عبارتی دیگر مبانی نظری و بنیان های شکل دهنده طرح بندی لوزی به مثابه ساختار رایج کدم اند؟هدف: روشن کردن بخشی تاریک از تاریخ قالی ایران، پرداختن به طرح بندی لوزی به عنوان طرحی پرتکرار در دوره زندیه و کشف عوامل تأثیرگذار بر رونق الگوی نامبرده هدف این پژوهش است.روش پژوهش: این پژوهش ماهیتی کیفی دارد و براساس هدف، در دسته تحقیقات بنیادی نظری می گنجد. اطلاعات و مواد اولیه تحلیل به روش کتابخانه ای و مشاهده واقعی و مجازی نمونه ها در موزه های داخلی و خارجی گردآوری شده و سپس با شیوه های توصیفی و تحلیلی نتیجه گیری شده است.یافته ها: دستاورد این پژوهش در گام نخست تشخیص طرح بندی لوزی در جایگاه نخست الگوهای به کار رفته در بافته های عصر زندیه بود؛ سپس ذیل چهار رکن تاریخ، اسطوره، عرفان و فلسفه پساصدرایی و فرهنگ عامه، کشف پنج مؤلفه بن مایه های هندی و کشمیری در هنر افشاریه، الگوی باستانی کهن الگوی باغ، مکتب گل نیمه دوم قرن دوازدهم و هنر قومی و تزیینی به عنوان بنیان های شکل دهنده طرح بندی لوزی شناخته شدند.