در این مقاله به بررسی نقش هوش مصنوعی در بازسازی، مرمت و نگهداری بنا های تاریخی و آثار باستانی ایران می- پردازیم. کشوری همچون ایران که دارای تمدنی کهن و غنی بوده است، قطعا دارای آثار و بناهایی کهن می باشد که از گذشتگان دور و تاریخ این تمدن به جا مانده است. هرچند تعدادی از این آثار و بناها توسط استعمار گران نابود و یا به غارت برده شده و یا در کشورهای دیگر نگهداری می شوند و یا به طور طبیعی نابود شده اند، اما نگهداری و حفاظت از تمام آثار باقی مانده از گذشته وظیفه ما به شمار می رود. نگهداری و مرمت این آثار با وجود بلایای طبیعی و یا خطرات دیگری که این آثار را تهدید می کند امری سخت و بسیار هزینه بر تبدیل می کند، اما با پیشرفت تکنولوژی روش های تازه ای برای حفاظت از این آثار به وجود آمده اند که بسیار به نفع آثار تاریخی کشور هستند. از زمان ورود هوش مصنوعی به ایران دیری نمیگذشت تا که تاثیرات آن در زمینه های مختلف نمایان شد، این تکنولوژی به علت دقت و سرعت بالا و همچنین به شدت کاربردی بودن مورد توجه محققان و باستان شناسان قرار گرفت و به مرور در امور مختلفی مورد استفاده قرار گرفت. این تکنولوژی به تعدادی محدود همچون بازسازی دیجیتالی تخت جمشید در ایران انجام شده است. از استفاده های هوش مصنوعی می توان به ایجاد موزه های دیجیتال و یا ایجاد مدل های سه بعدی این آثار اشاره کرد که مزیت های دیگری همچون هزینه های کمتر، دسترسی در همه مکان و زمان و ایجاد زمینه مطالعات بیشتر برای پژوهشگران و یا ایجاد مطالب آموزشی برای علاقه مندان در سراسر دنیا را به همراه دارد.
یکی از مهمترین مسائل معماری معاصر نحوه ارتباط با معماری سنتی می باشد. این موضوع از آن جهت که به متغیر های بیشماری مرتبط است بسیار غامض و کلی می نماید و از آنجا که سال هاست دغدغه معماران بوده است به نظر نمی رسد راه حل قابل اجماعی را در بین خبرگان معماری ایجاد ننموده باشد. در تحقیق حاضر برای روشن نمودن ظهور مبانی سنتی در معماری معاصر به آثار یک معمار و گفته های وی اشاره و سعی شده است در عمل به انعکاس مبانی در آثار توجه گردد. نمونه منتخب یک معمار ژاپنی به نام کنگو کوما است. هر چند نمی توان اشتراک چندانی بین مبانی و آثار معماری ژاپنی و ایرانی در نظر گرفت اما از آنجا که کشورهایی همچون ژاپن، چین، هند، پاکستان، مصر و ترکیه همچون ایران سابقه انقطاع از سنت و ورود به مدرنیزم را دارند و برخی ه مچون ژاپن تا ح دی توانسته اند توازن و انطباق مناسبی در ظهور سنت در آثار معاصر ایجاد نمایند می تواند مورد توجه قرار گیرد. دیدگاه کلی حاکم بر پژوهش بر ساختی- تفسیری است، متودولوژی پژوهش کیفی و راهبرد پژوهش توصیفی-تطبیقی می باشد. روش تحلیل داده ها ن یز استقراء است. داده های کیفی از سویی شامل گزاره ها و مصاحبه های معمار و نظرات کارشناسان در ارتباط با آثار معمار و از سوی دیگر تصاویر آثار معمار می باشد. روایی و پایایی این پژوهش نیز از طریق توصیف ضخیم و آوردن تصاویر موید متعدد حاصل شده است. در این پژوهش مشاهده شد طراح نه بصورت تبعیت صوری بلکه با دریافت محتوای سنت ژاپنی و انعکاس آن در معماری امروز به مسأله طراحی پاسخ گفته و از آنجا که کمال در سنت ژاپنی پرهیز از دخالت در طبیعت به هر نحوی است در معماری نیز تقوا در بکارگیری مواد جسیم ارزش محسوب می گردد.
از دهه 1960 میلادی تا کنون، در پژوهش های منظر شهری سیر تحولی از رویکردهای عینی تا ذهنی- ادراکی دیده می شود که وجه اشتراک همه این مطالعات تصویر ذهنی و نقشه شناختی است که در محیط شهری متاثر از مولفه های حسی و تجربیات شخصی است. هدف پژوهش حاضر، شناخت مولفه هایی است که منجر به ارتقاء کیفیت محیط در راستای توانمندسازی اجتماعی کودکان می شود. این پژوهش از ﻧﻮع کمی ﺑﻮده و ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری مدارس دبستان و پیش دبستان ﺷﻬﺮ رشت است. از اﺑﺰار نقشه های شناختی ﺟﻬﺖ ﺟﻤﻊآوری اﻃﻼﻋﺎت ﻣیﺪاﻧی مورد اﺳﺘﻔﺎده قرار خواهد گرفت. فاصله به عنوان متغیر تاثیرگذار مورد آزمون قرار گرفت و مشاهده شد هرچه فاصله عناصر محیط شهری از نقاط مقصد کودکان بیشتر می شود میزان تاثیر آن در ذهن کودکان جهت مسیریابی کاهش می یابد. حاصل مطالعه بر روی یافته ها، این است که ابعاد، نوع کاربری، فرم، رنگ، میزان ارتباط کاربری ها با نیازهای کودکان و فاصله از نقاط مقصد کودکان به عنوان مهمترین عوامل موثر در ثبت موقعیت عناصر بافت شهری در ذهن کودکان می باشد و می تواند در برنامه ریزی و طراحی شهری به منظور تامین هدف اصلی پژوهش لحاظ شود.
توجه به چگونگی وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افراد، نمایان گر سطح توسعه یافتگی هر جامعه ای می باشد. لذا بررسی مشکلات مربوط به زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست به عنوان قشری از جامعه که نیازمند حمایت از سوی افراد، گروه ها، نهاد ها و سازمان های مختلف می باشند، ضروری است. در همین راستا کلید واژه توانمندسازی برای این قشر از جامعه با هدف مرتفع کردن مشکلات آنان و به دنبال آن دست یابی به توسعه اجتماعی می باید مدنظر قرار گیرد. بدین معنا که، توسعه را نه تنها در بعد مادی و اقتصادی جست وجو کند بلکه به عنوان ارزش و معیاری چند وجهی تمامی ابعاد زندگی زنان سرپرست خانوار را دربر گیرد. تا به حال به دلیل عدم شناخت صحیح و فقدان نگاه چند جانبه به موضوع زنان سرپرست خانوار صرفاً به تسکین های موقتی اکتفا شده و راه حل پایداری ارائه نشده است. به همین طریق توجه به کیفیت کالبدی و معماری محیط های آموزشی و اشتغال آنان از موضوعاتی است که مغفول مانده است. بنابراین رویکرد روان شناسی محیطی به عنوان علم تجزیه و تحلیل روابط متقابل محیط و انسان، می تواند جهت ارتقاء مطلوبیت فضایی و کالبدی چنان محیط هایی به کار گرفته شود. حال مسئله اصلی دراینجا این است که چگونه می توان با استفاده از ظرفیت های معماری در ایجاد محیطی مناسب، در تسهیل مشکلات آنها تأثیر گذاشت. براین اساس سعی براین است که با مطالعات کتابخانه ای و روشی تحلیلی – توصیفی، به درکی درست از رابطه معماری و محیط دست یافت و علاوه بر شناخت بعد معماری و هنری یک فضای مطلوب آموزشی و اشتغال، اهمیت ایجاد فضایی متناسب با این قشر از جامعه را مورد توجه قرار داد.
ظهور و بروز مداوم سبک ها و الگوهای متنوع برای صفحه آرایی در همه رده های سنی اتفاقی مداوم است که هرروزه شاهد آن هستیم. فرهنگ کهن ایرانی در بطن خود، آثار هنری ماندگاری چون آثار بهزاد دارد که می تواند الگوی مناسبی برای مقاصد تبلیغاتی و اجتماعی باشد. باید دقت کرد، همان قدر که زبان و نوع گویش در یک نشریه مهم است، به همان میزان باید الگویی برای آراستن صفحات انتخاب شود که دارای اصالت فرهنگی باشد. هدف عمده این تحقیق بررسی اصول صفح هآرایی آثار بهزاد در مکتب هرات است. سؤال این است که آیا می توان بر اساس ویژگی های یک نگاره به ظرفی تهایی برای معرفی یک الگوی ایرانی در حوزه صفحه آرایی دست یافت؟ نگاره های نسخه بوستان سعدی موجود موزه ملی قاهره، الگویی برای معرفی یک روش هدفمند در حوزه گرافیک هستند. پژوهشگران حوزه نگارگری نگاره های این نسخه را منتسب به بهزاد م یدانند. روش تحقیق مقاله توصیفی و تحلیلی است که با توجه به ظرفیت نگاره ها برداشت های تخصصی حوزه صفح هآرایی مانند مارژین، گرید، ستو نبندی و جا یگذاری تصویر و نوشته مدنظر است. یافته ها نشان م یدهد نگاره های نسخه یادشده، این توانایی را دارد که الگوی مناسبی برای یک صفح هآرایی عملی باشد. بر اساس نظام ستو نبندی همین نگار هها، می توان ستون بندی معرفی نمود. همین طور جای گذاری ها و مارژین رعایت شده در صفحات، راهنمای صفح هآرا در همین حوز ه ها هستند.
با شروع انقلاب صنعتی،اختراع اتومبیل و گسترش شهرها، به تدریج اولویت دادن به نقش عابر پیاده و فضاهای پیاده محور در شهرها و فضاهای شهری کمرنگ شده و از کیفیت فضایی عرصه های عمومی شهر ، فضاهای باز شهری و پیاده راه ها کاسته شده است؛ عرصه هایی که خود به عنوان بستر و خاستگاه، نقش محوری در ارتقای سطح تماس ها،ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین شهروندان ایفا می کنند. امروزه اغلب فضاهای عمومی شهری و خیابان ها به دلیل افزایش بی رویه وسایل نقلیه و وابستگی الگوی زندگی شهری به آ نها، به شدّت تحت سلطه ماشین درآمده است. در این راستا عدم توجه به مقیاس انسانی و نادیده گرفته شدن نیازهای عابرین پیاده از معضلات پیش رو می باشد، به طوری که کمبود و نبود کیفیت در پیاده راه ها منجر به تضعیف حضور و تعاملات اجتماعی شهروندان شده است.شکل گیری و توسعه اغلب فضاهای شهری، خیابان ها حتی کوچه ها، در شهرهای جدید ایران، بر مبنای مقیاس سواره و مسائل مربوط به ترافیک است. محورهای باریکی که در حاشیه محورهای سواره در خیابان های شهری به عنوان »پیاده رو « وجود دارد، گویی پس مانده هایی از فضای اصلی سواره است که فقط برای تردّدهای ضروری شهروند پیاده باقی مانده است. خیابان فردوسی مهم ترین خیابان شاهین شهر است به دلیل وجود کاربری های تجاری ،تفریحی، درمانی، خدماتی، اداری که در این خیابان وجود دارد. خیابان فردوسی شریان درجه 2 است و به دلیل نقش اجتماعی این خیابان نقش ترافیکی هم پیدا کرده است.به دلیل شلوغی و ترافیک ، تعاملات اجتماعی در این خیابان به شدت کاهش پیدا کرده است. در ساعات مختلف دارای اختلال ترافیکی ما بین اتومبیل ها و عابرین پیاده، امکان وقوع تصادفات، اتلاف وقت و زمان برای عبور، ایجاد تنش های فردی بین اجتماع در حال عبور و رانندگان، نا بسامانی رعایت قوانین مدنی و اجتماعی، صرف هزینه های مادی و معنوی برای کنترل ترافیکی و همچنین برای عبور عابران پیاده از خیابان هم مشکلاتی به وجود آورده است. هدف از این پژوهش تبیین معیار های خیابان پیاده مدار در راستای ایجاد مکان سوم در خیابان فردوسی شاهین شهر است. این تحقیق یک پژوهش توصیفی- تحلیلی و فرآیند آن ترکیبی ( کمی و کیفی) می باشد.
امروزه ساختمان ها و مناظر شهری آشفته و متراکم و فاقد عناصر طبیعی به دلایل متعددی از جمله افزایش استرس ،کاهش توجه در ادراک، موجب اختلال در میزان کارایی و پرخاشگری و در بلندمدت منجر به بیماری های مزمنی مانند فشارخون و بیماری قلبی می گردد. به همین دلیل جامعه شناسان،روان شناسان و پزشکان بر این باورند که گیاهان و فضای سبز بر تأمین بهداشت جو و محیط های مسکونی نقش مثبتی در سلامت شهروندان بر عهده دارد و گیاهان در روند زندگی انسان ها مأمنی جهت التیام اعصاب و روان انسان نقش مؤثری دارند.با توجه به این معضل، هدف از این پژوهش بررسی اصول مرتبط بین کمپ گلخانه دارویی و تأثیر درمانی آن ها بر اساس معماری پایدارمی باشد، پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و از ابزار جمع آوری اطلاعات (مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و میدانی) استفاده شده است تا مؤلفه ها، اصول و پارادایم های مرتبط با موضوع موردبررسی واکاوی و تحلیل قرار داده است. تجزیه وتحلیل و کلیه مراحل طراحی از جمله تهیه و ترسیم و تلفیق نقشه ها در محیط نرم افزاری Auto CadوSketch up استفاده می شود. نتایج استخراج شده،براساس اصول و مبانی نظری به اصول طراحی کمپ گلخانه گیاهان دارویی با رویکرد معماری پایدار و راهکارهای طراحانه ارائه شده است.
توجه به زیرساخت های سبز می تواند عاملی مؤثر برای کاهش مشکلات شهرهای امروزی باشد؛ به طوری که احیا و ارتقای آنها به عنوان یک ساختار برای حل مشکلات روزافزون شهرها می تواند راه گشا باشد. از طرفی توجه به تأثیر این زیرساخت ها بر محیط اطراف از اهمیت بسیاری برخوردار بوده، به گونه ای که افزایش ارزش افزوده زمین در مناطق تحت پوشش این عناصر سبز در کنار ارتقای کیفیت محیطی بر همه جنبه های زندگی تأثیرگذار خواهد بود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مادی های اصفهان که به عنوان یک زیرساخت سبز در شهر اصفهان جریان دارد بر ارزش افزوده زمین است. در کنار آن تأثیر مادی ها بر ارتقای کیفیت زندگی و همچنین توجه به الگوی مادی ها برای توسعه مناطق کمتر توسعه یافته مورد توجه قرارخواهد گرفت. بنابراین بیان مسئله را می توان بر مبنای اثرگذاری مادی ها بر روی قیمت زمین، نقش مادی ها بر کیفیت و ارتقای ساکنین و محیط زندگی و همچنین استفاده از الگوی مادی ها برای ارتقای کیفیت مناطق کمتر توسعه یافته بیان کرد. روش تحقیق بر مبنای توصیفی-تبیینی (تشریحی) بوده و نتایج نشان می دهند، برخلاف تصور اولیه که در گذشته خانه بسیاری از متمکنین برای استفاده از آب و سرسبزی محیط در کنار مادی ها ساخته می شده است. بنابراین دارای ازش مادی زیادی بودند، امروزه به علت وجود مشکلات ناشی از خشکسالی در چند سال اخیر و حفظ حریم مادی ها، تمایل شهروندان برای سکنی گزیدن در کنار مادی ها کاهش یافته و این خود عاملی مؤثر برای کاهش ارزش افزوده زمین در مناطق تحت پوشش مادی هاست. از طرفی بررسی ها نشان می دهد که ارتقای کیفی محیط اطراف مادی ها عاملی مؤثر برای استفاده شهروندان از آنها به عنوان یک مسیر سبز و عنصری خاطره انگیز برای گذراندن اوقات فراغت خواهد بود. بنابراین توجه به این زیرساخت سبز برای ارتقای مناطق کمتر توسعه یافته و کاهش مشکلات شهری نیز می تواند مورد توجه قرارگیرد. البته رسیدن به این اهداف همگی در گرو مدیریت آب و به طبع دادن حق آبه مادی ها خواهد بود.
صحن عتیق، از قدیمی ترین بخش های حرم امام رضا (ع) است که در آن شیوه های متنوع تزیین به کار رفته است. گروه مهمی از این تزیینات، کتیبه هایی است که بر ایوان ها و جرزهای آن نصب شده است. کتیبه های طوماری ثلث بیشترین کارکرد را در این مجموعه دارد. برخی از این کتیبه ها را هنرمندانی نظیر محمد رضا امامی اصفهانی از دوره صفوی و محمد حسین شهید مشهدی از دوره قاجار کتابت کرده اند. در کتیبه های این دو هنرمند از مبانی بصری ویژه ای جهت استواری ترکیب کتیبه ها استفاده شده است. در این نوشتار می کوشیم ترکیب بندی، عوامل تأثیر گذار در ترکیب نظیر ویژگی حروف، برخی کیفیت های بصری و کرسی بندی را مشخص کرده و تفاوت ترکیب در این دو کتیبه شناسایی شود. سؤالات این پژوهش عبارتند از: جنبه ها و عوامل بصری مؤثر در ترکیب دو کتیبه ثلث طوماری از محمد رضا امامی اصفهانی و محمد حسین شهیدی مشهدی چه مواردی را شامل می شود ؟ از کدام ویژگی های حروفِ قلم ثلث در ترکیب این دو کتیبه استفاده شده است؟ چه شباهت و تفاوت های بصری در این دو کتیبه وجود دارد؟ این مطالعه به روش توصیفی – موردی انجام شد و جمع آوری اطلاعات و تصاویر براساس مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه و استفاده از بایگانی تصاویر آفرینش های هنری آستان قدس استوار است. نتایج بررسی نشان می دهد، در هر دو کتیبه از ویژگی های اصلی خط ثلث نظیر افراشته ها، حروف کشیده و حروف گرداندام در ایجاد صور بصری مهمی چون آهنگ بصری، تعادل، تباین و تناسب جهت پدید آوردن ترکیب استفاده شده است. استفاده از یاء راجعه، کرسی بندی، حرکت های افقی، عمودی و مورب نیز در هر دو کتیبه وجود دارد. در همه این موارد تفاوت هایی در نحوه استفاده از این کیفیت ها مشاهده می شود که در نهایت منجر به ایجاد فضایی آرام در کتیبه محمد رضا امامی اصفهانی و فضایی پرتحرک در کتیبه محمد حسین شهید مشهدی شده است.
Nowadays, paying attention to the facade and facade design has considerable importance. The facade of the buildings and cons tructions is an essential part of the urban landscape, and thereupon it plays a significant role in urban quality. One of the crucial factors in forming urban landscapes is employing aes thetic measures as touchs tones in the design process. This s tudy aims to reach a set of aes thetic measures from the viewpoint of people in the same society according to the perceptual differences of citizens in the northern and southern regions of Tehran. There are several measures that, by relying on them, we can arrive at an ideal facade design from the viewpoint of people and the building users; designers can also help designers cooperate with the idea and viewpoints of people, their approval in their designs. The following research is done in an applied-analytic method, and gathering the data was done by library and field research and by designing ques tionnaires for the users. By scrutinizing and analyzing the data, it is concluded that the objective criteria are in priority for specifying the beauty in the residential facade.
در اواخر دوره قاجار معماری ایران با مذهب هم گام می شود و کاشی کاری به نحو گسترده ای برای جلوه بخشیدن به سطوح بناهای ایرانی، اسلامی متداول م یگردد. نوآوری در شیوه ساخت و مضامین از ویژگی های کاش یکاری در این دوره است. از شاخص ترین حضور کاشی در تزیین بناهای مذهبی دوره قاجار، می توان به تکیه «معاون الملک » در «کرمانشاه » اشاره داشت. این بنا مجموعه ای تصویری از نقش های متنوع و مضامین ملی، مذهبی و تاریخی است، که بر روی قطعات کاشی نقش بسته است. تلاش نگارندگان در مقاله حاضر بر آن بوده تا به معرفی ویژگی های تصویری کاشی های تکیه «معاون الملک » بپردازند. آن چه در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته است، حضور نقش های مذهبی به عنوان اصلی ترین مضمون نقش بسته در این کاشیها می باشد. پرسش های این مقاله به این ترتیب است: ویژگی تصویری نقوش مذهبی در کاشی های تکیه «معاون الملک » چیست؟ نقوش مذهبی تکیه «معاون الملک » بیشتر در قالب چه مضمونی ترسیم شده است؟روش تحقیق صورت گرفته توصیفی-تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات، اسنادی )کتابخانه ای( و میدانی می باشد. نتیجه بررسی ها نشان می دهد که تصاویر مذهبی، بیشترین نقش تصویر شده در کاشی کاری های تکیه «معاون الملک » است، این نقشها در قالب های مختلف انسانی، حیوانی، گیاهی، هندسی، معماری و دیگر عناصر تصویری ترسیم شد هاند و بیشتر در تابلوهای کاش یکاری شده که دارای مضامین عاشورایی هستند به نمایش درآمد هاست. تمامی این نقوش نمایانگر ویژگی هنرهای مختلف در دوره قاجار است و علاوه بر ارزشهای هنری، معرف خوبی برای ویژگی های فرهنگی مردم این سرزمین است.
پدیدارشناسی از نوع هرمنوتیک، برقراری نسبت های وجودی است. اینکه این نسبت ها چگونه می تواند در مواجهه انسان با جهان برقرار شود، از مهم ترین دغدغه های فلاسفه مختلف از جمله هایدگر، فیلسوف مشهور آلمانی است. این پژوهش در نظر دارد تا تفسیری از پدیدارشناسی ارائه دهد که بتواند در فرآیند طراحی، قابل تعمق و اجرا باشد. در این راستا، بعد از توصیف کامل پدیدارشناسی هرمنوتیک (که به طور خاص با اندیشه های هایدگر قابل شناسایی است)، پنج گام مشخص از آن استخراج شده که شامل زمانمندی، برقراری رابطه معنادار با ساحت های سه گانه زمان، برقراری شبکه نسبت های وجودی بین انسان و محصول، برقراری رابطه هرمنوتیک، و آشکارگی است. سپس به روش مطالعه موردی، سه محصول نمونه، برای تفسیر گام های استخراج شده از این رویکرد، مورد ارزیابی قرار گرفته اند. در ادامه با ارائه یک مدل، ارتباط بین رویکرد پدیدارشناسی با فرآیند طراحی، طریقه بکاربستن آن و همچنین قابلیت تعمیم پذیری آن در این فرآیند، نشان داده شده که ساحت های سه گانه زمان (بودگی، حضور و آیندگی) هسته مرکزی آن را تشکیل می دهند. در انتها محصول دیگری برای آزمون مدل ارائه شده، مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه حاصل از این مقاله روشن می کند که نه تنها می توان در طراحی محصول به شیوه پدیدارشناسانه عمل کرد و از آن بهره گرفت، بلکه مطالعات موردی نشان می دهد که بکارگیری این روند در طول تاریخ طراحی صنعتی توانسته است در موفقیت محصولات در ارتباط با کاربر، تاثیرگذار باشد.
در دهه های گذشته در تهران، شاهد برنامه ریزی هایی بوده ایم که حاصل آن، ساخت اتوبان ها و ساختمان های مدرن است. با این حال بسیاری از عناصر مهم و ساختاری در منظر تهران محصول مستقیم این برنامه ریزی ها نیستند. مجموعه ای از عوامل طبیعی و فرهنگی درطول زمان منظر تهران را شکل داده اند. همچنین نحوه مشارکت و خواست شهروندان در شکل دادن منظر تأثیر گذار است.
دُنی دلبَئِر و فرِدِریک پوزَن، استادان دانشگاه های فرانسه، به عنوان متخصص در مباحث منظر و آمایش سرزمین، در پی اولین بازدید خود از تهران به عناصر مهم منظر شهر که در نگاه اول قابل برداشت و تشخیص است اشاره کردند. ایشان از طریق ترسیم و ارائه یک طرحواره گرافیکی، مهم ترین ویژگی های منظر تهران را بیان کردند؛ خصوصیاتی که به نظر ایشان می تواند به عنوان یک الگوی منظرین در ارزیابی ، مدیریت و توسعه شهر مورد استفاده قرار گیرد.