تجربه ی زیبایی شناختی محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ بشریت، «زیبایی» همواره یکی از اجزای جدایی ناپذیر نیازهای انسان بوده، به طوری که مناقشه در مورد منشأ این مفهوم قدمتی حداقل 2.500 ساله داشته، مسیر خود را از قطعیت آغاز کرده، به عدم قطعیت منتهی شده و همواره در طیفی میان دو قطب ذهنیت و عینیت در حرکت بوده است؛ بدین صورت که در یک سر این طیف، نظریه پردازان، زیبایی را فارغ از ادراک کننده و در پدیده ها می جویند، و در سر دیگرِ طیف، آن را در چشم بیننده دیده و صرفاً مشروط بر خشنودی حواسّ انسانی می پندارند. با نظر به شکل گیری خوانش های جدیدتر از تجربه ی زیبایی شناختی، فقدان مطالعات در این حوزه و به خصوص در متون شهرسازی و طراحی شهری در ایران و اهمیت پرداختن به این مهم به لحاظ تأثیری که بر سلامت انسان و کارآیی زیست شناختی وی دارد، نوشتار حاضر سعی داشته با نظر به پدیده ی زیبا و با اتخاذ سه دیدگاه زیست شناختی، ادراکی و روانشناسیِ گشتالت منشأ زیبایی را در ادراک کننده پیگیری کند و به دید بالنسبه جامعی از زیبایی و جایگاه آن در فرآیند ادراکی انسان دست یابد. بر این اساس، لذت زیبایی شناختی تنها محدود به حسّ بینایی و تظاهر بیرونی شهر نیست، بلکه حاصل تأثیر کلیه ی مقاصد طراحی بر حواسّ انسانی است.