ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۷۴۱ تا ۲۲٬۷۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۲۷۴۱.

بررسی مفهومی «مفصل» در سازمان کالبدی معماری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۴۰۶
در چند دهه اخیر با افزایش جمعیت کشور، روند پایه ریزی و احداث پروژه های مسکونی در سطح گسترده ای فزونی گرفته است. تا زمانی که از مصالح غیر بومی استفاده شود، سراسیمه به علل نامشخص، الگوهای سازماندهی کالبدی فضایی وارداتی (غالباً غربی) نیز بکار برده خواهد شد. در حالی که به عقیده خود صاحب نظران غربی، معماری شان از عوارض آشفتگی و یکنواختی محیطی بی نصیب نمانده است. بنابراین کشور ما نیز از این عوارض بی نصیب نخواهد ماند. پژوهش های بیشماری نیز در اکثر نشریات داخلی متعهد و دلسوز وجود دارد که به نوعی بیان کننده شناسایی شدن این مسأله است؛ ولی ظاهراً بیشتر به جزییات ماجرا می پردازند. آثار برجای مانده از گذشته معماری مان حاکی از تجربه عملی و غنا در خلق مجموعه های معماری و شهرسازی موفق با ایجاد حس تعلق به مکان بوده است . از درس هایی که در این راستا از آن می توان گرفت توجه به فاصله گذاری مناسب بین اجزاء و همچنین ارائه ترکیب های کالبدی هدفمندی است که به آن مقوله «مفصل» می گوییم. این مقوله به حدی جامع و فراگیر است که توجه بدان آموزه های ارزشمندی را در زمینه های مختلف معماری و شهرسازی به بار خواهد آورد و لازم است که توجه بیشتری بدان شود. اگرچه تحقیقات مدوّن و قابل استنادی در این زمینه وجود ندارد؛ اما سخنان پراکنده ای در مورد نقش و تأثیر توجه به این موضوع را در آراء نویسندگان بنام این حوزه می توان یافت که از آنها در این مقاله استفاده شده است.هدف این مقاله بیشتر بررسی مفهومی و تفحص در انواع مفصل در حوزه معماری است. دیده شده است که بطور ناصحیح فضای مفصلی با فضاهای دیگری همچون فضای ورودی، ارتباطی و انتقالی هم معنی قلمداد شده است. بنابراین لازم بنظر می رسد تا به ریشه یابی این واژه ها پرداخته شود . اگرچه در ظاهر واژه های مفصل و مفصل بندی مشابه یکدیگرند؛ اما در واقع دو مفهوم کاملاً متفاوتند. با روشن شدن مفهوم مفصل بر ما آشکار می شود که این مفهوم حدّ فاصلی در رابطه دو چیز است که فقط به منظور فاصله گذاری، بنوعی کنار هم قرار گرفته شده است. بنابراین ترکیب بین اجزا در مفصل بندی تا دو حد همبستگی تا پیوستگی پیش می رود. استفاده ی استعاره ای از این مفهوم  در معماری به اشکال مختلفی امکان پذیر است؛ بطوری که می توان از انواع آن در حوزه کارکردی به مفاصل «دسترسی»، «ورودی-خروجی» و «پروخالی» و در حوزه ساختی از مفاصل «مصالح» و «سازه ای» نام برد.
۲۲۷۴۲.

مطالعه تطبیقی رابطه معماری، مصرف و فرهنگ در خانه های دو بافت قدیم و جدید شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۴۵
در رابطه بین معماری، فرهنگ و مصرف، فرهنگ ب هواسطه ساختما نها، ب هعنوان یک ابزار مادی ، و مصرف ساکنین خانه ها، ب هعنوان رفتار و کنش فرهنگی، خود را بازتولید م یکند؛ زیرا معماری و مصرف، ابزارهای بازنمایی فرهنگ هستند. پرسش اصلی پژوهش، چگونگی تغییر کارکرد عناصر خانه در فرهنگ های متفاوت است که جهت بررسی آن، در مطالعه ای تطبیقی، از روش های کیفی و میدانی استفاده م یشود. در نمونه های این مطالعه تطبیقی، ساکنین خانه های محله حاجی )بافت قدیم( و محله استادان )بافت جدید( همدان، با مقایسه تشابهات و تفاو تها، مورد مطالعه قرار م یگیرد. در گردآوری اطلاعات، از روش مصاحبه، مشاهده و عکاسی و ب همنظور تحلیل داد هها از روش های توصیف و تفسیر مفاهیم استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد چگونه ساختارهای فرهنگی متفاوت در دو بافت، باعث ایجاد تفاوت هایی در شیوه نگرش و ارزش گذاری ساکنین خانه ها ازجمله تفاوت در سبک چیدمان فضاهای داخلی خانه، دستشویی، آشپزخانه، فضاهای شخصی و نیز سبک های متفاوت پذیرایی از مهمان شده است.
۲۲۷۴۳.

کنترل تاثیرات محیطی ساختمان به روش اندازه گیری و کاهش انرژی نهان واحد سطح در فاز ساخت (نمونه موردی: ساختمان مسکونی 7 طبقه در شمال تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۶۵۲
اندازه گیری و کنترل تاثیرات محیطی ساختمان در دهه اخیر توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. علاوه بر انرژی مصرفی توسط یک ساختمان در طول دوره بهره برداری، مقادیر قابل توجهی از انرژی در فرآیند ساخت مورد استفاده قرار می گیرد که این انرژی را انرژی نهان ساخت نامیده اند. در این تحقیق تلاش می گردد تا با بررسی و اندازه گیری انواع انرژی های مصرفی در طول فرآیند ساخت، روشی کاربردی برای اندازه گیری عددی انرژی نهان واحد سطح تدوین نموده و با ارائه راهکارهایی عملی مقدار این عدد را تا حد ممکن کاهش دهیم. برای این منظور، انرژی مصرفی در فرآیند ساخت را از حاصل جمع انرژی نهان مصالح ساختمانی، میزان انرژی مصرفی برای حمل مصالح و انرژی مصرفی ماشین آلات ساختمانی و میزان انرژی های فسیلی و الکتریکی مورد استفاده در مراحل ساخت در سایت ساختمانی پنج طبقه در تهران به مساحت کل 1400 متر مربع مورد اندازه گیری قرار دادیم. از تقسیم جمع کل انرژی مصرفی در این ساختمان بر کل سطح قابل بهره برداری، مشخص گردید که انرژی نهان ساخت این ساختمان 19/795 گیگا ژول بر متر مربع است. این عدد شاخصی مناسب و دقیق برای مقایسه سهم انرژی مصالح، حمل و ساخت بوده و به راحتی امکان مقایسه سیستم های مختلف ساختمانی را ایجاد نمود. با وجود اینکه تغییر در این عدد تنها حاصل انتخاب مصالح نبوده و بلکه مدیریت پروژه و ساخت و میزان انرژی مصرفی در سایت نیز بخشی از این انرژی نهان را به خود اختصاص خواهد داد. با مقایسه انرژی نهان واحد سطح ساختمان نمونه در یافتیم که با جایگزینی مصالح با سطح انرژی بالا با مصالحی با انرژی نهان کمتر می توان انرژی نهان واحد سطح این ساختمان را تا 6/1% مقدار اولیه کاهش داده و به 74/12 گیگا ژول بر متر مربع رساند.
۲۲۷۴۴.

خوانش عوامل مؤثر بر شکل گیری اتمسفر فضایی مساجد معاصر با تکیه بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۴۱۱
بیان مسئله: علی رغم تعاریف متعد د ی که د ر محافل د انشگاهی تا کنون از مسجد ارائه شد ه است، بی شک تعریف مسجد بد ون د رنظرگرفتن مخاطب آن تعریف کاملی نخواهد بود ، زیرا یکی از اصلی ترین کارکرد های مساجد ایجاد بستری برای برقراری ارتباط معنوی بین انسان و خالق یکتاست. این ارتباط از ابتد ایی ترین نوع مسجد تا مساجد امروزی بخشی جد ایی ناپذیر از کارکرد مساجد بود ه است. از این رو انسان و اد راک او د ر این فضای مقد س اهمیت فراوانی می یابد . تجربه های اصیلی که د ر فضاهای انسان ساخت شکل می گیرند تجربیاتی هستند که تحت تأثیر عوامل متعد د ی به وجود آمد ه اند ؛ تجربیاتی که معماران و پد ید ارشناسان به آن اتمسفر می گویند . این پژوهش به د نبال شناخت عوامل تأثیرگذار بر اد راک مخاطب از اتمسفر فضای مساجد است.سؤال و هد ف پژوهش: هد ف از انجام این پژوهش «شناخت عوامل تأثیرگذار بر اد راک مخاطب از اتمسفر فضای مساجد » است و سعی د ارد به این پرسش پاسخ د هد که چه عواملی د ر انتقال اتمسفر فضایی یک مسجد می توانند تأثیرگذار باشند .روش پژوهش: این پژوهش به روش کیفی انجام شد ه است. از لحاظ سرشت د اد ه ها، متنی، معنایی و ناساختمند ، از لحاظ منطق اند یشید ن، استقرایی و از لحاظ سطح تحلیل، از نوع تفسیری است. راهبرد انتخابی د ر این پژوهش راهبرد نظریه د اد ه بنیاد و تحلیل ها به روش کد گذاری سیستماتیک اشتراوس و کوربین با کمک نرم افزار MaxQDA انجام شد ه است.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان از این د ارند که د ر اد راک مخاطب از اتمسفر فضای مساجد ، طراح با تد ابیری چون به حد اقل رساند ن د رگیری حواس مخاطب و یا به کارگیری صحیح نماد ها و نشانه ها و بهره مند ی از نصوص د ینی می تواند تا حد ود ی (و نه به صورت قطعی) د ر راستای شکل د اد ن به اتمسفر فضایی مسجد د خیل باشد . عواملی چون تجربیات احساسی مخاطب هنگام مواجهه با فضا، جریان های فکری حاکم، وقایع تاریخی و شرایط جغرافیایی موضوعاتی خارج از کنترل شخص طراح د ر شکل د اد ن به اتمسفر فضای مساجد هستند . از این رو عوامل مؤثر بر انتقال اتمسفر فضایی یک مسجد د ر بخش هایی قابل کنترل و د ر بخش هایی غیرقابل کنترل هستند . د ر نتیجه هیچ گاه نمی توان اد عا کرد که معماری به تنهایی بتواند عامل تأثیرگذاری د ر انتقال اتمسفر فضای مسجد ی باشد .
۲۲۷۴۵.

تحلیلی بر سازه های چوبی شیبدار در ساختمان های صنعتی شمال ایران مربوط به دوران پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۶۶
اهداف: ورود معماران خارجی و بازگشت تحصیلکردگان ایرانی خارج از کشور، سبب ظهور شکل جدیدی از معماری شد. پوشش شیروانی با سازه های خرپایی از رهاوردهای معماری این دوران است. در بسیاری از ساختمان ها و حتی برای پوشش بناهای صنعتی نیز به واسطه پوشاندن دهانه های بزرگ از خرپا استفاده شد. پژوهش حاضر سعی دارد به تفاوت سازه های خرپایی ایرانی و غیرایرانی در بناهای صنعتی بپردازد. روش ها: گام اول پژوهش با اتکا به مطالعات کتابخانه ای و بازخوانی دوباره اسناد و متون برجای مانده، به نقد و بررسی موضوع می پردازد. در بخش دیگر از فرآیند پژوهش، بر پایه مشاهدات میدانی و عینی، شش نمونه از میان بناهای صنعتی اواخر قاجار و دوره پهلوی، منسوب به میراث مشترک ایران و آلمان، در دو استان گیلان و مازندران انتخاب و تحلیل شده است. یافته ها: از شش نمونه سازه شیب دار، دو مورد با خرپای ایرانی اجرا شده و در چهار نمونه دیگر خرپای غیرایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. گروه اول تنها سازه های شیبدار محسوب می شوند (فقط ظاهر خرپا) و گروه دوم در دسته سازه های خرپایی هستند. نتیجه گیری : بررسی دو گروه متفاوت از سازه های شیبدار در جریان تحقیق این مطلب را روشن کرد که خرپای ایرانی به لحاظ ترکیب قرارگیری اعضاء، برش چوب، اتصالات و توزیع نیروها، متفاوت از خرپای فرنگی است و آنچه ما در ایران خرپا می نامیم، تنها از جنبه شکلی مشابه خرپا هستند و به لحاظ سازه ای تفاوت های آشکاری را با یکدیگر دارند.
۲۲۷۴۶.

غیررسمی بودگی شهری و ابعاد تبیین کننده آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۵۰
غیررسمی بودگی شهری۱ یکی از مهم ترین علل شکل گیری شکاف میان نظریه و عمل در شهرسازی است. ضعف در پرداختن به دوگانه های احاطه کننده مفهوم غیررسمی بودگی شهری و فقدان ارائه تبیینی جامع از ابعاد مختلف آن، خلأ بزرگی در متون نظری پیرامون این مفهوم است. هدف از این مقاله تبیین دوگانه کلیدی جهان شمال۲-جهان جنوب۳پیرامون مفهوم غیررسمی بودگی شهری و عمق و بُعد بخشی به آن است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی از نوع پنهان، متون منتخب مرتبط با مفهوم غیررسمی بودگی شهری موردبررسی قرارگرفته است. متون منتخب از میان ۱۵۲ مقاله منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۲۰-۱۹۷۰ با محوریت عبارت «غیررسمی بودگی شهری» استخراج شده اند. «دوگانه جهان شمال-جهان جنوب و اثر آن بر فهم غیررسمی بودگی شهری» و«ابعاد مختلف غیررسمی بودگی شهری و سازوکارهای هر یک از آنها» دو مقوله هسته ای هستند که ادبیات نظری این مفهوم را شکل داده اند. مقوله هسته ای اول از برهم کنش میان دو کلان مقوله «شهرگرایی تطبیقی و نفی دوگانه جهان شمال و جنوب» و «ویژگی های غیررسمی بودگی شهری در جهان شمال و جهان جنوب» ایجاد شده است. مقوله هسته ای دوم شامل شش کلان مقوله است که ابعاد مختلف غیررسمی بودگی شهری را شکل می دهند و عبارت اند از: ابعاد «فرهنگی»، «اجتماعی»، «اقتصادی»، «حقوقی»، «سیاسی» و «فضایی».
۲۲۷۴۷.

تبارشناسی نقشنوشته «مرغ بسم الله» در فضای بصری سفالینه های منقوش نیشابور ایران در سده چهارم و پنجم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۹۶
نقشنوشته موسوم به «مرغ بسم الله» از جمله شاخه های هنری خوشنویسی اسلامی است که از منظر مطالعه گرایش های نوین در خوشنویسی و همچنین در ارتباط با نماد شناسی عرفانی مورد توجه قرار گرفته است. این نقشمایه غالبا در ارتباط با گفتمان صوفیانه و ملهم از ادبیات عرفانی و ذوق آزمایی های عارفانه هنرمندان به ویژه در دوران صفویه و قاجار تبیین گشته است. در این پژوهش تاریخی- تحلیلی که با استفاده از روش تبارشناسی میشل فوکو انجام گرفته، نقشنوشته مرغ بسم الله نه صرفا به عنوان محصول انگاره عرفانی هنر اسلامی، بلکه در ارتباط تاریخی و هویتی با تداوم سنت های بیان بصری در میان جریان های هنری شرق ایران همچون سفالینه های منقوش نیشابور در سده چهارم و پنجم هجری قمری مورد واکاوی قرار گرفته است. لذا هدف این پژوهش، تبارشناسی نقشنوشته مرغ بسم الله و تحلیل نسبت تاریخی میان نمونه های همنشینی نقش پرنده و نوشتار از سفالینه های منقوش نیشابور سده چهارم تا نمونه های متاخر در دوران صفویه و قاجار است. نتایج این پژوهش نشان می دهد همنشینی نقش پرنده و نوشتار در هنر ایران به ویژه در فضای بصری گرافیکی سفالینه های منقوش نیشابور دوره سامانی حائز ویژگی های زیبایی شناسانه و سبک شناختی است که فراتر از تزئینات یا ذوق آزمایی صرف رفته و در نوعی هم سرشتی، می تواند به عنوان یکی از تبارهای تاریخی نقشنوشته مرغ بسم الله تلقی گردد.
۲۲۷۴۸.

بازآفرینی بافت های تاریخی، با رویکرد افزایش زیست پذیری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۱ تعداد دانلود : ۴۴۷
بافت های تاریخی در زمره ارزشمندترین بافت های شهری محسوب می شوند که به مرور زمان، با توسعه شهرها و فرسودگی هسته های تاریخی، کیفیت زندگی در آن ها افت کرده است. این در حالی است که لاجرم مرمت شهری در طول دوره های تکامل خود، امروزه به بازآفرینی شهری رسیده است. از سوی دیگر، در میان رویکردهای موجود در شهرسازی، درنظر گرفتن زیست پذیری شهری برای بازآفرینی، موجب تعامل بیشتر بافت تاریخی با شهر و شهروندان شده است. با این توصیف، پرسش و مسئله اساسی این پژوهش آن است که، چگونه می توان با بازآفرینی بافت های تاریخی موجب افزایش زیست پذیری در آن شد، به گونه ای که شهروندان، کیفیت زندگی مناسبی را در بافت تجربه کرده و به دنبال ترک آن نباشند؟ از این رو، هدف غایی این پژوهش، شناسایی عوامل افزایش زیست پذیری در بازآفرینی بافت های تاریخی است. به این منظور، این پژوهش با تکیه بر روش پژوهش کیفی و به طور خاص روش توصیفی- تحلیلی، به واکاوی موضوع پرداخته است. بر این اساس، نتایج پژوهش بر آن اذعان دارد که زیست پذیری دارای عوامل محیطی و فرهنگی است که هر گروه به نوبه خود می تواند بافت های تاریخی را از فرسودگی رهانیده و به زندگی شهری بازگرداند. عوامل متعددی از قبیل ارتقای امنیت، بهبود خدمات و امکانات شهری، دسترسی مناسب به حمل ونقل عمومی، تقویت حس تعلق به مکان و بهبود وضع بهداشتی، از جمله دلایل افزایش زیست پذیری در بافت های تاریخی هستند که این عوامل، نه تنها کیفیت زندگی در این بافت ها را افزایش خواهند داد، بلکه از آن ها به عنوان میراثی تاریخی حفاظت می کنند.
۲۲۷۴۹.

بازتاب سبک نوین زندگی شهری بر ترجیحات افراد و مولفه های توسعه مسکن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۱۳
یکی از عمده تأثیراتی که سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری با آن مواجه هستند، بازتاب سبک نوین زندگی شهری بر ترجیحات افراد و مولفه های توسعه مسکن می باشد. درعین حال، با توجه به ویژگی های یک جامعه ی اسلامی و ضرورت چاره اندیشی برای عینیت بخشی به باورها و اعتقادات در سیمای کالبدی شهرها، به نظر می رسد که ارتباطی تنگاتنگ و تاثیراتی اجتناب ناپذیر، ناشی از تغییرات سبک زندگی بر الگوی توسعه مسکن به ویژه «مسکن اسلامی»، حادث شود؛ آنچه بعنوان دغدغه محوری در این نوشتار مطمح نظر قرار گرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تغییرات سبک زندگی بر مولفه های توسعه مسکن اسلامی با روش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و برپایه ی نمونه گیری به صورت تصادفی، میان 106 نفر و از طریق تکمیل پرسشنامه، انجام شده است. پرسشنامه ی خوداتکا، دارای 20 گویه ی اصلی بوده و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر 0.796 اثبات شده است. طبق یافته ها، از مجموع هشت مولفه ی تدوینی سبک نوین زندگی شهری، موثر در توسعه مسکن اسلامی شامل: استقلال گرایی افراد، سوداگری، دگرگونی رفتاری و فرهنگی، شیوه معیشت، تربیت، ارزش ها، وسایل زندگی و مدها و تبلیغات، به ترتیب سه مولفه اول، بازنمود حداکثری در توسعه مسکن شهری دارند و درواقع هدایتگر ترجیحات کنشگران می باشند. با علم بر تاثیر ترجیحات افراد بر الگوی توسعه مسکن و اذعان به تاثیرپذیری ترجیحات از سبک نوین زندگی، بنظر می رسد که بایستی نسبت به شناسایی این ترجیحات اقدام و در برنامه ریزی توسعه مسکن، لحاظ نمود. بدین ترتیب، تعارضات مسکن امروزی با اندیشه ی اسلامی حاکم بر جامعه، هویدا خواهد شد که می تواند در سطح سیاست گذاری و برنامه ریزی مسکن شهری، مثمرثمر واقع گردد.
۲۲۷۵۰.

ارزیابی کیفیت فضاهای باز پردیس مرکزی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۶۲۵
بدنبال تغییر و تحولات ایجاد شده در عرص ههای علمی و آموزشی و لزوم توجه به امر آموزش در فضاهای باز، طراحی محوطه های دانشگاهی از اهمیت بسزایی برخوردار شده است. با چنین درکی، بررسی سایت دانشگاه تبریز به دلیل جایگاه آن به عنوان دانشگاه مادر در کشور و جایگاه ویژه آن برای ساخت و سازهای آتی و نیز به علت بحث توسعه و استراتژی مناسب، اهمیت خاص می یابد. هدف این مقاله ارزیابی کیفی پردیس قدیمی دانشگاه تبریز و شناخت نقاط ضعف و قدرت آن به منظور تسهیل فرایند آموزش در محوطه و یاری رساندن به فراگیران در نیل به اهداف اصلی خود می باشد. این مطالعه به روش ارزیابی بعد از اجرا و با در نظر گرفتن اصول طراحی محوطه های دانشگاهی، از طریق روش تطبیق سایت دانشگاه تبریز با نمونه های مشابه، مقایسه تشابهات سایت های دانشگاهی با فضاهای شهری وانجام مشاهده و مصاحبه صورت گرفته است. در مجموع معیارهای مورد ارزیابی با بررسی ایده "دانشگاه همچون یک شهر" و بررسی پلان سایت های دانشگاهی استخراج و در جداولی جداگانه با امتیازدهی طیف لیکرت ارزیابی شده اند. نتایج ارزیابی حاکی از متوسط بودن معیارهای مورد بررسی در سطح پردیس دانشگاه تبریز می باشد؛ به گونه ای که در عرصه دسترسی:حجم ترافیک، ضعف سلسله مراتب شبکه های ارتباطی، نبود تجهیزات اطفاء حریق و بی توجهی به استانداردهای طراحی برای معلولان، در عرصه سرزندگی مبلمان نامناسب (کمی و کیفی )، کمبود فضاهای اجتماعی و خدماتی- رفاه، در عرصه تناسب: مکفی نبودن امکانات به نسبت تقاضا، در عرصه نظارت، نبود ارتباط منعطف بین دانشگاه و شهر و در عرصه ارزیابی پلان، تعریف نامناسب ورودی اکثر دانشکده ها، عدم تناسب ورودی دانشگاه و میدان اصلی با کل مجموعه و کم توجهی به مبلمان ایوان های جلویی دانشکده ها، جزء مهمترین نقاط ضعف می باشند. بنابراین علاوه بر توجه خاص بر معیارها و زیر معیارهای با امتیاز کم، بر تقویت و طراحی نقاط دارای پتانسیل تبدیل به مکان های عمومی موفق چون آمفی تئاتر روباز مقابل دانشکده عمران، احیاء و سازماندهی مسیرها و رعایت الزامات اقلیمی و اجتماعی در طراحی فضاها به طور خاص در مکان هایی چون خیابان شهید خلوتی، محوطه اطراف ساختمان شهداء، علوم انسانی و مسجد - به عنوان پر جمعیت ترین مکان ها تاکید می گردد.
۲۲۷۵۱.

مضامین به کار رفته در پارچه های زربفت صفوی منقش به اشکال انسانی با تأکید بر عصر شاه عباس صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۱ تعداد دانلود : ۴۵۸
زربفت به پارچه ای اطلاق می شود که تار و پود آن از طلا یا نقره باشد. بافت این منسوجات از دوره هخامنشی شروع شد و با به تصویر کشاندن نقوش انسانی همراه با تکامل ذهنی و دستگاهی در دوره ساسانی مطرح گردید. باید متذکر شد که این روند البته در دوره های بعد نیز ادامه یافت؛ همچنین قابل تاکید است که بدانیم منسوجات از جمله زربفت، با نقوش متنوع خاصه انسانی در دوره تیموری بسیار مورد توجه واقع گردید و رونق یافت. در ادامه به لحاظ نزدیکی و پیوست هنر بافندگی به نقاشی، سبک خاصی در امر پارچ هبافی به وجود آمد که در دوره صفوی به بالندگ ی رسید و حتی پس از آن نیز تداوم یافت. هدف پژوهش حاضر کمک به احیای هنر اسلامی ایرانی و باززنده سازی نقوش منسوجات زربفت صفوی است. این پژوهش نقوش و طرح های موجود بر پارچه های زربفت « : با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، تلاش دارد بدین پرسش پاسخ گوید که جامعه آماری این تحقیق مشتمل بر 23 تصویر است که از مجموعه ها و موزه های هنری »؟ صفوی، دارای چه مضامینی هستند داخل و خارج از کشور گردآوری شده و با روش تحلیلی و تطبیقی، تنوع موضوعی این پارچه ها مورد مطالعه واقع شد هاست. نتایج گویای این است که نقوش فیگوراتیو انسانی، به دو صورت قابی و بدون قاب همراه با تزئینات گوناگون به صورت روایی و گاهی تکراری و تصنعی با موضوعات مختلف اصیل ایرانی و نیز مضمو نهایی همچون اقلیت های مذهبی بر روی پارچه به نمایش درآمده است.
۲۲۷۵۲.

تبیین الگوهای استقراری و فرهنگی شمال غرب دریاچه ارومیه در دوره مس و سنگ بر اساس تحلیل های GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۴۲۰
شمال غرب دریاچه ارومیه که هفت شهرستانِ سلماس، خوی، چایپاره، چالدران، شوط، پلدشت و ماکو را شامل می شود؛ در کرانه جنوبی رودخانه ارس واقع شده است. این منطقه به سبب شرایط جغرافیایی و مسیر ارتباطی مابین قفقاز جنوبی، شرق آناتولی، فلات مرکزی و جنوب دریاچه ارومیه و همچنین ظرفیت های زیست محیطی مناسب و مطلوب، زمینه ساز حضور جوامع انسانی در ادوار مختلف تاریخی و فرهنگی بوده است. باوجوداینکه از قرن 19 میلادی به بعد حوضه جنوبی دریاچه ارومیه موردتوجه مطالعات باستان شناسی واقع شده، اما بخش شمالی آن که از توانمندی ها و قابلیت های بسزایی برخوردار است، چندان موردمطالعه قرار نگرفته و فقدان پژوهش های علمی و روشمند دوران پیش ازتاریخ به ویژه دوره مس و سنگ در این پهنه فرهنگی بسیار محسوس است. با عنایت به اینکه مجموعه عوامل زیست محیطی نقش مهمی در شکل دهی و توزیع مکانی استقرارهای جوامع بشری در ادوار مختلف فرهنگی دارند، به نظر می رسد برهم کنش های انسان با محیط زیستِ پیرامون در حوضه شمال غرب دریاچه ارومیه یک چشم انداز متمایز را به دنبال داشته است. پژوهش حاضر برای نخستین بار به تبیین الگوهای استقراری و فرهنگی 21 سکونتگاه مس و سنگ در حوضه شمال غرب دریاچه ارومیه که تاریخ نسبی از آغاز هزاره پنجم تا پایان هزاره چهارم ق. م دارند، می پردازد. مهم ترین پرسش اصلی پژوهش این است که عوامل زیست محیطی چه نقش و تأثیری بر شکل گیری، نحوه پراکنش و برهم کنش فرهنگی استقرارگاه های دوره مس و سنگ در شمال غرب حوضه دریاچه ارومیه داشته اند؟ در این خصوص عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، آب وهوا، منابع آب، خاک ها، راه ها، جهت و میزان شیب زمین در ارتباط با 21 استقرار مس و سنگ با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تحلیل شد و نتایج پژوهش نشان داد که اساسی ترین عوامل محیطی در شکل گیری و برهم کنش فرهنگی زیستگاه های دوره مس و سنگ در این حوضه، سه عامل «دسترسی به منابع آب دائمی»، «کد ارتفاعی» و «راه های ارتباطی» است و این سه عامل، وابستگی استقرارها را به منابع آب به صورت خطی، وابستگی به پهنه دشت جهت کشاورزی و وابستگی به معابر مواصلاتی را جهت مبادلات تجاری، نشان می دهد.
۲۲۷۵۳.

تجلی رنج در اساطیر، با نگاهی به اسطوره گیل گمش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۴۴۷
رنج، حقیقتی انکارناپذیر در عالم هستی و قابل ادراکِ وجدانی همه افراد بشر است. اما آن چه در این زمینه، همواره اندیشه انسانی را به خود مشغول کرده، چیستی این حقیقت و چگونگی مواجهه با آن است. پاسخ گویی به پرسش هایی از این دست، منوط به تحلیل درستی از حقیقتِ رنج است. از آن جا که آگاهی و تعالی روح، ارتباط اجتناب ناپذیری با رنج دارند، این موضوع، همواره زمینه ساز انتقاد و اعتراض میان هنرمندان و جوامع بشری بوده و خواهد بود. شوپنهاور، مارکس و نیچه، سه فیلسوف منتقد آلمانی در جستجوی رهایی انسان از سختی ها و رنج ها بودند. در فلسفه کی یرکگارد نیز، رابطه ای دیالکتیک میان آگاهی و رنج وجود دارد. از آن جا که هدف غایی بشر در زندگی، جاودانگی است، تلاش او همواره بر این بوده که در هر زمان و مکانی برای آیندگان خود پیامی برجای بگذارد. به همین دلیل، فیلسوفان معتقدند برای دوام آوردن در جهانی آکنده از رنج، اسطوره یک راهکار است. یکی از مهم ترین مسائلی که در اساطیر به چشم می آید، تلاش بشر برای رهایی از رنج و رسیدن به رویین تنی در برابر جهانی سرشار از رنج و ناکامی است. از این رو، مطالعه ادبیات اساطیری و بازشناسی اساطیر کهن، می تواند بسیار مفید باشد. یکی از برجسته ترین متون اساطیری با مضمون رنجِ انسانی، افسانه «گیل گمش» است که شاهکاری برجای مانده از تمدن سومر است. اسطوره گیل گمش، کهن ترین اسطوره جهان و با قدمتی چهارهزار ساله، داستان تکامل، رنج و به پوچیِ رسیدن انسان است. آن چه برتری این اسطوره بر دیگر اساطیر جهان را موجب می شود، ضرباهنگ فلسفی آن است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی و توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، در صدد آن است که به فلسفه رنج و جایگاه آن در حماسه گیل گمش بپردازد. در این تحقیق، با بیان عقاید و آرای فیلسوفان در باب رنج، به این نتیجه می رسیم که بُن مایه های رنج در زندگی قهرمان داستان، به شکل های مختلف مشاهده می شود و رنج گیل گمش جهت رسیدن به اعتلای روحی و رازِ جاودانگی، نتیجه آگاهی او نسبت به جهان می باشد.
۲۲۷۵۴.

نقش موسیقی در جنگ ها و انواع سازهای رزمی در ایرانِ دوران اسلامی با نگاهی بر تصاویر نگارگری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۲۲
سازهای مورد استفاده در جنگ ها، سازهای بادی، پوست صدا و خودصدا بود و سازهای زهی نقشی نداشت. هدف از تحقیق حاضر، مطالعه نقش موسیقی در جنگ ها و انواع سازهای رزمی در تاریخ ایرانِ دوره اسلامی است. روش تحقیق تحلیلی- توصیفی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است. از نتایج این تحقیق می توان به کاربرد موسیقی در مراحل مختلف جنگ از جمله پیش از آن، حین جنگ و پیروزی پس از آن اشاره کرد که نواها و وزن های ویژه ای با عناوینی چون «طبل حربی»، «طبل آسایش» و «طبل بازگشت» اجرا می شد. با اینکه در منابع تاریخی، با کثرت فراوان نام سازهای رزمی مواجهیم، در نگاره ها، حضور معدودی از آن ها را مشاهده می کنیم. کرنای و نقاره مهم ترین سازهایی است که در موقعیت جنگی تصویر شده است. کرنای در تصاویر، انواع متنوعی را شامل می شود که از حیث چندبخشی بودن لوله صوتی، ضخامت و شکل لوله صوتی، وجود گره بر لوله صوتی، و ضخامت و شکل دهانه ساز تفاوت هایی را داراست. سرنا در قیاس با کرنای از فراوانی بسیار کمتری در جنگ ها برخوردار است. نقاره مهم ترین ساز پوست صدا در تصاویر است. طبل های دوطرفه در نگاره ها، به ندرت مشاهده می شود و سِنج تنها ساز خودصدای موجود در تصاویر است که حضوری کمرنگ دارد.
۲۲۷۵۶.

پیوند و گسست شاهنامه نگاری در مکاتب شیراز آل اینجو و آل مظفر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۴۳۲
بیان مسئله: در میان شاهکارهای ادب پارسی، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی از جایگاه ویژه ای در حوزه هنرهای تصویری برخوردار است؛ چرا که این اثر حماسی و ملی در طول اعصار بارها به دست نگارگران توانمند و چیره دست این مرز و بوم مصور گردیده و هر کدام از این آثار، به مثابه یکی از مهمترین اسناد شناخت ویژگی های هنری آن دوره به حساب می آید. در میان مکاتب نگارگری ایران، آثار به جا مانده از مکاتب شیراز قرن هشتم هجری در دوران حکومت های آل اینجو و آل مظفر، هم به دلیل نقطه آغازین مصورسازی شاهنامه و هم به دلیل تنوع آثار موجود، حائز اهمیت بسیار هستند. بر این اساس، مسأله پژوهش حاضر بر این پرسش استوار است: در شاهنامه های مصور دو مکتب آل اینجو و آل مظفر، علی رغم وجود نسخ مصور گوناگون و مقارن بودن زمان و مکانی مشترک در خلق آثار، چه تشابه و تفاوت بارزی در شیوه تصویرسازی آثار دو مکتب مشهود است؟هدف: مطالعه تطبیقی ساختار بصری مجالس مشترک در شاهنامه های مصور دو دوره آل اینجو و آل مظفر، از اهداف اصلی این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش حاضر، که ماهیتی تطبیقی دارد به شیوه توصیفی-تحلیلی ارائه شده و اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که شباهت های آشکاری در صفحه آرایی، ترکیب بندی و جزئیات تصاویر این دو شاهنامه دیده می شود؛ لیکن ارتقای سطح کیفی نگارگری همچون افزایش جزئیات، ظرافت و دقت در طراحی و تنوع در حرکات در دوره آل مظفر بیشتر به چشم می خورد.
۲۲۷۵۷.

خوانش بینامتنی اسطوره ی میوه ممنوعه در سه نمایشنامه ی برتر جشنواره های تئاتر کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۴۲۷
آثار نمایشی کودک و نوجوان، به ویژه وقتی پدیدآورندگان آن ها، در تعاملی بینامتنی با متون کهن، عناصر ساختاری مهمی از قبیل زمان، مکان، شخصیت های داستانی و گاه حتی همه ی یک پیکره ی داستانی را دستمایه ی کار خود قرار  می دهند، گذشته از فراهم آوردن زمینه ی سرگرمی، تفریح و تخلیه ی روانی، از سویی کارکرد آموزشی دارد و از دیگرسو بستر مناسبی است برای انتقال میراث نیاکانی (سنت ها، آیین ها و ...) به آگاهی نسل امروز. یکی از این آبشخورهای برجسته، اسطوره و روایت های اسطوره ای است که همواره به اشکال مختلف در آیین ها، باورها و متون ادبی و هنری از جمله داستان ها، نمایشنامه ها و فیلمنامه ها بازتاب یافته است. در این جستار با بهره گیری از نظریه ی بیش متنیت ژرار ژنت، به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، چگونگی بازآفرینی اسطوره ی میوه ی ممنوعه (سیب) در سه نمایشنامه ی برتر جشنواره های تئاتر کودک و نوجوان، بررسی شده است. از مهم ترین یافته های پژوهش حاضر می توان به این موارد اشاره کرد: نویسندگان این نمایشنامه ها بیشتر با بهره بردن از روش گسترش متن (تراگونگی کمی)، بن مایه ی اسطوره ای میوه ی ممنوعه را به کار برده اند. البته در قسمتی از نمایشنامه ها نیز برای درک بهتر و جذاب کردن نمایش، تراگونگی محتوایی نیز به چشم می خورد. از این رو، زوایای پنهان این نمایشنامه ها در پیوند با این بن مایه ی اسطوره ای بهتر فهمیده می شود.
۲۲۷۵۸.

تبیین روش «تحلیل سلسله مراتبی»، (AHP) در معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۳۴۱
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، روشی است منعطف، قوی و ساده که یکی از روش های تصمیم گیری چند شاخصه است و در علوم مختلف کاربردهای متعددی دارد. این روش در هنگامی که عمل تصمیم گیری با چند گزینه رقیب و معیار تصمیم گیری روبرو است و با تبدیل مسائل پیچیده به سلسله مراتبی از عوامل تشکیل دهنده آن به راه حل مناسبی که بیشترین نسبت را با اهداف مورد نظر داشته، دست می یابد یکی از چالش های رشته معماری، روند و چگونگی ارزیابی و داوری طرح های معماری می باشد. این پژوهش در پی آن است که با شناساندن و تعریف و تحلیل این روش از کاربرد آن در رشته معماری و ارزیابی طرح های معماری راهگشای چالش داوری باشد. بر این اساس در مرحله اول از طریق مطالعات کتابخانه ای و تهیه پرسشنامه معیارهایی که در طرح های معماری توسط خبرگان و اساتید ارائه شده و تقریباً در هر پروژه و طرحی فاکتورهایی شاخص بشمار می روند، استخراج گردید. سپس از طریق روش تحلیل سلسله مراتبی به مقایسه دو به دویی معیارها پرداخته و در نهایت وزن نسبی هر معیار محاسبه می گردد. و در نهایت امتیاز نهایی هر فاکتور جهت ارزیابی و داوری مشخص می گردد. نتایج بدست آمده از نشان می دهد که تکنیکAHP (تحلیل سلسله مراتبی)، با توجه به سادگی، منعطف بودن و بکارگیری همزمان معیارهای کمی و کیفی، می تواند در مسائل و موضوعات رشته معماری و ارزیابی و داوری طرح های معماری نیز مفید واقع شود و کاربرد مطلوبی داشته باشد.
۲۲۷۵۹.

رویکردی ریخت شناسانه در بررسی جایگاه بافت های فرسوده در ساختار فضایی شهر (مطالعه موردی: تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۲۷۷
در طرح ویژه نوسازی مصوب 1386، درنظرگرفتن بافت های فرسوده در کل سازمان فضایی شهر و تعیین نقش آنها در نظام شهری، به عنوان راه حلی برای خارج کردن این فضاها از نواحی بسته به عنوان یک راه حل در نظر گرفته شده است. اما در مطالعات انجام شده هیچ روش و راهکار کاربردی برای درک پیچیدگی سازمان فضایی شهر و نقش بافت های فرسوده در آن ارائه نشده است. این مقاله، خصوصیات فضایی بافت های فرسوده را از طریق روش چیدمان فضا و براساس تئوری حرکت طبیعی مورد بررسی قرار داده است. همچنین برخی از خصوصیات فضایی شهر تهران در جهت شناخت پیچیدگی سازمان فضایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این تحقیق ارائه مدارک مستدل درباره جایگاه بافت های فرسوده در ساختار شهر تهران و رفع نقص روایی بودن مطالعات تاریخی می باشد. همچنین نتایج تحقیق تفاوت بین جدا افتادگی فضایی اجباری و انتخابی را در بافت های مختلف شهری پررنگ کرده است.    
۲۲۷۶۰.

تحلیل تاریخی نقاشی افغانستان از دوران ماقبل تاریخ تا آغاز اصلاحات امانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۳۲۵
افغانستان، کشوری در حوزه تمدنی جهان اسلام و ایران است که از نظر سیاسی و فرهنگی اهمیت خاصی دارد. متون تاریخی و نیز کاوش های باستانی از سال های زمامداری شاه امان الله خان و پس از آن در مناطق مختلف افغانستان، شواهد زیادی مبنی بر وجود نقاشی از دوران ماقبل تاریخ و نیز دوران تاریخی در اقصی نقاط افغانستان به صورت پراکنده ارائه کرده است. سؤال این است که شکل گیری تاریخی نقاشی افغانستان، از زمان پیشاتاریخ تا استقلال افغانستان به چه صورت تبیین و تحلیل می شود؟ هدف پژوهش حاضر، تبیین تاریخی سیر نقاشی افغانستان از دوران پیشاتاریخی تا زمان استقلال افغانستان است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با استخرج از متون تاریخی و بررسی مستندات باستان شناسی با استفاده منابع کتابخانه ای و آرشیوی به انجام رسیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آثار دوران کهن سنگی قدیم و میانه، فاقد نقوش و آثار دوران کهن سنگی جدید دارای نقاشی های خطی زیگزاگ هستند. در عهد برنز روی سفال های منقوش با شیوه طراحی هندسی و ترسیمات شامل اشکال هندسی نظیر لوزی، مربع و نیز خطوط موازی بوده و طراحی گل عشق و حیوانات نظیر بز، با رعایت تناسبات واقعی و به شیوه خطی انجام شده است. در آثار عهد نوسنگی نیز شامل طراحی های واقع گرایانه و یا سمبولیک از حیوانات، گیاهان و همچنین نقوش انتزاعی هندسی، در شیوه یونانو باختری لوح سیبل را می توان به عنوان یک نقش برجستل رنگ آمیزی شده ملاحظه کرد. در عصر کوشانیان، نقاشی ها بر روی عاج و شیشه با فیگورهای خلاصه شده و در دو مکتب گانداهارا و ماتورا نیز می توان نقاشی بودا و موضوع حیات او را مشاهده کرد. نقاشی های دیواری عهد غزنوی در کاخ ها و برج و باروها نیز از زیبایی شناسی خاص منطقه بهره می برد. در عهد تیموری با ظهور اساتیدی چون بهزاد، شاهد نقطه اوجی از نظر زیبایی شناسی فرمی و محتوا هستیم که رفته رفته افول کرد و نشانی از نگارگران دوران بعدی وجود ندارد. اما از زمان شاهان درانی تا اصلاحات امانی، نقاشانی چون محمد عظیم ابکم، میرحسام الدین، محمدرضا نقاش، محمد حیدر و علی احمد ظهور کردند که رهروان سنت های نقاشی افغانستان تا پیش از ورود زیبایی شناسی نقاشی آکادمیک غرب بودند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان