ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۵۸۱ تا ۲۲٬۶۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۲۵۸۱.

ارزیابی میزان بازگشت پذیری ساختارهای واجد قدمت به چرخه حیات دوباره پیشنهاد مدل «بالقوّگی بازکاربست همساز» در نمونه ای از بافتِ میانی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۴۴۷
ذخیره های ساختمانی، مهمترین ظرفیت کالبدی توسعه درون زای شهری بوده، و برنامه ریزی برای مرمّت، ارتقاء و استفاده دوباره از آن، یکی از مهمترین سرفصل های حفاظت شهری فعّال طی دهه های اخیر بوده است. این روند، عاملی مهم در راه صیانت از هویّت کالبدی، و تقویت مکان بودگی هسته های تاریخی شهرها است. در ادبیات معاصرِ مرمّت شهری نیز، ویژگی های مثبتی مانند پایداری اجتماعی و زیست محیطی، تقویت حسّ مکان، به روزرسانی سازوکار برنامه ریزی، بهره وری اقتصادی و حفظ اصالت محیط انسان ساخت، از جمله مزیّت های استفاده دوباره از ساختارهای ارزشمند و واجد قدمت، شناخته شده است. این مقاله، ضمن بازخوانی همین روند، و استفاده از واژه ترکیبی بازکاربست همساز به مثابه معادلی برای عنوان Adaptive Re-use ، به بازخوانی و تطبیق پذیر نمودن مدل «بالقوّگی بازکاربست همساز» یا ARP (Adaptive Re-use Potential) می پردازد. بازخوانی معادله منحنی فرسودگی، و شناخت دقیق عوامل فرساینده-منسوخ کننده ساختارهای واجد قدمت، مدل «بالقوّگی بازکاربست همسازی» را به برآورد عمر مفید ساختار، و بهترین زمان مداخله با هدف مرمّت و روزآمدسازی آن نائل می کند. حاصل پیاده کردن این مدل برای یک بنای مشخّص، فهم شرایط منسوخ شدگی آن، و موقعیت کیفی-زمانی ساختار در ارتباط با میزان بازگشت پذیری به چرخه حیات دوباره است. استفاده از این مدل، در تعیین شرایط فرسودگی و بالقوّگی بازکاربست همساز برای نمونه ای از بناهای واجد ارزش بافت میانی تهران، به این فرضیه قوّت می بخشد که بسیاری از ساختارهای ارزشمند در بافت های تاریخی و میانی، در شرایطی قرار گرفته اند که امروز همچنان می توانند هدف طرح های موفّق بازکاربست همساز باشند، ولی در صورت از دست دادن فرصت، امکان بازگشت به چرخه حیات، و ارتقاء به منظور استفاده دوباره و منطبق با نیاز روز را از دست خواهند داد، و منحنی فرسودگی را به سوی درغلتیدن به وادی بازسازی اجباری، پیش خواهند برد.
۲۲۵۸۲.

بازشناسی اَرسن شهری به عنوان الگویی برای مراکز شهر ایرانی_اسلامی با مرکزیت فضاهای مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۳۴
اَرسن شهری، الگویی ایرانی_اسلامی است که در دوره های گذشته در مراکز محله و شهر شکل می گرفت. ترکیب کاربری های گوناگون در کنار یکدیگر مجموعهای متنوع از عملکردهای محلی یا شهری را پدید می آورد که نیازهای بسیاری از شهروندان را یک جا تامین می نمود. این عملکردها شامل بازار، بازارچه، مسجد، دارالشفاء، کتابخانه و مدرسه علمیه، نمونه هایی از این اجزاء اَرسن شهری هستند که اغلب پیرامون، فضایی مذهبی مانند مسجد یا امام زاده احداث می شده اند و بدین وسیله علاوه بر تامین نیازمندی های روزمره، بین زندگی مراجعین با فضایی معنوی و معنویت پیوند حاصل می شد. از این رو، مقاله حاضر با هدف تبیین جایگاه اَرسن شهری به عنوان الگویی در توسعه شهر ایرانی_اسلامی با تاکید بر مرکزیت فضاهای عبادی و مذهبی است که در بخش نظری با روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی و در بخش نمونه موردی با روش پیمایش میدانی انجام می شود. ارسن شهری الگویی کارآمد برای مرکز شهری ایرانی_اسلامی و قابل استفاده در برنامه ریزی و طراحی مجدد شهرهای ایرانی-اسلامی است. ارسن های شهری در سنت معماری و شهرسازی ایرانی_اسلامی دارای گونه ها و کارکردهای متنوعی است که عبارتند از: ارسن مذهبی، ارسن خدماتی، ارسن درمانی، ارسن ورزشی، ارسن تجاری، ارسن فرهنگی و آموزشی. ارسن شهری دارای ویژگی ها و معیارهای طراحی و برنامه ریزی شهری است که عبارتند از: برخورداری از معنا و هویت برگفته از کانون مذهبی و عبادی، تنوع و سازگاری کارکردی، پیاده مداری، تعادل توده و فضا با حیاط های مرکزی، خط آسمان متعادل و متنوع، سلسله مراتب فضایی و دسترسی.
۲۲۵۸۳.

دوره بندی تاریخی کالبدی مسجد جامع ساوه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۳۸۸
مسجد جامع ساوه همانند مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع اردستان دارای دوره های ساخت متنوعی در طول تاریخ خود است. سؤال کلی تحقیق پیش رو بررسی دوره های تاریخی کالبدی ساخت مسجد جامع ساوه به عنوان یکی از موزه های تحولات معماری ایرانی است. هدف از این تحقیق رفع ابهامات موجود درباره دوره های مختلف ساخت عناصر متنوع مسجد و ارائه پلان های دوره بندی آن است. روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش تاریخی است: دوره بندی تکیه بر تحلیل هندسی، سازه ای و تزئینات بنا دارد و گردآوری اطلاعات آن مبتنی بر مطالعات میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته است. معیارهای استفاده شده در این دوره بندی، تکنیک های پوشش فضاها، مصالح، تاریخ گذاری تزئینات، تقدم و تأخر قرارگیری ساختار و ارتباط آنها با کف های قدیمی و مطالعه تطبیقی با دیگر بناهای مشابه می باشد. کالبد کنونی مسجد شامل صحنی ذوزنقه شکل، شبستان های جنوبی، غربی و شرقی، پایه های جرز های شبستان شمالی، گنبدخانه و ایوان جلوی آن در ضلع جنوبی، ایوان رفیع غربی، بنایی با پلان چلیپایی در گوشه جنوب غربی، منار شمال شرقی و محراب ها و محراب نماهای متعدد است. نتیجه این تحقیق ارائه دوره بندی تاریخی اثر به این شرح است: 1. قرن اول هجری تا شروع دوره سلجوقی (هسته اولیه)، آثار به جامانده از این دوره پایه جرزهای خشتی و خشتی چینه ای است؛ 2. نیمه قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم، پایه گذاری منار مسجد با کتیبه ای به تاریخ 504 هجری، حذف دو ناو و احداث گنبدخانه و فضای باز جلوی آن؛ 3. قرن هفتم تا اوایل قرن دهم، ساخت ایوانی رفیع در ضلع غربی؛ 4. اوایل قرن دهم تا اواخر قاجار، که در این دوره معماران به مرمت سازه های قبلی پرداخته اند.
۲۲۵۸۴.

واکاوی اثرگذاری دگرگونی و تغییرات شهری بر دلبستگی مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۹۹
بیان مسأله: مسئله ی اصلی پژوهش، تصور کاهش احساس پیوند میان شهروندان و محیط زندگی آن ها است. در واقع اگر به شهر، سرعت و میزان تغییرات شهری در ابعاد گوناگون کالبدی، عملکردی، اجتماعی و... دقت شود، عدم تطابق این تغییرات با فرآیندهای ادراکی انسان ها، تصور اولیه را تایید می کند. تغییرات محیط شهری به واسطه ی پیامدهای خواسته و یا ناخواسته گوناگون، باعث ایجاد چالش های بسیار می شوند. بررسی ها حاکی از آن است که تاثیر پیامدهای مذکور غالبا از جنبه های کمّی مورد مطالعه و برنامه ریزی قرار گرفته است. اما به تاثیر این پیامدها بر فرآیندهای اجتماعی و تعاملی انسان ها با محیط شهری به-خصوص دلبستگی مکانی، کمتر پرداخته شده است. هدف: بازیابی و معرفی نقش اجزای شکل دهنده ی دگرگونی، تغییرات شهری و دلبستگی مکانی و هم چنین تاثیر و رابطه آن ها بر یک دیگر را می توان به عنوان هدف اصلی پژوهش تعریف نمود. روش: برای پیشبرد پژوهش، به روش توصیفی و بر پایه مطالعات اسنادی، به بررسی آراء و نظرات صاحب نظران در ارتباط با تغییرات شهری و دلبستگی مکانی پرداخته می شود. در تحلیل یافته ها از روش تحلیل محتوای کیفی و نیز روش فراترکیب استفاده می گردد. منظور از روش فراترکیب، ترکیب تفسیرهای داده های مطالعات منتخب به منظور کشف مفاهیم و استعاره های جدید است. یافته ها: پی بردن به تفاوت ها و جایگاه هر یک از مفاهیم دگرگونی، انتقال و تغییرات شهری، به انواع فرآیند تغییرات شهری و روابط آن ها با یک دیگر، به عوامل موثر بر ادراک فرد از تغییرات محیط شهری، به مفهوم دلبستگی مکانی و عوامل موثر و اثرپذیر از آن و در نهایت ارائه مدل و چارچوبی برای پی بردن به چگونگی تاثیر مفاهیم مذکور، از یافته های پژوهش می باشد. نتیجه گیری: دگرگونی و تغییرات شهری بر رابطه افراد با مکان به خصوص بر دلبستگی مکانی تاثیرگذار است، و همچنین کیفیت، میزان و سرعت تغییرات با دلبستگی مکانی ساکنان شهر، ارتباطی خاص و معنادار دارد.
۲۲۵۸۵.

مؤلفه های مؤثر در طراحی مسکن پیش ساخته: یک مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۹۴
رشد سریع جمعیت و افزایش تقاضای مسکن از یک سو و نیاز به کاهش مدت زمان تحویل پروژه های عمرانی و تسریع برگشت سرمایه از سوی دیگر، گذار از شیوه های ساخت وساز سنتی به صنعت ی سازی را ضروری می نماید. با توجه به مزایای گسترده ی بیان شده ی صنعتی سازی ساختمان و تلاش دولت ها برای بهره گیری از آن در جهت برخورداری همه جانبه از این مزایا، به نظر می رسد اجرای موثر آن منوط به شناسایی و بکارگیری مولفه های موثر در طراحی خواهدبود. علی رغم پرداختن مطالعات تجربی متعدد به این مولفه ها، پراکندگی و فقدان چارچوب مفهومی برای دسته بندی آنها، ضرورت انجام بررسی جامع در این خصوص را آشکار می سازد. این پژوهش از الگوی فراترکیب هفت مرحله ای (سندلوسکی و باروس) به منظور بررسی سیستماتیک منابع و تجزیه و تحلیل کلیه ی داده های کیفی در جهت شناسایی مولفه ها استفاده می کند. با استخراج مولفه ها و ادغام موارد مشابه، یک چارچوب طبقه بندی گسترده به منظور گروه بندی مولفه ها در گروه های محیط زیستی، فنی، اقتصادی، کارکردی، اجتماعی-فرهنگی، زیبایی شناسی کالبدی و اقلیمی پیشنهاد گردید. بررسی میزان فراوانی مولفه ها به تفکیک منابع داخلی و خارجی نیز، پرتکرارترین آنها را مشخص نموده است که راهگشای طراحان در اولویت دهی به مولفه های موثر در فرایند طراحی است. این پژوهش ضمن تشکیل چارچوب مفهومی یکپارچه، می تواند مبنایی برای پیشنهاد استراتژی های بهبود طراحی مسکن پیش ساخته فراهم کند.
۲۲۵۸۶.

تحلیل ویژگی های کالبدی خانه های تاریخی رشت با هدف ارائه رهیافت های طراحی اقامتگاه های بوم گردی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۵۰۴
بیان مسئله: اقامتگاه های بوم گرد ی به عنوان زیرساختی اساسی د ر تحقق اهد اف بوم گرد ی نقش د ارند . با توجه به پتانسیل های شهر رشت د راختیارد اشتن راهکارهایی جهت طراحی اقامتگاه های بوم گرد ی د ر این شهر ضروری به نظر می رسد . این امر اهمیت بازخوانی الگوهای معماری خانه های تاریخی رشت به عنوان منبعی مناسب برای شناخت الگوهای معماری کهن منطقه را به منظور د ستیابی به راهنمای طراحی اقامتگاه بوم گرد ی بیان می کند . هد ف پژوهش: هد ف مطالعه عمیق ویژگی های کالبد ی خانه های تاریخی رشت و د ستیابی به راهکارهای معماری جهت طراحی اقامتگاه های بوم گرد ی است. روش پژوهش: نوع پژوهش کاربرد ی و روش آن مورد پژوهی و توصیفی-تحلیلی بود ه که تحلیل د اد ه های کیفی از طریق مقایسه و تفسیر انجام یافته است. پانزد ه نمونه از خانه های د وران قاجار و پهلوی اول به صورت غیرتصاد فی د ر د سترس و هد فمند انتخاب و بررسی شد ند . منابع اطلاعاتی پژوهش مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و برد اشت های مید انی است. نتیجه گیری: از بررسی فضای کالبد ی خانه های منتخب و تحلیل فاکتورهایی همچون تود ه و فضا، سازمان د هی پلان، فضای نیمه باز، نما و ارتباطات عمود ی و تزیینات، راهکارهایی جهت طراحی و توسعه اقامتگاه های بوم گرد ی شهر رشت بد ین شرح حاصل شد : ورود ی به صورت بی واسطه یا از طریق هشتی و ساباط؛ ماکزیمم سطح اشغال 60 د رصد ؛ بناها به صورت یک یا د وطبقه؛ حیاط یک، د و و سه طرفه و د ر مجاورت معابر اصلی؛ جانمایی بنا متناسب با شکل زمین؛ تناسبات یک به یک و نیم تا یک به سه د ر پلان؛ به کارگیری فضای نیمه باز؛ استفاد ه از پنجره های متعد د و تزیینات آجرکاری، سیمان بری و آهک بری د ر نما؛ تزیینات فضای د اخلی از گچبری، آینه کاری، نقاشی و چینی کاری؛ د ر و پنجره ها چوبی؛ سقف ها به صورت چهارشیبه.  
۲۲۵۸۷.

قلمروپایی در سکونتگاه های دانشجویی (مطالعه موردی: خوابگاه فاطمیه کوی دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۴۹۵
ایجاد قلمرو نقشی اساسی در کیفیت زندگی در سکونتگاههای دانشجویی دارد. در این مقاله به بررسی قلمروپایی در سکونتگاه دانشجویی و تأثیر معماری بر تأمین نیازهای روانی دانشجویان پرداخته شده است. از آنجا که در روانشناسی محیطی مفاهیم ازدحام و تراکم، شخصی سازی، خلوت و قلمرو ارتباط معنایی عمیقی دارند، به آنها پرداخته شده است. برای بررسی دقیقتر موضوع و مشاهده ی عملکردی قلمروپایی، سکونتگاه فاطمیه کوی دانشگاه تهران، یکی از بزرگترین سکونتگاه های دختران در خاورمیانه، به عنوان نمونه ی موردی انتخاب شد. به منظور دستیابی به پژوهش، به نقش قلمروپایی در دو مقیاس خرد یا فضای شخصی )درون اتاق( و مقیاس میانی که فضای عمومی شامل مجوعه ای از اتاق ها به همراه فضاهای نیمه عمومی می شود، صورت پذیرفته است. در هر مقیاس با بررسی وضعیت موجود جامعه ی آماری و میزان رضایت دانشجویان، مشکلات این سکونتگاه از دیدگاه روانشناسی محیطی واکاوی شده و پیشنهادهایی کاربردی برای طراحی سکونتگاه های دانشجویی در مقیاس های مختلف ارائه شده است.
۲۲۵۸۸.

Definition of Architecture (Rethinking the Vitruvian Triad)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۰۵
This paper seeks to investigate a new definition for architecture by unifying the three Vitruvian principles of firmitas, utilities, and venustas via a phenomenological approach in the interpretation and analysis of their role in defining architecture. The paper is composed in two main sections. The first section investigates the nature of architecture based on the mentioned principles, where architecture is interpreted and analyzed in terms of its “thingly,” “equipmental,” and “artistic” characters. While it seems that architecture could be in view of its “thingness” alone, or “equip mentality”, or “artless”, but each perspective reveals only a dimension of the nature of architecture. Therefore, the second section of this paper focuses on unifying the Vitruvian Triad, attempting to define architecture from the single stance of “architecturality” the sphere from which architecture is seen as a way of disclosing the truth in the desired life of humans in an architectural work. In this definition, there is the simultaneous presence of thingness, equip mentality, and artless of architecture, thus establishing an integral unity between the principles of the Vitruvian Triad. Thus, the three Vitruvian principles come to unify in architecture which is defined as “the manifestation of truth of human desired life in the work of architecture.” This definition also allows us to assume three fundamental principles for architecture, “truth of human desired life”, “work of architecture” and “manifestation of truth”. These three principles are themselves, in fact, reflections of the three Vitruvian principles.
۲۲۵۸۹.

تبیین و ارزیابی چگونگی بازتاب شاخص های هویت بخش معماری تیموری در بناهای معاصر سه کشور شرق خراسان بزرگ، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۳۷۳
هویت و معماری برخوردار از هویت ملی و منطقه ای مسئله ای است که در سال های اخیر و در همه کشور ها مورد توجه خاص قرار گرفته است. در شرایط کنونی و با وجود جریاناتی که به دنبال معماری خودی هستند، تبیین چگونگی اثرپذیری آثار معماری معاصر از آثار معماری ماقبل خود به ویژه آن دسته از آثاری که در زمینه تاریخی-فرهنگی یکدیگر قرار دارند، بسیار مهم و حائز اهمیت است؛ لذا در این پژوهش با بررسی ویژگی های مهم و تأثیرگذار و اجزای درون متنی هویت ساز در سنت معماری تیموری، به عنوان یکی از مهم ترین سنت های معماری در خراسان بزرگ و در کشور های حوزه ی تمدنی آن و در بناهای شاخص این دوره در کشورهای موردمطالعه، تلاش شده به صورت منسجم به بیان چگونگی و مراتب ارتباط میان سنت معماری تیموری با آثار معماری معاصر و بر اجزا و لایه های مختلف آن پرداخته شود. در این تحقیق به واسطه بررسی های کتابخانه ای و با مطالعه اسناد تاریخی و منابع متعدد دیگر، از روش تحقیق کیفی با استفاده از تدابیر چندگانه تحلیلی-توصیفی و روش تاریخی-تفسیری و روش مقایسه ای استفاده شده و جامعه آماری بناهای معاصر عمومی سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان در فاصله سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ میلادی است. تجزیه و تحلیل داده ها و نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بناهای معاصر در این کشورها با تلاش به ترکیب لایه های مختلف در معماری بنا به برقراری مکالمه و ارتباط با سنت معماری تیموری پرداخته اند. اهداف پژوهش بازشناسی شاخص های هویت بخش معماری تیموری در بناهای عمومی معاصر کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان. ۲. مقایسه چگونگی ارتباط در لایه های مختلف میان سنت معماری تیموری و آثار معماری معاصر در سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان. سؤالات پژوهش ۱. بازتاب شاخص های هویت بخش سنت معماری تیموری در بناهای عمومی معاصر سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان، چگونه است؟ ۲. مراتب ارتباط در لایه های مختلف و میان سنت معماری تیموری و آثار معماری معاصر در سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان چگونه تبیین می شود؟
۲۲۵۹۰.

پژوهشی در گونه شناسی معماریِ «دستکند»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۵۰
شناخت و دسته بندی صحیح گونه های مختلف معماری می تواند در درک بهتر فضا، حفاظت از آن و نیز در دستیابی به شیوه های جدید طراحی مفید واقع گردد. معماری «دستکند» یکی از گونه هایی است که تا کنون در محافل تخصصی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله، که از طریق روش های علمی مطالعات اسنادی و میدانی گرد آمده است، تلاش می شود تا بتوان از طریق بررسی های توصیفی تحلیلی به گونه بندی اصولی در این خصوص دست یافت و تحلیلی از ویژگی های هر یک ارائه کرد. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این نوع از معماری، بستر طبیعی زمین، نخستین نوع دسترسی ایجادشده به فضاها (عمودی و یا افقی) و کاربرد آن از عوامل اساسی شکل دهنده این آثار و تعیین کننده تنوع گونه بندی هاست. با بررسی داده ها و طبقه بندی انجام شده، تنوع و گوناگونی این نوع از معماری به شکل محسوسی آشکار گردید افزون بر آن، مشخص شد که سرزمین ایران اکثر این گونه ها را در خود جای داده و از این لحاظ دارای پتانسیل بالایی است.
۲۲۵۹۱.

تحلیل روان کاوانه فضای خالی در عکاسی انتزاعی مبتنی بر فضای بالقوه (مورد مطالعاتی: اوتا بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۴۴۵
هنر انتزاعی، به عنوان بخش مهمی از هنر مدرن شکوفا شد و تأثیر زیادی بر آثار هنرمندان در رشته های مختلف گذاشت و سبب پیدایش آثار متنوعی گردید. انتزاع به عنوان یکی از مفاهیم هنر، در هنرهای تصویری، همان طور که انتظار می رود، اثری بصری دارد، اما در آثار عکاسی به واسطه دوربین وجوه نمایه ای و شمایلی، با چالش روبرو است. این مقاله با بهره گیری از روش گردآوری اسنادی و تحلیل کیفی، به دنبال معنای فضای خالی در تصاویر عکاسی مبتنی بر مفهوم روان کاوانه فضای بالقوه است. برای توضیح مفاهیم روان کاوانه، مدل های مختلفی از انتزاع در تصاویر بررسی می شود. در نهایت، یافته های بخش نظری در آثار عکاس معاصر آلمانی، اوتا بارت به دقت مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش نشان می دهد که فضا در آثار بارت همان مناظر شهری و داخلی  است که بر وی تأثیر روانی دارند، از این رو، با آن ها روبرو می شود و در آن ها فانتزی ها و خواسته های ناخودآگاه خود را نشان می دهد و با درونی کردن آن ها در قالب تجسم بخشی وارد شده و برای رسیدن به حالت یکپارچگی با آن ها، تلاش می کند. می توان گفت که کار بارت همانند آن چه وینیکات مطرح کرده، بازی با واقعیت است. این کار از اجرای شخصی او با فضای اطرافش، یعنی دنیای واقعی شروع می شود و به بازی بین جنبه های شمایلی و نمایه ای عکاسی تبدیل می گردد.
۲۲۵۹۲.

ارتقاء و تداوم تجربه کودکی در محیط های آموزشی کودکان (تأملی بر فضای خانه و مدرسه در میان کودکان دبستانی شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۶۴۹
از آنجا که کودک بخش قابل توجهی از زندگی خود را در محیط مدرسه سپری می کند، از مهم ترین مسائل طراحی این گونه محیط ها فراهم آوردن زمینه های رشد مناسب و تجارب مطلوب کودک در این فضاها است. هدف از پژوهش حاضر، جست-وجوی چارچوبی نظری برای تشخیص متغیرهای اصلی و تبیین چگونگی رابطه بین ویژگی های کالبدی محیط با تجربه کودکی است. از این رو، پرسش اساسی این است که 1- چه مؤلفه های محیطی و 2- چگونه بر تجربه کودکی مؤثرند؟ بر این اساس، جهت دستیابی به الگوی نظری، با رویکردی رشدی-اکولوژیکی ۱ ، 30 کودک که در سال های میانی کودکی و در خانواده مشارکتی در شهر کرمان زندگی می کنند، موردمطالعه قرار گرفتند. روش پژوهش کیفی با رویکرد مرد م نگارانه است و از تکنیک های مصاحبه، تور مصاحبه (مصاحبه هنگام قدم زدن)، مشاهده و روش کیو در مرحله جمع آوری و روش تحلیل محتوا در مرحله تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد تجربه کودکی تحت تأثیر چگونگی پاسخدهی به نیازهای روانی کودک در زمینه اکولوژیکی است که کودک در آن زندگی می کند و در این زمینه ویژگی ها و قابلیت های محیطی همراه با ویژگی های روانی-اجتماعی محیط دارای اهمیت هستند و همچنین تجارب کودک در یک محیط بر تجارب او در محیط دیگر تأثیر دارند.  
۲۲۵۹۳.

بررسی و نقد نظریه دیوید هیوم درباره منشاء لذتِ تراژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۳۳
آنچه درمورد تراژدی برای هیوم تامل برانگیز است ذات متناقض نمای «لذت تراژیک» است. هیوم می پرسد چرا ما از دیدن تراژدی نمایشی سرشار از رنج و محنت لذت می بریم؟ از منظر هیوم این لذت منطقی نیست. هیوم تلاش می کند در مقاله ی درباره تراژدی به واسطه ی نظریه ی «تبدیل» این تناقض را توضیح دهد. بر طبق این نظریه، تألم تراژیک، مغلوب انفعال ناظر بر زیبایی (حظ استتیک) شده، در نتیجه آنچه در وهله ی اول دهشتناک است به واسطه ی بیان زیبایی شناختی به منشأیی برای لذت تبدیل می شود. بنابراین دیدگاه هیوم به تراژدی و راه حلی که او برای توجیه ذات متناقض نمای تراژدی ارائه می دهد تحت تأثیر رویکرد سوبژکتیو و روان شناختی او به مفهوم ذوق و زیبایی است. هیوم معتقد است که هر امر دهشتناکی می تواند به واسطه ی بیانی زیبایی شناختی به منشایی برای لذت تبدیل شود. ما در این مقاله ضمن شرح نظریه هیوم نشان خواهیم داد که نمی توان آنچه لذت تراژیک خوانده می شود را صرفا به نظریه ی «تبدیل» و مقوله ی «بیان زیبا» تقلیل داد. چرا که بنابر دیدگاه خود هیوم یک انفعال قوی تر نمی تواند به دست یک انفعال ضعیف تر مغلوب شود، چه برسد به اینکه بخواهد دگردیسی پیدا کند. ایده ی هیوم تراژدی را صرفا به ارزش های «ایدیوسینرکراتیک» (بیان هنری) آن تقلیل می دهد. فرضیه ی ما این است که عناصر به مراتب عمیق تری در شکل دهی به لذت تراژیک دخیل هستند. ما با تاکید بر آرای فیلسوفان دیگری همچون ارسطو و نیچه نشان خواهیم داد که لذت تراژیک می تواند نتیجه ی نوعی تعرف تراژیک (بازشناخت) و تزکیه ی اخلاقی (کاتارسیس) باشد. به دیگر سخن فرضیه ی ما این است که تبدل رنج به لذت در تراژدی نه مقوله ای صرفا روان شناختی، بلکه در وهله ی اول امری معرفتی و هستی شناسانه است. همچنین مثالِ تراژدی نشان می دهد که زیبایی آن چنان که هیوم و بعدها کانت می پنداشتند قابل تقلیل به صرف قوه ی حکم ذوقی نیست. چرا که در این صورت، بنا بر قاعده، ما نمی بایستی از تراژدی لذت ببریم.
۲۲۵۹۴.

بررسی تطبیقی هنر مدرن و اصیل ایرانی از نظرگاه الگ گرابر و جلیل ضیاءپور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۱
برخی از پژوهش ها درباره هنر معاصر ایران، از اساس، هنرمندان نوگرای ایرانی را فاقد درک درست از هنر مدرن و برخی دیگر آن ها را مقلّد معرفی کرده اند. بعضی دیگر نیز هنر مدرن ایران را وارداتی، سطحی، ظاهری و عده ای دیگر نیز ورود آن را یک ضرورت به شمار آورده و برخی دیگر هم تلفیق اسلوب های مدرن و سنتی را غیرممکن دانسته اند. در این میان، پژوهش الگ گرابر نشان می دهد که هنر اواخر دوران قاجار، هنری مدرن و دارای اصالت است. ازطرف دیگر، جلیل ضیاءپور، نیز، ساز و کار نقاشی اصیل و مدرن در ایران را در بیانیه مکتب کامل تعریف نموده است. هدف پژوهش حاضر، حصول رهیافت های نظری نوین از طریق مقایسه این دو تفکر در زمینه هنر مدرن ایران است. پرسش این است که ضیاءپور و گرابر، چه چیزی را در جهت نوشدن هنر ایرانی، اصیل و مهم تلقّی می کنند؟ و این دو نظریه چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی و تطبیقی، با تکیه بر آرای الگ گرابر چهار مؤلفه را استخراج نموده و با آرای ضیاءپور مورد مقایسه قرار داده است. نتایج حاصله نشان داد که نفی مِدیوم ها در مِدیوم اصلی و همچنین نفی بازنمایی برخلاف نظر گرابر، در نظر ضیاءپور شروط مهمی برای اصیل و مدرن بودن نقاشی محسوب می شوند. ضیاءپور به تأملات دقیق در کارکرد عوامل ترکیب بندی با تکیه بر زبان اختصاصی هنر معتقد است، اما گرابر شیوه انتزاع در هنر اصیل و مدرن را غریزی و فقدان این تأملات می داند. تنها مورد مشترک در این دو منظر، گسست از سنت، پذیرش مدرنیته و گشودن راه های جدید است.
۲۲۵۹۵.

تحلیل ساختارگرا در نشانه شناسی کالبد شهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۵۱۵
در شهرهای عصر حاضر که اجزای آن به طور مداوم افزوده شده و دستخوش تحولات متععدی قرار می گیرند، سازوکار انسجام شهر در تمامی وجوه اعم از اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و زیبایی شناختی با مشکلات عدیده ای رو به رو است. برای ممانعت از حضور و تشدید چندگانگی در ساختارهای همنشین شهری که در طی قرون متمادی شکل گرفته اند، بالا بردن توانایی ها و مهارت ها برای دربرگیری و تلفیق این اجزای نوظهور و گاه پراکنده در یک کل منسجم و معنادار ضروری است. پرسش های آغازین که اندیشه شکل گیری نوشتار را سبب گردید و این مقاله در صدد پاسخگویی به آن ها است، عبارتند از: آیا نظام های نشانه ای در شهر به مثابه ابزاری برای ایجاد ساختاری متفاوت در کالبد شهرها هستند؟ آیا این ابزار دارای الگوهای خاصی است که انسجام در ساختار کالبدی منوط به شناسایی آن ها است و چگونه می توان به الگوهای جانشین مناسب در نظام نشانه ای شهر دست یافت؟ این نوشتار بر آن است که به شناخت فرآیندهای انسجام ساختارهای جدید در شهر و رفع تقابل ویژگی های شهرها در گذشته با توسعه های جدید بپردازد. تبدیل ساختارهای چندگانه به ساختاری منسجم نیازمند آگاهی از نشان داری در شهر ها است. لذا در این پژوهش بهره گیری از روش تحلیل ساختارگرا با تأکید بر شناسایی سازه های همنشین (تشخیص اجزاء سازنده و چگونگی قرار گرفتن عناصر کنار هم در شهر) و الگوهای جانشین (چگونگی جایگزینی عناصر به جای هم) به مثابه رهیافت اصلی مورد نظر است.
۲۲۵۹۶.

لباس آرایی: هنر سنتی اخلاق مدار در فتوت نامه چیت سازان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۳۵۲
بسیاری روایات، حاکی از جاری بودنِ اخلاق و معنویت در عرصه های زندگی مسلمانان است. لباس آرایی، هنر- صنعت سنتی است که همسویی با اصول اخلاق مداری دارد. لباس دارای دو بُعد ظاهری و محتوایی است: تغییر بُعد ظاهری آن را در خلال زمان، مکان می توان دید و بُعد محتوایی لباس، بخشی از هویت لایتغیّر آن است که در جهان بینی دینی، نمودی از ذات و اصل حقیقت است. انتساب این امر به ائمه و انجام مراحل این هنر با ذکر آیات قرآن و توسّل به اذکار، همگی بیانگر نگاه فرامادی به آن است. هدف این پژوهش، درک عناصر اخلاق مدار در لباس آرایی سنتی است. سؤال : مهمترین اصول اخلاقی در محتواسازیِ لباس آرایی سنتی چیست؟ نتیجه : نظام پوشش، حقیقتی فراتر از عالَم ماده است. رجوع به منابع عرفانی می تواند تأملات تاریخی در خصوص معناسازی هنرهای سنتی و نوع مفاهیم کاربردی در ساختار آن را بنا بر امور متعالی توجیه سازد. لباس آرایی به عنوان یک فرصت، علاوه بر مهارت های حرفه ای، دارای عناصر اخلاقیست که این هنر- صنعت را معنوی می کند. اهمّ عناصر اخلاقی آن، توحیدمداری، مبتنی بر نظام استاد- شاگردی (اهلیّت یافتن) و نیکویی خُلق است. در این نوشتار، خوانش محتوایی ابعاد اخلاق مند لباس سنتی از منظر فلاسفه سنت گرا (کوماراسوامی، شوان، بورکهارت و نصر) و بر مبنای متن فتوت نامه چیت سازان (به عنوان یک متن صنفیِ تاریخی- اخلاقی) انجام می گیرد. روش تحقیق، تحلیل محتوای تاریخی و شیوه گردآوری اطلاعات بر مبنای اسناد نوشتاری معتبر است.
۲۲۵۹۷.

مقایسه تطبیقی خلوت فردی تا جمعی در مسکن سنتی و معاصر؛ «نمونه موردی: خانه داروغه و خانه پدر و دختر مشهد»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۴۶
بیان مسأله: خلوت از مهم ترین ویژگی های یک خانه مطلوب و از نیازهای اساسی افراد در فضای مسکونی است و به معنای فرایندی است که در آن، بشر می تواند به تجربه خویشتن نگری دست یابد و دامنه ارتباطی خود با سایرین را تنظیم کند. باتوجه به اینکه انسان نیازمند فضاهایی با خلوت فردی و خلوت جمعی می باشد، بنابراین لازم است تعدادی از فضاها خلوت فردی را تأمین نموده و موجب آرامش انسان شوند و تعدادی از فضاها نیز خلوت جمعی را جهت ارتباط و تعامل با سایر افراد خانواده تأمین نمایند. اهمیت و ضرورت: در صورت عدم توجه هم زمان به خلوت فردی و خلوت جمعی، نیازهای انسان به طور کامل تأمین نمی شود و فضای خانه به محیطی ناکارآمد تبدیل خواهد شد. لذا شناخت و بررسی نحوه دستیابی به طیف خلوت در نمونه های موفق و به کارگیری آنها در جهت ایجاد تعادل میان خلوت فردی و جمعی امری ضروری است. اهداف: هدف این مقاله شناخت طیف خلوت در فضای مسکونی و بررسی و مقایسه تطبیقی خلوت فردی تا جمعی در مسکن سنتی و معاصر می باشد. سؤال پژوهش: جهت دستیابی به اهداف پژوهش، این پرسش ها مطرح است: جهت تأمین نیازهای انسان به چه طیفی از خلوت در فضای مسکونی نیاز است؟ خلوت فردی تا جمعی در خانه های سنتی و خانه های معاصر چگونه تحقق یافته است؟ روش تحقیق: پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی و از حیث روش، کیفی است. در گام اول با بررسی مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، مدل مفهومی پژوهش استخراج شده است و در گام دوم از طریق مطالعات میدانی به مقایسه تطبیقی خلوت فردی تا جمعی در نمونه ای از دو گروه خانه های سنتی (خانه داروغه) و خانه های معاصر ایران (خانه پدر و دختر) پرداخته شده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد در خانه های سنتی از جمله خانه داروغه بیشتر به خلوت جمعی و در خانه های معاصر از جمله خانه پدر و دختر بیشتر به خلوت فردی توجه شده است.
۲۲۵۹۸.

نظام هندسی زمینه های رسمی بندی یک پا، برگرفته از دایره محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۸۷
هنر رسمی بندی یکی از الگوهای شاخص و اصیل در معماری سنتی است که زمینه را برای پوشش طاق فراهم می کند. این هنر بومی، نمادی از تسلط معماران ایرانی به علم هندسه محسوب می شود. برخلاف سایر تزئینات هندسیِ معماری ازجمله یزدی بندی، مقرنس و کاسه سازی، رسمی بندی به زمینه دقیق و منظمی نیاز دارد. هرچند زمینه های مناسب برای اجرای رسمی بندی به طور تجربی با آماده سازی زمینه از طریق تغییرات در پای کار مهیا می شده​اند، ولی نقاط ابهامی در تناسب ابعادی زمینه کار و نوع رسمی متناسب وجود داشته و راهکارهای ارائه شده خالی از اشکال نیست. در این مقاله که به طور خاص به زمینه رسمی های برگرفته از دایره محیطی پرداخته شده، ابتدا پیشینه رابطه ریاضی دانان با معماران و نقش هندسه در معماری موردبررسی قرار گرفته و سپس، با ارائه تعریف و جایگاه رسمی بندی و آرای صاحب نظران، به نحوه شکل گیری انواع رسمی در دایره محیطی و تحلیل آن پرداخته شده است. تعیین نمودار فراوانی هر یک از رسمی بندی ها، استخراج تناسب ابعادی زمینه های رسمی بندی، تبیین نظام هندسی و روابط ریاضی بین آنها از یافته های این مقاله است.
۲۲۵۹۹.

بازتاب سبک سمبولیسم اجتماعی سیاسی در شعر شاعران دهه چهل و تندیس ها و نمادهای خانه مشروطه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۹۴
در دوره معاصر، به ویژه از دهه چهل شمسی شاهد رشد سبک سمبولیسم در شعر و هنر در ایران هستیم. شعر اجتماعی، با گرایش سمبولیستی، گسترده ترین و معروف ترین جریان شعر معاصر است؛ جریانی شاعرانه اندیشمندانه که سهم برجسته ای در تاریخ ادبیات معاصر ایران دارد. بارزترین ویژگی این جریان، پیوند معنادارِ شعر با جامعه است. گونه ی شعر انتقادی اجتماعی در این مقطع از زمان، نمودی آشکار می یابد؛ بر این اساس، حساسیت انسانی و شاعرانه ی شاعران از یک سو و استبداد حاکم بر جامعه ی ایرانی، از دیگر سو، این گروه از شاعران را به سرایش سروده هایی اجتماعی سمبلیک سوق می دهد؛ اینان با به کارگیری این شیوه می توانند به صورتی غیرمستقیم، اعتراض خویش را بازتاب دهند؛ اینان با کاربستِ شگردی ادبی: سمبل، که از پوشیدگی ذاتی برخوردار است، به طرح مسائل مورد نظر خویش می پردازند. در این جستار، به شیوه ی توصیفی تحلیلی، پس از واکاوی سروده های نیما، شاملو، اخوان، فرخزاد و شفیعی کدکنی از این منظر، مشخص می گردد که سمبولیسم اجتماعی بازتاب گسترده ای در سروده های این گروه از شاعران یافته و اشعار اجتماعی - اعتراضی شاعران مذکور، در بیداری جامعه ی غفلت زده ایران، نقشی برجسته داشته است. از سوی دیگر در آثار هنری، این دوره چون خانه ها نیز شاهد کاربست سبک سمبولیسم هستیم. اهداف پژوهش: مطالعه نمادشناسی و نمادگرایی اجتماعی _ سیاسی در شعر شاعران معاصر. بررسی سبک سمبولیسم در خانه های مشروطه تبریز. سؤالات پژوهش: سبک سمبوالیسم چه کاربردی در اشعار شاعران دوره معاصر داشته است؟ شاعران دوره معاصر بیان اعتراضی خویش چه نمادهایی را به کار گرفته و یا آفریده اند؟
۲۲۶۰۰.

مطالعه گفتمان دینی قالی های تصویر ی دوره قاجار موزه فرش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۰ تعداد دانلود : ۴۳۸
 قالی ایرانی نمودی از هویت ایرانی- اسلامی بوده که در شکل گیری گفتمان فرهنگ و هنر دینی موثر واقع شده است. گفتمان قالی های تصویری دینی دوره قاجار برگرفته از شرایط اجتماعی، دینی این دوران است. این قالی ها روایتی تصویری از مفاهیم دینی بوده اند که به زبان تصویر با هدف تعلیم و انتقال مفاهیم و آموزه های دینی در میان عموم مردم رواج یافته اند. هدف از این پژوهش، مطالعه نمونه های موجود از قالی های تصویری با موضوعات دینی موزه فرش ایران در جهت شناخت گفتما ن های دینی رایج در قالی ایرانی است. در این راستا قالی های تصویری دینی موجود در موزه فرش ایران مورد مطالعه قرار گرفته اند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده که عناصر و مولفه های تصویری موجود و تاثیر گذار بر قالی های تصویری دینی به عنوان گفتمان دینی دوران قاجاری کدام موارد هستند؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که، این قالی ها زبان گویا و روایتی تصویری در جهت بیان گفتمان و اندیشه های عرفانی، دینی و هنری مردمان این دوران می باشند. مولفه هایی چون اهمیت مضامین و داستان های قرآنی، تصویری بودن و روایت تصویری، بیان مضامین و مفاهیم دینی به زبان تصویر (ویژگی هنرهای دوران قاجاریه)، تاثیرپذیری از سایر هنرهای این دوران چون نقاشی قهوه خانه ای، کاربرد متنوع مضامین دینی، کاربرد هم زمان عناصر زیبایی شناختی سنتی، نقش مایه های سنتی و تصویری در ساختار این قالی ها دیده می شود. از آن جا که بر جنبه تعلیمی بودن قالی های تصویری قاجاری تاکید شده، این قالی ها همانند داستانی روایی، تصویری از اعتقادات و سلایق مردمان دوران قاجاریه ارائه می نمایند. استفاده از ساختار سنتی چون محرابی و عناصر نمادین، به همراه تصویر و کاربرد ویژه پیکره های انسانی (با عنوان شمایل ها) جهت تصویرسازی روایت ها و داستان های قرآنی و دینی حایز اهمیت است.   

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان