فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۷۴۱ تا ۱۳٬۷۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
زنگی و زمانه رابینو
حوزههای تخصصی:
راهبردهایی برای احیای منظر روستاـ شهر جماران
حوزههای تخصصی:
با روند روبه رشد توسعه که در پی تحولات سریع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جوامع اتفاق می افتد، دامنه گسترش کالبدی شهرها فراتر از اراضی پیرامونی رفته و به سکونتگاه های مجاور که به شکل روستاهایی خودکفا در طول تاریخ شکل گرفته است، می رسد. روستاهای مورد اشاره در ابتدا به عنوان سکونتگاه های حاشیه شهر، و با ادامه روند گسترش شهری به شکل محلاتی درون شهرها تغییر چهره می یابند. جماران، امام زاده قاسم، چیذر، ده ونک، اوین، درکه، فرحزاد، طرشت و بسیاری دیگر از محله ها که در محدوده کنونی شهر تهران قرار گرفته اند، در گذشته ای نه چندان دور روستاهایی بوده اند که در عین خودکفایی مناسبات بسیاری نیز با یکدیگر داشتند.
پیچیدگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی و ترافیکی در محله جماران که در گذشته به عنوان یک روستای کوهستانی در شمیران مطرح بوده است با تلفیق خصوصیات روستایی و شهری در ابعاد مختلف، موجب می شود که این مجتمع زیستی نه از خصوصیات کامل یک روستا برخوردار بوده و نه ویژگی های یک جامعه شهری را در خود داشته باشد. همچنین پیوند خوردن این محله با فرهنگ سیاسی- انقلابی ایران بر اهمیت شناخت صحیح این بافت جهت برنامه ریزی سنجیده تر برای آن می افزاید و موجب ناکافی و ناکارآمد شدن طرح های موضوعی و موضعی می شود.
این نوشتار که به جستجوی راهبردهای ساماندهی منظر شهری روستا- شهر جماران در تهران می پردازد مشتمل بر چهار بخش است : بخش اول به کلیات تحقیق، بخش دوم به موقعیت و ویژگی های روستا- شهر جماران و بخش سوم سازمان فضایی محله جماران مورد تحلیل قرار می گیرد و در نهایت راهبردهای ساماندهی منظر شهری ارائه می شود.
گردشگری شهری به مثابه راهبرد توسعه خلاق در بافت های فرسوده
حوزههای تخصصی:
ظهور نظریات توسعه درون زا از اوایل قرن بیستم تاکنون، نیاز به مرمت بافت های فرسوده درونی شهرها را الزامی می کند. بافت های فرسوده به دو دسته کلی واجد ارزش و فاقد ارزش تقسیم می شوند. جدیدترین رویکردهای مرمتی، با توجه به بیانیه ها و منشورهای جهانی، با جامع نگری، سعی در تکیه بر میراث موجود در بافت های فرسوده واجد ارزش و تلفیق اقتصاد و فرهنگ و احیای پایدار بافت های تاریخی از طریق تعیین نقش آنها در سازمان فضایی شهر دارد. یکی از رویکردهای مطرح در این زمینه، رویکرد گردشگری در برنامه ریزی شهری است. این مقاله ضمن معرفی مفهوم توسعه خلاق با بررسی دو نمونه موردی محله «تئودوس استیونز و لیدا همیلتون»، و اسکله «کلارک» سعی در معرفی رویکرد گردشگری به عنوان ابزاری کارآمد جهت دستیابی به توسعه خلاق و برشمردن تعدادی از اصول آن را دارد.
فن شناسی تزئینات طلاکاری روی سنگ در مجموعه کارخ گلستان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر دامنه خمیری خاک (PI) بر مقاومت کششی و فشاری خشتهای تثبیت شده با سیمان برای استفاده در حفاظت از سازه های خشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Globalization Issues Regarding Contemporary Architecture of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The term Globalization undoubtedly has affected all parts of humanity life in current century. Globalization as a comprehensive phenomenon has influenced economical, political, social and cultural aspects of our societies. Contemporary architecture as a multidimensional category is depended on various factors and needs to be pursued in different fields, in order to reach to a perfect comprehending of it. In countries that they have not experienced modernity completely and also they have not passed the traditions, facing with global flows will cause different encounters. Although some defend the global and homogenous behaviors, the others as a reflection to that, support of particular and heterogeneous ideas. This dilemma also could be seen in traditional societies in confronting with modernity, but by the aim of global flows it has an incredible speed which could not be imagined before. By the rise of consideration to complexity theories and relational and fuzzy discourses, some kind of symbiosis ideas have aroused that are not going to omit while they are trying to connect contradictory issues together. The specifics of these points of views are going to be clarified and reviewed, so that to make clear the globalized and localized approaches in contemporary architecture and also to conceive an interconnection of them as a “glocalized” architecture.
بررسی کارکرد اقلیمی حیاط زمستان نشین در مناطق سردسیر؛ نمونه موردی: شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۶
139 - 154
حوزههای تخصصی:
بررسی گونه شناسی معماری ایران نشان می دهد که شکل گیری بنا، چه به صورت منفرد و چه به صورت مجتمع، هم زمان و هم مکان براساس ترکیب سه الگوی فضایی «باز، بسته و پوشیده» صورت گرفته است. در خانه های تاریخی، حیاط به عنوان اصلی ترین فضای باز، همزیستی با طبیعت را نمایندگی می کند. از لحاظ سازمان فضایی خانه های تاریخی، حیاط در واقع اتاقی است بدون سقف با بدنه های مشخص، و کفی آراسته از درخت و خاک و آب. بهترین نمونه حیاط با رویکرد اقلیمی را می توان در بناهای تاریخی مناطق گرمسیر و کویر ایران مشاهده کرد. در معماری بناهای این اقلیم با ایجاد حیاط مرکزی در وسط، تعبیه حوض آب و احداث باغچه، اقلیمی کوچک و مناسب برای آسایش به وجود آمده است. در اقلیم سرد کشور نیز با توجه به موضوع محرمیت و اشراف و تبعیت از نواحی بیابانی ایران خانه های سنتی با حیاط مرکزی احداث می شدند. اما از آنجا که در مناطق کوهستانی، هوا در اغلب مواقع سال سرد و خارج از محدوده آسایش است، استفاده از حیاط به فصل تابستان محدود بوده است و به همین دلیل ابعاد کوچک تری در قیاس با حیاط های مناطق فلات مرکزی ایران دارد. بنابراین شکل گیری حیاط مرکزی در مناطق کوهستانی با رویکرد اقلیمی همراه نیست. در پژوهش حاضر به معرفی حیاط با کارکرد اقلیمی در مناطق سردسیر تحت عنوان حیاط زمستان نشین با الگوگیری از گلخانه ها پرداخته می شود، کارکرد تابستانی آن تشریح می گردد، و کارکرد زمستانی آن به وسیله نرم افزار محاسبات انرژی به نام انرژی پلاس مدل سازی می شود. خروجی نهایی شبیه سازی کامپیوتری، میانگین دمای هوای حیاط زمستان نشین، طی دوره یک ساله، برای مقایسه شرایط آسایش حرارتی در این فضا با شرایط فضای آزاد است که براساس آن میزان کاهش بار گرمایشی ساختمان بر اثر وجود این عنصر معماری محاسبه می شود.
شناسایی عوامل مؤثر بر پراکنده رویی شهری و ارتباط آن با ساختار فضایی شهر؛ نمونه مورد مطالعه: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۷
89 - 112
حوزههای تخصصی:
پراکنده رویی پدیده ای است که در نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفته و امروزه به عنوان یکی از موضوعات محوری در بسیاری از کشورها مطرح است. پراکنده رویی پیامدهای مثبت و منفی فراوانی را به همراه داشته است و می توان گفت که با توجه به ساختارهای گوناگون و ویژگی های متفاوت جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جز اینها، دلایل پراکنده رویی از شهری به شهر دیگر متفاوت است. ارومیه از شهرهایی است که در سال های اخیر با سرعتی شتابان گسترش یافته است. به منظور بررسی میزان پراکنده رویی در ارومیه، پس از مروری بر متون نظری و تجربی مرتبط، بر اساس تلفیقی از نظریات اوینگ و دیگران (2002)، تورنس (2008) و فرنکل و اشکنازی (2007)، با استفاده از 19 متغیر نشانگر پراکنده رویی و انجام تحلیل عاملی در 30 ناحیه ارومیه، در نهایت این شش عامل، که پراکنده رویی را در این شهر تبیین می کنند، معرفی شده اند: اختلاط کاربری، تراکم، بی قاعدگی نواحی ساخته شده، مرکزیت، دسترسی، و فضای فعالیت. مقایسه پراکنده رویی با روند گسترش کالبدی ارومیه در سال های مختلف، نشان می دهد نواحی ای که در دوران آغازین شکل گیری شهر به وجود آمده اند، پایین ترین میزان پراکنده رویی را دارند؛ و با هرچه نزدیک تر شدن به نواحی ساخته شده در سال های اخیر، می توان دید که عمدتاً روند گسترش شهر به سمت پراکنده رویی بیشتری میل می کند. همچنین بررسی ساختار تک مرکزی شعاعی ارومیه و مقایسه آن با پدیده پراکنده رویی، مشخص می سازد که گسستگی ایجادشده در ساختار فضایی ارومیه باعث شده است که عمدتاً در نواحی خارج از ساختار شهر پراکنده روییِ زیادی مشاهده شود.
رویکردی تحلیلی به تاثیر رویدادهای فرهنگی در کیفیت منظر موقت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۹
27 - 36
حوزههای تخصصی:
تأویل معماری پسامدرن از منظر نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۹
59 - 72
حوزههای تخصصی:
مقایسه تطبیقی مفهوم عروج در مشترکات معنایی کهن الگو با کالبد معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان برای بیان مضامین دینی و اسطورهای و فایقآمدن بر شکاف بین بخش خودآگاه و ناخودآگاه ذهن خود به نماد و نمادپردازی نیاز دارد. نماد در صور مختلفی چون رؤیا، قصه عامیانه، اسطوره، شیء طبیعی و هنر ظاهر میشود. در معماری کاربرد نماد از همه هنرها قویتر و پرمعناتر است. امروزه، زبان نمادگونه در معماری با اصطلاحات بیاثر یا منفی یکسان شده است و ارتباطات شهودی ناظر در تعریف موقعیتش نهتنها عاملی برای بهبود تعاملات وی در فضا نیست، بلکه به ابزاری برای از خودبیگانگی تبدیل شده است. هدف از این مقاله پاسخگویی به این سؤال است که آیا با دستیابی به مشترکات معنایی کهنالگوها که در ناخودآگاه جمعی انسانها وجود دارد و برگرفته از سه منبع اسطوره های جهانی، نماد و رؤیا است، میتوان به درک مفاهیم کهنالگویی و تجلی آن در کالبد معماری رسید یا خیر. در این مقاله مفهوم «عروج» به عنوان کهنالگو تلقی و بررسی میشود و از آنجا که این مفهوم یکی از مفاهیم برگرفته از ناخودآگاه جمعی انسانها است، با کشف مفاهیم و معناهای دیگر میتوان به زبان الگوی واحدی در معماری دست یافت تا تعاملات انسان با فضای معماری ارتقا یابد. طراحان و معماران این زبان را شیوهای بیزمان و ابدی خواهند یافت که با استفاده از آن میتوانند عوامل دیگر متأثر از زمینه و سبکهای معماری را بهصورت مکانمند و زمانمند بهکار گیرند.
مرتبت تدریج در خانه؛ احیای بستر زندگی خانواده گسترده
حوزههای تخصصی:
این مقاله ؛ تلاشی است برای تدوین ( نظام فضایی ) که ظرفیت برقراری ارتباطی عمیق را میان ساکنین آن داشته باشد. جامعه (مظروف معماری) امروز، بر خلاف جامعه همگن و پیوسته دیروز، دچار انقطاع شده است؛ انقطاع در دو ساحت زمان و مکان؛ انقطاع مردم از گذشته خود(گسست نسل ها ) و از یکدیگر . انقطاعی که در حد فاصل خانواده هسته ای و مراتب وسیع تر جامعه رخ داده است. ایجاد پیوستگی، معلول جاری شدن مفهوم تدریج در روابط افراد جامعه است. برای تحقق این امر، حلقه ای مولد، ولی مفقوده وجود دارد که مرتبه ای دیگر از مراتب اجتماعی .« خانواده گسترده » ؛ است تغییر تدریجی، خصیصه ای است که سبب پیوستگی در هریک از این دو ساحت و همچنین این دو ساحت با یکدیگر است و بستر احیای شیوه زندگی خانواده گسترده را فراهم می آورد. خانواده گسترده، به عنوان مرتبه ای از جامعه که زنده است و بسترساز پیوستگی و زندگی در جامعه است . برا ی نیل به این منظور به شناخت خانواده گسترده و بررسی امکان یا ضرورت احیای آن در جامعه امروز و جستجوی ویژگی های ظرف زندگی این خانواده پرداخته شده است. با توجه به علل افول خانواده گسترده، ایدئوگرام خانه این خانواده براساس تغییر تدریجی در دو ویژگی مهم خانه ایرانی که همانا محصوریت و خلوت است، با نگاهی تمثیلی به سرمشق درخت شکل گرفته است. درخت برای میوه، دو منبع تغذیه فراهم آورده؛ شاخه ها به عنوان منبع تغذیه مشترک؛ و تغذیه مستقیم و مستقل از آفتاب و هوا . حیاط نیز منبع تغذیه خانه است. در هر خانه جزء، حدفاصل دو حیاط خلوت و حیاط جمع، طیف فضاها از خلوت تا جمع سامان می گیرند؛ و خانه ها در حیاط مشترک به وحدت می رسند. در ارتباط فضای باز با فضای بسته، طیف محصوریت مطرح می شود، که تبدیل این دو را در طریقی تدریجی پیشنهاد می کند. امری که باعث پیوستگی فضا می شود. در مفهوم مطروحه -یعنی تغییر تدریجی و پیرو آن پیوستگی در ظرف و مظروف معماری- می توان مطابقتی یافت با فلسفه ملاصدرا که بر اصالت وجود بنا نهاده شده است. از منظر او، هستی، خصلتی طیف گونه یا تغییری تدریجی و پیوسته دارد؛ خصلتی تکوینی که در نظام تشریعی نیز بنا به برقراری آن است.
نقش آموزش متوسطه در ارتقاء مهارت های زیبایی شناختی دانشجویان معماری نمونه های مورد بررسی: آموزش های گسسته در شاخه نظری و آموزش های پیوسته در هنرستان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱
5-20
حوزههای تخصصی:
ارتقاء مهارت های زیبایی شناسانه و افزایش درک هنری از موضوعات مهم و راهبردی در معماری محسوب می شود. استادان و مراکز آموزش معماری روش های متنوعی را با هدف آموزش مهارت های نامبرده به کار می گیرند که هریک تا اندازه ای در این مسیر موفق عمل بوده اند. اما آنچه که در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته است، نقش راهبردی و زیربنایی آموزش و پرورش کشور به ویژه در دوره متوسطه، در زمینه افزایش مهارت های لازم برای این شاخه از هنر است. تدوین برنامه و چهارچوبی هدفمند برای افزایش شناخت و توانمندی های لازم در زمینه معماری، قدمی است راهبردی که می تواند در شکل گیری تجربه های زیبای یشناسی، شکل گیری ذهنی معمارانه و ارتقاء مهارت ها به ویژه در سال های مهم اولیه یادگیری مؤثر واقع شود. از این رو، نوشتار حاضر، به مطالعه شیوه های آموزش هنر پرداخته و بیان می کند که آیا آموزش متوسطه و دروسی که در آن ارائه می شود، می تواند در ارتقاء مهارت های زیبای یشناسانه مؤثر باشد یا خیر؟ در حالی که رویکردی کاملاً کیفی به موضوع دارد.
راهکارهای طبیعی نیل به محیط پایدار (نمونه موردی: بافت فرسوده محله از گل)
حوزههای تخصصی:
بحران های زیست محیطی، آلودگی ها، نابودی و یا تضعیف اکوسیستم ها ضرورتی انکار ناپذیر را به همگان و به ویژه اندیشمندان تذکر می دهد: «ضرورت ایجاد تغییر و اصلاح شیوه کنونی احداث و اداره محیط های مصنوع». درک این ضرورت ملموس، رسالتی را به دوش همه متخصصان فعال در زمینه طراحی و ساخت و اداره محیط های مصنوع گذارده؛ رسالت نیل به مقصدی که از آن با عناوینی چون جامعه پایدار، توسعه پایدار و ... یاد شده است. برای گام برداشتن در این مسیر پایدارسازی نیاز به سرمشق و الگو داریم و طبیعت به عنوان یکی از مهم ترین الگوها همواره جایگاه ویژه ای را به عنوان سرمشق فعالیت های انسانی دارا بوده است. درک شیوه ای که طراح طبیعت به وسیله آن پایداری را ایجاد و حفظ نموده، نیاز به نگرشی همه جانبه، هماهنگ و نظام مند دارد. نگرش سیستمی به طبیعت سال هاست که در قالب علم اکولوژی انجام می شود. ولی حلقه مفقوده این زنجیر، انتقال یافته ها به متخصصان فعال در زمینه ساخت محیط مصنوع است؛ تا بتوانیم راهکارهایی را که طبیعت به وسیله آن ها نظام خود را حفظ کرده و به پایداری می رساند، اقتباس نموده و در ساخت محیط مصنوع به کار بریم؛ امری که هدف نگارنده از نگارش این مقاله بوده است؛ لذا ابتدا مهم ترین اصول پایداری طبیعت مورد بررسی و تحقیق قرار گرفتند و سپس با استفاده از دستاوردهای این بررسی، راه حل هایی مبنایی جهت نیل به پایداری در محیط های مصنوع پیشنهاد گردیده است.