ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۸۶۱.

ارزیابی محوطه باز فضاهای آموزشی با تاکید بر عوامل کالبدی، محیطی و انسانی مطالعه موردی: مدارس ابتدایی منطقه 9 شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
فضاهای آموزشی یکی از مولفه های مهم و تاثیرگذار بر روی رفتار و شخصیت افراد می باشند ولی بخش اعظم محیط آموزشی را فضای بسته تشکیل داده است. با توجه به ارزیابی به عمل آمده از محیط های آموزشی تمام توجهات معطوف به فضاهای درونی است و آنچه مغفول مانده است فضاهای باز شامل حیاط و یا باغچه ها هستند که به منظور کمک به اهداف این فضاها می باشد. در صورتی که فضاهای باز در مکان های آموزشی میدان شهری کودکان بوده و این پتانسیل را دارد که به عنوان یک مکان برای تجربه آزادی حرکت و بازی، خلاقیت، کشف و ارزش های اجتماعی دیده شود. این پژوهش به دنبال یافتن ارتقای دانش طراحی فضاهای باز سایت های آموزشی و تقویت این فضاها در یادگیری و آموزش استفاده کنندگان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بر پایه پیمایش بوده و از فن مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه به جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه مدارس ابتدایی منطقه9 استان تهران می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد از دیدگاه دانش آموزان عوامل محیطی بیش از دو عامل انسانی و کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز در رسیدن به یک طرح منظر موفق، تأثیرگذار است. بنابراین هر طرح برای ایجاد ارتباط صحیح با زمینه خود، می بایست با محدودیت ها و امکاناتی که شاخصه های محیطی در اختیار آن قرار می دهد، هماهنگ باشد. با چنین رویکردی، طراحی محیط و منظر از بستر و ویژگی های ذاتی آن برخاسته و در سازگاری با آن قرار می گیرد. هم چنین از نظر کاربران این فضاها، عوامل انسانی نیز بیش از عوامل کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز تأثیرگذار است که لزوم توجه به نظامی از ویژگی های رشد کودکان می تواند در جهت ارتقای کیفیت و با نشاط سازی حیاط مدارس در راستای اهداف متنوع آموزشی و پرورشی کارساز باشد.
۸۶۲.

پژوهشی در آرایه های گچی بندر تاریخی نَجیرم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
نخستین نشانه ها از کاربرد گچ و آرایه های گچی از دوره ایلام است. از دوره هخامنشی برای سفیدکاری دیوارها و ستون های چوبی از گچ استفاده شده و استمرار استفاده از آرایه های گچی در تزئین بناها در دوره اشکانی است. در دوره ساسانی استفاد از گچ نه تنها به عنوان پوشش دیوارها به کار می رفت، بلکه به دلیل خاصیت شکل پذیری گچ، دیوارهای گلی و سنگی را زینت می بخشید. در این دوره روش های آرایه های گچی رو به تکامل گذاشت و در دوران اسلامی با تنوع بیشتری تداوم یافت. در سواحل شمالی خلیج فارس تعداد فراوانی از آرایه های گچی دوره ساسانی و اوایل اسلام در بندر تاریخی سیراف توسط «وایت هاووس» معرفی شده است. در طی بررسی و شناسایی باستان شناسی بندر تاریخی نجیرم که در 10 کیلومتری غرب شهرستان دیر واقع شده است، مواد فرهنگی سطح محوطه شامل: قطعات سفال، شیشه، اشیاء فلزی، سکه و قطعات آرایه های گچی مورد مطالعه قرار گرفت. درمیان یافته های فرهنگی سطح این محوطه، قطعات آرایه های گچی به دلیل فراوانی و تنوع زیاد از اهمیت زیادی برای مطالعات باستان شناسی، تاریخ نگاری و بازسازی تاریخی بندر تاریخی نجیرم برخوردار است. در این بررسی میدانی، قطعات آرایه های گچی های دوره ساسانی-اوایل اسلام بر دامن تپه های مشرف به دریا و تعداد کمتری از ترانشه لایه نگاری جمع آوری گردید. در این پژوهش به مطالعه آرایه های گچی های مکشوف از نجیرم پرداخته و نمونه های موجود براساس نوع نقوش آرایه های گچی طبقه بندی خواهد شد. تنوع و تعداد زیاد قطعات آرایه های گچی باوجود فقدان کاوش باستان شناسی نشان دهنده وجود سازه های بزرگ مذهبی و بناهای عام المنفعه، رونق تجارت و ساخت بناهای فاخر در میان بافت شهری آن است. آرایه های گچی بندر تاریخی نجیرم قابل مقایسه با آرایه های گچی سیراف در دوره ساسانی و سده های نخستین بعد از اسلام است. مهم ترین اهداف این پژوهش مطالعه نقوش به کار رفته در آرایه های گچی نجیرم و طبقه بندی آن ها جهت تعیین کاربری و تاریخ گذاری آن ها است. آرایه های گچ بری بندر تاریخی نجیرم به انواع هندسی، اسلیمی، سامرا نوع C، عناصر معماری، گیاهی، نیم ستون، کتیبه، کاربردی و نقوش ترکیبی تقسیم می شوند؛ هم چنین مطالعه تکنیک ساخت و مقایسه تحلیلی نقوش با نمونه های مشابه در خلیج فارس، به ویژه بندر تاریخی سیراف و بردستان از دیگر اهداف این پژوهش باستان شناختی است.
۸۶۳.

معرفی سامون به عنوان بخشی از منظرِ شبانی در ایران نمونۀ موردی: سامون تَتِرِساق در بلدۀ مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
مراتع، نقشی بسیار حیاتی در حفظ تعادل اکوسیستم ها و تأمین خوراک دام ایفاء می کنند. به منظور حفاظت از دام، بهره برداری مناسب از مراتع و تأمین معیشت و زیست جوامع محلی، نظام های ساختاری و کارکردی متنوعی توسط انسان در طول زمان شکل گرفته و تبدیل به منظرِ شبانی شده است. این منظر در مناطق روستایی ایران با چالش های متعددی مواجه است. تغییرات اقلیمی، مهاجرت و چرخش از نظام دامداری سنتی به صنعتی، آن ها را در معرض زوال و فراموشی قرار داده است. هدف این پژوهش معرفی یکی از اجزای منظرِ شبانی در بلده مازندران به نام «سامون» است. سامون، ظرفی است عرفی که برای تدقیق مرزهای شبانی، زیستی و معیشتی اهالی این روستاها از آن استفاده شده و دارای عرصه ها و پهنه های مختلف کالبدی و عناصر هویتی غیرکالبدی است. این پژوهش به دنبال پاسخ به دو پرسش درباره چیستی اندام ها، عناصر و ارزش های موجود در سامون بوده و در این مسیر از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سامون تَتِرِساق دارای سه عرصه زیستی، مرتعی و زراعی بوده و هر یک از عرصه ها دارای دو پهنه جداگانه هستند. اهالی سامون به وجودآورنده و توسعه دهنده ارزش های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی در طول قرن ها بوده اند و به نوعی از آن تاکنون پاسداری کرده اند. اما هم اکنون با توجه به رشد فزآینده زوال منظر شبانی می بایست با پژوهش گسترده بر وضعیت عرصه و حریم سامون ها به مقولاتی چون: ایجاد و تقویت صنایع تبدیلی متوازن جاذب جمعیت و استفاده از ظرفیت های گردشگری منظرِ شبانی ازجمله اَگری توریسم و فارم توریسم نیز توجه نمود.
۸۶۴.

بررسی طرح و نقش رنگ در قالی کهنه نما (وینتیج) و تولید یک نمونه قالی بر اساس نتایج حاصل از پژوهش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۰
بیان مسئله: قالی دستباف ایرانی از دیرباز یکی از برجسته ترین نمادهای فرهنگی، هنری و اقتصادی ایران بوده و در سطح جهانی به عنوان نمادی از هویت ملی شناخته شده است. قالی های کهنه نما، که با ظاهری کهنه شده و درعین حال حفظ اصالت سنتی طراحی می شوند، یکی از انواع قالی های ایرانی هستند که در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند و ترکیبی از سنت و نوگرایی را به نمایش می گذارند. این پژوهش به بررسی این تحولات و تأثیر آن ها بر قالی های کهنه نما پرداخته و درنهایت به طراحی و تولید نمونه ای نوآورانه از این نوع قالی اقدام کرده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این تحقیق، بررسی دقیق طرح ها، نقش مایه ها و رنگ های قالی های کهنه نمای ایرانی و تحلیل سیر تحولات آن ها درگذر زمان است. این مطالعه به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر این تغییرات و تأثیر آن ها بر جایگاه قالی کهنه نما در بازارهای داخلی و بین المللی است. علاوه بر این، هدف دیگر این پژوهش، طراحی و تولید یک نمونه قالی کهنه نما است که ضمن حفظ ارزش های سنتی قالی بافی ایرانی، نوآوری هایی در طرح و رنگ ارائه دهد. این نمونه باید پاسخگوی نیازهای بازار مدرن و سلیقه های معاصر باشد، درحالی که ریشه در سنت های غنی قالی بافی ایرانی داشته باشد. سؤال تحقیق: سؤال اصلی این پژوهش این است که چگونه طرح ها، نقش مایه ها و رنگ های قالی های کهنه نما درگذر زمان تغییریافته اند و چه عواملی در شکل گیری این تحولات نقش داشته اند. روش تحقیق: روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع تاریخی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. منابع تاریخی مرتبط با قالی بافی ایرانی، به ویژه قالی های کهنه نما، بررسی شده اند تا سیر تحولات در طرح، نقش مایه و رنگ استخراج شود. این منابع شامل کتاب ها، مقالات علمی و اسناد تاریخی است. همچنین، مصاحبه هایی با بافندگان و کارشناسان قالی بافی انجام شده تا دیدگاه های تخصصی در این حوزه تکمیل شود. در مرحله اول، داده های جمع آوری شده تحلیل شده و الگوهای تغییر در قالی های کهنه نما شناسایی شده اند. سپس، با استفاده از یافته های این تحلیل، یک نمونه قالی کهنه نما طراحی و تولید شده است. این نمونه با هدف تلفیق عناصر سنتی و نوآورانه طراحی شده تا ضمن حفظ اصالت، پاسخگوی نیازهای بازار مدرن باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که قالی های کهنه نما توانسته اند با حفظ اصالت قالی ایرانی، خود را با نیازهای بازار مدرن هماهنگ کنند. این قالی ها با تلفیق سنت و نوآوری، جایگاه خود را در بازارهای داخلی و بین المللی حفظ کرده اند. نمونه قالی تولیدشده در این پژوهش، گامی در جهت ایجاد سبکی جدید و هماهنگ با روندهای جهانی است. این نمونه نشان دهنده آن است که قالی ایرانی، باوجود گرایش به ساده گرایی، همچنان جایگاه ویژه ای در هنر جهانی دارد. برای ارتقای جایگاه قالی های کهنه نما، تحقیقات بیشتر درزمینهٔ تلفیق تکنیک های سنتی و مدرن و حمایت از بافندگان و طراحان پیشنهاد می شود.
۸۶۵.

شناسایی مؤلفه های مؤثر بر ارزیابی و پرورش خلاقیت هنری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
در ارزیابی، نقد و یا حتی بیان ذوق و تمجید یک اثر هنری همواره خلاقیت نقش پر رنگ و ویژه ای دارد. اهمیت این موضوع به اندازه ای است که می توان اذعان نمود هر جا سخن از هنر به میان می آید، خلاقیت بخشی جدایی ناپذیر در مباحث هنر است. همچنین خلاقیت در حوزه های دیگر به عنوان مقوله ای در خورِ نگرش محسوب می شود؛ اما در حوزه هنر، در سطوح بالاتری قابل مشاهده بوده و از این رو شایسته پرورش و توجه بیشتری است. پیش زمینه پرورش خلاقیت، شناسایی مؤلفه ها و معیارهایی در جهت سنجش آن است. مناسب ترین بستر جهت دستیابی به چنین مؤلفه هایی، مطالعات و پژوهش هایی است که صاحب نظران این حوزه در دهه های مختلف بیان کرده اند. از این جهت پژوهش حاضر با هدف بررسی ماهیت چندوجهی خلاقیت هنری به شناسایی مؤلفه های اصلی مؤثر بر آن می پردازد که در این زمینه از دیدگاه های صاحب نظران مختلف روان شناسی، هنر و علوم شناختی بهره می گیرد. روش پژوهش حاضر کیفی بوده و از استدلال استقرایی سود می برد. داده های مورد نیاز تحقیق با استفاده از بررسی اسنادی به عنوان یکی از تکنیک های مطالعات کتابخانه ای، گردآوری شده و چگونگی تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز بر مبنای تحلیل محتوای ویژگی های عینی و با استفاده از نرم افزار MAXQda صورت پذیرفته است. در ادامه مؤلفه ها و زیرمقوله ها، سازمان دهی و طبقه بندی شده اند. در نهایت مؤلفه ها در دو بخش ویژگی های فردی و پیرامونی دسته بندی گردید. در مقوله فردی، ابعاد مهارت فردی، توانایی های اکتشافی، عوامل روان شناختی پایه و مشخصه های دوگانه شخصیتی، در کنار شانسِ برتری های ژنتیکی و هوش از عوامل فردی به حساب می آیند و در بخش ویژگی های پیرامونی، عواملی چون محیط اجتماعی و فرهنگی و محدودیت های آن، محیط فیزیکی و کارکردی و حوزه فعالیت طبقه بندی شده است.
۸۶۶.

تحلیل ابعاد گفتمانی نگاره قربانی حضرت ابراهیم (ع) از فالنامه دوره صفویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۰
قرآن کریم، انسان را با بهره گیری از تمثیل و داستان های پیامبران، به سوی هدایت فرامی خواند. وظیفه اصلی پیامبران در این داستان ها، انذار و تبشیر (بیم دادن و امیدبخشیدن) برای تعالی انسان است. داستان های پیامبران، گفتمان هایی را شکل می دهند که از تعامل سه عنصر شخصیت، رویدادها و گفتگوها پدید می آیند. با توجه به پیوند ناگسستنی متن و تصویر در نسخ خطی مصور، بررسی بازتاب این گفتمان قرآنی در نگارگری اهمیت ویژه ای می یابد. این پژوهش باهدف مطالعه چگونگی بروز ابعاد گفتمانی بخشی از داستان قرآنی حضرت ابراهیم (ع) در یک اثر نگارگری، به تحلیل گفتمان قرآنی نگاره «قربانی حضرت ابراهیم» از فالنامه فارسی دوره صفویه می پردازد. پرسش اصلی این است که ابعاد گفتمانی یادشده در این نگاره چگونه بازتاب یافته است؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. تصاویر نگاره های مورد تحلیل در این پژوهش، بر اساس مستندات منتشرشده در کاتالوگ مصور موزه ملی هنر آسیایی (اسمیتسونیان) به کوشش معصومه فرهاد گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بافتار گفتمانی قرآن در این نگاره، از طریق جایگیری شخصیت ها در کادر، ترکیب بندی، زاویه دید، جهت گیری حرکت عناصر، رنگ بندی معنادار و نیز «جسمانه»هایی که بر روابط و معنا میان عوامل تصویری تأثیر می گذارند، آشکار شده است. در این میان، الگوی «آزمون» در ژرف ساخت اثر، زمینه ساز بروز سه گفتمانِ «کنش محور تجویزی»، «تنش محور» و «پادگفتمان» است.
۸۶۷.

ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
۸۶۸.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۸۶۹.

تحلیل تطبیقی نقش مؤلفه های غنای حسی در محیط های مسکونی (مطالعه موردی: مجتمع های کاکتوس و اندیشه، شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
در طراحی محیط های مسکونی، کیفیت ادراک و تجربه زیسته ساکنان به طور مستقیم با انطباق ویژگی های محیطی با توانایی های حسی و ادراکی انسان در ارتباط است. در این میان، محرک های محیطی هماهنگ با ظرفیت های ادراکی نقشی کلیدی در ارتقای غنای حسی و بهبود کیفیت تجربه فضایی ایفا می کنند؛ بااین حال، مؤلفه های حسی در طراحی فضاهای مسکونی اغلب نادیده گرفته و کمتر به صورت جامع و نظام مند بررسی شده اند. سؤال اصلی پژوهش این است که کدام مؤلفه های معماری بر ارتقای تجربه غنای حسی افراد از فضای مجتمع های مسکونی تأثیرگذارند. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر غنای حسی و بررسی تأثیر آن ها بر کیفیت ادراک محیطی کاربران در دو مجتمع مسکونی منتخب در شهر رشت است. در بخش نظری، با مرور منابع کتابخانه ای، پیشینه تحقیق، نقش حواس پنج گانه در ادراک محیطی و چارچوب نظری پژوهش تبیین شده است. در بخش میدانی، با بهره گیری از روش های «پیاده روی حسی» و «یادداشت برداری حسی»، تجربیات چندحسی کاربران در شش نقطه شاخص از دو مجتمع مسکونی کاکتوس و اندیشه تحلیل شد. داده ها ازطریق مشاهده، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه های تکمیلی گردآوری و به روش ترکیبی (کیفی-کمّی) تحلیل و با استفاده از دیاگرام عنکبوتی ارزیابی شد. نتایج نشان داد مجتمع کاکتوس به واسطه طراحی اقلیمی مناسب، پوشش گیاهی متنوع و فضاهای نیمه عمومی فعال، در مؤلفه های بویایی، لامسه و چشایی عملکرد بهتری داشته و منجر به درک حسی عمیق تری شده است. در مقابل، مجتمع اندیشه با وجود انسجام بصری، در تحریک سایر حواس عملکرد ضعیف تری داشته است. یافته ها بر اهمیت طراحی چندحسی در ارتقای کیفیت محیطی، افزایش رضایت ساکنان، تقویت حس تعلق و بهبود سلامت روان تأکید دارند. براین اساس، پیشنهادهایی جهت ارتقای غنای حسی در طراحی مجتمع های مسکونی مطرح شده است که به بهبود تعامل کاربران با محیط کمک می کند.
۸۷۰.

گونه شناسی معماری قلعه های تاریخی مسکون ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : 0
مطالعه معماری بومی ایران، به واسطه پیوند آن با ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، اقلیمی و شیوه های زیست، جایگاه مهمی در شناخت نظام های کالبدی و فضایی کشور دارد. یکی از عرصه های کمترشناخته شده در این حوزه، معماری روستاها و سکونتگاه های پراکنده ای است که به دلیل کمبود مستندات و تخریب ناشی از عوامل طبیعی و انسانی، پژوهشگران را با دشواری مواجه ساخته است. بررسی های تاریخی نشان می دهد که تا پیش از دوره پهلوی، شرایط اجتماعی سیاسی و ناامنی های گسترده موجب می شد خانه ها در بسیاری از مناطق در قالب قلعه حصارها ساخته شوند. ازاین رو، مطالعه قلعه های تاریخی مسکون می تواند به عنوان مرجعی معتبر برای شناخت مسکن بومی در مناطق کم آشنا، زمینه ساز غنای پژوهش های معماری بومی گردد. این پژوهش با هدف گونه شناسی قلعه های تاریخی مسکون، به تحلیل کارکردی و فضایی کالبدی آن ها می پردازد. روش تحقیق کیفی بوده و شامل توصیف و تحلیل، قیاس تطبیقی و مطالعات موردی است. یافته ها نشان می دهد که گونه شناسی این قلعه ها مستلزم توجه به دو عنصر مقیاس (شهری، محله ای و معماری تک بنا) و کارکرد است. بر این اساس، 9 گونه اصلی شناسایی شد. سپس 24 نمونه مطالعاتی از قلعه های تاریخی ایران انتخاب گردید تا تمامی مقیاس ها و کارکردها پوشش داده شود. نمونه ها بر اساس مؤلفه های فضایی کالبدی هر مقیاس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در مقیاس شهری، استخوان بندی فضایی، مورفولوژی و شبکه معابر، در مقیاس محله ای، فرم هندسی، دانه بندی بافت و شبکه معابر، و در مقیاس معماری، سازمان دهی و سلسله مراتب فضایی عملکردی، نقش تعیین کننده در گونه بندی دارند. درنهایت، تمامی نمونه ها در جدول گونه بندی جای گذاری شده و شباهت ها و تفاوت های فضایی کالبدی آن ها تدقیق گردید.
۸۷۱.

میراث زنده مسکونی: چارچوبی مفهومی برای فهم و حفاظت از تداوم سکونت در خانه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
مفهوم «میراث زنده» اصطلاحی است فراتر از نگاه مادی یا برساختی به میراث، و بر پیوند مداوم میان جوامع ساکن و میراثشان تأکید دارد. پژوهش حاضر با معرفی مفهوم «میراث زنده مسکونی»، در پی ساخت چارچوبی مفهومی بر  پایه ادبیات نظری ازپیش موجود درباره میراث زنده، و تدقیق آن با بهره گیری از مفاهیم «تداوم و تغییر»، «پراتیک فضایی»، و «ابیتوس» از آنری لوفور و پیر بوردیو است، تا از این طریق امکان فهم چگونگی تجربه زندگی نسل های متوالی در خانه های تاریخی را فراهم آورد. نتایج این پژوهش نقش جامعه ساکن و تداوم فعالیت های روزمره را در فرایند تولید و بازتولید فضا و تداوم حیات در میراث مسکونی نشان می دهد و مصداق هایی از خانه هایی در ایران را برای روشن تر شدن نحوه استفاده و کارایی این مجموعه مفاهیم در فهم میراث زنده مسکونی معرفی می کند. براساس این بررسی، تداوم حیات در میراث زنده مسکونی زمانی محقق می شود که ساکنان، طی زندگی روزمره، ازطریق امکان تکرار عادات فرهنگی خانوادگی در فضا و تداوم پراتیک های فضامند، میراث ملموس و ناملموس را بازتولید کرده و فضاها را با نیازهای امروز سازگار سازند. این روندِ پیوسته تغییر و تداوم، در هر بستر مکانی و زمانی به شکلی ویژه رخ داده و منجر به حفظ و تقویت میراث شده است. به این ترتیب، میراث زنده مسکونی بستری است برای تداوم تجربیات و تجلی هویت فردی و جمعی و حفاظت از این نوع میراث نیازمند مشارکتی پایین به بالا، از درون به بیرون و نقش فعال ساکنان در این فرایند است.
۸۷۲.

تآثیرات ادراکی و معنوی نور و فضا در آثار دن فلاوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر به تحلیل نقش نور در آثار مینیمالیستی دن فلاوین و تأثیر آن بر تجربه ادراکی و معنوی مخاطب می پردازد .مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه استفاده فلاوین از نور فلورسنت و فرم های هندسی، تجربه بصری را از سطحی ساده به فرآیندی پیچیده، پویا و درگیرکننده ارتقا می دهد. اهمیت این موضوع در آن است که مینیمالیسم با تأکید بر مخاطب محوری و تجربه مستقیم اثر، تحولی بنیادین در نسبت میان اثر هنری و بیننده ایجاد کرده و فلاوین یکی از مهم ترین هنرمندان این جریان به شمار می رود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعه منابع اسنادی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد آثار فلاوین با نورپردازی های فلورسنت، فضاهایی دینامیک می سازند که مرز میان سوژه و ابژه را محو کرده و مخاطب را به بخشی از اثر تبدیل می کنند. چنین فضایی علاوه بر ایجاد واکنش های بصری، توهمات ادراکی و تأثیرات حسی، مخاطب را به تجربه ای معنوی و تأمل برانگیز فرا می خواند. نوآوری پژوهش در تأکید بر ظرفیت معنوی تجربه های بصری فلاوین است؛ بعدی که در بسیاری از مطالعات پیشین کمتر برجسته شده است. در مجموع، فلاوین با ترکیب نور، فضا و زمان، تجربه ای چندبعدی و تحول آفرین خلق می کند که هم زمان بینایی، احساس و تفکر مخاطب را درگیر می سازد.
۸۷۳.

تبیین چارچوب احیای مناظر پساصنعتی شهری با رویکرد طراحی و توسعه احیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
مناظر پساصنعتی با ارزش های هویتی، به عنوان میراث فرهنگی عصر مدرن شناخته می شوند. این عرصه ها از جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آسیب دیده و از بُعد بصری، منظری نامناسب را ایجاد کرده اند. در این نوع عرصه ها، مداخلات با رویکردهای مختلف انجام شده است اما به دلیل پیچیدگی این مناظر و آسیب های وارده به اکوسیستم، نیاز به رویکردی جامع است که ضمن حفظ ارزش میراث صنعتی، آسیب های گذشته را ترمیم و باعث بهبود تعامل متقابل انسان او طبیعت شود. رویکرد «طراحی و توسعه احیایی» با نگاهی «جامع» و «سیستماتیک» با منابع ذاتی خود سیستم، ترمیم و احیا را ایجاد می کند که به همپیوندی نیازهای جامعه انسانی و طبیعت می انجامد. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی جامع جهت احیای مناظر پساصنعتی با رویکرد احیایی است. در این راستا، به روش تحلیلی-تطبیقی مؤلفه های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی در شیوه های پیشین، با جریان های مؤثر در رویکرد احیایی تطبیق داده شده و ارتقا یافته است. سپس با بهره گیری از چارچوب پرکینز ویل، به عنوان یکی از چارچوب های کاربردی احیایی، جامع و نوآورانه احیای مناظر پساصنعتی ارائه شده است. این چارچوب به صورت دیاگرامی چندلایه، شامل یک هسته و چندین حلقه است که براساس آن سیاست گذاری ها و راهبردهای طراحی و توسعه مناظر پساصنعتی ارائه می شود. در این چارچوب، «مکان» به عنوان هسته سیستم، حلقه اول «ابعاد بررسی مکان»، حلقه دوم «جریان های مؤثر» در احیای مناظر پساصنعتی، حلقه سوم «زیرجریان ها» و حلقه چهارم «اکوسیستم» است. طبق یافته های پژوهش جریان های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی شامل 12 جریان تنوع زیستی، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، زیبایی شناسی، سلامت، مشارکت، زیرساخت، مواد و مصالح، انرژی و آب است. این چارچوب جهت احیای سایت های پساصنعتی از یک کارگاه کوچک تا یک مجموعه گسترده صنعتی قابل تعمیم است.
۸۷۴.

تبیین چارچوب نظری مکتب هنر رضوی بر اساس نظریۀ «هفت منزل تجلی قدر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
پژوهش حاضر به واکاوی و ارائه چارچوبی نوآورانه برای فهم و تحلیل مکتب هنر رضوی می پردازد. مکتب هنر رضوی، به عنوان جریانی اصیل در هنر اسلامی که در حریم قدسی حرم مطهرامام رضا (ع) تجلی یافته، گنجینه ای ارزشمند از آثار هنری را در بر می گیرد. علی رغم اهمیت این مکتب، فقدان چارچوبی نظری منسجم برای تحلیل آن احساس می شود. این پژوهش با هدف رفع این خلأ، به دو پرسش اصلی می پردازد؛ نخست، چه آثاری در ذیل مکتب هنر رضوی قرار می گیرند؟ و دوم، چگونه می توان با بهره گیری از نظریه قدر، به خوانش و تحلیل آثار هنری این مکتب پرداخت؟ روش پژوهش تحلیلی     تفسیری است که با مطالعه منابع مرتبط با نظریه قدر حسن بلخاری و مکتب هنر رضوی، به تدوین چارچوبی نظری می انجامد. یافته اصلی پژوهش، ارائه و تبیین نظریه «هفت منزل تجلی قدر» است که شامل هفت ساحت خوانش (هندسی-ساختاری، عناصر بصری، نمادها و رمزگان، مضامین معنوی، تجربه زیارتی، زمینه تاریخی     فرهنگی و شهود باطنی) برای تحلیل آثار مکتب هنر رضوی می باشد. این چارچوب نظری، با   تکیه   بر مفهوم «قدر» از حسن بلخاری به مثابه نظم و هندسه الهی و مفهوم «تجلی» به معنای ظهور حقیقت قدسی، رویکردی جامع و کاربردی برای درک مبانی زیبایی شناختی و معنوی هنر رضوی ارائه می دهد و می تواند در پژوهش های آتی هنر اسلامی و دینی مورد استفاده قرار گیرد.
۸۷۵.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۲
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۸۷۶.

بهینه سازی کاربست مصالح و تکنیک ها در معماری با نگاهی به مفهوم قناعت و بازتاب آن در آثار معماری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۱
منظور از بهینه گرایی در معماری، استفاده ی بهینه از منابع در دسترس و کاهش هزینه های طراحی، ساخت و بهره برداری است. آن چه امروز پرداختن به این موضوع را ضروری نموده، تکرار الگوهای غیربهینه از مرحله ی طراحی تا فرآیند اجرا و بهره برداری از ابنیه ای است که باعث اتلاف منابع، مصالح، بودجه و زمان می گردد. پژوهش حاضر با رجوع به مفهوم ایرانی اسلامی «قناعت» که همزمان به «راضی بودن» و «بسنده کردن به کم» دلالت دارد، تلاش نموده است تا آثار معماری اصفهان را مورد بررسی قرار داده، با استخراج مصادیق فعل قناعت در استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت، راهکارهایی موثر برای بهینه گرایی در فرآیند معماری معرفی نماید. پژوهش حاضر در سه گام انجام گردیده است؛ در گام اول جلسات طوفان فکری در گروه های دو نفره و بیش تر برای شناسایی مصادیق بهینه گرایی در آثار معماری برگزار گردید. در گام دوم مصادیق مشابه به کمک نرم افزار مکس کیو دی ای برای تبیین راهکارهای موثر دسته بندی گردید و نهایتا در گام سوم این راهکارها بر اساس نظرات 30 نفر متخصص معماری و شهرسازی فعال در صنعت ساختمان اصفهان به روش مقایسه زوجی، وزن دهی گردیده است. در نتیجه 14 راهکار برای استفاده ی بهینه از مصالح و تکنیک ها در فرآیند معماری در قالب 5 راهبرد «صرفه جویی»، «چندمنظورگی»، «طبیعت دوستی»، «خوداتکایی» و «بازیافت پذیری» معرفی گردید که به ترتیب «مدولارسازی عناصر و اجزای معماری»، «توجه به نقش عملکردی تزئینات»، «استفاده از مواد طبیعی و چرخه پذیر در ساخت مصالح»، «ارجحیت استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت بوم آورد» و «ارجحیت استفاده از اتصالات خشک به جای اتصالات تر» موثرترین راهکار ذیل هر راهبرد بوده است.
۸۷۷.

مدل یابی عوامل مؤثر بر یادگیری در آموزش معماری مبتنی بر قابلیت های محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف این مقاله بهبود فرآیند آموزش معماری، بر اساس بازنگری شیوه های تدریس، بکارگیری فناوری های اطلاعات در ارائه دروس و یادگیری چگونگی آموزش به فراگیران است. بر این اساس، تلاش می شود با توجه به اهمیت بررسی میزان اثرگذاری مولفه های موثر بر قابلیت های محیطی از دیدگاه متخصصان آموزش معماری و اثر بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری به بهبود آموزش معماری کمک کند. بنابراین مسأله پژوهش بررسی این سؤالات است که چگونه قابلیت های محیطی بر آموزش طراحی معماری اثرگذار است و مؤلفه های قابلیت محیطی شامل عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری، برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی چگونه با آموزش معماری مرتبط و بر آن اثرگذارند. در این راستا، این پژوهش به صورت کمّی-کیفی و به کمک تحلیل عاملی انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش مدرسان و خبرگان درباره آموزش معماری و روش نمونه گیری هدفمند است. به منظور کاربردی نمودن پژوهش روش نیمه آزمایشی با گروه شاهد و گواه در روش تدریس بر اساس قابلیت محیطی انجام و نتایج طرح های مستخرج مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس تحلیل واریانس چندگانه (مانوا) صورت پذیرفت. از دیدگاه متخصصان، سه مولفه اثرگذار آموزش معماری؛ تی پی سی کی و عوامل محیطی، عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری و هماهنگی برنامه ریزی آموزشی و عوامل موثر بر یادگیری استخراج شد. جامعه آماری استادان دانشکده های معماری دانشگاه های شهر تهران بودند. نتایج نشان داد قابلیت های محیطی بر آموزش معماری (به میزان 65%)؛ بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری(به میزان 77%) اثر گذار است که در حوزه برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی در بستر محیط-رفتار مورد تاکید قرار گرفت و منجر به تدوین مدلی مستخرج از مطالعات پژوهش و تحلیل آماری شد. همچنین عامل تی پی سی کی در حوزه فناوری آموزش در حیطه برقراری ارتباط یادگیرنده، یاددهنده و محیط؛ از عوامل مهم و قابلیت های آموزش معماری مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد مقوله هایی چون تحولات آموزشی، تغییر شیوه های تدریس، تأکید بر ساخت دانش و نگاه نو به آن توسط یاددهنده و یادگیرنده با تأکید بر شیوه های آموزش تعامل محور و انعطاف پذیر و متنوع با قابلیت خودآموزی باعث اهتمام دست اندرکاران آموزش نسبت به بهره گیری و رواج این ابزار نگرش در آموزش می گردد.
۸۷۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، مورد مطالعه: شهرک طرق مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: با پیدایش مسائل جدید شهری و ناکامی طرح های توسعه شهری در قرن بیستم، مشارکت شهروندان در فرآیند برنامه ریزی شهری اهمیت یافت و مشارکت عمومی به یکی از عناصر مهم آن بدل گشت. این مشارکت نه تنها به بهبود کیفیت تصمیم گیری ها کمک می کند، بلکه حس تعلق شهروندان به محیط زندگی شان را نیز تقویت می نماید. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، به بررسی دلایل تمایل و انگیزه ساکنان شهرک طرق مشهد به مشارکت در برنامه های توسعه محله خود پرداخته و می کوشد با تحلیل این عوامل، راهکارهایی برای ارتقای سطح مشارکت و بهبود فرآیندهای برنامه ریزی شهری ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش با استفاده از ترکیب شیوه های توصیفی-تحلیلی و موردی انجام شده است. شاخص های مشارکت شهروندان با استفاده از مرور ادبیات نظری استخراج و روایی محتوایی و صوری آن ها توسط پنج نفر کارشناس خبره تأیید گردید. به منظور گردآوری داده ها پرسشنامه ای با 25 گویه در دو مرحله و به صورت تصادفی بین ساکنان شهرک طرق توزیع گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن، تحلیل عامل اکتشافی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. یافته ها و بحث: اگرچه تمایل ساکنان شهرک طرق به مشارکت در سطح پایینی است؛ اما تمایل به اظهارنظر در مورد طرح ها و برنامه های محله خود دارند. عوامل تأثیرگذار بر مشارکت شهروندان در شهرک طرق در قالب چهار عامل شناسایی و دسته بندی شده است. این عوامل به ترتیب اولویت در جهت افزایش میزان مشارکت شهروندان عبارت اند از: 1- رضایت و اعتماد به مسئولین، 2- فرهنگ سازی به معنای آموزش فرهنگ مشارکت، 3- اطلاع رسانی و شفافیت به معنی قرار گرفتن شهروندان در جریان امور محلی و 4- آگاهی از وضعیت محلی. نتیجه گیری: اعتمادسازی، فرهنگ سازی، اطلاع رسانی شفاف و ارتقای آگاهی عمومی محورهای کلیدی در ارتقای مشارکت شهروندان به شمار می روند. توجه به این عوامل می تواند زمینه ساز گذار از مشارکت تشریفاتی به مشارکت واقعی و تقویت دموکراسی شهری شود.
۸۷۹.

بازنمایی حضور زنان افغان در فضاهای شهری جنسیت زده مروری بر تجربۀ پارک تخت سفر هرات، افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
بیان مسئله: جریان یافتن تبعیضات جنسیتی و نادیده انگاشتن جایگاه زنان در جامعه افغان، ساختار اجتماعی فضاهای شهری را رو به انحطاط می برد. در هرات، به واسطه ویژگی های خاص جغرافیای انسانی، این مسئله برجسته تر شده و حضور زنان در فضاهای شهری را با احساس ترس و سردرگمی همراه ساخته است.هدف پژوهش: حاضر با تمرکز بر پارک تخت سفر هرات، تأثیر عوامل فضایی و غیرفضایی را بر نحوه حضور و استفاده زنان در فضاهای شهری جنسیت زده بررسی کرده و هدف آن رسیدن به درک عمیق تری از تجربه، ترجیحات، محدودیت ها و راهبردهای فردی آنان در تعامل با فضاهای عمومی است.روش پژوهش: مطالعه به تحلیل واقعیت های مؤثر بر این امر، از طریق مستندسازی رفتارهای فضایی زنان در پارک تخت سفر هرات پرداخته و سپس تحلیل تصاویر به دست آمده صورت گرفته است. تحلیل ها ناشی از استنتاج نظرات 10 نفر از متخصصین شهری و جامعه شناسان هراتی است که دیدگاه های آن ها درخصوص تصاویر، تحلیل شده است. در ادامه یافته های حاصل توسط 40 نفر از دانشجویان دختر شهرسازی و رشته های مرتبط دانشگاه هرات به کمک پرسشنامه و آزمون افتراق معنایی ارزیابی شده است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که نحوه حضور و استفاده زنان افغان در فضای پارک تخت سفر، حاصل تأثیر متقابل میان عاملیت های فضایی و غیر فضایی است که زیر شمول های هر یک از عوامل به بحث گذاشته شده است. این عوامل، در بستر سیاست، قومیت، مذهب و فرهنگ، بر رفتار فضایی زنان تأثیرگذار بوده و منجر به شکل گیری تفاوت هایی در ترجیحات آنان نسبت به فضای عمومی ایده آل شده است؛ نتایج حاصل از پرسشنامه ها در برخی موارد مؤید یافته های مطالعات پیشین بوده و در بعضی دیگر ترجیحات آنان را با سوگیری های فرهنگی- مذهبی بیشتر نشان داده است. 
۸۸۰.

راهبرد کارآمدی میراث در برنامه های توسعه یکپارچه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
میراث فرهنگی به عنوان یکی از عناصر هویت ساز و هویت بخش جوامع شناخته می شود. در طول قرن گذشته و دوران معاصر، نظریه پردازی درباره میراث فرهنگی دچار تحولات چشمگیری شده و الزامات و ابزارهای حفاظت نیز بر اساس این تغییرات دگرگون شده اند. در گذشته، میراث فرهنگی غالباً به جنبه های فیزیکی یا کالبدی خلاصه می شد (برای نمونه یک بنا یا اثر معماری)، اما امروزه ابعاد غیرملموس آن همچون سنت ها، آیین ها، معناها و بافت های اجتماعی نیز به رسمیت شناخته شده اند. در طول عمر نظریه های مرتبط با حفاظت میراث فرهنگی، چه در بُعد ملموس و چه در بُعد غیرملموس، همواره چالش های جدی وجود داشته است. در مقاطعی، میراث فرهنگی به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر توسعه های شهری و فنی تلقی می شد، و همین دیدگاه ها گاه آن را در معرض خطر قرار می داد. جریان ها و چالش های مرتبط را می توان در دو دسته ی چالش های سنتی و چالش های نوظهور بررسی کرد. از جمله چالش های سنتی می توان به تخریب ناشی از سودجویی، جنگ و خشونت، بلایای طبیعی همچون سیل و آتش سوزی و نیز مدیریت ناکارآمد اشاره کرد. در مواردی، سودجویی برخی افراد که با هدف فروش بخش هایی از آثار یا تزئینات تاریخی اقدام می کردند، موجب تخریب آثار می شد. همچنین توسعه های شهری بدون ضابطه و در مواردی جنگ ها و حملات نظامی، به ویرانی میراث فرهنگی منجر شده است. مسجد جامع اصفهان، قلعه شوش و خانه تاریخی صدقیانی تبریز نمونه هایی از آثاری اند که در جریان جنگ ایران و عراق آسیب جدی دیدند. البته این پدیده جهانی است و محدود به ایران نمی شود. اما در خصوص چالش های نوظهور باید به فشار روزافزونی که توسعه شهری بر آثار تاریخی و فرهنگی وارد می کند اشاره کرد: گسترش شهرها و ساخت وسازهایی که بدون توجه به بافت تاریخی انجام می شوند، تغییرات اقلیمی و محیطی شامل افزایش خشکسالی، سیلاب ها، فرسایش و تغییر سطح آب دریاها، همگی میراث فرهنگی را به مخاطره انداخته اند. افزایش حضور گردشگران، تردد خودروهای سنگین، و بهره برداری اقتصادی بیش از ظرفیت بناهای تاریخی نیز موجب فشارهای فیزیکی و معنایی بر این آثار شده است؛ آثاری که اساساً برای استفاده محدود طراحی شده بودند. افزون بر این، مدیریت غیرتخصصی و دخالت های سیاسی با اهداف غیر فرهنگی از دیگر تهدیداتی اند که میراث فرهنگی را در معرض تخریب قرار داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان