ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۵۰۱.

بازنمود تصویری گفتمان ناسیونالیسم در ایران دورۀ قاجار: مطالعه موردی تصاویر روزنامه ها به عنوان متون فرهنگی دورۀ تجددخواهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۶
ارتباط جدیِ بین ایران با اروپا و در پی آن تجددخواهی ایرانی از دوران قاجار آغاز شد و دستاوردهای مختلفی را به همراه داشت. شکل گیری گفتمان ناسیونالیسم نوین به عنوان امر سیاسی و نیز آشنایی با صنعت چاپ و دستاوردهای تصویری آن، که هر دو ارتباط قوی با تحولات مدرن دارند، در این دوران سر برآوردند و به تَبَع همزمانی شان، بر روی یکدیگر تأثیر نهادند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ریشه یابی حضور دیداری گفتمان ناسیونالیسم، پاسخگوی این پرسش است که نقشِ دستاوردهای تصویری مبتنی بر صنعت چاپ در تولید دیداری ناسیونالیسم در ایران چگونه است؟ این پژوهش کیفی که به روش توصیفی-تحلیلی، گردآوری اطلاعات را از طریق اسناد کتابخانه ای جمع آوری نموده، پس از بررسی تحولات پیرامونی اندیشه ناسیونالیسم، روایت تاریخیِ شکل گیری و گفتمانی شدن آن را در ایران، مورد مطالعه قرار داده است. همچنین با توجه به این که ریشه یابی دیداری گفتمان ناسیونالیسم، وابسته به متون و نشانه های تصویری هستند که در بستر این گفتمان معنا می شوند، با رویکرد نشانه شناسی گفتمانی به تحلیل تصاویر تعدادی از روزنامه های اوایل و اواخر دوران قاجار پرداخته است، زیرا بنابر مستندات معتبر تاریخی، روزنامه بارزترین نمود ورود صنعت چاپ به ایران محسوب می شود. نتیجه چنین حاصل آورد که تغییر در اندیشه های گفتمانی ناسیونالیسم ایرانی، بازنمود دیداری آن را نیز متحول کرده، چنان که در این روزنامه ها، نگرش تصویری از ناسیونالیسم سیاسی (درباری) به ناسیونالیسم مردمی مبدل گردیده است. 
۵۰۲.

از اسطوره فرهنگ فقر تا واقعیت نظام های فقرزا: خوانشی انتقادی از زیست فرودستان در دولت آباد و کولی آباد کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله: این پژوهش با رویکرد اتنوگرافی انتقادی، تجربه زیسته گروه های فرودست شهری در دو سکونتگاه خودانگیخته ی شهری دولت آباد و آقاجان کرمانشاه را واکاوی می کند. نقطه ی عزیمت این مطالعه، نقد گفتمان فرهنگ فقر به عنوان روایتی ایدئولوژیک است که فقر را محصول باورها و الگوهای رفتاری فقرا، نه نتیجه ی ساختارهای نابرابر اقتصادی–سیاسی، معرفی می کند. این گفتمان، در سیاست گذاری شهری ایران نیز، به ویژه از دهه ۱۳۷۰ به بعد، به شکل های آشکار و پنهان بازتولید شده است. هدف: این نوشتار به بازخوانی روایت های ساکنان برای آشکارسازی پیوند میان تجربه فردی، ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت و الگوهای بازتولید فقر و نقد نگاه فرهنگ گرایانه به فقر می پردازد. روش: مطالعه حاضر با بهره گیری از مشاهده ی مشارکتی عمیق، مصاحبه های نیمه ساخت یافته (۴۸ مصاحبه در دولت آباد و ۳۹ مصاحبه در آقاجان) و یادداشت برداری میدانی، به بازخوانی روایت های ساکنان پرداخته است. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA و بر اساس چهار شاخص اصلی ذهنیت حاشیه نشین، بازتولید نسلی فقر، برچسب زنی و انگ اجتماعی و مقاومت فرهنگی و سازگاری انجام شد تا پیوند میان تجربه فردی و ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت، و الگوهای بازتولید فقر آشکار گردد یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو محله در بستر محرومیت ساختاری و طرد فضایی شکل گرفته اند، اما مسیرهای زیست و مقاومت در آن ها تفاوت های معناداری دارد. دولت آباد با معابر عریض تر، بازارچه های محلی و شبکه های اجتماعی متنوع، فضایی برای کنش اقتصادی خرد و بازتعریف هویت مکانی ایجاد کرده است. در مقابل، آقاجان با زیرساخت های محدود، انسداد دسترسی و کمبود فرصت شغلی پایدار، بازتولید نسلی فقر را تشدید و ظرفیت سازگاری را کاهش می دهد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد فقر نه «فرهنگیِ گریزناپذیر»، که «فرآیندی فقرزا»ست که در پیوندِ ساختار–فضا–قدرت شکل می گیرد. هر جا ساختِ فرصت به سود تهیدستان تغییر کند، فرهنگ نیز تغییر می کند؛ و این همان درس مرکزی قوم نگاری انتقادی برای برنامه ریزی شهری است: تغییر فضا، سیاستِ مؤثرِ تغییر فرهنگ است.
۵۰۳.

بازجست سنت دیوارنگاری پارتی در دیوارنگاری قرون اولیه اسلامی بر اساس نظریه پانوفسکی؛ نمونه مورد مطالعه: تپه تاکستان نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
برای مطالعه ی تاریخ تصویرگری به طور عام و در ایرانِ تاریخی به طور خاص، می بایست مولفه های متفاوتی را از حیث تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مورد کنکاش قرار داد. یه این معنی که حتی در یک پژوهش محدود به یک تک نگاره نیز، عواملی ورای یک تصویر ساده را در آن را باید جست. از این حیث در میان نظریات و روش هایی که برای مطالعات اینچنینی در حوزه تصویر وجود دارد، نظریه شمایل شناسی پانوفسکی راه میانبری است برای رسیدن به پس زمینه ها و ریشه ها و علل شکل گیری یک تصویر. از این نظر رویکرد شمایل شناسی برای بررسی نظام مند دیوار نگاره مرد قوشچی در تپه تاکستان نیشابور انتخاب گردیده است. این دیوار نگاره بنا به دلایل مختلفی از جمله اینکه در ویرانه های شهر نیشابور به دست آمده، متعلق به قرون ابتدایی دوران اسلامی است و نمایشگر صحنه ی شکاری با مولفه های خاص تصویری است که بیان از دیرینگی آن دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. در این پژوهش سعی گردیده این مولفه های تصویری از جنبه محتوایی و فرمی مورد بررسی قرار گیرد و این سوال اصلی را پاسخ دهد که به چه میزان می توان نقش سنت تصویری پارتی را در این دیوار نگاره دوران اسلامی جستجو نمود؟ آنچه که در خلال پژوهش نمایان گردید، بیانگر نقش ویژه ای است که سنن تصویری پیش اسلامی در شکل گیری این دیوار نگاره دارند. نقش سنت های تصویری پارتی و ساسانی واضح به نظر می رسد. البته هر کدام از این سنن نقش ویژه ای را دارا هستند که یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم و نیابتی تاثیرات خاص خود را بر دیواره نگاره مرد قوشچی گذارده اند. البته باید مورد توجه باشد که این تاثیرات فارغ از نقش مهم جغرافیای فرهنگی خراسانِ بزرگِ تاریخی و اقوام ساکن در طی این قرون در آن قابل مطالعه نیست.
۵۰۴.

آینده پژوهی توسعه شهر چابک در راستای تاب آوری و پویایی شهری کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
شهر چابک، پاسخی نوین به تحولات پیچیده و چالش های نوظهور است که با بهره گیری از فناوری های هوشمند و حکمرانی داده محور، زمینه تاب آوری و پویایی شهری را برای دستیابی به توسعه آینده شهری فراهم می کند. در این راستا، پژوهش با هدف آینده پژوهی توسعه شهر چابک در راستای تاب آوری و پویایی شهری کلان شهر تهران تدوین شده است. روش پژوهش رویکرد آینده پژوهی است که از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نوع توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و پیمایشی بر اساس روش دلفی بوده است. جامعه آماری خبرگان متخصص در مطالعات شهری می باشند که حجم نمونه به صورت هدفمند با روش نمونه گیری گلوله برفی 70 نفر انتخاب شده است. در بخش تجزیه و تحلیل برای ارزیابی، زمینه سازی و رتبه بندی شاخص ها از روش ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) و برای تدوین سناریوهای نهایی از سناریو ویزارد (SCENARIOWIZARD) استفاده شده است. شاخص اتکا به منابع پاک بیشترین تأثیرگذاری و برنامه ریزی مشارکتی بیشترین تأثیرپذیری را دارند. همچنین، تصمیمات داده محور و بازیافت مواد به عنوان پیشران های کلیدی شناخته شدند، درحالی که شاخص های رفاه اجتماعی و فرهنگ سازی زیست محیطی بیشتر تأثیرپذیر و کمتر تأثیرگذار هستند. در تحلیل سناریو، پنج حوزه کلیدی توسعه شامل فناوری های نوین، تاب آوری اقلیمی، اقتصاد دیجیتال، آموزش مستمر و زیرساخت های هوشمند شناسایی شده است که هریک بر پایداری و کارآمدی کلان شهر تهران تأثیرات متنوعی دارند. توسعه شهر چابک مسیر تحقق مدیریت هوشمند، پویا و تاب آور را در کلان شهر تهران هموار ساخته و زمینه پاسخ گویی مؤثر به چالش های پیچیده شهری آینده را فراهم می کند.
۵۰۵.

بازسازی میراث فرهنگی بَعد از جنگ، چالش ها و تمهیدات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۵
آثار تاریخی و میراث فرهنگی هر کشور، بیانگر هویت، تاریخچه و تمدن ملت ها و سرزمین ها می باشد؛ که حراست از آن امری ضروری است. حفاظت از بناهای تاریخی نیازمند مدیریت هوشمندانه است، اما بحران هایی نظیر جنگ، چالش های مهمی را ایجاد می کنند که مستلزم آمادگی و تمهیدات مناسب است. بازسازی پس از جنگ فرآیندی پیچیده است که اولویت دادن به مرمت میراث فرهنگی در آن، کلید انسجام اجتماعی و التیام غرور ملی است؛ زیرا جنگ اغلب هویت فرهنگی را هدف قرار می دهد. بازسازی پس از جنگ، شامل بازسازی فیزیکی و روانی مناطق آسیب دیده می شود. این فرآیند نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ است که نه تنها شامل ترمیم خرابی های ناشی از جنگ می شود، بلکه می تواند فرصتی برای انسجام اجتماعی، بازسازی میراث و ارتقائ کیفیت زندگی مردم شود. با استفاده از مطالعه تجارب دیگران می توان برای آمادگی در برابر این مهم برنامه ریزی نمود. با توجه به مخاصمات اخیر، ضرورت توجه به آمادگی و برنامه ریزی برای خرابی های ناشی از جنگ در مورد ابنیه میراث فرهنگی نمود پیدا می کند؛ لذا با مطالعه نمونه های موردی تجارب داخلی و خارجی و چالش های آثار میراث فرهنگی در مخاصمات و نحوه مواجهه، تمهیدات لازم در برابر این چالش ها را مطالعه می نماییم. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نمونه های تخریب شده در اثر جنگ در داخل کشور و نمونه های خارج از کشور، برای پاسخ به پرسش اصلی که چالش ها و تمهیدات بازسازی پس از جنگ می باشد، پرداخته است و نتایج نشان می دهد «مطالعه روش های سنتی و بومی ساخت و ساز»، «مستندنگاری دقیق آثار»، «آموزش نیروی متخصص مرمت»، برای پیش از حادثه و «ارزیابی و شناسایی خسارات و آسیب ها»، «مشارکت مردم محلی»، «تعیین رویکرد مواجهه» و «روش مداخله» برای بَعد از حادثه، از مهم ترین تمهیدات لازم می باشند.
۵۰۶.

روش های تشخیص دانه بندی و رطوبت بهینه خاک در ساختارهای خاکی به شیوه خاک کوبیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۹
خاک یکی از قابل دسترس­ترین مصالح طبیعی می باشد که به صورت بسیار ارزان در بسیاری از نقاط جهان استفاده می شود. در معماری عموما خاک به شیوه های متفاوتی در ترکیب با آب و دیگر مصالح مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مصالح خاکی عموما در سه سیستم ساختمانی متفاوت از جمله سیستم­های ماسونری، سیستم­های منولوتیک و سیستم­های پرکننده عمل می­کنند. یکی از سیستم­های مطرح در سازه­های خاکی؛ سیستم­های منولوتیک یا یکپارچه بوده است که عناصر معماری و ملات به صورت یک کل یکپارچه عمل نموده و به هم پیوند میخورند. روش اجرایی خاک کوبیده در میان شیوه های های متفاوت خاکی به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی منولولتیک می باشد که از طریق ریختن خاک در میان قالب های چوبی و یا فلزی و کوبیدن آنها، امکان ایجاد دیوارهای سازه ای قوی را فراهم می آورد. این روش ساخت و ساز در بسیاری از نقاط جهان و بخصوص در اروپا رواج داشته است. در فرآیند اجرای بناها با خاک­کوبیده یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی و تشخیص خاک مناسب از نظر دانه بندی و رطوبت بهینه جهت کوبیدن و شکل دادن به دیوار است. اگرچه بسیاری از پژوهش ها در تلاشند که به ارائه یک نسبت و درصد مشخص از دانه بندی و رطوبت بپردازند، اما از آنجا که ماهیت مصالح خاک با دیگر مصالح نوین متفاوت بوده و خاک هر منطقه واجد ویژگی های خاص و متفاوتی میباشد لذا ارائه درصدهای مشخص و تعریف شده نمی­تواند سازندگان در هر منطقه را به اجرای صحیحی از این شیوه ساختمانی راهنمایی کند و تنها مخاطبان را به یک شناخت نسبی از این ترکیبات می رساند. برای تشخیص خاک مناسب و رطوبت بهینه، آزمون­های مختلفی پیشنهاد می­شود که انجام این آزمونها بر روی خاک محل می­تواند سازندگان را در شناخت دقیق یاری رساند. این مقاله مبتنی بر یک پژوهش مروری است که نویسندگان می­کوشند با مطالعات و تحلیل­های کتابخانه­ای به ارائه راهکارهای مناسب جهت تشخیص دانه­بندی و رطوبت بهینه برای دیوارهای خاک­کوب دست یابند.
۵۰۷.

عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در معماری فضاهای دانشجو محور دانشگاهی (با تأکید بر نقش ویژگی های جمعیت شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
بسیاری از دانشجویان در سال های آغازین تحصیل در دانشگاه، دچار احساس بیگانگی، تنهایی و عدم پیوند با محیط آموزشی می شوند. شکل گیری حس تعلق به دانشگاه، به ویژه در قالب پیوند با گروه های اولیه، نقش مهمی در تجربه تحصیلی و اجتماعی دانشجویان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه و بررسی تأثیر ویژگی های جمعیت شناختی انجام شد. پس از مرور پیشینه، پنج شاخص «ریشه داشتن»، «تملک»، «تفریح و احیای تمرکز»، «آسودگی» و «یکدلی» به عنوان ابعاد اصلی حس تعلق به گروه های اولیه شناسایی شدند. برای شناسایی مؤلفه های معماری، داده ها ابتدا به صورت کیفی (مصاحبه و مشاهده) گردآوری و سپس با استفاده از روش های کمی، داده های حاصل از پرسش نامه محقق ساخته در پنج دانشگاه استان اصفهان اعتبارسنجی شدند. بر پایه نتایج به دست آمده، برای پدیداری تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در محیط دانشگاه لازم است که: 1) مکان هایی به عنوان کانون رفت وآمدهای روزانه دانشجویان تعریف شوند؛ 2) این مکان ها قابلیت آن را داشته باشند که دانشجویان در آن ها احساس مالکیت و کنترل داشته باشند و در مواقع لازم بتوانند خلوت خود را تأمین کنند؛ 3) عملکرد فضا امکان دور بودن از فعالیت های اصلی (مطالعه/ پژوهش) و استراحت را فراهم کند؛ 4) دانشجویان امکان حرکت و فعالیت آزاد در آن مکان ها را داشته باشند و آسایش محیطی آن ها فراهم شود؛ 5) این مکان ها پذیرای دانشجویان با الگوهای شخصیتی گوناگون باشند و به واسطه صرف زمان در آن، دانشجویان با مکان و افراد آن آشنا شوند. همچنین، ویژگی های جمعیت شناختی همچون جنسیت، بومی یا غیربومی بودن دانشجویان، مقطع تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل تأثیر معناداری بر اولویت های فضایی دانشجویان دارند. یافته های این پژوهش می تواند راهنمایی برای طراحی فضاهای آموزشی در جهت تقویت حس تعلق دانشجویان به دانشگاه باشد.
۵۰۸.

ارزیابی سیستماتیک علم سنجی در روش های بهینه سازی انرژی در ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
بیان مسئله: با افزایش نگرانی های زیست محیطی و ضرورت کاهش مصرف انرژی، استفاده از روش های بهینه سازی برای بهبود عملکرد ساختمان ها گسترش یافته است. ازآنجاکه ساختمان ها یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان انرژی و تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای هستند، ارتقای بهره وری انرژی در آن ها تأثیر زیادی در کاهش آلاینده ها و هزینه ها دارد. این پژوهش با بررسی روش های بهینه سازی مختلف، ازجمله الگوریتم های ژنتیک و بهینه سازی ازدحام ذرات، به تحلیل روندها و شناسایی روش های مؤثر در بهبود عملکرد انرژی ساختمان ها می پردازد و به دنبال پاسخ به این پرسش است که کدام یک از روش های بهینه سازی، نقش مؤثرتری در شبیه سازی انرژی ساختمان ها دارند و توزیع و روند استفاده از این روش ها در پژوهش های علمی چگونه است؟هدف پژوهش: این پژوهش در پی شناسایی و تحلیل روش های بهینه سازی پرکاربرد و مؤثر در بهبود عملکرد انرژی ساختمان هاست و توزیع و میزان استفاده از این روش ها را در مقالات علمی بررسی کرده و به دنبال شناسایی روندهای موجود و سهم هر روش در بهینه سازی مصرف انرژی و دیگر جنبه های عملکردی ساختمان هاست.روش پژوهش: در چهارچوب مرور سیستماتیک و با هدف شناسایی دقیق روش های بهینه سازی در حوزه انرژی ساختمان ها، ابتدا جست وجوی هدفمند در پایگاه های داده معتبر داخلی و خارجی با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انجام شد. پس از مرحله پالایش اولیه و انتخاب منابع مرتبط، تحلیل داده ها با نرم افزار VOS Viewer و بیبلومتریک برای استخراج ارتباطات میان متون علمی صورت گرفت. سپس، با بهره گیری از تحلیل مضمون مدل مفهومی از روش های بهینه سازی مؤثر در بهبود عملکرد ساختمان ها تدوین شد تا به درکی جامع از کاربرد و تأثیر این روش ها دست یابد.نتیجه گیری: روش های بهینه سازی، به ویژه الگوریتم های ژنتیک و هوش ازدحامی، نقشی حیاتی در ارتقای عملکرد انرژی ساختمان ها دارند و با تحلیل جامع روندهای موجود، بر لزوم ادغام داده های واقعی و تکنیک های هوشمند برای توسعه راه حل های کارآمدتر تأکید می شود.
۵۰۹.

تبیین ارزش های انسانی مرتبط با محصولات؛ راهکاری برای توسعه کیفی طراحی محصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۹
ارزش های انسانی تنها مفهومی مرتبط با انسان ها نیست، بلکه اشیا و فناوری های پیرامونی انسان نیز در شکل گیری سیستم ارزشی انسان ها نقش مؤثری ایفا می کنند؛ هرچند توجه به اهمیت ارزش های انسانی در طراحی محصولات رو به افزایش است، حتی رویکردهای طراحی مبتنی بر ارزش روشی آگاهانه برای شناسایی ارزش های محصولات ارائه نمی دهند. با در نظر گرفتن این کمبود در طراحی حساس به ارزش، چارچوب جامع ارزش های انسانی بر پایه تحقیقات نظری و آماری گسترده شکل گرفته و حدود 200 ارزش انسانی را در 9 گروه ارزشی مرتبط با جنبه های مختلف زندگی انسان گردآوری نموده است. در مقاله حاضر با هدف مطالعه تأثیر به کارگیری این چارچوب در فرایند شناسایی ارزش های انسانی مرتبط با محصولات و فناوری های مختلف، ابتدا یک پژوهش کیفی برای آشنایی با موضوع انجام شد، سپس یک پژوهش کمی مبتنی بر پرسش نامه انجام شد که در آن شرکت کنندگان، ارزش های مرتبط با سه نمونه اسباب بازی پرطرفدار در دوره های مختلف شامل لگو، عروسک باربی و مکعب روبیک را یک بار بدون پیش زمینه و بار دیگر با واسطه گروه های ارزشی و ارزش های کلیدی چارچوب جامع ارزش های انسانی مشخص کردند. در این پژوهش از آزمون تی استیودنت برای مقایسه میانگین پاسخ شرکت کنندگان و تعیین ارزش های مؤثر برای هر اسباب بازی و نیز از تحلیل رگرسیون برای سنجش تأثیرات متغیرها با در نظر گرفتن روابط هم زمان آن ها بر یکدیگر استفاده شد. نتایج این تجربه نشان داد که به کارگیری این چارچوب برای بیان دیدگاه شرکت کنندگان در مورد ارزش های انسانی مؤثر است و نگاه ایشان را در مورد ارزش های متنوع مرتبط با جنبه های مختلف زندگی گسترش می دهد.
۵۱۰.

بررسی آثار آنیش کاپور با تمرکز بر مفهوم صیرورت از منظر ژیل دُلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
بیان مسئله: در دوران پست مدرن، هنر دیگر نه به مثابه بازنمایی ایستا، بلکه به عنوان فرایندی سیال و خلاقانه فهم می شود. در این بستر، مفاهیم فلسفی چون Becoming «صیرورت» در اندیشه ژیل دلوز، امکان تحلیل عمیق تری از آثار هنری معاصر را فراهم می آورد. با توجه به پیچیدگی های فرمی و مفهومی در آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه آثار موم قرمز و مجسمه های آینه ای، ضرورت دارد این آثار با رویکردی فلسفی و میان رشته ای مورد تحلیل قرار گیرند تا ابعاد مفهومی و زیبایی شناختی آن ها به درستی فهم شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل و تفسیر آثار آنیش کاپور از منظر فلسفه صیرورت در اندیشه ژیل دلوز است؛ مفهومی که جوهره پویایی، تغییر، بی ثباتی و آفرینش مداوم را در خود دارد. این پژوهش درصدد است نشان دهد چگونه آثار کاپور می توانند به مثابه مصادیق بصری صیرورت، تجربه ای فراتر از بازنمایی سنتی و در راستای خلق رخدادهای هنری در لحظه ارائه دهند.روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و نظری است و با رویکردی تحلیلی-تفسیری در چارچوب مطالعات میان رشته ای هنر و فلسفه انجام شده است. با تکیه بر منابع کتابخانه ای و آثار نظری دلوز، دو مجموعه موم قرمز و مجسمه های آینه ای کاپور، به دلیل پیوندشان با مفهوم صیرورت، به عنوان مطالعه موردی بررسی شده اند.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه یادشده، نه ابژه هایی ایستا، بلکه فرایندهایی درحال شدن و تغییر مداوم هستند. مجسمه هایی چون Svayambh، Past, Present, Future یا Cloud Gate، تجربه هایی از صیرورت را خلق می کنند که در آن مرزهای میان ماده، زمان، فضا و مخاطب از بین می رود. این آثار با درهم آمیختن ماده، حرکت، بازتاب و بی ثباتی، مصداقی عینی از اندیشه دلوزی اند که هنر را نه به مثابه بازنمایی، بلکه به مثابه رخداد، خلق معنا و تجربه زیسته در نظر می گیرد. در نهایت، این تحلیل نشان می دهد که فهم آثار کاپور بدون درک صیرورت دلوزی ناقص خواهد بود، و چنین رویکردی درک عمیق تری از هستی شناسی پویای هنر معاصر ارائه می دهد.
۵۱۱.

بازنمایی الگوهای استنادی و روندهای نوظهور علوم رفتاری در محیط های شهری: یک تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۰
درک تعامل میان انسان و محیط در زمینه شهرنشینی فزاینده، یکی از چالش های اصلی در حوزه مطالعات شهری است. این پژوهش با هدف ترسیم ساختار فکری و روندهای نوظهور در حوزه میان رشته ای علوم رفتاری و محیط ساخته شده، از یک رویکرد ترکیبی علم سنجی و تحلیل محتوا بهره می برد. با تحلیل داده های کتابشناختی از پایگاه های Scopus و Web of Science از طریق نرم افزار VOSviewer و بررسی محتوایی ۵۶ مقاله کلیدی، نقشه جامع این حوزه علمی ترسیم گردید. یافته ها نشان می دهد که پژوهش ها عمدتاً بر برنامه ریزی شهری (۳۳٪) و طراحی منظر (۲۱٪) متمرکز هستند. دو جریان فکری اصلی و مکمل شناسایی شد: یک جریان متمرکز بر ابعاد «روان شناختی-اجتماعی» رفتار و دیگری متمرکز بر تأثیر «فرم کالبدی و مداخلات برنامه ریزانه»، که این دو رویکرد در نشریات مرجعی چون Journal of Cleaner Production و Transportation Research Part A تجلی یافته اند. نتایج، بیانگر یک گذار پارادایمی از رویکردهای عینی گرایانه به سمت تحلیل های عمل گرایانه و یکپارچه است. این مقاله با شناسایی شکاف ها و قطب های پژوهشی، راهنمایی برای مطالعات آتی جهت ارتقای کیفیت فضاهای شهری از طریق مداخلات طراحانه آگاهانه تر ارائه می دهد.
۵۱۲.

مفهوم اگزیستانسیالیستی ملال خلاقانه در نمایشنامه آرام سایشگاه، نوشته بهمن فرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۸۸
در دهه پنجاه و سال های پیش از انقلاب، برخی نویسندگان دست به خلق آثاری زدند که فضایی معناباخته و متأثر از عاطفه ملال در آنها حاکم بود. علت و چرایی این مسأله نیازمند پژوهشی عمیق و متفاوت است اما به نظر می رسد نارضایتی از شرایط سیاسی و فرهنگی در میان برخی نویسندگان که امیدی به بهبود وضع موجود نداشتند، در آثارشان با عنصر ملال بازنمایی شده است. بهمن فرسی از جمله این نویسندگان است که برخی از آثار او با مؤلفه های معناباختگی، واجد عنصر ملال نیز هست. ملال در تعریف اگزیستانسیالیستی خود همواره حاوی عنصری انتقادی است و الزاماً نشان از عدم رضایت از موقعیت مشخص یا کل هستی ندارد. ملال در فلسفه اگزیستانسیالیسم، به وضعیتِ بنیادین بشر اشاره دارد که همواره در جستجوی معنای وجودی و هستی شناختی خویش است. از این رو در این پژوهش با تحلیل نمایشنامه آرامسایشگاه از بهمن فرسی، ریشه های ملال بر اساس تعریف اگزیستانسیالیستی آن تحلیل شده است. چرا که بهمن فرسی در این اثر، به وضعیت مردمانی پرداخته است که از نارضایتی وضع موجود (جهان ماشینی) به جنون گرفتار شده اند و ملال زندگی آن ها را احاطه کرده است. با بررسی کنش شخصیت های این نمایشنامه، ملال موجود از نوع خلاقانه ارزیابی می شود و افراد برای رهایی از وضعیت بی معنایی که در آن گرفتارند، به دنبال راه حل می گردند.
۵۱۳.

ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۷۶
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
۵۱۴.

تحلیل عملکرد تضاد فضایی در شکل گیری هویت مکانی با تکیه بر رویکرد کالبدی-ادراکی (مورد پژوهی: کاروانسرای رباط شرف و مجتمع خدماتی چناران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
شکل گیری هویت مکانی در فضاهای معماری سنتی و معاصر، تحت تأثیر روابط کالبدی، الگوهای فضایی و تجربه ادراکی کاربران قرار دارد. در دهه های اخیر، بحران هویت مکان در معماری معاصر به دلیل یکنواختی فضاها و گسست ارتباط میان انسان و محیط، به یکی از چالش های اصلی طراحی شهری بدل شده است. ازاین رو، بازشناسی مؤلفه های مؤثر بر تقویت حس تعلق و ادراک فضایی، ضرورتی انکارناپذیر دارد. این پژوهش با رویکرد کالبدی–ادراکی، به تحلیل نقش تضادهای فضایی در شکل دهی هویت مکان پرداخته و تلاش دارد ارتباط میان سازمان فضایی، تجربه کاربر و تثبیت ذهنی مکان را تبیین کند. روش تحقیق ترکیبی از تحلیل کمی و کیفی است. در بخش کمی، شاخص های هم پیوندی، عمق نسبی، اتصال، کنترل، پراکنش و نقاط دید با استفاده از نرم افزار DepthMap استخراج و بر پایه داده های میدانی و نقشه های پلان دو نمونه، شامل کاروانسرای رباط شرف به عنوان الگوی سنتی و مجموعه خدماتی چناران به عنوان نمونه معاصر، تحلیل شد. داده های حاصل امکان شناسایی مسیرهای اصلی و فرعی، فضاهای کلیدی و نقاط کانونی و ارزیابی ارتباط میان مؤلفه های فضایی و ادراک کاربران از هویت مکان را فراهم آورد. یافته ها نشان می دهد که در نمونه سنتی، تضاد میان فضاهای بسته و باز، مسیرهای طولی و حجره ها و ترکیب فضاهای میانی با حیاط مرکزی، تجربه فضایی غنی تری را ایجاد کرده و موجب تقویت حس تعلق می شود. در مقابل، در نمونه معاصر، تمرکز بر لابی ها و فضاهای مرکزی موجب کاهش تنوع فضایی و تضعیف ادراک هویت مکان شده است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که تضادهای فضایی، خوانایی مسیرها و هم پیوندی ساختاری از عناصر کلیدی در ایجاد تجربه مکانی معنادار و تثبیت هویت در ذهن کاربران هستند.
۵۱۵.

بازتاب جلوه های کهن الگوی مادر در نقاشی های منصور قندریز بر اساس آرای یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
کارل گوستاو یونگ، روان شناس سوئیسی، نظریه پرداز مفهومی به نام "کهن الگو" است که بر وجود تصاویری ازلی و جهان شمول در ناخودآگاه جمعی انسان ها تأکید دارد. یکی از مهم ترین این کهن الگوها، کهن الگوی مادر است که به نمادهای باروری، حمایت گری و آفرینندگی اشاره دارد. مسأله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی استفاده قندریز از نمادهای کهن الگویی مادر در آثارش و تحلیل معانی و مضامینی است که این نمادها به همراه دارند. هدف این پژوهش، تحلیل نحوه به کارگیری کهن الگوی مادر در نقاشی های قندریز و بررسی شیوه های تجلی و معانی این کهن الگو در آثار او است. سوالات پژوهش عبارتند از:1. نمادهای مرتبط با کهن الگوی مادر در نقاشی های منصور قندریز کدامند؟ 2. بازتاب کهن الگوی مادر در نقاشی های منصور قندریز دربردارنده کدام معانی و مضامین است؟روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی بوده که با استفاده از نظریات یونگ انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. جامعه پژوهش شامل تمامی آثار قندریز است که نمادها و ارجاعات کهن الگویی مادر قابل شناسایی و تحلیل هستند. چهار اثر به صورت هدفمند انتخاب و تحلیل محتوا شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که قندریز از نمادهای آب، گیسوان مواج، کودک در آغوش، زیورآلاتی چون گردنبند و پابند، و نمادهایی چون مار، سیب و هلال ماه برای بیان مفاهیم پیچیده روان شناختی و اسطوره ای استفاده کرده است. این نمادها نمایانگر مفاهیمی چون مادرانگی، حمایت گری، قدرت آفرینندگی و سویه های منفی کهن الگوی مادر هستند. تغییرات سبک و تکنیک های قندریز در طول دوران هنری اش، نشان دهنده تکامل دیدگاه ها و عمق بیشتر در مفاهیم اسطوره ای و نمادین است.
۵۱۶.

گونه شناسی کالبدی فضایی کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی پلان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
اهداف : هدف این جستار مطالعه کاروانسراهای این محدوده و ارائه الگوهای پلان معماری کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی اتاق با شترخان است. روش ها: روش گردآوری داده های این پژوهش بر اساس مشاهدات و برداشت های میدانی ، مطالعات کتابخانه ای ، بررسی اسناد و نقشه های معماری کاروانسراها و مطالعه تصاویر هوایی است. روش تجزیه و تحلیل بر پایه رویکردهای تفسیری ، تاریخی و مقایسه ای است. روش دست یابی به اطلاعات به صورت استدلال استقرایی است. در این محدوده 60 کاروانسرا شناسایی شده است. از میان جامعه آماری فوق ،13کاروانسرا بعنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده اند. انتخاب این نمونه ها به صورت هدفمند و غیراحتمالی و براساس یافته های تحقیق بوده و از هر گونه شناسایی شده 1 کاروانسرا بررسی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن دارد که برخی از کاروانسراها بسیار شبیه بهم هستند و در یک دوره زمانی ساخته شده و گونه بندی آنها نیز شبیه به یکدیگر هستند که این ناشی از وجود سازمان و تشکیلاتی واحد و معمار و طراح مشترک می باشد و در نتیجه پلان معماری و جزییات آنها مشابه است. در جامعه آماری این پژوهش، 13 گونه و الگوی معماری کاروانسرا براساس مطالعه نقشه معماری آنها شناسایی شد. این گونه ها و الگوها بر اساس ترکیب بندی فضایی پلان معماری آنها ( ترکیب اتاق با شترخان) بدست آمده است. نتیجه گیری: نتیجه کاربردی این پژوهش دست یابی به شباهت ها و تفاوت های کاروانسراها و استفاده از این وجوه افتراق و اشتراک در مرمت کاروانسراها می باشد. کاروانسراهایی که در یک مسیر تاریخی مشترک با ویژگی های فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی مشترک هستند غالبا ویژگی های معماری شبیه به هم دارند، در نتیجه از این شاخصه می توان برای مداخله در آنها سود جست.
۵۱۷.

واکاوی نقش نفوذ پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۷۸
بهره گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب تر و نشاط آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
۵۱۸.

دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
در مکتب نگارگری تبریز صفوی، همچون مکاتب پیشین، متون مختلف ادبی نظیر شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، جمال و جلال آصفی و دیوان حافظ کتاب آرایی شده اند. توجه به این متون در فرایند توصیف، تفسیر، داوری و فهم آثار این مکتب، ضروری است. مفهوم دگردیسی یا ترجمه بینا نشانه ای که به معنای برگردان نشانه های کلامی به وسیله نشانه های نظام های نشانه ای غیرکلامی است، می تواند در مطالعه رابطه متون ادبی و نگاره های مکتب تبریز صفوی، راهگشا باشد. هدف این پژوهش شناخت دقیق و روشمند فرایند تبدیل متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی مبتنی بر مفهوم دگردیسی و نیز شناسایی عوامل اثرگذار بر این فرایند است. سؤال های این پژوهش عبارت اند از: 1. فرایند دگردیسی یا ترجمه بینانشانه ای از متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی چه سازوکارهایی دارد؟ 2. عوامل مؤثر بر این فرایند کدام اند؟ روش تحقیق این پژوهش بنیادی – نظری و به شیوه توصیفی – تحلیلی است. داده های پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق مطالعه اسناد و منابع موجود گردآوری شده اند. پس از بررسی فرایند ترجمه بینانشانه ای از منظر نشانه شناسی لایه ای و استخراج سازوکارها و عوامل مؤثر، اعتبار یافته های کیفی که به صورت هدفمند و غیرتصادفی انتخاب شده اند، به کمک مجموعه ای از نمونه نگاره های منتخبِ مکتب تبریز صفوی، ارزیابی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در ترجمه بینانشانه ای متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز، چهار فرایند کلی تکرار، بازآفرینی، نوآفرینی و حذف نقش دارند. همچنین، عوامل مؤثر بر این فرایند عبارت اند از: داستان محور بودن متن ادبی، خلاقیت و دانش شناختی هنرمند، تغییرات و محدودیت های رسانه و روابط بینامتنی میان متون اثرگذار بر فرایند دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی.
۵۱۹.

تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
۵۲۰.

ابعاد مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فضای باز دانشگاهی از دیدگاه متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
دانشگاه های سراسر جهان با هدف افزایش دانشجو و تکامل ساختارهای آموزشی خود، در حال رقابت برای ارائه ی محیط های یادگیری و تحقیقاتی جذاب می باشند و در این رقابت، فضاهای باز از توجه کمتری برخوردار هستند. حضور در محیط های بسته دانشگاهی منجر به خستگی ذهن، حواس پرتی، بی حوصلگی، خطای ذهنی و کاهش کارایی می شود. زمانی که نیازها و آرزوهای دانشجویان در بستر فرهنگی دانشگاه پاسخ داده شود منجر به افزایش کیفیت زندگی در آن محیط می شود و امکان فعالیت های اجتماعی، آموزشی و تفریحی را فراهم و برای دانشجویان محیط بهتری از لحاظ کیفیت زندگی زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد تاثیرگذار بر کیفیت زندگی فضای باز دانشگاهی از دیدگاه متخصصان می باشد. پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از روش دلفی انجام شده است. پس از مرور محتوایی پیشینه پژوهش، در مرحله اول روش دلفی مصاحبه باز پاسخ با جامعه آماری27 نفر از متخصصان و به روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع نظری پیش رفت. سپس با کمک تکنیک کدگذاری باز و محوری و جدول هدف و محتوا، پرسش نامه محقق ساخت تهیه و توسط متخصصان در دو مرحله تکمیل گردید؛ در نهایت نتایج به روش تحلیل عامل Q در نرم افزار SPSS استخراج شد. نتایج حاصل نشان داد که از نظر متخصصان به ترتیب اهمیت، 5 بعد کالبدی، آسایش محیطی، عملک ردی – فعالیت ی، اجتماع پذیری و معنایی – ادراکی با افزایش رفاه و کیفیت زندگی در فضای باز دانشگاهی و با ایجاد یک محیط ایده آل، تعامل بین افراد را افزایش می دهند و فرصت هایی برای فعالیت های ضروری، اجتماعی، آموزشی و تفریحی برای افراد ایجاد می کنند و به شکل گیری حس اجتماع، دلبستگی به مکان، حس امنیت و سلامت روانی و جسمانی کمک می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان