ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱۶۱.

مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر میزان کورتیزول و CRP سرم مردان سالم غیر فعال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۲
زمینه و هدف: هدف از این تحقیق بررسی مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر روی عامل استرسی کورتیزول و پروتئین واکنشی-سی مردان سالم غیر فعال است. روش تحقیق: تعداد 30 نفر دانشجوی پسر سالم غیر فعال کارشناسی دانشگاه قم به صورت هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه شامل: کاهش50 درصد حجم تمرین، کاهش 75 درصد حجم تمرین و کنترل قرار گرفتند. متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی شامل دوی رفت و برگشتی به مدت 5/2 ساعت دو جلسه در هفته، یک هفته تعدیل تمرین اجرا گردید. نمونه خونی در سه مرحله، پیش از شروع تمرینات، قبل و بعد از تعدیل تمرین گرفته شد. جهت بررسی تفاوت درون گروهی از آزمون اندازه گیری های مکرر و برای بررسی تفاوت های بین گروهی از اختلاف عددی مقدار پیش آزمون - پس آزمون و پس آزمون - پیگیری و روش آماری MANOVA در سطح معنی داری (05/0=α) استفاده شد. یافته ها: نتایج بین گروهی تفاوت معنی داری برای مقادیر کورتیزول و پروتئین واکنشی- C نشان نداد. اما نتایج درون گروهی مقادیر کورتیزول در سه مرحله زمانی در گروه های 50 درصدکاهش حجم تمرین و 75 درصد معنی دار بود (03/0p= و02/0p=). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از تفاوت معنی داری فقط بین مرحله پیش آزمون و پیگیری در هر دو گروه بود (01/0p= و 03/0p=). نتیجه گیری: بنظر می رسد، تعدیل تمرین یک هفته ای متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی نمی تواند بر میزان کورتیزول و پروتئین واکنشی-سی مردان غیرفعال اثر بخش باشد
۱۶۲.

اثر هشت هفته تمرینات منتخب و متغیرهای میانجی کربوهیدرات، آهن و ویتامین D بر شاخص های آنتروپومتری در ورزشکاران تیم ملی قایقرانی روئینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: اجزای یک رژیم غذایی می تواند در کنار تمرینات ورزشی مناسب اثر بسزایی بر بهبود ترکیب بدن و افزایش عملکرد قایقرانان و درنتیجه بهبود رکوردهای ورزشی ثبت شده در مسابقات داشته باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرینات منتخب و متغیرهای میانجی کربوهیدرات، آهن و ویتامین D بر شاخص های آنتروپومتری در ورزشکاران تیم ملی قایقرانی روئینگ در سال 1401 می باشد. روش : در این تحقیق کارآزمایی بالینی تصادفی، 44 مرد قایقران روئینگ که در اردوی تیم ملی سال 1401 شرکت کرده بودند، به طور تصادفی در 4 گروه 11 نفره تمرین، تمرین و متغیرهای میانجی، متغیرهای میانجی و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینات منتخب شامل تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) به مدت 8 هفته پارو زدن بر روی ارگومتر (به مدت 1 دقیقه با 100% vVO2max) بود. مقادیر دریافت متغیرهای میانجی کربوهیدرات، آهن و ویتامین D رژیم غذایی ورزشکاران، از طریق آنالیز منوی غذایی یک هفته اردوی تیم ملی، پرسشنامه یادآمد خوراک 24 ساعته و بسامد خوراک (FFQ) محقق ساخته و طراحی شده برای ورزشکاران قایقرانی روئینگ به کمک نرم افزار NUTRITION IV اندازه گیری شد. شاخص های آنتروپومتری (وزن و درصد بافت چربی) در همه شرکت کنندگان قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و بعد از پایان مطالعه (48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی) مورد سنجش قرار گرفت. مقایسه متغیرهای کمّی به کمک آزمون آنالیز واریانس یک طرفه ANOVA انجام شد. سطح معنی داری آزمون کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد و سپس تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام شد. یافته ها: 44 مرد قایقران روئینگ با میانیگن سنّی 2.18±26.52 سال در این مطالعه شرکت کردند. درصد چربی بدن پس آزمون قایقرانان در همه گروه ها نسبت به پیش آزمون کاهش یافته بود، که این میزان کاهش در همه گروه ها به جز گروه متغیرهای میانجی، معنی دار گزارش شد (P≤0.05). هشت هفته تمرین HIIT بر تغییرات وزن نسبت به گروه کنترل در قایقرانان اثر معنی دار نداشت (P=0.77)، اما بر کاهش درصد چربی، این اثر معنی دار گزارش گردید (P=0.00). در مقابل، اثر متغیرهای میانجی بر کاهش درصد بافت چربی قایقرانان نسبت به افراد گروه کنترل معنی دار نبود (P=0.61). همچنین متغیرهای میانجی اثر معنی داری بر تغییر وزن این ورزشکاران نداشتند (P=0.99). در ادامه یافته های مطالعه نشان داد که تمرینات HIIT به همراه متغیرهای میانجی توانست منجربه افزایش معنی دار وزن (P=0.05) و کاهش قابل توجه درصد بافت چربی در قایقرانان نسبت به گروه کنترل شود (P=0.01). نتیجه گیری: هشت هفته تمرینات منتخب HIIT، به همراه متغیرهای میانجی (کربوهیدرات، آهن و ویتامین D) بر کاهش بافت چربی و بهبود ترکیب بدنی قایقرانان روئینگ مؤثر است.
۱۶۳.

بررسی ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی و Vo2max در کشتی گیران حرفه ای نوجوان و جوان تیم ملی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه و هدف: مطالعات نشان می دهد که شاخص های آنتروپومتریکی و آمادگی هوازی در ورزشکاران رشته های ورزشی مختلف پاسخ های متفاوتی ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی و Vo2max در کشتی گیران حرفه ای نوجوان و جوان تیم ملی بود. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 43 کشتی گیر حرفه ای نوجوان و جوان تیم ملی ایران بود که آزمودنی ها بصورت نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس، با میانگین سنی 76/0±72/17، میانگین قدی 05/8±11/173 و میانگین وزنی 51/20±07/73 انجام گرفت (22 کشتی گیر نوجوان و 21 کشتی گیر جوان). شاخص های آنتروپومتریکی آزمودنی ها با استفاده از دستگاه ترکیب بدن و VO2max توسط دستگاه گازآنالایزر و آزمون بروس اندازه گیری شد. در بخش آمار استنباطی جهت بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون شاپیرو-ویلک و برای بررسی همبستگی بین متغیرها به علت ناپارامتریک بودن داده های مربوط به Vo2max از آزمون کندال استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پژوهش از نرم افزار SPSS نسخه 26 و برای رسم نمودارهای مربوطه از برنامه Excel استفاده شد، همچنین سطح معنی داری آزمون ها در این پژوهش 05/0≥P در نظر گرفته شد. نتایج: نتایج نشان داد حداقل، حداکثر و میانگین قد، وزن، توده بدون چربی، شاخص توده بدنی و حداکثر اکسیژن مصرفی کشتی گیران جوان حرفه ای بیشتر از گروه نوجوانان بود و حداکثر درصد چربی گروه نوجوانان کشتی گیر بیشتر از جوانان بود. نتایج نشان داد که مقایسه شاخص توده بدنی، توده بدون چربی و درصد چربی با حداکثر اکسیژن مصرفی در نوجوانان تفاوت معنی دار نشان داد. همچنین ما بین شاخص توده بدنی و بدون چربی دو گروه نیز رابطه معنی داری نشان داده شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد کشتی گیران جوان در مقایسه با کشتی گیران نوجوان به دلیل سازگاری بیشتر عملکرد بهتری داشتند. اما برای اثبات هر چه بهتر در این زمینه نیازمند مطالعات بیشتری است.
۱۶۴.

تاثیر فعالیت بدنی بر متغیرهای خویشتن داری، مسئولیت پذیری، گریز و اجتناب و حل مدیرانه مساله کادر پلیس شهر بغداد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر فعالیت بدنی بر متغیرهای خویشتن داری، مسئولیت پذیری، گریز و اجتناب و حل مدیرانه مساله کادر پلیس شهر بغداد بود. تحقیق حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود . جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره پلیس عملیاتی شهر بغداد بود، که با حجمی به تعداد 9 هزار نفر برآورد شده اند. با توجه به جدول کرجسی و مورگان 380 نفر به عنوان نمونه آماری از کادر پلیس شهر بغداد و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه فعالیت بدنی شارکی و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1998) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS و SPSS استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که بین فعالیت بدنی و خویشتن داری کادر پلیس شهر بغداد رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد . همچنین بین فعالیت بدنی و مسئولیت پذیری کادر پلیس شهر بغداد رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین فعالیت بدنی و گریز و اجتناب کادر پلیس شهر بغداد رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین بین فعالیت بدنی و حل مدیرانه مساله کادر پلیس شهر بغداد رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که 6/3 درصد از خویشتن داری، 5/5 درصد از مسئولیت پذیری، 6/5 درصد از گریز و اجتناب و 7/7 درصد از حل مدیرانه مساله توسط فعالیت بدنی تبیین می شود.
۱۶۵.

تأثیر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف چای سبز بر وزن بدن و شاخص توده بدنی زنان دارای اضافه وزن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۷
چای سبز، نوشیدنی ای با قدمت هزاران ساله در طب سنتی، سرشار از ترکیبات آنتی اکسیدانی به ویژه کاتچین ها می باشد، که در بهبود متابولیسم چربی، کاهش التهاب، تقویت سیستم ایمنی، و کنترل وزن بدن نقش مؤثری ایفا می کند. مصرف منظم آن می تواند در کنار فعالیت بدنی، راهکاری ایمن و طبیعی برای ارتقاء سلامت عمومی باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل چای سبز بر وزن بدن و شاخص توده بدنی در زنان دارای اضافه وزن می باشد. در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد ۴۸ زن دارای اضافه وزن (سن 4.54±58.2 سال، قد 3.77±1.59 متر، وزن 5.77±73.2 کیلوگرم، و مقدار BMI برابر با 1.63±28.9 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین همراه با مکمل چای سبز، تمرین همراه با دارونما، مکمل بدون تمرین، و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل تمرینات هوازی با شدت متوسط به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته بود. شرکت کنندگان گروه مکمل روزانه ۵۰۰ میلی گرم چای سبز مصرف کردند. شاخص های وزن بدن و شاخص توده بدنی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که کاهش وزن بدن در گروه تمرین+مکمل نسبت به سایر گروه ها معنادار بوده (0.05p<)، و بیشترین کاهش وزن در این گروه مشاهده گردید. گروه مکمل نیز نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری را تجربه کرد (0.05p<). هرچند گروه تمرین نیز کاهش وزن نشان داد، اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود (0.05p>). در ارتباط با شاخص توده بدنی، هرچند تغییراتی در تمامی گروه های مداخله ای به ویژه گروه تمرین+مکمل مشاهده شد، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبوده اند (0.05p>). نتایج این پژوهش حاکی از آن می باشد که ترکیب تمرینات هوازی با مصرف چای سبز می تواند در کاهش وزن بدن زنان دارای اضافه وزن مؤثر واقع شود. این رویکرد می تواند به عنوان راهکاری کاربردی و ایمن در کنترل وزن و ارتقاء سلامت مورد توجه قرار گیرد.
۱۶۶.

مرور مختصر اثرات تمرین ورزشی بر MyomiRs(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
ورزش و فعالیت بدنی باعث ایجاد پاسخ های فیزیولوژیکی و سازگاری هایی در عضلات اسکلتی می شود که برای حفظ سلامت، پیشگیری و درمان اکثر بیماری های مزمن عضلانی مفید است. این پاسخ ها و سازگاری ها، عمدتاً توسط پاسخ های رونویسی که در واکنش به هر نوع تمرین، چه مقاومتی و چه استقامتی، تحریک می گردند، ایجاد می شود. تغییرات در ژن های اصلی و کلیدی متابولیکی، تنظیمی و میوژنیک در عضله اسکلتی، به عنوان پاسخ اولیه و/یا دیرهنگام به ورزش روی داده و این تغییرات اپی ژنتیکی که تحت تأثیر عوامل محیطی و ژنتیکی قرار دارند، باعث ایجاد تغییر در پاسخ های رونویسی می شوند. رونویسی ژن ها می تواند در پاسخ به عوامل محیطی مختلف به واسطه تغییر در الگوهای متیلاسیون DNA، تغییرات هیستون ها، تغییر در ساختار بسته بندی DNA در کروموزوم ها و تغییر میزان عوامل کنترل کننده رونویسی ژن ها روی دهد که به عنوان تغییرات اپی ژنتیک توصیف شده اند. عضلات علاوه بر این که ارکان اصلی سیستم حرکتی بدن هستند می توانند به عنوان سیستم اندوکرین به دنبال بیان ژن های گوناگون و ترشح فاکتورهای مختلف تحت عنوان مایوکاین ها فرایند های فیزیولوژیک گوناگونی را در بدن کنترل نمایند. بیان ژن ها توسط فاکتورهای متفاوتی در سطح رونویسی و پس از رونویسی کنترل می شود. از جمله عوامل کنترل کننده بیان ژن پس از رونویسی miRNA ها هستند که به شدت تحت تاثیر محیط می توانند بیان ژن ها را تنظیم نمایند. MyomiR ها در اصل miRNA های بیان شده در بافت عضله هستند که در پاسخ به تمرینات ورزشی، سطح بیان آن ها تغییر کرده و می توانند از مسیرهای مختلف بر عملکرد ژن های گوناگون با تاثیر بر ترانسکریپتوم بافت عضله، موثر باشند. تأثیر فعالیت بدنی و تمرین ورزشی بر این تغییرات اپی ژنتیکی و چگونگی تأثیر متابولیسم سیستمیک یا متابولیت های آن بر تغییرات اپی ژنتیکی در عضله اسکلتی در پژوهش های پیشین مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مقاله به مرور نقش و عملکرد MyomiR ها تحت تاثیر تمرینات ورزشی پرداخته شده است.
۱۶۷.

مقایسه چهار هفته تمرین هوازی و قدرتی بر میزان کورتیزول و کراتین کیناز سرمی در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه چهار هفته تمرین هوازی و تمرین قدرتی بر مقادیر کورتیزول و کراتین کیناز سرمی زنان غیرفعال دارای اضافه وزن، با محدوده سنّی 25 تا 40 سال بود. روش: تعداد 36 نفر آزمودنی از میان زنان غیرفعال دارای اضافه به عنوان نمونه پژوهش، و به صورت هدفمند براساس معیارهای ورود به پژوهش که دارای شرایط حضور در پژوهش بودند، به صورت هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به سه گروه تمرین هوازی (12 نفر)، تمرین قدرتی (12 نفر)  و گروه کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروه تمرین هوازی شامل 12 جلسه تمرین (4 هفته و هر هفته سه جلسه تمرین) با شدت 65 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره به مدت 16 الی 22 دقیقه جلسه تمرینی در هفته بود. برنامه تمرین قدرتی شامل چهار هفته و هر هفته سه جلسه با شدت 50 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه (1RM) بود. در دو مرحله، قبل از شروع تمرین و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی چهار هفته ای، نمونه های خونی از آزمودنی ها در وضعیت ناشتایی و پایه، جهت اندازه گیری مقادیر کورتیزول و کراتین کیناز سرمی 6 میلی لیتر نمونه خونی از ورید بازویی جهت جداسازی سرم گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی جهت بررسی تفاوت های بین گروهی، در صورت معنی داری، و همچنین از آزمون t همبسته جهت بررسی تفاوت های درون گروهی در سطح معنی داری 05/0  استفاده شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از تفاوت معنی داری در مقادیر بین گروهی کورتیزول و کراتین کیناز سرمی زنان غیرفعال پس از چهار هفته تمرین هوازی و قدرتی بود (000/0 P=). تفاوت معنی داری در مقادیر درون گروهی کورتیزول بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون در گروه های تمرینی هوازی و قدرتی بدست آمد (05/0P<). تفاوت معنی داری در مقادیر درون گروهی کراتین کیناز بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون در گروه تمرینی هوازی نیز حاصل شد (05/0P<). نتیجه گیری: چهار هفته تمرین قدرتی و هوازی منجربه کاهش در مقادیر کورتیزول و کراتین کیناز در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن شد. لذا، می توان از هر دو روش تمرینی با شدت متوسط، جهت کاهش استرس و آسیب در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن استفاده کرد.
۱۶۸.

تاثیر هفت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل کافئین بر توان انفجاری و چابکی بازیکنان بسکتبال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۴۸
نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که ترکیب تمرین و مکمل می تواند اثرات سودمندی برای سلامتی و عملکرد ورزشی داشته باشد. بنابراین، هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر هفت هفته تمرین تناوبی شدید به همراه مکمل یاری کافئین بر توان انفجاری و چابکی بازیکنان بسکتبال است. جامعه آماری این پژوهش نیمه تجربی، بازیکنان بسکتبالیست جوان در دامنه سنی ۲۰ تا ۲۵ سال استان یزد بود که دارای حداقل دو سال سابقه فعالیت در رشته بسکتبال با سه جلسه تمرین منظم در هفته بوده و تاکنون هیچ مکملی مصرف نکرده و سابقه بیماری قلبی - عروقی نیز نداشتند. تعداد ۳۶ بسکتبالیست به صورت داوطلبانه انتخاب و به چهار گروه مساوی مکمل کافئین و تمرین تناوبی شدید، تمرین تناوبی شدید، مکمل کافئین و کنترل تقسیم شدند. برای تعیین تفاوت های بین گروهی داده ها از تحلیل کواریانس دو راهه با نرم افزار ۲۰ - SPSS در سطح معنی داری ۰۵/۰≥P استفاده شد. هفت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل کافئین بر توان انفجاری بازیکنان بسکتبال اثر داشت، اما بر چابکی اثری نداشت.
۱۶۹.

تأثیر شش هفته تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویای مردان ورزشکار دارای اسپرین مچ پا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف از مطالعه حاضر، تعیین تأثیر شش هفته تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویای پسران ورزشکار دارای اسپرین مچ پا بود. آزمودنی های این مطالعه، بیست نفر از پسران ورزشکار دارای اسپرین مچ پا بودند که با توجه به معیارهای ورود به مطالعه، در دو گروه همگن 10 نفره تجربی و کنترل قرار گرفتند. به منظور ارزیابی تعادل ایستا و پویا، به ترتیب از آزمون های تعادلی لک لک و Y قبل و بعد از اعمال برنامه تمرینی، استفاده شد. گروه تجربی به مدت شش هفته (سه جلسه در هفته) تمرینات ثبات مرکزی را انجام دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها جهت تعیین تفاوت بین گروهی و درون گروهی از آزمون های تی مستقل و زوجی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری در میزان تعادل ایستا و پویا در گروه تجربی پس از اعمال برنامه تمرینی وجود دارد، درحالی که در گروه کنترل هیچ گونه تفاوتی مشاهد نشد. نتایج نشان داد که انجام شش هفته تمرینات عضلات ناحیه مرکزی بدن سبب بهبود تعادل ایستا و پویای پسران ورزشکار دارای اسپرین مچ پا می گردد. توصیه می شود که در برنامه ى توانبخشی این دسته از افراد، از تمرینات عضلات ناحیه مرکزی بدن در کنار سایر روش های تمرینی استفاده شود.
۱۷۰.

ارزیابی روش های مختلف بلند کردن اجسام سنگین به وسیله ویژگی های دامنه و فرکانس سیگنال های الکترومایوگرافی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۴۴
برداشتن بدون مهارت اجسام سنگین، خطر بسیار بالایی را به همراه دارد و موجب آسیب دیدگی عضلات کمر می شود. الکترومایوگرافی می تواند بهترین روش بلند کردن اجسام سنگین را ارائه کند. در این مطالعه، چهار خانم (1نفر،40 سال و 3 نفر، 3±20 سال) و شش آقای سالم (2 نفر، 5±50 سال و 4 نفر، 5±20 سال) به صورت داوطلبانه با اخذ چهار سیگنال الکترومایوگرافی مختلف از برداشتن اجسام سنگین شرکت کردند. داده های به دست آمده در فاصله هر 5/15 ثانیه پنجره گذاری شدند و فیلتر باترورث مرتبه 4 روی داده ها اعمال شد. سپس واریانس،RMS و میانگین داده ها محاسبه گردید. بیشترین فعال سازی عضله در انجام حرکت ارگونومیک اتفاق افتاد که نشان می دهد در این حالت کمترین فشار به سایر عضلات وارد می شود. مطالعات آینده می تواند روی تاثیر استفاده از اگزواسکلتون در شناسایی و کمک به حرکت حمل بار تعریف شود.
۱۷۱.

Accuracy of Graded Exercise Test and Alternative Protocols in Predicting O₂Pmax

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۲
We were very interested in the recent research focused on evaluating cardiovascular performance in young populations. The maximal oxygen pulse (O₂Pmax), calculated as the ratio of peak oxygen uptake (VO₂peak) to peak heart rate (HRpeak), has become an important, non-invasive marker for assessing cardiopulmonary function. Nevertheless, direct measurement through cardiopulmonary exercise testing (CPET) is often impractical for large-scale studies. highlighting the need for reliable estimation methods. Although several such protocols are available for adults. their accuracy in adolescents—who experience significant physiological changes—has not been thoroughly validated. Our study sought to address this by comparing O₂Pmax estimates derived from one laboratory-based and three field-based exercise tests against a standard reference in adolescent males. We conducted a cross-sectional study involving 60 healthy adolescent boys (mean age 16.05 ± 0.81 years). Participants underwent four exercise tests in a randomized order: a Graded Exercise Test (GXT) on a treadmill, two cycle ergometer tests (PWC195 and PWC212)
۱۷۲.

آثار جداگانه و توامان تمرینات هوازی و مکمل ویتامین D بر تغییرات مالون دی آلدئید و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام بافت پروستات موش های مبتلا به سرطان پروستات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: اگرچه نقش مطلوب تمرین و ویتامین D (VD) بر سیستم اکسیدان-آنتی اکسیدانی گزارش شده ، اما اثرات جداگانه یا همزمان این مداخلات در بیماری سرطان پروستات (PCa) به خوبی معلوم نیست. بنابراین مطالعه حاضر به بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی (T) همراه با مکمل VD بر ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) و مالون دیآلدئید (MDA) در بافت پروستات موشهای صحرایی مبتلا به PCa پرداخت. روشها: 40 موش صحرایی نر مبتلا شده به سرطان پروستات با رده سلولی LNCaP به صورت تصادفی در گروههای زیر قرار گرفتند: (1) کنترل بیمار (PCa)، (2) شم (حلال ویتامین D/ روغن کنجد (Sh)، (3) VD، (4) T (تمرین هوازی) و (5) T+VD. همچنین برای بررسی اثر القا سرطان پروستات بر متغیرهای تحقیق 8 سر موش صحرایی سالم در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد TAC در بافت پروستات گروه PCa به طور معنی داری کمتر از گروه HC بود (008/0=P). مقادیر MDA در گروههای T و VD کمتر از گروه PCa بود (05/0≥P). همچنین در گروه T+VD، مقادیر MDA و TAC به ترتیب کمتر و بیشتر از گروه PCa بود (05/0≥P). علاوه براین، تغییرات مشاهده شده در گروه T+VD نسبت به گروههایی که مداخلات T و VD را به تنهایی دریافت کرده بودند، بهتر بود (05/0≥P). نتیجه گیری: هر چند تمرینات منظم هوازی و ویتامین D – هر دو- بر کاهش MDA در بافت پروستات موشهای صحرایی مبتلا به سرطان پروستات اثرگذارند؛ ولی ترکیب این مداخلات میتواند بر کاهش MDA و افزایش TAC اثرات سینرژیک داشته باشد.
۱۷۳.

تحلیل مسیر شاخص توده بدنی و طرحواره ناکارآمد اولیه با میانجی عوامل دموگرافیک و اجتماعی-اقتصادی در ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل مسیر شاخص توده بدنی و طرح واره های ناکارآمد اولیه با نقش میانجی عوامل دموگرافیک و اجتماعی-اقتصادی در میان ورزشکاران بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه ورزشکاران باشگاه های ورزشی ایران بود که از میان آنان، 395 ورزشکار زن و مرد با سطوح مختلف ورزشی، تحصیلی و شغلی در سال 1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک و پرسش نامه طرح واره های ناکارآمد اولیه بود که بر روی نمونه مورد مطالعه اجرا شد. یافته ها: ماتریس همبستگی پیرسون نشان داد بین طرح واره ناکارآمد اولیه با شاخص توده بدنی، جنسیت، تحصیلات، تأهل، اشتغال رابطه خطی معناداری وجود دارد (0/01> p). رگرسیون خطی و انحنایی جهت پیش بینی شاخص توده بدنی از طریق جنسیت، تحصیلات، تأهل، اشتغال، سابقه ورزشی، سطوح مدال های کسب شده و سمت ورزشی معنادار بود (0/01> p). اثر طرح واره ناکارآمد اولیه، عوامل اجتماعی-اقتصادی و دموگرافیک بر شاخص توده بدنی و نیز اثر متقابل عوامل اجتماعی-اقتصادی بر عوامل دموگرافیک و شاخص توده بدنی و نیز عوامل دموگرافیک بر شاخص توده بدنی معنادار است (0/05> p). اثر طرح واره ناکارآمد اولیه بر شاخص توده بدنی با میانجی عوامل اجتماعی-اقتصادی معنادار بود (0/05> p). همچنین اثر عوامل اجتماعی-اقتصادی بر شاخص توده بدنی با میانجی عوامل دموگرافیک معنادار بود (0/01>p). بعلاوه، اثر طرح واره ناکارآمد اولیه بر عوامل دموگرافیک با میانجی عوامل اجتماعی-اقتصادی معنادار بود (01/0>p). علاوه بر این، اثر طرح واره ناکارآمد اولیه بر شاخص توده بدنی با میانجی عوامل اجتماعی-اقتصادی و عوامل دموگرافیک معنادار بود (0/01>p). نتیجه گیری: در نتیجه امکان پیش بینی شاخص توده بدنی از طریق طرح واره ناکارآمد اولیه با میانجی سطوح تحصیلی-شغلی و وضعیت تأهل و جنسیت وجود دارد.
۱۷۴.

تأثیر تمرینات ورزشی و مصرف کورکومین بر فریتین سرم و آلبومین سرم در بیماران همودیالیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۵
  هدف: با توجه به تاثیر شاخص های التهابی بر مرگ و میر و اهمیت کاهش آنها، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات ورزشی و مصرف مکمّل کورکومین بر برخی شاخص های التهابی در بیماران همودیالیز است. روش : در این مطالعه نیمه تجربی یک سوکور، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل ۶۸ شرکت کننده با بیش از ۳ ماه سابقه دیالیز شرکت کردند، این افراد به طور تصادفی به ۴ گروه 17 نفری تمرین، کورکومین، تمرین و مصرف مکمّل کورکومین و کنترل تقسیم شدند. مداخله ورزشی به صورت ۱۲ هفته تمرین و مداخله مکمّل به صورت ۱۰۰۰ میلی گرم کورکومین انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و آنالیز کواریانس در سطح معناداری کمتر از 05/0 تحلیل شدند. یافته ها: تاثیر توأمان تمرین و مصرف کورکومین باعث تغییرات معناداری به صورت کاهش میزان فریتین سرم و افزایش سطح آلبومین سرم و ظرفیت عملکردی می شود (P < 0.05). همچنین در گروه تمرین نیز نتیجه مشابهی مشاهده شد. مصرف کورکومین نیز به تنهایی سبب کاهش میزان فریتین سرم و افزایش سطح آلبومین سرم شد (P < 0.05)، اما افزایش معناداری در ظرفیت عملکردی مشاهده نشد (P > 0.05). بیشترین کاهش در سطح فریتین سرم (5/5±59-) و بیشترین افزایش در میزان آلبومین سرم (25±811) و ظرفیت عملکردی (61/15±67) در گروه تمرین همراه با مصرف مکمّل کورکومین مشاهده شد. نتیجه گیری: تمرینات ورزشی به همراه مصرف مکمّل کورکومین باعث کاهش التهاب بیماران دیالیزی می شود و میزان تاثیر گذاری آن نسبت به تمرین به تنهایی و مصرف کورکومین به تنهایی بیشتر است.
۱۷۵.

تأثیر ترکیب تمرین تناوبی با شدت بالا و روزه داری متناوب بر مقادیر پروتئینی PGC-1α و UCP-1 بافت چربی احشایی رت های تحت تغذیه با رژیم غذایی پرچرب و پرکربوهیدرات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱
اهداف: مداخلات تغذیه ای و فعالیت ورزشی از راهبردهای اصلی مقابله ای و درمان چاقی است. پژوهش حاضر با هدف یافتن جنبه جدیدی از تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و روزه داری متناوب (ADF) بر مقادیر پروتئین های مرتبط با قهوه ای شدن بافت چربی احشایی رت های تحت تغذیه با رژیم غذایی پرچرب و پرکربوهیدرات (HFD+HC) انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع تجربی، با طرح پس آزمون با کنترل بود. بدین منظور 40 سر رت نر اسپراگ داولی به طور تصادفی به پنج گروه هشت تایی تقسیم شدند: 1) رژیم غذایی استاندارد (ND)، 2) HFD+HC، 3) HFD+HC+HIIT، 4) HFD+HC+ADF و 5) HFD+HC+HIIT+ADF. رت های HIIT پنج روز در هفته و در هفت تناوب چهار دقیقه ای با90 85 درصد حداکثر سرعت (Smax) و تناوب های استراحتی دو دقیقه ای با 50 درصد Smax دویدند. ADF به صورت یک روز در میان انجام می شد. مقادیر پروتئین PGC-1α و UCP-1 بافت چربی با تکنیک وسترن بلات ارزیابی شد. از t مستقل، ANOVA و آزمون توکی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: HFD+HC منجر به افزایش معنی دار وزن شد. مقادیر پروتئین های PGC-1α و UCP-1 در گروه HFD+HC کاهش معنی داری یافت (05/0p<). در گروه های HIIT، ADF و HIIT+ADF وزن کاهش معنی داری یافت. در گروه-های HIIT و HIIT+ADF مقادیر پروتئینی PGC-1α افزایش معنی داری یافت (05/0p<). با این حال، مقادیر پروتئینی UCP-1 تفاوت معنی داری بین گروه های مداخله نداشت (05/0p>). نتیجه گیری: HFD+HC منجر به افزایش وزن می شود. در مقابل، HIIT، ADF و به ویژه HIIT+ADF علاوه بر کاهش وزن منجر به افزایش مقادیر پروتئین PGC-1α می شود که احتمالاً با بیوژنز میتوکندریایی و افزایش لیپولیز همراه است.
۱۷۶.

The Impact of Premenstrual Syndrome (PMS) on Athletic Performance in Female Combat Athletes

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۲
Purpose: This study aimed to investigate the effect of PMS on aerobic, anaerobic, and cognitive performance in female combat athletes. Method: In this semi-experimental study with a repeated measures design, 20 female combat athletes (mean age: 24.5±2.1 years) were assessed during two phases of their menstrual cycle: the PMS phase (7-10 days before menstruation) and the non-PMS phase (days 7-14 of the cycle). Aerobic performance was measured using the Bruce treadmill test, anaerobic performance was assessed by the Wingate test, and cognitive performance was evaluated through simple and choice reaction time tests. Statistical analyses were performed using paired t-tests and Pearson correlation (p<0.05). Results: The findings showed a significant reduction in VO₂ max (6.2%), time to exhaustion, and a significant increase in maximal heart rate and Rate of Perceived Exertion (RPE) during the PMS phase compared to the non-PMS phase (p<0.05). Anaerobic performance also declined, with a reduction in peak power (6.2%) and mean power (7.5%), an increase in fatigue index (16.2%), and lower blood lactate levels (p<0.01). Cognitive performance deteriorated during PMS, demonstrated by increased simple (16.7%) and choice (16.6%) reaction times, more errors, and decreased accuracy (p<0.01). Furthermore, there was a significant positive correlation between PMS symptom severity and VO₂ max reduction (r=0.72), as well as between blood lactate levels and reaction time (r=0.65) (p<0.01). Conclusion: PMS negatively affects aerobic, anaerobic, and cognitive performance in female combat athletes. These findings highlight the importance of considering the menstrual cycle phases in designing training and competition schedules for female athletes to optimize performance and prevent potential declines associated with PMS.
۱۷۷.

اثرات هشت هفته تمرین تناوبی و مکمل کازئین بر ناقل اسید چرب FATCD 36 در زنان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۸
فرآیندهای تنظیمی بسیاری در اکسیداسیون اسیدهای چرب در عضلات اسکلتی صورت می گیرد. از آن جمله، می توان به انتقال این سوبسترا به درون سلول عضلانی اشاره کرد؛ زیرا سهم زیادی از اسید چرب اکسید شده از اسیدهای چرب استریفیه نشده پلاسمایی فراهم می شود. تفاوت های هورمونی مرتبط با جنسیت، تأثیر چشمگیری بر اکسیداسیون سوبستراها دارد، به گونه ای که پاسخ هورمون های مؤثر بر لیپولیز، انتقال و اکسیداسیون اسیدهای چرب در فعالیت ورزشی در زنان متفاوت از مردان است. تمرین تناوبی از طری ق اف زایش مص رف انرژی در طول فعالیت و پ س از آن و نی ز تغیی ر سوبس ترا ب ه سمت اس تفاده از چرب ی ه ا، ممکن است مزایای متابولیکی براب ر یا بیشتری نسبت به سایر اشکال تمرینات داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثرات اجرای هشت هفته تمرین تناوبی و مکمل کازئین بر ناقل اسیدچرب FATCD 36 در زنان چاق بود. نمونه آماری این تحقیق نیمه تجربی و کاربردی شامل 40 نفر از زنان چاق داوطلب بود که به صورت تصادفی ساده به چهار گروه مساوی تمرین، تمرین و مکمل کازئین، مکمل کازئین و کنترل تقسیم شدند. گروه های تمرینی هشت هفته و سه جلسه در هفته برنامه تمرین تناوبی دویدن را انجام دادند. آزمودنی ها، مسافت 20 متری را در مدت 30 ثانیه با نهایت سرعت به صورت رفت و برگشت دویدند؛ که در ادامه با 30 ثانیه راه رفتن همراه بود. تمرین در هفته اول، شامل چهار تکرار فعالیت و چهار استراحت بود که در هفته های آتی، هر هفته یک فعالیت و یک استراحت اضافه شد. به صورت روزانه، 20 گرم پودر مکمل کازئین شرکت پگاه، محلول در 200 سی سی آب همراه با غذای ظهر مصرف شد. سطح ناقل اسیدچرب FATCD 36آزمودنی ها با استفاده از کیت شرکت زلبیو آلمان اندازه گیری شد. نتایج آزمون های آماری آنالیز واریانس دو طرفه و آزمون تکمیلی توکی نشان داد که بین میانگین میزان ناقل اسید چرب FATCD 36 در تمام گروه ها نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی دار وجود دارد. بنابراین، هم اجرای هشت هفته تمرین تناوبی، هم مصرف هشت هفته مکمل کازئین و هم ترکیب اجرای تمرین و مصرف مکمل بر ناقل اسیدچرب FATCD 36 در زنان چاق اثر دارد.
۱۷۸.

Sport-Specific Cardiac Adaptations: A Comparative Echocardiographic Analysis of Basketball, Volleyball, and Handball Athletes

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۰
Background: The "athlete's heart" syndrome encompasses structural and functional cardiac adaptations to chronic exercise. These sports impose unique hemodynamic loads, potentially leading to distinct remodeling patterns. Objective: This study aimed to compare central cardiovascular adaptations, both structural and functional, in elite male athletes from basketball, volleyball, and handball to identify sport-specific differences. Methods: Thirty male athletes (aged 18-25; n=10 per sport group) participated in this cross-sectional study. All participants underwent comprehensive transthoracic echocardiography at rest and immediately following a maximal graded exercise test (GXT) on a treadmill. Key measured parameters included left ventricular (LV) dimensions, wall thickness, mass, ejection fraction (EF), stroke volume, and cardiac output. Data were analyzed using One-Way ANOVA or the Kruskal-Wallis test, with post-hoc analyses where appropriate. Results: While most parameters indicated a common adaptive athlete’s heart profile across all sports, significant sport-specific differences were found. Handball players exhibited a significantly higher heart rate post-GXT (180.11±9.45bpm) compared to both basketball and volleyball players (p<0.01). Furthermore, ejection fraction was significantly different between all groups at rest (p<0.05), with handball players also demonstrating a superior EF post-GXT compared to the other groups (p<0.05). A significant difference in left ventricular end-systolic dimension was also observed at rest between all three sports (p<0.001). Conclusion: The significant differences in post-exercise heart rate and ejection fraction, particularly in handball players, suggest that the pronounced upper-body and isometric components of handball impose a unique hemodynamic stress, leading to distinct functional adaptations. This underscores the importance of sport-specific interpretation of cardiac parameters in athletes.
۱۷۹.

فعالیت ورزشی و سلامت مغز در سالمندی: نقش محور عضله-مغز در بهبود عملکردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
سالمندی با افزایش خطر زوال شناختی همراه است. فعالیت های ورزشی نقش مهمی در حفظ و بهبود سلامت شناختی سالمندان دارند. شواهد موجود نشان می دهند که فعالیت های ورزشی مختلف ازجمله فعالیت های مقاومتی، هوازی و تمرینات ذهن- بدن می توانند موجب بهبودی درخور توجهی در حافظه، یادگیری و سایر توانایی های شناختی در سالمندان شوند. فعالیت های ورزشی با افزایش سطوح عوامل رشد عصبی مرتبط هستند که این عوامل در شکل پذیری سیناپس ها و بقای نورون ها نقش کلیدی ایفا می کنند. علاوه بر این، محور عضله- مغز به عنوان یک مسیر حیاتی در ارتباط بین فعالیت های ورزشی و عملکرد شناختی مطرح است. میوکاین های ترشحی از عضلات به مغز می توانند از طریق بهبود جریان خون مغزی، کاهش التهاب عصبی، افزایش سلامت میتوکندری و تقویت انعطاف پذیری عصبی به حفظ و ارتقای عملکردهای شناختی در سنین بالا کمک کنند. این مقاله مروری، تأثیر انواع فعالیت های ورزشی بر عملکردهای شناختی و برخی سازوکارهای سلولی و مولکولی مربوط را در سالمندان بررسی کرد. درمجموع به نظر می رسد که فعالیت های ورزشی ترکیبی می تواند به عنوان رویکردی پیشگیرانه و مؤثر در برابر زوال شناختی و بیماری های تخریبی عصب ناشی از سالمندی مؤثر باشد؛ بااین حال، هنوز نوع، شدت و حجم بهینه فعالیت های ورزشی برای دستیابی به حداکثر آثار شناختی مشخص نیست و به انجام تحقیقات بیشتری برای تعیین دستورالعمل های ورزشی بهینه نیاز است. علاوه براین، بررسی عمیق تر سازوکارهای سلولی، مولکولی و عصبی مرتبط با اثرات فعالیت ورزشی بر عملکردهای شناختی در سالمندان نیازمند پژوهش های بیشتری است تا برنامه های ورزشی بهینه به منظور بهبود کیفیت زندگی سالمندان توسعه یابد. 
۱۸۰.

اثر هشت هفته تمرین مقاومتی پس از پیوند سلول های بنیادی مشتق از بافت چربی بر مقادیر Bax و Bcl-2 بافت قلب در موش های مدل کبد چرب غیر الکلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی یکی از مهمترین اختلالات مزمن کبدی است که احتمالا با مشکلات قلبی نیز مرتبط است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی پس از پیوند سلول بنیادی بر فاکتورهای آپوپتوزی و ضد آپوپتوزی بافت قلب در موش های مدل کبد چرب انجام شد. مواد و روش ها: 36 سر موش، به دو گروه کنترل (6 سر) و بیمار کبد چرب (30 سر) تقسیم شدند. گروه کنترل 6 هفته از غذای استاندارد و گروه های بیمار، از غذای پرچرب جهت القای بیماری کبد چرب استفاده کردند. در پایان هفته ششم، جهت تایید ایجاد بیماری کبد چرب، به طور تصادفی از دم 3 سر موش خونگیری و آنزیم های کبدی اندازه گیری شد. سپس حیوانات گروه بیمار به طور تصادفی به 5 گروه سالین، کبد چرب، تمرین، سلول و تمرین + سلول تقسیم شدند. به گروه های دریافت کننده سلول، حدود 106×5/1 عدد سلول بنیادی از طریق سیاهرگ دمی تزریق گردید. برنامه تمرینی شامل 8 هفته صعود از نردبان بود. نتایج: مقادیر Bax و Bcl-2 بافت قلب در گروه های درمان نسبت به گروه بیمار به ترتیب کاهش و افزایش یافت اما این تغییرات تنها در گروه تمرین و تمرین + سلول نسبت به گروه بیمار معنی دار بود. نتیجه گیری: بیماری کبد چرب غیرالکلی به طور چشمگیری با آپوپتوز سلول های قلبی همراه است. تمرین مقاومتی پس از پیوند سلول بنیادی سبب کاهش مقادیر Bax و افزایش مقادیر Bcl-2 بافت قلب گردید. بنابراین به نظر می رسد این روش می تواند به عنوان یک راهکار درمانی مورد توجه قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان