فیزیولوژی تمرین و آسیب های ورزشی
فیزیولوژی تمرین و آسیب های ورزشی دوره 2 زمستان 1403 شماره 4 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
چای سبز، نوشیدنی ای با قدمت هزاران ساله در طب سنتی، سرشار از ترکیبات آنتی اکسیدانی به ویژه کاتچین ها می باشد، که در بهبود متابولیسم چربی، کاهش التهاب، تقویت سیستم ایمنی، و کنترل وزن بدن نقش مؤثری ایفا می کند. مصرف منظم آن می تواند در کنار فعالیت بدنی، راهکاری ایمن و طبیعی برای ارتقاء سلامت عمومی باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل چای سبز بر وزن بدن و شاخص توده بدنی در زنان دارای اضافه وزن می باشد. در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد ۴۸ زن دارای اضافه وزن (سن 4.54±58.2 سال، قد 3.77±1.59 متر، وزن 5.77±73.2 کیلوگرم، و مقدار BMI برابر با 1.63±28.9 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین همراه با مکمل چای سبز، تمرین همراه با دارونما، مکمل بدون تمرین، و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل تمرینات هوازی با شدت متوسط به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته بود. شرکت کنندگان گروه مکمل روزانه ۵۰۰ میلی گرم چای سبز مصرف کردند. شاخص های وزن بدن و شاخص توده بدنی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که کاهش وزن بدن در گروه تمرین+مکمل نسبت به سایر گروه ها معنادار بوده (0.05p<)، و بیشترین کاهش وزن در این گروه مشاهده گردید. گروه مکمل نیز نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری را تجربه کرد (0.05p<). هرچند گروه تمرین نیز کاهش وزن نشان داد، اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود (0.05p>). در ارتباط با شاخص توده بدنی، هرچند تغییراتی در تمامی گروه های مداخله ای به ویژه گروه تمرین+مکمل مشاهده شد، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبوده اند (0.05p>). نتایج این پژوهش حاکی از آن می باشد که ترکیب تمرینات هوازی با مصرف چای سبز می تواند در کاهش وزن بدن زنان دارای اضافه وزن مؤثر واقع شود. این رویکرد می تواند به عنوان راهکاری کاربردی و ایمن در کنترل وزن و ارتقاء سلامت مورد توجه قرار گیرد.
مرور مختصر اثرات تمرین ورزشی بر MyomiRs(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ورزش و فعالیت بدنی باعث ایجاد پاسخ های فیزیولوژیکی و سازگاری هایی در عضلات اسکلتی می شود که برای حفظ سلامت، پیشگیری و درمان اکثر بیماری های مزمن عضلانی مفید است. این پاسخ ها و سازگاری ها، عمدتاً توسط پاسخ های رونویسی که در واکنش به هر نوع تمرین، چه مقاومتی و چه استقامتی، تحریک می گردند، ایجاد می شود. تغییرات در ژن های اصلی و کلیدی متابولیکی، تنظیمی و میوژنیک در عضله اسکلتی، به عنوان پاسخ اولیه و/یا دیرهنگام به ورزش روی داده و این تغییرات اپی ژنتیکی که تحت تأثیر عوامل محیطی و ژنتیکی قرار دارند، باعث ایجاد تغییر در پاسخ های رونویسی می شوند. رونویسی ژن ها می تواند در پاسخ به عوامل محیطی مختلف به واسطه تغییر در الگوهای متیلاسیون DNA، تغییرات هیستون ها، تغییر در ساختار بسته بندی DNA در کروموزوم ها و تغییر میزان عوامل کنترل کننده رونویسی ژن ها روی دهد که به عنوان تغییرات اپی ژنتیک توصیف شده اند. عضلات علاوه بر این که ارکان اصلی سیستم حرکتی بدن هستند می توانند به عنوان سیستم اندوکرین به دنبال بیان ژن های گوناگون و ترشح فاکتورهای مختلف تحت عنوان مایوکاین ها فرایند های فیزیولوژیک گوناگونی را در بدن کنترل نمایند. بیان ژن ها توسط فاکتورهای متفاوتی در سطح رونویسی و پس از رونویسی کنترل می شود. از جمله عوامل کنترل کننده بیان ژن پس از رونویسی miRNA ها هستند که به شدت تحت تاثیر محیط می توانند بیان ژن ها را تنظیم نمایند. MyomiR ها در اصل miRNA های بیان شده در بافت عضله هستند که در پاسخ به تمرینات ورزشی، سطح بیان آن ها تغییر کرده و می توانند از مسیرهای مختلف بر عملکرد ژن های گوناگون با تاثیر بر ترانسکریپتوم بافت عضله، موثر باشند. تأثیر فعالیت بدنی و تمرین ورزشی بر این تغییرات اپی ژنتیکی و چگونگی تأثیر متابولیسم سیستمیک یا متابولیت های آن بر تغییرات اپی ژنتیکی در عضله اسکلتی در پژوهش های پیشین مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مقاله به مرور نقش و عملکرد MyomiR ها تحت تاثیر تمرینات ورزشی پرداخته شده است.
تاثیر حاد مکمل رزماری بر توان هوازی، لاکتات خون و شاخص خستگی در دختران ورزشکار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خستگی یکی از متغیرهایی است که تاثیر منفی بر عملکرد ورزشکاران دارد. بنابراین، غلبه بر خستگی یکی از اهداف مهم تمرین ورزشکاران است. برای رسیدن به این هدف، مداخله های مختلف از جمله مکمل های گیاهی مورد استفاده ورزشکاران قرار گرفته است. رزماری مکملی گیاهی است که اثرات آنتی اکسیدانی آن تایید شده است. هدف از این پژوهش، مطالعه تاثیر حاد مکمل رزماری بر توان هوازی، لاکتات خون و شاخص خستگی در دختران ورزشکار بود. در این پژوهش نیمه تجربی، 12 دختر ورزشکار به صورت داوطلب از بین 30 نفر در رده سنی20 تا 30 سال و با شاخص توده بدنی بین 18 تا 24 از باشگاه های ورزشی شهرستان مریوان که دارای حداقل 5 سال سابقه تمرین منظم بودند، انتخاب شدند. این افراد بر اساس حداکثر اکسیژن مصرفی و به صورت زوج های همتا به دو گروه تجربی (6 نفر) و کنترل (6 نفر) تقسیم شدند. به مدت دو هفته، آزمودنی ها، 960 میلی گرم عصاره رزماری و دارونما را در دو وهله صبح و بعد از ظهر استفاده کردند. در مراحل پیش آزمون و پس آزمون در قبل و بعد از فعالیت وامانده ساز، نمونه های خون گرفته شد. توزیع طبیعی داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک بررسی شد. آزمون تحلیل واریانس مکرر و تی وابسته برای تحلیل داده ها در سطح معنی داری 05/0p< استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که مصرف مکمل رزماری به همراه تمرین، تاثیر مضاعف معنی داری بر ظرفیت هوازی نداشت. پاسخ لاکتات خون به فعالیت در اثر مکمل دهی رزماری تضعیف شد و شاخص خستگی نیز به طور معنی داری کاهش یافت. این نتایج نشان داد که اگرچه مکمل دهی رزماری تاثیر معنی داری بر ظرفیت هوازی نداشت، اما توانست مقادیر لاکتات را کاهش دهد که می تواند در به تاخیر انداختن خستگی موثر باشد.
اثرات هشت هفته تمرین مقاومتی و مکمل گلوتامین بر برخی شاخص های هماتولوژی خون در مردان جوان غیرفعال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
همراه با انجام تمرینات مقاومتی، مصرف مکمل هایی نظیر گلوتامین بسیار رواج یافته است. گلوتامین منبع اصلی انرژی برای سلول های با سرعت تکثیر زیاد نظیر سلول های خون و فاکتورهای هماتولوژیک است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات اجرای هشت هفته تمرین مقاومتی و مصرف مکمل گلوتامین بر برخی فاکتورهای هماتولوژیک در مردان جوان غیرفعال بود. تعداد 40 دانشجوی مرد جوان غیرفعال بر اساس معیارهای ورود به تحقیق و نمونه های داوطلب در دسترس به صورت تصادفی در چهار گروه مساوی کنترل، تمرین مقاومتی، مکمل گلوتامین و تمرین مقاومتی همراه با مکمل گلوتامین جایگزین شدند. تمرین مقاومتی شامل 8 حرکت، 3 ست، 8 تا 10 تکرار، با شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه شروع و به صورت فزاینده، به 75 درصد رسید. آزمودنی ها مکمل خود را 3 روز در هفته (به ازای هر کیلو گرم از وزن بدن 1/0 گرم و در ترکیب با 300 میلی لیتر آب) مصرف کردند. تفاوت بین گروه ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و تی وابسته برای تعیین تفاوت های درون گروهی در نرم افزار SPSS نسخه 21 محاسبه شد. یافته ها نشان داد که اجرای تمرین مقاومتی و مصرف مکمل گلوتامین اثرات معنی داری را در فاکتورهای هماتولوژیک ایجاد می کند. لذا پیشنهاد می شود که در کنار تنظیم برنامه تمرین مقاومتی برای ورزشکاران، از مکمل گلوتامین نیز بهره ببرند تا ضمن پیشرفت عملکرد ورزشی، با افزایش برخی فاکتورهای خونی منجر به بهبود و تقویت عملکرد سیستم خون رسانی گردد.
اثرات هشت هفته تمرینات تراباند و TRX بر حس عمقی و قدرت عضلانی زنان فوتسالیست دارای بی ثباتی مچ پا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثرات اجرای هشت هفته تمرینات تراباند و TRX بر حس عمقی و قدرت عضلانی زنان فوتسالیست دارای بی ثباتی مچ پا بود. این تحقیق نیمه تجربی و کاربردی با طرح پژوهشی دو گروه تجربی و یک گروه کنترل با پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. جامعه آماری شامل زنان فوتسالیست 18 تا 25 سال دارای بی ثباتی مچ پا بود. از بین آن ها، به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند و پس از همگن کردن نمونه ها (قد، وزن و سن) 30 آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی ساده به 3 گروه (تراباند، TRX و کنترل) تقسیم شدند. برای مقایسه گروه ها از آزمون های آماری ( تی و آنالیز واریانس یک راهه) استفاده شد. تجزیه و تحلیل محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد. در دورسی فلکشن گروه تراباند، اختلاف پیش آزمون و پس آزمون 11.800 درجه بود که با توجه به مقدار پس آزمون (16.70) این مقدار به معیار استاندارد 10 درجه نزدیک تر شده و وضعیت مطلوب تری داشته است. در پلانتار فلکشن نیز مقدار اختلاف از پیش آزمون (23 درجه) به پس آزمون (18.90 درجه) کاهش پیدا کرده و با توجه به نزدیک تر شدن به معیار استاندارد 20 درجه در وضعیت مطلوب تری قرار گرفته است. در گروه تراباند اختلاف میانگین های قدرت عضلانی در سطح معنی داری 0.02 و معنی دار بود. در گروه TRX نیز اختلاف میانگین های قدرت عضلانی در سطح معنی داری 02/0 و معنی دار بود. بیشترین افزایش قدرت عضلانی در گروه TRX بود. با توجه به ایمنی و تمرکز بیشتر تمرینات تراباند و TRX بر مفاصل و عضلات و اثرات مثبت این تمرینات بر افزایش حس عمقی و قدرت عضلانی اندام تحتانی در این پژوهش؛ میتوان از این تمرینات در دوره های ریکاوری پس از آسیب های بی ثباتی مچ پا استفاده کرد.
اثرات تمرین هوازی بر برخی نشانگرهای استرس اکسیداتیو، آپوپتوز و نشانگرهای نوروژنز در بافت هیپوکامپ موش های تغذیه شده با روغن سرخ کردنی حرارت دیده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روغن سرخ کردنی حرارت دیده حاوی مقادیر زیادی رادیکال های آزاد است و مصرف غذاهای تهیه شده با این روش به دلیل ایجاد استرس اکسیداتیو باعث آسیب بافتی، به ویژه در بافت عصبی، می شود. از آنجایی که ورزش هوازی با شدت متوسط استرس اکسیداتیو را کاهش می دهد، هدف از این مطالعه بررسی اثرات ورزش هوازی بر نشانگرهای استرس اکسیداتیو، آپوپتوز و نشانگرهای نوروژنز در بافت هیپوکامپ موش های تغذیه شده با روغن سرخ کردنی حرارت دیده بود. در یک کارآزمایی پیش بالینی، ۱۸ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه کنترل تغذیه با رژیم غذایی معمولی، کنترل تغذیه با روغن سرخ کردنی حرارت دیده و تمرین هوازی همراه با مصرف روغن سرخ کردنی حرارت دیده جایگزین شدند. روغن سرخ کردنی حرارت دیده به مدت چهار هفته، پنج روز در هفته، با دوز ۲ میلی لیتر به روش گاواژ مصرف شد. تمرین هوازی نیز شامل دویدن روی تردمیل به مدت چهار هفته و پنج جلسه در هفته بود. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی نهایی، موش ها قربانی شدند و بافت هیپوکامپ برای اندازه گیری بیان ژن ها و آنزیم های مورد نظر استخراج شد. تغذیه با روغن سرخ کردنی حرارت دیده به طور چشمگیری بیان نسبی ژن های BAX، Caspase3 و Caspase9 و هم چنین فعالیت آنزیم های مالون دی آلدئید و فاکتور ناتریوتیک مشتق از مغز را افزایش و فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز را کاهش داد. بیان گیرنده کانابینوئید نوع دو نیز به طور قابل توجهی کاهش یافت. تمرین هوازی به طور چشمگیری بیان نسبی ژن های BAX، Caspase3 و Caspase9 و هم چنین فعالیت آنزیم مالون دی آلدئید را کاهش داد. سطح فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز و فاکتور ناتریوتیک مشتق از مغز تحت تاثیر تمرین هوازی افزایش قابل توجهی نشان داد. تغذیه با روغن سرخ کردنی حرارت دیده باعث ایجاد آپوپتوز پاتولوژیک در بافت هیپوکامپ شده و به دلیل ایجاد استرس اکسیداتیو، روند نوروژنز را کاهش می دهد. در حالی که تمرین هوازی با کاهش استرس اکسیداتیو، مهار آپوپتوز و ایجاد نوروژنز، اثر محافظت عصبی خود را بر بافت هیپوکامپ اعمال می کند.