ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۰۱ تا ۷٬۷۲۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۷۷۰۱.

فردوس-لکس: پیکره واژگانی از منابع آموزشی فارسی برای غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف تدوین پیکره ای مطابق با همپوشانی واژگانی در سطوح مبتدی، میانه و پیشرفتة منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان در ایران، با رویکردی پیکره آگاه و روشی رایانشی انجام شد. این مطالعه در سه مرحله صورت گرفت. در مرحله اول، دادگان پژوهش شامل 14585 واحد واژگانی از 26 منبع آموزشی در سه سطح مبتدی، میانه و پیشرفته انتخاب شدند. این منابع شامل مجموعه کتاب های «پرفا»، «مینا»، «شیراز»، «پارسا»، «رسا»، «نگارا»، «خوانا» و «آموزش نوین زبان فارسی» بودند. سپس، تمامی واژگان به صورت دستی تایپ شده، به صورت رایانشی پیش پردازش شده، و برچسب اجزای کلام دریافت کردند. هنجارسازی به طور عمده با ابزار «دادماتولز» انجام پذیرفت. واحدسازی، بن واژه سازی و برچسب دهی اجزای کلام با استفاده از «استنزا» صورت پذیرفت. در مرحله دوم، با بهره گیری از برنامه نویسی «پایتون»، با کمک اجتماع و اشتراک بین مجموعه های واژگان هر کتاب، میزان همپوشانی واژگان در هر سطح و بین سطوح مختلف تعیین شد. در مرحله سوم، ماشین خوان کردن صورت پذیرفت؛ بدین صورت که یک پیکره با استاندارد نشانه گذاری XML توسعه داده شد که برای هر واژه در سطوح مختلف دارای حرف الفبا، واحد، بن واژه ، دامنه همپوشانی، برچسب اجزای کلام و فراداده کتاب های منبع آن است. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش سطح زبان آموزی، میزان همپوشانی واژگان روندی ثابت و سپس کاهشی دارد؛ به طوری که در سطوح مبتدی و میانه به ترتیب، در حدود ۳۶ درصد و 5/36 درصد همپوشانی مشاهده شد، اما در سطح پیشرفته این میزان به ۱۳ درصد کاهش یافته است. واکاوی اجزای کلام در هر سطح نشان داد که اسم ، فعل و صفت پرتکرارترین اجزای کلام در تمامی سطوح هستند. همچنین، در مقایسه همپوشانی واژگان بین سطوح مختلف (مبتدی و میانه، میانه و پیشرفته، مبتدی و پیشرفته) مقوله اسم بالاترین سهم را داشت. این یافته ها بر طراحی نظام مند منابع آموزشی جهت پیشرفت تدریجی مهارت های زبانی تأکید دارند.
۷۷۰۲.

زمینه های بکارگیری نیازهای روانشناختی کاربر در حوزه فناوری اطلاعات: یک مطالعه نگاشت نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و مرور مطالعات اولیه ای است که با بکارگیری نیازهای روانشناختی برای حل مسائل مرتبط با حوزه فناوری اطلاعات منتشر شد ه اند. همچنین با طبقه بندی این مطالعات و بررسی زمینه های بکارگیری، یک چارچوب مناسب در اختیار پژوهشگران و طراحان محصولات حوزه فناوری اطلاعات قرار دهد. روش شناسی:این مطالعه با رویکردی کیفی، براساس روش «مطالعه نگاشت نظام مند» و با استفاده از چارچوب 5 مرحله ای پترسِن و همکاران (2008) انجام شده است. در مجموع، 1152 پژوهش با دسترسی کامل، بدون محدودیت زمانی و با جستجو در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، شناسایی و از طریق معیارهای انتخاب، گروهی شامل 45 پژوهش انتخاب شد. پژوهش های منتخب براساس معیارهای به دست آمده، طبقه بندی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی و آمار توصیفی تحلیل شدند. یافته ها: در دو دهه اخیر، بکارگیری نیازهای روانشناختی کاربر در قالب استفاده از نظریه های شناخته شده یا ذکر مؤلفه های نیاز (بدون اشاره به نظریه مشخص) و یا یک مفهوم کلی در حل مسائل مرتبط با طیف وسیعی از محصولات حوزه فناوری اطلاعات افزایش یافته است. بررسی مطالعات اولیه، سه زمینه موضوعی برای بکارگیری نیازهای روانشناختی را نشان می دهد: 1) طراحی تجربه کاربر، 2) تحلیل جنبه های کیفی محصول و 3) تحلیل رفتار کاربر. نتیجه گیری: بررسی عمیق پیشینه ادبیات این سه زمینه و نگاشت آن ها با معیارهای طبقه بندی پژوهش های منتخب (زمان، نوع محصول، نحوه بکارگیری نیاز و روش شناسی) مرزبندی و ویژگی های این سه زمینه را به عنوان یک نقشه ذهنی برای پژوهشگران روشن کرده است.
۷۷۰۳.

تعیین میزان تطابق قابلیت های سامانه مدیریت کتابخانه های عمومی کشور (سامان) با مدل ذهنی کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان تطابق قابلیت های نرم افزار کتابخانه ای سامان (سامانه سامان) با مدل ذهنی کتابداران کتابخانه های عمومی است. روش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش اجرا به صورت پیمایشی با رویکرد توصیفی - تحلیلی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش 220 کتابدار شاغل در نهاد کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی هستند که از سامانه سامان استفاده می کنند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، 141 نفر برآورد شد که 130 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته است. سنجش میزان پایایی ابزار گردآوری داده ها، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (827/0) مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان تطابق قابلیت های سامانه سامان با مدل ذهنی کتابداران (سطح انتظار) 934/3 است. در این بخش کمترین میانگین مربوط به قابلیت های صفحه نمایش اطلاعات با میانگین 8/3 است. همچنین بیشترین میانگین مربوط به قابلیت های بخش امانت است که میانگین 423/4 را کسب کرده است. نتیجه گیری: نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد بین میزان تطابق قابلیت های سامانه سامان با مدل ذهنی کتابداران برحسب هیچ کدام از چهار ویژگی جنسیت، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه کار تفاوت معنی داری وجود ندارد. در نهایت مشخص شد که قابلیت های سامانه سامان تا حد زیادی مطابق با مدل ذهنی کتابداران طراحی شده است.
۷۷۰۴.

آینده پژوهی تأثیر کلان داده بر مدیریت و خدمات کتابخانه های عمومی کشور و ارائه مدل راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: هدف این مطالعه، آینده پژوهی مدیریت کلان داده ها در کتابخانه های عمومی، وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور در قرن 21 و ارائه مدل راهبردی است. روش شناسی: این پژوهش از نوع آینده پژوهی بوده و با استفاده از روش دلفی در سه دور انجام شده است. جامعه آماری پنل دلفی، متشکل از 20 نفر از متخصصان حوزه فناوری اطلاعات و علم اطلاعات و دانش شناسی می باشند. براساس پرسشنامه مورد اجماع پنل دلفی از 77 نفر کارشناسان در مراکز استانی که براساس جدول مورگان انتخاب شدند، در خصوص اولویت های کاربرد کلان داده و قطعیت و عدم قطعیت آنها با مقایسه وضعیت فعلی و آینده سوال شد. سپس با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، مدل راهبردی مطلوب پیشنهاد شده است. 30 گویه پرسشنامه از لحاظ دو ضریب نسبی روایی محتوی (CVR) و شاخص روایی محتوی (CVI) مورد تایید قرار گرفتند و پایایی پرسشنامه نیز براساس ضریب آلفای کرونباخ 86% محاسبه شد. یافته ها: کتابخانه های عمومی کشور در حال حاضر به مقدار بسیار اندکی از کلان داده استفاده می کنند. طبق نظر خبرگان، کاربرد کلان داده موجب ایجاد امکان دسترسی سریع به داده های روزآمد و تامین و تولید داده ها با فرمت های گوناگون از محل های مختلف خواهد شد. تامین ابزارهای تجزیه و تحلیل داده، تامین زیرساخت یکپارچه سازی اطلاعات و اتصال کتابخانه های عمومی، تامین هزینه مربوط به تجهیزات و سرورهای قدرتمند و روزآمدسازی دانش و مهارت های کتابداران از ضرورت های بهره گیری از کلان داده است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر آینده پژوهی وضعیت کلان داده در کتابخانه های عمومی را پیش بینی کرده و بر این اساس، مدل راهبردی برای مدیریت کلان داده در کتابخانه های عمومی کشور را پیشنهاد داده است.
۷۷۰۵.

بررسی سطوح همکاری علمی محققان ایران و ارتباط آن با دریافت استناد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی همکاری علمی در مقالات منتشر شده پژوهشگران ایرانی در سطوح مختلف همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی در پایگاه اسکوپوس بود. روش: این پژوهش کمّی و از نوع توصیفی است و در آن از رویکرد علم سنجی استفاده شده است. داده های پژوهش شامل تمامی تولیدات علمی پژوهشگران ایران مستخرج از پایگاه سای ول، در بازه ده ساله (2014-2023) است. به منظور بررسی روندهای رشد از رگرسیون نمایی و به منظور تاثیر همکاری علمی بر استناد از رگرسیون خطی ساده استفاده و این تحلیل ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و اکسل انجام شده است. یافته ها: بررسی داده ها نشان می دهد که طی سال های 2014-2023، 635821 مدرک در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس که حداقل یکی از نویسندگان آن وابستگی سازمانی کشور ایران را داشته اند، منتشر شده است. این مدارک در مجموع 9533322 استناد را دریافت کرده اند. به لحاظ سطوح همکاری علمی، بررسی این تولیدات علمی نشان داد که 27.4 درصد از این مدارک با همکاری پژوهشگران بین المللی، 32.5 درصد با همکاری پژوهشگران ملی و 35.6 درصد با پژوهشگران موسسه خود و 4.6 درصد نیز به شکل انفرادی بوده است. این آمار برای کل تولیدات دنیا به ترتیب 20.1، 33.7، 30.6 و 15.6 درصد است. به لحاظ استناد مقالات بین المللی محققان ایران 22.5 استناد به ازای هر مقاله دریافت کرده اند که در کل مقالات جهان این عدد 22 است. همچنین به لحاظ استناد به مقالات با همکاری ملی، در تولیدات علمی ایران 12.7 است که در کل تولیدات علمی جهان، 13.9 استناد به ازای هر مقاله می باشد. استناد به ازای مقاله در صورتی که آن مقاله با همکاری پژوهشگران یک موسسه بوده، در تولیدات علمی ایران 12.1 بوده است که در سطح جهانی 11.1 استناد به ازای هر مقاله بدست آمد. کمترین میزان استناد به ازای مقاله مربوط به مقالات تک نویسنده است که 8..8 استناد به ازای هر مقاله در تولیدات علمی ایران و 4.5 استناد به ازای مقالات تک نویسنده در کل تولیدات جهانی به دست آمده است. به لحاظ تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای، برای تولیدات علمی ایران در سطح همکاری بین المللی، ملی، موسسه ای و تک نویسندگی به ترتیب 1.66، 0.84، 0.79 و 0.69 است. همین شاخص برای کل تولیدات جهان به ترتیب، 1.52، 1.01، 0.85 و 0.59 می باشد. بیشترین همکاری علمی با محققان کشور آمریکا بوده است. کانادا و بریتانیا در رتبه های بعدی قرار دارند. بررسی نرخ رشد درصدی از تولیدات علمی پژوهشگران ایران که با همکاری پژوهشگران بین المللی منتشر شده است، با استفاده از رگرسیون نمایی، رشد 7.56 درصد را نشان می دهد. همچنین به لحاظ همکاری علمی ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی، نرخ رشد منفی 1.5 درصد، منفی 3.4 درصد و منفی 5.7 درصد به دست آمد. روند استناد بر مقاله روند کاهشی داشته و نرخ رشد منفی بوده که به ترتیب در سطوح همکاری بین الملل، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی برابر با منفی 1.72، 1.97، 1.97 و 1.88 درصد بوده است. بررسی شاخص تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای در تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس نشان می دهد که این شاخص به ترتیب دارای نرخ رشد 1.44، 0.07، 0.035 و منفی 0.08 درصد به ترتیب برای مقالات در سطوح همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی است. بررسی مدل رگرسیونی، ارتباط و تاثیر همکاری بین المللی بر دریافت استناد بر مقاله را نشان می دهد. نتیجه گیری: نسبت به سطوح همکاری علمی در مقالات منتشر شده در دنیا، مقالات منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی از وضعیت مناسب و همسانی برخوردار است. همکاری علمی در سطوح مختلف به خصوص بین المللی باعث دریافت استناد بیشتر می گردد.  
۷۷۰۶.

تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در نشریات علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی طی سال های 1389 الی 1393(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: این پژوهش با هدف تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در نشریات علمی سازمان تهدف: این پژوهش با هدف تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در نشریات علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی در سال های 1389 الی 1393انجام شده است. شناسایی پر تولیدترین نویسندگان مقاله ها، جنسیت نویسندگان و الگوهای هم تألیفی نیز به عنوان اهداف فرعی پژوهش، مشخص شده است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و کمی است که با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را 4684 مقاله مندرج در 31 عنوان مجله علمی سازمان در حوزه کشاورزی طی سال های 1389 تا 1393 تشکیل داده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که اغلب نویسندگان به همکاری گروهی گرایش دارند و از مجموع 4684 مقاله مورد بررسی، 4299 مقاله (92 درصد) به صورت هم تألیفی و 385 مقاله (8 درصد) به صورت انفرادی تهیه شده است. از میان مقاله های منتشرشده، مقاله های دارای 3 نویسنده با فراوانی 1351 مقاله (29 درصد) بیشترین تعداد و مقاله های دارای 8 نویسنده با فراوانی 17 مقاله (36% درصد) کمترین تعداد را داشته اند. نتیجه گیری: گرایش اغلب نویسندگان به همکاری گروهی است، بر این اساس با استفاده از فرمول تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان، ضریب همکاری نویسندگان محاسبه و میانگین 615% حاصل شد که نشان دهنده وضعیت مناسب همکاری گروهی در میان نویسندگان است.
۷۷۰۷.

بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی کاربران و رضایت آنان از خدمات کتابخانه (پژوهش موردی: کتابخانه مرکزی دانشگاه محقق اردبیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف:پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه مرکزی دانشگاه محقق اردبیلی و رضایت آنان از خدمات این کتابخانه بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و روش پژوهش، پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان (در چهار مقطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) و اعضای هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی شامل 11647 نفر بود. حجم نمونه 253 نفر است، که در آن از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه رضایت کاربران، شامل لیب کوال برای رضایت از خدمات محلی کتابخانه، وب کوال4 برای رضایت از وبگاه کتابخانه و پرسشنامه سنجش سواد اطلاعاتی مبتنی بر استاندارد قابلیت های سواد اطلاعاتی برای آموزش عالی، تدوین ای.سی.آر.ال. (2000) است. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون من ویتنی، آزمون کروسکال والیس، و ضریب همبستگی اسپیرمن) در نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین استاندارد اول از سواد اطلاعاتی و بُعد دوم رضایت از خدمات محلی کتابخانه یعنی «توانایی تعیین وسعت ماهیت اطلاعات و تأثیر خدمات»، استاندارد دوم از سواد اطلاعاتی و بُعد دوم رضایت از خدمات محلی کتابخانه یعنی «توانایی دسترسی مؤثر به اطلاعات و تأثیر خدمات» و استاندارد چهارم از سواد اطلاعاتی و بعد اول و دوم رضایت از خدمات محلی کتابخانه یعنی «توانایی کاربرد هدف مند اطلاعات و کنترل اطلاعات» و «توانایی کاربرد هدف مند اطلاعات و تأثیر خدمات»، رابطه مثبت و معنادری وجود دارد. در بخش وبگاه نیز بین استاندارد دوم از سواد اطلاعاتی و بعد اول و دوم رضایت از خدمات وبگاه، یعنی بین «توانایی دسترسی مؤثر به اطلاعات و قابلیت استفاده وبگاه» و «توانایی دسترسی مؤثر به اطلاعات و کیفیت اطلاعات وبگاه»، استاندارد سوم از سواد اطلاعاتی و بعد اول رضایت از خدمات وبگاه یعنی «توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات و قابلیت استفاده وبگاه»، و استاندارد چهارم از سواد اطلاعاتی و بعد اول، دوم و سوم رضایت از خدمات وبگاه یعنی «توانایی کاربرد هدف مند اطلاعات و قابلیت استفاده وبگاه»، «توانایی کاربرد هدف مند اطلاعات و کیفیت اطلاعات وبگاه» و در نهایت، بین «توانایی کاربرد هدف مند اطلاعات و کیفیت تعامل خدمات وبگاه» رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین رضایت کاربران از خدمات (هم خدمات محلی و هم وبگاه) کتابخانه مرکزی دانشگاه محقق اردبیلی در سطح نسبتاً مطلوب است، ولی سواد اطلاعاتی آنان در سطح نامطلوب قرار دارد. بین رضایت کاربران کتابخانه مرکزی دانشگاه محقق اردبیلی براساس سن و جنسیت، و بین سواد اطلاعاتی کاربران این کتابخانه براساس سن، مقطع تحصیلی و سمت تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان گفت که در این پژوهش بین سواد اطلاعاتی کاربران و رضایت آنان از خدمات کتابخانه رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد و این رابطه در بخش خدمات وبگاه کتابخانه ملموس تر بود.  
۷۷۰۸.

علم سنجی و تجزیه و تحلیل روند پژوهش ها در حوزه انقلاب صنعتی چهارم و کیفیت0/4(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: پژوهش حاضر درصدد بررسی تغییرات صورت گرفته در انقلاب صنعتی چهارم، و در بخش تخصصی تر کیفیت 0/4، در سطح جهان و سازمان ها است. در واقع می توان گفت در این پژوهش، پژوهشگران به دنبال بررسی این موضوع هستند که فناوری های هوشمند چه تاثیری در سطح جامعه و محصولات داشته و کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت چگونه به سمت هوشمندسازی حرکت کرده اند. همچنین چه کشورهایی در چه زمینه هایی با یکدیگر همکاری داشته و پژوهشگران و صنعتگران در کشورهای توسعه یافته تا چه اندازه توانسته اند با کمک فناوری های هوشمند، سطح خود را ارتقاء دهند. روش: در این پژوهش از روش علم سنجی برای دستیابی به اهداف و پاسخ به سوالات پژوهش استفاده شده است. در این راستا، ابتدا داده های مورد نیاز (مقلات، کتاب ها، دستنوشته ها، مقالات در حال چاپ، مقالات کنفرانسی و...) از پایگاه وب آو ساینس، بین سال های 2012 تا 2020، در حوزه صنعت0/4، فناوری های هوشمند، کیفیت 0/4 و مفاهیم مرتبط استخراج شد. تعداد این پژوهش ها 4926 مورد بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار سایت اسپیس استفاده شد. در این نرم افزار گره ها نشان دهنده نام نویسنده، مجله، کشور، کلمات کلیدی و... است و پیوندها استناد یا همبستگی بین گره ها را نشان می دهد. خروجی موردنظر از این نرم افزار، به صورت شکل ها و جدول ها ارائه گردید. یافته ها: اگرچه کشورهای آلمان و آمریکا، اولین کشورهایی بودند که درپی هوشمندسازی و استفاده از فناوری های هوشمند در سیستم های تولیدی و کلیه بخش های کشور خود هستند، اما هم اکنون بسیاری از کشورهای در حال توسعه مانند هند، این فناوری ها را بیشتر مورد استفاده قرار داده اند. انتظار می رود در آینده ای نزدیک این کشور بتواند خود را از نظر پیشرفت تکنولوژی در سطح بالایی قرار دهد. از سوی دیگر، با توجه به بررسی موضوعات داغ، در سال های اخیر توجه بیشتر پژوهشگران به سمت استفاده از تکنولوژی های هوشمند در کاهش آلودگی محیط زیست از طریق کاهش استفاده از منابع طبیعی بوده است که این امر نشان دهنده توجه جهان به مسائل محیط زیستی است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد، که در سال های اخیر، تولید به سمت هوشمند شدن حرکت کرده است و کنترل کیفیت باید اتوماتیک و با کمک ربات ها انجام شود، این امر باید در سطحی گسترش یابد که بتوان تمامی بخش های سازمان را با کمک فناوری های هوشمند، بهبود بخشید، که دستیابی به این امر منجر به کیفیت هوشمند یا کیفیت 0/4 می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، درپی تحولات صورت گرفته در انقلاب صنعتی چهارم، فناوری ها به طور کلی دستخوش تغییر شدند و فناوری هایی مانند سیستم های سایبر- فیزیکال، چاپ سه بُعدی، بلاکچین، داده های بزرگ و... فرایندهای تولید و ارائه خدمات را متحول ساخته اند. همچنین در سال های اخیر بسیاری از سازمان ها در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته سعی کرده اند مفاهیم کیفیت0/4 را در بخش های مختلفی مانند رهبری، فرهنگ، تدوین استراتژی و... بکار گیرند و از فناوری های هوشمند، جهت کنترل کیفیت هوشمند سازمان استفاده نمایند. بنابراین، می توان افق دید پژوهش های آتی در حوزه صنعت0/4 و کیفیت0/4 را ورود به مباحثی مانند رهبری دیجیتال، فرهنگ دیجیتال، ساختار سازمانی دیجیتال و... در نظر گرفت.  
۷۷۰۹.

رهیافتی به کاربست مفهوم سواد بصری در آموزش با بهره گیری از اهداف آموزشی بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: این پژوهش در راستای کاربردی سازی مفهوم سواد بصری در آموزش، به تبیین کاستی ها و نیز طبقه بندی مهارت ها و صلاحیت های ارائه شده برای مفهوم سواد بصری مبتنی بر اهداف آموزشی بلوم پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. در فرآیند اجرای تحقیق، نخست اطلاعات اسنادی و ادبیات پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری شد. سپس، با استفاده از استدلال منطقی، مهم ترین فهرست استانداردها و مهارت های سواد بصری با طبقه بندی اهداف آموزشی بلوم، تطبیق یافت. در نتیجه این تطبیق و تحلیل آن، دسته بندی جدیدی از مهارت های سواد بصری به دست آمد. یافته ها: بررسی پیشینه موضوع مورد پژوهش نشان داد که سیر پژوهش در حوزه سواد بصری به ترتیب در سه دوره متوالی از ابتدا تاکنون قابل تعریف است: تلاش برای تعریف مفهوم، تلاش برای ارائه چارچوب نظری و تلاش در جهت کاربرد بیشتر این مفهوم در زمان حاضر. جای گذاری مهارت های ارائه شده توسط نهادها و محققان در خانه های جدول طبقه بندی اهداف بلوم نشان داد که در جدول بدست آمده، در دو خانه، صلاحیت و مهارتِ معادلی از سواد بصری قابل جای گذاری نیست. به همین منظور، جهت تکمیل و ارائه یک طبقه بندی جامع از اهداف آموزش سواد بصری، مهارت های «به کارگیری مقوله ها و مفاهیم بصری» و «تحلیل و تمایز میان اطلاعات بصری» در این دو قسمت قرار گرفت. از طرفی تطبیق و تناظر صورت گرفته نشان داد که تمرکز مهارت های ارائه شده برای سواد بصری بر مقولات پیچیده تر شناختی و سطوح انتزاعی تر دانش است. برای ارائه یک طبقه بندی جامع و یکپارچه از اهداف آموزشی سواد بصری، لازم است تمامی مقولات شناختی و سطوح دانش لحاظ شوند. در نهایت با در نظر گرفتن موارد فوق یک طبقه بندی جدیدی از مهارت های سواد بصری ارائه شد که می تواند در هر حوزه مرتبط و مورد نیاز به کار گرفته شود. نتیجه گیری: در این پژوهش سه دوره متوالی در سیر پژوهش سواد بصری شناسایی شد. بر همین اساس، از آنجایی که چالش کنونی در حوزه سواد بصری، کاربردی سازی آن است؛ با استفاده از طبقه بندی اهداف آموزشی بلوم، مهارت ها و استانداردهای سواد بصری مبتنی بر «فرآیند شناختی» و «ابعاد دانش»، سطح بندی و تکمیل شد. طبقه بندی جدید ارائه شده در این پژوهش، مفهوم سواد بصری را به عنوان هدفی آموزشی، به زیراهدافی تقسیم می کند که از گستردگی و ابهام موضوع می کاهد. همچنین به کمک این طبقه بندی می توان ارتقاء سواد بصری را در قالب برنامه ریزی های آموزشی مختلف، چه در آموزش های عمومی و چه آموزش های تخصصی (مانند رشته های معماری و گرافیک) قابل دستیابی کرد.  
۷۷۱۰.

شناسایی و اولویت بندی معیارهای مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: مأموریت سازمان های پژوهشی و آموزشی، آن ها را به سازمانی دانش بنیان تبدیل کرده است که جهت عملکرد مؤثر و دستیابی به چشم انداز، نیازمند برخورداری از راهبرد مناسب و شفاف در این زمینه هستند. لذا، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی نیازمندی های مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی است. نیازمندی های مدیریت دانش مبتنی بر ادبیات پژوهش، از پیشینه های پژوهش و پرسشنامه های استاندارد و طوفان فکری، براساس دیدگاه خبرگان و مدیران موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی با روش دلفی فازی و کاربست تکنیک فاصله ای اولویت بندی شدند. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش پژوهش و گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی، از نظر مبنای نوع داده های گردآوری شده از نوع کمّی بوده و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. خبرگان مطالعه حاضر، مدیران موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی و متخصصان مدیریت دانش در سال 1400 هستند. شیوه نمونه گیری جامعه پژوهش قضاوتی بوده و نمونه ها براساس خبرگی بوده است. معیارهای پژوهش از بررسی مطالعات مدیریت دانش در مؤسسات استخراج شد. برای تحلیل معیارهای پژوهش، دو پرسشنامه خبره سنجی فازی و اولویت سنجی کداس بین خبرگان توزیع شد. پرسشنامه های خبره سنجی با تکنیک دلفی فازی، و پرسشنامه های اولویت سنجی با تکنیک کداس ارزیابی شدند. به دلیل اینکه مقوله های پرسشنامه از مرور پیشینه مقالات بین المللی و داخلی معتبر حوزه های مدیریت دانش در مؤسسات به دست آمد، هر دو پرسشنامه خبره سنجی و اولویت سنجی، از روایی مطلوبی برخوردار بودند. همچنین به دلیل انتخاب حجم مناسب نمونه (15 نفر) و غربال معیارها، پرسشنامه اولویت سنجی از پایایی برخوردار بود. حجم نمونه در این پژوهش برابر 15 نفر بود که برای روش های خبره محور دارای ماهیت قضاوتی، عدد مطلوبی است. یافته ها: بر مبنای تحلیل کداس، اولویت اول عوامل هم راستا کردن فعالیت های مدیریت دانش با چشم انداز و مأموریت سازمان، اولویت دوم فراهم بودن زمینه ارتباطی افراد سازمان از طریق تکنولوژی های ارتباطی (اینترنت، اینترانت، چت روم، وبینار و...)، اولویت سوم حمایت مدیران اجرایی سطح بالا از فعالیت های دانشی، اولویت چهارم وجود سیستم هایی برای جذب و انتقال ایده ها و تجارب جدید، اولویت پنجم پایگاهی برای آرشیو اطلاعات پروژه های انجام شده، اولویت ششم روزآمدسازی مداوم دانش تخصصی سازمان، اولویت هفتم ارتقای آگاهی کارکنان در زمینه مزایای به کارگیری دانش، اولویت هشتم زمینه وجود فرایند دریافت نیازهای بهره برداران از طریق واحدهای اجرایی و نیز مشارکت مستقیم آنها در اجرای طرح ها، به ترتیب 8 اولویت را در نیازمندی های مدیریت دانش در سازمان دارند. پیشنهاد های کاربردی پژوهش به این شرح است: انتصاب مدیر برنامه های دانشی برای توسعه دارایی های دانش سازمان؛ ایجاد تیم های کسب وکار مبتنی بر فناوری اطلاعات؛ توسعه و گسترش علت و هدف مدیریت دانش با کمک و حمایت مدیران ارشد جهت استقرار مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی؛ موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی به جای اینکه مدیریت دانش را سیستمی برای نگهداری و ذخیره دانش خود تلقی کند، بایستی با ایجاد نقشه دانش، بانک های اطلاعاتی ایجاد نماید، تا تمامی پرسنل سازمان را شناسایی نموده و برحسب تخصص و دانش خاص، اطلاعات آن ها ذخیره گردد، تا در مواقع مورد نیاز جهت رفع نیاز سازمان به آن اطلاعات دسترسی داشته باشد. نتیجه گیری: شناسایی و اولویت بندی نیازمندی های مدیریت دانش در سازمان، به مدیران کمک می کند تا با توجه به حوزه گسترده و متنوع مباحث و موضوعات موجود در این حوزه، منابع محدود مالی، زمانی و انسانی خود را جهت پیاده سازی مدیریت دانش به موارد ارجح و اولویت دار اختصاص دهند.  
۷۷۱۱.

مروری بر هستان نگارهای ایرانی به منظور بازیابی معنایی اطلاعات فارسی از منظر تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: امروزه در حوزه وب معنایی فعالیت های ارزشمندی در داخل و خارج کشور بر روی مفاهیم هستان نگار ارائه شده است. تاکنون بیشتر مطالعات انجام شده در ایران، بر نکات نظری و تعاریف متمرکز بوده اند و ذکر نمونه های عملی انجام شده توسط محققین ایرانی به ندرت انجام شده است. ارزیابی یکپارچه هستان نگارهای ایرانی تولید شده برای ایجاد درک صحیح از مفاهیم و عملیات موردنیاز برای تولید هستان نگار، لازم و ضروری است. هدف پژوهش حاضر مرور تحلیلی هستان نگارهای ایرانی به منظور شناسایی نقاط قوت و ضعف آن ها از مرحله ساخت تا کاربرد است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نوع، ارزیابانه و با رویکرد تحلیلی است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل شش هستان نگار ایرانی است که پیکره آن به صورت آزاد در دسترس قرار دارد یا به صورت مقاله، پایان نامه و طرح های پژوهشی منتشر شده است. این هستان نگارها شامل هستان نگار شاهنامه، برهان، قرآن جوی، فرقان، علم سنجی و حملات کامپیوتری است. در این پژوهش نرم افزارهای ساخت و نمایش هستان نگار براساس سیاهه محقق ساخته نیز مورد بررسی قرار گرفته اند. داده های گردآوری شده از هستان نگارها با استفاده از سیاهه، مبنای تجزیه و تحلیل اطلاعات بود که موردبحث و بررسی قرار گرفته است. به منظور گردآوری داده ها از پایگاه های اطلاعاتی داخلی و همچنین مصاحبه با تیم های تولیدکننده هستان نگارها استفاده شد. روش نمونه گیری هدفمند بود و روایی صوری محتوایی ابزار گردآوری داده ها با ارسال برای 4 نفر از متخصصان هستی شناسی تأیید شده و پس از انجام اصلاحات، مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که حرکت به سوی هستی شناسی در جامعه علمی ایرانی، در زمینه های مختلف شامل علوم اسلامی (فقه) و متون کهن فارسی (شاهنامه) تا حوزه های جدیدی مانند علم سنجی در حال گسترش بوده که نشانگر پیاده سازی هستان نگار در مباحث مختلف است. مشکلی که در اغلب هستان نگارهای فارسی وجود دارد، عدم توسعه و به روزرسانی آن ها است. همچنین نرم افزارهای سازنده هستان نگار از نظر پایه بسیار مشابه یکدیگرند و عموماً توسعه پذیر هستند؛ اما تفاوت هایی نیز دارند. برخی نرم افزارها موتور استنتاج را پشتیبانی می کنند، اما برخی در نمایش هستان نگار و امکان ارائه خروجی های مختلف قوی تر عمل می نمایند. نتیجه گیری: در این پژوهش سازوکارهای پیاده سازی و ابزارهای نرم افزاری مورد استفاده در تولید هستان نگارهای ایرانی به همراه ارزیابی امکانات و قابلیت های آنها با رویکردی تحلیلی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. این پژوهش توانست براساس ارزیابی مؤلفه های بررسی شده، علاوه بر بررسی هستان نگارهای ایرانی و ارائه برخی از نقاط قوت و ضعف مربوط به آن ها، نرم افزار های هستی شناسی را نیز مورد بحث و بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش به مدیران و پژوهشگران امکان درک صحیحی از مفاهیم و عملیات موردنیاز برای تولید هستان نگار را می دهد.  
۷۷۱۲.

شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیأت علمی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
مدیریتِ ایده یک رویکرد ساختاریافته برای تولید، ارزیابی و سازماندهی ایده هاست که می تواند به بهبود دستاوردهای سازمان کمک کند. هدف این پژوهش کیفی شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی بود که با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب و با استفاده از روش هفت-مرحله ای «ساندلوسکی و باروسو» انجام گرفت. تیم فراترکیب، متشکل از سه متخصص در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش و یک متخصص در حوزه روش پژوهش فراترکیب بود. گردآوری داده ها با استفاده از هفت گام فراترکیب شامل تنظیم سؤال پژوهش، بررسی نظام مند منابع، جست وجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیه وتحلیل و ترکیب یافته های کیفی، کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها صورت گرفت؛ بدین شکل که با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط در هفت پایگاه اطلاعاتی و موتور جست وجو، مقاله های منتشرشده بین سال های 2000 تا2023 انتخاب گردید و بر اساس سیستم غربال گری برای ورود یا خروج مقالات، سرانجام 55 منبع پژوهشی مرتبط که همگی به زبان انگلیسی بودند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی را می توان در چهار مضمون سازمان دهنده شامل جامعه و مشارکت اعضا، مدیریت سامانه، مدیریت نوآوری، و مدیریت مالی قرار داد. هر یک از این مضامین خود شامل تعدادی مضمون پایه بود و سرانجام، 58 مضمون پایه به دست آمد. اعتبار مضامین یافت شده   با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها انجام شد. اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تأیید گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، سامانه مدیریت ایده های پژوهشی سودمند سامانه ای است که افزون بر دارا بودن مشخصات یک سامانه معمول مدیریتی، ویژگی هایی همچون ارتباط با کارشناسان موضوعی، ترسیم نقشه ذهنی، امکان بارش فکری، ثبت، ضبط، ویرایش و اصلاح ایده ها، انتخاب بهترین ایده ها، همچنین پیگیری وضعیت ایده و پیشرفت آن و غیره را داشته باشد. این پژوهش افزون بر اینکه برای نخستین بار به موضوع ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی پرداخت، یک رویکرد فراترکیب را در این حوزه به کار برد که پیش از آن تحت سلطه روش های علم طراحی قرار داشت. طراحی چنین سامانه ای به عنوان ابزاری سودمند جهت ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، ردیابی سیر فکری پژوهشگران در طول زمان و پی بردن به علایق پژوهشی آن ها مطرح است. همچنین، مدیران می توانند بر اساس گزارش های موجود در سامانه، برنامه ریزی دقیقی از پروژه های آینده سازمان خود و نیازهای فناورانه، مالی، نیروی انسانی مورد نیاز و غیره داشته باشند و از پیشرفت اجرای ایده ها مطلع شده و چالش ها و مشکلات پیش روی اجرای ایده ها را بشناسند.
۷۷۱۳.

کاربرد روش داده بنیاد در شناسایی الگوی عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: نتایج تحقیقات حاکی از آن است که مدل های محدودی برای شناسایی عوامل کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها طراحی شده اند، ولی تاکنون بررس قابل توجهی برای شناسایی عوامل علّی موثر بر کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه ها انجام نشده است. اینترنت اشیاء با هوشمندسازی موجب مدیریت اطلاعات، توسعه خدمات و گسترش کتابخانه ها می شود و زمینه اعتلای کتابخانه ها را فراهم می سازد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها و ارائه الگو با روش داده بنیاد است. روش : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 13 نفر از اعضای هیأت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی خبره دانشگاه های کشور بودند. برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و نمونه گیری آسان استفاده شد. به عبارتی، افراد مورد نظر منطبق بر معیارهای رشته تحصیلی و تجربه کاری خبرگان با موضوع پژوهش، مواجه بودن با مسأله مورد بحث و داشتن سابقه کاری شناسایی شده و سپس در ادامه کار پژوهش از روش گلوله برفی یا همان زنجیره ای برای شناسایی و انتخاب سایر نمونه های مناسب استفاده شد. مصاحبه با جامعه آماری تا رسیدن به نقطه اشباع نظری انجام شد و اطلاعات مورد نیاز از مصاحبه ها جمع آوری گردید. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. ابتدا با تک تک مصاحبه شوندگان مصاحبه انجام شد و همه مطالب آن ها ضبط گردید و در اولین فرصت، متن مصاحبه ها به گزاره هایی تبدیل شدند. این گزاره ها مبنای فرآیند کدگذاری قرار گرفتند. داده ها با سه نوع کدگذاری باز، محوری، انتخابی و تفسیر مصاحبه ها و مدل پارادایمی تحلیل شدند. جهت تعیین روایی، از شیوه پاسخگو، و سنجش پایایی از شیوه دو کدگذاری استفاده شده است. یافته ها: متون مصاحبه ابتدا در چند مرحله مطالعه گردید و همه مصاحبه ها به گزاره هایی تبدیل شدند. از تحلیل داده ها برای عوامل و مؤلفه های علّی کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه ها، پس از شناسایی ارتباطات معنایی و شباهت های نهفته در آن ها و انجام کدسازی مفهومی و خرده مقولات، تعداد 29 مقوله اصلی استخراج گردید. در مرحله بعد، کدهای محوری استخراج شدند و در ادامه این مقولات در 8 طبقه هوشمندسازی، ارتباط و تعامل، خودکارسازی، هدایت و آموزش، تخصص و مهارت، زیرساخت و تجهیزات، امنیت و انگیزش دسته بندی شده و ارتباط بین آن ها در قالب مفهومی ارائه گردید. پس از استخراج طبقات هشت گانه، در ادامه با بررسی بیشتر مفاهیم و یافتن روابط مقدماتی بین مقولات، الگوی ماتریس شرطی پژوهش برای بررسی سلسله های وسیع از شرایط و عوامل مرتبط با پدیده اصلی تحت بررسی و قادر ساختن پژوهشگر برای تشخیص عوامل و پیامدها و ارتباط بین سطوح آنها نشان داده شد. در الگوی مستخرج، پدیده اصلی، کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها است. نتیجه گیری: داده های بدست آمده برای عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها در سه نوبت کدگذاری باز، محوری و انتخابی، خلاصه، تجزیه و تحلیل گردیدند، و در نهایت الگوی نهایی پژوهش ارائه شد. در فرایند کدگذاری و تحلیل یافته ها، تعداد 29 مقوله و 8 طبقه شناسایی شدند. با تفسیر روابط بین طبقات و مد نظر قرار دادن تحلیل یافته های پژوهش، الگوی نهایی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها طراحی و ارائه گردید. عوامل علّی الگوی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها براساس الگوی نظری عبارتند از: هوشمندسازی، ارتباط و تعامل، خودکارسازی، هدایت و آموزش، تخصص و مهارت، زیرساخت و تجهیزات، امنیت و انگیزش. خبرگان و صاحب نظران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی معتقدند که پیاده سازی و استقرار اینترنت اشیاء در کتابخانه ها منجربه چابک سازی کتابخانه ها با استفاده از عوامل شناسایی شده می شود. از منظر مصاحبه شوند گان عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها ضروری و مهم دانسته شده است. دامنه شمول عوامل علّی الگوی نظری ارائه شده سبب مرکزیت پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء و اثبات آن شده است. در الگوی ارائه شده، عوامل علّی موجب رشد و ارتقاء پدیده کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها خواهد شد. این عوامل بنیادی هستند و به طور مستقیم پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء را تحت تاثیر قرار داده و فعال می کنند. نتایج نشان داد الگوی ارائه شده عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء، می تواند نقشه راهی برای کتابخانه هایی باشد که درصدد بهره برداری از اینترنت اشیاء برای ارائه خدمات نوین هستند. نتایج این پژوهش در ارتقاء سطح کیفی کتابخانه ها و تسهیل تعامل بین کاربران کتابخانه ها مفید و موثر است.
۷۷۱۴.

مروری نظام مند بر توسعه هستی شناسی ها با استفاده از فولکسونومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف پژوهش حاضر ایجاد تصویری روشن از پژوهش های توسعه هستی شناسی ها با استفاده از فولکسونومی به عنوان ابزار معنایی در راستای مدیریت اطلاعات در محیط های الکترونیکی است. روش شناسی:این مطالعه به روش مرور نظام مند انجام گرفته است. به همین منظور پس از تعیین سوالات و معیارهای ورود و خروج منابع، با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی 87 مقاله بین سال های 2019-2003 به دست آمد. در نهایت پس از غربال در مراحل مختلف، 29 مقاله (27 مقاله به زبان انگلیسی و دو مقاله به زبان فارسی) مورد مطالعه عمیق قرار گرفته و تحلیل شدند. برای استخراج داده ها، ابتدا فرم استخراج داده ها در اکسل به صورت دستی طراحی شد و داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار اکسل آنالیز و نمودارهای مربوطه رسم شدند. یافته ها: برآیند مطالعه حاضر نشان دهنده ی آثار مثبت هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی در محورهای موضوعی مهم شامل سازماندهی و بازیابی اطلاعات و یادگیری خودکار است. افزایش محبوبیت این ابزار معنایی در فضای مجازی در بین کاربران می باشد. همچنین برای تعیین روابط معنایی غنی و دقیق برچسب ها به بهره مندی از مجموعه داده های بزرگ تر تاکید شده است. استفاده از معنای پنهان در فولکسونومی برای بهبود هستی شناسی ها و کشف مکمّل همزیستی هستی شناسی ها و فولکسونومی و بهره مندی از تفاوت های بین آنها نیز می تواند برای تکامل وب معنایی مفید باشد. عامل مهم بر تاکید استفاده از معنای پنهان فولکسونومی، پتانسیل بالای فولکسونومی در افزایش ایجاد روابط معنایی است. نتیجه گیری: هرچند مطالعات کاربرد فولکسونومی در توسعه هستی شناسی ها از سال 2003 آغاز شده است، اما با گذشت زمان بسیار طولانی، همچنان محدویت معنایی در فولکسونومی، موضوع چالش برانگیزی است. با توجه به اهمیت تلفیق فولکسونومی و هستی شناسی در بهبود روابط معنایی در نظام های اطلاعاتی و کسب داده های مفید از این برچسب ها، برای درک بهتر نیازهای اطلاعاتی کاربران، کماکان نیاز به مطالعات بیشتر در دستیابی به راهکارهای های مؤثر در رفع ابهامات معنایی برچسب ها و ساختارمند نمودن آن ها است. نتایج این مطالعه می تواند چشم اندازهای پژوهشی تازه ای را برای متخصصان در عرصه ی مدیریت اطلاعات و وب معنایی ترسیم نماید.  
۷۷۱۵.

ارائه مدل تعیین آمادگی دیجیتالی سازمان های دولتی (مورد مطالعه: دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: آمادگی دیجیتالی ابزار ارزیابی به روز بودن سازمان، مبتنی بر اهداف است. این ابزار ساختاری برای مدیریت کسب وکار و چارچوبی مرجع برای اهداف تحول دیجیتالی می باشد. نخستین اقدام اساسی برای تعیین مدل و سنجش آمادگی دیجیتالی سازمان، شناسایی معیارهایی است که با ساختار و فرهنگ حاکم بر آن سازمان متناسب باشند، در این راستا، در پژوهش حاضر در چارچوب مطالعه موردی به این موضوع پرداخته شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی با رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، با مرور پیشینه، معیارهای اولیه موثر بر آمادگی دیجیتالی شناسایی شدند و سپس با استفاده از روش دلفی فازی توسط خبرگان مشخصی غربال گردیدند. در بخش کمّی با پژوهشی پیمایشی، و با نظرخواهی از خبرگان و روش های سلسله مراتبی فازی، دیمتل فازی و سطح بلوغ، به توصیف و تفسیر روابط موجود بین معیارها و عوامل تأثیرگذار پرداخته شد و وزن معیارها، میزان اثرگذاری معیارها جهت ارائه مدل و همچنین سطح آمادگی دیجیتالی دانشگاه تعیین شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد با تجربه و آگاه در بخش فناوری اطلاعات دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به تعداد 12 نفر بود. یافته ها: یافته ها نشان داد 15 معیار در چارچوب 5 عامل اصلی بر آمادگی دیجیتالی سازمان در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین موثر هستند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی رتبه بندی شدند و در نهایت یک مدل آمادگی دیجیتالی برای دانشگاه ایجاد شد. سپس سطح آمادگی دیجیتالی تعیین گردید. نتیجه گیری: معیار حمایت مدیریت عالی از پروژه های دیجیتال سازی از بالاترین وزن برخوردار است. با استفاده از دیمتل فازی مدل جامع علت و معلولی پژوهش ترسیم گردید. معیار آمادگی مدیریتی در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از وضعیت مناسبی برخوردار است؛ اما معیار آمادگی زیرساخت های فنی در این دانشگاه وضعیت مناسبی ندارد.
۷۷۱۶.

تحول در نقش کتابخانه های دانشگاهی درپی شیوع همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تحول در نقش، کارکردها، راهبردها و ابزارهای ارائه خدمات کتابخانه های دانشگاهی سطح یک کشور در زمان شیوع همه گیری کووید 19 است. روش : پژوهش حاضر کیفی است و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در بهار 1400، با مدیران کتابخانه های مرکزی 13 کتابخانه دانشگاهی سطح یک کشور تحت پوشش وزات علوم، تحقیقات و فناوری انجام شد. محتوای مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل و کدگذاری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، از روش تحلیل محتوای کیفی، مقوله بندی (سازماندهی و گروه بندی کدها) و کدگذاری (مشخص کردن کدهای اصلی و فرعی) استفاده شد. برای اعتباربخشی به یافته ها از معیارهای لینکلن و کوبا استفاده گردید. یافته ها: طی فرایند کدگذاری 196 کد اولیه شناسایی شد که به بیان اقدامات، ابزارها، خدمات و فعالیت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور پرداخته بودند. کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور در مقوله ابزارهای ارائه خدمات در دوران کووید 19 به ابزارهایی همچون شبکه های اجتماعی مجازی، پاسخگویی تلفنی، ایمیل، تقویت اطلاع رسانی از طریق وب سایت ها و پورتال های کتابخانه ای، خدمات مرجع مجازی و وبینارهای آموزشی اشاره کردند. در مقوله خدمات، مشاوره آنلاین و رزرو کتابدار در بستر نرم افزارهای ویدئوکنفرانس، خریداری و فراهم کردن برخی از زیرساخت های لازم و ضروری برای ساماندهی منابع الکترونیکی، تغییر رویکرد خدمات حضوری به مجازی و فراهم کردن رویه های مشخص برای آن، تقویت خدمات برای دسترسی از راه دور کاربران به پایگاه های اطلاعاتی و تقویت تعامل و بازخوردگیری از کاربران ازجمله خدمات و فعالیت های جدیدی بود که در این دوران شکل گرفت. نتیجه گیری: اعتباربخشی به کاربر در دوران کووید 19 بیش از پیش تقویت شد و این دوران نقطه عطفی در مفهوم واقعی خدمات رسانی به ویژه از جنبه تقویت اطلاع رسانی و اشاعه اطلاعات برای کتابخانه ها محسوب شد. آموزش در هرجا، هر زمان و هر مکان جایگزین دوره های آموزشی حضوری کتابخانه ها شد. افزایش توقع کاربران درباره خدمات غیرحضوری و از راه دور و نهادینه شدن آن، بازاندیشی درباره برنامه ریزی مجدد در مورد مراجعه های حضوری و استفاده از خدمات الکترونیکی و مجازی به عنوان مکمّل خدمات فیزیکی حاضر، توجه به فضاسازی های جدید در مراجعه های حضوری و ایمن سازی ارتباط های کتابداران با کاربران، بخشی از توجهات جدید مدیران محسوب می شود. افزایش مهارت های کتابداران مرتبط با کاربران و افزایش سواد اطلاعاتی آنها نیز به عنوان یک ضرورت مطرح شد. کتابخانه ها دیگر به دوران قبل از کرونا برنمی گردند و جهت بقای اثربخش خود در بین کاربران، لازم است خدمات غیرحضوری پایه گذاری شده در دوران کووید 19 را ادامه داده و تقویت کنند، چراکه دیگر کاربران آنها همان کاربران قبل از کووید نیستند و انتظارات و توقعات آنها متحمّل تغییرات زیادی شده است.
۷۷۱۷.

تحلیل محتوای تولیدات علمی تاریخ پزشکی دوره اسلامی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: علم سنجی شاخه ای از مطالعات کتابداری است که نقش مهمی در مدیریت منابع پژوهشی، بهبود بهره وری و ارتقای کیفیت پژوهش ها ایفا می کند. این علم با هدف اندازه گیری و تحلیل فعالیت های علمی پژوهشی، امکان ارزیابی کمی و کیفی تولیدات علمی، شناسایی روندهای پژوهشی، تعیین اولویت های تحقیقاتی و ارزیابی اثربخشی سیاست های علمی را فراهم می آورد. این مطالعه با هدف بررسی و ارزیابی تولیدات علمی حوزه موضوعی تاریخ پزشکی دوره اسلامی در بازه زمانی سال 1351 ه.ش تا سال 1400ه.ش انجام گرفته است. روش: حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش از 807 عنوان کتاب تشکیل شده است که در سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران در حوزه موضوعی تاریخ پزشکی در بازه زمانی سال 1351 ه.ش تا سال 1400ه.ش نمایه شده اند.   یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد، در مجموع 807 کتاب توسط 1512 نویسنده تالیف شد. از نظر توزیع جنسیت 23/8 درصد زن و 76/2 درصد مرد و از نظر ملیت نویسندگان، 1304 نفر ( 86/24 درصد) ایرانی و 208 نفر (13/76 درصد) خارجی بودند. یوسف بیگ باباپور، محمد مهدی اصفهانی و فرید قاسملو، پرتولیدترین نویسندگان ایرانی و حکیم محمد سعید، ماکس مایرهوف، احمد عیسی بک و روی پورتر فعالترین نویسندگان خارجی بوده اند. محمد ابراهیم ذاکر با مشارکت در ترجمه 31 کتاب، علی اکبر ولایتی با مشارکت در ترجمه 23 کتاب و احسان مقدس با مشارکت در ترجمه 12 کتاب به عنوان فعالترین مترجم این حوزه شناخته می شوند. احسان مقدس و محمدمهدی اصفهانی با تصحیح 42 و 41 کتاب پرتولیدترین مصححان بوده اند. انتشارات موسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل با انتشار 149 کتاب و 18/46درصد و انتشارات چوگان با 66 کتاب و 8/17 درصد، در صدر جدول انتشارات داخلی قرار دارند. انتشارات «دانشگاه یوهان وولفانگ گوته، بریل و پارتنون» پرتولیدترین انتشارات خارجی بودند. بیشترین موضوع مورد تحقیق، حوزه تصحیح متون کهن و قدیمی پزشکی با 33/45 درصد (270 کتاب) بوده است. شهرهای تهران با مشارکت در تولید 489 عنوان کتاب (تقریبا 61 درصد)، قم با مشارکت در تولید 25 عنوان کتاب (3/09 درصد) و تبریز با مشارکت در تولید 17 عنوان کتاب (2/10 درصد) پرتولیدترین شهرها بودند. زبان های فارسی با 472 مورد (58/48 درصد)، عربی با 217 مورد (26/88 درصد) و انگلیسی با 58 مورد (7/18 درصد) به ترتیب بیشترین زبان های مورد استفاده در تالیف کتب به شمار می روند. دو زبان فارسی و عربی در نگارش بیش از 85 درصد از کتب نقش داشته اند. نتیجه گیری : با توجه به تحلیل محتوای تولیدات علمی تاریخ پزشکی دوره اسلامی در ایران، می توان نتیجه گرفت که این حوزه پژوهشی در کشور دارای سابقه ای قابل توجه است و بیشتر بر روی تصحیح متون پزشکی کهن متمرکز شده است. با این حال، برای ارتقای سطح بین المللی این پژوهش ها، نیاز به گسترش تولیدات به زبان های بین المللی و تمرکز بر موضوعات نوین مانند تاریخ پزشکی زنان و پزشکی سنتی احساس می شود.
۷۷۱۸.

موردپژوهی وضعیت شفافیت وب سایت سازمان های بین المللی حقوق بشر: گامی به سوی حکمرانی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: با توجه به اهمیت شفافیت و نقش انکارناپذیر سازمان های بین المللی حقوق بشر، پژوهش حاضر با هدف تبیین و ارزیابی وضعیت شفافیت وب سایت سازمان های بین المللی حقوق بشر انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی بوده و از نظر هدف، از نوع ارزشیابی است، که از حیث روش گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی- توصیفی انجام شد. بدین منظور، نخست، جامعه آماری متشکل از یازده وب سایت سازمان های بین المللی حقوق بشری انتخاب گردید، پرسشنامه ای با محوریت سه بُعد اصلی (یعنی دسترسی به اطلاعات، مشارکت در تصمیم گیری، و دسترسی به نتایج) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت، و با استفاده از روش های آمار توصیفی، داده های موجود تحلیل شدند. یافته ها: از منظر شفافیت وب سایت، یونسکو با برخورداری هر 40 گویه تعریف شده برابر با 100 درصد و سازمان فعالان حقوق بشر بدون مرز با برخورداری تنها 16 گویه از کل 40 گویه تعریف شده برابر با 40 درصد به عنوان موفق ترین و ضعیف ترین وب سایت سازمان های بین المللی حقوق بشر، مورد مطالعه در این پژوهش شناخته شدند. افزون بر آن، سه سازمان سازمان بین المللی کار، سازمان جهانی بهداشت و یونیسف به صورت مشترک رتبه دوم، سازمان مدافعان حقوق بشر رتبه سوم، سازمان ضد برده داری بین الملل رتبه چهارم، سازمان ملل متحد رتبه پنجم، سازمان بین المللی حق بر غذا رتبه ششم، سازمان عفو بین الملل رتبه هفتم، مرکز حقوق اقتصادی و اجتماعی رتبه هشتم، و فعالان حقوق بشر بدون مرز رتبه نهم را به لحاظ شفافیت وب سایت کسب کردند. نتیجه گیری: وضعیت شفافیت وب سایت سازمان های بین المللی حقوق بشر براساس مؤلفه های دسترسی به اطلاعات، مشارکت در تصمیم گیری و دسترسی به نتایج قابل قبول ارزیابی شد. با این حال، به منظور ایجاد شفافیت هرچه بیشتر وب سایت های سازمان های بین المللی حقوق بشر در زمینه مؤلفه های سه گانه، پیشنهاد شد که گنجاندن و دسترسی آنلاین به برخی موارد، بیش از پیش، در اولویت کاری قرار گیرد.  
۷۷۱۹.

تحلیل دانش شناختی مسأله ارتقاء اعضای هیئت علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مسأله ارتقاء اعضای هیئت علمی دانشگاه بود. روش: با رویکرد اجتماعی و انسانی و به تبع آن به روش تحلیل دانش شناختی، مسأله ارتقاء اعضای هیئت علمی دانشگاه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. از مهم ترین ویژگی های روش تحلیل دانش شناختی علاوه بر رویکرد میان رشته ای، روش مند و نظام مند بودن و توجه به جامعیت، روزآمدی، و عمق، در تحلیل مسائل، پدیده ها و رخدادها است. این ویژگی ها به طور معمول و گاه حتی به صورت ناآگاهانه در بیشتر پژوهش های روش مند مورد توجه و استفاده قرار می گیرد؛ تفاوت در این است که در روش تحلیل دانش شناختی، به گونه ای آگاهانه، روش مند و نظام مند و در قالب توصیف مختصات هریک از این سه ویژگی، از آن ها بهره برداری می شود. یافته ها: در این نوشتار علاوه بر طرح مسأله ارتقاء و توصیف برخی مختصات روش تحلیل دانش شناختی، ابعاد مسأله ارتقاء در قالب سه ویژگی جامعیت، روزآمدی، و عمق، به تفصیل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و بر ضرورت ایجاد و توسعه سامانه مفهومی ارتقاء تاکید شده است. همچنین پیامدها و کاربردهای سامانه مفهومی ارتقاء در تحلیل و دسته بندی مسائل مبتلابه دانشگاه ها در زمینه ارتقاء استادان و چگونگی پاسخ به تناقضات و تعارضات نشان داده شده است. نتیجه گیری: در اینجا فقط به موارد نسبتاً محدودی از مختصات روش تحلیل دانش شناختی و آنچه در ذیل سه ویژگی جامعیت، روزآمدی، و عمق، قابل تجزیه و تحلیل بوده است، اشاره شده و نشان داده شده است که چگونه می توان در چارچوب این رویکرد و این نوع از تحلیل، به صورت بندی جدیدی از ارتقاء دست یافت و سامانه ای طراحی و ایجاد کرد و توسعه داد که پیامدهای مدیریتی و تکنولوژیکی آن برای تمامی ذی نفعان و در تمام اجزاء و ابعاد فرایند ارتقاء کارساز و راهگشا باشد.
۷۷۲۰.

تجزیه و تحلیل وضعیت انتشار تولیدات علمی دانشگاه گلستان در پایگاه اسکوپوس: مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: بررسی وضعیت تولیدات علمی دانشگاه ها و مؤسسه های آموزش عالی یکی از جنبه های ارزیابی عملکرد دانشگاه ها برای نظارت بر بهره وری و اطمینان از دستیابی به اهداف دانشگاه و حرکت در مسیر درست برای حل مسائل کشور است. مطالعات علم سنجی ابزاری گسترده برای ارزیابی انتشارات پژوهشی و سنجش بهره وری دانشگاه ها فراهم کرده است. از رایج ترین و کارآمدترین روش های سنجش علم، تحلیل منابع علمی، به ویژه مقالات نمایه شده اعضای هیأت علمی و پژوهشگران در پایگاه های اطلاعاتی معتبر و پایگاه های استنادی جهان، روند توزیع و نرخ رشد آنها، شناسایی پژوهشگران فعال، تعیین شبکه همکاری علمی و خوشه های موضوعی است. با ترسیم نقشه های تولیدات علمی و شناسایی و تحلیل نقاط قوت و ضعف دانشگاه در حوزه تولیدات علمی، می توان راهکارهایی را با هدف ارتقاء کیفی و کمّی تولیدات علمی ارائه کرد و برنامه ریزی لازم برای ارتقای شاخص های رتبه بندی دانشگاه در سطح ملی و بین المللی اتخاذ گردد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، سنجش وضعیت تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه گلستان با استفاده از داده های پایگاه استنادی اسکوپوس به روش علم سنجی است. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی-مقطعی با رویکرد کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه بروندادهای علمی دانشگاه گلستان، از اولین مدرک نمایه شده در پایگاه اسکوپوس تا 29 جولای 2024 تعیین شد. تحلیل داده ها و ترسیم نقشه های علمی با استفاده از نرم افزار اکسل، بیب اکسل و ووس ویور انجام شد. یافته ها: 2165 تولید علمی دانشگاه گلستان از سال 2007 در پایگاه اسکوپوس نمایه شده است و براساس نتایج تحلیل داده ها، روند رشد تولیدات علمی در طول دوره مطالعه، روند سینوسی دارد. بالاترین تعداد تولیدات علمی در سال 2022، و بیشترین تعداد تولیدات علمی به صورت مقاله علمی- پژوهشی (1999 مدرک) منتشر شده است. حوزه های موضوعی شیمی، علم مواد، فیزیک و نجوم، بیشترین تعداد تولیدات علمی را دارند. قاسم بهلکه، علی اکبر دهنوخلجی و علی درخشان حصاری نویسندگانی با بیشترین سهم تولیدات علمی شناسایی شدند. بیشترین همکاری بین المللی با کشورهای چک، انگلیس، و آمریکا بوده است. این دانشگاه با پژوهشگاه، دانشگاه تهران، و دانشگاه علوم پزشکی گلستان بیشترین همکاری های علمی ملی را داشته است. نتایج تحلیل شبکه هم رخدادی واژگان و خوشه های موضوعی تولیدات علمی دانشگاه گلستان، نشان دهنده تمرکز بر موضوعات تحقیقاتی داغ، متشکل از 6 خوشه است. این خوشه ها به ترتیب عبارتند از: «سنتز و تحلیل ساختاری مواد پیشرفته»، «نانومواد و شبیه سازی های محیطی»، «خوردگی الکتروشیمیایی و روش های محافظت از فلزات»، «مطالعات بالینی و تأثیرات دارویی بر انسان ها»، «جغرافیای زیستی و مورفولوژی در دوره های زمین شناسی»، و «مواد و نانومواد پیشرفته». نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نقاط قوت و ضعف تولیدات علمی دانشگاه گلستان را برجسته می نماید که با تحلیل آن ها، و ارائه راهکارهایی برای تقویت نقاط قوت و کاهش و رفع نقاط ضعف می توان برای بهبود جایگاه دانشگاه گلستان و افزایش رتبه آن در نظام های رتبه بندی برنامه ریزی لازم صورت گیرد. انجام پژوهش های مشابه در سایر پایگاه های استنادی و تکرار چنین پژوهش هایی به صورت دوره چندساله می تواند برای بهبود برنامه ریزی ها و خط مشی گذاری صحیح علمی در راستای توسعه پایدار دانشگاه گلستان در سطح ملی و بین المللی مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان