فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۴۱ تا ۳٬۷۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
ماوراءالنهر در منابع ایرانی : تاریخ دیپلماسی ایران و ماوراءالنهر
حوزههای تخصصی:
از نگاه استفادهکننده: معرفی روش شناسی کیفی ـ کم ّی معنابخشی
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر ترجمه فصلی از کتاب «پژوهش کیفی در مدیریت اطلاعات»[1] است که به معرفی یک رویکرد روش شناختی برای مطالعه کاربرد اطلاعات و نظام های اطلاعاتی ایجادشده پس از سال 1972 به بعد میپردازد. این رویکرد (یعنی معنابخشی) برای مطالعة نیازها، انگاره ها، و رضایتمندی کاربران بالفعل و بالقوه نظام های اطلاعاتی و ارتباطی به کار میرود. در بخش نخست، مفروضات و بنیادهای نظری این روش مطرح میشود. پس از آن، توصیف خود روش و روش های برآمده از آن آمده است.
ارزیابی آمادگی فرهنگی سازمان جهت پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش با رویکرد FMCDM: مطالعه موردی در بانک مرکزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی پشتیبانی کننده مدیریت دانش، یکی از عوامل حیاتی پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش است. عدم وجود چنین فرهنگی، از موانع اصلی پیاده سازی مدیریت دانش خواهد بود و منجر به اتلاف سرمایه های سازمانی خواهد شد. در این پژوهش، سعی می شود تا چارچوبی مبتنی بر رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره فازی ارائه شود و برای ارزیابی آمادگی فرهنگی سازمان به عنوان پیش نیازی برای مدیریت دانش و اجرای آن در سازمان به کار گرفته شود. از این چارچوب برای ارزیابی آمادگی فرهنگی اداره نشر اسکناس بانک مرکزی ایران بهره گرفته شده است. نوع پژوهش، کاربردی- توصیفی است و داده های پژوهش از طریق پرسشنامه و توسط جوامع آماری خبرگان موضوع و مدیران اداره نشر اسکناس گردآوری شده است. بر این اساس، میزان آمادگی فرهنگی اداره نشر اسکناس جهت پیاده سازی مدیریت دانش ارزیابی شد که مطابق آن انجام اقدامات اصلاحی در جهت آمادگی شرایط فرهنگی سازمان پیشنهاد می شود..
ارزیابی کارگاه های آموزشی سرای اهل قلم در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات (کتاب سابق) سال بیست و سوم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)۹
حوزههای تخصصی:
هدف: کارگاه های آموزشی سرای اهل قلم کارنامه نشر در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ارزیابی شده است.
روش/رویکرد پژوهش : روش پژوهش، پیمایشی - توصیفی و ابزار پژوهش پرسشنامه است که بین 284 نفر از شرکت کنندگان در کارگاه های مختلف بهصورت تصادفی توزیع شده است.
یافتهها : یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که اکثریت افراد شرکت کننده در کارگاه ها از اطلاع رسانی و نحوه برگزاری کارگاه، انتخاب موضوعات و نحوه تدریس مدرسین رضایت داشته اند. اگرچه مخاطبین خواستار فضای فیزیکی مناسب تر (چیدمان صندلی، نور مناسب و خوانایی اسلایدها) و درنظر گرفتن وقت بیشتر برای کارگاه ها و اطلاع رسانی در سطحی وسیعتر در سال های آتی هستند، اما بهطورکلی ارزیابی کارگاه ها نشان دهنده این است که شرکت کنندگان از تمامی کارگاه های برگزار شده، رضایت نسبی داشته اند.
نتیجهگیری : نتایج پژوهش نشان داد که برگزاری کارگاه ها رضایت مراجعان را به همراه داشته است. اگرچه مخاطبین خواستار فضای فیزیکی مناسب تر (چیدمان صندلی، نور مناسب و خوانایی اسلایدها) و درنظر گرفتن وقت بیشتر برای کارگاه ها و اطلاع رسانی در سطحی وسیعتر در سال های آتی هستند، اما به طورکلی ارزیابی کارگاه ها نشان دهنده این است که شرکت کنندگان از تمامی کارگاه های برگزار شده رضایت نسبی داشته اند.
شناختی از نظریه عمومی سامانه ها؛ همراه با تفسیری از کاربست آن در سیبرنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:
نظریه عمومی سامانه ها خود محصول رویکرد سیستمی در فهم پدیده هاست. این نوشتار با هدف شناخت ماهیت و مؤلفه های مفهومی این نظریه به پیشینه پیدایش و چگونگی رواج رویکرد سیستمی پرداخته است. همچنین، با در نظر گرفتن مؤلفه های مفهومی این نظریه، کوشش شده تا تفسیری از کاربرد نظریه عمومی سامانه ها (سیستم ها) در حوزه سیبرنتیک ارائه شود.
روش شناسی:
این نوشتار از نوع تحلیل مفهومی است. به طور کلی، تحلیل مفهومی متون، مبتنی بر داده های گردآوری شده متنی و با هدف به دست دادن فهمی از ابعاد و مولفه های برسازنده هر یک از مفاهیم اصلی و نیز تبیین مرزهای مفهومی آنهاست. در این پژوهش نیز متون مرتبط با سیبرنتیک و نظریه عمومی سامانه ها، تحلیل مفهومی شده اند.
یافته ها:
کنکاش این نوشتار درباره چیستی و مؤلفه های مفهومی رویکرد سیستمی، زمینه نظری و چارچوب فلسفی- تاریخی لازم را برای فهم بهتر نظریه عمومی سامانه ها فراهم ساخته است. به سبب پیوند محکم میان این نظریه و حوزه سیبرنتیک، تفسیر و فهمی سیبرنتیکی از این نظریه ارائه شده است. یافته ها نشان داد که سرشاخه های این دو حوزه در بسیاری از رشته ها از جمله علم اطلاعات به هم رسیده است. نظریه عمومی سامانه ها و نیز نظریه سیبرنتیک، هر دو از مؤلفه های مهم در توسعه نظریه علم اطلاعات بوده اند.طبق نظریه عمومی سامانه ها و نیز نظریه سیبرنتیک، سامانه های سیبرنتیکی مبتنی بر اطلاعات نهفته در کنش های کنترل عمل می کنند؛ لذا از آنجا که تمامی کنش های کنترل در سامانه های سیبرنتیکی، ریشه اطلاعاتی دارند، می توان گفت که عنصر اطلاعات، به عنوان یک مؤلفه مهم و اساسی در این سنخ سامانه ها به حساب می آید.
بحث و نتیجه گیری:
مطالعه حاضر نشان می دهد که یکی دانستن دو حوزه علم سامانه ها و سیبرنتیک نوعی بی مبالاتی نظری است؛ ولی در عین حال، میان این دو، اندیشه ها و مقاصد مشترک فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها در این نوشتار اشاره شده است. این هم راستایی میان دو حوزه علم سامانه ها و سیبرنتیک ناشی از آن است که این دو، محصول یک نگرش و رویکرد مشترک یعنی نگرش سیستمی هستند. در هر دو، مفهوم سامانه یک مفهوم کلیدی و بنیادین است؛ و به دست دادن قوانین و اصولی که مشابهت آفرین، تعمیم بخش و کل گرا باشد، یک ارزش اصیل به حساب می آید.