ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۵۸۱.

بررسی میزان پیاده سازی فناوری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۲۱
لایه های وب معنایی در حوزه های مختلف همچون تلفیق داده ها، مهارت یابی، اتاق فکر برخط، سرویس گذاری مجموعه های چندرسانه ای، خرید برخط و تعامل بین سامانه ها به کار می رود. به نظر می رسد به کارگیری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش مسلماً در ارائه اطلاعات مفید مؤثر واقع خواهد شد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان پیاده سازی فناوری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش است. جامعه آماری پژوهش حاضر سه نرم ا فزار مدیریت دانش که شامل نرم افزار مدیریت دانش دانا، سامانه جامع مدیریت دانش نداک و نرم افزار MTA share است. داده ها از طریق تدوین سیاهه وارسی بر مبنای مقیاس بله/ خیر، گردآوری شدند و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با کمک نرم افزار اکسل انجام شد. یافته ها نشان داد معماری فناوری معنایی در هر شش لایه (یو آر ال، ایکس ام ال، آردی اف، هستی شناسی، فراداده و منطق) در نرم افزارهای مذکور، مورداستفاده و در سطح مطلوبی قرار دارد. ولی ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در هر سه لایه (هستی شناسی، آردی اف، فراداده) کاربرد چندانی در این نرم افزارها نداشته و موردتوجه قرار نگرفته است. لذا نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که نیاز است کاربرد معماری فناوری معنایی در نرم افزارهای سامانه جامع مدیریت دانش نداک و MTA share بیشتر موردتوجه قرار گیرد و از آن ها در تمامی لایه های مذکور استفاده شود. همچنین نیاز است که از ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در تمامی لایه ها (هستی شناسی، آردی اف و فراداده) در نرم افزار مدیریت دانش دانا و سامانه جامع مدیریت دانش نداک استفاده بیشتری شود. با توجه به نتایج در به کارگیری حوزه کاربرد معماری فناوری وب، در نرم افزار مدیریت دانش دانا نسبت به دو نرم افزار دیگر توجه بیشتری شده است.
۵۸۲.

Network Analysis of Twitter Users in Iran; Studying Public Sphere Properties(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۶۶
This paper aims to evaluate whether features of the public sphere are present in the activities of Iranian Twitter users. To achieve this objective, the paper provides a synthesis of computational social sciences, network analysis, and Habermas's approach to the public sphere. The data comes from all Iranian users, including those who are actively engaged in political issues on Twitter. This method of data collection focuses on the computational aspects of the users. Added information on how they conducted networking and facilitated public opinion, which resulted in increased user interaction, would complete the data-gathering process to align with the theoretical claims. It also indicates that Twitter was a platform on which Iranian users fulfilled the requirements of the public sphere. Some of the findings indicate that there were 48,076 users connected with 25,534,713 edges, and together, they formed three communities. While one of the communities focused solely on social issues, the other two engaged in a rival political challenge. It seems that this situation exemplified the main characteristic of the public sphere, namely, the freedom to express political views and the formation of diverse communities with competing ideas.
۵۸۳.

Analyzing Process Execution Time for Evidence-Based Policy Making in Information Systems using Process Mining(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۳۱۹
Enterprises employ information systems to carry out their day-to-day business operations. Organizations implement business policies to enhance their competitive edge through efficient process management. This paper aims to propose a method that combines two approaches: evidence-based policymaking and process mining, to facilitate process reengineering. While numerous evidence-based approaches utilizing process mining techniques have been employed to assess process performance through measurements, these methods often focus on individual process instances. This is in contrast to Business Process Redesign (BPR) assessments, which encompass more comprehensive performance measurements, including overall process performance. This study proposes a method for analyzing process execution time, which includes Cycle time, Lead time, and Activity time. The aim is to support evidence-based policymaking in information systems through the use of process mining. Several key performance indicators (KPIs) have been defined for evidence-based management of business processes to identify process bottlenecks. The results of this paper demonstrate the application of process mining in analyzing the execution time of business processes. Using a real-world dataset, the study identified time-consuming activities and provided key performance indicators (KPIs) to guide process optimization. These findings demonstrate the effectiveness of process mining in identifying bottlenecks and inefficiencies within operational processes, ultimately leading to improved process performance and efficiency.
۵۸۴.

ارائه و ارزیابی الگوی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی مدیریت دانش و همچنین بررسی وضعیت مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور است. آگاهی از اینکه دانش چگونه خلق و اداره می شود، مؤلفه های مدیریت دانش در این واحدها کدام است، چه الگوی مدیریت دانشی برای واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی مناسب است، آیا الگوی پیشنهادی از اعتبار لازم برخوردار است؟ و اینکه وضعیت واحدهای علم سنجی در مدیریت دانش و مولفه های آن چگونه است، ضروری به نظر می رسد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و با روش توصیفی پیمایشی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که براساس الگوی پیشنهادی در سوال اول پژوهش، 5 مولفه مدیریت دانش شامل مؤلفه های شناسایی (18 گویه)، کسب (11 گویه)، کاربرد (9 گویه)، ثبت (6 گویه) و ارائه (8 گویه) در طیف لیکرت تنظیم شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه مدیران و کارکنان مرتبط با واحد علم سنجی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود. با بررسی وب سایت واحدهای فعال علم سنجی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور، تعداد 164 نفر مشغول به کار شناسایی شدند. براساس جدول مورگان، تعداد نمونه مورد نیاز 115 نفر تعیین شد، که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. تعداد 84 پرسشنامه تکمیل شده، دریافت گردید. نظر به اینکه نرخ بازگشت پرسشنامه ها بالای 70 درصد بود، تحلیل داده ها بر روی 84 پرسشنامه انجام شد. به منظور سنجش اعتبار پرسشنامه، از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. در پژوهش حاضر پس از تدوین پرسشنامه، به منظور اعتباریابی آن از نظرات هفت نفر از متخصصان شامل: چهار عضو هیأت علمی و سه نفر متخصصان و نویسندگان مقالات در این حوزه، استفاده شد. در بخش اعتباریابی نیز روایی از طریق تحلیل عاملی تأییدی بررسی گردید. همچنین پایایی این پژوهش از روش محاسبه همبستگی درونی (آلفای کرونباخ) با کمک نرم افزار اس. پی. اس. اس. محاسبه شد و مقدار آن برای کل پرسشنامه 949/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار پی. ال. اس. برای اعتباریابی مدل و نیز از آزمون های تی تک نمونه ای و دوجمله ای برای بررسی وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش استفاده شد. یافته ها: الگوی پیشنهادی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی شامل پنج مؤلفه شناسایی (12 گویه)، کسب (10 گویه)، کاربرد (هشت گویه)، ثبت (پنج گویه) و ارائه (هفت گویه) تدوین شد. آزمون مدل اندازه گیری شامل آزمون پایایی (پایایی متغیرهای مشاهده پذیر، پایایی مرکب، و آلفای کرونباخ)؛ آزمون روایی (شامل روایی همگرا، و روایی واگرا)؛ و آزمون کیفیت مدل اندازه گیری دارای اعتبار بود و تأیید شد. برای متغیر مدیریت دانش و دو مؤلفه شناسایی و کسب دانش، سطح معناداری آزمون کولموگروف اسمیرنوف بزرگ تر از 05/0 بود، بنابراین، کجی داده ها معنادار نبوده و داده ها نرمال بودند؛ لذا، از آزمون تی تک متغیره برای بررسی وضعیت آنها استفاده شد. برای مؤلفه های کاربرد، ثبت و ارائه دانش، داده ها نرمال نبوده و از آزمون دو جمله ای استفاده گردید. نتایج آزمون تی تک متغیره و آزمون دو جمله ای نشان داد که از نظر آماری وضعیت متغیر مدیریت دانش و مؤلفه های شناسایی دانش، کسب دانش و کاربرد دانش بیشتر از حد متوسط (عدد 3) است و برای دو مؤلفه ثبت و ارائه دانش، آزمون معنادار نیست و در حد متوسط (عدد 3) است. با توجه به اینکه مدیریت دانش در سازمان های ایرانی سابقه چندانی ندارد، اکثر پژوهش ها وضعیت مدیریت دانش و مؤلفه های آن در سازمان های ایرانی را در وضعیت متوسط و نامناسب گزارش کرده اند. با این حال، نتیجه ای که در این پژوهش به دست آمد نشان داد که وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش شامل شناسایی دانش، کسب دانش و کاربرد دانش در حوزه علم سنجی، متوسط به بالا است، اما در مؤلفه ثبت و ارائه دانش میزان آنها کمتر بوده است. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور شامل 5 مولفه شناسایی، کسب، ثبت، کاربرد و ارائه دانش است که به عنوان مرجع و الگویی می تواند در سایر دانشگاه ها نیز پیاده سازی شود.
۵۸۵.

طراحی پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت های پیش رو در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: پلتفرم دیجیتالی سازی با تغییر بافت استراتژیک، ساختار رقابتی و رفتار شرکت، عاملی جهت بهره برداری از فرصت ها و مبنای موفقیت و رقابت پذیری شرکت ها می باشد. ازآنجایی که دگرگونی اقتصاد جهانی نیز فرصت های زیادی را در اختیار شرکت ها قرار داده و اکثر آن ها نیازمند توسعه و تغییر فرایندهای خود جهت انطباق سریع و مؤثر با تحولات هستند، پژوهش حاضر با هدف ارائه پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت ها انجام شده و آنچه برای درک و اجرای دیجیتالی سازی لازم است را به صورت یکپارچه در کنار هم مورد مطالعه قرار داده است، تا بتوان با شناخت آن ها، اجرا و پیاده سازی این فرایند را تسهیل نمود. روش: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش فراترکیب تدوین شده است. در این راستا، کلیدواژه های تخصصی پژوهش شامل تحول دیجیتال، پلتفرم دیجیتال، دیجیتالی سازی و کسب وکار دیجیتال در پایگاه های خارجی Emerald، ProQuest، Tylor & Francis، Science Direct و Wiley و پایگاه های داخلی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی 2000 تا 2022 میلادی و 1380 تا 1400 جستجو شدند. نتیجه جستجو شامل 673 مطالعه بود. مطالعات طی چندین مرحله ارزیابی گردید و مقالات غیرمرتبط از نظر عنوان، چکیده، محتوا و کیفیت روش پژوهش، از تحلیل کنار گذاشته شدند. جهت بررسی اعتبار مطالعات مورد استفاده و کیفیت روش پژوهش نیز از ابزار حیاتی «CASP» استفاده گردید و در نهایت 52 مطالعه به تحلیل نهایی راه یافت. برای فراترکیب ساندولسکی و باروسو، روش 7 مرحله ای را معرفی می کنند که در این پژوهش از این روش استفاده شده است. یافته ها: باتوجه به پژوهش های انجام شده در حوزه موضوع پژوهش و استخراج 97 کد، یافته ها نشان می دهد که 16 مفهوم در قالب 4 مقوله، پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت ها را تشکیل داده که در چهار دسته رقابت پذیری مبتنی بر دیجیتالی سازی، ظرفیت سازی دیجیتالی، تسهیل گران دیجیتالی سازی و قابلیت های دیجیتالی سازی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با افزایش روز افزون دیجیتالی سازی در فعالیت های اقتصادی و توسعه ابزارها در ارائه خدمات بازاریابی و افزایش سهم بازار، عنصر رقابت، چالشی جدی در شرکت های فناوری محور شده است. جهت دستیابی به رهبری بازار و پیشرو شدن در بازار نیاز است که استراتژی های شرکت با تغییرات تکنولوژیکی هم راستا شود. پلتفرم دیجیتالی سازی بستری جهت همسو نمودن استراتژی ها با تغییرات است که سرعت تغییرات دیجیتال شرکت ها را افزایش خواهد داد. در پژوهش حاضر مفاهیم مدیریت هزینه ، افزایش کارایی نوآورانه، فشار شرکت های رقیب، افزایش سهم بازار، رهبری مبتنی بر تحول دیجیتال، زیرساخت های سازمانی، کانال ها و شبکه های ارتباطی، بلوغ دیجیتال، پیوستن به رقابت جهانی و افزایش تعاملات بین المللی، اثربخشی سرمایه گذاری، استانداردسازی و اصلاح فرایندهای کسب وکار، بهره وری منابع انسانی، جستجوی روندهای دیجیتال، ایجاد ذهنیت دیجیتال، تصمیم گیری اثربخش و نوسازی استراتژیک دیجیتال، این پلتفرم را تشکیل داده است.
۵۸۶.

بنیانی برای جستجوی حقیقت راهبرد ورای تعاریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: ازآنجا که ارائه تعریفی جامع و مانع از راهبرد، ناممکن است، و هریک از تعابیر گونه خاصی از دانستن را پیش می نهد که تنها به وجهی از منشور چندوجهی شناخت از این پدیده، با ماهیتی سوبژکتیو اشاره دارند، پژوهش حاضر درصدد است تا به بنیانی برای گذر از ظواهر و نیل به جوهره ها، که همانا حقیقت راهبرد به صورت بالذّات است، دست یابد. روش: این پژوهش در چارچوب یک نگاه کل نگر بر روشی تحلیلی- سینتتیک (بنیان مدار) استوار است. اگرچه به کارگیری توأمان واقع گرایی استقرا ءگرایانه در تحلیل، و پیشینی انگاری ِقیاس گرایانه در سینتتیک، به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در پژوهش های علوم اجتماعی تلقی می گردد، اما اغلب مورد کم توجهی قرار گرفته است. با کاربست روش تحلیل، ضمن به چالش کشیدن منطق درونی مهم ترین تعاریف منتخب از اندیشمندان بنام در این حوزه به شیوه ای علّی در بازه زمانی 1938-2021 و شناخت اجزاء و عناصر شکل دهنده به آن ها، به طرحِ نقدها و اشکالات وارده بر آن ها با نگاهی فراسو و بیرونی پرداخته شده است، تا مسیر برای برقراری پیوند میان اجزاء بر پایه اصول و بنیان ها، با روشی سینتتیک (بنیان مدار)، برای گذر از تناقضات ظاهری هموار گردد. این روش امکان گذر از حقیقت در معنای ظاهری و رسیدن به حقیقت در معنای بالذات آن را ممکن خواهد ساخت. یافته ها: امکان ارائه مفهومی اصیل و کامل از پدیده ای نظیر راهبرد در چارچوب مفاهیم شکل دهنده به آن، ممکن نیست، چراکه دانش مبتنی بر تجربه (دانش پسینی) که در نتیجه مشاهده واقعیت های بیرونی است، نه تنها به دلیل تکیه اجزاء و عناصر آن بر عرف و تداعی، اقتضایی بوده و دربردارنده کمترین قطعیت است، بلکه هیچ گاه نمی توان با تجرید از تجربه، به جامعیتی دست یافت که دارای مشخصه های کامل بودن و اصالت است. از این رو در کنار ملاحظات سه گانه مطرح شده برای امکان پذیر ساختن رسیدن به حقیقت راهبرد به صورت بالذات، شامل توجه به محدوده تعاریف، توجه به بُعد فراحسی پدیده ها و توجه به اصول مسلّم ارائه شده توسط کانت برای پی جویی حقیقت از مسیر فهم علمی، تنها راه، تکیه زدن بر اصول و بنیانی است که دارای وجوب مطلق بوده و به دلیل داشتن ماهیتی پیشینی، عبور از تناقضات دنیای واقعی را ممکن می سازد. نتیجه گیری: هر پدیده از منظر تجربی ضرورتاً بایستی متکی بر جامعیتی باشد که آن جامعیت بتواند چراغ راه و هدایت گر تمام امور تجربی، چه در گذشته و چه در آینده، قرار گیرد. بدین ترتیب، بدیهی است که بسنده کردن به ظواهر و دیدگاه های سوبژکتیو برخاسته از آن برای نیل به حقیقتِ هر پدیده، نه تنها کارساز نخواهد بود، بلکه سدِّ راه تأملات عمیق در آن حوزه مطالعاتی قرار خواهد گرفت. از این رو، چنانچه در مطالعات علوم انسانی به ویژه مطالعات حوزه راهبرد، توجه به ریشه ها و منشأ پیدایش و تکوین پدیده ها و حقیقتِ آن ها به صورت بالذات با مبنا قرار دادن اصول پیشینی به عنوان راهنما و هدایت گر، اساس قرار گیرد، نه تنها دستیابی به جامعیتی فراذهنی از پدیده (Idea) را ممکن خواهد ساخت، بلکه خلق اندیشه های بی بدیل و تجلّی ظرفیت های بالقوه وجود انسانی در اندیشه پردازی را ممکن کرده و یک گام به پیش نهادن در ساحت علم را محقق خواهد ساخت.  
۵۸۷.

شناسایی مولفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: مدیریت دانش به مجموعه ای از فرایندها گفته می شود که داده ها و اطلاعات سازمان را به دانشی ارزشمند تبدیل می نمایند. برای پیاده-سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها عوامل متعددی موثر هستند که هوش مصنوعی یکی از این عوامل می باشد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش صورت گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات جزو تحقیقات کتابخانه ای است که از تکنیک های میدانی نیز استفاده شده است. این پژوهش از نظر روش، جزو پژوهش های توصیفی – ترکیبی است که از طریق پیمایش دلفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 40 نفر اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران و دانشجویان مقطع دکتری است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (میانگین و درصد) و همچنین به منظور تحلیل داده های آماری از نرم افزار spss 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر نشان داد که مؤلفه های هوش مصنوعی شامل مؤلفه عملکرد هوش مصنوعی که شامل 6 گویه که مهم ترین گویه، گویه ی تشخیص الگو و بازنشانی الگو برای پاسخگویی به مسائل براساس دانش قبلی؛ مؤلفه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شامل 14 گویه که مهمترین گویه، گویه ها ی امکانات برقراری ارتباط و گفتگو برخط (آنلاین) و نرم افزاری نوشتاری؛ مؤلفه نگرش افراد سازمان شامل 6 گویه که مهمترین گویه، گویه ی نقش مهم عامل انگیزه در پیشرفت افراد در کار با رایانه؛ مؤلفه سنجش میزان مهارت افراد سازمان شامل 13 گویه که مهمترین گویه، آشنایی با نرم افزارهای آفیس؛ مؤلفه عوامل اقتصادی دارای 7 گویه که مترنی آن گویه ی هزینه تجهیز سازمان به سخت افزارها ، مؤلفه عوامل فرهنگی شامل 6 گویه که مهمترین گویه، اعتماد؛ مؤلفه فناوری اطلاعات شامل 7 گویه که مهمترین گویه ها ، امنیت و بهینه سازی و گویه خودکارسازی فرآیندها؛ مؤلفه محتوای دانشی شامل 2 گویه که مهمترین گویه های دانش های آشکار و نهان؛ مؤلفه زیرساخت سازمانیشامل 7 گویه که مهمترین گویه، پهنای باند متناسب با شبکه؛ مؤلفه دستورالعمل و بخشنامه ها دارای 2 گویه که مهمترین آن، گویه بخشنامه های مبنی بر هوشمندسازی سازمان؛ مؤلفه سیستم های یکپارچه که شامل 3 گویه و مهمترین گویه، گویه همکاری و تعامل علمی و آموزشی با سایر سازمان های هوشمند؛ مؤلفه فرآیندهای مدیریتی و مدیران ارشد شامل 6 گویه که مهمترین آنها، گویه های تنظیم اولویت های استراتژیک برای مدیریت دانش، ایجاد یک مخزن دانش، و مدیریت نوآوری؛ مؤلفه مزایا و کاربردهای هوش مصنوعی شامل 13 گویه که مهمترین گویه ها، گویه های تسهیل به اشتراک گذاری و بازیابی دانش، سهولت انتقال دانش؛ مؤلفه پردازش تصویر شامل 3 گویه که مهمترین ان نویسه خوان نوری؛ مؤلفه پردازش متن شامل 15 گویه که مهمترین انها، گویه های استخراج کلمات کلیدی و گروه بندی متون مشابه؛ مؤلفه پردازش گفتار شامل 3 گویه و مهمترین گویه گدیه ی مترجم های صوتی؛ و در نهایت مؤلفه اهداف به کارگیری هوش مصنوعی که شامل 13 گویه و مهمترین گویه ها گویه های انتقال مهارت ها و دانش کارکنان زبده و اندیشمند به سیستم های خبره و ارتقا توانایی ها و قابلیت های فردی و تربیت نیروی انسانی متفکر از نظر خبرگان (اعضای پنل دلفی) شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشانگر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش می تواند نقش موثری را داشته باشد و همچنین هوش مصنوعی باعث تسهیل امر اشتراک و انتقال دانش و همچنین تسریع فرایند بازیابی می شود. با تمرکز بر این مؤلفه های شناسایی شده هوش مصنوعی و به کارگیری و تمرکز بر آن ها می توان در پیشروی و پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها اقدام کرد.
۵۸۸.

مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: یکی از ویژگی های بارز دانشگاه های موفق امروزی برخورداری از ویژگی های کارآفرینی است که خلاء موجود در این زمینه در نظام آموزش عالی ایران کاملاً محسوس و ملموس است. دانشگاه های کشور در حال حاضر با مشکلات عدیده ای همچون عدم اشتغال دانش آموختگان، فرار مغزها، مهارت آموزی کم دانشجویان، بی انگیزه شدن دانشجویان، افزایش کمّی دانشجو بدون توجه به کیفیت، و تعامل ضعیف بین صنعت و دانشگاه مواجه هستند، که می توان ریشه این مسائل را در پایین بودن میزان سرمایه گذاری و عدم توجه به ابعاد مختلف کارآفرینی، تمرکز بر آموختن دانش نظری به جای دانش علمی،کاربردی، عدم توجه به خلاقیت و توان ابتکاری یادگیرندگان جستجو کرد. نگاهی به سیاست های کلان کشور نیز نشان می دهد که مسئله کارآفرینی در نظام های آموزشی، همواره به عنوان یک دغدغه مورد توجه بوده است، اما در عمل شاهد کم توجهی دانشگاه ها به این مسئله بوده ایم. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عناصر مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران و ارائه یک مدل مفهومی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر داده ها، کیفی بر مبنای نظریه داده بنیاد نظام مند، و از نظر نحوه اجرا، اکتشافی بر مبنای رویکرد استقرایی می باشد. جامعه آماری متشکل از کارآفرینان آموزشی، سیاست گذاران کارآفرینی آموزشی و اساتید حوزه کارآفرینی از7 دانشگاه برتر کشور (دانشگاه های تربیت مدرس، تهران، صنعتی شریف، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، صنعتی امیرکبیر، اهواز) بودند. به منظور انتخاب نمونه، از رویکرد آگاهانه هدفمند استفاده گردید و به شیوه گلوله برفی اقدام به نمونه گیری شد. انجام مصاحبه براساس مفاد شیوه نامه به مدت 30 تا 60 دقیقه انجام شد. نمونه گیری تا حد اشباع نظری انجام شده و نهایتاً با 15 نفر مصاحبه صورت گرفت. برای جمع آوی داده ها از روش کتابخانه ای (سندکاوی) و روش میدانی (مصاحبه) استفاده شد. به منظور تعیین اعتبار یافته ها از سه روش کثرت گرایی شامل بازآزمون روش انجام کار، آزمون قابلیت اطمینان بین کدگذاران و استفاده از مصاحبه شوندگان جدید، برای آزمون قابلیت اطمینان مدل استفاده شد. در نهایت برای تحلیل داده ها از فن کدگذاری نظری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته ها: مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران دارای 108 مقوله فرعی (مفهوم) و 17 مقوله اصلی می باشد که مقوله محوری مدل، کارآفرینی آموزشی در دانشگاه های ایران است. عوامل زمینه ساز شامل آموزش، اعضای هیأت علمی و فرهنگ سازی؛ عوامل علّی شامل ویژگی های فردی، حمایت دولت و ساختار اقتصادی؛ عوامل مداخله گر شامل نظام آموزش عالی و کاربرد فناوری های نوین؛ راهبردها شامل بازتعریف رشته آموزش در دانشگاه، تجاری سازی آموزش، رهبری و مشاوره کارآفرینانه و سیاست گذاری پرورش دانشجو، و نهایتاً پیامدها شامل رشد و توسعه کشور، تحقق اهداف نظام آموزش عالی، رفاه اجتماعی، وپویایی اجتماعی بودند. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده بیانگر آن است که برای کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها، بایستی با یک دید کلان به موضوع نگریست و کل مدل بدست آمده را مدنظر داشت. نمی توان انتظار داشت کارآفرینی در دانشجویان افزایش یابد، ولی همه جنبه های بدست آمده را مورد مداقه قرار نداد. برخی عوامل تشکیل دهنده مدل مناسب کارآفرینی آموزشی در دانشگاه ها، زمینه ساز حادث شدن کارآفرینی آموزشی هستند، برخی بوجود آورنده آن بوده، و در این بین عواملی نیز مخل هستند، برای تحقق این موضوع باید راهبردهای اساسی شناسایی و پیاده سازی شوند تا نهایتاً با توجه به عوامل مختلف و اجرای راهبردها، پیامدها و نتایج مثبت کارآفرینی آموزشی بدست آید.  
۵۸۹.

کاربرد مولفه های مدیریت زمان در روزآمدسازی اطلاعات و برنامه ریزی حرفه ای متخصصان علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مدیریت زمان در روزآمدی اطلاعات و برنامه ریزی حرفه ای متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در کتابخانه های عمومی استان کرمان است. روش: روش این پژوهش پیمایشی و از نوع مطالعه کاربردی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان کتابخانه های عمومی استان کرمان به تعداد 82 نفر می باشد. حجم نمونه براساس جدول مورگان 68 نفر برآورد شده و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود. جامعه مورد مطالعه برحسب شهرستان مشخص گردید و سپس از هر یک، نمونه تصادفی به نسبت تعداد افراد جامعه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از 2 پرسشنامه محقق ساخته شامل مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات استفاده شده است. پرسشنامه مدیریت زمان شامل 40 پرسش درباره روش های پایش و کنترل وقت در انجام فعالیت های حرفه ای بود. پرسشنامه روزآمدی اطلاعات نیز شامل 15 پرسش در خصوص استفاده روزآمد از منابع اطلاعاتی، وبگاه ها، رسانه ها، پایگاه ها و دسترسی به اطلاعات تخصصی طراحی شد. برای محاسبه روایی ابزار اندازه گیری از روش اعتبار صوری استفاده شده است. پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. ضریب مورد نظر برای پرسشنامه های مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات به ترتیب 845/0 و 948/0 تعیین شد که بیانگر پایایی بالای ابزار سنجش است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.پی. انجام شد و از آماره های توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و نیز استنباطی شامل: ضریب همبستگی پیرسون- اسپیرمن و نیز مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب همبستگی آزمون پیرسون و اسپیرمن بین دو متغیر مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات به ترتیب برابر 412/0 و 318/0 است. در نتیجه بین مدیریت زمان کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات در کتابخانه های عمومی استان کرمان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. با توجه به اینکه مقدار R2adj (تعدیل شده R2)، برابر با 174/0 می باشد، لذا، امتیاز نمره واریانس، روزآمدسازی اطلاعات را تایید می کند. بر این اساس، بین هدف گذاری، اولویت بندی اهداف و فعالیت ها، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات رابطه خطی معنی داری وجود دارد. ضریب همبستگی چندگانه 498/0=r می باشد که نشان دهنده میزان روابط هدف گذاری، اولویت بندی اهداف و فعالیت ها، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات است و با توجه به اینکه سطح معنی داری برابر 006/0 و کوچک تر از سطح 05/0= α است، بنابراین، این رابطه معنی دار است. با توجه به اینکه مقدار R2adj (تعدیل شده R2)، برابر با 174/0 می باشد، پس، امتیاز نمره واریانس، روزآمدسازی اطلاعات را تایید می کند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد مدیریت زمان کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات در کتابخانه های عمومی استان کرمان رابطه مستقیمی دارند؛ یعنی هرچه توانایی کارکنان در مدیریت زمان بیشتر باشد، توانایی آنها در روزآمدسازی اطلاعات و افزایش کیفیت کارهای تخصصی بیشتر می شود. علاوه بر آن، ارتباط تنگاتنگی میان برنامه ریزی عملیات توسط کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات وجود دارد؛ یعنی هرچه کارکنان به صورت عملیاتی و عینی برای رسیدگی به امور، برنامه ریزی داشته باشند، بهتر می توانند اطلاعات خود را در زمینه های تخصصی و عمومی روزآمدتر کنند. سازماندهی قدرتمند شامل تفویض اختیار و فضای کاری مناسب برای داشتن مدیریت زمان موثر جهت مدیران بسیار مهم است و شایسته است تا تمرکز مدیران بر فعالیت های سودمند باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود کارکنان کتابخانه ها اهداف خود را مطابق با اهمیت شان اولویت بندی کنند؛ زمان مشخصی برای برنامه ریزی و روزآمد کردن اطلاعات خود اختصاص دهند؛ اهداف کوتاه مدت و بلندمدت شغلی تهیه کنند؛ اهداف سازمانی را درجه بندی نمایند؛ جلسات را در زمان مناسب برگزار کنند؛ شروع و اتمام کار را مشخص کنند؛ روش انجام کار را مشخص کرده و برنامه مطالعات تخصصی داشته باشند.  
۵۹۰.

ابعاد و مؤلفه های ممیزی دانش در کتابخانه های دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و شاخص های ممیزی دانش در کتابخانه های دانشگاهی بود. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی بود و با روش دلفی و با رویکرد کیفی انجام شده است. شرکت کنندگان در پژوهش شامل اساتید و صاحب نظران حوزه مدیریت دانش و علم اطلاعات بودند. به منظور نمونه گیری از جامعه پژوهش، با روش هدفمند ابتدا 2 تا 3 نفر از صاحب نظران مدیریت دانش و علم اطلاعات شناسایی شدند. در ادامه براساس روش گلوله برفی، افراد دیگری توسط آنها معرفی گردیدند و حجم نمونه 20 نفر انتخاب شد. در این پژوهش همچنین به منظور تحلیل داده های حاصل از مرحله نخست و دوم دلفی، از آزمون کندال و آزمون دوجمله ای (باینومیال) استفاده شده است. یافته ها: براساس یافته های پژوهش در زمینه ممیزی دانش عوامل چهارده گانه ای به عنوان عوامل دخیل و مؤثر در ممیزی دانش بدست آمد که عبارتند از: چشم انداز و اهداف سازمانی، تحلیل داده ها و اطلاعات دانشی، اندازه گیری دانش صریح و ضمنی، ترسیم نقشه جریان دانش، شناسایی عناصر راهبردی سازمان، تحلیل شکاف بین دانش موجود و مطلوب، آماده سازی سازمان، شناسایی فرآیند ممیزی دانش، تشکیل کارگروه ممیزی دانش، تحلیل جریان دانش، شناسایی دارایی های با ارزش سازمان، ارزیابی اطلاعات، اندازه گیری سلامت دانش فعلی و تحلیل کاربست دانش. یافته ها نشان داد که شاخص اولویت در انجام طرح های پژوهشی، آموزشی، اجرایی و غیره دارای بیشترین میانگین (01/4) و شاخص انواع منابع دانش، دارای کمترین میانگین (25/1) بود. همچنین مقدار ضریب کندال برای همه عوامل مدنظر به غیر از عوامل چشم انداز و اهداف سازمانی و شناسایی عناصر راهبردی سازمان، بیشتر از 7/0 یا بسیار نزدیک به آن است که دلالت بر اجماع خبرگان دارد. سطح معناداری برای ضریب هماهنگی کندال در بیشتر عوامل نیز بیش از 5 درصد بود که به معنای وجود توافق معنادار بین خبرگان است. نتیجه گیری: استفاده از مؤلفه های ممیزی دانش، زمینه شناسایی بهتر نیاز ها، خلق، سازماندهی، تسهیم و استفاده از دانش را در سازمان ها فراهم می کند. نتایج کلی پژوهش در زمینه اعتبارسنجی توسط خبرگان نشان داد که همه مولفه های ممیزی دانش مورد تأیید بوده و هیچ کدام از مولفه ها رد نشده است.
۵۹۱.

ارائه مدل تعیین آمادگی دیجیتالی سازمان های دولتی (مورد مطالعه: دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: آمادگی دیجیتالی ابزار ارزیابی به روز بودن سازمان، مبتنی بر اهداف است. این ابزار ساختاری برای مدیریت کسب وکار و چارچوبی مرجع برای اهداف تحول دیجیتالی می باشد. نخستین اقدام اساسی برای تعیین مدل و سنجش آمادگی دیجیتالی سازمان، شناسایی معیارهایی است که با ساختار و فرهنگ حاکم بر آن سازمان متناسب باشند، در این راستا، در پژوهش حاضر در چارچوب مطالعه موردی به این موضوع پرداخته شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی با رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، با مرور پیشینه، معیارهای اولیه موثر بر آمادگی دیجیتالی شناسایی شدند و سپس با استفاده از روش دلفی فازی توسط خبرگان مشخصی غربال گردیدند. در بخش کمّی با پژوهشی پیمایشی، و با نظرخواهی از خبرگان و روش های سلسله مراتبی فازی، دیمتل فازی و سطح بلوغ، به توصیف و تفسیر روابط موجود بین معیارها و عوامل تأثیرگذار پرداخته شد و وزن معیارها، میزان اثرگذاری معیارها جهت ارائه مدل و همچنین سطح آمادگی دیجیتالی دانشگاه تعیین شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد با تجربه و آگاه در بخش فناوری اطلاعات دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به تعداد 12 نفر بود. یافته ها: یافته ها نشان داد 15 معیار در چارچوب 5 عامل اصلی بر آمادگی دیجیتالی سازمان در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین موثر هستند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی رتبه بندی شدند و در نهایت یک مدل آمادگی دیجیتالی برای دانشگاه ایجاد شد. سپس سطح آمادگی دیجیتالی تعیین گردید. نتیجه گیری: معیار حمایت مدیریت عالی از پروژه های دیجیتال سازی از بالاترین وزن برخوردار است. با استفاده از دیمتل فازی مدل جامع علت و معلولی پژوهش ترسیم گردید. معیار آمادگی مدیریتی در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از وضعیت مناسبی برخوردار است؛ اما معیار آمادگی زیرساخت های فنی در این دانشگاه وضعیت مناسبی ندارد.
۵۹۲.

علم سنجی و تجزیه و تحلیل روند پژوهش ها در حوزه انقلاب صنعتی چهارم و کیفیت0/4(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: پژوهش حاضر درصدد بررسی تغییرات صورت گرفته در انقلاب صنعتی چهارم، و در بخش تخصصی تر کیفیت 0/4، در سطح جهان و سازمان ها است. در واقع می توان گفت در این پژوهش، پژوهشگران به دنبال بررسی این موضوع هستند که فناوری های هوشمند چه تاثیری در سطح جامعه و محصولات داشته و کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت چگونه به سمت هوشمندسازی حرکت کرده اند. همچنین چه کشورهایی در چه زمینه هایی با یکدیگر همکاری داشته و پژوهشگران و صنعتگران در کشورهای توسعه یافته تا چه اندازه توانسته اند با کمک فناوری های هوشمند، سطح خود را ارتقاء دهند. روش: در این پژوهش از روش علم سنجی برای دستیابی به اهداف و پاسخ به سوالات پژوهش استفاده شده است. در این راستا، ابتدا داده های مورد نیاز (مقلات، کتاب ها، دستنوشته ها، مقالات در حال چاپ، مقالات کنفرانسی و...) از پایگاه وب آو ساینس، بین سال های 2012 تا 2020، در حوزه صنعت0/4، فناوری های هوشمند، کیفیت 0/4 و مفاهیم مرتبط استخراج شد. تعداد این پژوهش ها 4926 مورد بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار سایت اسپیس استفاده شد. در این نرم افزار گره ها نشان دهنده نام نویسنده، مجله، کشور، کلمات کلیدی و... است و پیوندها استناد یا همبستگی بین گره ها را نشان می دهد. خروجی موردنظر از این نرم افزار، به صورت شکل ها و جدول ها ارائه گردید. یافته ها: اگرچه کشورهای آلمان و آمریکا، اولین کشورهایی بودند که درپی هوشمندسازی و استفاده از فناوری های هوشمند در سیستم های تولیدی و کلیه بخش های کشور خود هستند، اما هم اکنون بسیاری از کشورهای در حال توسعه مانند هند، این فناوری ها را بیشتر مورد استفاده قرار داده اند. انتظار می رود در آینده ای نزدیک این کشور بتواند خود را از نظر پیشرفت تکنولوژی در سطح بالایی قرار دهد. از سوی دیگر، با توجه به بررسی موضوعات داغ، در سال های اخیر توجه بیشتر پژوهشگران به سمت استفاده از تکنولوژی های هوشمند در کاهش آلودگی محیط زیست از طریق کاهش استفاده از منابع طبیعی بوده است که این امر نشان دهنده توجه جهان به مسائل محیط زیستی است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد، که در سال های اخیر، تولید به سمت هوشمند شدن حرکت کرده است و کنترل کیفیت باید اتوماتیک و با کمک ربات ها انجام شود، این امر باید در سطحی گسترش یابد که بتوان تمامی بخش های سازمان را با کمک فناوری های هوشمند، بهبود بخشید، که دستیابی به این امر منجر به کیفیت هوشمند یا کیفیت 0/4 می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، درپی تحولات صورت گرفته در انقلاب صنعتی چهارم، فناوری ها به طور کلی دستخوش تغییر شدند و فناوری هایی مانند سیستم های سایبر- فیزیکال، چاپ سه بُعدی، بلاکچین، داده های بزرگ و... فرایندهای تولید و ارائه خدمات را متحول ساخته اند. همچنین در سال های اخیر بسیاری از سازمان ها در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته سعی کرده اند مفاهیم کیفیت0/4 را در بخش های مختلفی مانند رهبری، فرهنگ، تدوین استراتژی و... بکار گیرند و از فناوری های هوشمند، جهت کنترل کیفیت هوشمند سازمان استفاده نمایند. بنابراین، می توان افق دید پژوهش های آتی در حوزه صنعت0/4 و کیفیت0/4 را ورود به مباحثی مانند رهبری دیجیتال، فرهنگ دیجیتال، ساختار سازمانی دیجیتال و... در نظر گرفت.  
۵۹۳.

ارائه چارچوبی برای شناسایی پیشران های موثر روی آینده منابع درآمدی دانشگاه ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی با توجه به کاهش بودجه های دولتی، فشارهای اقتصادی، شدت رقابت و کاهش تقاضا برای تحصیلات تکمیلی و بحران های مالی بین المللی، به سمت متنوع کردن منابع درآمدی خود حرکت کرده اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین پیشران های موثر بر آینده منابع درآمدی دانشگاه ها است. روش: این پژوهش از نظر جهت گیری دارای ماهیتی کاربردی بوده و روش آن کمّی چندگانه است. جامعه نظری پژوهش، مدیران طرح و برنامه دانشگاه های بزرگ کشور و اساتید متخصص در حوزه تأمین مالی آموزش بودند. روش نمونه گیری به صورت قضاوتی، و با توجه به تخصص خبرگان در حوزه تأمین مالی آموزش عالی انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر 10 نفر بود. پیشران های پژوهش از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. در ادامه برای غربال و تحلیل اثرگذاری پیشران ها به ترتیب از دو پرسشنامه خبره سنجی و اثرسنجی استفاده شد. این پرسشنامه ها با دو تکنیک دلفی فازی و دیمتل فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: 25 پیشران از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. از میان پیشران های پژوهش، 10 پیشران دارای مقدار دیفازی بیشتر از 6/0 بودند و برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. میزان اثرگذاری پیشران های باقیمانده با دیمتل فازی ارزیابی شد. با توجه به شاخص خالص اثر، پیشران های تحریم ها و محدودیت های خارجی، شرایط اقتصادی جامعه، ماهیت ارتباط دانشگاه ها با صنایع و کسب و کارها در جامعه و سیاست های وزارت علوم در مورد جذب دانشجو به ترتیب بیشترین اثرگذاری را داشتند. نتیجه گیری: پیشنهادهای کاربردی پژوهش با توجه به اثرگذارترین پیشران ها ارائه گردید. در این زمینه پیشنهادهایی مثل تاب آور کردن دانشگاه ها، توجه دانشگاه ها به تولید ثروت در جامعه، هدایت پایان نامه های تحصیلات تکمیلی و پژوهش ها به سمت مسئله محوری و جذب دانشجو براساس نیازهای صنعت و بازار، برنامه آمایش سرزمین و الزامات بومی ارائه شد.
۵۹۴.

بررسی چگونگی تأثیر مدیریت دانش در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: با توجه به افزایش فشار رقابتی و توسعه و پیشرفت فناوری، امروزه شرکت های تولیدی به صنعت 4.0 به عنوان یک موضوع اساسی و مهم در راستای بهبود عملکرد و حفظ و توسعه موقعیت رقابتی خود نگاه می کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی تأثیر مدیریت دانش و عوامل اثرگذار بر آن در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی است. روش : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از جنبه نحوه گردآوری داده ها، از نوع پیمایشی است. به منظور انجام پژوهش حاضر در ابتدا 13عامل با مرور پیشینه پژوهش شناسایی شد. سپس با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، نحوه ارتباط عوامل شناسایی شده تعیین گردیده و براساس آن مدل مفهومی این پژوهش ارائه شد. در ادامه با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS برازش مدل مفهومی به دست آمده، مورد سنجش و بررسی قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. همچنین به منظور برازش مدل مفهومی شکل گرفته، پرسشنامه ای متشکل از 42 سوال با توجه به پیشینه پژوهش طراحی شده و در اختیار خبرگان، مدیران و کارکنان صنعت لوازم خانگی، به روش نمونه گیری در دسترس قرار گرفت. با توجه به استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری، حجم نمونه لازم در این پژوهش از رابطه q15<  n < q5 که در فرمول فوق q تعداد سوالات پرسش نامه و n اندازه نمونه می باشد، به دست آمد. با توجه به تعداد 42 سوال طراحی شده، 250 پرسشنامه توزیع گردید، که از این میان تعداد 217 پرسشنامه بازگشت داده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی، رهبری، نوآوری سازمانی، ساختار سازمانی، ظرفیت جذب، کارِ گروهی، منابع مالی، سازگاری سیستم های اطلاعاتی، انعطاف پذیری کارکنان، چشم انداز و استراتژی، ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد، آموزش و فناوری های صنعت 4.0 به عنوان عوامل مؤثر بر مدیریت دانش در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی کشور شناسایی شده اند. همچنین عوامل مؤثر بر مدیریت دانش در استقرار صنعت 4.0 در هشت سطح قرار گرفته اند که فرهنگ سازمانی و رهبری، به عنوان متغیر های مهم و زیربنای مدل مفهومی به دست آمده، نقش اساسی در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی دارند. از سوی دیگر، متغیرهای منابع مالی در سطح هفتم، کار گروهی، ساختار سازمانی و آموزش در سطح ششم، ظرفیت جذب و چشم انداز و استراتژی در سطح پنجم، فناوری های صنعت 4.0 در سطح چهارم، ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد در سطح سوم، انعطاف پذیری کارکنان در سطح دوم و نوآوری و سازگاری سیستم های اطلاعاتی در سطح اول قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند استقرار صنعت 4.0 را در صنایع لوازم خانگی کشور تسهیل کرده و مدیران صنایع لوازم خانگی را به استفاده موثرتر از مدیریت دانش در صنعت 4.0 ترغیب کند.
۵۹۵.

چگونگی ارائه خدمات در راستای برندسازی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی ایران (مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: امروزه با توجه به رقابتی شدن فضای اطلاعات و اطلاع رسانی، ضرورت دارد کتابخانه ها به منظور همگامی با نیازهای اطلاعاتی کاربران بالقوه و بالفعل خود و پرهیز از واگذاری عرصه رقابت به دیگر بازیگران عرصه اطلاعات، در رویکردهای سنتی خود تجدیدنظر نمایند. در این میان، پی گیری و کاربست راهبردهای مبتنی بر بازاریابی و برندسازی اطلاعات در محیط کتابخانه می تواند به عنوان راه کاری اثربخش در راستای رسیدن به جایگاه واقعی کتابخانه ها در نظر گرفته شود. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی خدمات مورد نیاز برای برند شدن در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی ایران انجام شد. روش: این پژوهش کاربردی و با روش تحلیل محتوای کیفی، به روش قیاسی یا جهت دار انجام شد. داده ها از طریق صاحبه نیمه ساختاریافته با نمونه های هدف مند شامل 14 نفر از مدیران کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی ایران گردآوری شد. یافته ها: براساس یافته های این پژوهش، 2 مفهوم اصلی خدمات تخصصی (دربرگیرنده خدمات اطلاعاتی، پژوهشی و علم سنجی، آموزشی) و خدمات عمومی (دربرگیرنده خدمات رفاهی ، سلامت عمومی کاربران، پشتیبانی و فرهنگی) با 7 مؤلفه و 33 کد فرعی در ارتباط با ارائه و تنوع خدمات در برندسازی کتابخانه های دانشگاهی پزشکی شناسایی شد. نتیجه گیری: ارائه خدمات تخصصی نوین و عمومی باکیفیت و مورد نیاز کاربران امروزی باعث می شود دیدگاه جامعه و کاربران نسبت به کتابخانه تغییر کرده و این ذی نفعان ادراک قوی تری از کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاه های علوم پزشکی پیدا کنند. بنابراین، مدیران این مراکز اطلاع رسانی باید در ارائه خدمات در راستای برندسازی کتابخانه های تحت مدیریت خود تمهیدات لازم را در نظر بگیرند.  
۵۹۶.

ارزیابی معماری وبگاه دانشگاه قم از منظر معماری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی وبگاه دانشگاه قم براساس شاخص های معماری اطلاعات بود. بازبینی و ارزیابی منظم وب سایت ها از جنبه های ساختاری و محتوایی و به دنبال آن مشخص شدن نقاط قوت و ضعف آنها، راهبردی مناسب برای سیاست گذاری و تصمیم گیری به دست خواهد داد. روش: در این پژوهش، وبگاه دانشگاه قم به روش پیمایشی و با استفاده از سیاهه ارزیابی بهینه سازی شده توسط صدیقی (1400) در خردادماه 1402 بررسی شد. در این تحقیق چهار زیرسیستم سازماندهی، برچسب گذاری، پیمایش و جستجوی وبگاه، با توجه به سه جنبه اساسی معماری اطلاعات یعنی بافت، کاربر و محتوا مورد ارزیابی قرار گرفت. سوالات سیاهه ارزیابی در دو بخش با سوالات توصیفی و سوالات «بلی و خیر» با توجه به وجود یا عدم وجود ویژگی های مورد بررسی طراحی گردید. در نهایت سیاهه وارسی براساس شاخص ها و معیارهای ارزیابی در قالب جداولی تنظیم گردید و توسط محقق تکمیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که وبگاه دانشگاه قم در قسمت سازماندهی اطلاعات امتیاز 22 از امتیاز کل 37، در قسمت برچسب زنی امتیاز 30 از امتیاز کل 57، در قسمت پیمایش امتیاز 42 از امتیاز کل 78، و در قسمت جستجو امتیاز 5 از امتیاز کل 46 را کسب نموده است. بنابراین، وبگاه دانشگاه قم در مقایسه با حالت ایده آل در قسمت سازماندهی 64%، در قسمت برچسب زنی 45%، در بخش پیمایش 81%، و در زمینه جستجو 10% کسب نموده که در نتیجه در برچسب زنی وضعیت متوسط، در سازماندهی و پیمایش وضعیت خوب، و در نهایت وضعیت بسیار ضعیفی در بخش جستجو دارد. نتیجه گیری: وب سایت ها ابزار مناسبی جهت برقراری ارتباط بین سازمان ها و مخاطبان خود هستند. در این پژوهش نشان داده شد که در مولفه سیستم سازماندهی با وضعیت خوب، ضعف های وب سایت در طرح سازماندهی، بیشتر از نوع ساختار سازماندهی بود که طرح کلی سازماندهی وبگاه دانشگاه قم براساس چارت سازمانی است و نداشتن طرح سازماندهی الفبایی و عدم استفاده از طرح سازماندهی مخاطب محور و سازماندهی اجتماعی، ازجمله ضعف های آن در سازماندهی است. سیستم پیمایش وبگاه با اینکه به کاربر می گوید که در چه وبگاهی قرار دارد، اما به صورت مشخصی تمام سطوح پیمایش شده را نشان نمی دهد. سیستم پیمایش اصلی وبگاه باید به سیستم محلی مجهز گردد. سیستم جستجوی وبگاه باید برقرار شود. همچنین اضافه کردن سیستم پیشنهاددهنده به سیستم جستجوی وبگاه، ازجمله روش هایی است که می توان به کمک آن عملکرد سیستم جستجو را بهبود بخشید.  
۵۹۷.

بررسی میزان آشنایی کتابداران دانشگاه های علوم پزشکی با مهارت های فردی و سازمانی مدیریت زمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف: مدیریت زمان از جمله اصول مدیریت اثربخش است که نیازمند برخى مهارت هاست. می توان آن را به دو مقوله کلی مهارت فردی و سازمانی تقسیم کرد. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی رابطه بین مقوله های مهارت فردی، سازمانی در مدیریت زمان و میزان آشنایی کتابداران شاغل درکتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی مستقردر شهر تهران با این مولفه ها می باشد.روش پژوهش: در این پژوهش روش تحقیق توصیفی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری شامل تمامی کتابداران کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی تهران که با روش نمونه گیری تمام شمار در دسترس135 نفر از آنها انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ی پژوهشگرساخت دو قسمتی جمعیت شناختی و سنجش مهارت فردی و سازمانی مدیریت زمان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص های آماری توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و t تک نمونه در نرم افزار SPSS19 تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها: رابطه بین مهارت فردی با رفتار سازمانی با ضریب همبستگی192/0 مثبت می باشد (05/0>p) میزان آشنایی کتابداران با مهارت فردی مدیریت زمان در وضعیت خوب و مهارت سازمانی بسیار خوب بود. از نظر جنسیت و نوع دانشگاه کاربرد مهار ت های مدیریت زمان تفاوتی نداشت و تقریباً برابر بود.نتیجه گیرى: آشنایی کتابداران با مولفه های مهارت های سازمانی بیش از مهارتهای فردی بود و بین مهارت های فردی مدیریت زمان با ابعاد ششگانه مهارت های سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت و در مولفه هدف گذاری، بیشترین رابطه و تفویض اختیار کمترین ارتباط دیده شد.
۵۹۸.

ارائه روشی مبتنی بر تحلیل مراجع کتابشناختی برای شناسایی مقالات علمی مرتبط در کتابخانه های دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۵۳
حجم مستندات و مقالات علمی در دهه اخیر افزایش بسیار زیادی کرده است که این امر، شناسایی مقالات مرتبط در کتابخانه های دیجیتال را با چالش هایی روبرو کرده است. هدف این پژوهش، ارائه روشی مبتنی بر تحلیل مراجع کتابشناختی برای شناسایی مقالات علمی مرتبط در کتابخانه های دیجیتال است. جامعه آماری این پژوهش، مقالات منتشر شده در 5 سال اخیر در نشریات فارسی و انگلیسی نمایه شده در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام در حوزه علوم کامپیوتر می باشد. روش پیشنهادی قادر است با تحلیل مراجع مقالات، مقالاتی را که بیشترین شباهت با مقاله داده شده دارند، پیدا کند و آنها را بر اساس میزان شباهتشان، مرتب نماید. در این راستا بعد از استخراج عنوان و بدست آوردن شباهت میان مراجع موجود میان مقالات، آن دسته از مقالاتی که بیشترین شباهت را با یک مقاله دارند، شناسایی شده و بر اساس میزان شباهتشان مرتب می شوند. به منظور مقایسه، روش پیشنهادی با روش های دیگر مقایسه شد که نتایج بدست آمده روی هم داده های فارسی و هم داده های انگلیسی نشاندهنده کارایی روش پیشنهادی در شناسایی مقالات مرتبط است.
۵۹۹.

تنوع ساختاری و موضوعی نسخه های خطّی طبّی دورۀ قاجار موجود در کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۲۶۶
هدف: در ایران مانند سایر جوامع، علم طب از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و در ادوار تاریخی مختلف، نسخ خطی بسیاری در زمینه طب نگاشته شده است. از آنجا که دوره قاجار در تاریخ علم طب و پزشکی ایران یکی از مهم ترین ادوار تاریخی است، هدف این پژوهش شناخت و بررسی نسخه های خطّی طبّی این عصر از نظر ساختاری و موضوعی آن ها است.روش: این تحقیق، به شیوه کتابخانه ای و با روش تحقیق پیمایشی از نوع تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش نسخه های طبّی  عصر قاجار موجود در فهرستگان نسخه طبّی  ایران (فنخا) است که با جست وجو در بیش از  320000 نسخه معرفی شده در آن فهرستگان به شیوه سرشماری، تعداد ۱۱۳۵ عنوان کتاب طبی دوره قاجار در 3136 نسخه، شمارش و جدا شده و مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده ها، سیاهه وارسی است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با کمک جداول و نمودارهای آماری انجام شده است.یافته ها: در میان نسخه های خطی مورد تحقیق، تعداد ۱۱۳۵ نسخه خطی دارای عنوان غیر تکراری یافت شد که ۲۶۵ مورد از این نسخه ها تألیفات عصر قاجار بودند و مابقی آن، استنساخ های متعدد از این نسخه ها است. از نظر محتوایی، موضوعات داروسازی و داروشناسی (21/1 درصد) و شناخت بیماری ها (21/1 درصد) و درمان بیماری (19/3 درصد) از موضوعات پرکاربرد در این نسخه ها هستند.موضوعات گیاهان دارویی، مامایی، طب کیمیاوی و طب در سفر هر کدام کمتر از 2 درصد از نسخه ها را به خود اختصاص داده است. از میان ۱۱۳۵ عنوان نسخه طبی غیرتکراری در عصر قاجار 49/9 درصد از کل این نسخ برابر با ۵۶۷ مورد با ساختار رساله بوده اند و تعداد ۴۷۴ نسخه برابر با 41/7 درصد از کل نسخه ها نیز با ساختار کتاب بوده اند. تعداد ۶ نسخه 0/5 درصد از کل) از لحاظ کتاب یا رساله بودن مشخص نشدند. ۸۸ مورد از نسخه های طبی مورد بررسی قرارگرفته (۷/۷ درصد) نیز بدون اطلاعات بودند.نتیجه گیری: با توجه به بیماری های موجود در عصر قاجار مانند طاعون، وبا، حصبه و آبله، جلوگیری از این بیماری ها و درمان این بیماری ها بسیار مورد توجه اطبا قرار می گرفته و رساله ها و کتب مختلفی در این باب نوشته شده است. چنانکه با ورود داروسازی نوین به ایران و ظهور و رواج داروهای غیر گیاهی (شیمیایی)، داروسازی و داروشناسی در این دوره از موضوعاتِ پرکاربرد است. در عصر قاجار تألیف و استنساخ نسخ خطی بسیار مهم بوده است و کاتبان اغلب خود را با القابی مانند حکیم و طبیب معرفی می کردند. این امر نشان دهنده فعالیت گسترده طبیبان در سنت کتابت و نسخه نویسی است. بیشترین تعداد نسخ خطی در این عصر با ساختار رساله بوده است. موجز و تخصصی بودن رسالات و همچنین سرعت زیاد در نشر موضوع در قالب رساله را می توان دلیل این موضوع دانست. همچنین با رواج سیستم آموزشی ساختار رساله به دلیل مناسب بودن برای جزوات درسی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته بود. علاوه بر زیاد بودن رساله های خطی، تألیف و استنساخ ساختار کتاب نیز بسیار مورد توجه طبیبان این دوره بوده است. نسخه های خطی با ساختار کتاب نیز به دلیل آنکه مفصل هستند و نویسنده قادر است در موضوعی کلی چندین باب را بیان کند، همین طور برای نگارش کتب مرجع مورد توجه بوده اند. بسیاری از کتب پیشینیان نیز در این دوره مورد توجه و استنساخ قرار گرفته اند. 
۶۰۰.

دانش آفرینی در صنعت بیمه: شناسایی مؤلفه ها و آزمون مدل بر مبنای رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۹۲
هدف: امروزه صنعت بیمه نقش قابل ملاحظه ای در شکوفایی اقتصاد ایفا می نماید، بنابراین توجه به خلق دانش می تواند در افزایش ضریب نفوذ بیمه نقش بسزایی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه ها و آزمون مدلی جهت دانش آفرینی در صنعت بیمه، با تأکید بر نقش مشتریان می باشد. روش شناسی: روش مورداستفاده در پژوهش، رویکرد آمیخته است. به منظور شناسایی مؤلفه های پژوهش، نخست رویکرد کیفی گراندد تئوری مورداستفاده قرار گرفت. بدین منظور مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته با منتخبی از خبرگان صنعت بیمه صورت گرفت که درنتیجه آن مؤلفه های پژوهش شناسایی و سپس سطح بندی شدند و درنتیجه، مدل مفهومی پژوهش تبیین گردید. در مرحله بعد، بر اساس مدل به دست آمده، 9 فرضیه تدوین شد و به منظور آزمون فرضیه ها از روش کمّی حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش در مرحله کمّی، شامل مدیران و کارشناسان 3 شرکت بیمه ایران، البرز و آسیا می باشد. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام شد که بر این اساس 310 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کمی پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تأیید هر 9 فرضیه پژوهش و بدین شرح بود که زیرساخت های فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر دانش محور بودن تأثیرگذار است. دانش محور بودن بر بازاریابی داخلی و مدیریت ارتباط با مشتریان تأثیر دارد. علاوه بر این تأثیر بازاریابی داخلی و مدیریت ارتباط با مشتریان بر مشتری مداری تأیید شد. همچنین تأثیر مشتری مداری بر ایجاد انگیزش و اعتمادسازی تأیید شد. نتیجه گیری: تأثیر ایجاد انگیزش و اعتمادسازی بر هم آفرینی دانش مشتریان مورد تأیید قرار گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان