ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۸۱ تا ۹٬۴۰۰ مورد از کل ۱۱٬۸۶۳ مورد.
۹۳۸۱.

مقایسه اثر برنامه تمرینی قدرتی، قدرتی-راه رفتن و دویدن به جلو و قدرتی- راه رفتن و دویدن به عقب بر ترکیب بدنی و آمادگی عملکردی مردان میان سال 50 تا 60 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۰۹
مقدمه و هدف: اثر تمرینات ترکیبی بر آمادگی جسمانی افراد مختلف به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته، اما تفاوت راه رفتن/ دویدن به جلو و عقب در بخش هوازی این تمرینات کمتر بررسی شده است. لذا هدف از مطالعه حاضر، مقایسه اثر تمرینات مقاومتی با تمرینات ترکیبی قدرتی هوازی (راه رفتن/ دویدن به جلو در مقابل راه رفتن/ دویدن به عقب) بر ترکیب بدنی و آمادگی عملکردی مردان میان سال بود.مواد و روش ها: بدین منظور، 48 مرد میان سال به طور تصادفی به چهار گروه تمرین قدرتی - هوازی رو به جلو، تمرین قدرتی- هوازی رو به عقب، تمرین مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها به مدت هشت هفته هر هفته سه جلسه به تمرین پرداختند. پس از تمرینات، آزمون های ترکیب بدنی، قدرت بالاتنه، قدرت پایین تنه، چابکی و تعادل و استقامت هوازی به عمل آمد. داده ها توسط روش آماری آنووا با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری 0.05>P تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بین گروه ها تفاوت معنی داری در وزن، توده بدون چربی و توده چربی وجود نداشت (0.05<P). در مورد قدرت عضلانی اندام تحتاتی و فوقانی، چابکی و تعادل و استقامت هوازی نتایج نشان داد که هر سه گروه تمرینی از قبل از تمرینات تا بعد از تمرینات بهبود معنی داری داشته اند (0.001>P) اما بین گروه ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد. بحث و نتیجه گیری: می توان گفت هشت هفته برنامه تمرین ترکیبی (قدرتی راه رفتن/ دویدن به جلو و قدرتی راه رفتن/ دویدن به عقب) اثرات معنی دار و سودمندی بر عملکرد جسمانی مردان میان سال دارد و نباید نگران اثرات تداخلی این تمرینات بود. لذا با توجه به اثر احتمالی راه رفتن به عقب بر سایر متغیرهای عملکردی و برای تنوع بخشی به تمرینات ترکیبی می توان از راه رفتن به عقب به عنوان بخشی از تمرین هوازی بهره برد.
۹۳۸۲.

تأثیر غوطه وری در آب سرد و معتدل بر پاسخ پروتئین شوک گرمایی پلاسمایی موش های صحرایی هنگام اجرای فعالیت مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۱۵
مقدمه و هدف: امروزه استفاده از غوطه وری در آب در میان ورزشکاران برای تسریع بازیافت پس از فعالیت ورزشی رواج یافته است. با توجه به اهمیت فشار گرمایی و 70HSP در سازگاری های فیزیولوژیکی و نامشخص بودن پاسخ پلاسمایی 70HSP در چنین شرایطی، پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر غوطه وری در آب با دماهای مختلف هنگام اجرای فعالیت مقاومتی بر پاسخ پلاسمایی پروتئین شوک گرمایی (70eHSP) در موش های صحرایی نر انجام شد. روش شناسی: بدین منظور 32 موش صحرایی نر نژاد اسپراگ-داولی (8 هفته ای) بطور تصادفی به چهار گروه 1- کنترل (وزن 97/7±5/208 گرم)، 2- فعالیت مقاومتی (وزن 66/9±66/209 گرم)، 3- فعالیت مقاومتی و غوطه وری در آب با دمای ˚C 27 (وزن 28/7±22/218 گرم) و 4- فعالیت مقاومتی و غوطه وری در آب ˚C 14 (وزن 62/9±10/220 گرم) تقسیم شدند. فعالیت مقاومتی شامل 3 نوبت 5 تکراری بالا رفتن از نردبان 120 سانتیمتری بود که از طریق اتصال کیسه ای محتوی وزنه ای معادل 50 درصد وزن بدن به دم حیوان انجام شد. در فاصله استراحتی بین نوبت ها و در پایان نوبت سوم (2 دقیقه غوطه وری و 2 دقیقه استراحت)، موش های گروه های 3 و 4 به ترتیب درون استخر آبی با دمای ˚C 27 و ˚C 14 قرار گرفتند. خون گیری (به میزان 5/1 میلی لیتر) به دنبال 14-12 ساعت ناشتایی شبانه و 24 ساعت پس از انجام فعالیت مقاومتی از ورید دمی انجام شد و مقادیر پلاسمایی 70HSP e با استفاده از روش الایزا سنجیده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک طرفه و در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که پاسخ فزاینده 70HSP e در گروه فعالیت مقاومتی و غوطه وری در آب با دمای ملایم (43/0± 28/12) بطور معنی-داری بیشتر از گروه کنترل بود (40/0± 59/10)، البته در 2 گروه تجربی دیگر نیز پاسخ فزاینده 70HSP e بیشتر از گروه کنترل بود ولی معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها استفاده از غوطه وری در آب با دمای ˚C 27 به هنگام فعالیت مقاومتی یا پس از آن منجر به پاسخ فزاینده 70HSP -e گردید که در صورت تعمیم یافتن به مطالعات انسانی آینده، می تواند به ورزشکاران رشته هایی همچون کشتی و وزنه برداری که ماهیت قدرتی داشته و به محتوای پروتئینی عضلات نیاز بیشتری دارند، به منظور پاسخ های محافظتی بیشتر پیشنهاد گردد. واژه های کلیدی: پروتئین شوک گرمایی، غوطه وری در آب، فعالیت مقاومتی
۹۳۸۳.

تجزیه و تحلیل ویدیوئی آسیب های بازیکنان فوتبال در جام جهانی 2022(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل ویدیوئی آسیب های بازیکنان فوتبال در جام جهانی 2022 بود. بدین منظور فیلم ویدیوئی تمامی بازی های جام جهانی (62 مسابقه)، توسط محقق مورد بررسی قرار گرفت و میزان شیوع آسیب، مکانیسم وقوع آسیب، نوع برخورد منجر به آسیب، زمان بروز آسیب و ناحیه آسیب دیده در فرم گزارش آسیب ثبت شد. باتوجه به نتایج 127 آسیب در طی 62 مسابقه یا 96/55 آسیب در هر 1000 ساعت مسابقه رخ داد. بیشترین میزان بروز آسیب در 15 دقیقه انتهایی نیمه دوم (75-90) (3/21 درصد) اتفاق داد (05/0P<). برخورد و تصادم بیشترین سازوکار به وجود آورنده آسیب بود (6/23 درصد) (05/0P<) و بیشترین میزان آسیب در اندام تحتانی بازیکنان رخ داد (1/55 درصد) و مچ پا بیش از دیگر نقاط بدن آنان آسیب دید (7/19 درصد) (05/0P<). همچنین بیشتر آسیب ها بر اثر برخورد به وجود آمدند (9/38 درصد) (05/0P<). میزان بروز آسیب در این بازی ها بیشتر از بازی های جام جهانی قبل بود. که این می تواند ناشی از تفاوت در تعریف آسیب، متفاوت بودن سیستم بازی، تفاوت در مدت و نوع تمرینات آماده سازی و بدنسازی و متفاوت بودن روش های جمع آوری اطلاعات باشد. همچنین آگاهی از زمان بروز آسیب و نوع برخورد منجر به آسیب، مکانیسم های اصلی به وجود آورنده آسیب و آسیب پذیرترین اندام ها هنگام مسابقه فوتبال، در طراحی برنامه های پیشگیرانه از آسیب مؤثر است و به بازیکنان، مربیان و گروه پزشکی کمک می کند.
۹۳۸۴.

بررسی پروفایل هورمونی مردان دوچرخه سوار تیم ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
مقدمه و هدف: بررسی پروفایل هورمونی رشته های ورزشی مختلف در تحقیقات فراوانی جهت ارائه معیار و شاخص به کار می رود. با توجه به اهمیت رشته دوچرخه سواری تحقیق حاضر به بررسی پروفایل هورمونی دوچرخه سواران مرد تیم ملی ایران می پردازد.مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی ۹۵ نفر از مردان دوچرخه سوار تیم ملی ایران با میانگین و انحراف معیار قد 4.5±175.4 سانتی متر، وزن 3.8±74.5 کیلوگرم و شاخص توده بدن 0.7±23.9 کیلوگرم بر مترمربع به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. متغییر های تحقیق شامل: (سطح سرمی هورمون تستوسترون، هورمون رشد، هورمون رشد شبه انسولینی، هورمون لوتئینی، هورمون تحریک کننده تیروئید و هورمون اریتروپویتین) بود که ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرین و به صورت ناشتا از ورید ناحیه آرنج آزمودنی ها خونگیری به عمل آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل و بررسی شدند (0.05>P).یافته ها: در مردان دوچرخه سوار تیم ملی ایران میانگین سطح سرمی هورمون تستوسترون 0.23± 4.44 نانوگرم/میلی لیتر، میانگین سطح سرمی هورمون رشد 0.17± 0.24 نانوگرم/میلی لیتر، میانگین سطح سرمی هورمون رشد شبه انسولینی 56.64±246.3 میکروگرم/لیتر، میانگین سطح سرمی هورمون لوتئینی 0.72±2.44 واحد بین المللی/لیتر، میانگین سطح سرمی هورمون تحریک کننده تیروئید 0.8±2.33 میلی واحد بین الملل/لیتر و میانگین سطح سرمی هورمون اریتروپویتین 0.97± 4.79 میلی واحد بین المللی/ لیتر بود.بحث و نتیجه گیری: مقادیر مرجع هورمون های بررسی شده برای جمعیت عمومی ورزشکاران نخبه معتبر نیست. محدودیت های مرجع جدیدی باید برای متغیرهای هورمونی در ورزشکاران نخبه ایجاد شود. زیرا وضعیت متابولیسمی، تغذیه ای و تمرینی آنها با جمعیت عادی غیرورزشکار متفاوت است.
۹۳۸۵.

اثر مکمل گلوتامین بر کوفتگی عضلانی تأخیری و فعالیت الکتریکی عضله پس از انقباض های برونگرا در مردان تمرین نکرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
مقدمه: نقش چندگانه پروتئین های غذایی و اسید آمینه های کلیدی مانند گلوتامین و لوسین سبب ایجاد کاربردهای بالقوه گوناگونی برای ورزشکاران شده است. هدف: بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرمکمل گلوتامین بر کوفتگی عضلانی تأخیری و تغییرات الکتریکی عضله پهن خارجی (میانه فرکانس و متوسط توان فرکانس) پس از انقباض های برون گرا در مردان تمرین نکرده بود. روش شناسی: آزمودنی های این تحقیق را 17 داوطلب مرد سالم تمرین نکرده (سن 27/2±35/22 سال، وزن 78/9±91/69 کیلوگرم، قد 32/4±08/177 سانتی متر) تشکیل داده که به صورت تصادفی و دو سو کور به دو گروه مکمل (9 نفر) و دارو نما (8 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی ها مکمل و دارونمای (1/0گرم/کیلوگرم وزن بدن) خود را 3 روز در هفته و برای 4 هفته مصرف کردند. هر آزمودنی قبل از ورود به مطالعه از نظر عادات غذایی مورد ارزیابی قرار گرفت. شرکت کنندگان 6 نوبت حرکت جلو ران تا مرز خستگی با 75 درصد یک تکرار بیشینه را با دستگاه جلو ران و با فاصله 3 دقیقه استراحت بین نوبت ها اجرا می کردند. کراتین کیناز و فعالیت الکترومیوگرافی قبل از اجرای پروتکل و 24 و 48 ساعت پس از آن اندازه گیری شد. یافته ها: با توجه به اطلاعات بدست آمده هیچ نوع تفاوت معنی داری در کراتین کیناز و فعالیت الکترومیوگرافی بین دو گروه مشاهده نشد (05/0P>). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله می توان چنین نتیجه گرفت که مکمل گلوتامین تأثیر معنی داری بر شاخص های آسیب عضلانی بین دو گروه نداشته است. واژه های کلیدی: گلوتامین، کوفتگی عضلانی تأخیری، میانه فرکانس ها، متوسط توان فرکانس
۹۳۸۶.

مقایسه تأثیر دو شیوه برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن (ویبراسیون) و پلایومتریک بر میزان پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
مقدمه: در چند دهه اخیر روش های مختلفی جهت تقویت توان و قدرت انفجاری عضلات اندام تحتانی در بازیکنان والیبال به منظور افزایش پرش عمودی به کارگرفته شده است. هدف: پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن و برنامه تمرین پلایومتریک بر میزان پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد جوان بود. روش شناسی: تعداد 20 بازیکن والیبال در رده جوانان باشگاه پیکان تهران انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه ده نفره تمرینات ارتعاش کل بدن ( 4 هفته) و تمرینات پلایومتریک (8 هفته) قرار گرفتند. عملکرد بازیکنان والیبال در پرش عمودی ، توسط آزمون پرش عمودی سارجنت اندازه-گیری شد. نتایج پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون آماری t همبسته (در هر گروه) و مستقل (بین دو گروه) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج تحلیل آماری نشان داد انجام 8 هفته برنامه تمرینی پلایومتریک و4 هفته برنامه تمرینی ارتعاش کل بدن به شکل معناداری میزان پرش عمودی را در بازیکنان جوان باشگاهی افزایش می دهد (0001/0>P). همچنین نتایج آزمون t مستقل نیز نشان داد که در میانگین تغییرات پرش عمودی بین گروه پلایومتریک و ارتعاش کل بدن تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P>). بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تمرین ارتعاش کل بدن می تواند به عنوان یکی از شیوه های نوین تمرینی در مقایسه با سایر روش های معمول در بازه زمانی کوتاهتری باعث افزایش قدرت و توان انفجاری عضلات اندام تحتانی در بازیکنان والیبال شود و میزان پرش عمودی آنها را افزایش دهد.
۹۳۸۷.

تاثیر مکمل یاری کوتاه مدت سلنیوم بر پراکسید هیدروژن (H2O2) و گلوتاتیون (GSH) سرم دانشجویان پسر غیرفعال به دنبال فعالیت حاد هوازی وامانده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۲۴
مقدمه و هدف: فعالیت ورزشی حاد باعث تولید رادیکال های آزاد و آسیب به بافت های بدن می شود؛ با وجود این، استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی می تواند این تغییرات را تعدیل کند. از این رو هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مکمل یاری کوتاه مدت سلنیوم بر پراکسید هیدروژن (H2O2) و گلوتاتیون (GSH) سرم دانشجویان پسر غیرفعال به دنبال فعالیت حاد هوازی وامانده ساز بود. روش شناسی: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با طرح متقاطع می باشد که در سال 1397 در آزمایشگاه دانشگاه بیرجند انجام شد. ده دانشجوی پسر غیرفعال سالم با میانگین سنی 0/84±18.6 سال و شاخص توده بدنی 3.61±38.21 کیلوگرم بر متر مربع به طور تصادفی برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند. این گروه 10 نفره به طور متقاطع در چهار مرحله مداخله به عنوان گروه های کنترل، فعالیت، مکمل، و فعالیت+ مکمل؛ شرکت نمودند. پروتکل تمرینی هوازی اجرا شده، آزمون استاندارد بروس بود. آزمودنی ها پس از اجرای آزمون بروس، به مدت 14 روز مکمل سلنیوم (200 میکروگرم/روز) را به صورت کپسول دریافت نمودند و در انتهای این دوره، مجددا آزمون مزبور به اجرا درآمد. نمونه های خونی بلافاصله پس از مداخله از ورید بازویی گرفته و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نرمال بودن توزیع داده ها با آزمون شاپیروویلک، اختلاف درون گروهی با استفاده از آزمون آنالیز واریانس اندازه های تکراری نوع یک و اختلاف بین گروهی با آزمون t همبسته در سطح معنی داری 0/05>p مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: به دنبال تمرین حاد هوازی وامانده ساز، سطوح سرمی H2O2به طور معنی داری (0.01=p ) افزایش یافت، در حالی که پس از 14 روز مکمل یاری سلنیوم، سطوح این شاخص به طور معنی داری (0.001=p ) کاهش پیدا کرد. از طرف دیگر؛ سطوح سرمی GSH به دنبال تمرین حاد هوازی و مکمل یاری سلنیوم، تغییر معنی داری نکرد (0.27=p ).  بحث و نتیجه گیری: تمرین حاد هوازی وامانده ساز استرس اکسیداتیو نسبی ایجاد کرد، اما مصرف کوتاه مدت مکمل سلنیوم توانست این وضعیت را تعدیل نماید.
۹۳۸۸.

تأثیر جذابیت مقاصد بر تصویر ذهنی گردشگران ورزشی با نقش میانجی سودمندی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۸
این تحقیق به منظور بررسی تأثیر جذابیت مقاصد بر تصویر ذهنی گردشگران ورزشی با نقش میانجی سودمندی ادراک شده انجام گردیده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی - پیمایشی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه گردشگران ورزشی بوده است که در سال 1403 به استان های شمال غرب کشور (آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل) به عنوان مقصد گردشگری ورزشی سفر کرده اند، ملاک انتخاب آنها شرکت در یک رویداد و فعالیت ورزشی بوده است که در هر مکان مورد ارزیابی قرار گرفتند. با در نظر گرفتن جامعه نامحدود بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه 383 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد.. ملاک انتخاب آنها شرکت در یک رویداد و فعالیت ورزشی بوده است که در هر مکان مورد ارزیابی قرار گرفتند که با درنظرگرفتن جامعه نامحدود بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه 383 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد جذابیت مقاصد گردشگری (داس و همکاران، 2007)، تصویر ذهنی گردشگران (کیم و پردو، 2011) و سودمندی ادراک شده (ساد و بالی، 2005) می باشد. روایی محتوا و روایی سازه ها توسط 10 نفر از اساتید مدیریت ورزشی مورد تأیید قرار گرفت، ضمن اینکه پایایی ترکیبی و روایی همگرا و روایی واگرای ابزار نیز با استفاده از روش تحلیل عاملی بررسی شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار PLS v.3 و Spss v.22 بهره گرفته شده است.
۹۳۸۹.

مسیر مرکز فشار راه رفتن و دویدن در بیماران با سابقه بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
پس از عمل بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی، همچنان تغییراتی در مکانیک دویدن باقی می ماند. بررسی مسیر مرکز فشار یکی از متغیرهای نشان دهنده مکانیک کلی راه رفتن و دویدن است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه مسیر مرکز فشار در افراد با سابقه جراحی بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی بود. 48 بسکتبالیست مرد (24 نفر با سابقه جراحی و 24 نفر سالم) در این مطالعه شرکت کردند. مسیر مرکز فشار هر دو پای آزمودنی ها طی راه رفتن و دویدن با پای برهنه توسط دستگاه فوت اسکن در دو محور داخلی-خارجی و قدامی-خلفی ثبت و در 4 زیرفاز مرحله سکون محاسبه شد. نتایج نشان داد که حین راه رفتن و دویدن در گروه با سابقه جراحی در فاز پوش آف جلوی پا مسیر مرکز فشار داخلی تر از گروه سالم بود. همچنین در گروه با سابقه جراحی، مسیر مرکز فشار پای آسیب دیده در فاز پوش آف جلوی پا حین راه رفتن و دویدن داخلی تر از پای سالم بود. از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گیری کرد که مسیر مرکز فشار افراد با سابقه بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی با افراد سالم متفاوت است. این تفاوت در مسیر مرکز فشار می تواند باعث تغییر بارگذاری زانو شده و خطر ابتلا به استئوآرتریت زانو را افزایش دهد.
۹۳۹۰.

تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی با و بدون مصرف آب انار بر شاخص های سندرم متابولیک زنان میانسال دارای اضافه وزن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف پژوهش حاضر، تعیین تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی با و بدون مصرف آب انار بر شاخص های سندرم متابولیک زنان میانسال دارای اضافه وزن بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی و آزمایشگاهی بود. جامعه آماری این پژوهش زنان میانسال منطقه 9 شهر مشهد بودند که توسط فراخوان انتخاب شدند. نمونه آماری از بین زنان میانسال با دامنه سنی 40 تا 50 سال، ۳۰ نفر به صورت تصادفی به 3 گروه 10 نفری (گروه کنترل، هیچ گونه فعالیتی را انجام نمی دادند، گروه تمرین ترکیبی با مصرف آب انار و گروه تمرین ترکیبی بدون مصرف آب انار) تقسیم شدند. قبل و پس از اجرای برنامه تمرینی ترکیبی (هوازی-مقاومتی) اندازه گیری های اولیه شامل وزن، قد، قندخون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله، لیپوپروتئین های پلاسما و مقاومت به انسولین انجام گردید. نتایج نشان داد که بین سه گروه مورد بررسی در شاخص قندخون، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت به انسولین، لیپوپروتئین با چگالی پایین و لیپوپروتئین با چگالی بالا تفاوت وجود دارد (05/0>p). شاخص قندخون و هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت به انسولین، لیپوپروتئین با چگالی پایین در هر سه گروه از پیش آزمون به پس آزمون کاهش یافت (05/0>p)؛ اما در گروه تمرین با و بدون مصرف آب انار کاهش معنی دار بود. شاخص لیپوپروتئین با چگالی بالا در هر دو گروه تمرین از پیش آزمون به پس آزمون افزایش داشت (05/0>p). بنابراین، یک دوره تمرین مقاومتی و هوازی با و بدون مصرف آب انار موجب بهبود شاخص قندخون، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت به انسولین، لیپوپروتئین با چگالی پایین و لیپوپروتئین با چگالی بالا می شود.
۹۳۹۱.

ارایه مدل سبک زندگی فعال جامعه ایرانی با رویکرد اقتصادی و بازرگانی ورزشی: سهم در تولید ناخالص ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۸
در ارتباط با سبک زندگی فعال و اهمیت توسعه بدنی و ورزش در ایران، همچنین تأثیر آن بر اقتصاد، تحقیقات خیلی جامع و کاربردی زیادی وجود ندارد. از این رو هدف تحقیق حاضر تدوین مدل سبک زندگی فعال جامعه ایرانی با رویکرد اقتصادی و بازرگانی ورزشی است تا بتواند به زوایای مختلف افزایش سهم آن در تولید ناخالص ملی بپردازند. برای انجام این مطالعه کیفی از استراتژی نظریه داده بنیاد و رویکرد ساخت گرای چارمز استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های عمیقِ نیمه استاندارد یا نیمه ساختاریافته جمع آوری گردیدند. مشارکت کنندگان در این تحقیق، 19 نفر از صاحب نظران در سه حوزه علوم ورزشی، اقتصاد و علوم پزشکی بودند. از حدود 210 جمله پیاده سازی شده از مصاحبه ها، 145 کد اولیه ، 22 کد متمرکز و در نهایت عوامل شناسایی شده از مصاحبه ها در شش دسته محوری تحرکات سلامت بخش، نهادینه سازی، سبک زندگی سلامت محور، سلامت، افراد و جامعه و اقتصاد طبقه بندی شدند. مدل حاضر اذعان دارد دارد که سبک زندگی سلامت محور توانایی بالقوه ای دارد که بر سهم در تولید ناخالص ملی (GDP) تأثیر مستقیم و غیرمستقیمی داشته باشد. مشخص شد افزایش توجه به سبک زندگی سلامت محور نه تنها به بهبود سلامت و کیفیت زندگی افراد کمک می کند بلکه می تواند به افزایش بهره وری، کاهش هزینه های سلامت، و رشد صنایع مرتبط و افزایش تولید ناخالص ملی کشور نیز منجر شود.
۹۳۹۲.

بررسی مولفه ها و شاخص های موثر در پیاده سازی آموزش مجازی و آنلاین به منظور تدوین مدل راهبردی مناسب ( بر مبنای امکان سنجی) در اداره های ورزش و جوانان استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۴۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه ها و شاخص های موثر در پیاده سازی آموزش مجازی و آنلاین به منظور تدوین مدل راهبردی مناسب ( بر مبنای امکان سنجی) در اداره های ورزش و جوانان استان فارس انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، با رویکرد کیفی – کمی (آمیخته) و با طرح اکتشافی انجام گرفت. جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد متخصص در حوزه آموزش مجازی و استادان مدیریت آموزشی و دربخش کمی شامل تمامی مدیران و کارکنان ورزش و جوانان در استان فارس بودند.روش نمونه گیری در بخش کیفی، روش هدفمند و در بخش کمی، روش تصادفی طبقه ای بود. نمونه آماری در بخش کیفی با در نظر گرفتن قانون اشباع نظری ، تعداد 20 نفر و در بخش کمی ، بر اساس روش تمام شماری ،328 نفر انتخاب شدند.ابزار گرد آوری دادها دربخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برمبنای مقیاس پنج گزینه ای لیکرت با 57 گویه بود.روایی صوری پرسش نامه با توجه به نظر متخصصان تایید و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 84/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل دادها از تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تاییدی ، معادله های ساختاری و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج به دست آمده به شناسایی 6 بعد ، 13 مولفه و 57 شاخص منجر شد که نام گذاری ان ها بر اساس مبانی نظری شکل گرفت .
۹۳۹۳.

بررسی تغییرات نیمرخ لیپیدی به دنبال تمرینات ترکیبی (مقاومتی - هوازی) همراه با مصرف مکمل زنجبیل و دارچین در زنان یائسه چاق مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۳۲۲
مقدمه و هدف: دیابت، شایع ترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسمی و یکی از مهم ترین مشکلات بهداشت عمومی است. تمرینات ورزشی یکی از ارکان درمان دیابت نوع دوم در کنار درمان های پزشکی و تغذیه ای می باشد. در کنار درمان های پزشکی و تغذیه ای اجرای تمرینات ورزشی به عنوان یکی از روش های درمانی نوع 2 می باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تغییرات نیمرخ لیپیدی به دنبال  تمرینات ترکیبی (مقاومتی - هوازی) همراه با مصرف مکمل زنجبیل و دارچین در زنان یائسه چاق مبتلا به دیابت نوع دو است. مواد و روش ها: 23 زن چاق دیابتی به صورت هدفمند انتخاب شدند و به  صورت تصادفی در دو گروه، تمرین ترکیبی و مصرف زنجبیل (11 نفر) و تمرین ترکیبی و مصرف دارچین (12 نفر) قرار گرفتند. در دو گروه مصرف مکمل زنجبیل روزانه 1500 میلی گرم پودر ریزوم و دارچین روزانه 1500 میلی گرم بصورت کپسول، به مدت هشت هفته، دریافت می کردند. هر دو گروه هشت هفته، سه جلسه در هفته، تمرینات مقاومتی و تمرینات تناوبی هوازی (دویدن) را با شدت 85-75% ضربان قلب بیشینه انجام دادند. برای بررسی اختلاف میانگین متغیرها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری استفاده شد. سطح معناداری 0.05>P  در نظر گرفته شد.یافته ها: هشت هفته تمرینات ترکیبی منجربه کاهش معنادار مقادیر کلسترول، تری گلیسیرید و نسبت LDL/HDL شد (0.05>P < span lang="AR-SA">). اما تفاوتی در شاخص های مذکور بین دو گروه تمرینی با مصرف زنجبیل و دارچین وجود نداشت (0.05).بحث و نتیجه گیری: هر دو نوع تمرین ترکیبی و مصرف دارچین و تمرین ترکیبی و مصرف زنجبیل موجب بهبود نیمرخ لیپیدی در زنان یائسه چاق مبتلا به دیابت نوع دو می شود، که با توجه به افزایش اولیه آن در این بیماران، رویداد مطلوبی است.
۹۳۹۴.

مقایسه تاثیر تمرینات مقاومتی سی ایکس و تکنیک PNF بر تعادل و کیفیت زندگی افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۵
این مطالعه به منظور بررسی مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی سی ایکس و تکنیک PNF بر تعادل و کیفیت زندگی بیمارن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. در این پژوهش 45 مرد مبتلا به ام اس با دامنه سنی 20-35 سال شرکت کردند که همه ی آنها در مرکز ام اس اصفهان دارای پرونده پزشکی بودند. مقیاس ناتوانی بیماران 3تا 5/4 EDSS بود. این افراد به صورت تصادفی به یک گروه کنترل و دو گروه تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی اول به مدت هشت هفته به تمرینات با کش سی ایکس و گروه دوم تجربی به اجرای تکنیک های PNF پرداختند. هدف از این تمرینات تاکید بر عضلات ران بود.. به منظور سنجش تعادل از تست برگ و کیفیت زندگی از پرسشنامه 36 SF- استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر با سطح معناداری 05/0 صورت پذیرفت. یافته های این پژوهش حاکی از عدم تفاوت معنی دار بین تمرینات سی ایکس و تکنیک PNF در تعادل بود (05/0<P). ولی در آزمون کیفیت زندگی بین تمرینات سی ایکس و PNF تفاوت معنی داری وجود داشت(04/0=P). همچنین هر دو گروه مداخله در آزمون های تعادل و کیفیت زندگی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری داشتند (001/0=P). تمرینات سی ایکس و تکنیک PNF بر تعادل و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیر گزار بوده که از این بین تمرینات سی ایکس نسبت به تکنیک PNF در افزایش کیفیت زندگی بیماران ام اسی موثرتر بوده است.
۹۳۹۵.

اثر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر عملکردحرکتی، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات مقاومتی با کش تراباند بر عملکردحرکتی، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلوروزیس(ام اس) بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان 20 تا 50 سال مبتلا به ام اس با نمره ی مقیاس وضعیت شدت ناتوانی 1تا 5/2 و عضو انجمن ام اس شهر اصفهان بودند. از بین بیماران داوطلب 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب و در دوگروه تجربی وکنترل (15 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های هردو گروه قبل از شروع برنامه تمرینی پرسشنامه های کیفیت زندگی و شدت خستگی بیماران ام اس را تکمیل کردند و درآزمون های برخاستن و راه رفتن زمان دار و نشستن و برخاستن30ثانیه از روی صندلی شرکت کردند. گروه تجربی به مدت هشت هفته تمرینات مقاومتی با کش تراباند را سه جلسه درهفته و به مدت60 دقیقه اجرا کردند و گروه کنترل در این مدت فعالیت های روزمره خود را انجام داد. پس از هشت هفته آزمودنی های دو گروه مجدد با آزمون های قبلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف استاندارد و آزمون هایt مستقل و آنالیزکوواریانس و با نرم افزارSPSS نسخه 23 و در سطح خطای 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد پس آزمون های برخاستن و راه رفتن زمان دار (001/0= p)، نشستن و برخاستن30ثانیه (001/0= p)، شدت خستگی (001/0= p) و کیفیت زندگی (001/0= p) بین دوگروه تجربی و کنترل تفاوت معناداری داشت. همچنین نتایج گروه تجربی نشان داد به ترتیب عملکردحرکتی نشستن و برخاستن30 ثانیه2/37 درصد، برخاستن و راه-رفتن زمان دار6/32 درصد، کیفیت زندگی 9/22 درصد افزایش و خستگی1/22 درصد کاهش داشت. درمجموع کاربرد تمرینات مقاومتی با کش تراباند با ویژگی های خاصی که دارد در برنامه توانبخشی بیماران ام اس توصیه می گردد.
۹۳۹۶.

بیان پروتئینی TGF-β1 در عضله اسکلتی متعاقب با تمرین تناوبی شدید و ارتباط آن با اکسیداسیون چربی درون عضلانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴
هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی مقادیر بافتی TGF-β1 در عضله دوقلو متعاقب تمرین تناوبی شدید و ارتباط آن با اکسیداسیون تری گلیسرید درون عضلانی بود.روش شناسی: تعداد 40 سر رت نر از نژاد ویستار (در سن 8 هفتگی) به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (8n=) و تمرینی (32=n) تقسیم شدند. گروه تمرینی، یک جلسه تمرین تناوبی شدید شامل 10 مرحله دو دقیقه ای با شدت معادل 90 درصد سرعت حداکثرشان و با فاصله استراحت یک دقیقه بین هر تکرار را انجام دادند. تعداد 32 رت از گروه تمرینی در فواصل زمانی بلافاصله، 3، 10، 24 ساعت بعد از انجام جلسه تمرینی تشریح و عضله دوقلوی میانی جدا و نمونه خونی از قلب جمع آوری شد.مقادیر بافتی TGF-β1 و آنزیم آدیپوز تری گلیسرید لیپاز (ATGL) عضله دوقلوی میانی با روش ELISA اندازه گیری شد. تفاوت های بین گروهی با آزمون آماری آنالیز واریانس بررسی شد.یافته ها: مقادیر بافتی TGF-β1 و ATGL در عضله دو قلوی میانی گروه کنترل به ترتیب 2/1± 08/8 پیکوگرم/میلی گرم (پروتئین کل) و 01/0±95 پیکوگرم/میلی گرم )پروتئین کل) بود. مقادیر بافتی هر دو فاکتور 10 و 24 ساعت بعد از انجام تمرین شدید نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (01/0p
۹۳۹۷.

تغییرات مقادیر سرمی اینترلوکین 15 و نیمرخ لیپیدی، متعاقب مداخله تمرین هوازی با شدت متوسط در مردان میان سال مبتلا به سندروم متابولیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۱۹
مقدمه و هدف: تقویت جذب گلوکز در بدن توسط اینترلوکین 15 و اختلالات متابولیکی مرتبط با آن در بیماران مبتلا به سندروم متابولیک احتمالا با مداخله فعالیت ورزشی هوازی دستخوش تغییراتی گردد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک دوره تمرین هوازی بر سطوح IL-15 و شاخص های خطر متابولیک می باشد.مواد و روش ها: تعداد 20 مرد مبتلا به سندروم متابولیک بصورت داوطلبانه انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه 10 نفری کنترل و تمرین قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل 12 هفته تمرین هوازی با  3 جلسه در هفته و هرجلسه شامل 45 دقیقه تمرین با شدت 70-60 درصد ضربان قلب اوج بود. خون گیری در مراحل قبل و بعد از مداخله تمرین جهت اندازه گیری متغیرهای خونی شامل IL-15، HDL، LDL، تری گلیسرید، کلسترول تام و گلوکز خون انجام شد. داده ها بوسیله آزمون های آماری تی وابسته و مستقل در سطح معنی داری 0.05 تحلیل شد.یافته ها: در همه متغیرها بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت. در گروه تمرین مقادیر IL-15، HDL، حداکثر اکسیژن بیشینه در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش معنادار داشت (0.05>P). در وزن بدن،  شاخص توده بودنی، دور کمر، فشار خون میانگین، کلسترول تام، تری گلیسرید، LDL، قند خون و شاخص مقاومت به انسولین کاهش معنادار مشاهده شد (0.05>P).بحث و نتیجه گیری: 12 هفته برنامه تمرین هوازی با شدت متوسط را می توان برای کنترل عوامل خطر متابولیک در بیماران دارای سندروم متابولیک بعنوان یک روش غیرداروئی پیشنهاد نمود.
۹۳۹۸.

تأثیر مصرف محلول ساکارز 5 درصد در طول یک فعالیت استقامتی بر میزان قند خون و حداکثر سرعت متعاقب آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۱
مقدمه و هدف: در سال های اخیر مصرف مواد قندی در فعالیت های استقامتی رواج بیشتری پیدا کرده است. هدف از انجام این تحقیق تاثیر مصرف ساکارز 5 درصد در طول یک فعالیت استقامتی 90 دقیقه ای، بر میزان گلوکز خون و حداکثر سرعت دویدن متعاقب آن بود. روش شناسی: 30 نفر دانشجویان تربیت بدنی با سن: 43/1± 28/21 سال، قد: 06/6±42/175 سانتی متر، وزن: 32/8±2/62 کیلوگرم آزمودنی های تحقیق حاضر را تشکیل دادند. آزمودنی ها با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت مساوی و تصادفی جایگزین شدند. در مرحله پیش آزمون گلوکز خون و رکورد دوی 200 متر سرعت آزمودنی ها، پیش از شروع دوی استقامتی 90 دقیقه ای اندازه گیری شد و در خلال دوی استقامتی آزمودنی های گروه آزمایش، هر 15 دقیقه محلول ساکارز 5 درصد و گروه کنترل دارونما مصرف کردند و پس آزمون گلوکز خون و رکورد دوی 200 متر سرعت آزمودنی ها بلافاصله پس از پایان دوی استقامتی اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t همبسته و مستقل در سطح معنی داری 05/0>P استفاده شد. یافته ها: در میانگین رکورد دوی سرعت 200 متر مرحله پس آزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری وجود داشت. همچنین افزایش معنی داری در میانگین گلوکز خون گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون وجود داشت(05/0≥P). بحث ونتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق مصرف محلول ساکارز 5 درصد به منظور جلوگیری از کاهش قند خون و عملکرد سرعت در طول فعالیت استقامتی توصیه می شود.
۹۳۹۹.

اثر هشت هفته تمرین استقامتی با مدت های مختلف بر سطوح عامل نوروتروفیک مشتق از مغز در هیپوکامپ موش های صحرایی نر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
مقدمه و هدف: شکل پذیری عصبی به توانایی مغز و دستگاه عصبی مرکزی برای تطبیق با تغییرات محیطی و عملکرد آن اطلاق می شود. هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی با مدت های مختلف بر سطوح عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) هیپوکامپ در موش های صحرایی نر نژاد ویستار بود. روش شناسی: برای این منظور 40 سر موش نر صحرائی شش تا هشت هفته ای با میانگین وزن 10 ± 189 گرم از انستیتو پاستور شمال ایران تهیه شدند و به طور تصادفی در گروه های کنترل، شم و دو گروه تمرینی تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته، هر هفته پنج روز با سرعت 20 متر بر دقیقه (معادل 50 تا 55 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه) با مدت های 30 و 60 دقیقه و شیب صفر درجه روی نوار گردان ویژه جوندگان به تمرین پرداختند. پس از هشت هفته تمرین و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، نمونه های هیپوکامپ جمع آوری گردید. سطح BDNF با استفاده از کیت و روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها به روش تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه و تحلیل شدند. مقادیر 05/0 P≤ بعنوان حداقل سطح معنی داری تفاوت میانگین ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که سطوح BDNF در گروه تمرینی 60 دقیقه در مقایسه با گروه کنترل (002/0 P=)، گروه شم (006/0P=)، و گروه تمرین 30 دقیقه (02/0P=) تفاوت معناداری داشت. اما گروه تمرینی 30 دقیقه تفاوت معناداری با گروه کنترل (354/0P=) و گروه شم (55/0P=) نشان نداد. بحث و نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد که تمرینات استقامتی با شدت متوسط و مدت 60 دقیقه در مقایسه با مدت کوتاه تر باعث افزایش بیشتری در سطوح BDNF موش ها می شود.
۹۴۰۰.

تأثیر دوازه هفته تمرین هوازی بر بیان ژن ABCG1 زنان چاق کم تحرک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
مقدمه و هدف: پروتیین انتقال دهنده غشایی ABCG1 ATP Binding Cassette transporter G1)) به عنوان یک واسطه کلیدی در تحویل کلسترول از ماکروفاژهای غنی از لیپید به آپو لیپوپروتیین A است که یکی از مراحل انتقال معکوس کلسترول در بدن و مرحله قطعی در جلوگیری از آترواسکلروز می باشد. افزایش بیان ABCG1 ممکن است مانع از تشکیل ماکروفاژهای غنی از لیپید شود و به دنبال آن خطر بروز آترواسکلروز کاهش یابد. نتایج مطالعات به روشنی نشان می دهد که انتقال دهندهABCG1 مسئول ساخت و فرم دهی ذرات HDL-C بوده و به همین دلیل در جلوگیری از گسترش بیماری قلبی عروقی نقش دارد. هدف از تحقیق حاظر بررسی اثر دوازده هفته تمرین منظم ورزشی بر بیان ژنی ABCG1 در زنان چاق کم تحرک می باشد. روش شناسی: 36 زن سالم در تحقیق شرکت کردند و بطور تصادفی در دو گروه شاهد (18 نفر) و گروه تجربی ( 18 نفر) با (دامنه سنی 35-30 و شاخص توده بدنی بزرگتر از 30(کیلوگرم بر متر مربع)) ، تقسیم شدند. برنامه تمرین ورزشی 12 هفته با شدت 75-65 درصد ضربان قلب ذخیره بود این تمرینات سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-55 دقیقه اجرا شد. از تمامی آزمودنی ها در 48 ساعت قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی خون گیری به عمل آمد. بررسی بیان mRNAژن ABCG1 آزمودنی ها با استفاده از روش Semi-quantitative-RT-PCR انجام شد. و اطلاعات به وسیله آزمون تی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه تجربی، در نتیجه تمرین افزایش معنی داری در بیان mRNA ژن ABCG1 در مقایسه با گروه شاهد تجربه کردند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد که تمرین هوازی می تواند با افزایش در بیان mRNA ژن ABCG1 زنان چاق نقش مؤثری در پیشگیری از بیماری های قلب و عروق داشته باشد. واژه های کلیدی: ژن ABCG1 ، زنان چاق، تمرینات هوازی

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان