هدف از پژوهش حاضر، ایجاد هنجار حالات خلقی شرکت کنندگان در مرحله کشوری مسابقات علمی _ تخصصی معلمان مرد تربیت بدنی بود. در این پژوهش جامعه با نمونه برابر بود، از این رو 337 نفر از معلمان مرد تربیت بدنی از 29 استان در هفت گروه سنی و سه مقطع تحصیلی به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات از طریق سیاهه نیمرخ حالات خلقی (Poms) که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، جمع آوری شد. در این پژوهش از میانگین، انحراف استاندارد، رتبه درصدی و آنالیز واریانس (ANOVA) استفاده شد. در نهایت هنجار نیمرخ حالات خلقی معلمان مرد تربیت بدنی در هفت گروه سنی و سه مقطع تحصیلی تعیین شد. نتایج نشان داد خلق و خوی معلمان مرد تربیت بدنی در هفت گروه سنی و سه مقطع تحصیلی تفاوت معناداری ندارد(05/0 > P).
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تبلیغات برند ورزشی آدیداس بر تغییرات الکتروآنسفالوگرافیک مشتریان در بازاریابی عصبی است. تحقیق از نوع کاربردی و نیمه تجربی است. نمونه آماری حدود 40 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز (ورزشکاران و غیرورزشکاران علاقه مند و غیرعلاقه مند به مارک آدیداس، راست دست، 35-20 ساله و بدون سابقه بیماری و جراحی در نواحی سر و جمجمه) بودند. ابزار گردآوری داده ها، دستگاه پروکامپ2 بود. مدل کلی تحقیق از چهار مرحله اصلی، انتخاب نمونه، مشاهده و بررسی فعالیت امواج مغزی آزمودنی ها قبل از مشاهده آگهی تبلیغاتی، بررسی فعالیت امواج مغزی آنها حین مشاهده آگهی تبلیغاتی و در نهایت بررسی فعالیت امواج مغزی پس از مشاهده آگهی تبلیغاتی بود. اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزار BioGraph Infiniti و 16Spss به داده های کمّی تبدیل شدند. از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و از رویکرد لامبدای ویلکز برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین فعالیت فرکانس دلتا، تتا، آلفا و بتا در هر چهار گروه قبل، حین و پس از مشاهده تبلیغات تفاوت داشت. بنابراین، با ایجاد زمینه درک همه جانبه و بهتر مصرف کننده و توسعه دانش پایه در این حوزه، می توان امکان تحقق و دسترسی اهداف تبلیغاتی را در بخش ورزش در کشور تسهیل کرد.
هدف از تحقیق حاضر، تعیین تاثیر رقابت رسمی فوتبال بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A بزاقی بازیکنان مرد بود. به این منظور، 14 بازیکن ثابت با میانگین سنی 3/4 ±24/28 سال به طور مساوی از دو تیم رو در رو در جام حذفی سال 1388 انتخاب شدند. نمونه های بزاقی در زمان استراحت و بلافاصله بعد از نیمه اول، قبل از نیمه دوم و بعد از نیمه دوم گردآوری و مقادیر مربوط به غلظت کورتیزول و تستوسترون با استفاده از روش رادیوایمنواسی و غلظت ایمونوگلوبولین A با استفاده از روش نفلومتری تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر و t جفت شده در سطح 05/0 P≤ صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که اثر اصلی مسابقه فوتبال بر تغییرات غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A بزاقی بازیکنان مرد معنی دار است (001/0 P<). این یافته ها پیشنهاد می کند که رقابت رسمی فوتبال ممکن است به کاهش غلظت ایمنوگلوبولین A در بازیکنان مرد منجر شود و بازیکنان را در معرض ابتلا به عفونت مجاری تنفس فوقانی قرار دهد.
هدف از انجام این تحقیق، تعیین میزان همبستگی بین تغییرات سطح لپتین با برخی از عوامل خطرزای قلبی – عروقی در اثر تمرین هوازی است. از میان تعداد 65 دختر دانشجوی چاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان با درصد چربی بین 45-35، تعداد 20 نفر به صورت تصادفی انتخاب، و از طریق رتبه بندی درصدچربی، همتاسازی شدند و به دو گروه کنترل و تجربی دسته بندی گردیدند. میانگین و انحراف معیار سن و وزن آزمودنی ها به ترتیب 5±25سال و 92/8± 78/87 کیلوگرم بود. درصد چربی، وزن، BMI و WHRبا استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیب بدنی تعیین شد. سطح لپتین، انسولین،LDL، HDL، TG در حالت ناشتا اندازه گیری شد. آزمودنی های گروه تجربی، تحت تأثیر یک برنامه تمرین هوازی (دویدن روی تردمیل با 80-70 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 20 دقیقه، 3 جلسه در هفته و به مدت 3 ماه) قرار گرفتند. متغیرها پس از 3 ماه مجدداً اندازه گیری شدند. به منظور تعیین همبستگی بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین تغییرات لپتین با تغییرات وزن(000/0, p=853/0(r=، درصدچربی(004/0, p=674/0r=)، BMI(004/0, p=702/ 0r=)، WHR(002/0, p=614/0(r=، انسولین (006/0, p= 654/0r=)، LDL (042/0, p= 513/0r=)، TG (006/0, p=657/0r=) ارتباط مثبت وجود دارد ولی با HDL (730/0, p=094/0r=-) ارتباطی مشاهده نشد. نتایج نشان داده است که تمرینات هوازی باعث کاهش سطح لپتین می شود که این امر با بهبود پارامترهای لیپیدهای خون و ترکیبات بدن همراه است. بنابراین کاهش سطح لپتین ناشی از تمرینات هوازی در افراد چاق با تغییرات عوامل خطرزای قلبی – عروقی ارتباط دارد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تغییرات کوتاه مدت رئولوژی خون پس از فعالیت شدید استقامتی در ورزشکاران تیم ملی سه گانه است. 9 نفر از ورزشکاران عضو تیم ملی ورزش سه گانة ایران به طور داوطلبانه (با میانگین سنی 2 /15±12 /20 سال و میانگین وزنی 54 /8 ±12 /70 کیلوگرم) در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها مسابقة دوگانة (سه مرحله ای) سرعتی را که یکی از رشته های رسمی مسابقات چندگانه است (شامل 2 کیلومتر دویدن، 7 کیلومتر دوچرخه سواری و 2 کیلومتر دویدن به طور متوالی)، انجام دادند. قبل و بلافاصله پس از مسابقه، 7 میلی لیتر خون از ورید بازویی گرفته شد. ویسکوزیتة خون و پلاسما، تعدا د گلبول های قرمز، هماتوکریت، هموگلوبین و سرعت رسوب گویچه ای خون افراد اندازه گیری شد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون آماری t زوجی استفاده شد. یک دوره مسابقة دوگانه (سه مرحله ای) سبب افزایش معنادار ویسکوزیتة کل خون در سرعت های 12، 30 و 60 شد (05 /0 P<). تعداد گلبول های قرمز، هماتوکریت و هموگلوبین پس از فعالیت افزایش معناداری را نشان دارد (05 /0 P<). حجم پلاسما و سرعت رسوب گویچه ای خون نیز کاهش معناداری را نشان داد (05 /0P<). در تحقیق حاضر اجرای یک دوره فعالیت استقامتی شدید تأثیر ویژه ای بر عوامل هماتولوژیکی خون داشت و به افزایش ویسکوزیته و تغییرات در ترکیبات خون منجر شد.
در این تحقیق تاثیرات حرکات کششی ایستا وپویا برمیزان کوفتگی تاخیری وافزایش کراتین کینازبا یکدیگر مقایسه شده است. بیست مرد دانشگاهی دردو گروه کششی ایستا و پویا به صورت تصادفی قرار گرفتند .همه ی آنها سه دوره از 25 حرکت کششی را درزمان 80 دقیقه انجام دادند ،تنها تفاوت موجود در بین گروه ها این بود که گروه ایستا هر حرکت را به مدت 40 ثانیه در حالت ساکن نگه می داشتند در صورتی که گروه پویا این حرکات رادر حالت حرکت اجرا می کردند. برای تجزیه وتحلیل میانگین های اندازه گیری شده در کوفتگی تاخیری عضلانی وآنزیم کراتین کیناز قدرت ایزومتریک پایین تنه و دامنه ی حرکتی مفصل ران ،از آزمون تحلیل واریانس عاملی‹4? 2› استفاده شده است.
هدف از این تحقیق، تعیین تاثیر 4 هفته تمرین هوازی همراه با افزایش مقاومت در حرکت قفسه سینه بر کارایی تهویه و عملکردهای ریوی دانشجویان غیر فعال بود. به این منظور18 دانشجوی مرد غیرورزشکار، که برای شرکت در تحقیق داوطلب شده بودند، به دو گروه 9 نفری(گروه تجربی با میانگین قد 33/176سانتی متر، وزن64/72 کیلوگرم و VO2max29/42 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه و کنترل با میانگین قد 88/173سانتی متر، وزن55/70 کیلوگرم و VO2max 68/42 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه) تقسیم شدند. هر دو گروه به مدت 4 هفته، 3 جلسه در هفته و به مدت 30 دقیقه با شدت 70 تا 80 درصد HRmax تحت تمرین دویدن هوازی قرار گرفتند. گروه تجربی تمرین هوازی را همراه با بستن باند الاستیکی به دور قفسه سینه و گروه کنترل تمرین هوازی را بدون استفاده از باند انجام دادند. مقاومت باند الاستیکی به حدی بود که تقریباً10 درصد FVC فرد را کاهش می داد. به منظور اندازه گیری عملکردهای ریوی از دستگاه تحلیلگر گازهای تنفسی و برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون t (مستقل و همبسته)در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. مقایسه تغییرات دو گروه(t مستقل) نشان داد که محدود کردن حرکت قفسه سینه با استفاده از باند الاستیکی هنگام تمرین هوازی روی VEmax(008/0P=)، MVV(04/0P=) و VE/VO2(04/0P=) دانشجویان غیرورزشکار تاثیر بیشتری نسبت به تمرین هوازی به تنهایی داشته است(05/0>P)، اما VE/VCO2،FVC،FEV1/FVC ، VO2/HR ، VD/VTو فرکانس تنفس(rf) در هر دو گروه مشابه بود. به طور کلی نتایج این تحقیق آشکار ساخت که استفاده از باند الاستیکی هنگام دوره های کوتاه مدت تمرین هوازی در مقایسه با تمرین هوازی به تنهایی بر کارایی تهویه و برخی عملکردهای ریوی دانشجویان غیرورزشکار تاثیر بیشتری دارد.
امروزه تحقیقات در حوزة فیزیولوژی ورزش گسترش زیادی یافته است. بسیاری از تحقیقات تلاش می کنند تا پاسخ ها و سازگاری های بدن به تمرین یا فعالیت بدنی را تشریح کنند. در بسیاری از موارد به علت محدودیت های قانونی و اخلاقی، انسان مدل مناسبی برای مطالعه این سازوکارها نیست. در چنین شرایطی حیوانات آزمایشگاهی به ویژه موش های صحرایی و سوری الگوی مناسبی برای این تحقیقات به شمار می روند. تردمیل وسیلة مناسبی برای نیل به این هدف است. با استفاده از تردمیل
می توان به راحتی مدت، شدت و نوع تمرین را دستکاری کرد. بنابراین هدف از این پژوهش طراحی و ساخت مدل جدید و
اصلاح شدة تردمیل ویژة جوندگان آزمایشگاهی است. تردمیل ساخته شده مزایایی در مقایسه با نمونه های داخلی و خارجی
دارد که از آن جمله می توان به 12 محفظه بودن، قابل برنامه ریزی کامپیوتری بودن، جا به جایی و حمل نسبتا آسان، کارکردن آسان، وزن سبک، شیب مثبت و منفی، دامنه سرعت صفر تا 100 متر بر دقیقه، شوکر دستی و اتومات، ارزان بودن و تکیه بر دانش و توان داخلی اشاره کرد.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تمرین حافظه کاری بر توجه و ظرفیت حافظه کاری کاراته کاران بود. از بین کاراته کاران ماهر استان البرز 24 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و پیش آزمون توجه و ظرفیت حافظه کاری را انجام دادند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 25 جلسه تمرین های حافظه کاری را انجام دادند و در پایان، هر دو گروه در پس آزمون توجه و ظرفیت حافظه کاری شرکت کردند. ابزار جمع آوری اطلاعات، آزمون حافظه کاری عددی و فضایی، آزمون مهارت توجه بر اساس جدول سیاه و قرمز، و نرم افزار تمرین حافظه کاری بود. تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد تمرین حافظه کاری سبب افزایش ظرفیت حافظه کاری و توجه کاراته کاران گروه آزمایش شده است. بطورکلی بالا بودن ظرفیت حافظه کاری بر متغیرهای روان شناختی درگیر با عملکرد اثر مثبت گذارده و در نهایت آن را بهبود می دهد. لذا تمرین های حافظه کاری برای افزایش پاسخ های مناسب کاراته کاران در موقعیت های پر فشار مفید است.
در این تحقیق 23 نفر از کارکنان مرد دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد از نظر برخی عوامل خطر زای قلبی عروقی مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند ابتدا وضعیت کلیه آزمودنی ها با نرم های استاندارد مقایسه شد سپس کارکنان فعال از نظر این عوامل با کارکنان غیر فعال مقایسه شدند روش تحقیق نیمه تجربی است بررسی نشان داد میانگین وزن ونسبت قد و وزن آزمودنی ها در دامنه مطلوب قرار دارد میانگین شاخص جرم بدن آنها در حد چاقی درجه یک به دست آمد و میانگین اکسیژن مصفی بیشینه در طبقه خوب جای گرفت بررسی میانگین چگونگی توزیع چربی در بدن نشان داد که آزمودنی ها در منطقه خطر قرار دارند بررسی نسبت کلسترول به HDL کلسترول نیز نشانداد که 19 نفر از آزمودنی ها در منطقه خطر قرار دارند فشار خون استراحت و تمرین آنها طبیعی بود مقایسه کارکنان فعال با کارکنان غیر فعال نشان داد که در مقایسه خطر عوامل خونی بجز کلسترول تام و LDL کلسترول که به طور معنی ار در کارکنان غیر فعال بالاتر از کارکنان فعال بوده وزن نسبت دور کمر به دور باسن شاخص جرم بدن و در صد چربی بدن کارکنان غیر فعال به طور معنی داری بالاتر از کارکنان مرد فعال بالاتر بود بین فشار خون استراحت و تمرین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد
در کنترل حرکتی، دو مکانیسم مستقل (ارتباط بین اجزا در توالی حرکت و مقیاس بندی حرکت) را در تولید حرکت دخیل می دانند. لذا، هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر نوع تمرین(بدنی و مشاهده ای) و نوع بازخورد (خودکنترلی و جفت شده) بر یادگیری زمان بندی نسبی و مطلق و همچنین مقایسه درصد طلب بازخورد و استراتژی درخواست بازخورد گروه خودکنترلی در طی تمرین بدنی و مشاهده ای بود. 120 آزمودنی (438/2±09/21) به طور تصادفی به چهار گروه تمرین بدنی و مشاهده ای (بازخورد خودکنترلی، جفت شده) تقسیم شدند. ابزارهای تحقیق دستگاه زمان بندی متوالی و پرسشنامه چیریاکوسکی و ولف (2002) بودند. تکلیف فشردن کلید های 2، 4، 6، 8 با حفظ زمان بندی نسبی و مطلق معین بود. در مرحله اکتساب 72 و یادداری و انتقال 12 کوشش انجام گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس عاملی مرکب، آزمون طرح اندازه های تکرار شده و آزمونt تحلیل شدند(05/0=α). نتایج نشان داد در مرحله اکتساب (043/0P = )، یادداری (001/0P = ) و انتقال (001/0P = ) گروه خود کنترلی دارای خطای زمان بندی نسبی کمتری در مقایسه با گروه جفت شده بودند. همچنین، بین درصد طلب بازخورد و استراتژی درخواست بازخورد در طی تمرین بدنی و مشاهده ای تفاوتی مشاهده نشد(492/0P = و756/0 t =). لذا به نظر می رسد یادگیری از طریق تمرین بدنی و مشاهده ای بر فرآیندهای شناختی مشابه استوار باشند..
هدف این تحقیق بررسی موانع توسعه ورزش همگانی دانشگاه های دولتی منتخب شهر تهران و ارائه راهکارهای کاربردی توسعه آن بود. روش انجام تحقیق توصیفی و از نوع تحلیلی بود که از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری تحقیق کلیه اعضای هیأت علمی مرد و زن دانشکده های تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه های دولتی منتخب شهر تهران بودند که به دلیل محدود بودن تعداد افراد جامعه از روش تمام شماری برای نمونه گیری استفاده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن را استادان تأیید کردند و پایایی آن توسط آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد (91/0 = a). نتایج تحقیق نشان داد که 9 دسته مانع در توسعه ورزش همگانی دانشگاه مؤثرند که به ترتیب اولویت عبارت اند از: موانع سیاست گذاری و برنامه ریزی، موانع شناختی، موانع مالی، موانع آموزشی، موانع قانونی، موانع اطلاعاتی، موانع انسانی، موانع فردی و موانع زیرساختی. در پایان هم راهکارهایی برای توسعه ورزش همگانی دانشگاه ارائه شد.
هدف پژوهش حاضر تعیین شاخص های ارزیابی عملکرد سرمربیان لیگ برتر والیبال ایران از دیدگاه مربیان و ورزشکاران بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه سرمربیان و مربیان (24نفر) و ورزشکاران (144نفر) شاغل در لیگ برتر والیبال ایران سال (1391) بودند. نمونه آماری برابر با جامعه آماری در نظر گرفته شد که در نهایت، 138 نفر (82 درصد) در پژوهش حاضر شرکت کردند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته ای حاوی 42 شاخص ارزیابی عملکرد سرمربیان والیبال بود که در یک مصاحبه نیمه هدایت شده با مقیاس پنج ارزشی لیکرتی تنظیم گردید. ضمناً 18 نفر از اساتید صاحب نظر و مربیان و کارشناسان با سابقه والیبال، روایی صوری و محتوایی آن را تأیید کردند و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد (93/0 =α). از روش تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش متمایل (چرخش ابلیمین مستقیم) برای تحلیل داده ها استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل عاملی، یازده شاخص حذف شدند و 31شاخص باقیمانده در شش عامل مدیریت تیم، روابط حرفه ای، مهارت های اجتماعی-ارتباطی، مهارت های روان شناختی، عامل سابقه و تجربه و مهارت های فنی، با ارزش ویژه بزرگ تر از 1 طبقه بندی گردید. از دیدگاه پاسخ دهندگان به ترتیب عامل های مهارت های اجتماعی- ارتباطی، مدیریت تیم، مهارت های روان شناختی، مهارت های فنی، روابط حرفه ای و سابقه و تجربه ورزشی، مهم ترین ابعاد ارزیابی عملکرد مربیان شناخته شد و همچنین شاخص ایجاد نظم و انضباط تیمی در تمرین و مسابقه در اولویت اول و شاخص ارتباط با اصحاب رسانه در آخرین اولویت قرار داشتند. بنابراین، با توجه به اولویت بالای عامل مهارت های اجتماعی- ارتباطی و عامل مدیریت تیم، ارزیابی این مهارت ها برای سرمربیان بسیار ضروری است.
پژوهش حاضر با هدف تعیین نیم رخ ویژگی های فیزیولوژیکی، آنتروپومتریکی، زیست حرکتی و روان شناختی بازیکنان نخبه مرد فوتسال ایران در دو رده سنی جوانان و بزرگسالان انجام شد. بدین منظور، 23 بازیکن تیم ملی در رده سنی جوانان (با میانگین سن 09/1±73/21 سال، وزن 60/7±33/71 کیلوگرم و قد 64/5±23/174 سانتی متر) و 21 بازیکن تیم ملی در رده سنی بزرگسالان (با میانگین سن 03/3±90/26 سال، وزن 29/4±32/76 کیلوگرم و قد 87/3±21/177 سانتی متر) انتخاب شدند و ویژگی های ترکیب بدنی (وزن، درصد چربی و شاخص توده بدن)، فیزیولوژیکی (توان بی هوازی (آزمون رست) و توان هوازی (دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی))، آنتروپومتریکی (محیط و طول ران، محیط و طول ساق پا، قد، قد نشسته و طول اندام تحتانی)، زیست حرکتی (انعطاف پذیری (آزمون خمش به جلو)، سرعت (دوی 36 متر)، چابکی (آزمون ایلی نویز)، توان انفجاری پا (آزمون سارجنت)) و روان شناختی (انگیزش، اعتماد به نفس، تمرکز، تصویرسازی ذهنی، کنترل حالات روانی و هدف گزینی (پرسش نامهPsych SASI)) آن ها مورد اندازه گیری قرار گرفت. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از آزمون تی مستقل نشان می دهد که به جز ویژگی های وزن (P=0.01)، محیط دور ساق پا (P=0.000) و درصد چربی (P=0.01) که بزرگسالان مقادیر بالاتری در آن ها داشتند، تفاوت معناداری در میانگین سایر ویژگی ها ی دو رده سنی مشاهده نمی شود. علاوه براین، یافته ها نشان می دهد که نیازمندی های رشته فوتسال در رده سنی جوانان و بزرگسالان در ویژگی های مورد بررسی، مشابه بوده و بزرگسالان، تنها به دلیل توده چربی و نیز توده بدون چربی بیشتر، کمی سنگین تر هستند 0.05<P.
پژوهش ها حاکی از آنند افرادی که اضطراب زیادی در مورد شکل اندام خود دارند، کمتر از دیگران ورزش می کنند و در صورت مبادرت به ورزش، اغلب با انگیزه های بیرونی اقدام به این کار می کنند. با توجه به شیوع اضطراب اجتماعی اندام و تأثیرگذاری منفی نیرومند آن بر انگیزة مشارکت در تمرینات ورزشی، مطالعة این عامل و نحوة تعامل آن با ویژگی های شخصیتی از نظر اثرگذاری برانگیزة مشارکت در تمرینات ورزشی ضروری می نماید. براین اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر میزان اضطراب اجتماعی اندام بر نوع انگیزة افراد برای انجام تمرینات ورزشی و تعیین نقش عزت نفس در این میان است. به این منظور 265 دانشجوی دانشگاه زنجان (156 دختر و 109 پسر) به صورت خوشه ای نمونه گیری شده و دفترچه ای متشکل از مقیاس اضطراب اجتماعی اندام، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس انگیزش ورزشی و اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که انگیزه های بیرونی برای ورزش کردن در نزد افراد دچار اضطراب زیاد بیش از افراد دچار اضطراب کم است (017 /0=P) . همچنین میزان بی انگیزگی در آزمودنی های دچار اضطراب زیاد بیشتر از افراد دیگر است (008 /0=P) . علاوه بر این، معلوم شد تعامل زیادی بین اضطراب اجتماعی اندام و میزان عزت نفس هر فرد از نظر اثرگذاری بر انگیزة ورزش وجود دارد (019 /0=P) . در مجموع، نتایج حاکی از آن است که اضطراب اجتماعی اندام نقش مؤثری در تعیین نوع انگیزة فرد برای انجام تمرینات ورزشی دارد.