هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تدوین راهبرد توسعة ورزش همگانی استان کرمان است. نمونة آماری پژوهش، 30 تن (22 مرد و 8 زن) از استادان تربیت بدنی مؤسسات آموزش عالی، مدیران هیأت علمی تربیت بدنی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، مدیران و کارشناسان تربیت بدنی، مدیرعاملهای باشگاههای حاضر در لیگهای برتر کشور و دانشجویان ارشد مدیریت ورزشی استان بودند که در زمینة فعالیتهای ورزشی نقش داشتند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامة محققساخته است که روایی آن توسط چند تن از استادان صاحبنظر و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (91 درصد) تأیید شد. پرسشنامه مشتمل بر 47 سؤال رتبهبندیشده در زمینة بررسی قوتها، ضعفها و تهدیدهای ورزش همگانی استان کرمان بود. دادههای پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آزمون فریدمن تجزیهوتحلیل شد. همچنین پس از تجزیهوتحلیل قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدها و تشکیل ماتریس ارزیابی هریک از عوامل داخلی و خارجی ورزش همگانی استان کرمان، محرز شد که ادارة کل تربیت استان کرمان در زمینة ورزش همگانی در موقعیت WT قرار دارد که باید از راهبرد تدافعی (تغییر یا رها کردن) استفاده کند. در نهایت، براساس تحلیلهای راهبردی به تدوین برنامة راهبردی ادارة کل تربیت بدنی استان کرمان در ورزش همگانی اقدام شد و موضوعات آن شامل بیانیة چشمانداز، مأموریت، اهداف بلندمدت، راهبرد و برنامههای عملیاتی ورزش همگانی استان کرمان بود.
رایانه و نفوذ گسترده آن در عصر حاضر باعث شده که هر کسی به نحوی با این فنآوری درگیر شده و با آن سرو کار داشته باشد. این تقاضای روبه گسترش برای بسیاری از افراد با اضطراب و استرس همراه است. لذا به منظور بررسی میزان اضطراب رایانه در سازمانهای ورزشی ایران تحقیقی از نوع همبستگی اجرا و تعداد 574 نفر از مدیران و کارشناسان با استفاده از نمونهگیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری پرسشنامه استاندارد اضطراب رایانه هاینس، گلاس و نایت (1987) بود که روایی صوریی و محتوایی آن را گروهی از متخصصین صاحب نظر دانشگاهی مورد تأیید قرار دادند. برای تحلیل دادهها از تحلیل عاملی تأییدی، t مستقل، ضرایب همبستگی دو رشته - نقطه ای (rPbis) و رشته ای کلی (rser)، تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. یافتهها نشان دادند بین سن (821/0≤P) و جنس (599/0≤P) با اضطراب رایانه رابطه معنیداری وجود ندارد اما این رابطه در سطح تحصیلات (025/0≥P)، پست سازمانی (035/0≥P)، سابقه کار (037/0≥P) و میزان تجربه (004/0≥P) با رایانه معنیداری بود. بین اضطراب رایانه در سازمان تربیتبدنی، فدراسیونهای ورزشی و ادارهکل تربیتبدنی مدارس تفاوت معنیداری بدست آمد (037/0≥P، 339/3= F2,347). درنهایت میتوان گفت اضطراب ناشی از رایانه، فرآیندی پویا و چندسویه است، ابعاد گوناگون و پیچیدگی قابل توجهی دارد که نباید به طور ساده به آن نگاه و مورد مطالعه قرار داد.
هدف از انجام این پژوهش، تعیین اثر اضطراب در موقعیت قابل پیش بینی و غیرقابل پیش بینی بر کنترل تعادل افراد ورزشکار و غیر ورزشکار بود. تعداد 48 نفر (24 ورزشکار و 24 غیرورزشکار، با میانگین سنی±27/22 سال، به صورت داوطلبانه در دسترس روی دستگاه صفحه نیرو ایستادند. به-منظور ایجاد اضطراب، صوتی با شدت 80 دسی بل به صورت قابل پیش بینی و غیرقابل پیش بینی، با ترتیب متوازن، از طریق گوشی به هردو گوش افراد پخش شد. سطح اضطراب به وسیله دستگاه قابل حمل سنجش هدایت الکتریکی پوست ثبت شد. تعادل، ناحیه نوسان و واریانس توزیع موقعیت نقاط مرکز فشار در راستای محورهای مختصات افقی و عمودی اندازه گیری و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه تحلیل شد. یافته های پژوهش افزایش معناداری را در ناحیه نوسان بر اثر هر دو نوع اضطراب قابل پیش بینی و غیرقابل پیش بینی در گروه غیرورزشکاران نشان داد اما در گروه ورزشکاران افزایش معنادار نبود. بر پایه یافته های پژوهش، اضطراب بر میزان نوسانات بدن اثرگذار است و این اثر بر غیر ورزشکاران بیشتر است.
فراشناخت از عوامل مؤثر بر یادگیری و اجرای مهارت های ورزشی، و فعالیت ورزشی یکی از کم هزینه ترین راهکارهای موجود برای بهبود مهارت های فراشناختی است؛ با این حال پژوهش های کمی در تأیید تأثیر متقابل فراشناخت و فعالیت ورزشی بر یکدیگر انجام شده است. بعضی از فعالیت های ورزشی ممکن است باعث بهبود مهارت های فراشناختی شوند؛ در مقابل، پژوهش ها نشان داده اند که راهکارهایی که باعث ارتقای فراشناخت می شوند ممکن است بر مهارت های روانی ـ حرکتی و فعالیت ورزشی اثر بگذارند. این مطالعه باهدف ارائه دلایل اثر متقابل فراشناخت و فعالیت ورزشی، به شیوه تحلیلی، به بررسی پیشینه مربوط به رشد هر یک، و به طرح دستورالعمل های اساسی می پردازد که می تواند به ارتباط بین فراشناخت و فعالیت ورزشی جهت دهد.
هدف این پژوهش تعیین ارتباط جهت گیری هدف، خودکارآمدی و هیجانات مثبت و منفی با عملکرد ورزشی و رضایت از زندگی در ووشوکاران دختر شرکت کننده در مسابقه های کشوری بود. از بین شرکت کنندگان مسابقه، 114 نفر به عنوان نمونه پژوهشی و به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های جهت گیری هدف، خودکارآمدی، عواطف مثبت و منفی، اضطراب رقابتی، رضایت از زندگی و چک لیست عملکرد ورزشی، استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که جهت گیری هدف و خودکارآمدی با عملکرد ورزشی همبستگی مثبت دارند. همچنین بین جهت گیری هدف، خودکارآمدی و عواطف مثبت با رضایت از زندگی نیز همبستگی مثبت مشاهده شد. درحالی که اضطراب رقابتی و عواطف منفی با رضایت از زندگی همبستگی منفی داشتند. نتایج ضریب رگرسیون چندگانه حاکی از آن بود که که متغیرهای خودکارآمدی و جهت گیری هدف، اضطراب رقابتی و عواطف مثبت و منفی، 19 درصد از عملکرد ورزشی و 38 درصد از رضایت از زندگی را تبیین می کنند. یافته های این پژوهش در زمینه نقش متغیرهای روان شناختی بر عملکرد ورزشی و کیفیت زندگی ورزشکاران اشاره های مهمی دارد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش رهبری معنوی در توانمندسازی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع هبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق شامل 150 نفر کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان بود که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و کرجسی 108 نفر محاسبه و انتخاب گردید. در این پژوهش، از روش های آماری شاپیروویلک، همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین رهبری معنوی و تمامی ابعاد آن با توانمندسازی کارکنان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که ابعاد عضویت در سازمان، معناداری در کار، چشم انداز سازمانی، ایمان به کار و بازخورد عملکرد، توان تبیین واریانس مربوط به توانمندسازی را دارند اما ابعاد عشق به نوع دوستی و تعهد سازمانی از این پیش بینی برخوردار نمی باشند. بنابراین می توان گفت که توانمندسازی کارکنان یک هدف استراتژیک برای رسیدن به چشم اندازها و ماموریت های سازمانی می باشد لذا نقش رهبری معنوی در تحقق این مهم از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.بنابراین به مدیران ورزشی توصیه می شود در کارکنان را درفرآیند های تصمیم سازی سازمان مشارکت دهند تا زمینه های توانمندی و اثربخش بودن در وجود آنها تقویت گردد.
هدف از مطالعه حاضر بررسی روند انتقال ورزشکاران از ورزش قهرمانی به بازنشستگی مطابق با مدل مفهومی چارنر و اسچلزبرگ (1984) است. 56 نفر از ورزشکاران بازنشسته، به صورت داوطلبانه پرسشنامه بازنشستگی ورزشی را تکمیل کردند. یافته های آزمون تحلیل واریانس چندگانه نشان داد بین دو گروه افراد دارای برنامه برای بازنشستگی و بدون برنامه تفاوت معنی داری در متغیرهای ویژگی های انتقال، ویژگی های فردی و ویژگی های محیطی بین دو گروه افراد دارای برنامه برای بازنشستگی و بدون برنامه وجود دارد، اما در مورد تأثیر فرآیند انتقال بر نتیجه انتقال، فقط ویژگی های انتقال با متغیرهای مربوط به نتیجه انتقال رابطه معنی داری دارد. نتایج به طور کلی نشان می دهد مدل مفهومی انتقال چارنر و اسچلزبرگ (1986) تا حد زیادی برای مطالعه و برنامه ریزی بازنشستگی ورزشکاران حرفه ای و جلوگیری از ایجاد بحران برای آن ها مناسب است.
حس دهلیزی یکی از حس های اصلی درگیر در کنترل تعادل است که امکان ادراک صحیح وضعیت بدن را در شرایط مختلف ممکن می سازد. یکی از اقدامات اساسی برای سنجش حس دهلیزی، ساخت ابزارهای معتبر است. هدف از این پژوهش طراحی، ساخت و تعیین پایایی دستگاه حس دهلیزی است. پس از ساخت دستگاه به منظور بررسی پایایی آن، 20 شرکت کننده مرد از بین دانشجویان غیر ورزشکار به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. برای تعیین پایایی درون آزمونگر، از 20 آزمودنی 10 مرتبه اندازه گیری شد و برای اندازه گیری پایایی بین آزمونگران به 4 آزمونگر نحوه اندازه گیری با دستگاه آموزش داده شد. این آزمونگران از آزمودنی ها 4 مرتبه اندازه گیری کردند. برای ارزیابی پایایی ثبات زمانی دستگاه نیز آزمونگر در فواصل زمانی مختلف از 8 آزمودنی در 2 روز متناوب در زمان های صبح و عصر اندازه گیری بعمل آورد. تمام آزمون ها در دو صفحه ساجیتال (وضعیت حرکت به جلو و عقب) و فرونتال (وضعیت حرکت به طرفین) از آزمودنی ها انجام شد. از ضریب همبستگی برای بررسی پایایی درون آزمونگر و بین آزمونگران استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد ضریب همبستگی درون آزمونگر برای دستگاه در صفحه ساجیتال برابر 95/0 و در صفحه فرونتال برابر 93/0 و ضریب همبستگی بین آزمونگران در صفحه ساجیتال برابر 89/0 و در صفحه فرونتال برابر 85/0 بود. نتایج آزمون پایایی ثبات زمانی دستگاه در صفحه ساجیتال و فرونتال به ترتیب برابر 85/0 و 89/0 بود. نتیجه اینکه دستگاه مذکور از ضریب همبستگی درون آزمونگر و بین آزمونگر و پایایی زمانی بالایی در صفحات ساجیتال و فرونتال برخوردار است و می تواند برای سنجش حس دهلیزی در صفحات مذکور مورد استفاده قرار گیرد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی آثار فعالیت هوازی با شدت کم و زیاد بر انرژی دریافتی، اشتها و هورمون های تنظیم کننده انرژی انجام شد. شانزده مرد سالم غیر فعال (سن44/1 ±09/ 22 سال، قد 33/6±55/172 سانتیمتر، وزن 90/8±55/70 کیلوگرم، درصد چربی بدن 30/4±95/17) به صورت تصادفی به دو گروه فعالیت با شدت کم (55 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره به مدت 45 دقیقه) و فعالیت با شدت زیاد (75 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره به مدت 30 دقیقه) تقسیم شدند. آزمودنی ها به صورت تقاطعی متعادل، دو شرایط آزمایشی 5 روز کنترل (بدون فعالیت ورزشی) و 5 روز فعالیت را پشت سر گذاشتند. آزمودنی ها غذای مصرفی خود را در طول هر پنج روز وزن کرده و در برگه روزانه ثبت کردند. اشتهای آزمودنی ها هر روز صبح با مقیاس دیداری (VAS) ثبت شد. غلظت هورمون گرلین، لپتین، انسولین و گلوکز در صبح روز ششم در حالت ناشتا پس از شرایط کنترل و فعالیت اندازه گیری شد. تغییر معناداری در انرژی دریافتی مطلق، اشتها، غلظت هورمون گرلین و لپتین در هیچ یک از گروه ها مشاهده نشد (05/0P>)؛ اما انرژی دریافتی نسبی به طور معناداری در گروه با شدت کم کاهش یافت (018/0P=). همچنین کاهش معناداری در غلظت انسولین (041/0P=) و گلوکز (022/0P=) در گروه با شدت زیاد مشاهده شد. چنین می توان نتیجه گیری کرد که فعالیت هوازی با شدت کم در ایجاد تعادل منفی موثرتر از فعالیت هوازی با شدت زیاد عمل می کند. همچنین فعالیت هوازی با شدت زیاد در کاهش غلظت انسولین و گلوکز بهتر از فعالیت هوازی با شدت کم عمل می کند.
موسیقی قادر است حرکت بدن طی اجرای فعالیت های بدنی تکرارشونده (مانند دویدن، راه رفتن و تایپ کردن) را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر میزان و همچنین سرعت موسیقی بر سرعت رکاب زدن است. بدین منظور 17 دانشجوی دختر رشته تربیت بدنی با میانگین سن 22/1±33/22 سال، وزن 30/10±23/57 کیلو گرم، شاخص توده بدن 51/3±09/22 کیلوگرم بر متر مربع و قد 63/4±55/160 سانتی متر انتخاب و طی چهار جلسه ارزیابی شدند (هر جلسه شامل دو وهله مشابه و مجزا بود). در جلسه اول آزمودنی ها بدون شنیدن موسیقی روی دوچرخه رکاب زدند. در جلسات دوم، سوم و چهارم آزمون دهنده ها طی رکاب زدن به قطعات موسیقی با میزان های 4/3، 8/6 و 8/7 گوش می دادند. از هر قطعه دو سرعت متفاوت (60 و 100 bpm) ساخته و برای آزمودنی ها پخش شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون ANOVA با اندازه گیری مکرر (در سطح معناداری 01/0) تجزیه و تحلیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد میزان موسیقی بر سرعت رکاب زدن تأثیر معناداری ندارد (00/1=P). نتایج نشان داد که بین شرایط بدون موسیقی و میزان های با سرعت 60 bpm تفاوت معناداری وجود ندارد (517/0=P)، اما بین شرایط بدون موسیقی و میزان های با سرعت 100bpm این تفاوت معنادار است (001/0=P). از این رو به نظر می رسد قطعات موسیقی با میزان های مختلف (با زیرایی و همزمانی مشابه) تأثیر مشابهی بر سرعت رکاب زدن دارند و موسیقی قادر است سرعت رکاب زدن را هماهنگ و کنترل کند.
در این مقاله، تعداد 167 مقاله انتشار یافته در 16 شماره اولیه نشریه علوم حرکتی و ورزش از سال 1381 تا 1389 مورد تحلیل محتوا قرار گرفته است. ابزار تحقیق شامل یک چک لیست کدگذاری بود که روایی محتوایی و صوری آن توسط 6 نفر از اساتید متخصص در زمینه تحلیل محتوا تایید شد. با توجه به کم بودن داده ها و عدم دخالت نظرات شخصی از ضریب توافق بین کدگذاران صرف نظر شد. نتایج نشان داد میانگین ماه های مورد استفاده برای پذیرشهر مقاله 4/6 ماه بوده است. همچنین بیشترین درصد هم پژوهی پژوهش ها مربوط به مقالاتی بوده که توسط 3 نویسنده، نگاشته شده است. با تحلیل نتایج مربوط به روش شناسی مقالات مشخص گردید، 159 مقاله (2/95 درصد) از روش تحقیق کمی و تنها 8 مقاله (8/ 4 درصد) از روش تحقیق کیفی استفاده کرده اند. همچنین، 73مقاله(7/43 درصد)، از روش تحقیق نیمه تجربی و 44 مقاله(3/26درصد)، از روش تحقیق همبستگی استفاده نموده اند. بیش از نیمی از مقالات(8/56درصد)، فقط در دو حیطه مدیریت ورزشی و فیزیولوژی ورزشی نگارش شده است. علاوه بر این، یافته ها حاکی از آن بود که اکثر مطالعات در حیطه ورزش آموزشی و کمترین مقالات در حیطه ورزش اقشار ویژه بوده است. در مجموع با عنایت به یافته های مطالعه حاضر، پیشنهاداتی در راستای بهبود کیفی مقالات به نویسندگان و مسئولان نشریه ارائه شده است.
نیروهای داوطلب یکی از ارکان اصلی خدمت رسانی در سازمانهای ورزشی خصوصاً سازمان های ورزش های تفریحی محسوب می شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد مدیریت داوطلبان در ورزش همگانی کشور بود. روش تحقیق توصیفی – مقایسه ای بود. جامعه آماری این تحقیق را مدیران فدراسیون ، هئیت ها و انجمن های ورزش همگانی،کارشناسان ورزش همگانی ادارات کل ورزش و جوانان مراکز استان ها و صاحب نظران ورزش همگانی کشور تشکیل دادند. تعداد نمونه در تحقیق حاضر برابر با جامعه ( 110 نفر) در نظر گرفته شد. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته ای مشتمل بر 151 سؤال و 8 خرده مقیاس برنامه ریزی، جذب، انتخاب و گزینش، آشنایی، آموزش، قدرشناسی، حفظ و نگهداری و ارزیابی عملکرد داوطلبان بود .روایی پرسشنامه توسط صاحب نظران مدیریت ورزشی تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید(90/0=α). با توجه به نتایج آزمون کالموگراف اسمیرنف مبنی بر طبیعی بودن توزیع داده ها جهت مقایسه دیدگاه ها از آزمون ANOVA استفاده شد(05/0 p≤). برای اولویت بندی دیدگاه ها نیز از آزمون فریدمن استفاده گردید. با توجه به نتایج تحقیق دیدگاه سه گروه منتخب در مورد ابعاد مدیریت داوطلبان فقط در بعد جذب تفاوت معنادار داشته و اولویت دیدگاه ها نیز تفاوت معناداری داشته است. بعد آشنایی و توجیه رتبه اول را از دیدگاه سه گروه به خود اختصاص داده است. در پایان نیز پیشنهادهایی برای مدیران ورزشی ارائه شده است.
پیدایش و ارتقاء رفتار کارآفرینانه به عوامل و شرایط گوناگونی از قبیل ویژگی های روانشناختی و شخصیتی افراد و عوامل محیطی و ساختاری بستگی دارد. این مقاله در نظر دارد عوامل محیطی موثر بر روحیه کارآفرینی دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی رشته تربیت بدنی را مورد بررسی قراردهد. جامعه ی آماری این مطالعه را کلیه افرادی تشکیل می دهند که طی سال های 1385 الی 1391 در مقطع کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی از دانشگاه پیام نور فارغ التحصیل شده اند. نمونه مورد نظر با بهره گیری از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و متناسب با حجم 203 نفر انتخاب شده اند.عوامل محیطی شامل ابعاد محیط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی،آموزشی،زیست محیطی و بین المللی توسط پرسش نامه ای محقق ساخته،و روحیه کارآفرینی توسط پرسشنامه کرد ناییج مورد سنجش قرار گرفته است. به منظور برازش الگو و مشاهده نقش عوامل محیطى بر مهارت کارآفرینی از آزمون تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر استفاده شد و داده ها با استفاده از نر م افزار آموس و همچنین(SPSS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج تحقیق نشان داد که همبستگی بالایی(73 درصد) بین عوامل محیطی و روحیه کارآفرینی دانش آموختگان وجود دارد.
این تحقیق با هدف بررسی نقش رسانهها در توسعه ورزش کشور، پرسشنامهای دو بعدی در 5 محور توسعه ورزش، تدوین گردید. به این منظور پرسشنامه پس از اعتباریابی و تعیین ضریب پایایی بین 340 نفر نمونه به عنوان صاحب نظران حوزه ورزش و رسانه توزیع و جمعآوری شد. نمونه ها شامل چهار گروه مدیران و کارشناسان رسانه، مدیران و کارشناسان ورزش بودند. روش تحقیق توصیفی و علی مقایسهای بود و دادهها به صورت میدانی جمعآوری شد. بین دیدگاه آزمودنیها در رابطه با تأثیر رسانهها در توسعه ورزش در هر 5 محور توسعه ورزش بین وضع موجود و مطلوب تفاوت معنیداری وجود داشت (05/0≥ α). رسانههای گروهی با توجه به این محورها و اقدامات موثر رسانهای، نقش غیر قابل انکار در مسیر توسعه دارند. رسانهها با ماهیت خود متغیرهای توسعه ورزشی را بهبود میبخشند و در نهایت منجر به توسعه ورزش خواهند شد.
مدیران ورزشی با کمک فناوریهای اطلاعاتی، رایانه و نرمافزارهای مرتبط می توانند وظایف و پروژه هایشان را به صورت هر چه اثربخش تر از قبل انجام دهند. در نتیجه کسب توانمندی های فناوری اطلاعات برای مدیران ورزشی ضروری به نظر می رسد و می تواند به پیشبرد اهداف سازمان کمک نمایید. بنابراین به منظور اولویتبندی شاخصهای مورد استفاده فناوری اطلاعات در بخش ورزشی فوق برنامه دانشگاههای سراسری کشور، تعداد50 مدیر بخش ورزشی فوق برنامه دانشگاهها به عنوان نمونه انتخاب و به پرسشنامه های محقق ساخته با روایی و پایایی (نرخ ناسازگاری کمتر از 1/0) مناسب پاسخ دادند. برای تحلیل آماری نیز از آزمونهای آماری توصیفی و روش تحلیل سلسله مراتبیAHP و نرمافزار Expert choice استفاده شد. براساس نتایج تحقیق وزن نهایی نرمافزار واژهپرداز ورد با وزن (522/0) دارای اولویت اول و میزان آشنایی و استفاده از برنامههای گرافیکی با وزن نهایی (041/0) اهمیت کمتری نسبت به دیگر شاخصهای فناوری اطلاعات بود. بطورکلی می توان گفت بدلیل گستردگی وظایف بخش ورزشی فوق برنامه، تنوع و پیچیدگی فعالیت ها، مدیران این بخش ملزم به آشنایی و استفاده هرچه بیشتر با فناوری اطلاعات هستند تا فرآیندهای سازمان با سرعت و دقت بیشتر و هزینه کمتری انجام گیرند.
با رشد و توسعة شهرها، اطلاعات لازم برای مدیریت و برنامه ریزی شهری به شدت افزایش یافته است و پیچیده می شود. شبکه های وسیع امکانات شهری، توزیع و تراکم جمعیت، کاربری زمین ها و بسیاری موارد نظیر این، چنان بر پیچیدگی این برنامه ریزی می افزایند که چاره ای جز استفاده از GIS برای گردآوری این اطلاعات و پردازش آن ها در قالب نظریه های جدید مدیریت و برنامه ریزی شهری وجود ندارد. از طرف دیگر، سیستم اطلاعات جغرافیایی با توانمندی ها و قابلیت هایی که در جمع آوری، ذخیره، بازیابی، کنترل، ادغام، پردازش، تحلیل، مدل سازی، و نمایش داده های جغرافیایی دارد، ابزاری قوی در دست مدیران و برنامه ریزان برای استفادة بهینه از منابع و ذخایر است. در این تحقیق روش نمونه گیری نیاز نبود و کل کاربری های ورزشی در محدودة شهرسقز مطالعه شد. تحقیق حاضر با توجه به مطالعات اولیه از شهریور 1391 آغاز شد. در پژوهش حاضر، با استفاده از مدل AHP و همپوشانی وزن های به دست آمده از این روش، مکان های مناسب مراکز ورزشی ارزیابی و تعیین شد. بر این اساس، نقشة فضاهای مطلوب تهیه و مساحت و درصد فضاهای مناسب در قالب جدول استخراج شد. نتایج نهایی به دست آمده از پژوهش نشان می دهد غالب اماکن ورزشی موجود در محدوده، از لحاظ مکانی دارای وضعیت نامناسب و متوسط و در برخی موارد اندک، دارای وضعیت مناسب و بسیار مناسب اند. این مسئله را می توان گواهی بر عدم استفادة مدیران از روش های نوین و رایانه ای در مکان یابی و ساخت اماکن ورزشی دانست.