هدف اصلی این پژوهش، تعیین تأثیر گرایش کارآفرینانه و بازارگرایی بر عملکرد مالی باشگاه های ورزشی خصوصی شهر تهران بود. در این پژوهش همبستگی (از نوع مدل یابی معادلات ساختاری)، 224 باشگاه ورزشی خصوصی با استفاده از روش تصادفی طبقه ای نسبتی، ازبین 513 باشگاه شهر تهران انتخاب شدند و مدیران آن مقیاس گرایش کارآفرینانه (هاگس و مورگان، 2007) و مقیاس بازارگرایی (نارور و اسلاتر، 1990) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در سطح اطمینان 95 درصد تحلیل شدند. براساس نتایج، ابعاد و سطح کلی گرایش کارآفرینانه (خطرپذیری، نوآوری، پیشگامی، رقابت تهاجمی، استقلال کاری) و بازارگرایی (مشتری مداری، رقیب مداری و هماهنگی میان وظیفه ای)، دارای روابط دوسویه معنادار، مثبت و درحد متوسط تا قوی با عملکرد مالی باشگاه های ورزشی خصوصی هستند. گرایش کارآفرینانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم، از مسیر بازارگرایی اثر معنادار و مثبتی بر عملکرد مالی دارد و گرایش کارآفرینانه و بازارگرایی درمجموع 58 درصد از تغییرات عملکرد مالی را تبیین می کنند. طبق یافته ها، گرایش کارآفرینانه به ویژه گرایش به نوآوری و پیشگامی به همراه راهبرد بازارگرایی به ویژه مشتری مداری می تواند عملکرد باشگاه های ورزشی خصوصی را ارتقا دهند.
مقدمه و هدف : هدف از مطالعه حاضر مقایسه تاثیرات دو نوع ماساژ سوئدی و شیاتسو بر سندروم گیر افتادگی شانه والیبالیست های مرد بود. <br /> روش شناسی: شرکت کنندگان 36 نفرکه مبتلا به سندرم گیر افتادگی شانه بودند انتخاب و بصورت تصادفی به 3 گروه (n=12) تقسیم شدند. پروتکل برنامه ماساژ در شش هفته و هر هفته دو جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد. فعالیت های ماساژ شامل استروکینگ سطحی، ماساژ افلوراژ (نوازشی)، ماساژ پتریساژ (ورز دادن)، ماساژ پرکاشن (ضربه ای)، ضربه زدن با لبه دست و در ماساژ شیاتسو شامل نقاط ضد درد در ناحیه کمر بند شانه بود . <br /> نتایج: نتایج حاصل از آزمون t نشان داد برنامه ماساژ سوئدی و شیاتسو برکاهش ناتوانی مفصل والیبالیست های مرد مبتلا به سندرم گیر افتادگی شانه اثر دارد. همچنین بین گروه ماساژ سوئدی و شیاتسو بر کاهش ناتواتی مفصل والیبالیست های مرد مبتلا به سندرم گیر افتادگی شانه تفاوت معنادار وجود دارد. علاوه براین نتایج نشان داد برنامه ماساژ شیاتسو بیش از ماساژسوئدی بر ناتوانی شانه والیبالیست های مرد مبتلا به سندرم گیر افتادگی شانه اثر دارد<br /> نتیجه گیری : .بنابراین جهت کاهش ناتوانی و کاهش هزینه های درمان این دو روش ماساژ توصیه می شود. مخصوصا ماساژ سوئدی ، با افزایش دامنه حرکتی و رفع اسپاسم های عضلانی نقش موثری در کاهش دردها و ناراحتیهای موقتی دارد و ، می تواند پیش زمینه ناراحتی را مرتفع سازد.
هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر 10 هفته تمرین هوازی و رژیم غذایی پرچرب غیراشباع بر سطوح سرمی آدیپونکتین در موش های نر چاق می باشد. نمونه برداری خونی از 48 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار(با میانگین وزن 5±195 گرم و سن 8 هفته) پس از ناشتایی شبانه در هفته های اول، 18 و 28 صورت گرفت. پس از نمونه-برداری پایه،40 سر موش باقیمانده بطور تصادفی به گروه کنترل(16 سر) و رژیم غذایی پرچرب(24 سر) تقسیم شدند. پس از 18 هفته گروه پرچرب به زیرگروه های ورزشی و رژیم پرچرب تقسیم شد. گروه ورزشی به مدت 10 هفته(5 جلسه در هفته)، تمرین هوازی با شدت معادلVo2max 75-70% انجام داد. غلظت های سرمی آدیپونکتین تام و HMW و همچنین متغیرهای نیم رخ لیپیدی و شاخص های گلیسمیک اندازه گیری شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که تمرین هوازی تحت رژیم پرچرب در مقایسه با غذای پرچرب موجب افزایش معنی دار سطوح سرمی آدیپونکتین تام گردید(01/0>P). همچنین تمام شاخص های گلیسمیک، کلسترول تام، LDL-C و تری گلیسیرید در گروه تمرین هوازی در مقایسه با غذای پرچرب کاهش یافت(05/0>P). این مطالعه نشان داد که تمرینات هوازی حتی در زمان مصرف غذای پرچرب غیراشباع می تواند سطوح سرمی آدیپونکتین تام را در موش های چاق افزایش و همسو با آن موجب بهبود نیم رخ لیپیدی و متابولیکی شود.
هدف از این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر کناره گیری بانوان بالای 18 سال ایران از فعالیت های ورزشی بود. تحقیق کیفی و طرح آن از نوع تئوری داده بنیاد بود که به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بانوان بالای ۱8 سال ایران بود که فعالیت های ورزشی سازمان یافته خود را حداقل به مدت زمان یک سال ترک کرده بودند. نمونه گیری در دو مرحله انجام گرفت؛ در مرحله اول به صورت تصادفی ساده هفت مرکز استان انتخاب شدند و در مرحله دوم از روش نمونه گیری هدفمند، از نوع گلوله برفی برای انتخاب نمونه استفاده شد. ابزار تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. پس از انجام ۳۳ مصاحبه و رسیدن به اشباع نظری، برای تجزیه وتحلیل مصاحبه ها و شناسایی عوامل، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که در عوامل مؤثر بر کناره گیری بانوان از ورزش پنج کد گزینشی عوامل فردی، عوامل بین فردی، کیفیت خدمات، عوامل محیطی و عوامل مدیریتی شناسایی شد که در هر دسته عوامل روان شناختی، تعهدات خانوادگی، امکان دسترسی به اماکن ورزشی، فرهنگ حاکم و تبلیغات بیشترین دلایل ترک ورزش بودند. با توجه به نتایج به دست آمده، شاید بتوان با تأکید بر مزایای انجام فعالیت های ورزشی و برنامه ریزی های آموزشی در جهت افزایش اطلاعات بانوان از تأثیرات ورزش بر سلامتی، افزایش آگاهی عموم جامعه در جهت تقسیم وظایف و مسئولیت های دوران تأهل، ساخت وساز باشگاه ها با امکانات کامل و استاندارد مطابق با نیاز و خواست بانوان، از میزان کناره گیری بانوان از فعالیت های ورزشی کم کرد.
هدف مطالعه حاضر تعیین روابط ساختاری بین هویت سازمانی، تعهد سازمانی، آوای سازمانی و بهره وری نیروی انسانی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) بود و جامعه آماری شامل 300 کارمند شاغل در ادارات تربیت بدنی دانشگاه های آزاد اسلامی سطح کشور در سال 1395 بود که با استفاده از روش سرشماری مورد پیمایش قرار گرفتند. شرکت کننده ها شامل 206 نفر (174 مرد و 32 زن) بودند که پرسشنامه های هویت سازمانی (مایل و اسفورث، 1992)، تعهد سازمانی (آلن و مایر، 1990)، آوای سازمانی (اسماعیل زاده، 1392) و بهره وری نیروی انسانی (هرسی و گلداسمیت، 1980) را تکمیل کردند و داده های حاصله با روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت – پی. ال. اس. تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که هویت سازمانی بر آوای سازمانی و بهره وری اثر مستقیم و معنادار ندارد و تأثیرات مثبت آن با میانجی گری تعهد سازمانی است. همچنین، تعهد سازمانی به طور مستقیم و غیرمستقیم از مسیر آوای سازمانی بر بهره وری اثر مثبت داشت. آوای سازمانی نیز به طور مستقیم بر بهره وری اثر معنادار و مثبت داشت. براساس یافته ها، ایجاد و تقویت هویت سازمانی می تواند تعهد سازمانی و رفتارهای آوایی کارکنان را بهبود بخشد و از این طریق بر بهره وری آنان بیفزاید.
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت راهبردی سازمان تربیت بدنی ارتش جمهوری اسلامی ایران می باشد. پژوهش حاضر از نظر استراتژی، توصیفی؛ از نظر مسیر اجرا، مطالعات راهبردی و از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. روش شناسی: جامعه آماری تحقیق را مدیران تربیت بدنی ارتش جمهوری اسلامی ایران تشکیل داده اند که شامل 35 نفر می باشند. پرسشنامه تهیه شده حاوی 89 سؤال در زمینه بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای سازمان تربیت بدنی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. جهت تعیین روایی پرسشنامه، از ده نفر از اساتید صاحب نظر گرایش مدیریت ورزشی نظرخواهی شد و نهایتاً پرسشنامه مورد تأیید آن ها قرار گرفت. به منظور اندازه گیری قابلیت پایایی، از روش آلفای کرونباخ و نرم افزارSPSS استفاده شد. این مقدار بر اساس داده های حاصل از پرسشنامه 8/. مى باشد که نشان دهنده آن است که پرسشنامه مورد استفاده، از قابلیت پایایی لازم برخوردار مى باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که در زمینه ورزش همگانی، 8 قوت، 13 ضعف، 9 فرصت و 11 تهدید وجود دارد که پس از تجزیه و تحلیل آن ها در ماتریس SWOT و بحث و تبادل نظر گروهی مشخص شد که جایگاه راهبردی سازمان تربیت بدنی ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه WO قرار دارد. نتیجه گیری: در نهایت، بر اساس تحلیل های استراتژیک، راهبردهای لازم سازمان تربیت بدنی ارتش جمهوری اسلامی ایران تدوین شد. مهم ترین راهبردهای لازم برای توسعه این سازمان عبارت اند از: توسعه و تقویت ارتباطات بین المللی به ویژه با سازمان های ورزشی کشورهای اسلامی، سیزم و پلیس های جهان و بهره برداری از تجارب آنان، ساماندهی تربیت بدنی اجا به منظور تمرکز در رشته های کاربردی و مدال آور جهت کسب افتخار و سکوهای برتر در رقابت های داخلی و خارجی به ویژه سیزم، بهره گیری و استفاده از پیشکسوتان ورزشی در تصمیم گیری های ورزشی تربیت بدنی اجا، برنامه ریزی کوتاه و بلندمدت در راستای توسعه ورزش همگانی با هماهنگی فدراسیون های مربوطه، حضور متخصص در زمینه ورزش های همگانی در تمامی محل های ورزش همگانی در زمان های مشخص، تخصیص بودجه و اعتبارات مناسب و تقسیم هدفمند آن در رشته های پایه و مدال آور.
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی زمان رسیدن به واماندگی در سرعت های مختلف از روی برخی متغیرهای فیزیولوژیک و جسمانی در مردان جوان بود. تعداد 75 نفر از دانشجویان پسر (سن: 22/1 ± 74/20 سال، وزن: 78/10 ± 25/67 کیلوگرم، قد 06/0 ± 3/174 سانتی متر و توان هوازی 29/3 ± 1/47 میلی لیتر بر وزن بدن در دقیقه) به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ارزیابی های تن سنجی و فیزیولوژیک شامل آستانه لاکتات، توان هوازی و بی هوازی، ضربان قلب استراحتی، سطح فعالیت بدنی، سرعت در حداکثر اکسیژن مصرفی، استقامت و قدرت پایین تنه و توان انفجاری پایین تنه انجام شد. برای ثبت ضربان قلب، اشباع اکسیژن و زمان دویدن، آزمودنی ها یک وهله فعالیت دویدن روی نوار گردان را با سرعت های 8، 10، 12 و 14 کیلومتر در ساعت و شیب صفر تا واماندگی انجام دادند. یافته ها نشان داد که سرعت حداکثر اکسیژن مصرفی، ضربان قلب حین فعالیت، ضربان قلب استراحتی، سطح فعالیت بدنی و توان انفجاری پایین تنه، عوامل پیش بینی کننده زمان رسیدن به واماندگی در سرعت هشت کیلومتر در ساعت هستند ( 0.05 P≤ )؛ سرعت حداکثر اکسیژن مصرفی، سابقه دویدن، ضربان قلب استراحتی، سرعت در آستانه لاکتات و وزن، پیش بینی کننده زمان رسیدن به واماندگی در سرعت 10 کیلومتر در ساعت هستند ( 0.05 P≤ ). سرعت در آستانه لاکتات، سابقه دویدن، وزن، ضربان قلب استراحتی و توان بیشینه، پیش بینی کننده زمان رسیدن به واماندگی در سرعت 12 کیلومتر در ساعت هستند ( 0.05 P≤ ) و سرعت حداکثر اکسیژن مصرفی، سطح فعالیت بدنی، وزن، توان بیشینه و سابقه دویدن، پیش بینی کننده زمان رسیدن به واماندگی آزمودنی ها در سرعت 14 کیلومتر در ساعت هستند ( 0.05 P≤ ). سرعت حداکثر اکسیژن مصرفی، ضربان قلب استراحتی و سابقه دویدن، در اکثر سرعت ها مشترک بودند. براساس نتایج، برای پیش بینی زمان رسیدن به واماندگی می توان از سرعت حداکثر اکسیژن مصرفی، سابقه دویدن، ضربان قلب استراحتی و آستانه لاکتات استفاده کرد.
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثر زمان بندی تمرین و ریتم شبانه روزی بر یادگیری مهارت فورهند تنیس روی میزبود. پژوهش حاضر ازنوع نیمه تجربی بود. بدین منظور، 40 آزمودنی مبتدی، راست دست و با میانگین سنی 21/3± 22، براساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و براساس انواع مختلف شبانه روزی، افراد به صورت تصادفی در چهار گروه قرار داده شدند. گروه اول (افراد صبحگاهی) تمرین بدنی، گروه دوم (افراد صبحگاهی) تمرین ترکیبی (تصویرسازی حرکتی+ تمرین بدنی)، گروه سوم (افراد عصرگاهی) تمرین بدنی و گروه چهارم (افراد عصرگاهی) تمرین ترکیبی (تصویرسازی حرکتی+ تمرین بدنی) بودند. گروه ها به مدت پنج جلسه مهارت فورهند تنیس روی میز را تمرین کردند و در دو آزمون یادداری در صبح و عصر شرکت کردند. نتایج تحلیل واریانس مرکب با اندازه های تکراری در مرحله اکتساب نشان داد عملکرد آزمودنی ها در جلسات چهارم و پنجم بهتر از سایر جلسات است. بررسی میانگین ها نشان داد که گروه تمرین بدنی صرف صبح فعال ضعیف ترین عملکرد و گروه تمرین ترکیبی عصرفعال بهترین عملکرد را دارند (P<0.001). در آزمون یادداری اول، عملکرد آزمودنی های صبح فعال بهتر از عملکرد آزمودنی های عصرفعال است (P<0.001). نتایج آزمون یادداری دوم نشان داد که عملکرد آزمودنی های عصرفعال بهتر از عملکرد آزمودنی های صبح فعال است. بررسی میانگین ها نشان داد که در آزمون یادداری دوم، گروه تمرین ترکیبی عصرفعال بهترین عملکرد و گروه تمرین ترکیبی صبح فعال ضعیف ترین عملکرد را دارند (P<0.001). یافته ها نشان داد که میزان تأثیرگذاری تصویرسازی و تمرین بدنی بر یادگیری مهارت حرکتی تحت تأثیر گروه های مختلف شبانه روزی فرد و زمان تمرین فراگیر در صبح یا عصر است.
هدف از تحقیق حاضر، طراحی برنامه راهبردی اداره کل تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان بر اساس سند چشم انداز افق 1404 بود. این تحقیق از نوع زمینه یابی است که به روش توصیفی-تحلیلی و به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه آماری را 84 روسای پردیس های دانشگاه فرهنگیان، کارشناسان شامل مدیر کل تربیت بدنی و معاونین و کارشناسان اداره کل و متخصصان و نخبگان رشته تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان، تشکیل می دادند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه و پرسشنامه باز و بسته بود که روایی و پایایی پرسشنامه توسط اساتید و صاحب نظران مدیریت ورزشی تایید گردید. اطلاعات بدست آمده بر اساس نقطه نظرات شورای راهبردی 12 قوت، 11 ضعف، 12 فرصت و 11 تهدید نهایی گردید. به منظور بررسی توزیع نرمال داده ها، از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و برای تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر شاخص های توصیفی از آزمون فریدمن و ماتربس ارزیابی درونی و بیرونی استفاده گردید. بر اساس نمره نهایی 56/2 ماتریس عوامل داخلی و نمره 57/2 ماتریس عوامل خارجی و محاسیات لازم موقعیت استراتژیک اداره کل تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان تهاجمی شناسایی شد. با بهره مندی از تحلیل اس دبیلو او تی، 3 استراتژی در برابر نقاط قوت داخلی و فرصت های بیرونی، 3 استراتژی در برابر نقاط قوت داخلی و تهدیدات بیرونی، 3 استراتژی در برابر نقاط ضعف داخلی و فرصت های بیرونی و 2 استراتژی در برابر نقاط ضعف داخلی و تهدیدات بیرونی و در مجموع 11 استراتژی شناسایی و بر اساس ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک در سه بخش استراتژی های قوت داخلی و فرصت های بیرونی اولویت بندی شدند.
هدف این پژوهش زمان سنجی انواع تصویرسازی ذهنی در شناگران ماهر و غیرماهر بود. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح دو گروهی سری های زمانی بود. شرکت کننده ها شامل 30 شناگر مرد بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و خطای آنها در تخمین زمان تصویرسازی شنای کرال سینه 100 متر اندازه گیری و با استفاده از تحلیل واریانس عاملی با اندازه گیری مکرر در سطح اطمینان 95 درصد تحلیل شد. براساس نتایج، شناگران ماهر در زمان بندی تصویرسازی با بیش تخمینی و شناگران غیرماهر با کم تخمینی روبرو بودند. گروه ماهر در مقایسه با همتایان غیرماهر از دقت تصویرسازی بالاتری برخوردار بودند. هر دو گروه شناگران ماهر و غیرماهر، در استفاده از تصویرسازی بصری درونی و بیرونی زمان مشابهی صرف کردند، اما مدت زمان تصویرسازی حرکتی بالاتر از زمان تصویرسازی بصری بود. براساس یافته ها، نیاز به کنترل خطای زمان بندی در مداخلات تصویرسازی ذهنی برای بهینه سازی اجرای شناگران مورد بحث است.
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه عملکرد حافظه حرکتی و انگیزه پیشرفت در دانشجویان دختر و پسر با ریتم شبانه روزی متفاوت بود. نمونه آماری را ۵۰ شرکت کننده صبح فعال (۲۵ زن و ۲۵ مرد) و ۴۰ شرکت کننده عصر فعال (۱۷ زن و ۲۳ مرد) تشکیل داد. یافته ها برای متغیر عملکرد حافظه حرکتی پیشرفت نشان داد اثر تعاملی جنسیت در ریتم شبانه روزی معنادار نبود. مقایسه میانگین ها نشان داد پسران عصرفعال دارای بهترین میانگین حافظه حرکتی و دختران صبح فعال دارای ضعیفت ترین عملکرد حافظه حرکتی بودند. برای متغیر انگیزه پیشرفت، یافته ها نشان داد اثر تعاملی جنسیت و ریتم شبانه روزی معنادار نبود اما اثر اصلی ریتم شبانه روزی معنادار بود. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد بین انگیزه پیشرفت در پسران با ریتم شبانه روزی عصرگاهی با انگیزه پیشرفت دختران با ریتم شبانه روزی صبحگاهی تفاوت معنادار وجود دارد. دانشجویان پسر با ریتم شبانه روزی عصرگاهی دارای پایین ترین نمره انگیزه پیشرفت و دانشجویان دختر با ریتم شبانه روزی صبحگاهی دارای بالاترین نمره انگیزش پیشرفت بودند.
بازاریابی به موضوع مورد علاقه از دیدگاه بازاریاب ها تبدیل شده است، ازین رو پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بازاریابی کمین در لیگ برتر فوتبال ایران تدوین شده است. روش پژوهش کیفی، ازلحاظ استراتژی توصیفی-پیمایشی که بر مبنای پاردایم از نوع تحقیقات پست مدرن می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اساتید، متخصصان و صاحب نظران بازاریابی ورزشی بودند. تعداد 15نفر برای انجام مصاحبه عمیق با بهره گیری از تکنیک های هدفمند و گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک های آماری توصیفی(درصد فراوانی،فرمول شنون) و تکنیک تحلیل محتوای پنهان در قالب استراتژی پدیدارشناسانه(کدگذاری باز و محوری)توسط نرم افزارMAXQDA18استفاده گردید. بر اساس نتایج در ماتریس شنون، عوامل اقتصادی و مالی، عوامل اجتماعی، عامل رسانه، عوامل مدیریتی، عوامل حقوقی، تاکتیک ها و استراتژی های بازاریابی کمین، عوامل انگیزشی، عوامل اخلاقی و گستردگی رویداد به عنوان عوامل موثر بر بازاریابی کمین شناسایی شدند. همچنین ابعاد بازاریابی کمین شامل: 1) بازاریابی کمین مستقیم 2) بازاریابی کمین مشارکتی (وابسته) و 3) بازاریابی کمین اتفاقی(غیر مستقیم) بوده است. در خصوص راهبردهای بازاریابی کمین نیز راهبردها در سه مولفه راهبردهای آموزشی، راهبردهای حقوقی و راهبردهای مدیریتی قابل مشاهده است.نتایج پژوهش می تواند برای برنامه ریزی و ارائه راهکارهای مرتبط با ترغیب حمایت کنندگان مالی و اسپانسرشیب ها درارتباط با بازاریابی کمین مورد توجه قرار گیرد.
ابعاد کلان توسعه و متغیرهای جغرافیایی از عواملی اند که می توانند روند توسعه یافتگی استان ها و در نتیجه توسعه یافتگی ورزش قهرمانی را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین میزان اثرگذاری ابعاد و شاخص های توسعه ملی و متغیرهای اقلیمی-جغرافیایی جهت ارائه مدل توسعه ورزش قهرمانی استان های کشور بود. جامعه و نمونه آماری براساس تقسیمات کشوری سال 1390، شامل 30 استان بود. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و تکنیک جمع آوری داده های آن کتابخانه ای است که با استفاده از 39 شاخص توسعه ملی، 5 متغیر جغرافیایی و 48 شاخص ورزشی سطح توسعه یافتگی استان های ایران و اثرگذاری ابعاد کلان توسعه و برخی از متغیرهای جغرافیایی بر توسعه ورزش قهرمانی از سال 1385 تا 1390بررسی شده است. در این پژوهش، از روش های آماری استاندارد کردن، تحلیل عاملی و رگرسیون پنل برای تحلیل داده ها استفاده شد. تحلیل مدل های پیشنهادی نشان داد بیشترین ضریب اثرگذاری در مدل مربوط به ابعاد کلان توسعه به ترتیب به توسعه فرهنگی (192/0=β) و توسعه اجتماعی (155/0=β) و در مدل متغیرهای جغرافیایی به مساحت استان (160/1-=β) و متوسط سالانه بارش (067/0-=β) تعلق داشت. از میزان اثرگذاری هر یک از عوامل و شاخص های توسعه، می توان برای تدوین برنامه های توسعه بلندمدت، میان مدت و تعیین اولویت تخصیص منابع استفاده کرد.
هدف از تحقیق حاضر،بررسی تأثیر عوامل تبلیغات اینترنتی در رفتار مصرف کنندگان ورزشی بود.این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-پیمایشی بود.جامعه آماری،کلیه دانشجویان دانشکده های تربیت بدنی دانشگاه های شهر تهران بودند.حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 344 نفر به دست آمد.ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه وو و همکاران (2008) بود که روایی صوری و محتوایی آن به تأیید 12 نفر از متخصصان و اساتید مدیریت و بازاریابی ورزشی رسید و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بین 86/0 تا 91/0 محاسبه گردید.با استفاده از نرم افزار SPSS 23 علاوه بر بکارگیری آزمون کلموگروف-اسمیرنف برای نرمال بودن داده ها و آلفای کرونباخ جهت پایایی،از همبستگی پیرسون و استفاده شد و به کمک نرم افزار لیزرل به تعیین و تأیید مدل معادلات ساختاری اقدام شد.نتایج نشان داد که عوامل درگیری با محصول،نگرش به تبلیغات اینترنتی،محتوای تبلیغات و توجه و ارتباط با تبلیغات به ترتیب دارای بیشترین تأثیر در رفتار مصرف کنندگان ورزشی بودند.درگیری با تبلیغات اینترنتی و نقش آن در خرید محصولات در درجه نخست بر اساس نیاز و کاربرد و اهمیت محصول برای افراد است و بعد از آن باایجاد نگرش و تهیه محتوای خوب و چشم گیر می توان فروش محصولات را افزایش داد.
هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر خطای بینایی بر یادگیری یک مهارت هدف گیری در کودکان بود. روش تحقیق از نوع نیمه تجربی با طرح سنجش مکرر و آزمون یادداری بود. نمونه آماری تحقیق 36 نفر از کودکان 10 ساله بودند که به صورت در دسترس انتخاب و پس از تخمین سایز هدف به سه گروه ادراک دایره بزرگ تر، ادراک دایره کوچک تر و گروه کنترل تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق خطای ابینگهاوس نمایش داده شده بر روی زمین و توپ تنیس برای پرتاب از بالای شانه به سمت هدف بود. روش اجرا بدین صورت بود که، ابتدا شرکت کنندگان 10 کوشش را در مرحله پیش آزمون اجرا کردند. سپس در مرحله اکتساب 6 بلوک 10 کوششی را اجرا کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه اکتساب آزمون یادداری در 10 کوشش از آزمودنی ها گرفته شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازه گیری تکراری، تحلیل واریانس یکراهه به همراه تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که هم در مرحله اکتساب و هم در مرحله یادداری بین گروه ها تفاوت معناداری مشاهده شد که این تفاوت به نفع گروه ادراک دایره کوچک تر بود. در کل، نتایج این تحقیق نشان دهنده تأثیر سودمند خطای بینایی بر یادگیری یک مهارت ورزشی است. بنابراین، به مربیان و دست اندرکاران ورزشی پیشنهاد می شود که از این متغیر جهت بهبود عملکردها و بهبود جلسات تمرینی استفاده کنند.
سالمندی با تغییراتی در کلسترول خون و به دنبال آن، بیماری های قلبی- عروقی همراه است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر دو نوع تمرین تناوبی و تداومی بر MicroRNA های مرتبط با انتقال معکوس کلسترول در موش های سالمند بود. تعداد 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار مسن (23 ماه) با میانگین وزنی 75/441 گرم به صورت تصادفی در دو گروه تمرینی و یک گروه کنترل شامل گروه تمرین تداومی (تعداد = 10)، تمرین تناوبی (تعداد = 10) و گروه کنترل (تعداد = 10) قرار گرفتند. تمرین تداومی و تناوبی شامل هشت هفته تمرین روی تردمیل و پنج روز در هفته بود که گروه تداومی تمرین را با 60 درصد سرعت بیشینه و به مدت 16 دقیقه در هفته اول شروع کردند و با 70 درصد سرعت بیشینه و مدت 45 دقیقه از هفته چهارم به بعد ادامه دادند. گروه تناوبی تمرین را با شدت 40 تا 80 درصد سرعت بیشینه از هفته اول شروع کردند و با30 تا 110 درصد سرعت بیشینه از هفته چهارم به بعد ادامه دادند. بعد از دوره تمرین، بیان miR-33a و miR-144 و بیان ژن ABCA1 به روش RT –PCR اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل آماری با استفاده از آزمون آنوا با سطح معنا داری P < 0.05 انجام شد. نتایج نشان داد که بیان miR-33a و miR-144 در دو گروه تداومی و تناوبی نسبت به گروه کنترل کاهش داشتند؛ اما این کاهش در هر دو گروه نسبت به گروه کنترل تنها درمورد miR-33a معنا دار بود ( P < 0.001 ). بیان mRNA ژن ABCA1 در گروه تداومی و تناوبی پس از هشت هفته تمرین نسبت به گروه کنترل افزایش داشت؛ بااین وجود، این افزای ش تن ها در گ روه تناوبی نس بت به گ روه کنت رل م عن ادار ب ود ( P = 0.002 ). بین تأثیر تمرین تناوبی و تداومی بر بیان miR-33a و miR-144 تفاوت معنا داری وجود نداشت؛ اما درمورد بیان mRNA ژن ABCA1 تفاوت معنا داری در دو گروه تداومی و تناوبی مشاهده شد ( P = 0.028 ). با توجه به نتایج این مطالعه، به نظر می رسد که هر دو تمرین استقامتی تناوبی و تداومی می توانند باعث کاهش بیان miR-33a و به دنبال آن، افزایش بیان mRNA ژن ABCA1 شوند؛ اما این افزایش در تمرین تناوبی نسبت به تمرین تداومی بیشتر است.
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه زیر مؤلفه های موانع، نیاز، نگرش و مهارت به کارگیری از فن آوری اطلاعات مربیان تیم های ملی جمهوری اسلامی ایران می باشد. روش تحقیق مقایسه ای، نوع تحقیق کاربردی و روش اجرا میدانی بود. جامعه آماری شامل مربیان تیم های ملی اعزامی به شانزدهمین دوره بازی های آسیایی گوانگ ژو، که تعداد آنها 42 نفر بود. حجم نمونه آماری با تعداد جامعه آماری برابر و روش نمونه گیری به صورت کل شمار اجرا شد. روایی پرسشنامه توسط 11 نفر از اساتید دانشگاه و متخصصان در رشته های تربیت بدنی و فن آوری اطلاعات تأیید شد و پایایی کل پرسشنامه به وسیله آزمون آلفای کرونباخ 92/0=α تعیین شد. از آمار توصیفی برای توصیف ویژگی های دموگرافیک شرکت کنندگان و از آزمون های کلموگروف- اسمیرنوف (Ks) و فریدمن (F) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته های تحقیق نشان داد که بین زیر مؤلفه های 4 متغیر موانع، نیاز، نگرش و مهارت به کارگیری از فن آوری اطلاعات مربیان تیم های ملی و به صورت جداگانه تفاوت معناداری در سطح 05/0p=، وجود دارد. طبق نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که با استفاده از اولویت بندی زیرمؤلفه های هر کدام از متغیرهای فوق می توان با استفاده از دیدگاه و نگرش مربیان، نیازها و موانع را آنها را در امر فن آوری اطلاعات برطرف کرد و از طرف دیگر مهارت مربیان را افزایش داد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر حمایت اجتماعی و تعارض کار-خانواده بر عملکرد شغلی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان کرمان بود. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان کرمان تشکیل دادند(252=N) که 157 نفر به روش تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های حمایت اجتماعی زیمت و همکاران(1988)، تعارض کار- خانواده نتمیر و همکاران(1996) و عملکرد شغلی موتوویدلو و ون اسکاتر(1994) استفاده شد. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی بر عملکرد شغلی تأثیر مستقیم و معناداری دارد؛ همچنین حمایت اجتماعی بر تعارض کار – خانوده و تعارض کار - خانواده بر عملکرد شغلی تأثیر منفی و معنادار دارد. نتایج حاصل از مدل سازی پژوهش نشان داد که حمایت اجتماعی به واسطه تعارض کار – خانواده بر عملکرد شغلی کارکنان تأثیر معناداری ندارد. در نهایت کلیه شاخص های برازش مدل نشان دهنده برازش مطلوب آن بودند. با توجه به یافته های پژوهش به مدیران و مسئولان ادارات ورزش و جوانان پیشنهاد می شود که با ایجاد حمایت های لازم زمینه بهبود عملکرد در محیط کار، مقابله با مشکلات زندگی، سازگاری عمومی و بهزیستی جسمانی و روانشناختی دارد را فراهم آورند.
با توجه به اهمیت موضوع پاسخگویی در سازمان های ورزشی، پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و محدودیت های اجرای نظام پاسخگویی در سازمان های ورزشی و ارائه راهکار در قالب یک الگو انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع ترکیبی بود که در بخش کیفی از 25 نفر از استادان و خبرگان حوزه ورزش به صورت هدفمند نظرخواهی شد و 9 عامل شامل موانع قانونی، کارکردی، محیطی، فرهنگی، سازمانی، مدیریتی، فردی، رفتاری و ساختاری به عنوان موانع اجرای نظام پاسخگویی در سازمان های ورزشی شناسایی شد. در بخش کمی نیز، 211 نفر از مدیران و کارکنان وزارت ورزش و جوانان به روش نمونه گیری در دسترس، به پرسشنامه پژوهش پاسخ دادند. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر استادان مدیریت ورزشی و خبرگان بررسی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 88/0 محاسبه شد. آزمون تحلیل عاملی اکتشافی نیز پرسشنامه محقق ساخته پژوهش حاضر را تأیید کرد. آزمون تحلیل مسیر الگوی پیشنهادی پژوهش نشان داد که به جز موانع محیطی، تمامی متغیرهای شناسایی شده در پژوهش، اثر مثبت و معناداری بر موانع پاسخگویی سازمان های ورزشی می گذارند و در این بین نیز بیشترین میزان اثر مربوط به موانع کارکردی با 47 درصد است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر به مسئولان و مدیران سازمان های ورزشی کشور پیشنهاد می شود برای رفع موانع شناسایی شده تلاش کنند تا اثربخشی سازمان های ورزشی بهبود یابد.