هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر6 هفته تمرین اینتروال فزاینده بر سطوح HIF-1α ریه رت های در حال بالیدگی بود. در پژوهش حاضر، برای بررسی اثر یک دوره تمرین اینتروال فزاینده بر پروتئین HIF-1α ریه، 30 سر موش صحرائی ویستار نر سه هفته ای با میانگین وزنی 9±68 گرم، بعد از دو هفته آشنایی به طور تصادفی به سه گرو ه پایه، تمرین اینتروال فزاینده و کنترل تقسیم شدند. برنامه ی تمرینی برای گروه تمرین اینتروال فزاینده به مدت 6 هفته به صورت تناوبی با 10 تکرار 1 دقیقه ای و استراحت فعال 2 دقیقه ای انجام شد. اندازه گیری HIF-1α با استفاده از کیت به روش ELISA انجام شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد تمرین اینتروال فزاینده سبب کاهش معنادار وزن بدنی و وزن تر ریه رت ها به ترتیب 8/17 و 02/42 درصد نسبت به گروه کنترل شد. هم چنین بین سطوح HIF-1α گروه تمرین اینتروال فزاینده در مقایسه با گروه پایه و کنترل افزایش معناداری (P
هدف این تحقیق، بررسی ارتباط بین خودکارامدی مربی با تعهد ورزشی کشتی گیران لیگ برتر کشور بود که با روش تحقیق توصیفی همبستگی انجام گرفت. بازیکنان 8 تیم (120n=) شامل تمامی کشتی گیران حاضر در لیگ برتر2012 کشتی ایران پرسشنامه های جمعیت شناختی، پرسشنامه خودکارامدی مربیان (فلتز و همکاران، 1999)، و پرسشنامه مدل تعهد ورزشی (اسکانلان و همکاران، 1999) را تکمیل کردند. یافته ها نشان داد همبستگی بین بعد لذت از مؤلفه های تعهد ورزشی با میزان خودکارامدی مربی (اثربخشی راهبردهای بازی یا رقابت) معنادار است. این یافته ها بینشی را برای تدارک عوامل مؤثر بر تقویت تعهد ورزشی برای مربیان فراهم می کند.
هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت کشتی ایران در بازی های المپیک است. از مهم ترین یافته های این پژوهش می توان به رابطه مثبت و معنادار بین مجموع مدال ها و تعداد کشتی گیران هر دوره (مجموع کشتی آزاد و فرنگی) اشاره کرد. همچنین، بین مجموع مدال های کسب شده در کشتی آزاد و فرنگی تفاوت معناداری وجود داشت. با این وجود، بین تعداد مدال های طلای کسب شده در این دو رشته تفاوت معناداری وجود ندارد. علاوه بر این، بین مجموع مدال ها و مدال های طلای کسب شده در قبل و بعد از انقلاب در هر دو رشته کشتی آزاد و فرنگی، تفاوت معناداری وجود ندارد. در نهایت نیز تنها 9 استان کشور موفق به کسب مدال در بازی های المپیک شده اند که در این میان، استان تهران با کسب 13 مدال بالاتر از بقیه استان ها قرار دارد. در مجموع، به مسئولان کشتی پیشنهاد می شود که اقداماتی را در جهت توسعه امکانات کشتی و شناسایی و پرورش کشتی گیران مستعد استان های مختلف انجام دهند تا کشتی گیران نخبه به مسابقات بین المللی از جمله بازی های المپیک اعزام شوند.
با توجه به گستردگی روزافزون صنعت ورزش و سودآور بودن آن برای بسیاری از کشورهای دنیا، اهمیت برندینگ و توسعه برند برای ورود به بخش ها و بازارهای جدید، راهبرد متداول بسیاری از تیم های ورزشی بزرگ دنیاست. هدف از این تحقیق، بررسی توسعه برند ورزشی و حضور در بازارها و عرصه های مختلف و مطالعه تأثیر آن بر ارزش ویژه برند است. بدین منظور برند پرسپولیس انتخاب شد که برندی محبوب و پرطرفدار در کشور است. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، از میان شهرهای مختلف، شهر تهران به عنوان نمونه آماری برگزیده شد که تعداد اعضای نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان، 384 نفر برآورد شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد که حاوی 50 سؤال اعم از 5 سؤال جمعیت شناختی و 45 سؤال مربوط به متغیرهای تحقیق بود. پایایی و روایی پرسشنامه مذکور به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و روایی منطقی سنجش شد. مدل مفهومی تحقیق به وسیله روش معادلات ساختاری بررسی شد. نتایج نشان داد که توسعه برند ورزشی بر ارزش ویژه برند، کیفیت ادراک شده، آگاهی از برند، وفاداری برند و تداعیات برند آثار مثبت و مستقیمی دارد.
ژیمناستیک به عنوان ورزش پایه و مادر به مهارت ها و قابلیت هایی از جمله قدرت، سرعت، انعطاف و چابکی نیاز دارد. مربیان و سرپرستان تیم ها همواره سعی در ارزیابی و سنجش این مهارت ها با استفاده از آزمون های طراحی شده در بازه های زمانی مختلف دارند. شناسایی موفقیت یک ژیمناست براساس این نتایج به تجربه بسیار زیادی نیاز دارد. بر این اساس در این مقاله، تلاش شده است تا با بومی سازی آزمون استاندارد تیم ملی ژیمناستیک آمریکا متناسب با جنس و سن ورزشکاران استان کردستان مهارت های مختلف براساس تکنیک های داده کاوی ارزیابی شود تا تأثیرگذارترین مهارت ها در کسب نتیجه مناسب با استفاده از الگوریتم های استخراج پارامترهای کلیدی بررسی شود. نتایج حاکی از آن است که قدرت و سرعت تأثیرگذارترین عامل موفقیت یک ژیمناست در آزمون های صورت گرفته اند. در نهایت می توان گفت ژیمناست هایی که در بدو ورود از عامل قدرت و سرعت بیشتری نسبت به ژیمناست های دیگر برخوردارند، در این رشته موفق تر خواهند بود.
هدف تحقیق حاضر، مقایسه آمادگی های بدنی دانش آموزان پسر کشور و تهیه نورم های ملی روی متغیرهای سرعت، استقامت، چابکی و نیروی عضلانی با استفاده از آزمون CAFT بود. از گروه های سنی 18 – 7 سال، 12960 نفر از استان های منتخب از 5 منطقه شمال، جنوب، شرق و غرب و مرکز به طور تصادفی انتخاب و بر مبنای متغیرهای تحقیق و نورم های کشوری حاصله با یکدیگر مقایسه شدند. آزمون های آنوا و تعقیبی توکی در سطح 05/0 نشان دادند که استان های جنوبی و مرکزی در دوهای سرعت و چابکی، شمالی و شرقی و مرکزی در استقامت عضلانی و قلبی – عروقی، شرقی و مرکزی و شمالی در نیروی عضلانی و استان های جنوبی در استقامت قلبی – عروقی آماده تر از دیگر مناطق اند. در ضمن، مناطق جنوبی و غربی به تقریب در همه رده های سنی از نورم های کشوری در سرعت، مناطق جنوبی و مرکزی به طور کلی در همه رده های سنی در استقامت عضلانی، مناطق مرکزی به طور کلی تا سن قبل از 15 سالگی در استقامت عضلات کمربندی شانه، مناطق شمالی در همه رده های سنی در چابکی عمومی، مناطق غربی در همه رده های سنی در نیروی عضلانی و مناطق مرکزی در رده های سنی 12 سالگی به بعد از نورم های کشوری ضعیف ترند. این یافته ها زمینه ها را برای استعدادیابی ورزشی و پرورش آنها در کشور فراهم می آورد و همچنین به افزایش دقت در نمره دادن و ارزشیابی در کلاس های تربیت بدنی مدارس کشور کمک می کند.
هدف از این پژوهش بررسی اثر ۸ هفته تمرین هوازی بر شاخص های سردرد میگرنی و سطوح نیتریک اکساید خون در زنان مبتلا به میگرن بوده است. در این پژوهش تعداد۲۹ زن مبتلا به میگرن شایع (بدون اورا) با دامنه سنی 25 تا 50 سال به طور تصادفی در دو گروه گواه(۱۴ نفر) و آزمایش(۱۵ نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش علاوه بر درمان های دارویی مشابه با گروه گواه، به مدت ۸ هفته و هر هفته 3 جلسه با مدت و شدت مشخص (شدت بر اساس مقیاس درک فشار بورگ 6-20) به تمرین هوازی پرداختند. وضعیت میگرن، از جمله شاخص های سردرد میگرنی (تناوب، شدت و مدت سردرد) با استفاده از دفترچه ثبت یادداشت های روزانه (با مقیاس آنالوگ بصری(VAS)) مربوط به میگرن مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه خونی در حالت ناشتا برای تعیین سطوح نیتریک اکساید خون آزمودنی ها، قبل و بعد از مداخله گرفته شد. داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف، t مستقل و همبسته در سطح معنی داری ۰5/۰ تحلیل شد. 8هفته تمرین ورزشی هوازی باعث افزایش معنادار در سطوح نیتریک اکساید خون(P<0.001) و کاهش معنادار(P<0.001) در شاخص های سردرد میگرنی (تناوب، شدت و مدت سردرد)، در گروه آزمایش شد. این فاکتورها در گروه گواه هیچ گونه تغییر معناداری نداشتند. به نظر می رسد با توجه به یافته های پژوهش حاضر بتوان از تمرین هوازی به عنوان یک روش درمانی مکمل در کنار سایر درمان های دیگر در بیماران مبتلا به میگرن به منظور بهبود سردرد و کاهش علائم آن استفاده کرد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی جایگاه الگوی سایبرنتیک در ادارات کل ورزش و جوانان استان های منتخب کشور بود. این پژوهش، از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و جامعه آماری شامل کلیه کارشناسان ادارات کل ورزش و جوانان کشور می باشد. به دلیل گستردگی جامعه آماری تحقیق، از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شد. از این رو کارشناسان تربیت بدنی ادارات کل پنج استان (قم، البرز، خراسان شمالی، همدان و آذربایجان غربی) به عنوان نمونه تحقیق در نظر گرفته شدند (92=N) و در نهایت 84 پرسشنامه عودت داده شد. اساتید مدیریت ورزشی، روایی پرسشنامه را تأیید کرده و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. آزمون کلموگروف اسمیرنوف طبیعی بودن توزیع داده ها را تأیید کرد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی( میانگین، فراوانی، رسم نمودار) و در بخش آمار استنباطی از آزمون تی تک متغیره استفاده شد (05/0 P). یافته های پژوهش نشان داد که ادارات کل ورزش و جوانان استان های منتخب کشور در میزان استفاده از الگوی سایبرنتیک در سازماندهی فعالیت-های خود، از جایگاه متوسطی برخوردار بوده و همه ی مؤلفه های آن دارای میانگینی معادل با میانگین طیف مورد وصف بود. با به کارگیری الگوی سایبرنتیک، بهره وری و اثربخشی در سازمان ها افزایش می یابد و باعث می شود کارکنان در اهداف سازمان بیشتر مشارکت کنند.
هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل مؤثر بر حضور تماشاچیان در مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران است. 1500 تماشاگر که بیش از 15 سال سن داشتند، به صورت تصادفی طبقه ای و با روش انتساب متناسب، پرسشنامة محقق ساخته را تکمیل کردند. یافته های مدل آماری SEM نشان داد عامل اقتصادی (قیمت بلیت، هزینة پارکینگ، هزینة ایاب و ذهاب و تغذیه)، عامل جذابیت (بازیکنان ستاره، جذابیت بازی، حمایت ازتیم، نتایج مسابقات تیم و غیرقابل پیش بینی بودن نتایج)، عامل برنامه ریزی (برنامه ریزی دقیق، زمان ومکان بازیها، بازی در تعطیلات آخر هفته، شرایط جوی و دسترسی به پارکینگ) ارتباط علّی معنیداری با تمایل به حضور تماشاچیان دارند (01/0P<)، اما عامل مشوق (تفریح و سرگرمی، جایزه و هدیه، رسانه های گروهی، تبلیغات) با تمایل به حضور ارتباط علّی معنیداری ندارد (01/0p> ).
سازمان ها باید محیطی را برای اشتراک، انتقال و تقابل دانش در میان اعضای خود به وجود آورند، افراد را درجهت بامفهوم کردن تعاملات شان آموزش دهند و در بسترسازی و شناسایی عوامل زمینه ای برای استقرار مدیریت دانش در سازمان بکوشند؛ لذا، هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل تسهیل کننده و ارائه الگوییبه منظور پیاده سازی موفق استراتژی مدیریت دانش در کمیته ملی المپیک ایران می باشد. روش این پژوهش پیمایشی تحلیلی بود و جامعهآماری آن را کلیه ذی نفعان کمیته ملی المپیک (326 نفر) (برابر با نمونه آماری) تشکیل دادند. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، 13 مؤلفه در قالب پنج عامل اصلی در پرسش نامه عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش شناسایی شدند. سپسباروش مدل یابی معادلاتساختاری، الگوی پیشنهادی مورد برازش قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه شاخص های نیکویی برازش در دامنه قابل قبولی قرار دارند. همچنین، مدلی پنج عاملی برای موفقیت مدیریت دانش در کمیته ملی المپیک ارائه گردید. علاوه براین، با توجه به میزان ضریب تأثیر هریک از عوامل بر مدیریت دانش مشخص شد که عامل منابع انسانی دارای بیشترین نقش بر استقرار موفق مدیریت دانش است و سایر عوامل به ترتیب عبارت هستند از: فناوری اطلاعات، فرهنگ سازمانی، استراتژی مدیریت دانش و ساختار سازمانی.
افزایش شاخص التهابی پروتئین واکنشگر C (CRP) و نیمرخ لیپیدی با افزایش خطر بیماری های قلبی-عروقی همراه است. با وجود این، تأثیر تمرینات مقاومتی بر این عوامل خطرزای قلبی-عروقی در زنان ناشناخته است. هدف: بررسی اثر دوازده هفته تمرین مقاومتی دایره ای بر پروتئین واکنشگر C و نیمرخ لیپیدی زنان غیرفعال. روش: 24 زن جوان غیرفعال با میانگین سنی 50/3± 26 سال، قد 50/2±160 سانتی متر و وزن 93/6±62 کیلوگرم،به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی ساده به دو گروه 12 نفره کنترل و تجربی تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل دوازده هفته تمرین مقاومتی دایره ای، هر هفته سه جلسه به مدت 20 تا 60 دقیقه، در هشت ایستگاه با شدت 65 تا80 درصد یک تکرار بیشینه(1RM) بود. خون گیری پس از 14 ساعت ناشتایی قبل از شروع تحقیق و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی انجام گرفت. داده ها با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، t وابسته و مستقل در سطح معناداری 05/0≥α تحلیل شد. نتایج: پس از دوازده هفته تمرین مقاومتی، در گروه تجربی و در مقایسه بین گروهی، مقادیر CRP، تری گلیسرید (TG)، کلسترول تام (TC) و لیپوپروتئین کم چگال (LDL-C) و لیپوپروتئین خیلی کم چگال (VLDL-C) با تغییرات معناداری همراه بود (05/0≥p)، درحالی که لیپوپروتئین پرچگال (HDL-C) تغییر معناداری نداشت (05/0≤p). نتیجه گیری: بنابراین، به نظر می رسد این شیوه تمرین مقاومتی دایره ای با توجه به کاهش عوامل خطرزا، روشی مفید و ارزشمند برای پیشگیری و کاهش بیماری های قلبی-عروقی و ارتقای سلامت زنان باشد.
نیروهای متخصص و فرهیخته کشور نقش و اهمیت ویژه ای در توسعه جامعه دارند که بر هیچ کس پوشیده نیست. زیرا از این طریق بر ابعاد توسعه از جمله معرفی و استفاده از دانش و فن آوری، فرهنگ و هویت افراد جامعه، اقتصاد و گسترش روابط ملی و فراملی تاثیر عمیق می گذارند. فرهنگ حاکم بر زندگی شهری عصر حاضر بر سبک های زندگی انسانها از جمله اعضای هیات علمی دانشگاه ها تاثیر گذاشته و در کنار نوع و ماهیت حرفه آنان، زمینه انجام کار یکنواخت و کم تحرک و دور شدن از زندگی طبیعی و پر تحرک، شرایط خاصی را فراهم آورده است که این امر می تواند همانند آحاد مختلف جامعه، این قشر تحصیل کرده و آگاه را نیز در معرض نارسایی های جسمی و روحی و در نتیجه کاهش کمیت و کیفیت کاری و بهره وری لازم قرار دهد. در این پژوهش سعی شده سلامت عمومی اعضای هیات علمی فعال و غیر فعال حرکتی دانشگاه های ایران مورد مطالعه و مقایسه قرار گیرد. نمونه های آماری این پژوهش را 250 نفر عضو هیات علمی دانشگاه های کشور تشکیل می دهند که با روش تصادفی انتخاب و در دو گروه فعال و غیر فعال حرکت مقایسه شدند. پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ28) بعنوان ابزار تحقیق استفاده گردید. آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که بین سلامت عمومی اعضای هیات علمی فعال و غیر فعال حرکتی دانشگاه ها تفاوت معناداری وجود نداشت (p<0.05). مقایسه و تجزیه و تحلیل سلامت عمومی و ویژگی های فردی آزمودنی ها نیز حاکی از آن بود که بین نمونه های تحقیق از نظر جنسیت، تاهل، میزان تحصیلات و مرتبه علمی تفاوت معنی دار وجود داشت. نمونه های زن در این تحقیق وضعیت سلامت عمومی بهتری نسبت به مردها داشتند و هم چنین آزمودنی های متاهل نسبت به مجردها از وضعیت سلامت عمومی مناسب تری برخوردار بودند. در مقایسه بین سلامت عمومی دارندگان مدارک تحصیلی مختلف و مرتبه های علمی آزمودنی ها نیز مشخص گردید که دارندگان مدرک تحصیلی کارشناسی و مرتبه علمی مربی آموزشیار نسبت به دیگر نمونه های تحقیق دارای سلامت عمومی بهتری بودند. همچنین بررسی وضعیت فعالیت های حرکتی آزمودنی ها در یک سال گذشته نشان داد که تعداد 193 نفر از آنان فعال و 51 نفر دیگر غیر فعال بودند (p<0.05).
پژوهش حاضربا هدف بررسی ارتباط ابهام نقش و میزان پرخاشگری در بازیکنان فوتبال لیگ برتر ایران انجام شد. با استفاده از تحقیق توصیفی-همبستگی سه تیم شامل 72 بازیکن با میانگین 4.07 ± 26.07 سال، از تیم های حاضر در لیگ برتر فوتبال، فصل 92-93 به صورت در دسترس، که حاضر به همکاری با محقق بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته ها نشان دادند بین ابهام نقش هجومی و میزان پرخاشگری بازیکنان فوتبال ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون نشان داد که ابعاد ابهام نقش هجومی دارای توان پیش بین معناداری برای پرخاشگری بازیکنان فوتبال است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر چه بازیکنان ادراک نقششان بیشتر باشد و از مسئولیت ها، جایگاه و نقش خود در تیم به خوبی آگاه باشند، میزان رفتارهای پرخاشگرانه ی آنها به همان نسبت کاهش خواهد یافت.
در سال های اخیر، فیفا برنامه گرم کردن +11 را با هدف پیشگیری از آسیب در فوتبال توسعه داده است. نتایج مطالعات پیشین، بیانگر عدم کاهش معنادار آسیب مچ پا پس از اجرای این برنامه می باشد؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه گرم کردن +11 اصلاح شده همراه با تخته تعادل بر پیشگیری از آسیب های اندام تحتانی و مچ پای فوتبالیست های مرد انجام شد. جهت انجام پژوهش، 111 فوتبالیست مرد جوان لیگ جوانان تهران به دو گروه +11 اصلاح شده و کنترل تقسیم شدند. نتایج نشان می دهد که در مجموع، بازیکنان گروه مداخله به شکل معناداری آسیب کمتری نسبت به بازیکنان گروه کنترل داشته اند، اما میزان بروز آسیب های مچ پای بازیکنان گروه مداخله نسبت به بازیکنان گروه کنترل، با وجود کاهش 88/58 درصدی، معنا دار نمی باشد. با توجه به نتایج پیشنهاد می گردد مطالعات بیشتری درمورد اضافه شدن تمرینات تخته تعادل به برنامه +11 صورت گیرد.
هدف از پژوهش حاضر، تحلیل عوامل مؤثر بر کارایی مربیان و بازیکنان در رده های پایه فوتبال ایران می باشد. روش این پژوهش، پیمایشی بوده و از نوع مطالعات کاربردی می باشد که به شکل میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری آن را تمامی بازیکنان رده سنی جوانان و امید (زیر 23 سال) فوتبال ایران تشکیل دادند که متأسفانه اطلاعاتی در مورد تعداد آنان موجود نمی باشد. با این توجه به استفاده از فرمول تعیین حجم کوکران در شرایط نامشخص بودن جامعه، 2000 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیدند. پرسشنامه پژوهش حاضر پرسشنامه استاندارد کارایی مربیان بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاضر از روش های آماری تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر به وسیله نرم افزارهای اس پی اس اس و اموس استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی نتایج نشان می دهد که در مجموع، چهار عامل حدود 89 درصد از واریانس ها را شامل می شوند و عوامل انگیزشی با تأثیر 503/0 ، بیشترین تأثیر را بر روی افزایش عملکرد بازیکنان دار د. همچنین، یافته ها حاکی از این هستند که عوامل انگیزشی با تأثیر 489/0 ، دارای بیشترین تأثیر بر روی کارایی مربیان فوتبال رده های پایه کشور می باشد؛ بنابراین، توصیه می شود مربیان رده های پایه فوتبال کشور به اهمیت عوامل انگیزشی بر روی کارایی خود و بازیکنان توجه کنند.
هدف تحقیق حاضر، تعیین وضعیت رفتار شهروندی سازمانی (OCB) در سازمان ورزش شهرداری تهران بود. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه تحقیق شامل کارشناسان ورزشی این سازمان بودند (90n=). نمونه گیری، به روش کل شمار انجام گرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی نت مایر و همکاران (1997) بود (75/0=α). برای تحلیل دادها از آزمون K-S، تی یک نمونه ای، تی مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه در سطح 05/0=α استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد مقدار ""OCB"" در بین کارشناسان در حد تقریباً خوبی قرار داشت (42/0 ± 6/3) و تنها بعد جوانمردی وضعیت مطلوبی نداشت. همچنین، بین میانگین OCB در سوابق شغلی، جنسیت و سنین مختلف کارشناسان تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0 < P)؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که مسئولان امر، می توانند بدون در نظر گرفتن ملاحظات متغیرهای اخیر، برنامه های خود را در خصوص پیشبرد رفتارهای شهروندی سازمانی، تدوین کنند و به اجرا بگذارند. همچنین با توجه به وضعیت نامطلوب بعد جوانمردی در بین ابعاد OCB، توجه بیشتر مسئولان به شاخص های این بعد لازم می نماید؛ در انتها و براساس یافته ها، پیشنهادهایی برای مسئولان امر ارائه شده است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش رضایت شغلی در ارتباط بین عدالت سازمانی با تمایل به ترک شغل در کارشناسان فدراسیون های ورزشی بود. بدین منظور از پرسشنامه های رضایت شغلی وود (1986)، عدالت سازمانی کیم و لونگ (2007) و تمایل به ترک شغل کامان (1979) استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان فدراسیون ها بود که 210 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. روایی سازه ابزار تحقیق به روش تحلیل عاملی تأییدی و با استفاده از نرم افزار لیزرل 8.8 تأیید شد. همچنین پایایی ابزار تحقیق به ترتیب 84/0، 87/0، و 86/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار Visual PLS استفاده شد. یافته ها نشان داد، اثر عدالت سازمانی بر رضایت شغلی، معنادار (189/21=t، 775/0β=)، و بر تمایل به ترک شغل غیرمعنادار است (211/0- =t، 016/0-β=). همچنین نتایج حاکی از اثر منفی و معنادار رضایت شغلی بر تمایل به ترک شغل بود (75/4- =t، 520/0-β=). دیگر یافته تحقیق این بود که اثر غیرمستقیم عدالت سازمانی (403/0-=β)، بر تمایل به ترک شغل بیشتر از اثر مستقیم آن است (016/0-β=)، (96/1≤ t value+≤96/1-). پیشنهاد می شود فدراسیون های ورزشی به منظور کاهش تمایل به ترک شغل کارکنان خود، زمینه ارتقای سطح عدالت سازمانی و رضایت شغلی کارکنان خود را فراهم کنند.