فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱٬۱۰۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
The pivotal role of listening comprehension in second/foreign language learning requires that researchers conduct studies which investigate factors that affect test takers’ performances. The present study was set out to examine whether item modality (i.e., written vs. oral items) affects listening comprehension test performance. In addition, it investigated whether allowing test takers to take notes while listening would also affect their performances. To this end, two different tests, each containing 20 multiple choice items, were administered to 66 (35 female and 31 male) upper-intermediate EFL learners. The first test was administered to look into the role of item modality, and the second test was employed to investigate the effect of note-taking. The application of independent samples t-tests to analyze the data revealed that that test takers performed better when the items were provided in written rather than oral form, and that test takers’ performances did not differ significantly when they were allowed to take notes. More detailed findings and implications are discussed in the paper.
Negative Labeling as a Crucial Psychological Variable in Teaching EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the psychological variables which may have a long-lasting effect on our life is labeling, and students’ accomplishments might be severely undermined through the teacher’s labeling. In spite of this issue, few studies have been carried out on the ramifications of labeling in the educational contexts, in general, and EFL classrooms, in particular. The current study is an attempt to investigate the occurrence possibility of negative labeling and how such labels eventually influence students’ psychological/academic potentials. Since it was not possible to expose the students to the experience of negative labels in their real situations, the 100 high-school female participants of the study were asked to make predictions on social/academic success of a fictitious student who was labeled as dyslexic (Hunt, 2006). Besides, they were given a modified 11-item questionnaire (Mwania & Muola, 2013) about their experiences of being labeled. The participants were also asked to fill in the Coopersmith Self-esteem Inventory (SEI) (1967) to determine if there is a relationship between their labeling experiences, their self-esteem and their reported academic achievements. The collected data was then processed using SPSS. The findings of the study indicate that teacher’s negative labeling was significantly related with students’ self-esteem, their academic potentials, and their future life/success/expectations.The study bears some significant implications for teachers’ education since the findings show that the negative ramifications of labeling in EFL contexts should be taken into more serious consideration in teaching.
بررسی روایی آزمون دکتری آموزش زبان انگلیسی بر اساس روایی استدلالی و نظریه کنش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر تلاش شده است تا روایی آزمون دکتری آموزش زبان انگلیسی در چارچوبی نوین بررسی شود. این آزمون از طریق دو رویکرد استدلال- محور یعنی مدل استدلال- محور کین (1992) و مدل کنشگرای بنت (2010) بررسی شد. بدین منظور، برای رد یا اثبات فرضیه های پیشنهاد شده در مدل تلفیقی سعی شد تا مستندات تجربی و نظری لازم ارائه شوند. این مطالعه همچنین اثرات پیش بینی نشده آزمون را از طریق بررسی روایی مورد مطالعه قرار داده است. برای جمع آوری اطلاعات لازم در این مطالعه از سه نوع داده استفاده شد : (1) داده های مربوط به عملکرد تمامی شرکت کنندگان (999 نفر) آزمون دکتری رشته آموزش زبان سال 1393 (2) پرسشنامه هایی که توسط 103 دانشجوی دکتری و 20 استاد دانشگاه جواب داده شد و (3) مصاحبه تلفنی با 20 استاد دانشگاه و همچنین مصاحبه گروهی با 35 دانشجوی دکتری رشته آموزش زبان انگلیسی. نتایج حاکی از رد فرضیه های ارائه شده برای روایی آزمون مذکور بود. بدین معنی که به طور کلی آزمون از روایی خیلی ضعیفی برخوردار است. برای نمونه، تحلیل نمره های آزمون دکتری و بررسی برداشت دانشجویان از روایی آزمون نشان داد که نه تنها محتوای آزمون اشکال دارد بلکه تصمیم هایی که در مورد نتایج این آزمون گرفته شده نیز مناسب نبوده که این امر نهایتاً منجر به وجود آمدن نتایج غیرمطلوبی برای سهامداران شده است. یافته های این رساله همچنین پیشنهاداتی برای بهبود محتوا و نیز خط مشی کنونی آزمون در ایران ارائه می دهد.
گونة کلام و حرکت در چکیده ها: بررسی مقابله ای پایان نامه های دو رشتة آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و آموزش زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
پژوهش های متعددی اثبات کرده اند که هر متن می تواند بیانگر طرز تفکر نویسنده، الگوهای غالب سازماندهی و نیز گونة کلام (Genre) باشد. مفهوم گونة کلام و کاربرد آن در آموزش و یادگیری زبان در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از متون علمی و قسمت های مختلف آن ها از دیدگاه گونة کلام، حرکت ها (Moves) و الگوهای سازماندهی (Organizational patterns) بررسی شده اند. با توجه به اینکه چکیده در مقالات علمی و پایان نامه های دانشگاهی یکی از قسمت های مهم و تأثیرگذار به شمار می رود، بررسی چکیده از دیدگاه گونة کلام و الگوهای حرکت همواره مورد توجه زبان شناسان بوده است. بنابراین، شناسایی و تسلط بر ساختار متنی و بلاغی چکیده ها می تواند مفید و راهگشا باشد. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی و مقایسة گونة کلام، حرکت ها و ساختار بلاغی چکیدة پایان نامه های کارشناسی ارشد در دو رشتة آموزش زبان انگلیسی و آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان پرداخته است. بدین منظور، تعداد 80 چکیده (40 چکیده از هر رشته) از دو رشتة یادشده از بین پایان نامه های ارائه شده بین سال های 2008 تا 2013 میلادی در دانشگاه علامه طباطبائی انتخاب شدند. سپس، حرکت ها، سازماندهی متنی و ساختار بلاغی هر چکیده بر اساس مدل پنج حرکتی هایلند (2000م.) (Hyland""s five-move model, 2000) بررسی شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین چکیده های پایان نامه های این دو رشته از لحاظ حرکت و الگوهای سازماندهی تفاوت چشمگیری وجود دارد. همچنین، مشخص شد که در اکثر موارد، حرکت نتیجه گیری (Conclusion move) (حرکت 5 هایلند) در چکیده های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان وجود ندارد. یکی دیگر از تفاوت های برجسته دربارة الگوی مرتب سازی مجدد و تکرار چند حرکت بود که در میان چکیده های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان بسیار به چشم می خورد، در حالی که این نکته در چکیده های آموزش زبان انگلیسی وجود نداشت. با استناد به این یافته ها، می توان نتیجه گرفت که چکیده های پایان نامه های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان در مقایسه با چکیده های آموزش زبان انگلیسی از مدل خاصی تبعیت نمی کنند و از نظر گونه ای حرکتی با چکیده های آموزش زبان انگلیسی متفاوت هستند. یافته های این پژوهش در بر دارندة ایده ها و پیشنهادهایی برای دانشجویان و مدرسان هر دو رشته، مدرسان انگلیسی/ فارسی با اهداف ویژه، نویسندگان و طراحان کتب درسی و نیز پژوهشگران است.
Spelling-based Phonics Instruction: It’s Effect on English Reading and Spelling in an EFL Context(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Systematic phonics instruction in first language education has recently received considerable research attention due to its critical role in facilitating phonological awareness and processing skills. However, little is known about the effects of systematic phonics instruction on foreign language reading and spelling in an EFL context. This study examined the effects of spelling-based phonics instruction on 9-12 year old Persian speaking learners’ reading and spelling English words. The participants were randomly assigned into two groups: a control group who received non-phonics instruction, and an experimental group who received spelling-based phonics instruction. CORE Phonics Survey (2003), a battery of diagnostic tests and tasks, was used to uncover the effects of phonics on oral reading and word spelling development of the learners. The results of independent-samples t-test revealed that after 10-weeks of instruction, the spelling-based phonics instruction had really significant effects on improving both young Iranian EFL learners’ oral reading and whole word spelling. In other words, the experimental group benefited from spelling-based phonics instruction compared to the group with non-phonics instruction.
جایگاه دستور زبان در آموزش از دیدگاه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستور زبان عبارت است از مجموعة قواعد مربوط به کاربرد عناصر و اجزای تشکیل دهندة گفتار، یعنی قواعد مربوط به ساخت کلمه،گروه واژه و جمله. هدف اصلی این مقاله، پی بردن به نقش و جایگاه دستور زبان درآموزش زبان از دیدگاه فرهنگی و یافتن پاسخ برای این پرسش ها است کهچه رابطه ای بین فراگیری زبان، دستور و فرهنگ وجود دارد و آیا اساساً یادگیری دستور زبان شرط اصلی برای فراگیری زبان می باشد یا نه. برای پاسخ به این پرسش ها، فرضیه هایی مطرح گردیده است.یکی از اهداف و بخش های مهم آموزش زبان، شناختن و شناساندن دستگاه زبان و درک توانایی ها و قابلیت های نظام صرفی و نحوی آن است. در یادگیری زبان های خارجی، لازم است در مرحله یا مراحل خاصی از دوران زبان آموزی با ساخت های دستوری زبان مورد نظر آشنا شویم. هم چنین، یکی از اهداف آموزش زبان دوم را باید یادگیری دقیق، معنی دار وکاربردی دستور زبان تعریف کرد.
آموزش و یادگیری زبان: مقاطعی از زندگی شش معلم زبان انگلیسی در ایران(Language Learning and Language Teaching:Episodes of the Lives of Six EFL Teachers in Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باورهای معلمان در طول زندگیشان تحت تأثیرعوامل مختلف شکل می گیرد. بنابراین،آگاهی از افکار و عقاید معلمان در خصوص زندگی وشرایط کاریشان کمک شایانی به درک صحیح ما از تعریف واقعی معلمان در یک محیط فرهنگی و اجتماعی بخصوص می کند. هدف این مطالعه موردی، بررسی زندگی شخصی و کاری شش معلم زبان انگلیسی در مدارس دولتی و مؤسسات خصوصی زبان به منظورارائه تصویر صحیحی از باورها و تجربیات معلمان بر فرآیند یادگیری زبان دومشان، تجربیات تدریس، انتظارات و شرایط کنونی آنها، و تلاشهایشان برای ایجاد نوآوری در روش هایتدریس شانمی باشد. بدین منظور هدف، مصاحبه ها و مشاهدات مکرر به مدت یک سال برای جمع آوری اطلاعات لازم انجام شده و سپس توسط شیوه مقوله بندی معنایی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن بود که بیشتر معلمان چه در مدارس دولتی ویا مؤسسات خصوصی زبان از شرایط کاری و زندگی خود راضی نبودند. همچنین آنها با عوامل ناامید و دلسردکننده بسیاری، همچون نداشتن امنیت شغلی، شغل دائمی، تعادل میان کار و زندگی، بیمه و در عین حال، داشتن حجم کاری بالا، حقوق کم، محیط کاری پر استرس، شغل یکنواختو راکد، محیط کاری خسته کننده، محدودیت در نوآوری، مشکلات در ادامه تحصیل،و دوره های آموزشی غیرعلمی، ناشی شده از سیاست های داخلی و خارجی مسئولان، روبرو بودند. امید است با بها دادن به صحبت های معلمان زبان انگلیسی، موقعیت و وضعیت حقیقی آنها در جامعه کنونی آشکار گشته و به دنبال آن شاهد برطرف شدن برخی از نیازها و انتظاراتشان باشیم.
افزایش آگاهی کاربردشناختی زبان آموزان نسبت به ساختارهای بین فرهنگی بلاغت در نگارش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین مطالعه بررسی تاثیر افزایش آگاهی زبان آموزان ایرانی در مورد کاربرد ساختارهای بین فرهنگیبلاغت در نگارش بر افزایش توانایی نگارش آنها در زبان انگلیسی و همچنین صحت و ساختار ترکیبی نگارش آنها می باشد. بدین منظور، دو گروه 25 نفری از زبان آموزان ایرانی که درس نگارش پایه را می گذراندند بوسیله امتحان مهارتهای زبانی (پت) انتخاب شدند و در دو گروه کنترل و آزمایش قرار داده شدند. سپس یک تست محقق ساخته نگارش بعنوان پیش آزمون به آنها داده شد. گروه آزمایش آموزش مستقیم معلم در زمینه ساختارهای بین فرهنگی بلاغت در نگارش را دریافت کردند همراه با انجام تکالیفی مرتبط با موارد آموزش داده شده. در حالیکه تکالیف گروه کنترل محدود به انجام تمرینات کتاب بود بدون آنکه آموزش مستقیمی در زمینه فوق در نگارش دریافت کرده باشند. پس از 9 جلسه آموزش از هر دو گروه پس آزمون بعمل آمد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که آگاهی کاربردشناختی از ساختارهای بین فرهنگیبلاغت به شکل مؤثری موجب افزایش کیفیت نگارش زبان آموزان ایرانی شده و همچنین درستی نگارش آنها را نیز افزایش داده است ولی در مورد ساختار ترکیبی نگارش آنها تفاوت قابل ملاحظه ای مشاهده نشده است.
بازشناخت توانایی نگارش فراگیران انگلیسی با استفاده از خود ارزیابی و رویکرد ویژه سطح علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش عبارت بود از الف) بررسی عملکرد مهارت نوشتاری زبان آموزان در سطح خاص بر اساس چارچوب مرجع مشترک اروپا (CEFR)، ب) بررسی اینکه آیا تفاوتی در سطح خودارزیابی دانش آموزان از مهارت نوشتاری خود و سطح گزارش شده آنها توسط ارزیابان وجود داشت یا خیر. این پژوهش با مطالعه بر روی 138 دانشجو در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس که در رشته های آموزش زبان انگلیسی، ادبیات انگلیسی و مطالعات ترجمه در موسسه آموزش عالی البرز مشغول به تحصیل بودند، انجام پذیرفت. در این پژوهش از سه نمونه متن نوشتاری در سطوح B1، B2 و C1، شبکه خودارزیابی نوشتن DIALANG و شبکه خودارزیابی CEFR استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که الف) هیچ یک از افراد در گروه لیسانس در سطح C1 قرار نداشتند و تنها 17.3% از دانشجویان مقطع فوق لیسانس در این سطح قرار گرفتند، ب) دانشجویان در هر دو گروه توانایی نوشتاری خود را بالاتر از شبکه CEFR و پایین تر از شبکه DIALANG ارزیابی کردند و ج) خودارزیابی دانشجویان با عملکرد نوشتاری آنها مشابهت نداشت و فقط یک سوم از آنها توانایی نوشتاری خود را دقیق ارزیابی کرده بودند.
The Effect of Collaborative Prewriting Discussions on L2 Writing Development and Learners’ Identity Construction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current study investigated the effect of collaborative prewriting activities on learners’ identity construction and L2 writing development. To this end, 43 sophomore upper-intermediate university students majoring in Teaching English as a Foreign Language at an Iranian university who had enrolled in a course called Advanced Writing were randomly divided into two experimental groups (groups A and B) and one control group (group C). While the students in group A were involved in group activities, the students in group B were engaged in pair activities. The students in control group (group C) worked individually. As a pre-test, a pen-and-paper writing task was given to all the students at the beginning of the semester. During the semester, all the participants were exposed to the same materials and were taught by the same teacher for one semester. The only difference was the type of activities in which the participants were engaged. At the end of one semester, a pen-and-paper writing task was given to all the three groups. The findings of the post-test revealed that all the students could significantly improve their writing skills. Nevertheless, the students in group B significantly outperformed their counterparts. Most importantly, the results of identity analysis showed that the students in group A used authorial plural pronouns along with adjectives more frequently. The findings of this study confirmed two issues: first, the significant efficacy of prewriting activities were confirmed at the end of the semester. Second, each type of prewriting activity could affect the learners’ identity construction
A comparison of Iranian EFL vs. non-EFL teachers’ “knowing” of learner autonomy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Investigating the “knowing”, a module of the KARDS model proposed by Kumaravadivelu (2012) for teacher education, of Iranian teachers of learner autonomy, this study is an attempt to illuminate some of the yet unexplored areas of teachers’ various types of knowledge of learner autonomy. Furthermore, it attempts to illustrate how Iranian Non-EFL teachers’ knowing affects their practices with regard to learner autonomy and how this could differ from that of Iranian EFL teachers. To that end 112 EFL and Non-EFL teachers were purposefully cluster-sampled. Based on convenient sampling but only after data saturation was reached were 12 teachers interviewed. Based on the result of the interviews and the data gleaned from the literature a questionnaire was developed. The sample were asked to complete the questionnaire and then through negative case analysis some were interviewed. The questionnaire tapped into the social, political, psychological and personal aspects of learner autonomy. The results indicated the informants, be it EFL or non-EFL, found learner autonomy to be a psychological construct, which can be traced back to their personal knowledge. Finally, with regard to the feasibility and desirability of learner autonomy implementation in the education system, the informants see learner autonomy as more of a desirable concept than feasible. It is hoped that teachers and teacher educators find the results as well as the suggestions-for-action made at the end of the study helpful and that the results have tangible implications for the Iranian education system when fed into professional development activities and strategic planning.
مقاله به زبان فرانسه: نقش فعالیت گروهی در فرایند یاددهی/ یادگیری زبان فرانسه (Le rôle de l’activité en groupe dans le processus d’enseignement /apprentissage du FLE)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Pratiquer un enseignement utile et durable et maîtriser efficacement une langue étrangère est le désir de tous les enseignants et apprenants de langue étrangère. Cet article vise à examiner l’efficacité de l’activité en groupe dans le processus de l’enseignement/apprentissage du FLE chez les apprenants iraniens.
Notre hypothèse principal repose sur le fait que, grâce à l’activité en groupe, les apprenants iraniens peuvent mieux parvenir aux capacités telles que l’autonomie actionnelle, la pensée de l’auto-évaluation, l’autocorrection, l’autocritique, l’évaluation des critiques des autres par rapport à eux-mêmes; de même ils peuvent profiter des critiques des autres sur la base de l’interaction avec leurs coéquipiers. Ainsi, Ce travail de recherche mettra l’accent sur les avantages et les inconvénients de l’activité en groupe.
Les résultats acquis par l’étude du terrain nous amène à constater que le recours à des activités interactives maximisait la participation des apprenants, renforçait la motivation, développait la pensée critique. Ainsi, l’activité en groupe intégrait les situations du monde réel et immédiat au contenu et encourageait les apprenants à approfondir les connaissances enseignées.
مقاله به زبان انگلیسی: سبکهای یادگیری و آموزشی در کانون توجه: زبان آموزان و مدرسان زبان انگلیسی در ایران (Learning and Teaching Styles in the Focus: The Case of Iranian EFL Learners and Teachers)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هر فرآیند آموزشی و یادگیری استوار بر مجموعه ایی از سبکهای یادگیری و آموزشی است که مبین سیاستهای کلی آموزشی بوده و شناسایی آنها شرط نخستین هر گونه اصلاح در سیستم آموزشی می باشد. هدف پژوهش کیفی و .... حاضر بررسی گرایش معلمان ایرانی زبان انگلیسی نسبت به پنج سبک یادگیری متخصص، دست اندرکار رسمی، الگوی شخصی، تسهیلگر، و مشارکتی و نیز مطالعه تمایلات زبان آموزان ایرانی نسبت به سه سبک یادگیری دیداری، شنیداری، و جنبشی-حرکتی بود. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه سبکهای آموزشی گرآشا (1996) و نیز پرسشنامه سبکهای یادگیری بارش (1991) به دست آمد که از نمونه 30 نفری معلمان و 300 نفری زبان آموزان به دست آمده بود. آمار توصیفی داده های تحقیق نشان داد که بیشتر زبان آموزان ایرانی به سبکهای یادگیری دیداری و جنبشی-حرکتی و اکثر معلمان به سبکهای آموزشی تسهیل گر و مدل شخصی تمایل دارند، در حالیکه سبک یادگیری شنیداری و سبک آموزشی مشارکتی کمترین فراوانی ها را نشان می داد. نتایج ضرورت توجه معلمان به سبکهای یادگیری زبان آموزان را مورد توجه قرار می دهد تا بتوانند تدریس خود را هماهنگ با تمایلات زبان آموزان تعدیل نمایند.
بررسی جامعه شناختی کارکردهای سکوت در متون دینی، ادبی و ضرب المثل های فرهنگ ایرانی با رویکردی میان رشته ای در آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیرساخت های فرهنگی در اتخاذ روش های مناسب برای آموزش و یادگیری اهمیت دارند. در راستای جایگاه ویژه سکوت در فرهنگ ایرانی و نقش آن در تعاملات اجتماعی با معانی گوناگونش، مقاله حاضر در چارچوب نظریه های هافستد (۱۹۹۱)، هال (۱۹۷۶) و ارتباط اسپربر و ویلسون (۱۹۸۶) به بررسی کارکردهای سکوتِ برگرفته از متون ادبی، دینی و ضرب المثل پرداخته است. این پژوهش با رویکرد کیفی پس از گردآوری و طبقه بندی کل پیکره زبانی (متون ادبی، متون دینی و ضرب المثل ها) به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخت است. بررسی آماری، در کارکردهای مختلف سکوت، تفاوت معناداری را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که در متون ادبی کارکردهای متنوع تری از سکوت مورد توجه بوده است. در متون ادبی و ضرب المثل ها اولویت با کارکرد عقلانی سکوت و سپس کارکرد اخلاقی آن است. همچنین در متون دینی تأکید بر کارکرد عقلانی و اخلاقی است، با این تفاوت که کارکرد اخلاقی بر کارکرد عقلانی برتری دارد. یافته های این پژوهش می تواند در ریشه یابی عدم گرایش به برقراری ارتباط، افزایش تعامل کلاسی و بهبود مهارت صحبت کردن به زبان دوم مؤثر باشد.
رشد هویت فرهنگی اجتماعی با کمک تدریجی راهبردهای گروهی مشارکتی: موردی از یک کلاس مهارت نوشتاری در ایران(Identification and Distribution of Interactional Contexts in EFL Classes: The Effect of Two Contextual Factors)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر نظریه ویگاتسکی در مورد حوزه رشد تقریبی و استعاره وی در مورد کمک تدریجی و مبانی هویت اجتماعی فرهنگی نورتون را به عنوان اساس نظری استفاده می کند. این تحقیق به بررسی دقیق مکانیسم های کمکی اجتماعی فرهنگی اتخاذ شده در مشارکت های بین دانشجویی و دانشجو و معلم می پردازد. این بررسی تغییرات رفتاری فرهنگی اجتماعی زبان آموزان و همچنین چگونگی شکل گیری هویت اجتماعی فرهنگی آنان از طریق مشارکت در نگارش راهنمایی شده را مورد مطالعه قرار می دهد. برای این منظور معیار درجه بندیلیدز برای تعیین دقیق گفتمان های کمک کننده به هویت فرهنگی اجتماعی استفاده شده است. این گفتمان ها بین 32 دانشجوی سال دوم زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه شیراز صورت گرفته است که در نگارش گروهی مشارکت کرده اند. تحلیل گفتمان کمکی صورت گرفته در این مشارکت ها اطلاعات مفیدی را در رابطه با چگونکیشکل گیری هویت اجتماعی فرهنگیزبان آموزان آشکار می سازد. نتایج این تحقیق به طور ویژه حاکی از آن است که گفتمان های صورت گرفته بین زبان آموزان و معلم که ازابزارهای زبانی بهره برده انداساسی ترین نقش را در شکل گیری هویتی جدید و رسیدن به استقلال یعنی تکامل هویت اجتماعی فرهنگی ایفامی کند که برخی از این ابزارها عبارتند از: رفتارهای عمدی و هدفمند، توجه مشترک، مشارکت عاطفی، چرخ ارتباطی، واکنش وابسته، رفتار میان-فردی، و استفاده از زبان اول در تکالیف نگارشی مشترک.
مقاله به زبان انگلیسی: بررسی فراوانی وقوع بخشهای متوجه به شکل زبان در مکالمات دو نفره متشابه و نا متشابه در زبان آموزان ایرانی (An investigation into the frequency of Language Related Episodes in the EFL learners’ Homogeneous and Heterogeneous Dyadic Interaction)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر مقایسه فراوانی وقوع بخشهای متوجه به شکل زبان در مکالمات گروه های دو نفره متشابه و نا متشابه بود. این مطالعه با شرکت شصت نفر از دانشجویان رشته آموزش زبان انگلیسی که بر اساس نمراتشان در یک آزمون بسندگی استاندارد به دو گروه تقسیم شدند صورت گرفت. در یگ گروه، گروه های دونفره متشابه و در گروه دیگر گروه های دونفره نامتشابه تشکیل شدند. زبان آموزان در هر دو گروه مکالماتی در طی نه فعالیت نوشتاری مشارکتی انجام دادند که مکالمات ضبط و نگشاته شدند. میزان فراوانی وقوع بخشهای متوجه به شکل زبان، در مکالمات ضبط شده از گروه ها، شمارش و با روش آماری آزمون تی گروه های مستقل مقایسه گردید. نتایج تحلیل های آماری نشان دادند که گروه های دونفره نا متشابه، در مکالمات خود، بطور قابل توجه و معنی داری، از بخشهای متوجه به شکل زبان بیشتری استفاده کرده بودند. نتایج بدست آمده با توجه به نظریه اجنماعی فرهنگی ویگوتسکی مورد بحث قرار گرفته و نهایتا فواید آموزشی متعددی بدست آمد.
مقاله به زبان انگلیسی: راستی ازمایی مجموعه کتب خواندن Cover to Cover از نقطه نظر تناسب فرهنگی محتوی با ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی (Authenticating ‘Cover to Cover’ Reader Series vis-à-vis Cultural Norms for the Iranian community)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر کوششی در جهت یافتن مولفه های فرهنگی پنهان در مجموعه کتب درسی cover to cover از انتشارات اکسفورد می باشد که هم اکنون در برخی دانشگاه های ایران در درس زبان عمومی تدریس می شود. برای انجام تحقیق حاضر از دو شیوه استفاده شد: 1) بررسی کیفی متون خواندنی مجموعه سه جلدی این کتاب با استفاده از تحلیل محتوایی متون ان بر اساس اصالت سنجی متون از جهت گنجاندن ارزش های فرهنگی غربی. در این مرحله بررسی بر روی شش متن ( از هر جلد دو متن) به شکل انتخاب تصادفی صورت گرفت. 2) در مرحله دوم از روش مصابه با ""گروه هدف"" از تجربیات مدرسینی که از این مجموعه کتب در کلاس های درسی خود استفاده کرده بودند بهره گرفته شد. در نهایت بررسی دو مرحله ای نشان از عدم تطابق مفاهیم فرهنگی پنهان موجود در این مجموعه با محیط های فرهنگی و ملی ایرانی داشت. در پایان پیشنهادات نویسنده در راستای ارتقای وضعیت موجود با استناد به افزایش قدرت و آگاهی فرهنگی به مدد اموزش های تحلیلی برای گویندگان غیر بومی زبان بررسی شدند.
بررسی و نقد مؤلفه های فرهنگی و هویتی کتاب درسی زبان انگلیسی پایه اول متوسطه (هفتم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی کتاب زبان انگلیسی پایه اول متوسطه (هفتم) از منظر مولفه های فرهنگی و هویتی شامل اسامی اشخاص، اماکن، البسه، پوشش، غذا، نوشیدنیها و مشاغل می پردازد. بررسی این کتاب بر اساس روش تحلیل محتوایی، مصاحبه و گفتگو با 8 معلم که کتاب حاضر را تدریس کردهاند و 12 نفرمتخصص حوزه آموزش زبان تهیه شده است.نتایج این بررسی نشان می دهد که مولفین نتوانسته اند به اندازه کافی به مولفه های فرهنگی بپردازند. کتاب حاضربه صورت کلی متمرکز بر فرهنگ بومی ایران است و نمونه هایی از فرهنگ جهانی در آن دیده نمی شود. نکته دیگرآن که، تنها مسائل فرهنگی و هویتیِ شهر تهران در این کتاب منعکس گردیده و خصیصه های فرهنگی سایر مناطق ایران در آن نادیده گرفته شده است. بر همین اساس در پایان این مقاله راهکارهایی برای بهبود این کاستی ها ارائه شده است.
رابطة بین انگیزة پیشرفت، هوش هیجانی و اضطراب کلاس زبان خارجی دانشجویان زبان فرانسه دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب در کلاس زبان خارجی یکی از متغیرهایی است که تأثیر بسزایی در یادگیری زبان دارد و به همین دلیل همواره مورد توجه پژوهشگران در حوزة آموزش زبان بوده است. در این پژوهش، رابطة انگیزة پیشرفت، هوش هیجانی و اضطراب در کلاس زبان فرانسة دانشجویان و رابطة این متغیرها با سن و جنس آن ها را بررسی می کنیم. برای این کار، پرسش نامه های انگیزة پیشرفت هرمنس، هوش هیجانی بار-آن، اضطراب در کلاس زبان خارجی هورویتز و سنجش اضطراب صفت و حالت اشپیلبرگر را به 87 دانشجوی زبان ارائه کردیم. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده نمودیم. یافته های پژوهش نشان دهندة وجود رابطة معکوس معنی دار بین اضطراب در کلاس زبان خارجی با انگیزة پیشرفت (p= -0/001) و اضطراب در کلاس زبان خارجی و هوش هیجانی (p= - 0/007) است. درپایان، با تحلیل نتایج مطالعه می توانیم بگوییم که سطح هوش هیجانی بالاتر با کاهش میزان اضطراب در کلاس زبان و انگیزة پیشرفت بیشتر با کاهش سطح اضطراب کلاس زبان همراه است.
بررسی آشناییِ مدرسان زبان انگلیسی با فرهنگ خارجی از منظر توانش بین فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز که اجزای درونش به طور فرهنگی با یکدیگر در ارتباطند، فهم فرهنگی، مولفه ی اصلی ارتباط یا عدم ارتباط شمرده می شود. بدین معنا که اهداف یادگیری زبان را دیگر نمی توان تنها در قالب فرآیندی زبانی در نظر گرفت، بلکه بایستی یادگیری زبان را در راستای توانش ارتباطیِ بین فرهنگی سوق داد. بنابراین، مدرسان زبان خارجی ملزم به استفاده و ارتقای توانش بین فرهنگی در بین زبان آموزانشان هستند. در نگاه اول، این طور به نظر می آید که مدرسان به قدر کافی با فرهنگ های زبان خارجی که تدریس می کنند آشنا باشند، در نتیجه تحقیق حاضر، منطقاً در پی بررسی میزان آشناییِ مدرسان ایرانی با فرهنگ های خارجی و آمادگی شان برای آموزش توانش بین فرهنگی است. البته از طرفی این تحقیق به درک مدرسان از پروفایل یادگیریِ فرهنگی-زبانیِ زبان آموزانشان نیز می پردازد. بدین منظور، از 120 مدرس ایرانی که در موسسات خصوصی مشهد به تدریس زبان انگلیسی مشغول بودند خواسته شد به سوالات بخش 4 و 5 پرسشنامه ای تحت عنوان «مدرسان زبان خارجی و توانش بین فرهنگی که توسط لایز سرکو (2005) طراحی شده پاسخ دهند. یافته های تحقیق نشان داد که مدرسان به آشنایی و آمادگی بیشتر به منظور بین فرهنگی سازیِ آموزش زبان خارجی و ارتقای پروفایل یادگیریِ فرهنگیِ زبان آموزان از منظر توانش بین فرهنگی نیازمندند.