مطالعه حاضر به بررسی ارزشیابی پویا در آسیب شناسی و بهبود توانایی ادراکی واژگان زبان آموزان سطح پیشرفته می پردازد. تعداد 50 نفر از زبان آموزانی که دارای اولین مدرک سطح متوسط دانشگاه کمبریج (FCE) بودند در آزمون سطح بندی دانش واژگان شرکت کردند. از میان این 50 نفر، 10 زبان آموز که دارای شرایط مشابه زبانی بودند و با واژگان جدید آشنایی نداشتند به صورت داوطلبانه در کلاس های انفرادی و خصوصی شرکت کردند. به منظور آشنایی زبان آموزان با واژگان جدید، متون خواندنی مورد استفاده قرار گرفت و برای ارزیابی واژگان ادراکی آنها متن پاسخ بسته به کار گرفته شد. تدریس بر مبنای رویکرد کنش متقابل در ارزیابی پویا انجام شد، و میزان پاسخگویی فراگیران بر اساس رویکرد میکروژنتیک مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که برای دستیابی به تصویر کلی از توانایی های فراگیران صرفا نمره های کسب شده توسط آنها کافی نیستند. نمره های داده شده در ارزیابی حین تدریس برای عملکردهای تشخیصی و شناسایی حیطه های دشوار و بهبود دانش واژگان ادراکی زبان آموزان نقش بسزایی دارد. همچنین بررسی نمرات نشان داد که یادگیری همراه با نمره گذاری (LPS) می تواند واکنش احتمالی فراگیران نسبت به آموزش آینده را نیز پیش بینی کند. نتایج نشان می دهد که ارزیابی پویا نه تنها در ارائه شناخت دقیق پیشرفت واژگان ادراکی فراگیران موثر است بلکه می تواند اطلاعاتی را نیز در مورد آموزش و یادگیری آتی ارائه کند.
Teacher questions are claimed to be constitutive of classroom interaction because of their crucial role both in the construction of knowledge and the organization of classroom proceedings (Dalton Puffer, 2007). Most of previous research on teachers’ questions mainly focused on identifying and discovering different question types believed to be helpful in creating the opportunities for learners’ interactions. Drawing on conversation analysis through adopting socio-cultural perspective, this study, however, aims to examine how EFL teachers manage understanding-check questions in their talk-in-interaction. For this purpose, six EFL teachers’ discursive classroom practices were observed, video-recorded, and transcribed line-by-line in its entirety. Through the microanalysis of the transcribed data, our findings suggest that EFL teachers vary in their management of understanding-check questions and the teachers’ understanding-check questions tend to serve different functions in the different micro-contexts identified. Three major sequential environments emerged to feature understanding-check questions in this study: Activity-boundary environment, post-instruction environment and within-activity environment. The findings of the study indicate that understanding-check questions at activity boundary environment are designed to accomplish dual functions, however those launched in post-instruction and within-activity environments maintain a singular focus on ensuring absolute understanding of the just-given explanation or instruction.
مقاله حاضر توصیف راهبردهایی ارتباطی است که در فرایند ترجمه شعر "خطاب به مارگریت- دنباله"، سروده آرنولد، اتخاذ شده اند (کولی نیا، 101 :1381). این توصیف عمدتا بر طبقه بندی کرینگز )1986(Krings، یعنی درک متن، استخراج معادل (equivalent retrieval)، تعدیل معادل (equivalent monitoring) تصمیم گیری، و تقلیل (reduction)، مبتنی است؛ هر چند تعیین مرز بین تعدیل معادل و تصمیم گیری و حتی ترتیب سلسله مراتبی آنها مجادله آمیز می نماید. به هر حال، در برخی موارد از الگوهای پیشنهادی دیگران نیز تبعیت شده که در جای خود مورد اشاره قرار خواهند گرفت
"در حوزهء زبان شناسى تاریخى، مطالعات متعددى در جهت تعیین اولین اقدام بشر براى آموزش و یادگیرى زبان خارجه صورت گرفته است. در این گونه تحقیقات، زبان شناسان و متخصصان آموزش زبان هاى خارجى، از منابعى استفاده کرده اند که صرفا به زوایاى تاریخى اعصار بشرى و اقوام مختلف توجه داشته است. در این تحقیقات، اولین اقدام بشر براى آموزش زبان خارجى به صورت هاى متفاوتى گزارش گردیده است- در کتاب ""5 2 قرن آموزش زبان:00 5 سال قبل از میلاد مسیح "" (1969)،""لویى جى کلى "" پیشینهء آموزش زبان هاى خارجى را پنج قرن قبل از میلاد مسیح مى داند. در سایر نابع نیز به آغاز امپراتورى روم و عهد عتیق اشاره مى شود. درحالى که در کتاب ""تحول آموزش زبان ها: 5000 سال تاریخ "" (کلود ژرمن، 1993)، ودر اثر دیگرى با عنوان ""تاریخ از سومر آغاز مى شود"" (ساموئل کرامر، 1956)، نکاتى مطرح مى شود که به خوبى بیانگر این واقعیت اند که آموزش و یادگیرى زبان خارجى در پنجاه قرن پیش، از منطقهء سومر آغاز شده است. در این مجال، تاریخ آموزش زبان هاى خارجى در عصر سومریان، آموزش زبان نوشتارى ""هیراتیک "" در مصرباستان، آموزش زبان یونانى کلاسیک در یونان، آموزش زبان یونانى به رومیان ر آموزش زبان لاتین مورد برسى قرار خواهند گرفت.
"
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی استفاده از راهبردهای ارتباطی توسط معلمان زبان انگلیسی در میان کنشهای کلامی میباشد. اگرچه درباره راهبردهای ارتباطی تحقیقات فراوانی صورت پذیرفته است، اما در خصوص رابطه بین این راهبردها و فضای سیال کلاس و نیز چگونگی بکارگیری راهبردهای ارتباطی در میان کنشهای کلامی معلمان تحقیقات چندانی صورت نپذیرفته است. با توجه به این نکات، میان کنشهای کلامی سه کلاس از هر یک از پنج معلم شرکت کننده در این تحقیق ضبط و مورد بررسی قرار گرفت. بررسی دادهها با استفاده از رویکرد کیفی نشان داد که راهبردهای ارتباطی در تعاملات بین معلمان و زبان آموزان حضور فراوان توام با کاربردهای متفاوت داشته و در نتیجه این مفهوم فقط محدود به گفتار زبان آموزان نمیشود. بعلاوه، نتایج این تحقیق نشان میدهد که توجه و پرورش این مهارت، در برقراری ارتباط موثر از اهمیت فراوانی برخوردار است.
The present study adopted a mixed-methods research design and explored the role of a set of cognitive (i.e., aptitude and working memory) and motivational (i.e., self-regulatory capacity and self-efficacy beliefs) individual difference variables in the writing quality and composing behavior of 78 Iranian undergraduate EFL learners. The necessary data were collected through a series of instruments and both quantitative (e.g., multiple regression and t-tests) and qualitative (e.g., narrative construction and qualitative comparative analysis) techniques were used to analyze the data. The results of these analyses indicated that the construct of foreign language aptitude had the highest level of correlation and contributory potential to account for the writing competence of the learners. The composing process of learners with different individual characteristics was also compared and it was found that learners with high self-regulation capacity orchestrated and managed their composing behavior in more effective ways compared to their less self-regulated counterparts. Moreover, the narratives and qualitative comparative analysis provided some insights about how various individual characteristics might affect the composing behavior of the individual learners. Finally, it was suggested that consideration of individual differences in writing can reveal more subtle information about the causes of strengths and weaknesses of different learners and may enable the teachers to design and implement more effective instructions targeting their learners’ individual needs
The current second language (L2) instruction research has raised great motivation for the use of both processing instruction and meaningful output instruction tasks in L2 classrooms as the two focus-on-form (FonF) instructional tasks. The present study investigated the effect of structured input tasks (represented by referential and affective tasks) compared with meaningful output tasks (implemented through text reconstruction cloze tasks) on the acquisition of English nominal clauses (NCs). The study sought to investigate if (1) both input and output instruction would lead to significant gains of knowledge in acquiring NCs, and (2) there were any significant differences between learners' receptive and productive knowledge of nominal clauses. First-year undergraduate students studying at four intact university classrooms participated in the study. The effectiveness of the tasks was determined by a noun-clause recognition test and a sentence combination production test administered both as the pretest and posttest. The results revealed that both processing instruction and meaningful output instruction helped the learners improve their receptive knowledge of grammar effectively; nevertheless, the processing instruction group did not significantly outperform the meaningful output group in their gains of receptive knowledge of grammar. The findings further illustrated that meaningful output instruction group significantly outperformed processing instruction group in their productive knowledge of grammar
هدف از این مطالعه، بررسی فرآیندهای شناختی زیربنایی در درک مهارت گوش دادن آزمون آیلتس (سیستم زبان انگلیسی آزمون بین المللی) است. همچنین این پژوهش با این مسئله می پردازد که آیا این فرآیندها از نظر دشواری با هم متفاوت هستند یا خیر. برای این منظور، فهرستی از فرآیندهای شناختی ممکن بر اساس ادبیات تحقیق و همچنین بازخورد و پیشنهادهای آزمون دهندگان آماده شد. این چک لیست شامل شش فرآیند شناختی بود. تعداد ۳۱۰ دانش آموز متوسط روبه بالا و پیشرفته انگلیسی با نسخه ای از مهارت گوش دادن آزمون آیلتس مورد آزمون قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آزمون لجستیکی خطی استفاده شد. یافته ها نشان داد که ردیابی و دنبال نمودن سرعت گوینده و درک فرم های مخفف و خلاصه شده، سخت ترین موارد برای شنوندگان بود. در مجموع، شش فرآیند شناختی مورد مطالعه ۷۲٪ از واریانس دشواری پرسش ها را توجیه کرد. پیامدهای این مطالعه برای آزمون سازی و آموزش درک گوش دادن بحث خواهند شد.
با توجه به تفاوت های ماهیتی و ساختاری زبان مبدأ با زبان مقصد و سایر عوامل فرهنگی و سبکی، مترجم ناگزیر به اعمال تغییراتی در متن مبدأ است؛ لذا مقصدگرایانی نظیر لادمیرال مترجم را به اعمال تغییرات در حوزه های مختلف ساختاری فرا می خوانند تا سلاست وخوانایی متن ترجمه افزایش یابد و خصیصه بازآفرینی در ترجمه پدید آید. پژوهش پیش رو می کوشد تعدیلات ساختاری ترجمه طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب را از چهار منظر تعدیل در ساخت نحوی کلام، تعدیل در شیوه خطاب، تعدیل بلاغی و تعدیل آوایی مورد نقد و تحلیل قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که طسوجی و اقلیدی رویکردی مقصدگرا در جابه جایی و تعدیل ساختار جمله دارند. در ترجمه اقلیدی نمونه های فراوانی را می توان یافت که تعدیلات ساختاری مناسبی در آن صورت گرفته و در پاره ای از موارد عدم ایجاد تعدیلات ساختاری به ویژه در بخش آوایی موجب زیبایی ترجمه او نسبت به ترجمه طسوجی شده است. طسوجی نیز تعدیلات عمده ای در هر چهار لایه یادشده اعمال نموده و این رویکرد، نقش عمده ای در خوانایی ترجمه او ایفا نموده هر چند که لطمه ای سبکی نیز به اصل کتاب وارد کرده است. در نتیجه طسوجی بیش از اقلیدی به تعدیلات ساختاری روی آورده و ترجمه او از شیوایی و جذابیّت بیشتری برخوردار است.
به طور کلی، ارزیابی برنامه ی درسی جهت کنترل کارکرد یک واحد درسی از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. بدینگونه که ما می توانیم مطمئن شویم که یک واحد درسی اهداف مورد نظر خود را برآورده می کند و در نتیجه خواسته ها و نیازهای یادگیرندگان را مد نظر قرار می دهد. در این راستا، عملکرد آموزشی واحد درسی «نثر ساده و متون مطبوعاتی» که برای دانشجویان دوره ی کارشناسی در دانشگاه تبریز ارائه می شود و توسط نویسنده ی این مقاله تدریس می شود مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، روش ارزیابی درسی براون (1995)، طبق اهداف و نیازهای درس فوق، مورد بازبینی قرار گرفته و از پنج عنصر به هفت عنصر افزایش یافت: اهداف، دیدگاه ها، نیازسنجی، زمان، فعالیت های کلاسی، مطالب، و ارزشیابی. به منظور جمع آوری داده های کمی و کیفی روش ترکیبی مورد استفاده قرار گرفت. داده های کمی از طریق پرسشنامه جمع آوری شد که شامل 35 مورد بر پایه ی عناصر درسی بود، یعنی پنج مورد برای هر عنصر. همچنین، داده های کیفی از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. تعداد 36 نفر دانشجوی دوره ی کارشناسی در این تحقیق شرکت داشتند: 12 نفر پسر و 24 نفر دختر. نتایج مطالعه نشان می دهد که این واحد درسی می تواند در گسترش دادن دانش زبانی، فرهنگی، و اجتماعی دانشجویان بسیار موثر باشد. با این وجود، بایستی تغییراتی در آن انجام شود تا بیشتر مفید واقع گردد. بدیهی است هفت عنصر برنامه درسی پیشنهادی توسط نویسنده ی این مقاله می تواند جهت بررسی هر واجد درسی مورد استفاده قرار گیرد.
The importance of demotivation in language learning has been overshadowed in the commonplace research on language learning motivation and even in mainstream psychology (Dörnyei, 2005). The purpose behind conducting this study was to investigate the relationship between students’ demotives for studying in general and English language in particular. Besides, the importance of educational context was investigated through explaining the changes in students’ responses based on the type of university and gender. In Iran, university education is highly important for youngsters and the type of university with their various contexts is determining for their future. There are popular state universities among which one technical university as well as its satellite campus were selected. Besides, a distance-education and a unisexual university were represented in the present sample, overall comprising 194 bachelor students of different majors. Consequently, the factors considered as demotives are ranked, elaborated on and analyzed in order to shed light on the educational context-specific demotives and the pros and cons of current practices of EFL instruction in the universities.
در روزگار جهانی سازی به چه زبانی باید ارتباط برقرار نمود؟ این پرسشی اساسی است. از آنجایی که زبانها قابل مبادله نیستند و هر یک از آنها جهان بینی خاص خود را به همراه دارند، ترجمه بهترین راه برای برقراری ارتباط است. در ارتباطات بین المللی، مترجمان ضامن خوب برگزار شدن جلسات هستند. هنگامی که سخن رانها به زبان خود سخن می گویند، مترجمان شفاهی عقاید ایشان را از زبان مقصد به طبیعی ترین شکل ممکن با حفظ معنا، لحن و ویژگیهای خاص سخنران به زبان مقصد منتقل می کنند. این مقاله بر تحقیقی اشاره می کند که در ایران انجام شده و در آن بیست نفر از مترجمان شفاهی حرفه ای و نیمه حرفه ای شرکت داده شده اند. هدف این مقاله تحلیل عوامل زبانی و فرازبانی ای است که می توانند بر فرآیند و محصول ترجمه ی شفاهی تأثیرگذار باشند. می کوشیم که کارآمدی یا ناکارآمدی نظریه های مربوط به ترجمه ی شفاهی را در سطح کاربردی و با توجه به کار مترجمان شفاهی ایرانی ای که در این مقاله به آنها پرداختیم بررسی کنیم. نتایج به دست آمده اهمیت عوامل زبانی و فرازبانی در ترجمه ی شفاهی را برجسته می کند.
To investigate the effects of etymological elaboration, contextual pragmatic clues, and lexical knowledge on L2 idioms comprehension and production, 60 male intermediate level EFL students in three groups were selected. Each group was randomly assigned to one treatment condition. Group one participants were presented with the etymological explanation of idioms. In group two, the same idioms were presented in short, familiar contexts, and in the third group, the participants focused on the exact meaning of the constituent parts of each idiom. At the end of the experimental period, comprehension and production posttests of idioms were administered. Two one–way ANOVA procedures were used to analyze data. Results showed that the participants of the etymological elaboration group performed significantly better than the participants of the lexical knowledge group on idiom production. The differences between the means in all other comparisons were not statistically significant. These findings may have implications for teachers, learners, and syllabus designers.
تمرین»از دیرباز یا درواقع از بدو پیدایش آموزش زبان همواره یکی از مهمترین و کارسازترین ابزارهای افزایش کارآیی و بالا بردن سطح توانش زبانی در زبانآموزان محسوب شده است.ازاینرو مربیان و متخصصان باصحلاحیت بسیاری،همهء سعی خود را در این زمینه بهکار گرفتهاند که حاصل این تلاشها،تهیه تمرینات متنوعی بوده است.اگرچه این تمرینات با دقت زیاد تهیه و همواره باتوجه به پیشرفتهای گوناگون در علم آموزش زبان،دستخوش تحولات فراوانی شده،اما بهبود چندانی حاصل نشده است. بنابراین،باوجود فراوانی،گوناگونی و تنوع بسیار این تمرینات و تغییر مداوم آنها برای روزآمد شدنشان بهلحاظ واژگانی،حاصل کاربرد آنها آنچنانکه باید درخشان نیست،خصوصا در کشورهایی که«زبان مقصد»،کاربردی در جامعه ندارد و تنها شانس زبانآموزان در تکلم به آن زبان،در کلاس درس است و نهایتا یک شب بعد از جلسهء کلاس یا یک شب قبل از جلسه بعدی شاید به ناچار به حل تمرینات کلاسی میپردازند.اما در فاصله میان دو جلسه از کلاس،آنچنانکه باید فعالیتی در این زمینه از سوی زبانآموز صورت نمیگیرد و همین خود موجب عقبماندگی وی در یادگیری میشود.بهمنظور حل این مشکل،نویسندهء مقاله پیشنهادی مبنی بر تقسیمبندی تمرینات و انجام تدریجی آنها توسط زبانآموز مبتدی،و نیز چگونگی تهیهء این نوع تمرینات ارائه میدهد.