ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۷۷۲ مورد.
۲۱.

قالب بندی مجازی، شکل گیری گفتمان و بازنمایی مفاهیم در رابطه با بیماری سرطان: براساس رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
قالب بندی، به عنوان یکی از روش های تأثیرگذار مفهوم سازی، در بازنمایی و شکل گیری مفاهیم و انتقال اطلاعات نقش مهمی را در سطح گفتمان ایفا می کند. قالب بندی با به کارگیری دو فرایند گزینش و برجسته سازی، جریان اطلاعات را در رابطه با مسائل مهم و چالش برانگیز اجتماعی می تواند هدایت کند. این امر به وسیله ابزارهای زبانی و ابزارهای استدلال قالب بندی محقق می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی ابزارهای زبانی قالب بندی شامل استعاره، اغراق، کنایه و ترکیب آن ها و همچنین استدلال قالب بندی یا محتوای مفهومی و چگونگی شکل گیری قالب ها در گفتمان و بازنمایی مفاهیم در رابطه با بیماری سرطان در مقاله های چاپ شده به صورت برخط براساس الگوی قالب بندی مجازی ترکیبی است. یافته های پژوهش نشان داد در زبان فارسی برای شکل گیری گفتمان و بازنمایی مفاهیم در رابطه با بیماری سرطان، در فرایند قالب بندی، ابزارهای زبانی شامل استعاره، اغراق و کنایه هم به طور مجزا و هم به طور ترکیبی می توانند برای گزینش و برجسته سازی عناصر و مفاهیم خاص مورد نظر به کار روند. در این میان، به کارگیری استعاره به طور معناداری بیشتر از دیگر ابزارهای قالب بندی مشاهده گردید و در بین انواع استعاره ها، استعاره «سرطان مسیر است» ابزار زبانی غالب بود. علاوه براین، ابزارهای ترکیبی نیز در گفتمان مقاله های موردبررسی وجود داشت؛ بنابراین، به نظر می رسد الگوی قالب بندی مجازی ترکیبی نیز می تواند به عنوان ابزاری برای شکل گیری و تحقق مفهوم سازی و اهداف گفتمان به کار گرفته شود.
۲۲.

تحلیل انتقادی گفتمان سه رسانۀ فارسی زبان در مواجهه با کرونا؛ تحلیلی پیکره ای و واژه بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
زبان در همه اشکال آن، ابزار رسانه هاست تا با کمک آن مخاطب را به دایره ایدئولوژیک دلخواه خود وارد کنند. وقتی بحرانی مانند وقوع یک جنگ یا بیماری کرونا در سطح جهانی رخ می دهد، مخاطب بیش از هر زمان دیگر، سوژه ای است که در بند رسانه ها اسیر می شود. چنین بحرانی می تواند برای رسانه ها ابزاری باشد تا در کنار پوشش اخبار آن هژمونی خود را نیز در ذهن مخاطب مستقر کنند. هدف این پژوهش نیز این است که این مسئله را در پنج ماه اول شروع کرونا در سه رسانه صداوسیما، ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی بررسی کند. تفاوت عمده این پژوهش با تحقیقات مشابه، در بررسی رایانه ای آن است. کلیه متون موردبررسی توسط برنامه ای که در زبان برنامه نویسی برای این پژوهش نوشته شد، خوانده شده و ابزارهای آماری نیز در همین برنامه به کارگرفته شدند. سپس از خروجی این برنامه به عنوان داده ای استفاده شد که مدل سه بعدی فرکلاف بر روی آن اعمال شده است. درواقع عامل انسانی در خواندن پیکره های این پژوهش دخیل نبوده است. پژوهش حاضر دو هدف را دنبال می کند: اول ارائه راهکاری ماشینی برای بررسی انتقادی هر نوع گفتمان یعنی ابداع روشی که بدون خواندن متن توسط عامل انسانی بتوان تحلیل انتقادی گفتمان را انجام داد و دوم بررسی انتقادی گفتمان حاکم بر سه رسانه ذکرشده در مواجهه با شروع همه گیری کرونا. نتایج به دست آمده نیز نشان داد که روش به کاررفته می تواند به ویژه برای پیکره هایی با حجم بالای داده به حدس هایی نزدیک به واقعیت برسد. همچنین اکنون که با فاصله ای زمانی به مقطع شروع کرونا می نگریم و آن دوره را از سر گذرانده ایم، با روش سه بعدی فرکلاف نشان داده شده است که یکی از مهم ترین معیارهای لازم برای جلب اعتماد مخاطبِ رسانه در درازمدت، عدم تشتت در دال های مرکزی و دوری از افراط وتفریط است. نتایج نشان می دهد که این دو ایراد به ویژه در دو رسانه صداوسیما و ایران اینترنشنال بیشتر از بی بی سی فارسی دیده می شود.
۲۳.

طراحی و اعتبارسنجی پرسش نامۀ ارزیابی برنامۀ آموزشی زبان فارسی از دیدگاه معلّمان و کاربست آن در مدارس المهدی – عج- لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲۲
در این مقاله با هدف ارزیابی دیدگاه معلمان مدارس المهدی – عج – درباره برنامه آموزشی زبان فارسی پرسش نامه ای استاندارد تدوین شده است. مبنای این پرسش نامه کتاب چهارچوب مرجع اتحادیه اروپا (نسخه 2020)، کتاب طراحی برنامه آموزشی زبان نیشن و مکالیستر (2009) و کتاب راهنمای آموزش زبان های خارجی مؤسسه تعلیم و تربیت اسلامی (2022) است. بر این اساس نخست پرسش نامه ای با 94 سؤال ذیل 4 شاخصه برنامه درسی (33 گویه)، دانش آموز (24 گویه)، فضای آموزشی و وسایل آموزشی (11 گویه)، و معلّم (26 گویه) طراحی و اعتبارسنجی شد. روایی محتوایی پرسش نامه پس از بررسی هشت متخصّص حوزه آموزش زبان فارسی 87/0 و پایایی آن 91/0 ارزیابی شد که در هر دو شاخص اعتبار پرسش نامه تأیید گردید. در گام بعد این پرسش نامه در اختیار 41 معلم و متخصص آموزش زبان فارسی در مدارس المهدی – عج – لبنان قرار گرفت. دیدگاه معلمان نسبت به برنامه آموزشی زبان فارسی در مدارس بیانگر این است که این برنامه در بسیاری از جنبه ها با معیارهای طرّاحی برنامه آموزشی همخوانی دارد، ازجمله در تقویت مهارت های زبانی، استفاده از روش های نوین تدریس و پرورش فرهنگی و دینی. بااین حال، چالش هایی مانند محدودیت در منابع آموزشی، فضای فیزیکی و انگیزه دانش آموزان نیز شناسایی شد. ضرورت انطباق فرهنگی و تقویت زیرساخت ها برای ارتقای کیفیت آموزش زبان فارسی در مدارس ازجمله پیشنهادهای این پژوهش می باشد.
۲۴.

وندافزایی تصریفی صفت در فارسی بر پایۀ نظریۀ صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
بر مبنای چهارچوب نظ ری صرف توزیعی، فرایند تولی د واژه در سه بخش واژگان، نحو و پسانحو توزیع می شود. پژوهش حاضر، بر اساس این رویکرد ناواژه گرا، نحوه الحاق ون دهای تفضیلی («-تر»)، عالی («-ترین») و ترتیبی (« ُ م»، « ُ مین» و « ُ می») را ب ه ریشه ه ا –که به عنوان مفاهیمی انتزاعی از واژگان وارد نحو می شوند– وامی کاود و با بررسی مراحل پسانحوی هم جوشی، شکافت و درج مؤخر، به چگونگی مشارکت این وندهای تصریفی در ساخت های صفتی می پردازد. در این پژوهش خواهیم دید وند تفضیلی «-تر» که بازنمودی ساده دارد در هسته فرافکن «درجه» قرار می گیرد. وند عالی «-ترین» اما بازنمود گسترده دارد و متشکل از دو جزء «-تر» و «-ین» است؛ لذا در پسانحو پس از شکافت گ ره درجه ب ه دو گ ره «درجه» و «عالی»، هر یک از دو جزء مذکور در یکی از این گره های شکافته شده واقع می شوند. به همین صورت ون د ترتیبی « ُ م» در هسته فرافکن «ترتیبی» جای می گیرد و وندهای « ُ مین» و « ُ می» ازآنجاکه بازنمود گسترده دارند دچار شکافت به دو گره «ترتیبی 1» و «ترتیبی 2» می شوند.
۲۵.

بررسی فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
فرایند تکرار یکی از فرایندهای زایا و زیر شاخه واژه سازی است. این فرایند به خاطر زایایی در بیشتر زبان ها وجود دارد و از دیدگاه ها و نظریه های مختلف تحلیل و تبیین شده است. یکی از این نظریه ها، نظریه بهینگی است که به دنبال کشف شباهت های زبان ها و گویش های گوناگون است. پژوهش حاضر نیز به تحلیل و توصیف فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) یکی از شاخه های زبان تالشی از حوزه زبان های شمال غربی ایران در چارچوب نظریه بهینگی می پردازد. در این مطالعه روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های زبانی از متون و واژه نامه های گویش تالشی جنوبی و همچنین گفتگوی روزمره گویشوران تالشی گردآوری شده اند. در تحلیل از شمّ زبانی یکی از مؤلفین که خود گویشور بومی است، استفاده شده است. تحلیل داده ها گویای آن است که در گویش تالشی جنوبی فرایند تکرار کامل افزوده و ناافزوده قابل مشاهده است. در ادامه محدودیت های مرتبط با هر کدام از فرایندها شناسایی شده و با توجه به الگوی ساختاری هر یک در تابلوهای بهینگی رتبه بندی شده اند. یافته های این تحقیق، کارآمدی نظریه بهینگی در تحلیل انواع فرایند تکرار را نشان می دهد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان پی برد که چگونه در تبیین ساخت انواع متفاوت فرایند تکرار در تالشی جنوبی از محدودیت های خاص پایایی و نشانداری، با سلسله مراتب خاص استفاده می شود.
۲۶.

مقایسه جایگاه قدرت در لیلی و مجنون نظامی و جامی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۵
روابط اجتماعی افراد سبب ایجاد قدرت نابرابر در جامعه می گردد. قدرت علاوه بر نابرابری ناپایدار است و افراد پیوسته در حال تلاش برای حفظ روابط قدرت خویش هستند. زبان یکی از مؤلفه های اصلی است که روابط نابرابر قدرت را آشکار می کند و در تحلیل گفتمان انتقادی که از نظریه های کارآمد برای تحلیل قدرت است، نقش برجسته دارد. نورمن فرکلاف از نظریه پردازان برجسته تحلیل گفتمان انتقادی به نقش نابرابر قدرت در روابط اجتماعی تأکید می کند. در این پژوهش منظومه لیلی و مجنون نظامی و جامی با استفاده از الگوی سه بعدی فرکلاف و تأکید بر مؤلفه قدرت تحلیل شده است. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد، شرایط اجتماعی متفاوت سبب تغییر نقش قدرت در منظومه نظامی و جامی است. تأثیر تصوف و عرفان رایج در محیط اجتماعی جامی سبب نتیجه گیری و پایان متفاوت می شود. مجنون به عشق الهی متصل می گردد و عشق مجازی را رها می کند. نظامی که برای نقش زن در اجتماع ارزشی متفاوت قائل است، عشق را به نام لیلی و پس از آن مجنون ختم می کند.
۲۷.

نقش محمول بند پایه در زمانداری و درجه انتزاع فاعل بندهای متممی زبان فارسی (در چارچوب کمینه گرایی لاندا و نقش گرایی گیون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۵
در مقاله پیشِ رو تأثیر شدت کنترل فعل بند پایه بر زمانداری و درجه انتزاع فاعل بندهای متممی زبان فارسی بررسی می شود. لاندا (2006) کنترل اجباری بند پایه بر بند متممی را با رخداد عمل بند متممی مرتبط می داند؛ به طوری که تعبیر معنایی محمول بند پایه، ازطریق مشخصه دستوری زمانداری و مشخصه معنایی زمان، وجه و زمانداری بند پیرو را تعیین می کند. گیون (1980) نیز معتقد است ساخت های کنترلی، نتیجه تلفیق دو حوزه معنی و نحو هستند. افزایش شدت کنترل بند پایه بر رخداد بند متممی، درجه بی زمانی بند متممی را افزایش می دهد. هدفی که در این مقاله دنبال می شود بررسی دو مشخصه زمانداری و زمان، در ساخت های کنترلی و تأثیر آن بر بازنمایی فاعل انتزاعی و درجه بی زمانی بند متممی است. داده های این پژوهش شامل 300 جمله است که به شیوه کتابخانه ای با دسته بندی افعال کنترلی و انواع بندهای متممی از آثار پیشین گردآوری شده و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. بنابراین، با تلفیق رویکردهای صورت گرا و نقش گرا نتایج، مدرج بودنِ عناصر دستوری مانند زمانداری و فاعل انتزاعی را نشان می دهد؛ به گونه ای که با کاهش شدت کنترل فعل بند پایه، وجه و زمانداری بند های متممی از التزامی بی زمان با فاعل انتزاعی به سمت اخباری زماندار با فاعل آشکار تغییر می یابد.
۲۸.

نگرش های زبانی گویشوران در همزیستی فارسی و مازندرانی در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۵۰
تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به همراه توسعه تکنولوژی و ارتباطات در سال های اخیر در کشورمان موجب گرایش گویشوران زبان های بومی و اقلیت به زبان فارسی شده است و این روند تهدیدی برای بقای زبان های اقلیت به حساب می آید. دراین بین، نگرش زبانی گویشوران نسبت به زبان مادری شان یکی از عوامل مؤثر و تعیین کننده در سرنوشت این زبان هاست. این پژوهش به بررسی نگرش های زبانی گویشوران نسبت به زبان مازندرانی و فارسی در استان مازندران و هم چنین تأثیر برخی عوامل اجتماعی مانند سن، جنسیت و شهرنشینی بر این نگرش ها پرداخته است. جمعیت نمونه شامل 1200 گویشور مازندرانی از سه گروه سن ی، در پنج شهر و دوازده منطقه روستایی و از دو گروه جنسیتی زن و مرد می باشند. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که بسیاری از گویشوران مازندرانی به قابلیت و اهمیت این زبان اعتقاد چندانی ندارند و درمجموع نگرش های منفی نسبت به مازندرانی غالب است. هم چنین تحلیل ها نشان دادند که درمجموع گروه های سنی پایین تر گرایش بیشتری به زبان فارسی دارند و زنان بیش از مردان و شهرنشینان بیش از روستانشینان به زبان فارسی علاقه مندند. با توجه به گسترش شهرنشینی از یک سو و نقش نسل جوان و به ویژه دختران به عنوان مادران آینده، در انتقال زبان مادری به نسل آینده، می توان پیش بینی کرد که خطر زوال، مازندرانی را تهدید می کند.
۲۹.

Toward a Phylogenetic Taxonomy of the Iranian Languages: A Focus on Kurdish Varieties and Other Related Dialects(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
Because of their objective measurement and unambiguous correspondences, syntactic parameters are used as comparanda for deep comparison and relatedness of language varieties. The Parametric Comparison Method (Longobardi & Guardiano, 2009) is based on the hypothesis that syntactic parameters are appropriate traits to use as comparanda for contrastive analysis and distance measurement of language pairs and then to provide language taxonomy. This article addresses the syntactic distance and genealogical taxonomy of language varieties that are closely related genealogically, geographically, and culturally. To analyze relatedness and genealogical issues of Kurdish language varieties and the Persian language, abstract grammatical rules, modeled as syntactic parameters which are applied in the domain of determiner phrase (DP), are used as comparanda. The results show that Laki and Lori are at a close distance from Sorani, and on the other hand, Kurmanji and Kɪrdki are also close syntactically. According to the tree achieved from the syntactic distances, Kurmanji is at one end of the spectrum and Persian is at the other end. Thus, it can be concluded that some preliminary deductions regarding the phylogenetic taxonomy of the Iranian languages and dialects, with a focus on Kurdish language varieties and other related dialects, can be proposed.
۳۰.

استعاره های مفهومی هوش مصنوعی در رسانه های خبری فارسی زبان: تحلیل بافتی-شناختی بر اساس نظریه گسترش یافته استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۰
این تحقیق به بررسی استعاره های به کاررفته در متون خبری دیجیتال فارسی زبان برای مفهوم سازی هوش مصنوعی پرداخت.  پیکره ای کوچک از متون خبری منتشرشده در سه رسانه طی ده سال گذشته ساخته شد. منابع و متون پیکره بر اساس تناسب با اهداف تحقیق و معیار محبوبیت انتخاب شد. سپس با رویه شناسایی استعاره، استعاره های هوش مصنوعی، استخراج و بر اساس نظریه گسترش یافته استعاره مفهومی از نظر مبدأ استعاری، عوامل بافتی و فرآیندهای شناختی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل کمی با استفاده از آمار توصیفی نیز انجام شد. نتایج، کشف فرآیندهای شناختی دخیل در شکل گیری استعاره شامل انقباض و انقیاد مفهومی، مجاز و تلفیق در سطوح مختلف طرح وارگی بود. همچنین، نقش پویای تعامل عوامل بافتی و فرآیندهای شناختی برجسته شد. دستاورد مهم دیگر، پیشنهاد فرضیه درهم تنیدگی بافتی-شناختی برای تبیین تعامل پویای عوامل بافتی و فرآیندهای شناختی در پیدایش استعاره های مفهومی بود. بررسی بیشتر این فرضیه با توجه به حجم کم نمونه و ماهیت کیفی این تحقیق، تکرار تحقیق با نمونه بزرگ تر و رویکرد کمی به تحقیقات آتی پیشنهاد گردید. پیشنهاد توجه به عوامل بافتی و مفهوم سازی در کاربرد زبان برای حوزه های سیاست گذاری علم و فناوری، خبرنگاری و نگارش متون فنی پیشنهاد گردید.
۳۱.

Understanding Discoursal Causals in Persian: Evidence From Eye-Tracking(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۴
This article investigates how native Persian speakers process and comprehend affirmative and negative discoursal causal assertions. To examine this, an eye-tracking experiment was conducted with 10 male and 20 female Persian-speaking participants. The main experiment involved 32 Persian vignettes, each containing three sentences: an opening sentence, a target sentence (affirmative or negative discoursal causal), and a concluding sentence. The polarity of the target and concluding sentences was varied (affirmative vs. negative) within participants. When participants heard an affirmative discoursal causal assertion (e.g., Because my skin was dry, I applied moisturizer ), they primarily fixated on the factual phrase ("applying moisturizer"), with a fixation probability of 63%, whereas the conjectural phrase received little attention, attracting only 12% of fixation probability. A similar pattern was observed for negative assertions (e.g., Because my skin was not dry, I did not apply moisturizer ), where participants focused on the factual phrase ("not applying moisturizer"), attracting only 63% of fixations, largely ignoring the conjecture, with a fixation probability of only %19. Fixation data confirmed that factual phrases consistently received more attention than conjectural ones during early processing stages. In the final analysis, the effect of specificity on fixation patterns was tested. Results showed that specificity did not significantly influence either early attention or increased attention to factual content across polarity conditions. Overall, the findings align with Mental Model Theory, emphasizing the cognitive priority given to factual representations
۳۲.

نقش متغیر سن در حفظ یا تغییر زبان: مطالعه ای موردی درباره کردی کرماشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
تغییر زبان در جامعه های دو یا چندزبانه دغدغه ای جهانی است. در شهر دو یا چندزبانه کرمانشاه نیز گرایش قوی برای به حاشیه راندن زبان مادری درمیانِ خانواده ها مشاهده می شود. هدف اصلی در این پژوهشِ توصیفی-تحلیلی، بررسی تأثیر سن بر تغییر زبان گویشوران کردی کرماشانی در شهر کرمانشاه است. فرضیه پژوهش این است که بین سن مخاطبان و حفظ زبان رابطه ای مستقیم وجود دارد؛ یعنی نوجوانان به سرعت درحالِ تغییر زبان کردی به فارسی هستند. برای انجام پژوهش حاضر، 384 آزمودنی (مرد و زن از 3 گروه سنی زیر 20 سال، 20 تا 50 سال و 50 سال به بالا) به صورت تصادفی ساده برگزیده شدند تا به پرسش نامه پاسخ دهند. چارچوب نظری پژوهش، شیوه تحلیل حوزه ای فیشمن (1966) است. داده ها از حوزه های مختلف زبانی (خانواده، کوچه و بازار، اداره، مدرسه، مذهب و هنر و سرگرمی) گردآوری و با نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که کاربرد زبان کردی در حوزه خانواده حتی کمتر از حوزه های اداری و کوچه و بازار است. همچنین میزان یادگیری این زبان در خانواده های کرمانشاهی به عنوان زبان اول از 5/82 درصد در مخاطبان بالای 50 سال به 28 درصد در افراد زیر 20 سال کاهش یافته است. درمقابل، فراگیری فارسی به منزله زبان اول در مقایسه با دو گروه سنی بالاتر به یکباره حدود 10 برابر افزایش یافته است. یافته ها بیانگر شتاب در فرایند تغییر زبان در نوجوانان کرمانشاه است.
۳۳.

مقایسهٔ الگوهای تحقق کنش گفتاری عذرخواهی در میان فراگیران روسی و ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و گویشوران بومی زبان انگلیسی: یک مطالعه بین فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۹
این مطالعه به عنوان بخشی از پروژه الگوهای تحقق کنش گفتاری بین فرهنگی، به دنبال بررسی راهبردهای عذرخواهی (apology strategies) مورد استفاده دانشجویان ایرانی و روسی است که زبان خارجی را در بافت های رسمی و غیررسمی می آموزند. افزون بر آن، هدف این تحقیق کشف تأثیر فاصله اجتماعی و تسلط اجتماعی بر فراوانی راهبردهای عذرخواهی و تشدیدکننده های درونی در زبان های روسی، فارسی و انگلیسی است. در این بررسی ۸۴ شرکت کننده در دو موقعیت ایفای نقش عذرخواهی شرکت کردند و سپس طبق طبقه بندی مقوله عذرخواهی بلوم-کالکا، هوس و کاسپر کدگذاری شدند و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد فراگیران زبان های خارجی فارسی و روسی در مقایسه با گویشوران زبان انگلیسی از ساختارهای کاربردشناختی فرمول دار بیشتری استفاده کردند که بیشترین فرمول معناشناختی عذرخواهی مورد استفاده در زبان فارسی، ابزارهای نشان دهنده کنش منظوری (IFID) و در زبان روسی ابزار توضیح یا بیان علت است. همچنین، ارزش متغیرهای خارجی بافت بر فراوانی تشدیدکننده های درونی در موقعیت های مختلف تأثیر داشت. افزون بر آن، مفاهیم ضمنی حاصل از این مطالعه برای ارتباطات درون فرهنگی مورد بحث و نظر قرار گرفت.
۳۴.

برخی از صفات خاص مشترک در بعضی از گویش های فارسی و دیگر گویش های ایرانی غربی که در زبان «طبقات الصوفیه» ع. انصاری منعکس شده اند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۹
مقاله حاضر به بررسی ویژگی های مشترک بعضی از گویش های ایرانی غربی می پردازد که در سه نوع فارسی ادبی معاصر: فارسی ادبی ایرانی (فارسی معیار)، فارسی افغانی (دری) و تاجیکی مشاهده نمی شوند. نویسنده حاضر قبلاً پژوهش مفصلی درباره لهجه هراتی بر اساس تحقیق میدانی در افغانستان انجام داد و بعد از مقایسه لهجه مذکور با لهجه های دیگر خراسانی (رایج در ایران) ویژگی های مشترک لهجه های فارسی خراسان را مشخص کرده است. در ادامه تحقیق مؤلف حاضر درباره این لهجه ها آشکار شد که بعضی از این ویژگی ها به قرون وسطی برمی گردند و رساله قرن یازدهم میلادی «طبقات الصوفیه» مشتمل بر سخنان ع. انصاری، عارف و مفسر برجسته قرآن که زبانش برخی از صفات گویش قدیم هراتی را منعکس می کند به آن ها گواهی می دهد. زبان این رساله توسط ایران شناس معروف و. آ. ایوانوف[1] موردمطالعه قرار گرفت؛ اما تاکنون هیچ تلاشی برای بررسی ویژگی های زبان آن رساله از منظر گویش شناسی مدرن صورت نگرفته است. پژوهش حاضر که این خلأ را پر می کند، بعضی از ویژگی های مشترک گویش های فارسی خراسانی ازجمله هراتی و گویش سیستانی، گویش های تاتی در قفقاز و گویش های ایران مرکزی که زردشتیان به آن تکلم می کنند و برخی دیگر از گویش ها را در ارتباط با زبان «طبقات الصوفیه» تحلیل می کند. ویژگی هایی که در مقاله حاضر بررسی شده اند عبارتند از: ضمیر سوم شخص/ضمیر اشاره به صورت ضمایر پیوسته، استفاده از حرف اضافه xod/xode (با انواع آوایی مختلف) به معنی «با» و کاربرد پسوند فعلی -i/-ê که «پسوند استمراری» محسوب می شود.
۳۵.

بسامد وقوع صفت های حسی و چگونگی هم نشینی اسم ها و صفت های حسی در فارسی میانۀ زردشتی از دیدگاه زبان شناسی حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳۵
پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و داده بنیاد است. در این پژوهش، در چارچوب زبان شناسی حسی، بسامد صفت های حسی و هم نشینی اسم ها و صفت های حسی در سه متن فارسی میانه زردشتی ( بندهش ، وزیدگی های زادسپرم و ارداویراف نامه ) بررسی شد. هدف آن بود که مشخص شود هریک از حواس پنج گانه چه میزان از صفت های حسی را در سه متن موردبررسی به کار گرفته اند و آیا سلسله مراتب این میزان ها با آنچه لینوت و کانل (2009) از زیاد به کم، به صورت «بینایی > لامسه > شنوایی > چشایی > بویایی» پیش بینی کرده اند، مطابقت دارد یا خیر. همچنین در بخشی دیگر از پژوهش، پس از بررسی اسم ها و صفت های حسی هم نشین، تعیین شد که آیا اسم ها و صفت های هم حوزه بیشترین بسامد هم نشینی حسی را دارند یا خیر. برپایه نتایج پژوهش، بیشترین میزان صفت های حسی به حوزه بینایی و کمترین میزان به حوزه بویایی متعلق است که با سلسله مراتب حواس لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) مطابقت دارد. افزون براین، با بررسی بسامد اسم ها و صفت های حسی مشخص شد که به جز در حس بینایی، در دیگر حواس، تعداد اسم ها و صفت های هم حوزه بیش از اسم ها و صفت های غیرهم حوزه نیست. ازاین رو، این یافته با ادعای لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) کاملاً همخوانی ندارد. 
۳۶.

واکۀ مرکب در زبان ترکی آذربایجانی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۹
در زبان ترکی آذربایجانی گویش اردبیلی، در گفتار سریع و محاوره ای، همخوان های غلت /j, w/ پس از واکه های گرد حذف می شوند. حذف از پایانه هجا به وقوع فرایند کشش جبرانی منجر می شود؛ اما حذف از جایگاه آغازه هجای دوم در ساخت های cv.cv(c) به وقوع التقای واکه ها می انجامد. برای رفع التقای واکه ها در این ساخت، دو واکه با یکدیگر ترکیب می شوند و واکه ای مرکب تشکیل می دهند. در این پژوهش، فرایند شکل گیری واکه مرکب برای رفع التقای واکه ها در چارچوب رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ بررسی شده است. در پژوهش حاضر، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. داده های موردنیاز نیز به صورت میدانی گردآوری و در چارچوب رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ تحلیل شده اند. براساس تحلیل داده ها، محدودیت glidCOND که حضور همخوان های غلت را جریمه می کند، در این زبان رتبه بالایی دارد. همچنین محدودیت HIATUS * که التقای واکه ها را جریمه می کند، موجب می شود که این زبان برای ارضای آن از تشکیل واکه مرکب استفاده کند. ازآنجاکه حذف غلت ها و التقای واکه ها و شکل گیری واکه مرکب برای رفع آن در چند مرحله پی درپی رخ می دهد، رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ کارایی بهتری برای تبیین این فرایند دارد. رتبه بندی محدودیت های دخیل در این فرایند موردمطالعه به شرح زیر است. 
۳۷.

نقصان معنا در خوانش نشانه معناشناختی شما که غریبه نیستید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
گستره مطالعات ادبیات داستانی، روز به روز با نگرش ها و چشم اندازهای نوین وسیع تر می شود؛ گویی هنر و قابلیّت داستان و گفتمانِ پر از شگفتی و رمز و رازِ آن را سرِ باز ایستادن نیست. آنچه در شما که غریبه نیستید (هوشنگ مرادی کرمانی، 1394) می خوانیم زندگی نامه خودنوشتی است از سرگذشت کودکی و نوجوانی نویسنده با لحنی صمیمانه و عمیق که خواننده در آن معنای بسیاری از گزاره های متن را نه تابع ساختارهای اولیه و از پیش موجود، نه تحت سیطره برنامه کنش مدار و نشانه معناشناسی روایی و القایی، بلکه در گستره ارتباط کلامی و دو نظام هم آیی و تصادف می یابد. نوشتار حاضر در نظر دارد مجموع این دو نظام را با رویکرد توصیفی - تحلیلی در اثر داستانی مزبور مطالعه کند. از همین رو، با تکیه بر آموزه «نقصان معنا»، و ذیل مطالعات و آرای پساساختارگرای «آلژیرداس ژولین گرمس»، نشانه معناشناسی «شَوِشی و احساس مدار» و رخدادهای «زیبایی شناختی» آن را بررسی می کند. برآیند جستار حاضر آن است که معنا در داستان های امروزی تحت تأثیر زندگی و تجربه زیسته، مختصات نوینی یافته است. تاریخ و جغرافیای این مختصات نه در تقابل و برابری بین صورت و معنا، بلکه در هم ارزی و توازی بین آن دو شکل می گیرد. به همین دلیل، سیال، گریزان، پویا و لغزان است.
۳۸.

بررسی ساختاری، معنایی و کاربردشناختی قسم در گفتمان دادگاه های شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
در گفتمان دادگاه هریک از مشارکان از افراد حقوقی گرفته تا افراد عادی می کوشند تا روایات خاص خود از رویداد(های) انجام شده را ارائه دهند یا آنکه در تلاش هستند تا روایت موجود در ذهن خود را اثبات کنند؛ بنابراین، می توان درون مایه گفتمان دادگاه را «جنگ روایات» نام نهاد. در این جنگ برتری روایات، مشارکان از انواع راهبردهای گفتمانی و تعاملی بهره می برند که در قالب ابزارهای (غیر)زبانی مطرح می شوند؛ ازاین رو، قابل بحث و بررسی هستند. یکی از انواع راهبردهای مذکور استفاده از «قسم» است که در پژوهش حاضر به مثابه ابزار اقناع مخاطب در نظر گرفته می شود. در جستار حاضر تلاش بر آن است که ابعاد ساختاری، معنایی و کاربردشناختی قسم در گفتمان دادگاه واکاوی شود. نگارندگان به منظور تحقق این مقصود به طور عمده از رویکردهای کمّی و کیفی برای تحلیل داده ها بهره برده اند . در بُعد کیفی انواع کارکردهای قسم در چارچوب «زبان شناسی فرهنگی» و با استفاده از «طرح واره های فرهنگی» تحلیل شده اند؛ در بُعد کمّی نیز از محاسبات آماری برای بررسی ساختار و میزان فراوانی گونه های مختلف قسم استفاده شده است. بررسی داده ها بیانگر آن است که بالاترین گونه های به کاررفته در قالب ساختار قسم به حوزه های معنایی خداوند (الله، خدا) و قرآن (کلام الله، کلام خدا) مربوط است. همچنین وجود تنوع معنایی در انواع قسم های به کاررفته را می توان در پیشینه فرهنگی-اجتماعی مشارکان دنبال کرد. به علاوه، بررسی انواع طرح واره های فرهنگی قسم در گفتمان دادگاه مؤید آن است که می توان دست کم پنج کارکرد گفتمانی قسم شامل «دفاع از خود»، «اثبات ادعا»، «تهمت زدن»، «تهدید یا هشدار» و «درخواست» را از هم متمایز کرد. درخور بیان است که داده های پژوهش حاضر از جلسات متعدد دادگاه های کیفری، حقوقی و خانواده شهرستان دورود در بازه زمانی ۱۲/۱۰/۱۴۰۱ تا ۲۰/۰۳/1402 استخراج شده است. 
۳۹.

Analyzing [maw] as a Modal Element in Laki(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
Modality is a linguistic device used to express concepts such as necessity, obligation, probability, commitment, and assumption in language. To fully describe events, situations, or people's attitudes, the use of verbs or noun phrases alone is not sufficient. Modality serves as an essential tool in all human languages for accurately conveying meaning. This study provides a theoretical analysis of modality in Laki, focusing on the modal functions of the element [maw] within Palmer’s (2001) framework. In addition to its role in forming compound verbs in Laki, [maw] also has a modal function. The analysis demonstrates that this element conveys the modal meanings of possibility and permission. It is a commuting term that takes on different meanings in various contexts. It also appears once in a sentence before the lexical verb and is not inflected. Based on these four criteria, [maw] can be considered a modal auxiliary verb. This element represents event modality of permissive deontic in the Laki language. 
۴۰.

بهداشت زبانی و وسواس های زبانی: بررسی گفتمان تجویزگرایی در ایران با تأکید بر سیاست های نگارشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۷۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی گفتمان تجویزگرایی زبانی با محوریت سه حوزه اصلی سره گرایی واژگانی، درست نویسی اجباری و اصلاح خط در ایران معاصر انجام شده است. تجویزگرایی، به عنوان رویکردی تلقی می شود که بر حفظ صورت های زبانی به عنوان «گونه صحیح و معیار» و حذف گونه های دیگر به عنوان «گونه غلط و غیرمعیار» تأکید دارد. روش پژوهش به صورت کیفی-کمی است که در چهارچوب زبان شناسی اجتماعی و تحلیل گفتمان انتقادی «بهداشت زبانی» و «وسواس زبانی» را بررسی می کند. داده ها از مصوبات فرهنگستان زبان، شبکه های اجتماعی تلگرام و راهنمای نگارشی نشریات علمی در بازه زمانی (1404-1395) گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که گفتمان تجویزگرایی در ایران بیشتر از آنکه بر پایه اصول علمی و زبان شناسانه استوار باشد، در پی بازتولید ایدئولوژی غالب زبان معیار است که با رویکرد یکسان سازی زبانی، تنها به نگارش یک گونه زبانی به اصطلاح معیار در زبان فارسی مشروعیت می بخشد. در پایان تأکید می شود که پژوهش حاضر منتقد رویکردهای تجویزی به صورت قواعد سخت گیرانه و ایدئولوژیک در زبان (نه نفی قراردادهای زبانی در رسم الخط) است؛ بنابراین، پژوهش با نقد تجویزگرایی، بر لزوم پذیرش تنوع زبانی، رواداری و انعطاف پذیری در سیاست های زبانی تأکید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان