فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
بررسی نحوة برقراری ارتباط تصویری و کلامی توسط گفته پرداز یا گوینده (مطالعة نشانه- معناشناختی آگهی های تلویزیونی امور فرهنگی و آموزشی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابزارهای مورد استفاده در نشانه- معناشناسی می توانند بر مضامین متفاوتی پیاده شوند. هدف ما در این مقاله بررسی چگونگی برقراریارتباط در تبلیغات تلویزیونی است. تبلیغات، نوعی وسیلة ارتباطی تلقی می شود که در آن طبق آخرین مدل های ارتباطی، به دلیل وجود همزمان تصاویر و کلام، فرستنده قادر است پیامی پیچیده برای دریافت کنندة خود بفرستد. برحسب اینکه گفته پرداز به چه شکل پدیدار می شود و چه گفته ای را برای ارتباط با مخاطبش انتخاب می کند، ساختار پیام می تواند به شکل های گوناگون به نمایش درآید. بر همین اساس، چهار شکل متفاوت گفتمان ساخته می شود که هر یک کارکرد گفتمانی خود را دارند. از طرفی گفته پرداز می تواند به شکل نوشتاری یا شنیداری نمایان شود. نوشتار می تواند به موازات تصویر حرکت کرده، معنای آن را تکمیل کند و یا ایهام های تصویر را به کنار نهاده، منظور اصلی فرستندة پیام را منتقل کند. با شروع صدای خارج صحنه، گفته پرداز به گوینده یا فرستندة پیام تغییر ماهیت می دهد؛ بر این اساس، منشأ صدا در تصویر مشخص می کند او تا چه حد بر گفتمان خود تسلط دارد. همة این عوامل بر قابلیت پذیرش تبلیغ توسط بیننده و سوق دادن او به خرید خدمات یا کالا تأثیرگذار هستند.
شکل گیری افعال انضمامی (مرکب) در زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
در زبان آلمانی SIE مشکل آفرینی ناشی از کاربرد توأم ضمایر هم آوا و همشکل
منبع:
فرهنگ بهار ۱۳۷۵ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
بررسی محمول های مکانی در زبان فارسی براساس دستور نقش و ارجاع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی آن است محمول های مکانی در زبان فارسی را در چارچوب دستور نقش و ارجاع، دو تحلیل ارائه شده از سوی ون ولین و لاپولا (1997) و همچنین بتین (2004) بررسی کند و دسته بندی معنایی از محمول های مذکور ارائه دهد. در کنار این هدف اصلی، هدف دیگری که پی می گیریم محک کارایی هر یک از تحلیل های یاد شده در زبان فارسی و به ویژه تحلیل ارائه شده از سوی بتین است. بتین (2004) معتقد است تشابهی میان ظرفیت معنایی و نحوی محمول های مکانی ایستا در چارچوب دستور نقش و ارجاع وجود ندارد. همچنین توازنی میان تعداد موضوع ها در ساخت منطقی و تعداد فرانقش ها مشاهده نمی شود. این امر موجب بروزتناقض نظری در یکی از بندهای اصول اعطای فرانقش گردیده است. شایان ذکر است عنصر مکان در محمول های مکانی ایستا غالباً به دو صورت مسند یا گروه قیدی ظاهر می شود. نتایج بررسی ها نشان داد، آنچه بتین تناقض نظری می داند در باب محمول های مکانی ایستا در زبان فارسی صدق می کند، همچنین در باب افعال لحظه ای، پایا و افعال کنشی پایا نیز صادق است؛ اما در باب افعال کنشی صدق نمی کند. به نظر می رسد با در نظرگرفتن عنصر مکان به عنوان محمولی مجزا، محمول های مکانی ایستا ضرورتاً لازم محسوب می شوند و نه گزاره هایی استثنایی و از این طریق می توان میان تعداد موضوع ها در ساخت منطقی و تعداد فرانقش ها در چارچوب دستور نقش و ارجاع توازن برقرار کرد.
بررسی آکوستیکی ارتقای واکه /ɑ/ به واکه [u] در بافت n- در زبان فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، پژوهشی در فرایند ارتقای واکه پسینِ افتاده /ɑ/ به واکه پسینِ افراشته [u] دربافت همخوان خیشومی -nدر زبان فارسی معاصر است، در چارچوب واج شناسی آزمایشگاهی. در زبان فارسی در رخ داد این فرایند در بافت مذکور، دوگانگی مشاهده می شود. به بیان دیگر این فرایند گاهی رخ می دهد (برای مثال تبدیلِ واژه گران به گرون)، و گاهی نیز ارتقا رخ نمی دهد (مانند واژه گران پایه). از این رو نوشتار حاضر می کوشد تا ضمن بررسی این امر که چرا این فرایند فقط در برخی از واژه ها رخ می دهد، تبیینی آوایی برای این پدیده ارائه دهد. پس با ارائه ی الگوی واجی مربوطه، نشان می دهد که فرایند ارتقا در زبان فارسی، فرایندی سبک- وابسته است و بیشتر در سبک محاوره ای رخ می دهد. آن گاه با تحلیلِ واژه های گران، گرانی، جانور و زبان نفهم و متناطرِ محاوره ای آن ها یعنی گرون، گرونی، جونور و زبون نفهم، به صورت خارج از بافت و واکه های دهانی، شامل واکه پسینِ افراشته /u/ و واکه پسینِ افتاده /ɑ/ و همخوان خیشومی [n]، تولید شده به طور منفرد، و واکه های خیشومیِ متناظرِ آن ها، شامل واکه [ũ] و واکه [ɑ̃] تولیدشده در بافت n- (از سوی پنج گویشور مذکر با گونه ی فارسی معیار) تبیینی آوایی برای این فرایند ارائه شده است. در این راستا با استفاده از پارامترهای سازه اول، دوم و تفاضل سازه های اول و دوم به بررسی ساختار سازه ای واکه های دهانی [ɑ]، [u] و متناظرهای خیشومی آن ها در ابعاد ارتفاع و محل تولید پرداخته شده است و با استفاده از نتایج حاصل از تحلیل های آماری، نشان داده شده است که بر اثر خیشومی شدگی، واکه خیشومیِ افتاده پسین نسبت به متناظر دهانیِ خود، به لحاظ ارتفاع، تفاوتی ندارد اما واکه خیشومیِ افراشته پسین نسبت به متناظر دهانی خود افتاده تر می شود، و واکه خیشومیِ افتاده پسین نسبت به متناظر دهانی خود، پیشین تر است. آن گاه با استفاده از پارامتر آکوستیکیِ برجستگی به بررسی شباهت آواهای متوالیِ موجود در توالی های [ɑ̃n] و [ũn] پرداخته و نشان داده شده است که بین اجزای توالی دوم، نسبت به توالی اول، به لحاظ تغییراتِ آکوستیکی، تفاوت بیشتری وجود دارد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که دلیل ارتقای واکه /a/ به واکه [u] در بافت –n این است که برجستگیِ توالیِ [ũn] بیشتر از توالی[ɑ̃n] است، بنابراین پارامتر آکوستیکیِ برجستگی، فرضیه وضوح شنیداریِ بیشتر را تأیید می کند
رازیجز یک لغت کهنه فارسی
شواهد واجی برای گروه واژه بست در سلسله مراتب نواییِ زبان فارسی امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی زبانی است با الگوییه ثابت به طورییه واژگانی بر روی هجایی گیرد. وندهای تصریفی و اشتقاقی بعد از اضافه یهیرمییهییین قاعده تبعیت نمی بستهایییزبان خود اضافه میشوند. هدف از این مقاله ارائه شواهد واجی برای گنجاندن گروه واژه بست در نظام سلسلهمراتب نوایی زبان فارسی امروز است. الگوهای واجییید این ادعا استفاده شدند، فرایه پیبست در مرز تلاقی یه واجی و پیای است. نشان داده میین الگوها در سطوح گروه واجیه واجی دیده نمیشود. همچنیییدارای واژهبست هستند با الگوییبست جزء ساخت واجی آنها محسوب میشود تفاوت ساختاری دارد.
واژگانی شدگی در فعل های حرکتی فارسی: الگویی تازه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت یکی از مفاهیم بنیادی در نظامِ شناختی بشر است. این مفهوم می تواند به گونه های مختلف در زبان ها بازنمایی شود. همین تفاوت در قالب بندی سازه های مفهومیِ حرکت، بنیاد نظریه الگو های واژگانی دهد. این نظریه می تواند خانواده های زبانی را برپایه چگونگی ادغام سازه های رویی رده بندی هایی نیز در این روی چشم می خورد. پژوهش حاضر می از طرح این نارسایی ها، با توجه به زبان فارسی، راه حل هایی ارائه دهد. نتیییل رویییی های مفهومییی ادغام می یی های مفهومی پیرامونی نیز در ادغام ی، مؤثر عمل می نند.
تات و تاجیک
شعر منظوم و نثر شاعرانه در زبان های هندواروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی تطبیقی برای شناخت زبان ها دو روش مشخص دارد: روش رده شناختی و روش تکوینی. هدف روش نخست تثبیت ویژگی های همگانی زبان ها و هدف روش تکوینی، تدوین تاریخ زبان هاست.
زبان شناس تطبیقی برای هر زبانی یک اصل مسلم و یک فرض دارد. اصل مسلم نزد ایشان مشابهت های بسیار زبان هاست که نمی توان آنها را حمل بر اتفاق یا وام گیری کرد. فرض آنان بر این است که این زبان ها از یک اصل مشترکی منشأ گرفته اند و اختلافات کنونی میان آنها نتیجه تحولی است که زبان های هر گروه، پس از جدایی از نیای اصلی، پذیرفته اند. بررسی زبان ها از طریق روش تطبیقی، بازسازی ویژگی های بنیادی دستور و واژگان زبان فرضی را ممکن می سازد، که این خود آغازی برای توصیف تاریخی زبان های وابسته است. بر اساس مطالعات زبان شناسی تطبیقی، زبان دارای دو بعد است، یکی توصیفی، یعنی بعد زبانی و دیگری هنری و شعری. بعد زبانی به دنبال عاملی است که یک پیام زبانی را به یک اثر هنری تبدیل می کند.
مقایسه الگوهای شاخص در زبان های هندواروپایی امکان باسازی زبان ها را تا رسیدن به زبان مشترک اصلی، نیز شناخت ویژگی های شعر منظوم و نثر شاعرانه را فراهم می سازد. بر اساس این مقایسه می توان دریافت که در جوامع سنتی هندواروپایی، زبان شاعرانه در صلاحیت متخصصانی بوده است که انگیزه شاعری داشته، امّا جز سرودن شعر، وظایف دیگری از نوع موبدی، پیشگویی و مداحی را نیز عهده دار بوده اند. اصطلاحات بازمانده در برخی از شاخه های زبانی این خانواده، هم در بُعد واژه ها و هم در چهارچوب وظایف و خویشکاری های شاعران، در شرق و غرب یکسان است و از خلال این مشترکات می توان هم از پایگاه اجتماعی شاعر آگاه شد و هم اصطلاحات مربوط به شعر را در شاخه های زبانی خانواده هندواروپایی باز شناخت.
در گفتار پیش رو کوشش شده است با تأکید بر شاخه هندوایرانی زبان ها، زبان شعری و شکل آغازین آن بر اساس داده های موجود باسازی و توصیف شود.
بررسی تضمن حرف ربط امّا در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی معنای تضمنی «امّا» در زبان فارسی پرداخته است. پرسش اصلی تحقیق این است که آیا تضمن حاصل شده از جمله توسط فارسی زبانان، صرفاً بوسیله حرف ربط «امّا» تعیین می گردد یا محتوای گزاره ها نقش اصلی در ایجاد این تضمن دارد. در این تحقیق از دو آزمایش استفاده شد. برای آزمایش اول، پرسشنامه ای شامل 24 داستان کوتاه تهیه شد که هریک از این داستان ها نهایتاً دارای جمله ای با ساختار « p امّا q» بودند. برای پی بردن به این مسئله که کدام استدلال نهایتاً مورد پذیرش مخاطب قرار می گیرد و نقش حرف ربط «امّا» تا چه میزان می تواند در تصمیم مخاطب تأثیر گذار باشد، از دو عبارت «پس» و « با این حال » بعد از استدلال های مورد نظر استفاده شد و چهارگزینه احتمالی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. در آزمایش دوم از «پس» و «با این حال » استفاده نشد و فقط از شرکت کنندگان خواسته شد تا با جواب «بله» یا «خیر» از بین گزینه های ارائه شده به عنوان تضمن احتمالی جمله انتخاب کرده و دلیل انتخاب خود را توضیح دهند. نتایج تحقیق نشان داد که در این ساختارها حرف ربط «امّا» فرض p را حذف نمی کند، بلکه آن را صرفاً به تعلیق در می آورد و مخاطب همچنان به آن دسترسی دارد. به علاوه افراد قبل از هر چیز، استنباط خود را بر اساس وجود «امّا» انجام می دهند و محتوای استدلال ها در جایگاه دوم قرار دارد. نتایج حاصل از آزمایش دوم نیز نشان داد که هرگاه افراد نتوانند نتیجه گیری درستی بر اساس وجود «امّا» داشته باشند، به محتوای استدلال ها توجه می کنند.
طبقه بندی وندهای اشتقاقیِ زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وندهای اشتقاقی می توانند به راه های مختلفی طبقه بندی شوند. برد (2001( با درنظرگرفتنِ تمایزاتِ ذاتی، معنایی، دستوری و نقش های معنایی، طبقه بندی متفاوتی را نسبت به دیگران ارائه می دهد. در این مقاله سعی شده است براساس طبقه بندیِ برد، وندهای اشتقاقیِ فارسی به چهار گروه اشتقاق مشخصه ای، اشتقاق نقشی، اشتقاق انتقالی و اشتقاق بیانی طبقه بندی شوند و مشکلات و محدودیت های این نوع طبقه بندی در زبان فارسی به طور اجمال بررسی گردد. نتایج از ایین طبقه بندی برای وندهای اشتقاقیِ فارسی جامع و مانع نیست. تعدادی از وندها در هیچ یین چهار گروه جای نمی گیرند و تعدادی از آن ها در چندین گروه جای می گیرند. برخی وندها نقش های متعدد دارند و برخی به چندین طبقه دستوری متعلق اند. بنابراین پیشنهادِ افزودنِ حداقل سه طبقه دیگر، به طبقه بندی برد، معقول به نظر می رسد: اشتقاق شامل (برای وندهای قابل طبقه بندی در چند طبقه)، اشتقاق معنایی (برای وندهاییییر نقش ایجاد می ی (برای آن هاییه ارجاعی را تغییر می دهند).
مهمانی واژه ها
تطبیق لهجه خوری و بلوچی (2)
منبع:
مهرسال هشتم ۱۳۳۱ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
معناشناسی زمینه و تناوب فعل های مرکب در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بررسی تناوب موضوعی برخی فعل های مرکب در زبان فارسی نشان می دهیم چگونه یک توصیف مبتنی بر زمینه های معنایی می تواند به پرسش هایی در زمینة رفتار نحوی و ساخت های موضوعی مرتبط با این فعل ها پاسخ دهد. در زبان فارسی تعدادی از فعل های مرکب، می توانند در تناوب سببی شرکت کنند. این فعل ها دارای گونة سببی و ضد سببی هستند. اما در برخی بافت ها، گونة ضد سببی پذیرفتنی نیست؛ در حالی که گونة سببی پذیرفتنی است. در این مقاله رفتار متفاوت این فعل ها را در بافت های مختلف در چارچوب نظریة «معناشناسی زمینه» (Vide. Fillmore & Atkins, 1992) توضیح داده و نشان می دهیم این فعل ها با دو زمینة معنایی مرتبط هستند. همچنین با استفاده از مفهوم زمینة معنایی (Vide. Fillmore & Baker, 2010) نشان می دهیم بر خلاف کریمی دوستان (2005) که معتقد است ساخت موضوعی فعل های مرکب به وسیلة عنصر غیر فعلی تعیین می شود و نیز برخلاف عقیدة فولی، هارلی و کریمی (2005) که مدعی اند همکرد و عنصر غیر فعلی در تعیین ساخت موضوعی فعل های مرکب مؤثر هستند، ساخت موضوعی این فعل ها به وسیلة کل ساخت حاوی فعل تعیین می شود.