در زبان روسی، وجه تمایز جمله، به عنوان یک واحد نحوی، از کلمه ترکیب (c?o?oco?e???e) بار خبری یا پیام آن است. نهاد و گزاره به عنوان ارکان اصلی جمله حامل این پیام ها هستند، که در ساختار ظاهری جمله، حداقل وجود یکی از آن ها ضروری است. رابطه نحوی نهاد و گزاره یعنی مطابقت در شخص، شمار و جنس را می توان بر حسب نوع نهاد در جمله، تعیین نمود. چنانچه در جمله، نهاد گرامری باشد، رابطه مطابقت و هماهنگی برقرار است. که در این رابطه، گزاره تابعی از نهاد است و در مقوله های گرامری جنس، شخص و شمار از نهاد پیروی می کند. اگر نهاد این ویژگی های گرامری را نداشته باشد، رابطه مطابقت و هماهنگی نیز میان نهاد و گزاره وجود نخواهد داشت. و چنانچه در جمله نهاد منطقی باشد، رابطه آن با گزاره، از نوع هدایت نحوی است. یعنی به گونه ای است که حالت گرامری نهاد را گزاره فعلی مشخص می کند و در این صورت، نهاد تابعی از گزاره است.
در زبان شناسی مقابله ای اعتقاد بر این است که ساخت ها و الگوهای زبان مادری فراگیران، در روند یادگیری زبان خارجی اثر گذارند و منشا بسیاری از خطاهای زبانی به شمار می روند. از این رو آگاهی های حاصل از مقابله ساخت های دو زبان، به دست اندرکاران آموزش زبان خارجی و افرادی که متون و مطالب درسی را تهیه می کنند کمک می کند تا هم بطور مستقیم و هم غیرمستقیم تفاوت های دو زبان را به فراگیران یادآور شوند و نسبت به خطاهای زبانی که به طور ناخودآگاه مرتکب می شوند آگاه کنند. همچنین با استفاده از داده های حاصل از مقابله زبان ها معلمان زبانهای خارجی می توانند در تمرین هایی که برای فراگیران در نظر می گیرند بر مشخصه های متفاوت زبان خارجی تاکید بگذارند تا فراگیران بر به کارگیری این مشخصه ها تسلط کافی پیدا کنند. در همین زمینه مقاله حاضر به مقایسه مشخصه های زبر زنجیری دو زبان فارسی و ژاپنی اختصاص دارد. در این پژوهش، نویسنده می کوشد بر اساس مراحل کار در زبان شناسی مقابله ای ابتدا مشخصه های زبرزنجیری را در زبانهای فارسی و ژاپنی توصیف کرده و سپس ضمن مقایسه آنها پیش بینی هایی را درباره مشکلات دانشجویان فارسی زبان در یادگیری تلفظ و گفتار زبان ژاپنی انجام دهد.
مقاله حاضر به بررسی رابطه تغییرات ساختار نحوی متن، دانش نحوی، و دانش زبانی دانشجویان بر چگونگی عملکرد آنها در سه تست واژگان که تغییراتی در ساختار نحوی آنها ایجاد شده، می پردازد. تجزیه و تحلیل نتایج نشان دهنده تاثیر معنادار ساختار نحوی متن و سطح دانش زبانی دانشجویان بر توانایی آنها در یافتن واژه مناسب جهت تکمیل متن می باشد. همچنین رابطه دانش نحوی و عملکرد دانش جویان در تست واژگان در متن های کوتاه، ساده، و پیچیده مثبت می باشد. نتایج این مطالعه بیانگر تاثیر ساختار نحوی جمله بر معنای کلمه می باشد. بنابراین پیشنهاد می شود مدرسان زبان دانش نحوی دانش جویان را جهت کمک به آنها در استفاده از ساختار نحوی متن و درک بهتر معنای کلمات افزایش دهند.
برای دستیابی به ترجمه ای راستین‘ می یابد به روح اثر پی برد. در برگردان داستان نوین موشت اثر ژرژ برنانوس به فیلم‘ بروبر برسون به شکلی آرمانی موفق به دستیابی به روح اثر شده واین اتفاق در شکل و مضمون‘ به صورتی توامان رخ داده است. برسون بیان های ادبی خاص اثر را تبدیل به بیان سینمایی کرده و در تمامی این موقعیت ها‘ جهان بینی برنانوس را در نظر داشته است. جستجوی خداوند از فراسوی دردها و رنج های آدمی‘ مضمون مشترک نویسنده و فیلمساز بوده است و همچنین نبود سویه های روانشناختی در کنش و گفت و گوها‘ جهان ساختاری مشترک آن دو است. بدین گونه‘ اثری در سینما پدید آمد که اقتباسی شاخص از جهان ادبیات است.
امروزه تقریبا تمام یافته های علم زبان شناسی در حوزه های مختلفش را مرهون تلاش های دانشمندان عمدتا غربی در طول یکی دو قرن اخیر می دانند و به جز در موارد معدود، سرچشمه ای جز این برای این یافته ها متصور نمی شود. چنین اعتقادی به ویژه در باب شاخه هایی از زبان شناسی، چون تحلیل کلام که در دهه های اخیر در اوج شکوفایی خود قرار گرفته اند، به طور پررنگ تری مطرح است. مقاله حاضر سعی دارد با ارایه نمونه هایی بارز از مطالعات دانشمندان اسلامی در بحث الفاظ علم اصول فقه که سابقه ای حداقل بیش از ده قرن دارد، دیدگاه غالب یاد شده را مورد چالش قرار دهد. این مطالعه نشان می دهد که برخی نظرات اصولیون با سابقه ای دیرین با یافته های جدید زبان شناسی به ویژه در حوزه های معنی شناسی و تحلیل کلام مطابقت می کند؛ تا جایی در مواردی این یافته های نو، چیزی بر آن نظرات نیفزوده اند. با این حال به نظر می رسد اساسی ترین برتری مطالعات زبان شناسی در این حوزه ها، در مقایسه با مطالعات اسلامی، دقت علمی، طبقه بندی های کارآمد و به کارگیری اصطلاحات و نامگذاری های علمی است.
گروه کلمه و یا ساخت جمله، تحت تاثیر ارتباط نحوى کلمات با یکدیگرند. کلمات، وقتى در کنار یکدیگر قرار مى گیرند، از لحاظ نحوى بر یکدیگر تاثیر مى گذارند. در این تاثیر و رابطه درون نحوى است که مى توان به سه نوع رابطه همسانى، وابستگى و دو طرفه اشاره کرد. رابطه همسانى آن است، که نقش اعضاى تشکیل دهندهء جمله یا گروه کلمه، به لحاظ نحوى با یکدیگر برابر باشند. بر خلاف رابطهء همسانى، در رابطهء وابستگى نقش اعضا از یکدیگر متمایز است و حداقل یک عضو هسته و عضو یا اعضاى دیگر، وابسته واقع مى شوند. رابطه دو طرفه، بین نهاد و گزاره اتفاق مى افتد. هر یک از روابط نحوى فوق به کمک ابزار نحوى خاصى بیان مى شوند، که از آن جمله مى توان به نقش نماى کسره و حروف اضافه، ترتیب قرارگیرى کلمات، آهنگ و نقش نماى "را" در زبان فارسى، حروف اضافه، حروف ربط، ترتیب قرارگیرى کلمات، آهنگ و پایانهء صرفى در زبان روسى اشاره کرد.
واژگان زبان فارسی در کنار واژگان بسیاری از زبان های دیگردر ادوار مختلف به روش های متنوع و یا دلایل گوناگون به حوزه زبان انگلیسی وارد شده اند و در فرهنگ های واژگان یا لغت نامه های مختلف به فراخور دامنه واژگان، به آنها نیز پرداخته شده است. فرهنگ ریشه شناختی آکسفورد که به عنوان یکی از معتبرترین فرهنگ های اختصاصی ریشه شناسی زبان انگلیسی شناخته می شود، به برخی از واژگان دخیل از زبان فارسی نیز پرداخته است. در این فرهنگ، تعدادی از واژگان فارسی که به عربی رفته، صورتی معرب یافته اند و سپس به زبان انگلیسی وارد شده اند، به اشتباه به عنوان واژه عربی ریشه یابی شده اند. امروزه مراجعه کنندگان به این فرهنگ معتبر واژگانی، تحت تاثیر معرفی نادرست ریشه این واژگان در این فرهنگ معتبر چنین می پندارند که این دسته از واژگان در اصل عربی بوده اند، در حالی که مقاله حاضر نشان خواهد داد که این تلقی از ریشه شناسی این گونه واژگان درست نیست. در انجام این تحقیق مجموعه سی و هشت هزار واژه فرهنگ مذکور بررسی شده و مجموعا حدود نود واژه با ریشه فارسی و حدود یکصد و شصت واژه با ریشه عربی معرفی شده است. با بررسی واژگانی که در این فرهنگ به عنوان واژگانی با ریشه عربی معرفی شده اند در می یابیم که حدود بیست واژه از این مجموعه نه واژگانی با ریشه عربی که واژگانی معرب با ریشه فارسی اند. برای تایید این ادعا، ده فقره از این واژگان به شیوه تحلیلی ـ توصیفی بررسی شده اند.
با آغاز روابط نظامی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در میان جوامع مختلف ، برخی از واژه ها به دلایل گوناگون از زبانی به زبان دیگر راه پیدا کردند و به مرور زمان موجبات آمیختگی واژگانی را فراهم آوردند . درگیریهای مسلمانان به منظور گسترش دین اسلام موجب گردید که همپای این دین جدید ، واژه های عربی نیز به وِیژه در زمینه های دینی و القاب حکومتی وارد زبانهای دیگر کشورها بشود و زبان بومی را تحت تأثیر قرار دهد . در برخی مناطق نفوذ زبان عربی به قدری قوی بود که نه تنها واژگان ، بلکه صرف و نحو زبان عربی به زبان اسپانیایی راه یافت و به تدریج اکثر زبانهای اروپایی و هم کم و بیش تحت تأثیر قرار داد . اگر چه صرف و نحو آلمانی ...
به نظر آدام زوسکی و دلماس زبان ها به دلیلی ساده واساسی همدیگر را تبیین می کنند: در واقع عملیات عمیق زبانی(مکانیزم های انتزاعی) بطور کلی واحدند. آنچه دستخوش تغییر می شود‘ نشانه های ظاهری این عملیات است. این نشانه ها در هر زبان‘ خاص همان زبان اند و همین ویژگی سر آغاز گونه گونی زبان هاست. به نظر ما زبان شناسی مقابله ای روش مناسبی است بر آن دسته پژوهش ها که در پی آن اند تا نشان دهند که آموزش زبان‘ بدون شناخت و درک درست و اصولی از زبان شناسی‘ نادرست و ناممکن است. زبان آموزان ایرانی به ویژه در کاربرد اشکال زمانی مرتکب اشتباهات فراوانی می شوند. از این رو آنچه در نخستین رویکرد جالب می نماید‘ تقابل ساختارهای شرطی فرانسه – فارسی بر اساس مجموعه ادبی است. امتیاز این پژوهش استواری آن بر ابزاری است که عبارات و جملاتی را بررسی می کند که به علت کاربری عمومی و سهولت آن ‘ برای هر خواننده با هر بضاعتی‘ قابل وارسی است . مقاله حاضر با رویکردی تطابقی آن دسته از معادلهای فارسی را مورد بررسی قرار می دهد که جزوی از ساختار نظام شرطی زبان فرانسه اند.
" گوناگونی پیشه ها در هر جامعه ای، منطبق با نیازها و شرایط آن جامعه است. ابزار، اصطلاحات و محیط کار این پیشه ها نیز با یکدیگر متفاوت است. وجود پیشه های مختلف در هر جامعه ای، این سوال را پیش می آورد که آیا مشاغل و موقعیت اجتماعی افراد بر گفتار آنان تاثیر داردیا خیر و آیا از طریق بررسی مثل های مرتبط با فعالیت این پیشه ها، می توان این پیشه ها را مورد نقد و بررسی قرار داد یا خیر? در این مقاله، کوشش شده تاثیر پیشه های روستایی و شهری بر مثل ها به عنوان بخش از زبان و فرهنگ عامه مورد بررسی قرار گیرد...
"
نحوه انتقال پیام های اخلاقی در ادبیات ایران و فرانسه‘ از پاره ای جهات با یکدیگر تشابه و از برخی جوانب نیز با هم تنافر دارند. تشابهات اصلی در فحوای پیام هاست و این که‘ در هر دو حوزه ادبی ‘ استناد به گفتمان استدلالی argumentatif discourse به منظور تثبیت هر چه بیشتر صحت پیام‘ اساس کار تلقی می شود. اما در کنار این نوع گفتمان ‘ گفتمان دیگری نیز حضور دارد که با تکیه بر استبداد نویسنده عمل می کند؛ حضور این گفتمان(dictatorial ( discourse باعث می شود تا خواننده خود را‘ از همان بدو امر‘ تابع نویسنده احساس کند. از سوی دیگر ‘ از دیدگاه روایت شناختی و نظام گزاره گزاری (enunciation ) بین این دو فرهنگ ادبی تفاوت هایی از حیث گزاره ها ‘ نحوه عملکرد گزاره گزارها و همچنین نوع مخاطب وجود دارد. در این مقاله تلاش شده است تا با اتکا بر این نکات‘ به بررسی دو نمونه (سعدی و لافونتن) در ادبیات اخلاق گرای ایران و فرانسه بپردازیم و روند گزاره گزاری و عملکرد انواع گفتمان را در این دو تبیین کنیم و ببینیم آیا راوی/ نویسندگا ن در پی باوراندن پیام خودند یا در اندیشه مجاب کردن خواننده.
در این مقاله سعی بر این است که آشکار گردد‘ زبان آموزان فارسی زبان در یادگیری زبان انگلیسی در کدامیک از مهارت های شناختی و یادگیری حروف تعریف موفق ترند؛ همچنین معلوم گردد حروف تعریف در زبان شناسی مقابله ای می توانند شامل ایهام و یا معرفه و یا هر دو باشند. در این جهت یک پارامتر(Article Choice Parameter ) جهت انتخاب حرف تعریف پیشنهاد شده است که در آن تشخیص حروف تعریف دریک زبان بر اساس معرفه و یا ایهام میسر می شود. برای مشخص نمودن این موضوع‘ معرفه و ایهام در هر دو زبان انگلیسی و فارسی مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با یکدیگر مقایسه شده اند. یافته ها نشان می دهد که مشکل اصلی زبان آموزان فارسی زبان‘ شناخت معرفه و ایهام درزبان انگلیسی است؛ که در مقایسه با شناخت حروف تعریف زبان آموز با مشکلات کمتری مواجه است. اصل اقتصادی بودن
یکى از مسائل پیچیدهء زبان روسى براى فارسى زبان ها وجود جملات تک عضوى است. جملات تک عضوى یکى از انواع جملات ساده است که در آن فقط یک عضو اصلى نهاد یا گزاره وجود دارد. در ساختار نحوى زبان روس وجود فقط یک عنصر به عنوان عضو اصلى، پدیده اى معمول و رایج بوده، با این حال جمله چه به لحاظ ساختار و چه به لحاظ معنا کامل و غنى است. دلیل وجود این ساختارها در این است که گوینده با در نظر گرفتن بافت جمله و مقصود خود از خبر، ضرورتى در استفاده از کلمه اى که به طور صریح بیان کنندهء فاعلى باشد، نمى بیند. این گونه جملات با توجه به شکل و معنا، به انواع مختلفى تقسیم مى شوند. در این مقاله سعى شده است یکى از انواع آن ها در مقایسه با ساختارهاى دو عضوى مورد بحث قرار گیرد.
مقاله حاضر به بررسی چگونگی پیدایش نشانه نکره در زبان فارسی می پردازد . این بررسی نشان می دهد چگونه عدد یک به تدریج از دوره باستان به این سو به صورت نشانه نکره به کار رفته است . به نظر می رسد پیدایش نشانه نکرده در دوره میانه ، حاصل ساختهایی باشد که در آنها عدد یک پس از معدود مفرد قابل شمارش به کار رفته است و با تعمیم به اسمهای مفرد غیر قابل شمارش و اسمهای جمع به نشانه نکره تبدیل شده است.
قرن بیستم فرانسه در حوزه آفرینش رمان بدون شک دوره ای پر بار و خلاق محسوب می شود. در این سده، انواع متفاوت رمان هر یک زمانی بر تارک ادبیات درخشیده اند، معرف گرایش غالبی بوده و سپس به فهرست بلند و همواره گشوده "کلاسیک های" معاصر پیوسته اند. از این بین رمان های روان شناختی، رمان های سوررئالیستی با آن عمر کوتاه، رمان های اگزیستانسیالیستی و رمان نو، همه و همه با نویسندگان شاخص خود پا به عرصه ظهور می گذارند و برخی حتی گرایشات زیبایی شناختی جدیدی را بنیان می نهند. این پدیده به ویژه در سال های هشتاد و با حرکت به سمت شاخه شاخه شدن شدت بیشتری می گیرد، گرچه ذائقه منتقدینی را که نیز همواره در پی دسته بندی آثارند از نظر دور نمی دارد. از همین رو رمان مینیمالیستی نتیجه ملاحظه نکات مشترکی است که منتقد نزد شماری از نویسندگان وابسته با انتشارات "مینویی" می یابد. از میان این نویسندگان برخی در به کار گیری بعد گفتاری در داستان های خویش از مهارت بالایی برخوردارند. از جمله ژان فیلیپ توسن و دوویل که به بهترین شیوه از تمام امکانات گفتاری بهره می گیرند تا در مجموعه انواع روایی، شکل داستانی جدیدی خلق کنند: رمانی دو پهلو که درون آن همواره کشمکش میان بعد روایی و بعد گفتاری، آن گونه که خواهیم دید، حاوی ارزشی تر پیش برنا مه ریزی شده و حساب مند باشد.