در فقه اسلامی با عبارت هایی از جمله «یغتفر فی الدوام (البقاء، الاستدامه) ما لایغتفر فی الابتداء» مواجه می شویم که از سیاق آن این گونه برمی آید که این عبارت، نزد فقها به عنوان قاعده ای مشهور و مقبول مورد لحاظ واقع شده است. لکن پس از بررسی ردپای این عبارت در کتب فقه و قواعد فقه به نظر می رسد در خصوص خاستگاه اصلی این عبارت و حتی استقلال آن، وحدت نظری وجود ندارد. برخی آن را ذیل قواعد «الدفع اقوی من الرفع» یا «التابع تابع» و یا «المانع طاری» ذکر کرده اند و برخی نیز از آن در مبحثی مستقل نام برده اند. در انتها پس از تحلیل و بررسی گفته ها در خصوص این عبارت و بیان ادله، به نظر می رسد می توان به عنوان نتیجه، آن را نه ذیل قواعد سه گانه مذکور بلکه به عنوان قاعده ای مستقل لحاظ کرد مبنی بر اینکه آنچه ابتدا به آن حرام و ممنوع است در ادامه، دوام و بقای آن حرام و ممنوع نیست.
در عصر ما گروه های افراط گرا برای توجیه تروریسم از کلمه جهاد سوء استفاده کرده اند. این مقاله در صدد بررسی معنای حقیقی جهاد است؛ هم معنی ظاهری آن (جهاد اصغر) و هم معنی باطنی آن (جهاد اکبر). نویسنده در عین ارائه نقدی اصولی، و علی الخصوص در عین ارجاع به آموزه قرآنی رحمت که در پرتو آن جهاد باید فهمیده شود، همچنین تصاویر، عملکردها، رفتارها، شخصیت ها و اتفاقاتی که این اصول را نشان میدهند مورد پرسش قرار میدهد؛ و بخصوص این موارد را مورد بحث قرار میدهد: فتوحاتی که مطابق اصل جهاد انجام شدند، فتح قدس به دست صلاح الدین ایوبی و گسترش اسلام در ایران در سده¬های اولیه اسلام، چگونگی روابط میان یهودیان و مسلمانان در روزگار پیش از تجدد، دو نمونه از روح جهاد در گذشته نزدیک: امیر عبدالقادر جزایری و شیخ احمد علوی، و تصویر علیابن ابیطالب علیه السلام در شعر مولانا.
امامان شیعه چهره زشت فقر را به خوبی دریافته و به آثار زیان بار دینی و دنیوی اش پی برده اند. اهتمام آنان به ریشه کنی فقر در جامعه اسلامی در آثار به جا مانده از ایشان مشهود است. با رویکرد حقوقی (نه تکلیفی) به بعضی از احادیث، می توان به توجه شرع به حقوق فقرا پی بُرد: حق غنی شدن و حق مؤاخذه مسبّبان فقر. فقرا حق دارند زندگی متوسطی داشته باشند؛ و اغنیا و حاکمان در جامعه اسلامی وظیفه دارند در رفع فقر آنان بکوشند. تا فقر هست افرادی هستند که به وظیفه خود عمل نکرده اند و فقرا می توانند از شخصیت های حقیقی (مثل اقارب) و حقوقی ای (مثل حکومت) که سبب پیدایش فقر شده اند حق خود را مطالبه کنند و در صورت امتناع، در دادگاهی مستقل (که قاضی اش تحت تأثیر قدرت و ثروت نیست) علیه آنان اقامه دعوی کنند.
در این مقاله با نگاهی دوباره به ادله شرعی، برای دستیابی به نظر شریعت در مورد حقوق فقرا و حمایت از آنان تلاش شده است.
با توجه به اینکه در کتب فقهی، تنها به بیان مصادیق وارده در روایات درزمینه تشبه به کفار اکتفا شده است و بحث مستوفایی پیرامون مفهوم، ضابطه، حکم فقهی و ادله آن نشده است؛ این مقاله جهت تکمیل نقصان این مطلب به رشته تحریر در آمده است. بدین منظور ابتدا تشبه معنا شده و سپس گفته شده است که قصد فاعل، در صدق عنوان تشبه به کفار شرط است. در ادامه برای رسیدن به حکم فقهی مطلق تشبه به کفار، با توجه به متفاوت بودن منابع فقهی، به بیان و تحلیل آیات، روایات و قاعده نفی سبیل پرداخته شده و بیان گردیده است درصورتی که پیروی و همانندی از کفار فقط برگرفته از کفر آن ها و شعائر آن ها باشد محکوم به حرمت است و اگر جزء شعائر آن ها نباشد گرچه مبغوض شارع است اما نمی توان حکم به حرمت نمود بلکه باید قائل به کراهت شد. بر این اساس اگر بر اثر گذشت زمان، مصداقی از اختصاص و شعار کفار خارج شود و فراگیر شود حکم حرمت از بین می رود زیرا موضوع حکم منتفی شده است.
از راههایى که مىتوان نسبتبه تحولات سیاسى - اجتماعى گذشته شناختبهترى به دست آورد مرور بر زندگى، فعالیت و اندیشه شخصیتهاى برجستهاى است که در آن تحولات نقش ایفا کردهاند، علاوه بر این که ضریب دقت مطالعات و تحقیق را افزایش خواهد داد .
از این رو مطالعه یکى از بزرگترین تحولات سیاسى - اجتماعى ایران یعنى انقلاب مشروطه نیز از این قاعده مستثنا نیست . در بین شخصیتهاى برجستهاى که در این تحول نقش داشته و در مراحل مختلف آن آثارى از ایشان مشاهده مىشود، شهید شیخ فضلالله نورى است که در این نوشتار مختصر، مرورى بر زندگى و فعالیتها و اندیشههاى ایشان صورت مىگیرد; زیرا ایشان در صحنههاى اجتماعى یکى از رهبران مردمى - مذهبى محسوب شده و از سوى دیگر اندیشه خاصى (مشروطه مشروعه) را مطرح ساخته است .