در این تحقیق در صدد هستیم تا با واکاوی اخبار و متون رجالی موجود، اتّهامات وارد بر شخصیّت دینی و علمی «یونس بن عبدالرّحمن»، یکی از تلاشگران عرصه حدیث و معارف دینی در عصر ائمه اطهار(ع) را برّرسی نموده و از طریق ارزیابی اخبار مذمّت آمیز درباره شخصیّت وی، میزان درستی یا نادرستی آن ها را احراز نمائیم. از همین رو بعد از معرّفی اجمالی یونس و اشاره به منزلت و جایگاه ویژه او در نزد ائمّه (ع)، به برّرسی ابهامات و اتّهاماتی که درباره وی درافکنده اند چون؛ طعن قمی ها در حقّ وی، وجود برخی روایات دالّ بر جرح او، وجود فرقه ای به نام او و فطحی بودن وی، پرداخته ایم و در نهایت این راوی را از تمام این اتّهامات مبرّا دانسته و شخصیّت او را از مذمت ها مطرح شده، بی عیب تشخیص داده ایم.
چکیده : شیعیان در تعیین امام، قائل به «نصّ» از جانب خدا و رسول 9اند و عمده ترین راه دستیابى به نص را حدیث مى دانند که اگر به صدور آن علم حاصل شود، حجّیّت آن پذیرفته خواهد بود. یکى از نصوص امامت حدیث قدسى «لوح» است که در آن، به نام اوصیاى رسول خدا9 تصریح شده است. این حدیث که با الفاظى گوناگون و با چند سند روایت شده، حدیثى متواتر یا دست کم خبر واحد محفوف به قرائن و داراى حجّیّت و اعتبار لازم است. تعدّد طرق، موافقت متن حدیث با عقل، آیات قرآن، اخبار متواتر و واقعیت خارجى از قرائنى اند که علم به صدور این حدیث را محرز مى سازند. در نوشتار حاضر، ضمن گزارش اجمالى از اسناد این حدیث، به تحلیل موضوعى آن و کشف حقایق بیشترى از مندرجاتش پرداخته خواهد شد.
در اندیشه آقای خویی مبنای حجیت و اعتبار آرای رجالیان خبر واحد است. در نتیجه، روش ایشان در بهره گیری از توثیقات خاص، منحصر در گزارش های حسی رجالیان است که معتبرترین این گزارش ها، از رجالیان متقدم به ویژه صاحبان اصول اولیه رجالی صادر شده است. با توجه به این مبنا و ارزیابی نمونه های متعدد در معجم رجال الحدیث روشن می شود، آقای خویی گفتار متقدمان و گزارش های رجالی ارائه شده توسط آنان را تنها در صورتی مستند صدور رأی رجالی قرارداده است که از حجیت برخوردار بوده، دلالت صحیح بر رأی رجالی داشته و با سایر داده های رجالی نیز سازگار باشد و گاه با لحاظ این شرایط به بیان شرح و توضیحی درباره این گزارش ها و یا نقد و بررسی آن ها روی آورده و در صورت اختلاف میانشان حکم نموده است.