ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر ارزش های اسلامی است، قوانین حکومتی باید بر اساس ضوابط شرعی و بر مبنای سیره معصومان علیهم السلام تدوین شوند. یکی از منابع اصلی برای الگوبرداری، سیره حکومتی امیر مؤمنان علیه السلام می باشد، مطالعه سیره حکومتی ایشان، نشان می دهد که حضرت به هیچ وجه حاضر به نادیده گرفتن ایده آل ها، احکام و قوانین شریعت نبوده اند، حتی اگر منجر به تضعیف قدرت و حکومت شود. اما تتبع در ابواب فقهی مثل «باب تزاحم» یا «احکام ثانویه»، نشان می دهد که طبق ضوابط شناخته شدة فقهی، گاهی برای حفظ حکومت، ترک یک حکم شرعی، مجاز، قلمداد می شود. با توجه به این نکته، رفتار آرمانی امیر مؤمنان علیه السلام، با ضوابط فقهی چگونه قابل توجیه است. هدف این مقاله، این است که با بررسی تک تک این نمونه ها نشان دهد که رفتارهای حضرت تعارضی با ضوابط فقهی نداشته و بر همان اساس، قابل تحلیل می باشد.
بحث درباره خاندان های رجالی و روایی از نکات مهم در حوزه علم رجال است؛ بیوتاتی که همواره در نشر و انتقال احادیث و مبانی دینی بیشترین تأثیر را داشتند. به همین سبب، در طول تاریخ علم رجال برخی از محققان آن چون نجاشی، بخشی از فعالیت خود را به بررسی آنان اختصاص دادند. در میان این دانشمندان رجالی، سید بحرالعلوم با بررسی مهم ترین این خاندان ها در قسمتی از کتاب رجالی اش، به گونه ای به اهمیت بحث اشاره کرده و سعی در ایجاد نسبت این بیوتات با علم رجال دارد. با توجه به اهمیت بحث بیوتات و خاندان های رجالی، نگارندگان این مقاله ضمن ارائه تعریف لغوی از بیت و روش تراجم بیوتات و خاندان ها، روش سید بحرالعلوم در بیوتات نویسی را بررسی کرده و با مطالعه خاندان های روایی موجود در الرجال آن بزرگوار، سعی در روشن شدن نسبت و ارتباط این بیوتات با علم رجال دارد. به عبارت دیگر، به دنبال این است تا مشخص شود علامه بحرالعلوم در این بخش از کار رجالی اش، چه تعداد ارتباط رجالی را شکل داده است.
ابوالعباس، احمد بن محمد بن سعید بن عقده، یکی از محدثان زیدی قرن سوم و چهارم هجری است که بیش از سی عنوان کتاب، در حوزه های گوناگون علوم اسلامی نگاشته که اکثر قریب به اتفاق آنان، از بین رفته است؛ هرچند محتوای بخشی از آثار وی، در آثار بعدی آمده است. در این مقاله تلاش شده با توجه به احادیث بازمانده از ابن عقده در کتاب های گوناگون، موقعیت حدیثی و علمی وی بررسی شود تا مشخص شود او چه سهمی در گسترش و انتقال علوم اسلامی داشته است. در نهایت در این پژوهش، اثبات می شود ابن عقده در مهم ترین حوزه های اسلامی (اخلاق، تاریخ، تفسیر و فقه) کتاب نگاشته که سهم تاریخ، از همه آن ها بیشتر است و در حوزه تاریخ، در سه گرایش (تاریخ اسلام، رجال و مناقب نگاری) تألیف شده که سهم مناقب نگاری، از آن دو گرایش دیگر، بیشتر است.
برای بررسی وجود اندیشه های طاکلامی در میان راویان و اصحاب ائمه، بایسته است که کل میراث روایی ایشان جمع آوری و تبویب شود و گرایش های احتمالی آنان به موضوعات کلامی مورد ارزیابی قرار گیرد. در بحرین قدیم (شامل کویت، احساء، قطر و مجمع الجزایر بحرین کنونی) گرایش غالب راویان و محدثان، نص گرایی بوده و این جریان، حوزة علمی بحرین را قرن ها در اختیار داشته است و حتی برخی، اخبارگرایی قرون متأخر در بحرین را ادامة همان جریان نص گرای قدیم دانسته اند. در نوشتار پیش رو، با استفاده از منابع حدیثی و رجالی ضمن معرفی محدث - متکلمان بحرینی (با تأکید بر قبیلة عبدالقیس) و در یک بازة زمانی (عصر امیرالمؤمنین تا امام جواد)، تلاش شده تا پیشینة کلامی حوزة بحرین به عنوان جریانی میانه و درخور توجه بازشناسی شود و با نمایاندن وجود این جریان، انگارة نص گرایی مطلق و بی رقیب در میان بحرینی ها نقد شود.