بحث درباره جایگاه عقل در ادراک وگفتگو از گستره اعتبار آن در حوزه تحصیل معارف الهى واحکام آن نفیاً یا إثباتاً از مهمترین ومطرح ترین مباحث جارى تاریخ بشر است. ودر برهه خاصى از تاریخ فکر اسلامى به کانونى از جذب ودفع افکار واندیشه ها مبدل گشته است. اخباریون ومحدثین که مرحوم مجلسى در میان آنان جایگاه ویژه دارد به نفى مطلق اعتبار وارزش عقل وجایگزینکردن تمسک به اخبار وکلام معصومین منسوب گشتهاند. مقاله اى که فرا روى شما خواننده محترم قرار دارد به بررسی و تحلیل کلماتى از علامه مجلسى پرداخته که ادعا شده است در راستاى مطالب فوق قرار دارد. در پرتو تحلیل وارزیابى کلمات ایشان به حدود اثرگذارى عقل در کسب معرفت وارزش واعتبار احکام عقلى آشنا خواهید شد.
هنجارها و ناهنجارهای اجتماعی از موضوعات مورد بحث در علم جامعه شناسی است. در جامعه شناسی، «هنجار» قاعده و معیاری است برای رفتار و تنظیم روابط که اکثریت از آن پیروی می کنند و عدم پیروی از آن مجازات در پی دارد. از طرفی، هنجارها رفتارهای معینی اند که بر اساس ارزش های اجتماعی قرار دارند و با رعایت آن ها جامعه انتظام پیدا می کند. مام علی (ع) ربع قرن پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و با مشکلاتی که در جامعه اسلامی به وجود آمد، به عنوان رهبر حکومت اسلامی زمام امور را در دست گرفته، به اصلاح امور جامعه پرداختند. کلام علوی در نهج البلاغه به خصوص بخش های عمده ای از آن که در زمان حکومت و مسئولیت مستقیم ایشان در اداره امور جامعه، ایراد گردیده در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است. ین مقاله در پی بیان دیدگاه نهج البلاغه و تجزیه و تحلیل هنجارها و ارزش هاست تا از این طریق بتوان به راهکارهایی مطمئن جهت تقویت هنجارهای مفید، کنترل ناهنجاری، و تبدیل ارزش ها به هنجارهای اجتماعی دست یافت. معارف نهج البلاغه در این زمینه حاکی از آن است که امام علی (ع) علاوه بر تشویق مردم و ایجاد عوامل و شرایط برای پیروی از هنجارهای دینی، برای حفظ نظم و وحدت در جامعه، به پیروی از هنجارهای مفید اجتماعی توصیه و بر عدم پیروی از هنجارهای مضر و جاهلی آن تاکید داشتند.
عماربن یاسر از بزرگان صحابه و سابقان در اسلام است. او پس از پیامبر (ص) یک شیعه راستین بود و به عنوان یکی از ارکان شیعه شهرت یافت. درباره عمار تاکنون نوشته های فراوان و گوناگونی منتشر شده اما آنچه در این میان مغفول مانده، شخصیت حدیثی و شخصیت تفسیری این صحابی بزرگ است. با توجه به ثقه بودن عمار نزد فریقین، در منابع روایی شیعه و سنی، میراث حدیثی قابل توجهی از وی به یادگار مانده است. البته تعداد روایات منقول از وی، در جوامع حدیثی شیعه نسبت به روایات او در منابع اهل سنت کمتر است. این مقاله ضمن بازشناسی منابع روایات عمار، به بررسی علل اهتمام بیشتر محدثان متقدم اهل تسنن به نقل احادیث وی، در قیاس با محدثان شیعه پرداخته است. افزون بر آن، روایات جناب عمار را، از حیث محتوایی نیز مورد توجه قرار داده است؛ محتوای عمد? روایات عمار را می توان چنین دسته بندی کرد: سیره و معجزات پیامبر (ص) ـ فضائل اهل بیت علیهم السلام ـ تاریخ اهل بیت علیهم السلام، ـ ملاحم، فتن و علائم ظهور مهدی موعود عجل الله فرجه الشریف ـ تفسیر قرآن ـ موضوعات فقهی.
نگاهی به مدارس حدیثی نشان می دهد که تاثیرگذاران این مدارس، همگی اهل آن شهر نبودند و معمولاً، بزرگان و محدثان، در چند مدرسه حضور داشتند و به تعلیم و تعلم پرداختند. آنچه مسلم است اینکه علمای اسلام از عصر صحابه به رحله های حدیثی اهتمامی ویژه داشتند و در این مسیر سختی های بسیاری را برخود هموار نمودند. ما در اکثر بلاد اسلام شاهد تاثیر جدی مسافران هستیم. پس از حرمین (مکه و مدینه) که بدلیل مرکزیت دینی و اجتماع مسلمین، مورد توجه مسافران حدیث بوده است، عراقَین نقش ویژه ای در این مقوله داشته و محدثان دیگر بلاد را به خود جلب کرده و در غنای یکدیگر تاثیر فراوانی داشته است.
حضرت على(علیه السلام) شخصیتى فرامذهبى است که به مذهب و فرقه اى خاص اختصاص ندارد و این امر ناشى از اخلاق والا و کمال شخصیتى است که در وجود آن حضرت نهفته است; لذا عمده مذاهب و فرق اسلامى ـ از شیعه و اهل سنت ـ نسبت به ایشان ارادت خاصى نشان داده، در منابع حدیثى و کتب مذهبى خود از جایگاه ویژه و فضایل نامبرده بسیار یاد مى کنند.
این مقاله، به قصد آشنایى مختصر خوانندگان بر گوشه اى از این امر، به روش کتابخانه اى، سعى دارد جایگاه و مقام حضرت(علیه السلام) نزد اهل تسنن را با اتکا به منابع مختلف حدیثى، تفسیرى و تاریخى معتبر نشان دهد.
مقاله حاضر در سه بخش تنظیم شده است: بخش اول: آیاتى که در شان على(علیه السلام) نازل شده است; بخش دوم: فضایلى که در شان على(علیه السلام) وارد شده است; بخش سوم: امتیازات عملى على(علیه السلام)، یعنى کارهایى که آن امام همام انجام داده اند.
معرفت خدا در عالم ذرّ و اقرار بر معرفت، در آیات و روایات مطرح شده و اندیشمندان بزرگ در این مورد سخن گفته اند. در این نوشتار، نظریه های پنج تن از دانشمندان قرن 14 با دیدگاههای مختلف، نقل و نقد و بررسی شده است:سیّد حبیب الله خویی، میرزا مهدی اصفهانی، سیّد عبدالحسین شرف الدین، شیخ مجتبی قزوینی، علاّ مه عبدالحسین امینی.