مباحث حقوقی از قبیل قراردادهای صلح‘خراج‘قطاعه‘تقسیم اراضی و ... در ارتباط با فتوح مسلمین در منابع تاریخی اسلامی مطرح شده است . مسئله مهمی که باید در بررسی چنین گزارش هایی مورد توجه باشد ‘ شباهت و نزدیکی گزارش تاریخی با کتب احکام است که اصولأ روش و بنای متفاوت از کتب تاریخی دارند.در واقع عوامل و جریانهایی موجب شده اند تا منابع به جای خبر صرف تاریخی از یک حادثه به هنگام وقوع آن به شرح و بسط اموری بپردازند که مربوط به محدوده زمان معین نیستند‘بلکه طی دو سه قرن ایجاد و تکوین یافته اند . در این مقاله سعی می شود با بررسی گزارش های متنوع درباره قراردادهای صلح سواد اینگونه عوامل تا حد ممکن نشان داده شود. در این ارتباط تحقیقات دنت(Dennett ) درباره خراج و جزیه مورد ارزیابی قرار گرفته است.
«کانون نشر حقایق اسلامی» از گروه های مذهبی مؤثر در جریان مبارزات ملی شدن صنعت نفت و حوادث پس از آن است که در سال 1323 و توسط محمدتقی شریعتی در مشهد تأسیس شد. با شروع جنبش ملی نفت، فعالیت های این کانون از حالت فرهنگی صرف به تلاشی گسترده تر و حضور در عرصه سیاسی تبدیل شد. در آستانه انتخابات مجلس هفدهم، شریعتی در صدر فهرست انجمن های اسلامی شهر، که زیر عنوان «جمعیت های مؤتلف اسلامی» گرد هم آمده بودند، قرار گرفت و اعضای کانون وی بیش ترین تلاش را برای برگزیدن کاندیداهای همراه با دولت مصدّق انجام دادند. در اثنای اختلاف عقیده ای که میان آیت الله کاشانی و دکتر مصدّق، در ادامه مبارزات ملی، روی داد کانون، برخلاف بینش اسلامی و پشتیبانی پیشین خود از کاشانی، تا پایان کار خویش به حمایت از مصدّق پرداخت؛ زیرا تفکرات او را با برنامه های خویش هم سوتر می دید. سرانجام پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تا پیش از تابستان ۱۳۳۶، که کانون برای نخستین بار تعطیل شد، کانون به مرکز فعالیت های طرفداران مصدّق تبدیل شد. نویسندگان در این پژوهش، ضمن بررسی مقدمات جریان نهضت ملی، جایگاه و میزان تأثیر کانون نشر حقایق اسلامی را در نهضت ملی تحلیل کرده و به شناسایی علل اقداماتی چون تشکیل جمعیت های مؤتلف اسلامی و حضور فعالانه سیاسی کانون در عرصه مبارزات، تا پایان دولت مصدّق و نهضت ملی، پرداخته اند.
مصر و شام در دوره فرمانروایی ایوبیان، کانون مبارزه با شیعیان اسماعیلی و سرکوب عقاید آنها به شمار می رفت، اما شاهد برخی روابط مسالمتآمیز با پیروان امامیه نیز بود. نوشتار حاضر بر آن است، تا وجود چنین فرایندی را با تکیه بر تاریخ نگاری این دوره، ارزیابی نماید. با وجود تأثیرپذیری شمار قابل توجهی از مورخان شافعی مذهب نظیر عمادالدین کاتب اصفهانی، بهاءالدین بن شداد و ابوشامه از فضای سیاسی و مذهبی حاکم، به نظر می رسد اغلب مورخان این دوره، میان اندیشههای بدعتآلود شیعیان اسماعیلی، با عقاید امامیه تمییز قائل شدهاند. بیشتر آنها همچون سبط ابنجوزی، ابنخلکان و غیره، متأثر از عملکرد دوگانه دولت در برابر فرق مختلف شیعه، ضمن ابراز انزجار از عقاید اسماعیلیان و جانب داری از اقدامات ضد شیعی صلاحالدین، در برابر پیروان امامیه و عقاید آنها، با تسامح و انعطاف بیشتری عمل کردهاند. حضور فعال و پررنگ برخی مورخان امامی مذهب این دوره، نظیر قفطی و ابن ابی طی و تعاملات مثبت آنها با دستگاه حاکم، نیز صحت این ادعا را تأیید می کند.