الرجال شیخ طوسی که در سیزده باب تدوین و 8900 راوی را دربر می گیرد، تنها با هدف شمارش روایتگران از معصومین^ و نیز تعیین طبقات آنان تألیف شده است. در این پژوهش با بررسی و ارائه نمونه هایی، درپی طرح این مسئله هستیم که تقسیم بندی شیخ در ذکر جایگاه راویان بر چه مبانی و روشی استوار است. شیخ با اینکه کاملاً درپی بیان وثاقت، ضعف، جرح و تعدیل نبوده است، اما در مجموع روش رجالی او مبتنی بر امتناع از تضعیف ضعفا یا نهایتاً جرح خفیف است، که بیشتر از روحیات میانه رو و معتدلانه وی نشئت گرفته است و البته بی ارتباط با شرایط تاریخی عصر او، یعنی ابتدای روی کار آمدن سلجوقیان متعصب در مذهب شافعی و تشدید درگیری های بین شیعه و سنی نیست. حاصل تلاش او در این شرایط حساس، توثیق راویانی از اهل سنت و فرقه های مختلف شیعه است تا از ابعاد آسیب های این درگیری ها بکاهد. ازاین رو دایره رجالی او گستردگی زیادی یافته و نمی توان صرفاً با استناد به وجود نام کسی در این کتاب، به امامی یا حتی شیعی بودن وی اطمینان یافت.
بشر زمانی که خواست آنچه را می اندیشد نقش کند، قدم به دنیای نگارش گذاشت. انسان، از دیرباز، برای انتقال مفاهیم و نوشتن از مرکب استفاده می کرد. از این رو، در تهیه اجزای مرکب ها و چگونگی ترکیب آنها با هم، دقت و تلاش ویژه ای داشته است. اما، متأسفانه پژوهش های صورت گرفته در این زمینه هنوز به درستی راهگشای کشف فنون ساخت مرکب های پیشین نیست و مشاهده شده که بسیاری از آثار قدیمی دچار آسیب شده اند. پس، پژوهش در این زمینه امری لازم وضروری است.
هدف: شناخت و طبقه بندی مرکب های خوشنویسی ملت های ایران، عثمانی، چین، هند، و اعراب؛ و شناسایی مواد به کارگرفته شده در مرکب های ملل مذکور اهداف این پژوهش است. پرسش های پژوهش نیز عبارت اند از: آیا اجزای اصلی به کار گرفته شده در ساخت مرکب ها در ملل مختلف تقریباً یکسان بوده یا نه؟ و آیا شباهتی میان ترکیبات به کارگرفته درمرکب های ملل مذکور وجود داشته است؟
روش و رویکرد پژوهش: روش یافته اندوزی، کتابخانه ای و اینترنتی؛ و روش پردازش داده ها، توصیفی است.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که در ترکیب اصلی مرکب های همة تمدن ها دو عنصر حضور دارد، یکی مادة رنگی(گیاهی، معدنی)، و دیگری بست(صمغ، سریشم ماهی، و مانند آن) است که باعث می شود رنگدانه به حالت معلق باقی بماند و پس از نوشتن، بر روی تکیه گاه بچسبد. در هر تمدنی، با توجه به مواد بومی آن منطقه و برای اهداف متفاوت، افزودنی هایی به این اجزا اضافه می کردند.
مناظره به عنوان یکی از شکل های گفت وگو و تبیین باورها، جایگاه مهمی در زندگی اجتماعی اهل بیت: دارد. امام جواد (ع) نیز در مناظره های خود با گروه ها و گرایش های مختلف، با توجه به وضعیت و شرایط مخاطبان، از شیوه های متفاوتی بهره برده است که شناخت آن ها می تواند بر آگاهی های ما درباره آن حضرت و مسائل فرهنگی و اندیشه ای زمان ایشان بیافزاید. این مقاله با اشاره به دو بعد رفتاری و استدلالی در مناظرات امام جواد(ع) بر این باور است که آن امام بزرگوار، ضمن رعایت جایگاه طرف مقابل و احترام به عقاید او و تحمل آن، از استدلال های عقلی و دلایل نقلی و گاه روش ترکیبی، برای اثبات دیدگاه خود بهره می برد. از سویی دیگر، استناد به آیات قرآن و سیره و سخن پیامبر(ص) جایگاه ویژه ای در گفت وگوها و مباحثه های آن حضرت داشت. ایشان گاهی هم برای نقد عقاید و ادعاهای طرف مناظره از گزاره های مورد پذیرش مخاطب خود استفاده می کرد.
تاریخنگارى شفاهى یکى از گونههاى تاریخنگارى است که در دهههاى اخیر، رونق یافته و مانند بسیارى از مقولههاى دیگر، تعریفى مورد وفاق ندارد. توجه به ثبت شفاهى حوادث تاریخى را در دیار غرب به یونان باستان نسبت دادهاند، اما پیوند تاریخنگارى با سنت نقل شفاهى حدیث در دوره اسلامى، میراثى شایسته ژرفکاوى براى پیشینه اینگونه تاریخنگارى پدید آورده است. تاریخنگارى شفاهى به مفهوم امروزى آن، در سالهاى نزدیک به جنگ دوم جهانى با انگیزهاى غیر تاریخى در محیطهاى نظامى غرب آغاز شد، ولى به سرعت، رونقى در خور یافت و به دیگر کشورها از جمله سرزمین ما نیز راه یافت.
در این مقاله پس از مرورى بر تعریف و پیشینه تاریخنگارى شفاهى و فرایند آن، نقش و جایگاه مصاحبه کننده و مصاحبه شونده در تاریخنگارى شفاهى و نیز تعامل تاریخنگارى مکتوب و تاریخنگارى شفاهى اجمالاً بررسى شده، سپس ویژگىهاى تاریخنگارى شفاهى در دوازده بند شمرده شده است. بخش پایانى مقاله در درنگى کوتاه به یکى از پیوندهاى تاریخنگارى شفاهى با ارزشها و هنجارهاى دینى و فرهنگى توجه کرده است.
پس از ارتحال پیامبر اکرم(ص) و به وجود آمدن کشمکش میان مسلمانان، گروهی با گردانندگان سقیفه هم پیمان شدند و گروهی نیز در مقابل آنان قرار گرفتند و خلافت و امامت را حق الهی حضرت علی(ع) دانستند. دراین بین گروهی از صحابه پیامبر(ص)، همچون عبدالله بن مسعود، بی طرفی و سکوت اختیار کردند و کم کم با سیاست های خلفا همداستان شدند و این گونه زمینه های لازم برای رشد و تولد گروه قاعدین فراهم شد. عبدالله بن مسعود در سال 21ق و به دستور خلیفه دوم و سِمت معلم قرآن رهسپار کوفه شد. حال سعی این مقاله برآن است تا با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی کتابخانه ای، بازتاب جریان فکری عبدالله بن مسعود و شاگردانش را بر حوادث قرن اول قمری در کوفه واکاوی کند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که خط فکری عبدالله بن مسعود و شاگردانش در کوفه، ایجاد گروهی به نام قاعدین را باعث شد. این گروه در اختلاف ها و کشمکش های سیاسی و نظامی دوران حکومت امیرالمومنین(ع)، با دستاویز بی طرفی و دوری از فتنه، در ورطه «بی تفاوتی» افتادند. آنان از صحنه های سیاسی و اجتماعی غایب شدند و در جنگ های سه گا نه ای که برای امام علی(ع) پیش آمد، به بهانه های گوناگون خود را کنار کشیدند و در تضعیف حکومت آن حضرت نقش بسزایی داشتند.
یکی از فرق اسلامی که در حیات هزار و سیصد ساله خود اهتمامی ویژه به تاریخنگاری مبذول داشته فرقه اباضیه است که در تحقیقات اسلام شناسی ، این بعد از حیات فرهنگی آنان کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. آثار اباضی نه تنها در مطالعه تاریخ این فرقه اساسی ترین منابع محسوب می گردند ، بلکه در مطالعات عمومی تاریخ اسلام در نواحی شبه جزیره و عراق در مشرق ، بخش هایی از شمال و شرق آفریقا در مغرب ، و حتی برخی نواحی ایران چون خراسان و جزایر خلیج فارس منابعی مهم و درخور نیازمند مجالی گسترده است، در این مقاله سعی بر آن بوده تا روشی مبتنی بر دوره های تاریخی و سبک نگارش برای طبقه بندی آثار تاریخی باضیه و معرفی منطقی آنها عرضه گردد. در این مقاله به نوشته ای اباضیان مشرق بیشتر عنایت شده است.
وجود تاریخی شخصیتی به نام عبدالله بن سبأ یکی از مسائل مورد اختلاف در متون تاریخی و فرقه شناختی جهان اسلام است که با توجه به اهمیت آن مستشرقان نیز در این زمینه به اظهار نظر پرداخته اند. دو دیدگاه متضاد در باره عبدالله بن سبأ وجود دارد؛ دیدگاه نخست او را شخصیتی مؤثر در رویدادهای صدر اسلام می داند و دیدگاه دیگر وجود تاریخی او را زیر سؤال می برد و او را شخصیتی ساختگی می شمرد. نوشتار حاضر پس از بررسی و نقد این دو دیدگاه، کوشیده است به استناد متون روایی و تاریخی از دیدگاهی جدید دفاع کند که به موجب آن ابن سبأ وجود تاریخی داشته و به عنوان یک شهروند معمولی در باره حضرت علی(ع)غلو کرده است ولی نقش او در رویدادهای صدر اسلام شایسته ذکر نیست.