ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۳۸۱.

بازتعریف هویّت شناسانه مفهوم وطن در رمان «التّائهُون اثر امین معلوف»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۱
معناسازی و معنابخشی به مفهوم وطن، از دیرباز تا کنون همواره از چالش بر انگیزترین موضوعات در آراء جامعه شناسان، سیاست پژوهان و دیگر عرصه های علوم شناختی بوده است. در این میان، از کارسازترین نگرش هایی که وطن را نه به صورت مستقل، بلکه در پیوند جدایی ناپذیری با انسان قرار داده، تعریفی است که درسایه سار هویّت انسانی صورت می پذیرد. امین معلوف، نویسنده لبنانی تبار مقیم فرانسه، از نویسندگان معاصری است که این پدیده مهم را از دریچه هویّت انسانی نگریسته و جوانب مهمی از آن را در رمان التّائهون مورد تبیین قرار می دهد. وی که در صورت های پیرامتنی، نظریه پردازی های مهمّی را در راستای پیوند دو مقوله وطن و هویت ارائه نموده، تنها معنای منطبق با حقیقت در ذیل مفهوم وطن را در نگرش هایی می پندارد که با اصل هویت انسانی همسو بوده و آن را مخدوش نسازد. این قلم برآن است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی، مفهوم وطن را از منظر این نویسنده پردغدغه بررسی و براساس مؤلفه های هویّت شناختی واکاود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در نگاه معلوف، هویّت انسانی و ویژگی های وحدت بخش آن در رویکردهایی چون: «جهان وطنی»، الگوی «ملّی گرایی مدنی» و «کثرت باوری دینی» به شکل ویژه ای انعکاس دارد که با اتخاذ چنین باورهایی از سوی دولتمردان و مردم، وطن در متعالی ترین مفهوم خود تعریف شده، تعارض از میان برخاسته و همبستگی در کارسازترین ظرفیت خود میان آحاد مردم تحقق می یابد.
۱۳۸۲.

بازخوانی ترجمه فارسی عبارت قرآنی«نفختَ فیه من روحی» (حجر: 29) با تکیه بر کارکرد استعاره واژه «نفختُ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۱
استعاره، در قرآن کریم حضور پردامنه ای دارد.دلایل وجود استعاره در قرآن هر چه که باشد، یکی از آن ها، بدون شک، کارکرد مهمی است که در بیان مفاهیم موردنظر قرآن ایفا می نماید.بدین لحاظ، ترجمه استعاره های قرآن دشوارتر از آن چیزی است که، در نگاه اول، به نظر می رسد.ضرورت توجه به کارکرد استعاره ازآن روست که غفلت از این شاخصه مهم، به گاه ترجمه قرآن، از تأثیرِ برابرِ آن در مخاطبان زبان مقصد به میزان زیادی خواهد کاست.براین اساس، هدف ما در مقاله حاضر، این است تا به شکل عملی، نقش تعیین کننده کارکرد در ترجمه استعاره های قرآن به زبان مقصد را به اثبات برسانیم.بدین منظور، ابتدا، با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و از طریق مراجعه به منابع مکتوب، انواع کارکردهای ذکرشده در آثار بلاغت دانان مسلمان برای استعاره های قرآن را مدّ نظر قرار داده و سپس به نظم قرآن به عنوان عامل مهم در تعیین کارکرد استعاره در قرآن اشاره کرده ایم.در ادامه، در بخش اصلی پژوهش، به شکل موردی، آیه 29 سوره «حجر» را ازنظر کارکرد استعاره و همچنین ازنظر مقولات مرتبط با تعادل ترجمه ای واکاوی کرده و تلاش های «خرمشاهی»، «فولادوند»، «آیتی» و «میبدی» در ترجمه فارسی این آیه، از نقطه نظر کارکرد استعاری، را با یکدیگر مقایسه کرده ایم.در پایان، نتیجه حاصله حاکی از آن است که بازتولید عبارت قرآنی موردبحث از طریق ترجمه تحت اللفظی، کارکرد عینیت بخشی استعاره آن را، طور کامل، در زبان فارسی بازتاب می نماید و ترجمه اشتباه میبدی از عبارت موردبحث، گواهی است بر این واقعیت که وی از کارکرد استعاره آن غافل بوده است. 
۱۳۸۳.

مبادئ الأدب الإسلامیّ فی أشعار مأمون فریز جرّار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۰۰
     تُعَدّ الإسلامیّه مذهبا أدبیّا مستقلّا؛  فرضت نفسها فی العصر الحدیث على الساحه الأدبیّه، وذلک بعد أن انتشرت المذاهب الأدبیّه الغربیّه فی العالم الإسلامیّ انتشارا واسع النطاق. فالشاعر الذی ینتمی إلی هذا المذهب یعتمد فی نظرته إلی الکون وفهمه لحقیقه الإنسان علی تصوّر إسلامیّ، ویسعی جاهدا لتقریر الفکره التی تری أنّ السبیل الوحید للتغلّب علی الأزمات الفردیه والاجتماعیّه والابتعاد عنها لا یتأتّى إلا بالانصیاع التامّ للتعالیم الإسلامیّه؛ وعلی أساس هذه الفکره، صاغ مأمون فریز جرّار (1949)، الشاعر الفلسطینی المعاصر، نتاجاته الشعریّه. ولأهمّیه هذا الاتجاه فی أشعار مأمون جرّار، ولعدم وجود دراسه سابقه مستقلّه تستعرض الاتجاه الإسلامیّ فی شعره  تسعی هذه المقاله بالاعتماد علی المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ لمعالجه مظاهر الاتجاه الإسلامیّ فی شعر مأمون جرّار. ویُعَدّ اعتماد الشاعر على مبادئ الإسلامیّه فی معالجته لمختلف القضایا الاجتماعیّه والسیاسیّه من أهمّ خصائص الشعر عنده؛ فاستعراضه للقضیّه الفلسطینیّه بصبغه دینیّه، ورثاء الأمّه الإسلامیّه جمعاء، والترغیب فی التمسّک بالتعالیم الإسلامیّه لإحیاء الثقافه الدینیّه، وتوظیفه بکثره للنصّ القرآنیّ والحدیث النبویّ فی جمیع مضامینه الشعریّه،  کلّ ذلک یشیر بوضوح إلى مدى التزام الشاعر بمبادئ الإسلامیّه فی شعره.
۱۳۸۴.

دراسه أسلوبیه وجمالیه في وطنیات الصقلاوي (دیوان «وصایا قید الأرض» نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۱۸
إن الأسلوبیه فی المصطلحات الأدبیه هی تفسیر النص بناءً على اختیار الشاعر اللغه ولحن النص. فالأسلبه کانت موقفا عاطفیا وخیالی للعالم الداخلی والخارجی، وترتبط بلغه تصویریه وعاطفیه، وعاده لا تستخدم الکلمات والجمل فی معناها الأصلی؛ والجمالیه تشرح جمالیات الشعر بالإدراک الحسی، وتعنی وصف الحقیقه الخفیه وتفسیرها فی الفن والأدب. وثمه شتی المشترکات بین هذین المصطلحین، والفوارق أیضا. وحسب الدراسه إن العلاقه بینهما، علاقه العموم والخصوص من وجه. إتجهت الدراسه هذه، إلی آثار حب الوطن فی شعر الشاعر العمانی المعاصر سعید الصقلاوی معتمدهً علی النظرات النقدیه الاُسلوبیه والجمالیه. الحدیث فی الدراسه هو التحلیل وشرح العلاقات بینهما فی أشعار الصقلاوی عن الموطن والوطن الذی هو من أجمل مظاهر العواطف الإنسانیه فی الشعر، إن طریقه البحث، مکتبیه والمنهج فیه، هو المنهج الوصفی– التحلیلی- الإسنادی.
۱۳۸۵.

جمالیه التعریف فی سوره الملک المبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۴۶
إحدی القضایا الهامه فی البلاغه موضوع التعریف والذی یندرج من ضمن علم المعانی ولاستخدام التعریف أغراض بلاغیه کثیره یمکن استشفافها فی القرآن أی استشفاف ولاستخدام الکلمه معرفه أرجحیه لما یحتویه من معنی لایمکن التعبیر عنه بالتنکیر. وإن التعریف یعتبر من الأسالیب البلاغیه التی تقتضیها أحوال المخاطبین و یقصدها المتکلم وقد تکلم النحاه عنها من الناحیه الإعرابیه المحضه والبیانیون وأما علماء البلاغه کان حدیثهم من زاویه أخری و مجال آخر حیث تحدثوا عن الأغراض و الدواعی التی یکون من أجلها التعریف. وفی ظل ما تضمنته سوره الملک الکریمه من أغراض سنقف أمام بعض ما ورد فیها من التعریف لنکشف عن اسرار التعبیر به مستعینین بآراء العلماء. للوصول علی هذا الهدف اعتمدنا علی المنهج الوصفی التحلیلی. لهذا قمنا بإحصاء هذه الظاهره وتبیین جمالیاتها فی خلال هذه السوره وأوردنا المعانی الرائعه لها فی بعض الآیات کالتعظیم والتوبیخ والاختصار والایجاز وتقریع المخاطب و... ونتائج البحث تشیر إلی أنّ الضمیر یدّل أحیانا علی تمییز للمتکلم والإشاره تدلّ علی القرب الحقیقی وقد تأتی لتوبیخ الکفار فالموصول قد یأتی فی السورهلإفاده عظمه وتحقق الغرض من الآیه.
۱۳۸۶.

نشانه شناسی رمزگان های زبانی در سروده «ملحمه الهجره الثالثه» از «کاظم السماوی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۵۷۲
نشانه شناسی رمزگان ها، یکی از روش های نوینی است که ناقدان در بررسی و تأویل متون ادبی به آن اهتمام ورزیده اند و از مفاهیمی اساسی است که نشانه ها به وسیله آن، معنای ویژه خود را می یابند. کاظم السماوی (1919- 2010م) از شاعران توانمند معاصر عراق است که بخش قابل توجّهی از شعر وی را نشانه ها، نمادها و اسطوره ها تشکیل می دهد. سروده «ملحمه الهجره الثلاثه» از اشعاری است که وی در آن، با خلق مجموعه ای از نشانه ها؛ پیام مورد نظر خود را با مخاطب در میان می گذارد.  این پژوهش کیفی، به شیوه توصیفی- تحلیلی، با استفاده از نسخه های خطّی و کتابخانه ای، به بررسی این قصیده برای یافتن مهم ترین رمزگان های زبانی آن و بیان ارتباط آن ها با زندگی شاعر از یک سو و نقش آن در هماهنگی قصیده از سوی دیگر، پرداخته است. هدف از بررسی و تحلیل این قصیده از منظر رمزگان ها آن است تا خواننده تا حدّ زیادی با زوایای پنهان شعر سماوی و اندیشه وی آشنا شود. نتایج نشان می دهد که نشانه های شخصیّت شاعر و گرایش های شخصی او به طور واضح در رمزگان های مربوط به صاحب متن و عنوان تجسّم یافته است؛ همان طور که یکپارچگی قصیده به کمک رمزگان های زیبایی شناختی و بینامتنی به اضافه دیگر رموز محقّق شده است که این امر، بر ارزش ادبی قصیده افزوده است. همچنین، بررسی ها، حاکی از آن است که سروده حاضر، برخاسته و متأثّر از زندگی وی و سال های دراز غربت و تبعید است که شاعر به صورت آگاهانه بسیاری از رمزگان ها را برای بیان مقصود خود که همان برانگیختن حسِّ مبارزه و مقاومت است بکار گرفته است. وی به خوبی توانسته است در پسِ این نشانه ها، مقصود خود را بیان و با خواننده ارتباط برقرار کند.   کلیدواژه ها : نشانه شناسی، رمزگان ها، کاظم السماوی، ملحمه الهجره الثلاثه.             نشانه شناسی رمزگان ها، یکی از روش های نوینی است که ناقدان در بررسی و تأویل متون ادبی به آن اهتمام ورزیده اند و از مفاهیمی اساسی است که نشانه ها به وسیله آن، معنای ویژه خود را می یابند. کاظم السماوی (1919- 2010م) از شاعران توانمند معاصر عراق است که بخش قابل توجّهی از شعر وی را نشانه ها، نمادها و اسطوره ها تشکیل می دهد. سروده «ملحمه الهجره الثلاثه» از اشعاری است که وی در آن، با خلق مجموعه ای از نشانه ها؛ پیام مورد نظر خود را با مخاطب در میان می گذارد.  این پژوهش کیفی، به شیوه توصیفی- تحلیلی، با استفاده از نسخه های خطّی و کتابخانه ای، به بررسی این قصیده برای یافتن مهم ترین رمزگان های زبانی آن و بیان ارتباط آن ها با زندگی شاعر از یک سو و نقش آن در هماهنگی قصیده از سوی دیگر، پرداخته است. هدف از بررسی و تحلیل این قصیده از منظر رمزگان ها آن است تا خواننده تا حدّ زیادی با زوایای پنهان شعر سماوی و اندیشه وی آشنا شود. نتایج نشان می دهد که نشانه های شخصیّت شاعر و گرایش های شخصی او به طور واضح در رمزگان های مربوط به صاحب متن و عنوان تجسّم یافته است؛ همان طور که یکپارچگی قصیده به کمک رمزگان های زیبایی شناختی و بینامتنی به اضافه دیگر رموز محقّق شده است که این امر، بر ارزش ادبی قصیده افزوده است. همچنین، بررسی ها، حاکی از آن است که سروده حاضر، برخاسته و متأثّر از زندگی وی و سال های دراز غربت و تبعید است که شاعر به صورت آگاهانه بسیاری از رمزگان ها را برای بیان مقصود خود که همان برانگیختن حسِّ مبارزه و مقاومت است بکار گرفته است. وی به خوبی توانسته است در پسِ این نشانه ها، مقصود خود را بیان و با خواننده ارتباط برقرار کند.                
۱۳۸۷.

الأسلوب المسجوع في الآیات القرآنیة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۲۲
یمثل القرآن الکریم أساساً لکل مظاهر الحیاة العقلیة والبشریة المتطورة الناشدة للغایات السامیة والقویمة، ذات الأهداف النبیلة الساعیة إلى منح الفرص المتساویة لزهو الشعوب واستقلالها فی کل المجالات دائماً وأبداً. ولذلک فقد کانت آیاته المبارکة بمثابة براهین خالدة عظیمة أولت تصویر تلک المظاهر من خلالها بأبلغ الکلمات والعبارات وبأعمق المعانی والدلالات التی تسطرت تباعاً على صدرسید الکائنات محمد علیه وآله أفضل الصلاة والسلام. ومن هنا صارت آیات القرآن الکریم موضع اهتمام الأدباء کما العلماء، فی إظهار رقة وجمالیة الأسالیب القرآنیة التی کسبت القلوب وأجبرتها على الاستماع والإنصات، والخشوع عند تردیدها فیما بعد. ما یعنی أن أسلوب القرآن الکریم البلاغی، کان له الأثر العمیق فی إرساء دور الآیات القرآنیة فی التبلیغ والدعوة، جراء الأسلوب المعجز الذی تمیزت به هذه الآیات والذی نطلق علیه «السجع». لذا، سنحاول فی هذه المقالة أن نقدم دراسة وافیة حول هذا الأسلوب الأدبی والجمالی الذی تمیز به القرآن.
۱۳۸۸.

تحلیل اثربخشی اجتماعی- سیاسی گفتمان ادونیس در قصیده «البرزخ» بر اساس نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۴۱۳
نظریات تحلیل گفتمان با پلی که میان زبان شناسی و علوم اجتماعی و سیاسی زده، عرصه جدیدی را به روی نقد ادبی گشوده است. برخی از نظریات بیش تر به سمت زبان شناسی و برخی دیگر بیش تر به سمت علوم اجتماعی و سیاسی گرایش دارند؛ اما نقطه اشتراک همه آن ها کشف گفتمان های اجتماعی و سیاسی حاکم بر متن از طریق کشف نشانه ها است. نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف بیش از دیگر نظریه ها به سمت علوم اجتماعی و سیاسی متمایل است و همچنین به سیالیت نشانه ها تأکید دارد. گفتمان ادونیس نیز بر محور همین سیالیت بنا شده و از این رو روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف برای بررسی مؤلفه های این گفتمان در جهت رسیدن به اهداف اجتماعی- سیاسی اش می تواند نتیجه بخش باشد. این پژوهش در پایان به این نتیجه می رسد که گفتمان ادونیس، گفتمان تغییر و اصلاح طلبی است و به دنبال مبارزه ای است که سلاح آن، قدرتِ زبان است. وی راه برون رفت کشورهای عربی از عقب ماندگی را بازخوانی دوباره مفاهیم ارزشی می داند، چراکه معتقد است این مفاهیم در طول تاریخ به آنچه که نظام قدرت به آن ها تحمیل کرده، آلوده شده اند. همچنین نتیجه می گیرد که شعر با ترغیب افراد جامعه با ساختن جامعه بهتر، آن ها را به سوژه های انقلابی مبدل می سازد. روش پژوهش نیز بدین صورت است که دال های مختلف از درون شعر استخراج شده و در راستای پاسخ به سؤالات پژوهش طبق نظام تحلیل گفتمان لاکلا و موف که ارتباط میان دال ها و نیز میان گفتمان ها را بررسی می کند، به تحلیل اثرگذاری اجتماعی – سیاسی گفتمان ادونیس پرداخته می شود.
۱۳۸۹.

السّرد الروائی فی خطاب «ناجی العلی» الکاریکاتیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۳۹۱
یتناول هذا البحث الجوانب الروائیه لرسوم "ناجی العلی" الکاریکاتیریّه مستعیناً بمنهج السّردیّه. حیث إنّ حضور الجوانبِ الروائیّه فی هذه الرسوم والتی تمثلتْ فی الشخصیاتِ الثابته وتسمیّتِها، وکونِها مزوّدهً بالوحداتِ السّردیّه والنسیجِ اللغوی عبر التعلیق المرفَق بالرسوم والمشاهد أضفتْ علیها بعداً روائیّاً. یهدف البحث إلى استجلاء العناصر السّردیه فی أربعین لوحه مختاره قد تمّ اختیارها وفق الموضوع المتناول والمیزات السّردیه والروائیه فیها والتی شکّلتْ القضیّه الفلسطینیّه مادّه دَسِمه فیها بصفتها مِن ضمن أدب النضال أو فن المقاومه. وهی الاشتغال اللونی للأسود والأبیض، الحدث، والشخصیه والبنیه الزّمکانیه. وقام بالکشف عن الجوانب السّردیه للوحات فی خطاب اللوحات البصری، والخطاب الکتابی فی التعلیق الذی یشفعه "العلی" عاده برسومه. یُعدّ "ناجی العلی" رائد الکاریکاتیر السیاسی العربی بلْ المبدئ والمبدع فی هذا الفنّ. توصّل البحث إلى أنّ الاعتماد على الشخصیّات الثابته هی استراتجیه العلی السّردیه وأنّه بَرَعَ فی توظیفِ تقنیهِ الاسترجاع عبرَ النسیجِ اللغوی والاستباق بالخطوط والأحجام. وعن الحدث ووعاءه المکان ووظائفه فی أعماله، ففلسطین والأرض هی الحاضنُ المکانی الرئیس للأحداث فی أعماله ووظائفُ المکان تتجلّى إما عبرَ التصریحِ المباشر بالدوائر المکانیّه وإما عبر الخواءِ المکانی وغیابِ المکان. أیضاً تغطی لوحاته ثیمات الأبیض والأسود المتجلیّه فی ثیمات الفضاء السّردی لتوحی إلى دلالات الخواء المکانی عبر الأبیض والحاله السوداویه المؤلمه عبر الأسود.
۱۳۹۰.

سردیات الجماعه فی الروایه العربیه المعاصره: قراءه ثقافیه لروایه "أکراد، أسیاد بلا جیاد" لمصطفى سعید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۲۴۴
ترتبط الروایه منذ نشأتها بهاجس ضروره استجابه الکتابه لسؤال الحریه ولمعطیات العصر، وقد حاولت هذه الروایه بلوره عده مفاهیم کالحریه والمتخیل والمجتمع والهویه... کما رفضت الروایه العربیه أن تعیش على الهامش بلا حیاه، وتحولت إلى صمام أمان یحمی الأمم من السقوط فی هوه النسیان، ففی عالم متناقض وصعب تُصبح الحریه هاجس الأدب ومبتغاه وتصبح الهویه هاجس الأدیب وبحثه الدؤوب. ویتعلق السؤال هنا تحدیدا بتحدیات الروایه العربیه وقضایا الهویه والحریه والتاریخ، فهل هی ضروره حضاریه للحریه؟ وهل تنشأ داخل الحاجه الثقافیه التی لا یمکن الاستغناء عنها لأنها وجه الآخر الثقافی أمام عالم متحول ومنزلق؟ وهل هذه الروایه هی التاریخ المضاد للتاریخ الذی تصنعه المؤسسات الرسمیه وهو تاریخ طوباوی ملیء بالأکاذیب؟ فهل للروایه القوه من أجل قول تاریخ مسکوت عنه، والحفاظ على جسورالحوار التی تضیق کل یوم قلیلا. تسعی هذه المقاله دراسه قضایا ثقافیه مترکزه علی المنهج الوصفی التحلیلی فی روایه أکراد أسیاد بلا جیاد. إن روایه "أکراد أسیاد بلا جیاد" نموذج لسردیات الهویه القومیه، وکما یشعر الأکراد بالأسى کانت الروایه کذلک تعبر عن مدى الألم والأسى الذی یشعر به کل کردی ومدى الألم المعبر عنه، ورغم السرد البطیء للروایه، ورغم أن لغتها تخلو من أی حشو وأی إضافات شعریه، وتظهر أحی انا ممله وصعبه القراءه، إلا أنه هناک رابط خفی بین السطور یقود القارئ إلى آخر الروایه، روایه تعبر عن مصیر شعب اضطهده العالم ونسیه التاریخ، یجد القارئ نفسه وهو یتتبع خط وات البط ل فی بحثه عن صدیقه شیروان، ویتتبع القارئ هویه قومیه بحاجه الى تعریف من جدید.
۱۳۹۱.

کارکرد نحو روایی داستان کوتاه «کرامه زوجتی» عبدالقدوس (بر اساس الگوی ساختار روایی تودورف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۵۰۴
  تودورف با نظریه نحو روایتی خود که جنبه ای از جوانب سه گانه معنایی و کلامی و نحوی بود، سازوکار نو و مستقلی برای هر اثر ادبی خصوصاً در زمینه داستان تعریف نمود و آن را در دو بخش اسطوره ای و ایدئولوژیک قرارداد. این الگو می توان بسیاری از تعارضات و اندیشه های نادرست حاکم بر جوامع بشر را کشف نموده و راه حل مناسبی برای آن ها ارائه داد. این مقاله سعی دارد تا بر اساس نظریه تودورف، به بررسی ساختارهای روایتی داستان کوتاه و ایدئولوژیک ( کرامه زوجتی ) عبدالقدوس بپردازد و ضمن نشان دادن توانایی این نظریه در بررسی ساخت های عمقی داستان در کنار ساخت های سطحی آن، به این پرسش پاسخ دهد که ایدئولوژی حاکم بر این داستان چیست و از چه طریقی به مخاطب انتقال یافته است؟ پس از بررسی لایه های روساختی و معنایی مشخص شد ایدئولوژی حاکم بر داستان معطوف به قربانی شدن زنان در روابطی است که مردان خیانت می کنند که عبدالقدوس آن را با افعال، اسماء و صفات به نمایش می گذارد. و با استفاده از کنش ها و شخصیت ها، تصویری عینی به مخاطب ارائه می دهد.
۱۳۹۲.

جمالیّه التهجین وآلیاته فی روایه "عشر صلوات للجسد" لوفاء عبد الرزاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۳۷۴
إنّ التهجین بمعنى الإدماج والتنویع والخلط بین اللغات والأسالیب والخطابات والحوارات والأنواع الأدبیّه ضمن ملفوظ نصی واحد ویُعدّ من أهم المفاهیم النقدیّه فی دراسه الروایات والقصص. یُعتبر التهجین من وجهه نظر میخائیل باختین والشکلانیین الروس، أسلوباً فنیّاً، یدلّ على عبقریه الروائی وإتقانه فی کتابه الروایه البولیفونیّه. فتبرز أهمیّه البحث فی الکشف عن مکوّنات الروایات الجدیده للروائین من خلال الاستعانه بظاهره التهجین، وبالإضافه إلى ذلک إنّ دراسه هذه الظاهره تتیح للنقاد قدرات تحلیلیه تتخطى التحلیل التقلیدی الشائع. فالروایه المفضّله والممیّزه هی روایه مهجنه، منها روایه عشر صلوات للجسد لوفاء عبد الرزاق، فأحاط التهجین مکوّناتها؛ نحو الشخصیّه والفضاء الزمکانی وصوره اللغه والأسلوب. فأهمیّه ظاهره التهجین فی النقد التحلیلی للروایات الجدیده بالإضافه إلى أهمیه هذه الروایه التی تُعّدّ من الروایات التراثیه، دفعنا إلى اختیار هذا الموضوع. تسعى هذه الدراسه إلى استجلاء أسلوب توظیف التهجین فی روایه عشر صلوات للجسد لوفاء عبد الرزاق وکیفیّه امتصاصها للتهجین على أساس المنهج الوصفی-التحلیلی. من خلال هذه الروایه تبیّن لنا أنّ الروائیّه قد افتتحت روایتها على أجناس أدبیّه نحو الشعر والسیره الذاتیّه واستفادت من تقنیات هذه الأجناس بما یخدم نصوصها ویهبها دینامیّه جمالیّه. کما التجأت إلى تهجین الشخصیّات والأصوات والفضاءات الزمکانیّه. یتجلّى التهجین فی تعدّد الأمکنه والأزمنه بالانتقال من الماضی إلى الحاضر أو من مکان إلى آخر وکذلک تهجین الأطاریح الفکریّه مثل المزج بین الآراء والأفکار حول المرأه فی مختلف البلدان، فکلّ واحده من النساء تعبّر عن ألم مشترک مقابل تلک الآراء والأفکار الناشئه عن الأدیان والثقافات المختلفه فیما یتعلّق بهویه المرأه ومکانتها الاجتماعیه.
۱۳۹۳.

پست مدرنیسم ایدئولوژیک از منظر نقد جامعه شناختی (بررسی موردی: قصیده فضیحه الثعلب اثر ابراهیم نصرالله)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۳۶۵
نقد جامعه شناختی ادبیات، از شیوه های نوین نقد ادبی است که شکل گیری آن به صورت روشمند و علمی به آغاز قرن نوزدهم میلادی بازمی گردد. به عقیده صاحب نظران عرصه جامعه شناسی ادبیات، هر اثر ادبی بیان هنرمندانه وقایع اجتماعی زمانه خویش است. در این شیوه نقد، ساختار و محتوای اثر ادبی و ارتباط آن با شرایط محیط اجتماعی و سیاسی، جهان بینی و نگرش پدیدآورنده اثر؛ و چگونگی انعکاس تصویر جامعه در جهان تخیلی و هنری او بررسی می شود. پست مدرنیسم نیز یکی از رویکردهای جدید قرن معاصر است که بر حوزه معنایی وسیعی؛ ازجمله هنر و ادبیات، فرهنگ و سیاست، و اقتصاد دلالت دارد و بیانگر مرحله جدیدی از تحولات تاریخ بشری است. این پژوهش سعی دارد به بررسی اجتماعی- سیاسی قصیده فضیحه الثعلب اثر ابراهیم نصرالله یکی از برجسته ترین شاعران و نویسندگان مقاومت فلسطینی بپردازد و وجوه پست مدرنیسم ایدئولوژیک را در آن ارزیابی کند. شیوه پژوهش توصیفی و روش تحلیل اطلاعات کیفی است. یافته ها نشان می دهد شاعر گرچه از لحاظ جنبه های صوری و تکنیکی؛ از تمهیدات و شگردهایی بهره برده است که شعر او را در زمره آثار پست مدرنیستی قرار می دهد ولی ازنظر محتوایی و معنایی با تکیه بر نگرش ایدئولوژیک خویش از برخی قواعد پست مدرنیسم عدول کرده و از آن در خدمت اشاعه باورهای عقیدتی خود بهره برده است. ابراهیم نصرالله در این قصیده کوشیده است تا در عین آفرینش یک اثر ادبی در قالب و صورتی نو، از چارچوب باورهای خویش خارج نشود و با برجسته ساختن ابعاد گوناگون ماهیت استکباری آمریکا از تفکر امپریالیستی این کشور انتقاد کند
۱۳۹۴.

أبنیه الزمن ودلالتها فی اللغه العربیه دراسه فی الزمن اللغوی والتقویمی والفلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۵۰۹
للزمن مکانه کبیره فی نحو اللغات قدیما وحدیثا. ولکل لغه نظام زمنی خاص یعین مدى إدراک الناطقین بها، لأهمیه الزمن الذی یشکل جزءا من المعنى. الزمن ظاهره فیزیائیه ومجسمه من ظواهر الکون تستخدم کأصول کمیه لمحاسبه کثیر من الظواهر، وهی تقاس بأبعاد ووحدات قیاسیه معینه، کالدقیقه، والساعه، والیوم، والشهر، والسنه، وما إلى ذلک. ولکن عندما نتحدث عن الزمن فی اللغه، نواجه ظاهره نفسیه تختلف عن الزمن الکمی تماما. فی هذه الحاله، یرتبط الزمن بمقولات کیفیه وقوع الأحداث فی العالم الخارجی. ومن هذا المنظر، لیس الزمن أمرا فیزیائیا وعینیا، بل هو ظاهره خیالیه وانتزاعیه متأثره بالأحداث الخارجیه. یهدف هذا البحث مرتکزا على المنهج الوصفی التحلیلی، إلى توصیف نظام الزمن اللغوی وتبیین علاقته بالصیغ والتراکیب التی یعبر بها عن الزمن فی اللغه العربیه وبیان الفرق بین ما تدل علیه ظروف الزمان والمصادر والصفات بأنواعها وبین الزمن الذی للفعل، وفضلا عن هذا، معالجه الجمل والأفعال التی لا تحمل شیئا من مفهوم الزمن فی الکلام؛ وکذلک بیان الخلافات القائمه بین الزمن اللغوی والزمن الفلسفی والزمن الفلکی أو التقویمی. یحاول البحث دراسه موضوع الزمن فی العربیه مبینا مفهوم الزمن والزمان عند النحاه القدامى والمحدثین. والزمان اسم لقلیل الوقت أو کثیره ولا یرتبط بالحدث أبدا، یقابله فی اللغه الإنجلیزیه (time)؛ وهذا ما نسمیه الزمن التقویمی؛ والزمن تعبیر لغوی یتجلى فی الأفعال خاصه، وله صله وثیقه بالحدث، ویسمیه النحاه الزمن اللغوی. لیس الزمان هو الصوره الفریده المقصوده من الفعل دائما؛ والفعل قد یدل على محض تمام الحدث أو عدم تمامه، بغض النظر عن إراده الوقت الذی وقع فیه. تختلف الصیغ والتراکیب فی دلالتها عن الزمن فی اللغه العربیه؛ فإن دلت کلمه بالمطابقه على الزمن فقط، فهی ظرف؛ بعباره أخرى، الزمن یستفاد من الظرف بالمطابقه ومن الفعل بالتضمن.
۱۳۹۵.

تقنیه التدویر فی دیوان هذا المخیّم ضحکتی لإیاد عاطف حیاتله دراسه فی المسوّغین الإیقاعی والدلالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۴۶۲
تعتبر تقنیه التدویر من أهمّ مکوّنات النصّ الشعری، حیث لا تنحصر وظیفتها فی الإیقاع، بل لها وظیفه دلالیه تبعدها عن هیمنه الوظیفه الصوتیه. من هنا، اکتسبت هذه التقنیه أهمیه خاصه فی الشعر الفلسطینی المعاصر لنقل لطائف المعنى وأحاسیس قائله. إذن دراسه هذه الظاهره تبدو ضروریه بسبب دورها الوظیفی والدلالی، وکذلک بسبب الدور الهام الذی تلعبه فی الکشف عن جمالیات القصیده وموسیقاها. یحاول هذا البحث دراسه تقنیه التدویر وطرائق استخدامها من خلال مسوّغیها الإیقاعی والدلالی فی النص الشعری لإیاد عاطف حیاتله ومد ی إسهامها فی البنیتین الإیقاعیه والدلالیه ترکیزاً على دیوان هذا المخیّم ضحکتی ، واعتماداً المنهج الوصفی التحلیلی الإحصائی. لقد توصّل البحث فی المسوّغ الإیقاعی للتدویر إلى أنّ حیاتله قام بتوظیف هذه التقنیه فی البحر الکامل بنسبه 78.21% دون البحور الأخر ی لکسره الحده الإیقاعیه لتفعیله "متفاعلن" المکرّره. إن لجوء الشاعر إلى التفعیلات الزاحفه المدوّره بنسبه 63.82% تکشف عن مد ی اهتمام الشاعر إلى التلوین الإیقاعی وتدفّقه وإثرائه لدفع الملل والرتابه الناجمه عن توالی التفعیلات السالمه المدوّره. وکثیراً ما نلاحظ أنّه یوظّف التقنیات الإیقاعیه الأخرى مثل التوازی الترکیبی، والتکرار، والتقفیه الحرّه المنوّعه المتغیّره لتتفاعل معاً لتکثیف الجو الإیقاعی وانسجامه وإثرائه. أمّا فی المسوّغ الدلالی فیجعل الشاعر التدویر فی سطر منفرد لزیاده لفت النظر وأهمیته دلالیاً، ویوظّفه کبؤره دلالیه، إضافه إلى تمییزه إیقاعیاً عن السطور الأخرى. بؤره الدلالات فی التدویرات الموظفه فی الدیوان هی الصلابه والثبات، وحبّ الوطن، والمجازر، والمظاهر الطوباویه المتفائله .
۱۳۹۶.

السرد الموسیقی ومکوناته الأساسیه فی روایه "المصائر" لربعی المدهون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۵۳
اتسع تداخل الروایه الجدیده والفنون البَصَریه والسمعیه وتمت استعاره تقنیات سائر الفنون والإنجازات الثفافیه فی الروایه، حتی نجد فی الآونه الأخیره توظیف الموسیقی وتقنیاتها وآلاتها وأنواعها فی الروایه العربیه الجدیده بصوره مباشره وفنیه علی أصعده متعدده. یبدو توظیف الموسیقی فی الروایه مستحیلاً أو صعباً للغایه لأن العلاقه بینهما غامضٌ فی النص الروائی ونحن لانشعر وجودها بسهوله خلاف الشعر الذی یقوم علی النبره الإیقاعیه المکثفه. لکن تم استخدام الموسیقی فی الروایه الجدیده واتسعت دائرتها خلال طریقتین: المباشر وغیر المباشر. نلاحظ توظیف الموسیقى فی الروایه التقلیدیه بصوره غیر مباشره، لکن نجد الآن استخدامه فی الروایه الجدیده بالوضوح فی إطار نوع من أنواع الموسیقی کالسمفونی والأبرا والباخ وإلخ. نظراً إلی أهمیه هذه الأسالیب فی الروایه الجدیده ومساهمتها فی حیویه اللغه الروائیه وتوظیفها علی نطاق واسع، ینبغی أن نحلل هذه الأنساق التی یعتمد علیها الروائی للتعرّف الشامل عن المکتسبات الروائیه الجدیده. هذا البحث یتخذ روایه "المصائر" ل "ربعی المدهون" لدراسه مؤشرات السرد الموسیقی ومواصفاته معتمداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی،کما یحلل الجمالیات والنوایا التی یترصدها الروائی عبر توظیف هذا النسق السردی الجدید. خلصت النتیجه أن المدهون قام بتوظیف مؤشرات السرد الموسیقی وتمهید أرضیاته فی روایته عبر استخدام مؤشرات هذا النمط السردی وتقنیاته. قد تضافرت فی هذا النص الحکائی  أهم آلیات السرد الموسیقی حیث جعله الروائی مبنی للسرد فی الروایه. أما الإطار المختار الموسیقی فی الروایه الکونشرتو مع حرکاتها الأربعه. إضافه علی ذلک اهتم المدهون بالإیقاعیه فی نقل الثیمات والأفضیه یضیف بعض الأناشید والأغانی التی تلائم المضمون السردی فی الروایه؛ کذلک تم إبراز الزمن فی الروایه عبر التلاعبات الزمنیه الخاصه لیلائم حالات الشخصیات والأحداث. 
۱۳۹۷.

البولیفونیّه فی روایه الدیوان الإسبرطی لعبد الوهاب عیساوی علی ضوء النظریه الباختینیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۳۴۵
بدأت البولیفونیّه فی عالم النقد والأدب مع المنظر الروسی میخائیل باختین فی العقد الثانی من القرن العشرین، قدمها فی أبحاثه حول روایات دوستویفسکی. کشف باختین بواسطتها عن أساسیات الدیموقراطیه الحواریه بین الشخصیات، ونفی بها السلطه الحاکمه للراوی المتفرد. من أهم ما تشمل هذه الأساسیات هو تعددیه الأصوات، وتعددیه اللغات. وتنقسم تلک الأخیره لمفاهیم مختلفه أهمها: التهجین، التنضید، البارودیا، الأجناس التعبیریه، والحوارات الخالصه. اخترنا روایه "الدیوان الإسبرطی" للروائی الجزائری "عبد الوهاب عیساوی" لهذا البحث، إذ وجدنا تجسید البولیفونیه غالبه علی سردیته، معتمدین علی المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ. رسم عیساوی مرایا تاریخ الجزائر ما بین 1815 إلی 1833 بأحداثه السیاسیه والاجتماعیّه مع استخدام خمس شخصیات أساسیه خیالیه، غیر أن البعض منها اقتبسها من شخصیات حقیقیه عاشت فی تلک الفتره. تسرد من خلال هذه الأصوات، حوادث سلطات العثمانیین، واستعمار الفرنسیین التی خلفت الکوارث آنذاک. نالت هذه الروایه جائزه البوکر للروایه العربیّه عام 2020. اختار عیساوی البنیه البولیفونیه للروایه کی ینقل التاریخ من شتی الزوایا، ویبیّن أهمیه الأحداث بواسطه تلک الأصوات. من أهم النتائج التی توصّل إلیها البحث أنّ سرد الروایه الأدبی المفبرک، وتلفیق الحوارات الخالصه فیه، مع لمسات التهجین والبارودیا والتنضید وحتی انکسار الحرف الواضح ضمنه جعل منها بولیفونیه الإنتماء، وقریبه لعالم الواقع فی نقل أحداثه.
۱۳۹۸.

التحلیل النقدیّ لخطاب بشری البستانیّ الشعریّ علی ضوء نظریّه لاکلا وموف (دراسه فی قصیده ”مائده الخمر تدور“)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۳۷۸
تطورت مناهج التحلیل النقدیّ للخطاب بتطور الوعی النقدیّ. التحلیل النقدیّ للخطاب فی أبرز خصوصیاته یخرج عن الإطار العام والمألوف وینصبّ فیه الاهتمام على الظروف والبیئه والعلاقه بین الخطاب وبین السلطه. ویمثل لاکلا وموف هذه الحرکه النقدیه الجدیده ولهما اتجاههما الخاص فی التعامل مع الخطاب وخاصه الخطاب السیاسی. فالنظریه النقدیه عند لاکلا وموف خلیطه من عدّه نظریات وتقوم بدراسه الدوال وحرکه التمفصل فی الخطاب أو النص، حیث یستطیع الباحث بالاعتماد علی ما یطرحه لاکلا وجنتال موف دراسه حرکه الدوال والمواصفات الوصفیه والعلاقات السلطویه وفعل التقویض والتسحیق الذی یشتمل علیه الخطاب. یحاول هذا البحث معتمدا علی المنهج الوصفی التحلیلی دراسه قصیده ”مائده الخمر تدور“ للشاعره العراقیه بشری البستانی. هذه القصیده من أشهر قصائد الشاعره أنشدتها فی ظروف القهر والبطش والحرمان والاحتلال الأمریکی للعراق. تشیر النتائج إلی أن القصیده تطفح بالدوال المختلفه والحرکه النصیه فی إبراز المفاهیم الرئیسه، حیث تعتمد علی الرموز والإشارات والروافد المختلفه لإلقائها، ونری سلسله التماثل الخطابی فی تمحوره حول مفهوم المقاومه أو رفض الآخر الأمریکی وتأتی عملیه الإبراز لتضخیم الحاله الحضاریه للعراق والبوح الشعری اللذین یؤدّیان إلی خذلان المخاطب وسحقه وخروجه من العراق الحضاری کما نری الحضور الواسع للدوال الفارغه فی هذا الخطاب الشعری وفی الحرکه إلی الخروج والخلاص.
۱۳۹۹.

آلیات الترابط النصّی فی خطبه الجهاد للإمام علی بن أبی طالب(ع) (دراسه تحلیلیه فی ضوء لسانیات النصّ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۵۰۷
یُعدّ النصّ وحده لغویه کبیره تفهم الجمله فی إطارها، فالنصّ هو الموضوع الرئیس فی التحلیل والوصف اللغوی. إنّ الترابط أو التماسک النصّی من أشهر خصائص النصّ إذ لا یقوم النصّ إلّا به، فقد أجمع علماء اللسانیات النصّیَّه بوصف التماسک النصّی أساساً فی بناء النصّ وصیاغتهِ. یهدف الترابط النصی إلی بیان تماسک النصّ وانسجامه عبر توظیف أداوته التی من أهمها وأشهرها الإحاله والحذف والتکرار والوصل وغیر ذلک. هذا البحث یتخذ من المنهج الوصفی- التحلیلی وسیله لیتناول عناصر الاتساق فی خطبه الجهاد ویرمو إلی نفض الغبار عن الموروث الأدبی، وإبراز مواطن ومکامن النصّیه فی خطبه الجهاد التی تعدّ من أهمّ الخطب فی تاریخ موروثنا الدینی والأدبی لما فیها من رصانه وقوه واستحکام. ومن النتائج التی وصل إلیها البحث نذکر أنّ عناصر الاتساق فی خطبه الجهاد ساهمت بشکل کبیر فی الربط بین أجزاء الکلام مما أدی إلی ظهور الخطبه فی قمه جمالها وإبداعها اللفظی والفکری وقد استخدمت الأدوات لسدّ الفجوات والثغرات بین سطور الخطبه. وعلی إثر هذه العناصر، قد جاءت الفکره موحده منسجمه لم یطعن فی تماسکها تشتت ولا رکاکه ولولا هذا الربط لما کانت هذه الخطبه بهذه المکانه التی تحتلها الیوم.
۱۴۰۰.

تأثیر الأدب العربیّ على الأدب الإندونیسیّ القدیم؛ شعر حمزه فانسوری نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۹
أشار بعض مؤرخی الأدب الإندونیسى إلى تأثر الأدب الإندونیسیّ تأثرا کبیرًا بالأدب الأجنبیّ عامه والأدب العربیّ خاصه. وهذا النظر یحتاج إلى براهین وشواهد، حتى تظهر الوقائع الصحیحه الحقیقیه. ویهدف هذا البحث إلى معرفه مدى تأثر الأدب الإندونیسیّ القدیم بالأدب العربیّ وأبعاده. ولمعرفه ذلک، نحتاج إلى دراسه مقارنه وافیه بین الأدبین. ونرید أن نکشف هذا التأثر من خلال شعر حمزه فانسوری وهو کاتب وشاعر صوفی إندونیسیّ شهیر من منطقه آتشیه روج مذهب وحده الوجود الذی دعا إلیه ابن عربیّ. إنه أول شاعر عرّف صوره الشعر فی الأدب الملایوی. وکتب عده قصائد تتناول المفاهیم الصوفیه، ونحن نفترض أن تلک القصائد کانت متأثره بالأدب العربیّ. ومن خلال دراسه مقارنه بین الأدبین العربیّ والإندونیسیّ أظهرت النتائج: أن حمزه فانسوری قد تأثر فی شعره بالأدب العربیّ لغویا وشکلا ومضمونا. واستخدم، من ناحیه اللغه، کثیرا من المفردات والمصطلحات العربیّه کالطالب، والغائب، والتائب والشعر، والمدح، والاعتقاد وغیرها. وأما من جانب الشکل فقد کان شعره یتضمن بعض الأبعاد التی تعارف علیه الأدب العربیّ کالأبعاد التی تتعلق بالعروض والبلاغه کالقافیه والاقتباس والسجع والتشبیهات. وأما من ناحیه المضمون أو الروح فقد تأثر بالأغراض الشعریه الصوفیه العربیّه وبعدد من الأفکار الصوفیه العربیّه کما جاء بها ابن عربیّ وغیره، ولکن مع ذلک فإن حمزه فانسوری جاء ببعض الابتکارات شکلا ومضمونا فی شعره وفقًا للسیاقات الإندونیسیّه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان