این پژوهش با هدف بررسی محتوای کتاب های درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی از نظر میزان تاکید بر مولفه های تربیت اقتصادی مبتنی بر اخلاق اسلامی و ارائه راهکارهایی به منظور دست یابی به وضعیت مطلوب انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی بوده است. در مرحله اول با کمک مطالعات اسنادی و انجام پژوهش دلفی مولفه های تربیت اقتصادی مبتنی بر اخلاق اسلامی در سه بعد تولید، توزیع و مصرف و سه حیطه دانشی، نگرشی و مهارتی استخراج شدند و سپس به کمک نظر سنجی از متخصصان مولفه های مطلوب دوره ابتدایی گزینش شدند. در بخش دوم بر اساس مولفه های استخراج شده چک لیست تحلیل محتوا تنظیم و به کمک آن محتوای کتاب های درس هدیه های آسمانی تحلیل شدند. جامعه تحقیق اساتید پانل دلفی را کلیه متخصصان اقتصاد اسلامی شهر اراک و جامعه مرحله بعدی تحقیق در ارتباط با تائید مولفه های مطلوب دوره ابتدایی ایران را متخصصان اقتصاد اسلامی و آموزش ابتدایی تشکیل دادند. روش نمونه گیری در ارتباط با اسناد نمونه گیری در دسترس بود و در ارتباط با متخصصان از روش تمام شماری بهره گرفته شد همچنین جامعه تحقیق در بخش تحلیل محتوا، کتاب های هدیه های آسمانی چاپ شده در سال 1395 می باشد که با توجه به محدودیت این جامعه کل آن به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند(5 جلد). در این مطالعه به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی(فراوانی و درصد) استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در محتوای کتاب های درسی هدیه های آسمانی از مجموع مضامین مرتبط به تربیت اقتصادی تنها 29/10درصد آنها به بعد تولید، 76/36 درصد به بعد توزیع و 94/52 درصد به بعد مصرف اختصاص داشته اند و توزیع این مضامین در کتابها از نظم منطقی برخوردار نبوده اند همچنین از کل مضامین 58/70 درصد به حطیه دانشی، 25 درصد به حیطه نگرشی و 41/ 4درصد به حیطه مهارتی تعلق دارد.
ادیان مختلف آسمانی، ظهور منجی رهایی بخشی را بشارت داده اند که حکومتی سرشار از اعتدال را در سراسر جهان برپای می سازد، اما باید گفت این اندیشه منجی گرایی و انتظار ظهور در میان شیعیان دارای جایگاه بسیار والایی است. ازآنجاکه ظهور منجی و بشارت دهنده آخرالزمان، بدون فراهم ساختن بستر و زمینه لازم محقق نمی شود، تربیت نسلی مهدی باور و منتظر ضرورت می یابد. دراین راستا، استفاده از نیروی نفوذ و اثرگذاری تعلیم وتربیت درراستای تربیت انسان هایی منتظر اساسی می باشد. مطالعه حاضر، با هدف تحلیل فلسفه تربیتی انتظار و نقش مدارس در تربیت نسل منتظر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع اسنادی نگاشته شده است. در این نوشتار، تلاش شده است تا ضمن مفهوم شناسی انتظار و فلسفه تربیتی انتظار با رجوع به سند تحول بنیادین آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران، تمامی گزاره های مندرج در آن که مرتبط با تربیت نسل منتظر و مهدوی می باشد، استخراج شود. نتایج حاصل نشان داد، اگرچه گزاره های سند مذکور از بعد نظری قوی می باشند، اما در حیطه عمل، موفقیت چندانی حاصل نشده است. لذا در این مطالعه، برمبنای مطالعات اسنادی صورت گرفته، چارچوب مفهومی یک برنامه آموزشی برای پیاده سازی آرمان های تربیت نسلی مهدی باور در مدارس ارائه شد. در انتها نیز پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی برای توجه بیشتر به این موضوع در حوزه اندیشه و عمل مطرح شد.
نظریه تکامل یا فرگشت، تأثیر بسیاری بر حوزه های فکری و فرهنگی گذاشته و به گمان برخی، باورهای دینی و اخلاقی را با چالش زیادی مواجه کرده است. برخی گفته اند، قدرت گرایی نیچه نیز مبتنی بر نظریه تکامل است. اخلاق تکاملی نیز به طور مسلم، برگرفته از نظریه تکامل می باشد. به نظر می رسد، این نظریه منافاتی با باورهای دینی و اخلاقی نداشته و علی رغم بطلان قدرت گرایی، اخلاق برگرفته از آن (اخلاق تکاملی)، به عنوان یکی از مصادیق اخلاق سکولار، می تواند ناظر به همه عناصر یک نظام اخلاقی، اعم از معناداری، واقعیت داری، توجیه عقلانی ارزش ها، ارائه راه برای تشخیص مصادیق رفتارهای با ارزش و بالاخره، تضمین عمل به ارزش های اخلاقی، سخن گفته و در تمامی این حوزه ها، از خود دفاع کند. در عین حال، به نظر می رسد، اخلاق تکاملی ناقص بوده، تاب برابری با اخلاق دینی را ندارد.
هدف این پژوهش، تبیین دیدگاه سعدی در زمینه اهداف تربیت عقلانی در ارتباط انسان با طبیعت است. برای رسیدن به این هدف از روش توصیفی تحلیلی در قالب پژوهش نظری استفاده شده که از طریق مطالعات کتابخانه ای، استخراج، استنباط و استنتاج مرتبط با آنها، انجام شده است. طبیعت، یکی از منابع مهم معرفت شناختی در فلسفه تعلیم و تربیت است که سهم مهمی در تربیت انسان دارد و پرورش و رشد قوه عقلانی در انسان به تربیت همه جانبه انسان در تعامل صحیح با طبیعت منجر می گردد. نتایج پژوهش بیان می کند که در دیدگاه سعدی، «قرب الهی» هدف غایی و آخرت گرایی و پرهیز از دنیاگرایی، خودشناسی، پرورش نفس و خودسازی، طاعت و بندگی حق تعالی و خداشناسی می تواند به عنوان اهداف واسطه ای در حوزه تربیت عقلانی قلمداد شود. هم چنین طبیعت از جایگاه و قداست والایی برخوردار است و تجلّی اسما، صفات، عظمت و صنع الهی نردبان ترقّی و تعالی انسان برای رسیدن به «قرب الهی» خواهد بود. از سوی دیگر در دیدگاه سعدی ارتباط مطلوب بین طبیعت و انسان مستلزم تحول و صفای باطن و بهره گیری از عقل و اندیشه در مسیر قرب الهی است و انسان از طریق تفکر در رازهای آفرینش به توانایی و بینشی دست می یابد که قادر به دریافت حقایقی از طبیعت از قبیل درک آیات الهی، شگفتی ها و زیباییهای طبیعت، رستاخیز، تسبیح و طاعت موجودات می گردد و در نتیجه به جایگاه خویش به عنوان اشرف مخلوقات عالم و امانتدار الهی پی می برد و به وظایف خویش عمل می کند و به واسطه آن به هدایت در مسیر قرب الهی دست می یابد. بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به آرای تربیتی سعدی در زمینه ارتباط صحیح و عاقلانه انسان با طبیعت، امکان تحول سازنده عظیمی در تعلیم و تربیت وی در رسیدن به سعادت ابدی وجود دارد.
پرورش استعدادهای آدمی تا اندازه زیادی درگرو دستیابی به فضایل عالی اخلاقی است. این امر درباره قشر دانش آموز اهمیتی دوچندان دارد. بی تردید، دانش آموزانی که به تعهدات اخلاقی پایبند باشند، در آینده ضامن امنیت جامعه خواهند بود. طلاب حوزه های علمیه براساس رسالت خود، در کنار تحصیل متون دینی و تهذیب اخلاق، وظیفه دارند از راه تبلیغ این قشر باارزش را با معارف دینی و روش های تربیت نفس آشنا کنند. در این نوشتار برآنیم، با روش توصیفی تحلیلی، اصول اخلاقی تبلیغ کارآمد را برای جلب دانش آموزان بازگو و عوامل آسیب زای آن را بیان کنیم. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مبلّغ در امور دانش آموزی باید اصول مهمی همچون خوش خُلقی و خیرخواهی، تناسب، توان برقراری ارتباط، خوب گوش دادن و ارتقای سطح علم و تجربه را رعایت کند و از موانع و عوامل آسیب زای مربوط به خود، محیط و سازمان های وابسته آگاهی یابد.
هدف: تببین مفهوم و اصول تربیت معنوی برای کودکان با تأکید بر مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تربیت رسمی عمومی ایران وبررسی فرصت ها و چالش های یادگیری الکترونیکی برای آن است. روش: روش پژوهش کیفی، و جامعه آماری آن سند مبانی نظری تحول بنیادین، متون و منابع موجود درباره مفهوم معنویت و تربیت معنوی برای کودکان و نیز یادگیری الکترونیکی است که نمونه آماری به صورت هدفمند انتخاب شد. با استفاده از روش تحلیل استعلایی، مفهوم تربیت معنوی برای کودکان طبق مبانی نظری تحول بنیادین تبیین، و سپس با استفاده از روش استتاج قیاسی فرانکنا، سه اصل مهم تربیت معنوی کودکان که مربوط به وجه شناختی است، استنتاج و تشریح و سپس با روش توصیفی-تحلیلی به فرصت ها و چالش های یادگیری الکترونیکی در راستای تحقق اصول مذکور پرداخته شد. یافته ها: تربیت معنوی برای کودکان ناظر به شناخت خداوند به عنوان مرجع امر معنوی، پرورش روح و گرایش کودک به سوی او، و تحقق حیات طیبه در همه ابعاد زندگی کودک می باشد. سه اصل مهم تربیت معنوی برای کودکان در وجه شناختی شامل: پرورش اندیشه و اعتقادات صحیح درباره خداوند؛ توسعه چشم انداز کودک درباره اعتقادات و امکانات معنوی دین خود و سایر سنن و ادیان؛ و پرورش تفکر انتقادی کودکان بدست آمد. همچنین، توسعه سواد معنوی کودکان از طریق منابع باز، دسترسی به منابع انسانی مرجع و ایجاد اجتماعات معنوی، از فرصت های یادگیری الکترونیکی و نیز توانمندی معلمان و مدیریت فرایند تربیت کودکان، لزوم برخورداری آنها از نگرش ها و مهارت های ارتباطی لازم در امر آموزش الکترونیکی، نظارت و هدایت مشارکت کودکان و درک چشم انداز آنان در فضای آموزش الکترونیکی، و ارزشیابی و هدایت کودکان به سوی خودراهبری، از عمده ترین چالش های یادگیری الکترونیکی برای تربیت معنوی کودکان هستند. نتیجه گیری: کودکان باید در عرصه تربیت معنوی، سواد معنوی لازم را کسب تا بتوانند درباره جهت گیری معنوی خود خردمندانه و آگاهانه اقدام کنند. برای این مهم می توان از فرصت های یادگیری الکترونیکی استفاده و در رفع محدودیت ها و چالش های این بستر برای تربیت معنوی کودکان اقدام نمود.
رذیله ی اخلاقی حسادت از جمله هیجانات منفی است که میل یا تلاش برای از دست رفتن نعمت واقعی یا متوهم از دیگران را در پی دارد. تحقیقات به طور ضمنی بر ارتباط بین رشدیافتگی شناختی (خردمندی)، عزت نفس و حسادت اشاره کردهاند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه خردمندی و حسادت با واسطهگری عزت نفس است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از تحلیل مسیر و طبق مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986) صورت گرفته است. جامعهی آماری این تحقیق را طلاب خوابگاههای رسمی سطوح عالی حوزه علمیه قم (2150 نفر) در سال تحصیلی 1398-1399 تشکیل داده است و از میان آنها 326 نفر به صورت تصادفی با انتساب متناسب بر اساس ظرفیت هر خوابگاه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس رشد خرد (گرین و براون، 2009)، مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) و پرسشنامه سنجش حسادت (ولیزاده و آذربایجانی، 1389) استفاده شد. نتایج تحلیلهای آماری نشان داد، حسادت با خردمندی (470/0-) و عزت نفس (415/0-) رابطهی معکوس معنادار (001/0p<) دارد. در ارتباط بین حسادت با مؤلفههای خردمندی، بالاترین ضریب همبستگی به ترتیب متعلق به نوعدوستی (451/0) و مدیریت هیجانی (450/0) است. نتایج حاصل از بررسی فرضیهی اصلی پژوهش نشان داد، عزت نفس در رابطهی بین خردمندی و حسادت با ضریب استاندارد 348/0-، نقش میانجیگری جزئی دارد. بنابراین، تقویت حسّ عزت نفس در افراد که از مسیر خردمندی و تکامل عقل میگذرد، میتواند به مدیریت صحیح هیجانات منفی از جمله حسادت در آنان منتهی شود.
در قرن اخیر، استفاده گسترده از فضای مجازی، مانند شبکه های اجتماعی، امری اجتناب ناپذیر است؛ ازاین رو، برای جلوگیری از بروز آسیب های اجتماعی این شبکه ها، فرهنگ سازی مناسب و آموزش استفاده صحیح از آن ها مهم است. ضعف سواد رسانه ای خانواده در استفاده از فضای مجازی، موجب بروز مشکلاتی چون سوءظن و بدبینی، تشویش و اضطراب، بی اعتمادی و نابودی روابط خانواده می شود. بنا بر نظر شهید صدر، استفاده کاربردی از آیات، بر شناخت نیازها و سؤال های روز مبتنی است و رسالت اسلام و قرآن، پاسخ گویی به این سؤال ها و رفع نیازهای روز است. پژوهش حاضر سعی دارد، نخست مشکلات خانواده ها را در عرصه فضای مجازی شناسایی کند و سپس، به راهکارهای اخلاقی قرآن در این باره بپردازد. صداقت، ایمان، تقوا و توکل می تواند صله رحم و فرهنگ ارتباط خانواده ها را در فضای حقیقی غنی سازد و برخی مشکلات فضای مجازی چون حرمت شکنی، غیبت، تهمت و بدزبانی را رفع کند. این هدف با توجه به آیات قرآن و تفسیر عملی آن ها در احادیث و سیره (در داستان های انبیاء، ائمه و اولیای الهی) محقق می شود.