هدف پژوهش حاضر بررسی اهداف، اصول و روش های تربیت عاطفه «غم و شادی» انسان برمبنای شادی پذیری و غم پذیری آدمی در صحیفه علویه است. بدین منظور براساس رویکرد کیفی، از روش های پژوهش استنتاجی و تحلیل زبانی و مفهومی استفاده شده است. ازاین رو براساس مبنای مفروض، مناجات های امام علی (ع) در صحیفه علویه انتخاب و مورد پژوهش قرار گرفته اند. براساس نتایج پژوهش می توان گفت متربی باید با تکیه بر اصولی چون شناسایی شادی های ممدوح و چگونگی راه یافتن به آن ها، شناخت غم های مذموم و راه های رهایی از آن ها و همچنین شناخت غم های ممدوح و ایجاد آن ها در قلب خویشتن، در تربیت عاطفه «غم و شادی» وجود خود بکوشد. همچنین باید با روش هایی مانند خشنود کردن خداوند، پیامبر (ص) و خاندان وی، از آن ها توسل جوید و در جهت شاد کردن انسان ها و درنهایت ایجاد شادی برای آخرت خویش اقدام کند. ضمن اینکه با شیوه شکرگذاری و ذکر اسماء الهی طی مسیر کرده و به واسطه نعمت های خاص الهی همچون ایمان و اسلام به کسب شادی بپردازد. متربی همچنین باید غم های دنیایی، گناهان و پیروی از هوای نفس را از عوامل غم های مذموم بداند و با روش هایی ازجمله پناه بردن به خداوند، دعا کردن، ذکرورزی، ملامت نفس پس از ارتکاب گناه و مرگ اندیشی، قلب خویش را برای وجود غم های مقدس آماده سازد تا به این ترتیب به اهداف تربیت این عاطفه یعنی رسیدن به مقام قرب الهی، پیوستن به هدایت یافتگان و سعادت لقاءالله نایل شود.
سخن از وحدت امت اسلامی، بدون پرداختن به تقریب مذاهب اسلامی، به عنوان مبنای نظری آن، بی معناست. تقریب مذاهب، بهترین راهکار برای کاهش اختلافات مذهبی و عقیدتی است. این مهم، در کنار نقش غیرقابل انکار اخلاق در نهادینه سازی سبک زندگی تقریبی در میان آحاد جامعة اسلامی، توجه جدی و مؤثر به اخلاق تقریبی را ضروری می سازد. هدف این نوشتار، تبیین اصول اخلاقی تقریب بر اساس اولویت است. این مسئله با استفاده از روش کتابخانه ای در گردآوری و روش توصیفی – تحلیلی در پردازش اطلاعات دنبال شده است. با توجه به مسائل و آسیب های عصری تقریب مذاهب اسلامی، بر اصول اخلاقی تقریب همچون: «پرهیز از دادن نسبت های ناروا به یکدیگر»، «همکاری در اصول و ارزش های مشترک و پرهیز از دامن زدن به اختلافات»، «پرهیز از اهانت به مقدسات یکدیگر»، «آزادی در انتخاب مذهب» و «توجه به خلوص نیت و هدف مقدس تقریب» تأکید شده است. اصولی که نادیده انگاری هر یک، پیامدهای کمی و کیفی قابل ملاحظه ای برای جامعة اسلامی، در پی خواهد داشت.
اصل محبت اهل بیت: که هم شأن رسالت پیامبر9است، به عنوان یکی از اصول مبنایی تفکر شیعی شناخته و حقیقت این اصل در دلائل نقلی و عقلی تأیید شده است؛ امّا اهمیّت این اصل به عنوان استراتژی زندگی و راهبرد تربیتی کمتر مدنظر قرار گرفته است. در این راستا، این مقاله با رویکرد کیفی و با روش توصیفی - استنتاجی به بررسی این راهبرد پرداخته است و پس از گردآوری داده ها بر اساس اسناد و محتواهای مرتبط، مبانی و اهداف آن در حیطه نظر و عمل، تحلیل و سپس مؤلفه های تربیتی آن استنتاج شده است. نکته حائز اهمیّت در فرآیند محبت در دیدگاه اسلام آن است که محبت و دوستی اولیای الهی محبتی رشددهنده و علّت غایی آفرینش هستی است و موجب شکل گیری نگرش ها و باورهای مثبت می شود و به عنوان هدفِ غاییِ تربیتی، تأمل برانگیز است. اصل توجه به اراده، اصل عینیت بخشی به حب الهی، اصل ارتقاء شناختی درک، اصل ارتقاء فهمِ هدفمندی آفرینش، از اصول مهمّ این استراتژی تربیتی است و با روش الگوی عاطفی اجراشدنی است. جامعیت الگویی ائمه اطهار:اقتضای آن را داردکه فرد پیرو با احساسی عمیق در تمام ابعاد و جنبه های شخصیت انسانی، آنان را اسوه خود قرار دهد و به غنای شخصیتی دست یابد.
هدف از این پژوهش بررسی و تعیین عناصر برنامهٔ درسی براساس کتاب مفاتیح الحیاه آیت الله جوادی آملی است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و با استفاده از منابع موجود و در دسترس به توصیف و تحلیل عناصر برنامهٔ درسی در کتاب مفاتیح الحیاه پرداخته است. در این راستا براساس تعاریف عناصر برنامهٔ درسی، چهار عنصر اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی به عنوان مؤلفه های اساسی در برنامه ریزی درسی انتخاب شدند. سپس کتاب مفاتیح الحیاه بررسی شد تا مشخص شود، در این کتاب سرشار از مبانی و اندیشه های اسلامی، چه مباحثی را می توان در برنامهٔ درسی پیاده ساخت. حاصل پژوهش در بُعد اهداف نشان داد، هدف های مهمی که باید در تعلیم وتعلّم مدنظر قرار گیرند، شامل هدف های شناختی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، زیستی جسمانی، اخلاقی و اعتقادی است. این هدف ها ازطریق آموزش علوم دینی، قرآن، حدیث، فقه، شعر دینی، مهارت اجتماعی، احکام عبادی، حرفه و صنعت، ورزش و تفریح های سالم، بهداشت جسم و روان و بهداشت محیط زیست تحقق می یابند. همچنین، بر تفکر و تدبر، گفت وگوی علمی، پرسشگری، تشکل های علمی، مشورت و گردشگری به عنوان روش های تدریس تأکید شد. درنهایت، مباحث مهم چهارمین عنصر، یعنی مؤلفهٔ ارزشیابی، آسان گیری و مدارا و پرهیز از سخت گیری با فراگیران بود.
معنویّت، از جمله واژگان پرکاربردی است که اندیشمندان عصر جدید به توضیح و تبیین آن همّت گماردهاند و هریک در تعریف آن، بیانی متمایز از دیگران دارد. از دیگر سو، عدّهای از اندیشمندان، درصدد یافتن معنویّت، در درون دینهای تاریخی و سنّتی هستند و گروه دیگر به مقولهی معنویّت، به عنوان مسألهای فرادینی نظر می کنند.
آنچنان که در بخش اوّل مقالهی «معنویّت مسیحی» گذشت، مقالهی حاضر قصد آن دارد که به مقولهی معنویت از منظر درون دینی و به طور خاص از دیدگاه مسیحیّت بپردازد. اندیشمندان مسیحی نیز هریک از زاویهای به مسأله پرداخته و در قالب نظامهای الاهیاتی متعدّد، مسألهی معنویّت را مورد دقّت و بررسی قرار دادهاند. نظامهای الاهیاتی چون «الاهیات سیستماتیک»، «الاهیات تاریخی»، «الاهیات دفاعی»، «الاهیات کاربردی» و «الاهیات انجیلی»، نظامهای الاهیاتی رایجی هستند که در هریک از آنها، تعریفی متمایز و راهکاری ویژه برای رسیدن به معنویّت پیشنهاد شده است. نوشتهی حاضر در صدد است که به معنویّت مسیحی از منظر «الاهیات انجیلی» نظر افکنده و با بررسی کتاب مقدّس، آن را تبیین و نقد نماید.
معنویّت مسیحی مبتنی بر کتاب مقدّس را از دو منظر کاملاً متمایز میتوان جستجو کرد. نگاه مقدّماتی عمومی و نگاه الاهیاتی. در بخش اوّل به نگاه مقدّماتی عمومی پرداختیم و در این بخش به نگاه الاهیاتی خواهیم پرداخت. مفاهیم اساسی که در این بخش بررسی خواهند شد، عبارتند از: خالق شناسی، مسیح شناسی، روح القدس شناسی، کلیسا شناسی و آخرت شناسی، که هریک از آنها از منظر مسیحیان بررسی شده و نقد آن نیز از منظر اسلام، بیان میگردد.
یکی از مباحث وجود شناختی در فلسفه اخلاق، ساختار گزاره اخلاقی است؛ به این معنا که آیا مدلول قضیه ای مثل «راست گویی خوب است» اخبار است یا انشا؟ آیا انسان خوب بودنِ راست گویی را کشف می کند یا خوب بودن را برای راست گویی جعل می کند؟ نوشتار حاضر با بررسی آثار ابن سینا به روش توصیفی تحلیلی درمی یابد که برخی مبانی او همچون مبدئیت شریعت الهی برای اخلاق و مشهوربودن قضایای اخلاقی، با دیدگاه جعل قضایای اخلاقی سازگار است. ولی دیگر اظهاراتش، ازقبیل قراردادن اخلاق ذیل مباحث فلسفه و برهان پذیری گزاره های اخلاقی، غیرواقعی و ناشناختی بودن گزاره های اخلاقی را نفی می کند. از مجموع دیدگاه های شیخ الرئیس به این نتیجه می رسیم که دلایل واقعی بودن اخلاق قوی تر است و ابن سینا معتقد به اخباری بودن گزاره های اخلاقی است.
معناشناسی واژگانی قرآنی، در واقع، مطالعه تحلیلی در باب واژه ها و مفاهیم کلیدی قرآن است که طی فرایندی ضابطه مند به شناخت معنای اساسی و نسبی و تحلیل مؤلفه هایی معنایی کلمه مورد نظر در نظام معنایی قرآن پرداخته، و ضمن شناسایی دقیق پیوندهای معنایی و تحلیل روابط درونی و پیرامونی آنها شبکه معنایی آن را ترسیم می کند. هدف این مقاله، تبیین شیوه استخراج حوزه معنایی مفاهیم و واژگان کلیدی تربیتی قرآن است. برای رسیدن به این هدف، از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.روایی استنباط و استخراج معنای واژگان قرآن، بر پایه اصول و قواعد عقلایی در تفسیر قرآن مبتنی است. بر اساس یافته های این پژوهش، روش ایزوتسو و روش های معناشناسی واژگانی ساختگرا به تنهایی در تحلیل واژگان کلیدی قرآن و تبیین جهان بینی آن کفایت نمی کند. از این رو، با استفاده از تلفیق روش های معناشناسی واژگانی و روش استنباطی واژه شناسی سنتی و تطبیق آن بر مفهوم تربیت، به این نتیجه رسیده است که واژه «تربیت»، با سازه اصلی فزونی، رشد و علو با واژه «تزکیه»، پیوند معنایی وثیقی دارد. اما واژه «ربّ» با هسته معنایی مالکیت همراه با تصرف و تدبیر، ارتباط معناشناختی مستقیمی با مفهوم اصطلاحی تربیت ندارد و ترجمه آن به مربّی (پروردگار) ترجمه تسامحی و در نهایت ترجمه به لازم معناست. البته بر اساس بینش توحید ربوبی، تدبیر همه امور همه موجودات از جمله تربیت انسان در اختیار خداوندگار جهانیان است.این مسئله اختصاصی به تربیت ندارد. بر این اساس، «تزکیه» در منظومه معنایی قرآن، با هسته معنایی فزونی، رشد، شکوفایی و آراستگی، کانون مفاهیم مهم تربیتی مانند تعلیم، تربیت، هدایت و رشد، تقوی و مانند آن است، و رستگاری انسان را تضمین می کند.
گستردگى اخلاق و بیان رفتار عقلانى در آموزه هاى نهج البلاغه قابل انکار نیست، بى شک تأثیر غیر قابل انکار اخلاق در رسیدن به هدف ادیان و خاصه دین اسلام که تکامل و در نهایت تقرب انسان به خدا است، انگیزه اصلى این گستردگى مى باشد. این مقاله با رویکرد تحلیلی و توصیفی و با هدف بررسی الگوی رشد اخلاقی در سنین کودکی در میان آموزه هاى نهج البلاغه پرداخته است. اخلاق اساسی ترین و مهم ترین چیزی است که در زندگی فردی و اجتماعی رخ می نماید، و بی گمان به همه چیز زندگی رنگ می زند و جهت می دهد. امام علی (ع) تنها چیزی را که قائل است باید بر آن ایستاد و تعصّب ورزید و از آن عدول نکرد، اخلاق است. برای موجوداتی که در طریق تغییر، تحول، رشد و تکامل هستند معمولاً موسم مناسبی وجود دارد که در آن به بهترین و مناسب ترین رشد خود می رسند و آثار مورد انتظار از آنها تجلی می یابد موسم مناسب تربیت، در اوایل زندگی یعنی دوره کودکی، آنگاه که فرزند هنوز قلبی آسمانی و بی آلایش دارد. اصل «محبت و تکریم» به عنوان زمینه اى براى برقرارى ارتباط با کودکان همچنان که اصل « روش الگویی» در کنار محبت هرگز مغفول واقع نشده است. اصل « تذکر»، «اعتدال» و « تشویق » «عبرت گیری» و «تربیت عملی » از دیگر اصول روش های رشد اخلاقی در سیره حضرت علی (ع) به شمار مى رود. به نظر می رسد، در حوزه تعلیم و تربیت یکی از مهم ترین، تأثیرگذارترین و در عین حال، دشوارترین مباحث، رشد اخلاقی و اخلاقی بارآوردن کودکان است. از این رو، پرداختن به مباحث مربوط به اخلاق و به تبع آن رشد اخلاقی از جایگاه رفیعی برخوردار است.
مسکویه تحت تأثیر حکیمان یونانی فضایل را در گام نخست به چهار دسته – حکمت، عفت، شجاعت و عدالت – تقسیم می کند و از آن ها به عنوان فضایل رئیسه یاد می کند. او بر این باور است که حکمت فضیلت قوه ناطقه است و در سایه آن انسان به شناخت امور الهی و انسانی می پردازد و عفت فضیلت قوه شهوانی است و در صورت اتصاف انسان بدین فضیلت، او بر این قوه استیلا می یابد و تمایلات شهوانی خویش را بر اساس رأی و فکر صائب بکار می گیرد و از اسارت شهوات آزاد می گردد. از دیدگاه مسکویه شجاعت، فضیلت قوه غضبیه نفس انسان است، در صورتی که این قوه تحت سیطره قوه عاقله باشد انسان به فضیلت شجاعت متصف می گردد، و از مبادرت ورزیدن به امور مهیب و خوفناک هراسی به خود راه نمی دهد. آخرین فضیلت رئیسه و بنیادی از دیدگاه مسکویه، عدالت است. او یادآور می شود، در صورتی انسانی بدین فضیلت متصف می گردد، که واجد سه فضیلت بنیادی پیش گفته گردد. و در مجموع، دو قوه غضبیه و شهویه مطیع و منقاد قوه ناطقه گردند. با اندک تأمل در مطالب پیش گفته درمی یابیم که ترابط وثیق و مستحکمی میان فضایل بنیادی و قوای نفس برقرار است. حکمت ناشی از قوه ناطقه، عفت و شجاعت از سازگاری مثبت میان این قوای سه گانه نفس ایجاد می گردد