این مقاله به تناسب اهمیت شناخت هدف با روش تحلیلی نظری به بررسی رابطه اهداف سه گانه در حیطه شناختی، عاطفی و روانی حرکتی با رویکردهای مختلف در زمینه تربیت دینی پرداخته است. در این مقاله ابتدا اهداف سه گانه، و سپس رویکردهای مختلف تربیت دینی تبیین، و بر این اساس رابطه اهداف سه گانه با رویکردهای تربیت دینی مشخص شده است؛ لذا حیطه های سه گانه شناختی و عاطفی و عملکردی با سه رویکرد ایمانگرا، عقل گرا و رویکرد ترکیبی در ارتباط است. بنابراین در تربیت دینی باید رویکردی انتخاب شود که هم به عقل، هم به عاطفه و هم به رفتار یادگیرندگان توجه شود؛ به عبارت دیگر باید به هر دو رویکرد عقل گرایی و ایمانگرایی و نتیجه آن، که عمل صالح است، توجه کافی مبذول شود.
هدف این مقاله بررسی ارزشیابی به ویژه ارزشیابی آموزشی در سیرة پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. یافته های این بررسی نشان می دهد که در سیرة معصومان(ع) انواع ارزشیابی از قبیل ارزشیابی معلم و فراگیر، ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی، ارزشیابی شفاهی، ارزشیابی انفرادی، ارزشیابی هدف گرا و ارزشیابی مشارکتی مورد توجه بوده است.
اخلاق اسلامی با بهره گیری از قواعد برخاسته از عقل و وحی، به لحاظ نظری توجیه مناسبی برای تحلیل و بسط نظریه حقوق اساسی به شمار میرود. براساس این نظریه حقوق اساسی به عنوان حقوق و قواعد بنیادین، بر مبنای ارزش های اخلاقی استوار گشته و توجیه قواعد اساسی صرفاً بر تحولات تاریخی و فرهنگ سیاسی خاصی متکی نیست. طرح نظری مبنای اخلاقی برای حقوق اساسی، بر پایه رویکرد سیستمی به مجموعه علوم اجتماعی صورت گرفته که میتواند ضمن ایجاد توانایی گفتمان و هم گرایی بیشتر ملت ها در این حوزه، قابلیت طرح نظریه های حقوق اساسی را برای فرهنگ های مختلف بالا برده، معیاری برای ارزیابی قواعد حقوق اساسی به دست دهد. این مبنای اخلاقی دستاوردی است که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران در حقوق اساسی به ثمر نشست. انقلاب اسلامی ایران ساختار سیاسی نظام را به عنوان ابزاری برای نیل به مقاصد اخلاقی مورد توجه قرار داد.
این تحقیق با هدف بررسی رابطه برنامه های شبکه های ماهواره ای تلویزیونی و هویت دینی جوانان انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و صاحبنظران استان همدان در حوزه امور رسانه و جوانان بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران 97 نفر از آنان به عنوان نمونه-های تحقیق تعیین و با روش نمونه گیری طبقه ای و به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است که پس از تأیید روایی آن، اجرای آزمایشی و اطمینان از پایایی، روی نمونه های تحقیق اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخصهای میانگین و انحراف استاندارد و برای آزمون فرضیه تحقیق از آزمون t تک متغیره استفاده شد. نتیجه تحقیق نشان داد که رابطه بین دو متغیر معنادار است و شبکه های ماهواره ای تلویزیونی بر هویت دینی جوانان تأثیر منفی دارند.
با توجه به اهمیت معنویت به عنوان بعد چهارم انسان، هدف این مقاله تدوین ابزاری به منظور ارزیابی عوامل مؤثر در جذب دانش آموزان به نماز جماعت می باشد. در قالب پژوهش «زمینه یابی از نوع مقطعی»، تعداد 752 نفر از بین دانش آموزان پایه های تحصیلی اول، دوم و سوم دورة متوسطه در استان اردبیل در سال تحصیلی 89-90 به شیوة نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامة تدوین شدة جذب به نماز جماعت، توسط آنان تکمیل گردید. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، بیانگر آن بود که پرسش نامة مذکور، دارای پنج عامل زیربنایی با عناوین «فضای فیزیکی و ارتباطی ـ آموزشی»، «ایمان و رفتار مذهبی فردی ـ خانوادگی»، «نحوة برپایی نماز جماعت»، «محیط اجتماعی» و عامل «تشویقی» بود. بررسی مجدد روایی این پرسش نامه نشان داد که هر پنج عامل استخراج شده دارای ضرایب همبستگی بالا و معنادار با یکدیگر و با نمرة کل پرسش نامه است (001/0>P). بررسی پایایی پرسش نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ نشان داد که عامل اول 90/0، عامل دوم 89/0، عامل سوم 89/0، عامل چهارم دارای ضریب آلفای 82/0 و عامل پنجم 82/0 است. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسش نامه نیز، 94/0 به دست آمد. ارزیابی پرسش نامة جذب به نماز جماعت نشان داد که پرسش نامة مذکور دارای عوامل زیربنایی مطلوب و همبسته برای سنجش عوامل مؤثر در جذب دانش آموزان به نماز جماعت است. بنابراین، از این پرسش نامه می توان در جهت تحقیق و بررسی عوامل مؤثر در جذب دانش آموزان به نماز جماعت استفاده کرد.
برزینکا، از صاحب نظران برجسته عصر کنونی است که دیدگاه های وی در زمینه فلسفه تربیت، تربیت و به ویژه اهداف و ابزارهای تربیت، مورد توجه بسیاری از علاقمندان این حوزه قرار گرفته است. از سوی دیگر، یکی از اقدامات اساسی که اخیراً توسط وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است، توجه به اصلاحات تربیتی در نظام آموزش و پرورش می باشد که حاصل آن، تدوین مبانی بنیادین سند تحول نظام تربیت جمهوری اسلامی ایران است که توسط صاحب نظران عرصه تعلیم و تربیت تدوین و منتشر گردیده است. هدف از مقاله حاضر،بررسی و مقایسه اهداف تربیتی و چگونگی آن از دیدگاه برزینکا از یک سو و مبانی سند تحول بنیادین از سوی دیگر می باشد. بدین منظور، به بررسی دیدگاه های مذکور در زمینه اهداف تربیت و بازیایی شباهت ها و تفاوت های آن ها پرداخته شده است. برای بررسی تطبیقی دیدگاه های مورد نظر از روش تحقیق تطبیقی بردی استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که شبا هت هایی در دیدگاه های برزینکا و مبانی سند تحول در زمینه اهداف آموزشی وجود دارد؛ از جمله این که در هر دو مورد، فرد و جمع مورد توجه می باشند، اهداف تربیتی با سایر ابعاد اجتماع مرتبط است، جنبه های مختلف تربیت مورد توجه قرارگرفته است، و بهبود شخصیت فرد مورد نظر می باشد؛ تفاوت هایی نیز همچون تفاوت در توجه به بعد مذهبی اهداف تربیت، تفاوت در میزان تأکید بر فرد و اجتماع، تفاوت در میزان تأکید بر انتخابی یا الزامی بودن اهداف تربیت، و تفاوت در توجه به بعد زیبایی شناختی تربیت به چشم می خورد.
نظریهٴ عدالت گرای علامه جوادی آملی، در تقابل با نظریات رقیب (برابرانگاری و نابرابرانگاری افراطی) که به نفی مطلق یا اثبات مطلق تمایز گرایی جنسیتی در حوزهٴ تربیت اخلاقی می پردازد، از شاخصه ها و امتیازات چشمگیری برخوردار است.
تحلیل مفهوم تربیت اخلاقی از منظر ایشان به نفی کلی تمایزگرایی منجر نمی شود. بررسی رابطهٴ جنسیت با هویت انسانی زن و مرد بر اساس مبانی انسان شناسی ایشان در هر سه رویکرد قرآنی، فلسفی و عرفانی، برابرانگاری را در عرصهٴ بسیار وسیعی از این قلمرو، ثابت می کند.
سنجش رابطهٴ جنسیت با سه جنبهٴ اصلی تربیت اخلاقی (یعنی اصول، اهداف و ارزش های اخلاقی) نیز وسعت محدودهٴ برابرانگاری را تأیید می نماید؛ اگرچه می باید برای تمایزگرایی جنسیتی نیز متناسب با تفاوت های تکوینی در شیوه های تربیت اخلاقی، سهم محدودی در نظر گرفت.
هگل مدّعی است که نظریّهی اخلاقی کانت، انتزاعی و بدون محتواست؛ علاوه براین، اصول اخلاقی کانت، اخلاقی را عرضه میدارند که بهواسطهی تناقضات ذاتی که دارد، محال و غیرممکن است. در عوض، هگل پیشنهاد میکند که «زندگی اخلاقی» راه حل عیوبی است که در نظریّهی اخلاقی کانت مطرح است. هدف این مقاله بررسی و تعیین اعتبار انتقاد هگل است؛ و تا حدی آنچه میتوان آن را بسط نظریّهی اخلاقی کانت نامید. برای هگل، اخلاق انتقال ضروری از تجلّی آزادی فردی به مفهوم حق است.
انسان شناسی، علمی است که به جایگاه انسان در هستی، و ارتباط او با طبیعت و جامعه می پردازد. انسان شناسی حقوق بشر به این موضوع می پردازد که فرهنگ های مختلف به حقوق بشر چگونه نگاه می کنند. حقوق بشر به معنای امروزی در اثر تغییر ذهن انسان غربی و حاکم شدن اومانیسم به وجود آمد. رویکرد هر نظام فکری به ماهیت، طبیعت و جایگاه انسان تعیین کننده دیگر اجزای فلسفی آن خواهد بود. مکتب فلسفی اشراق به عنوان پیوندگاه اندیشه ایرانی- اسلامی یکی از مهمترین خاستگاه های فکری می باشد که دارای مبانی انسان شناسی خاص خود است. در این تحقیق برآنیم تا حقوق بشر مبتنی بر مبانی انسان شناسی سهروردی را بیابیم. انسان شناسی اشراقی در کنار فهم ارتباط این موضوع با پاره های اساسی دیگر اندیشه او مثل خداشناسی و جهانشناسی میسر است. در اندیشه او انسان تلفیقی از نفس و بدن است، نفس انسانی از سنخ نورالانوار (جوهری بسیط و مجرد) است که اصالت با اوست. راه ورود به ساختار انسان شناسی فلسفه اشراق بازشناسی مسئله نور و احکام مرتبط با آن است. انسان شناسی اشراقی با ویژگی کمال گرای خود مفهومی حداکثری از انسان را ارائه می دهد که می تواند مبنای ترسیم حقوق بنیادین والاتری نسبت به نگاه حداقلی حقوق بشر مدرن باشد.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سبک زندگی اسلامی بر پیشرفت و موفقیت تحصیلی دانشجویان انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و از جهت هدف کاربردی است که به دنبال توصیف و تبیین چگونگی تأثیر سبک زندگی اسلامی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه ایلام است. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استاندارد سبک زندگی اسلامی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانشجویان برتر دانشگاه ایلام در مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری است. پایایی این پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت که برابر با 78/0 است. یافته ها نشان می دهد که بین سبک زندگی اسلامی و موفقیت دانشجویان رابطه وجود دارد به طوری که سبک زندگی اسلامی و ابعاد آن بر موفقیت تحصیلی دانشجویان تأثیر می گذارد. بنابراین با ترویج سبک زندگی اسلامی می توان زمینه ای را برای رشد و تعالی دانشجویان فراهم کرد تا در پیشرفت، ارتقا و پایداری فرهنگی کشور اثر گذار باشد
اهمیّت مساله اخلاق و نقش آن در زندگی انسان بر هیچ کس پوشیده نیست و همه اندیشمندانی که درباره انسان و زندگی و سعادت و نیکبختی او پژوهش نموده اند به جایگاه اخلاق در بهبود وضع زندگانی انسان واقف بوده و همواره آدمیان را به پایبندی مسائل آن دعوت کرده اند. علامه طباطبایی نیز درآثار خود به ویژه تفسیرالمیزان ازاین مساله غافل نبوده است دراین مقاله دیدگاه ایشان درمورد اخلاق مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه دراین نوشتار درمد نظر بوده طرح اطلاق اخلاق ورد نظریه نسبیت اخلاقی بوده است. علامه طباطبایی درتفسیرالمیزان از نگرش مطلق بودن اخلاق جانبداری نموده و ایراداتی راکه طرفداران نسبیت اخلاقی مطرح کرده اند پاسخ داده است.
اینکه نیازهای آدمی خاستگاه احکام اخلاقیاند، حاصل نظریه ایی است که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، دو هدف را دنبال میکند: اول این که، نظریه اخلاق مبتنی بر نیازها را بازشناسی و توصیف نماید. هدف دوم، ارزیابی نظریه است. برای رسیدن به این هدف ها، بیان و توضیح پیشینه بحث و برخی مباحث دیگر ضروری است. در این راستا، به سیر اندیشه های منتهی به این نظریه، تعریف و انواع نیاز و بررسی نظریات پیرامون اخلاق مبتنی بر نیازها پرداخته شده است و سرانجام، انتقادهای وارد بر این نظریه مورد باز کاوی قرار گرفته است.
حزن و افسردگی در روح و نفس انسان، می تواند مانعی در مسیر حرکت و پیشرفت دنیوی و سلوک اخروی فرد باشد. از این رو، باید برای از بین بردن آن تدبیری اندیشید. اعتقاد به قضا و قدر، راه کاری است در همین جهت که با ایجاد رضامندی، این مانع را از مسیر بر خواهد داشت. این نگاشته، شرحی بر روایت امام صادق است که با استفاده از روایات هم مضمون و هم خانواده دو عنوان حزن، و قضا و قدر، به دنبال آن هستیم تا به تبیین این دو رکن اصلی حدیث شریف و رابطه آنها بپردازیم.
در پژوهش حاضر، تبیین رسالت فناوری و رسانه ها بر تربیت دینی در فرایند جهانی شدن مورد بررسی قرارگرفته است. روش انجام این پژوهش، توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی بوده، همچنین گردآوری داده های لازم، جهت بررسی مسئله و کلیه منابع و مراجع مرتبط و در دسترس، با استفاده از فرم گردآوری داده ها و یافته ها، به شیوه کیفی تحلیل شده است. در این بررسی نشان داده شد که رسانه ها بیش از پیش مقام و اهمیت خاصی در جامعه پیدا می کنند و در نتیجه به نحوی روز افزون، اثرات مهمی بر تعلیم و تربیت بر جای می گذارند. در شرایط جهانی شدن، رفته رفته دیوار مدارس و کلاس ها فرو می ریزد؛ فناوری اطلاعات بر مرزهای ساختاری آموزش پیش مدرن و مدرن غلبه می کند و زمینه های اجتماعی، فرهنگی و دینی تازه ای شکل می گیرد. پیامدهای تأثیر رسانه ها بر جهانی شدن عبارت است از: کارکرد انسجام بخشی و گسترش روابط دینی و اجتماعی، افزایش مهارت های ارتباط دینی، سرعت بخشی به مطالعات دینی و .... است. کارکرد رسانه ها از نگاه درون دینی اسلامی تأیید شده و تأثیرات رسانه ها بر تربیت دینی عبارتند از: بسط نفوذ دین، گفتمان دینی، تبلیغ دین، ایجاد تجربه دینی، خلق نمادهای مقدس، ایجاد تحول روحی، اطلاع رسانی از ادیان دیگر، الگو آفرینی دینی، مدرسه مجازی و ....