چکیده: برای تربیت دینی در محیط خانواده، از شیوه های گوناگونی می توان استفاده کرد، اما اینکه کدام یک از این شیوه ها «مفید» و «مؤثر» است، مسئله ای است که بر اساس مطالعات تجربی قابل تحقیق و بررسی است، ولی اینکه کدام یک از آنها شرعاً «جایز» است. مسئله ای «فقهی» بوده و بر اساس تحقیق در منابع اسلامی، قابل پاسخ است. این مقاله از نگاه فقهی، به طرح دو دیدگاه در جواز استفاده از «اجبار» برای مقید کردن اعضای خانواده به رعایت موازین اخلاقی و شرعی پرداخته است. مبنای نظری این مقاله، قلمرو امر به معروف و نهی از منکر است و صرفاً بر اساس این مبنا، به تحلیل موضوع پرداخته شده است. این مقاله با نقد مستندهای نظریه ای که اجبار را در محیط خانواده، مشروع می داند، تأکید می کند که مسئولیت مهم «حفظ ایمان و اخلاق» در خانواده را با روش های قهرآمیز و خشونت بار «نباید» دنبال کرد، این شیوه ها با صرف نظر از اینکه مفید و مؤثر نیست، از نظر فقهی نیز نمی توان از مشروعیت آنها دفاع کرد.
کاربرد «عبرت» در قلمرو «تربیت»، بسیار گسترده است. همه ادیان الهی و مکاتب تربیتی، پیروان خویش را به عبرت آموزی از سرگذشت پیشینیان و مقایسه موقعیت خود با آنان فرا می خوانند. اسلام نیز به عنوان کامل ترین دین الهی، مسلمانان را به سیر در آفاق و انفس، توام با تفکر و اندیشه در سرگذشت دیگران، دعوت کرده است. به همین دلیل یکی از مهم ترین و پرثمرترین روش های تربیتی که در سیره پیشوایان، از جمله مولای متقیان علی(ع) مورد توجه خاص بوده و کاربرد بسیار داشته، روش «عبرت آموزی» است.
این مقاله بارویکرد تحلیلی توصیفی به مبانی و شیوه های تربیت اخلاقی در قرآن، از نظر مفسّر بزرگ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میپردازد. مبانی تربیت اخلاقی به معنای استعدادها، امکانات و ضرورت های مربوط به انسان دربارة آموزش اخلاق و همچنین بیانگر نوع روش ها وشیوه ها در تربیت اخلاقی است. مبانی تربیتی به سه دستة علمی، فلسفی و دینی تقسیم میشود که در این مقاله تنها به مبانی دینی پرداخته شده است.
علامه، «توحید» را مهم ترین مبنای تربیت اخلاقی قرآن میداند که تمامی آموزه های قرآن، حول محور آن میچرخد. موحد پس از شناخت خداوند و شناخت نیازهای خود، بنابر امیال فطری نظیر میل به هدف، کمال، حقیقت، تقدیس موجود برتر، کرامت ذاتی و صیانت از نفس، به سوی خداوند جذب میشود، و تنها راه رسیدن به قرب را در انجام دستورهای الهی و ترک محرّمات مییابد. این همان روش عبودیت است که انسان را به تهذیب نفس میرساند.
از دیدگاه علامه، سایر مبانی نظیر اختیار، معرفت پذیری و... و روش های تربیت اخلاقی مانند نصیحت، الگوسازی با داستان و مثال، وعدة بهشت و جهنم، پرسش و پاسخ، ابتلا و...، همگی حول محور «توحید» میتواند اثرگذار باشد.
معرفت الهی در هستی نبی اکرم| را میتوان در آئینه آیات قرآن، روایات معصومین^ و سخن اهل معرفت از جمله شاعران اهل معنا یافت؛ این معرفت در قالب بیان اوصاف نبی اکرم| متجلی و بازگو شده است.
صحابه رسول خدا| مثل ابن عباس و بخصوص امیرمؤمنان علی× جلوه ای از سیمای پرفروغ نبی اکرم| را در کلمات و جملات خود منعکس کرده اند، سیمایی که در آن لحظه های پربار عبادت و عرفان و بندگی و نور و تابندگی و همراهی و هم نوایی با فرشتگان الهی در آن منعکس شده است.
مولوی، سعدی، خاقانی، نظامی و سنایی از جمله شاعرانیاند که شرح این عاشقی و مشتاقی و دلدادگی را در اشعار خود بیان کرده اند.
تقوا؛ ورع و پرهیز از حرام های خدا و اجتناب از ارتکاب معاصی است. درآیات قرآن تقوا به معنای محافظت خود از چیزهای است که باعث ضرر و زیان است. تقوا درپی عمل به دستورات خدا و عبادت(بندگی) او ایجاد می شود، و امری مشکّک (ذو مراتب) است. تقوا؛ سرآمد فضائل اخلاقی، وصیّت خدا و اهل بیت:، بالاترین کرامت، بهترین پوشش، محکم ترین عزّت، والاترین فضیلت و بهترین توشه برای آخرت است. در آیات قرآن متعلَّق تقوا؛ خداوند،آتش جهنّم و بیت المال مسلمین است. مخاطب تقوا گاه عامّ و گاه خاصّ است. تقوا در زبان قرآن وسنّت با مفاهیم: ایمان، سکینه، اطاعت و ورع مرادف است. برخی از مفاهیم مقابل تقوا در زبان قرآن و سنّت عبارتند از: فجور، غوایت و طغیان. ثمره این جستار، مفهوم شناسی علمی و روشمند تقوا است.
تفرقه در لغت، جداگشتن، و فاصله گرفتن معنا می دهد و در فرهنگ قرآن و معارف اهل بیت :، دورشدن قلب ها، عواطف اعتقادات از یکدیگر است. این عمل، پی آمد رذالت ها و صفات ناپسندیدهی انسانی است که ریشه در اعتقادات ناصحیح دارد.
هدف اصلی نوشتار حاضر دستیابی به عوامل اخلاقی تفرقه از منظر قرآن و سنّت معصومین :است. نتیجه و ثمره ی این پژوهش، تبیین علمی، جامع و دقیق عوامل اخلاقی تفرقه، جهت دستیابی به آن در تمام ابعاد زندگی دنیوی و اخروی مسلمانان و امّت اسلام است. برای تحقّق این خواسته، نگارنده به استقصای تمام آیات قرآن و نیز قسمت اهمّ روایات ائمّه ی معصومین : پرداخته است.