یکی از آیات پر ابهام نزد مفسران، آیه 102 بقره است. در این آیه چند اختلاف مانند مکان بابل، نزول هاروت و ماروت، چگونگی سحر و مراد از شیاطین قابل ملاحظه است. آنچه امید به پاسخگویی به این ابهام ها را تقویت می کند واژه «بابِل» است که کمک زیادی در حل این اختلافات دارد. نام «بابل» تنها یک بار در قرآن آمده است. در این مقاله از نقطه نظر توجه مردم به سحر که مهم ترین موضوع به کار رفته در آیه است، به وقایع این شهر و پایان آن می نگرد تا بتواند از طریق شناخت بیشتر بابل به بررسی تاثیرهای آن در تفسیر آیه بپردازد. این تاثیرها در دو جهت بررسی می شود؛ یکی اینکه با تبیین عاقبت سحرکنندگان، به بررسی ارتباط بین سحر و اتفاق های پیش آمده در بابل می پردازد و دیگر اینکه کنکاشی در پاسخ گویی به اختلاف های تفسیری دارد.
با توجه به اینکه امروزه کشورها برای جلوگیری از فرار مجرمان از چنگال عدالت و قانون، قراردادهای استرداد مجرمان را منعقد می کنند و مجرمان را در هر کشوری که باشند برای محاکمه و مجازات باز می گردانند، ضرورت پرداختن به موضوع استرداد مجرمان، بدیهی می نماید. مبتلی بودن جمهوری اسلامی ایران به مسئله استرداد مجرمان و وجود قانون استرداد مجرمان (مصوب قبل از انقلاب) و خلاف شرع اعلام شدن بیشتر لوایح استرداد مجرمان از سوی شورای نگهبان، بر این ضرورت می افزاید.
آنچه در این نوشتار می آید، پاسخ به این پرسش است که آیا آیه شریفه «وَ لَنْ یجْعَلَ اللهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء: 141) در مقابل انعقاد قرارداد استرداد مجرمان به کشورهای غیراسلامی، مانعی محسوب می شود؟
در این نوشتار، بعد از مفهوم شناسی و تعیین محدوده بحث با روشی استنباطی و با استفاده از مطالب دلالی آیه مذکور، از حیث احکام اولیه، تطبیق آن را بر استرداد مجرمان با تأکید بر بازگرداندن مسلمان به کشور غیراسلامی، اثبات کرده و اشکالات تطبیق آیه نفی سبیل را نسبت به استرداد مجرم مسلمان، بررسی و نقد کرده ایم.
مبانى تفسیر از جمله مؤثرترین عوامل جهت دهنده تلاش مفسر در عملیات تفسیرى است و در شکل گیرى فهم درست از مقاصد خداوند از آیات نقشى بى بدیل دارد. یکى از راه هاى شناخت مبانى تفسیر قرآن، مراجعه به مقدمه و یا متن تفاسیرى است که به مناسبت مقام از مبنایى سخن گفته و یا در تلاش تفسیرى خود از آن بهره برده اند. در تفسیر موضوعى معارف قرآن اثر استاد آیت اللّه مصباح و نیز در برخى آثار دیگر ایشان به برخى مبانى اشارتى شده و اثرگذارى آن در فهم قرآن روشن شده است. نگارنده با مرورى بر این آثار، آن مبانى را استخراج و توصیف و تحلیل کرده است. برخى از این مبانى عبارتند از: کلام خدا بودن قرآن؛ عقلایى بودن زبان قرآن؛ امکان و جواز فهم قرآن؛ تفاوت تفسیر با تأویل؛ واقع نمایى آیات قرآن؛ هدف دارى؛ مصونیت از تحریف؛ اعجاز در هماهنگى و عدم اختلاف؛ جهانى بودن و جاودانگى؛ جامعیت در بیان امور مرتبط با هدایت انسان.