شیعه در اعتقادهای خود، به مسئله رجعت باور دارد، اما اهل سنت نسبت به آن بی اعتقاد است. متفکران شیعه برای اثبات این عقیده به ادله متعددی تمسک کرده اند، از جمله به متون دینی اعم از آیات قرآن و روایات معصومان ^ ، عقل و اجماع. این امور به انضمام واقعیت های تاریخی در اقوام گذشته ، امکان رجعت را اثبات می کند. در میان ادله نقلی، برخی آیات اثبات کننده این باور در آخرالزمان است. به نظر مفسران شیعه در رأس این آیات، آیه 83 سوره نمل قرار دارد که در عرف قرآن پژوهان شیعه به آیه اثبات کننده رجعت در زمان ظهور حضرت مهدی # مشهور است، اما در برابر، مفسران عامه به نقد دیدگاه عالمان شیعی پرداخته اند. در این تحقیق با رویکردی تحلیلی به بررسی موشکافانه دیدگاه مفسران فریقین در مدلول آیه فوق پرداخته و در ادامه نظر مفسران اهل سنت را به نقد کشیده است.
پس از شهادت امیرالمومنین علی(ع)،امامت و ولایت امت به حسن بن علی(ع) فرزند گرامیشان انتقال یافت.در این زمان معاویه که حکومت شام را در دست داشت،توانسته بود با دروغ و فریب به نام دین بر مردم حکومت کند.مردم هر آنچه را که او می گفت جزء دین می شمردند،و تبعیت می کردند.تا آنجا که او نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواند و احدی به اواعتراض نکرد.1 لذا به واسطه سیاستهای معاویه در ادامه سیاستهای خلفای ثلاث،انحرافات فراوانی در دین به وجود آمد، که امام حسن(ع) عمر شریف خود را صرف مبارزه با این انحرافات کرد.برخی از این اقدامات که در تفسیر نقش مهمی داشته است ، در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
مى توان ساختار تعالیم قرآن را در سه رهیافت کلى: ساختار دلالى، صنفى و معنایى (جزءنگر و کل نگر) دسته بندى کرد. هر چند این سه نوع رویکرد به معناى انفصال قطعى هر کدام از یکدیگر ـ بدون آنکه نقطه مشترکى داشته باشند ـ نیست.
این مقاله به بررسى این سه رهیافت به ویژه رویکرد معنایى (در شکل کل نگر) مى پردازد تا انسجام درون متنى از تعالیم وحى را بر مدار «توحید» بنمایاند، راهکارى براى فهم معارف قرآن فراهم آورد و نسخه اى به مربیان براى اصلاح فرد و جامعه، ارایه کند
مقالة حاضر با هدف بازکاویِ اعتبار و کاربرد عقل در حوزة فهم قرآن، از روایات معصومان علیهم السلام که وارثان و عالمان قرآن هستند، مدد می گیرد. این پژوهش، ابتدا گامی به سوی شناخت عقل برداشته، و از ماهیت عقل، و نیز ارزش آن در کلام اهل بیتعلیهم السلام سخن گفته است. آن هنگام، روایات معصومانعلیهم السلام را در حیطة ارتباط عقل و فهم قرآن مطرح نموده، و ثابت می کند که ایشان نه تنها مخالف ورود عقل به حوزة قرآن نبوده اند، بلکه به انحاء گوناگون بر این عمل صحّه گذاشته اند. پس از آن روایاتی که به نظر می رسد موهم عدم اعتبار عقل در زمینة فهم قرآن باشد، مورد بررسی قرار گرفته و از آنها رفع تعارض و ابهام می شود، بدین صورت که یا جهت صدور این گونه روایات، خاص است؛ و یا مخاطب آنها. در نهایت، اهمیت توجه به محدودة کار آیی عقل مورد تأکید قرار گرفته، و آفت های عقل گرایی افراطی، گزارش شده است. این پژوهش با دو حیثیت، می تواند از نوع «کاربردی» و یا «بنیادی» باشد.