پیش گفتارامام رضا(ع)پیوسته با قرآن مانوس بود.آن را به دقت می خواند و در آیات آن تدبر می کرد و می اندیشید که درباره چه چیز و در چه وقت نازل شده است.گفتار، پاسخ و مثال های آن حضرت همه برگرفته از قرآن بود.امام قرآن را معیار سنجش حق و باطل و صحت و سقم احادیث می شمرد و می فرمود:»در قرآن همه چیز به تفضیل ذکر شده و حلال و حرام و حدود و احکام و همه آن چه برای هدایت بشر نیاز است،به تمام و کمال در آن بیان شده است«.همچنین می فرمود:»قرآن کلام خداست.از آن فرا مگذرید و هدایت را در غیر قرآن جستجو نکنید که گمراه می شوید«.او ضمن یاد کردن از قرآن و بزرگ شمردن آیات و اعجاز و نظم آن، قرآن را ریسمان استوار خدا و چنگ آویز مستحکم خدا و راه برگزیده او دانسته است که به بهشت رهنمون می کند و از دوزخ نجات می دهد.به مرور زمان ها کهنه نمی شود و به اختلاف زبان ها فاسد نمی گردد؛زیرا مخصوص زمانی،غیر زمان های دیگر نیست،بلکه برهان و حجت بر هر انسانی است و از پیش روی و از پشت سر باطل به سویش نمی آید.وحی نامه ای است از حکیمی ستوده صفات.
سکنا یا انس گرفتن مردان به زنان در قرآن کریم و احادیث بارها گوشزد شده است، ولی فهم این آموزه، نه تنها امروز که در سده های متقدم نیز با ابهاماتی نزد مفسران و شارحان حدیث روبه رو بوده است. امروز هم برای مخاطبان حاضر این پرسش در میان است که در این نصوص سخن از چه نوع نسبتی میان مردان با زنان است و محتوای این نصوص تا چه اندازه به استوارسازی مبانی خانواده و تا چه اندازه به لذت جویی مردان مربوط می شود و چرا گرانیگاه این نسبت زنان است. در مقاله حاضر کوشش شده است تا با ریشه شناسی و استفاده از روش های زبان شناسی تاریخی به تحلیل آیات و احادیث مربوط پرداخته شود و در موارد نیاز از مطالعات تطبیقی متون ادیان نیز استفاده شده است. به عنوان دستاورد پژوهش می توان گفت آموزه قرآنی سکنا، کاملاً ناظر به استوارسازی مبانی خانواده است و آموزه انس در احادیث، یا برآمده از آن است که ماده قرآنی «س ک ن» به ماده «ا ن س» نقل به معنا شده و تحولات اجتماعی به موازات تحولات زبانی مسیر این آموزه را تغییر داده است؛ یا به موازات آموزه قرآنی سکنا، نسبت انس میان مرد و زن به عنوان یک آموزه دیرین در ادیان ابراهیمی و نه تفسیر سکنا، در روایات اسلامی مطرح گشته است.
تبیین کتاب، یکی از رسالت هایی است که قرآن کریم در آیات مختلفی آن را برای پیامبر اکرم | برشمرده است. برخی مراد از تبیین کتاب در این آیات را تفسیر و کنار زدن پرده ابهام از چهره مفاهیم آن می انگارند. در این نگاه مفاهیم کتاب قرین اجمال و ابهام بوده است و دسترسی به مراد آن، جز در پرتو تفسیر سنّت، میسّر نیست . برخی نیز تبیین کتاب را تعبیری دیگر از ابلاغ و اعلام آشکار آیات قرآن می دانند. این نوشتار بر آن است که با تکیه بر معناشناسی این واژه در آیات الهی می توان دریافت که تبیین ملازم با وجود اجمال نیست و تلاش در راستای ابلاغ فراگیر و دقیق آیات و حفظ آن از آمیختگی با دیگر کلمات، در زمره رسالت تبیین کتاب، ارزیابی می گردد، اما تبیین در ابلاغ واژگان خلاصه نمی گردد و شامل مواردی هم چون تقریر و تأکید آموزه های قرآن به بیان های مختلف، توضیح واژگان، بیان حقایق و مصادیق و تفصیل آیات نیز می گردد.
تمسک به آیات قرآن بهترین راه دستیابی به الگویی صحیح در تربیت انسان و رسیدن به سعادت دنی وی و اخروی است، ازجمله آموزه های تربیتی بحث از اصول و شرایطی است که در ضمن به کارگیری روش های تربیت، باید مورد توجه قرار گیرد تا مقدمه ای برای رسیدن به اهداف تربیتی باشد؛ چراکه نتیجه بخشی روش های تربیتی مبتنی بر شرایطی است که باید در هر سه عنصر اساسی محتوا، مربی و متربّی در فرآیند تربیت وجود داشته باشد، در غیر این صورت، روش تربیتی عقیم یا از میزان ثمردهی آن کاسته می شود. در این پژوهش، تلاش شده تا با تتبّع در آراء تفسیری سید فضل الله و ابن عاشور به عنوان دو مفسّر داعی اصلاح اجتماعی دینی در جهان معاصر، شرایط تاثیرگذار در اتخاذ روش های تربیتی مورد بررسی قرار گیرد تا در برابر مکاتب غربی، تصویری از مکتب تربیتی اسلام ارائه شود و زمینه ای برای نشر نظام تربیتی اسلام فراهم گردد. از دیدگاه تفسیری ایشان، قابل فهم بودن، تداوم، حکمت و بصیرت، فروتنی، شرح صدر، تعقل و احساس مسئولیت از جمله شرایط بسترساز برای به کارگیری روش های تربیت است.
این پژوهش بر آن است تا معنای واژه لعن را از دیدگاه لغت شناسان و مفسران بررسی نماید. در این پژوهش ضمن بررسی معنای لغوی لعن از دیدگاه لغت شناسان و مفسران، به بازشناسی مفهوم واژه لعن با واژه های هم نشین و جانشین در آیات به کار رفته می پردازد. از جمله نتایج مهم این تحقیق آشکار شدن معانی و مصادیق متعدد این واژه در قرآن کریم و ارتباط نزدیک آن با عذاب و مصادیق عذاب و ارتباط تنگاتنگ آن با افراد موصوف به صفت کفر، شرک، نفاق است. در این مقاله قرابت معنایی این واژه، با معنای واژه هایی مانند عذاب و ارتباط نزدیک لعن با مفاهیم «بهله» و «رجیم» نیز آشکار می شود.