انسان موجودى است اجتماعى، به دلیل این ویژگىها که در فرایند جامعهپذیرى و اجتماعى شدن به آن مىرسد، از موجودات دیگر متمایز است. از اینرو، جامعهپذیرى نقطه اتصال علوم مختلف انسانى و اجتماعى است و آگاهى از آن منوط بر آن است که مفهوم آن در این مجموعه از علوم انسانى دنبال شود.
بنابر مفهوم جامعهپذیرى، انسانها آموزههاى اجتماعى خود را از محیط گرفته و در فرایند جامعهپذیرى مىکوشند خود را همانند جمع سازند؛ هرچند این فرایند، رابطهاى دوسویه است و کنشگران با محیط در تأثیر و تأثر متقابلاند. این مقاله با رویکرد نظرى و تحلیلى، و با کنکاش در آیات قرآنى مىکوشد تا نشان دهد قرآن کریم ضمن احترام به جماعت انسانها، همگان را به پذیرش همه آموزههاى اجتماعى فرانمىخواند، بلکه سرپیچى از آموزههاى ناسازگار با اسلام را مطلوب مىشمارد. بنابراین، در نگاه قرآن، اجتماعى شدن در گروههاى مؤمنانى که هنجارها و ارزشگذارىهاى خود را بر پایه ارزشهاى اسلام بنا مىکنند، محترم است، نه در هر گروه و اجتماعى.
اسماء السور (اسامی سوره ها، نام سوره ها)، در چارچوب طبقات مفاهیم و میدانهای معنا شناختی قرآن کریم و برای نمایاندن خطوط اصلی جهت گیریهای قرآن در زمینه های مختلف پدیدار گشته اند
به گونه ای که نامهای سوره ها مبین مفاهیم عام مطرح در قرآن می باشند و میان این دو ، پیوندی ژرف و نمادین وجود دارد.
در این مقاله تنها به شماری از نام سوره ها که در طبقه عقیده و مکتب فکری می گنجیده اند، به ترتیب ذیل پرداخته ایم:
1- مقدمه : در مقدمه به جایگاه نام سوره در قرآن کریم و در سوره مورد نظر پرداخته و شمارگان ورود آن در هر دو جا یادآوری شده است.
2-طبقه بندی نام سوره بر اساس وجه تسمیه قرآنی آن ، در این بخش طبقه بندی خاصی از نام سوره ها به دست داده شده که امری نو، و بر آیند استنباط و استنتاج نگارنده است.
3-طبقه بندی مفهومی : در این بخش ، دلیل یا دلایل گنجاندن نام سوره های منتخب در میدان معنا شناختی عقیده و مکتب فکری برشمرده شد.
4-تجزیه و تحلیل مفهوم ، مفهومِ اصلی و محوری موجود در ماده ( ریشه ) نام سوره ها را در پژوهشی فقه اللغه ای (An Etymoloical search) برنمایانده ایم، و به تجزیه و تحلیل مفهوم نام سوره پرداخته ایم.
نگاه به گروههای نام سوره ها به عنوان اعضای طبقات و میادین معنی شناختی معین و تعلق
هر گروه به یک میدان معنی شناختی خاص، فلسفه نامگذاری، معانی و پیامهای موجود در این نامها را آشکار می کند و پیوند خواننده را با قرآن کریم گسترده تر و ژرف تر می سازد.
در این نوشتار بر آن شدیم تا از اندیشه، انگیزه، بینش، گرایش و جنبش عرفانى استاد مطهرى و قرآنشناسى و قرآنپژوهى آن استاد متفکر با تبیین روش تفسیرى استاد و رویکرد و رهیافت عرفانى او به قرآن و معارف قرآن و معارف قرآنى، مطالبى را فرا روى اهل فکر و پژوهش قرار دهیم، تا حداقل چند نکته تبیین گردد: الف) قرآن منبع زلال، غنى و قویم عرفان اصیل، کارآمد، کمالزا، تعهدآفرین و حرارتزا و مسؤولیتبخش است. ب) معرفت عرفانى قرآن و سلوک معنوى و باطنى قرآن از سنخ و هویت و سرشتى ویژه و در عین حال جامع، جاودان و جهانى است که با فطرت همه آدمیان همگرایى و سازگارى داشته بلکه جز آن نیست. ج) از دیدگاه استاد مطهرى بایسته و شایسته است با عنایت به مقتضیات زمان، شرایط فرهنگى ـ ایدئولوژیکى خاص به دوباره نگرى و بازشناسى عرفان و آسیبشناسى و آسیب درمانى عرفان و تفکر و رفتار عرفانى بپردازیم تا عرفان ناب یا سلوک محمّدى صلىاللهعلیهوآله و عرفان علوى حاصل گردد و عرفان و عارفان در تأسیس و توسعه جامعه نورانى و عدالت محور و مدینه فاضله اسلامى نقش برجسته ایفا نمایند و...