ابتدایی ترین نگاه به آیة لا یمسّه الا المطهرون چنین می نماید که منطوق آیه در بیان حکم حرمت تماس بدون طهارت با نوشتار قرآن باشد. تأمل در اندیشه و سخنان کسانی که قائل به این حرمتند، نشان می دهد که مطالعة آنها حصر توجه به ظاهر آیه است، در حالی که تأمل در مفهوم و محتوای این آیه با توجه به آیات پیش و پس آن و ژرف اندیشی در معانی واژگان مورد نظر، مفهومی را فراتر از آنچه فقیهان یاد کرده اند فراوری پژوهشگر می نهد. کوشش ما در این مقاله بر این است که پیش از هر چیز، واژة قرآن و مدلول واقعی آن را در عصر نزول وحی تبیین نمائیم، سپس به نکاتی دربارة مرجع ضمیر «لایمسه» و واژة «مطهرون» و اراده ای که از کاربرد تعبیر منفی «لایمسه» شده است، اشاره نماییم.
محمد عزت دروزه یکی ازمفسران معاصر است که قران کریم را بر حسب ترتیب نزول تفسیر کرده است التفسیر الحدیث از جمله تفاسیر اجتهادی – عقلانی به شمار می آید که مولف بر پایه منابع ومصادر و بیشتر با تکیه بر سیاق و توجه به نظم آیات و دقت در نکات و دقایق نحوی و بیانی و به خصوص توجه به مقتضیات نزول و ... به تفسیر ایات پرداخته است مفسر در یک نگاه کلی سوره ها را به دو بخش کلی – مکی و مدنی تقسیم می کند و پس از آن بر اساس روش اجتهادی خود از روایات در تفسیر بهره می گیرد این تفسیر نخستین تفسیری است که بر این سبک نگارش یافته است این نوشتار به بررسی این تفسیر و تحلیل شیوه تفسیری آن پرداخته است
چندى است که بازار تعامل بین ادیان و تمدنها گرم است . هر کس از دیدگاه خویش، به این بحث پرداخته است . نظر قرآن به عنوان وحى آسمانى، بسیار حائز اهمیت مىباشد . در این نوشتار، نویسنده ابتدا واژه گفتوگو را بررسى کرده سپس به زمینهها و پیششرطهاى لازم براى گفت و گو مىپردازد . موانع گفت و گو و انواع گفت و گوهایى که در قرآن آمده، موضع دیگرى است که نویسنده آن را مورد کاوش قرار داده است .
این مقاله به نقد و بررسی دیدگاههای ذهبی در زمینه وضع در تفسیر میپردازد. ذهبی در این باره چهار نکته را طرح میکند. وی معتقد است آغاز وضع حدیث از سال41 هجری است، این ادعا ناصواب است. چرا که شواهد متعددی مبنی بر شروع وضع از زمان پیامبر اکرم(ص) وجود دارد. البته سال 41 هجری به بعد که زمان حاکمیت و امارت معاویه است وضع حدیث گسترش یافته و نهادینه شده است. دومین بحث ذهبی در مورد اسباب و عوامل وضع است. وی بدون استدلال خاصی شیعه را آغازگر وضع در فضائل میداند. این ادعا توسط برخی دیگر از دانشمندان اهل سنت مانند ابنجوزی نیز ذکر شده، در این مقاله به نقد این دیدگاه نیز پرداخته شده است. سومین بحثی که در این مقاله مورد بررسی و نقد قرار گرفته، پیرامون اثر وضع در تفسیر است. چهارمین نکته؛ بحث ایشان درباره ارزش تفسیر موضوعی است وی کلمات جعلی را قطع نظر از انتساب به معصوم دارای اعتبار دانسته و از ارزش اجمالی برخوردار میداند این سخن نیز با مبانی برخاسته از قرآن و سنت منطبق نمیباشد.