نظریات مختلفی پیرامون نسبت بین متشابهات قرآنی و مشطحیات عرفانی شکل گرفته است. یکی از نظریات مهم و مورد توجه، در این زمینه، نظریه روز بهان بقلی است که توجه جمعی از متفکرین و مستشرقین معاصر از جمله هانری کربن را به خود جلب کرده است. در این نظریه، متشابهات قرآنی از سنخ شطحیات عرفانی دانسته شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. ما در این مقاله هرمنوتیکی آنها، وجوه تمایز بنیادی این دو را از هم نشان داده و به نقد نظریه مذکور پرداخته ایم.
این نوشتار از واژگان بیگانه در قرآن بحث می کند. نویسنده با توجه به پژوهش های زبان شناختی و تاریخی واژه های زیر را بررسی می کند: اب، ابابیل، ابراهیم، ابریق، ابلیس، اجر، احبار، آدم، ادریس، ارائک، آزر، ارم، اساطیر.
بدون شک عبرت دهی یکی از روش های تربیتی است که همه پیامبران(ع) به طور عام، و پیامبر اسلام(ص) به طور خاص، آن را برای هدایت و تربیت انسان ها به کار برده اند. و شاهد این مدعا تعالیم قرآن کریم است، چرا که در جای جای این کتاب آسمانی از موضوعاتی چون تاریخ اقوام و ملل و سرنوشت آن ها، و شگفتی های خلقت و سایر امور سخن به میان آمده و بر وجود عبرت در آن ها تصریح شده است و حتی در مواردی بر گرفتن عبرت امر کرده است که این را می توان به روش عبرت دهی قرآن کریم تعبیر کرد. بررسی ابعاد مختلف این روش از نگاه قرآن کریم، امری است که این مقاله در پی آن است. آنچه در این نوشتار می آید عبارت است از: ماهیت عبرت و مفهوم شناسی آن در قرآن، مقومات عبرت، تعریف روش عبرت دهی، مبانی عبرت، شرایط اثر گذاری عبرت، موضوعات عبرت آموز، و درنهایت، شیوه های عبرت دهی. مقاله سعی کرده است در محدوده آیات قرآن و تفاسیر مربوطه به بررسی این امور بپردازد.