مسئله چیستی و فلسفه امامت، یکی از مباحث کلیدی جهان اسلام است که از صدر اسلام تا کنون، موافقان و مخالفان بسیاری داشته و چه بسا طرفین، یکدیگر را تکفیر کرده و در پی آن انسانهای متعددی کشته شدهاند. بنابراین، به دلیل اهمیت مسئله امامت و تأثیر آن در بعد نظری و عملی مسلمانان، ضروری است از سوی اندیشمندان فرق اسلامی، در ابعاد مختلف این مسئله، تأمل جدی صورت گیرد. در این پژوهش، دیدگاه ابن تیمیه در باب مسئله امامت بررسی شده و با اعتقاد شیعه مقایسه شده است. این پژوهش، بر دیدگاه آیتالله جوادی آملی نیز تکیه داشته و مسائلی مانند تعاریف شیعه و سنی از امامت، شرایط و ویژگیهای امام، تعیین امام و فضائل ائمه اطهار (ع) بررسی شده است.
شناخت و آگاهی انسان از عوامل مختلف نشأت می گیرد. موقعیت های شغلی و اجتماعی فراتر و فروتر و مبانی و سنت های دینی و فرهنگی و سیاسی رایج و حاکم بر جوامع، آگاهی و معرفت انسان را شکل می دهند و عملکردهای او را تعیین می کنند. در این پژوهش مهم ترین رویکردهای معرفت شناختی در تاریخ بیهقی در چهار محور اصلی: سنت های اجتماعی و فرهنگی، ادبی، دینی و سیاسی با روش تحلیل گفتمانی، بررسی شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بیهقی، با شیوه های گوناگون تلاش کرده است که مبانی معرفتی خوانندگان را با اهداف و رویکردهای خاص شکل دهد.
ملّاصدرا در مقام تبیین عینیت ذات با صفات الهی، از سه گویش کلامی، فلسفی و عرفانی بهره گرفته است که در نوشتار پیشِ رو به ترتیب از آن ها به رویکردهای عام، خاص و اخص یاد می شود. هدف اصلی پژوهش، تشریح رویکرد عامِّ ملّاصدرا و تبیین وجوه تمایز آن با دو نگاه دیگر است. طبعاً برای فهم پاسخ فلسفی، در ابتدا فهم تفاوت آن با رویکرد عام تر و نگاه کلامی ضرورت دارد. صدرا در رویکرد فلسفی خویش، ابتدا ذات و صفات الهی را به وجود و ماهیت در اشیاء امکانی تنظیر می نماید و سپس بر پایه تحقّق عرضی ماهیات، ذات احدی را بالذّات، مصداق «وجود» و بالعرض، مصداق اوصاف کمالیه و نعوت جمالیه می خواند؛ بنابراین آن چه بی واسطه از ذات الهی انتزاع می شود، مفهوم «وجود اسمی» است، لیکن از آن رو که کمالات معقول از سنخ وجود و خصایص ذاتی آنند، هر یک از آن ها از حیث واحد وجود، از حقیقت بسیط الهی انتزاع می یابند و این امر، به معنای «تساوق صفات» به حسب ذات احدی است. در این راستا تأمّل در اقسام حیثیت تقییدیه اخفی، بستر مناسبی برای فهم دقیق تر رویکرد فلسفی صدرا و تمایز فی الجمله آن با رویکرد عرفانی در باب ذات و صفات الهی فراهم می آورد.
مرلوپونتی با ادبیات اگزیستانسیالیستی الحادی «نظریه آزادی مشروط» خود را با ابداع نظریه «تن سوژه» و با الهام از مفهوم «زیست جهان» هایدگر پردازش کرده و آزادی بشر را در تزاحم با وجود خدوند می داند. او می گوید: بین خدا و ان سان آزاد ی کی را باید انتخاب کرد؛ زیرا اگر وجود خدا اثبات شود، همه چیز تحت نظام ضرورت علّی قرار گرفته و دی گر جایی برای آزادی بشر باقی نمی ماند. شهید مطهری نیز معتقد است آزادی انسان مشروط (محدود) است. وراثت، محیط اجتماعی وتاریخ از جمله امور محدودکننده آزادی هستند. اما او برای اثبات آزادی مشروط بشر از دلیل فطرت و ضرورت به کارگیری عقل در مسیر تکامل انسان استفاده کرده است. به باور شهید مطهری، این آزادی مشروط نه تنها در تضاد با وجود خدا و اراده و علم نامتناهی او نیست، بلکه لازمه ایمان به اوست.روش تحقیق در این نگارش روش عقلی به شیوه کتابخانه ای است و حاصل آن منتج به این نکته شده که هرچند دیدگاه مرلوپونتی و استاد مطهری در خصوص «آزادی مشروط» تا حدی مشابهت دارند، اما نظریه هر یک از ایشان در منظومه فکری خود کاملا متفاوت از دیگری است.
حقیقت وجود مهم ترین مسئله محوری در حوزه فلسفه و عرفان اسلامی به شمار می رود و اندیشمندان این دو حوزه، دیدگاه های متفاوتی درباره وحدت یا کثرت وجود ارائه نموده اند. گرچه خاستگاه وحدت وجود را باید عرفان دانست لکن به دلیل تناسب با موضوع فلسفه، این مسئله به قلمرو حکمت نیز وارد شده و بر فضای تفکر فلسفی تأثیر گذاشته است. صدرالمتألهین یکی از حکیمانی است که تلاش گسترده ای در جهت برهانی نمودن مدعای عارفان کرده است. او با رد کثرت تباینی وجود، ابتدا متناسب با اصول و مبانی حکمت متعالیه، در مسیر توجیه و تبیین وحدت تشکیکی وجود گام برداشته و در ادامه، از نظریه وحدت شخصی وجود دفاع و آن را به عنوان نظر نهایی خود برگزیده است. پژوهش حاضر، مهم ترین دیدگاه های مطرح در عرصه حقیقت وجود را ارائه و سپس سیر مسئله وحدت وجود در اندیشه ملاصدرا و نظر مختار او را بررسی و ارزیابی کرده است.
این تحقیق مسأله پیوند معرفتی «تکلیف در حد وسع» و «جبر و اختیار» و ابعاد آن در میراث علمی تفسیر و کلام را با رهیافت تاریخی-تطبیقی و با روش تحلیلی-انتقادی بررسی می کند. از آنجا که بحث از این پیوند، در منابع تفسیری کلام گرا به میان آمده است، این تحلیل برپایه دیدگاه ده مفسر مؤثر انجام می شود. تحلیل تاریخی – تطبیقی مفسران برپایه مبانی کلامی در جبر و اختیار به تفسیر آیات پنج گانه وسع می پردازد. معتزله این آیات را دال بر نفی جبر و اثبات تفویض می دانند. اشاعره متقدم به مفهوم سازی جدید از وسع می پردازند تا آیات را با دیدگاه جبرگرایانه سازگار کنند. اشاعره متأخر به نظریه های جبرگرایی معتدل روی می آورند. مفسران شیعه این آیات را دال بر نفی جبر و تفویض می دانند. رهاورد این پژوهش دستیابی به تمایز سه گونه پیوند تصوری، تصدیقی و تأویلی است. با این تمایز می توان چالش های تاریخی کلام بنیان در تفسیر آیات وسع را بین دو مسأله تکلیف درحد وسع و جبر و اختیار تبیین کرد.
پدیدارشناسی دانش تجربه آگاهی است. هگل نشانداد که تحقق دانش مطلق تنها از طریق روش دیالکتیک و منظر پدیدارشناسی امکان دارد. او بر خلاف متفکران روشنگری دین را جزو جدا نشدنی اندیشه بشری می دانست. در این ن.شتار برآنیم که به این سوال پاسخ دهیم که دین در نگاه پدیدارشناسانه هگل چه سرنوشتی پیدا می کند و چه جایگاهی در نظام دانش دارد؟ پاسخ اینست که دین یکی از مهم ترین موقف هایی است که مطلق در آن به ظهور می رسد. منزلگاه و ظهور مطلق در دین نه محسوس است و نه عقلی محض بلکه منزلی بینابینی است که هگل آن را (vorstellung) و یا انگار یا تمثل می نامد.
ملّاصدرا معتقد است که «وجود» یگانه امر حقیقت ساز است. این عقیده ملّاصدرا که «اصالت وجود» نام دارد، مبنای فلسفة او را تشکیل می دهد و حتّی بر مبحث «ماهیّت و احکام آن» تأثیر می نهد. پذیرش تأثیرپذیری مبحث ماهیّت و مباحث مرتبط با آن از اصالت وجود́ لازمه هایی، از جمله تأثیرپذیری حدّ تام از اصالت وجود، را در پی می تواند داشت که ضعف ها و اشکال های حد ّتام منطقی را ندارد. در این مقاله، با روشی توصیفی- تحلیلی، امکان تأثیرپذیری حدّ تام از اصالت وجود، به عنوان امر نشان دهندة حقیقت اشیاء را با تکیه بر این فرضیّه ها نشان داده ایم که «حقیقت در فلسفة ملّاصدرا با وجود معنا می یابد و حد نیز که منعکس کنندة حقیقت اشیاء است، قطعاً از وجود تأثیر می پذیرد»، «در فلسفة ملّاصدرا صورت به تنهایی تمام حقیقت شیء واقع می شود و حدّ تام در فلسفة او به منعکس کردن صورت تغییر خواهد یافت» و «در فلسفة ملّاصدرا پایة حد، یعنی ماهیّت، محفوظ مانده و با اجزای مادّه و صورت ظهور کرده است». تأثیرگذاری اصالت وجود بر حدّ تام́ نتایجی، از جمله تحوّل معنای حدّ تام از وجه منطقی اش و گستردگی فایدة حدّ تامّ فلسفی نسبت به حدّ تامّ منطقی، را در پی دارد
فکر شریعتی مهم ترین چالش ما ایرانی ها با جهان معاصر در تحقق خودآگاهی را آشکار می کند. وی، در برخی سخن رانی ها و آثارش مانند «بازگشت به خویشتن»، «انسان بی خود» و «خودآگاهی و استحمار»، نشان داده است که اهمیت این مسئله را درک کرده است. در کتاب «انسان بی خود»، راه حل ازخودبیگانگی را خودآگاهی می داند و، در کتاب «بازگشت به خویشتن»، مهم ترین مسئلة وجودی ما را تحقق خودآگاهی از راه بازگشت به خویشتنِ راستین خویش می بیند. مقالة پیش رو تلاشی است برای درک خودآگاهی مورد نظر وی از راه کشف جایگاه آن در تاریخ فکری معاصر ما که همة ادوارش را می توان تلاشی برای تحقق این خودآگاهی فهمید.
«تبرک» به مقامات و مشاهد شریفه، همچنین تبرک به آثار و قبور انبیا و اولیا یکى از مسائل مهم توحید عملى است. کلیت و اصل تبرک محل اجماع و توافق مسلمانان است. اصل تبرک تاکنون از سوى کسى انکار نشده است، اما با ظهور فرقه اى سلفى تکفیرى به نام «وهابیان»، به تبعیت از افکار ابن تیمیه، شاهد انکار رفتار مسلمانان، به ویژه شیعیان، در تبرک به مشاهد شریفه و مقابر انبیا هستیم. نتیجه عملى دیدگاه وهابیان تکفیر مسلمانان و درنتیجه، تخریب مشاهد و مقابر ائمه و اولیاست. سؤالى که مطرح مى شود این است که آیا دیدگاه وهابیان مستند شرعى دارد؟ این تحقیق با هدف بررسى عقیده وهابیان و ارزیابى آن با قرآن، سنت و سیره صحابه با روشى تطبیقى تحلیلى شکل گرفته است. در این بررسى مشخص شده که تبرک مبناى قرآنى و روایى دارد. صحابه پیامبر هم علاوه بر اینکه در حیات آن حضرت به آثار ایشان تبرک مى جستند و پیامبر هم این رفتار آنها را تأیید مى کردند، همچنین پس از رحلت پیامبر، به آثار ایشان متبرک مى شدند. این تحقیق نشان مى دهد که اولاً، مبناى دیدگاه وهابیان و ابن تیمیه برداشت نادرست از منابع است. ثانیا، فتاواى آنها در مقابل قرآن و سنت و سیره صحابه و بزرگان چهار مذهب اهل سنت قرار دارد.