نیازهای منابع انسانی، در دهه آینده، برای شرکتهای رسانهای پابهپای سایر حرفهها پیش خواهند رفت. جمعیتشناسی درحال تغییر کارکنان، ازجمله ظهور زنان و رنگین پوستان در مدیریت، نه تنها در چهره کار تاثیر میگذارد، بلکه مفاهیم کار را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
گرچه رقابت و سودهمچنان استفاده از شیوههای تصمیم محوری را ایجاب میکند، انتخابهای مدیران تحت تاثیر تاریخ و تجارب کاری آنها قرار خواهد گرفت.
شیوههای رهبری را کسانی شکل خواهند داد که مسئولیت پذیرند. شیوههای مرجعمدار، کنترل کننده و ازبالا به پایین احتمالا به کلی نابود نخواهند شد، اما به موازی آن شیوههای نوینی شکل خواهند گرفت. درآینده افراد روشناندیشی که آماده رویارویی با بحران باشند و بتوانند محیطهای کاری مطلوب را برای ارضای نیازهای حرفههای متعهد و تحصیل کرده فراهم آورند مورد نیاز خواهد بود. رهبرانی که بتوانند تواناترین و باهوشترین ها را به عرصه بکشانند، به هنگام کمبود نیروی کار بسیار باارزشاند. همچنان که مدیرانی که این کارکنان جدید را به شرکت کنندگانی عالی بدل میکنند، مورد نیازند.
و سرانجام، محتوای فرهنگی برای رهبری مهمتر و مهمتر میشود. نمادها، زبان و فضای کار منعکس کننده تحولات جمعیت شناختی، رقابتی، وفناوری خواهند بود. رهبران آینده نیاز دارند که مفاهیم جدید را درک کنند آنها را از نو تعریف و در محیط کار تدوین کنند.
مدیریت رسانهای انواع گوناگون دارد؛ مدیران خبری برشمارند و به سه گروه مطبوعاتی، رادیویی و تلویزیونی تقسیم میشوند. مدیران رسانهای را از نظر نوع و درجه شغلی نیز میتوان به گروههایی تقسیم کرد. دراین مقاله، نویسنده نخست مشخصات مدیران مطبوعاتی را برمیشمارد و سپس به بررسی مدیریت در روزنامهها و مجلهها و توصیف وظایف انواع مدیران میپردازد و در پایان توصیههایی به آنها میدهد.
اینترنت و امنیت ملی موضوع میزگرد این شماریه نشریه است.
اینترنت چیست؟ امنیت ملی چیست؟ چرا امنیت ملی با اینترنت ارتباط پیدا میکند؟ آیا اینترنت تاثیر مثبتی بر زندگی جوامع بشری دارد؟
آیا امنیت ملی توسط اینترنت تهدید میشود؟ اینترنت در کشورما چه شرایطی دارد؟ ما برای استفاده صحیح از اینترنت چه باید بکنیم؟ و...
اینها همه مسائلی است که در این میزگرد مطرح ساختهایم. حجتالاسلام والمسلمین دکتر حسامالدین آشنا، محقق و مدرس دانشگاه امام صادق، آقای دکتر سپهری راد، دبیر شورای عالی انفورماتیک و آقای دکتر یونس شکرخواه، محقق و مدرس دانشگاه در دفتر نشریه گردهم آمدهاند و در مورد اینترنت و امنیت ملی به بحث و تبادل نظر پرداختهاند.
تروریسم و اینترنت از دو جنبه باهم ارتباط دارند. نخست آنکه، اینترنت، بلندگویی برای افراد و گروههای تروریست است که از طریق آن پیامهای خشم و نفرت خود را انتشار میدهند و با یکدیگر و هواداران خود ارتباط برقرار میکنند.
دوم آنکه، افراد و گروههایی هستند که سعی دارند به شبکههای رایانهای حمله کنند که این کار به عنوان تروریسم فرمانشی یا جنگ فرمانشی شناخته شده است.
در آستانه ورود به قرن بیستویکم، جهان وارد عصر حاکمیت ارتباطات فرامرزی از طریق رایانهها شده است. امروزه شبکههای اطلاعرسانی و اینترنت، که میلیونها نفر مشترک آن هستند، امر جابجایی اطلاعات را شتابی مضاعف بخشیدهاند.
نکته مهم در اینترنت عمومی بودن آن است. همانطور که از نام آن بر میآید، اینترنت هزاران شبکه رایانهای متصل به هم است که دارای هیچ سازمان مدیریتی و یا سرپرست حقوقی نیست.
امروزه اهداف اینترنت از اهداف نظامی، آموزشی و تحقیقاتی آن فراتر رفتهاست و ابعاد مختلف سیاسی، حقوقی، تجاری، فرهنگی و حتی ضد فرهنگی را نیز دنبال میکند.
در مدیریت علمی، سازمان به دو بخش صف و ستاد تقسیم میشود. صف بخشی است که مستقیم درگیر اهداف اصلی سازمان است، یعنی مجموعهای که کارهای مربوط به خروجی سازمان را انجام میدهد، چه آن سازمان فرهنگی باشد، چه غیرفرهنگی. بخش ستاد بخشی است که، برای تامین اهداف آن سازمان، به بخش صف کمک میکند. به عبارت دیگر، بخش ستاد مستقیما درگیر اهداف اصلی سازمان نیست، بلکه هدایتگر و پشتیبانی کننده بخش صف است تا خروجی درست صورت بگیرد.
ازجمله بخشهای ستاد، ستاد مشاورهاست که در کتابهای مدیریت معمولا برای این ستاد با ستاد مشورتی این گونه تعریف وظیفه کردهاند: شور و تبادل نظر با مدیران درباره امور ویژهای که در تخصص آن مشاوران است.