فرایند جهانیسازی، مفهوم و پدپدة تازهای است که متکی بر فشردگی فزاینده زمان و فضا و افزایش آگاهی حاصل از انقلاب اطلاعات بوده و بر رویههای سیاسی ـ اقتصادی و به ویژه فرهنگ جوامع تأثیر به سزایی دارد.
این فرایند از یک سو با موفقیتهای قابلتوجهی مانند گسترش فناوریها (به ویژه فناوریهای نوین ارتباطی) و پدیدههای جدید و تسهیلکننده در دورترین نقاط جهان روبهرو است و از سوی دیگر با اشکالات و ایرادهای بزرگی مانند افزایش شکاف طبقاتی در عرصههای ملی، پیدایش پدیده فقر مدرن، سلطه ثروتمندان، گسستگی، آشفتگی و بینظمی هنجاری، ارزشی، هویتی و یکسانسازی و یکپارچه کردن فرهنگها.
از این رو میتوان گفت کلیه کشورها در رویارویی با این پدیده که شالوده و سازههای اجتماعی جوامع یعنی هویت آنها را متأثر میسازد، با فرصتها و چالشهایی جدی مواجهند.
در جهان امروز، با توجه به ویژگیهای جهانی شدن و عصر اطلاعات که ماهیت ارتباطات را متحول ساخته است، از یک سو، اطلاعرسانی و ارتباطات منبع اصلی قدرت به حساب میآید و از سوی دیگر، هویتسازی و هویتمندی تابعی از ساختار قدرت تلقی میشود.
بدیهی است در این میان، آن دسته از جوامع که از یک طرف در تقویت زیرساختهای ارتباطی و رقابت مؤثر در میدان ارتباطات و اطلاعرسانی با شیوههای نوین و از طرف دیگر، در امر هویتمندی و هویتسازی ناتوانند، دچار آسیبهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جبرانناپذیری خواهند شد.
در این نوشتار، به بررسی جهانی شدن فرهنگ و چالشهای پیش روی آن و هم چنین بحران هویت در عصر اطلاعات و نقش رسانهها به ویژه فناوریهای نوین ارتباطی مانند ماهوارهها به عنوان ابزار تسهیلکننده و یا محدودکننده این فرایند میپردازیم.
ورود سازمان صدا و سیما به عرصة تبلیغات بازرگانی در سالهای اخیر، واکنشهای مثبت و منفی فراوانی را به همراه داشته است. این واکنشها را در یک نگاه کلی میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: گروهی از واکنشهای مثبت و منفی موجود نسبت به پخش تبلیغات بازرگانی، در قالب نظریههای عمومی روز به ویژه دیدگاههای لیبرالیستی و مکتب انتقادی جای میگیرد. این دیدگاهها، نظریاتی عامند و چه در بعد مثبت و چه در بعد منفی متوجه همه رسانههای داخلی و خارجیاند که بخشی از مکان یا زمان خود را به این گونه برنامهها اختصاص دادهاند. بخش دیگر این واکنشها به درستی یا نادرستی و مطلوبیت یا عدم مطلوبیت محتوا، روشها، شیوهها و تکنیکهای تبلیغات بازرگانی صدا و سیما با توجه به خصایص فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ما و با عنایت مضاعف به موقعیت و پایگاه این تنها رسانة ملی پرداختهاند.
اهمیت تحلیل و بررسی این دو نوع واکنش از منظرهای گوناگون ارتباطی، جامعهشناختی از یک سو، و این واقعیت که موضوع تبلیغات بازرگانی رادیو تلویزیونی از این حیث در مقالات این ویژهنامه کمتر مورد بحث قرار گرفتهاند از سوی دیگر، ما را بر آن داشت که در این خصوص نشستی را با اساتید ارجمند و گرامی جناب آقای دکتر کریمی استاد روانشناسی و عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، جناب آقای دکتر محسنیانراد استاد علوم ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه علامهطباطبایی و جناب آقای دکتر دهقان استاد روابط بینالملل و تبلیغات و عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیما برگزار کنیم. آنچه پیش روست حاصل این نشست سه ساعته است که ضمن سپاسگزاری از این اساتید ارجمند و به امید بهرهگیری علاقهمندان و دستاندرکاران امور تبلیغات بازرگانی تقدیم میشود
در این مقاله که با هدف ارائه روشهایی برای طراحی آگهیهای مطبوعاتی به نگارش در آمده است، نخست خلاقیت و اهمیت آن در طراحی یک آگهی مطبوعاتی توضیح داده میشود و سپس با استفاده از نمونههای تصویری، کاربرد خلاقیت در آگهیهای مطبوعاتی مورد بحث قرار میگیرد. پس از آن نیز روشهایی برای تبلیغات مطبوعاتی شامل: انتظاری، نمای درشت، استفاده از تصاویر غیرقابل انتظار، القای حس گناه، ایجاد حس نگرانی، استفاده از طنز و کاریکاتور، استفاده از یک نماد، آشنایی، دنبالهروی، به کارگیری آمار و ارقام و جلوة علمی، توضیح داده میشود.
آگهی های تلویزیونی چند بار باید تکرار شوند تا سطح آگاهی مخاطبان را نسبت به یک نام تجاری تازه عرضه شده به حد قابل قبولی برسانند؟ اگر بارقبل با ده بار تکرار آگهی به هدف های مبارزه تبلیغاتی خود دست نیافته باشیم آیا این بار باید تعداد دفعات تکرار را افزایش دهیم؟ به نظر می رسد رقبای ما آگهی های خود را کمتر از ما تکرار می کنند ولی چگونه است که از ما موفق ترند؟ به ما بگوئید که دفعات بهینه تکرار چند بار است ؟ نظیر چنین سوالاتی از مدیران رسانه ها، موسسات تبلیغاتی و پژوهشگران بسیار پرسیده می شود زیرا در حال حاضر به ویژه به دلیل آن که هزینه های رسانه ای روز به روز افزایش می یابد عدم اعتماد به استفاده تاثیر گذار از تکرار تبلیغ به مسئله قابل توجهی تبدیل شده است. این مقاله ضمن بررسی مفهوم تکرار تبلیغ عوامل درون زاد و برون زاد موثر بر اثر گذاری مثبت و منفی تکرار تبلیغات را به بحث و تحلیل می گذارد.
از دهه 90 به بعد، ما همواره شاهد خبررسانی از رویدادهای جهانی به کمک ماهوارهها بودهایم. کار ویژه این تصاویر و «این که آنها با ما چه میکنند؟» دغدغة این مقاله است.
حوادث پس از 11 سپتامبر، اقدامات نظامی گستردة پس از آن و تصاویری که به کمک گیرندههای ماهوارهای به اتاقهای نشیمن سرازیر شده است، دستمایهای است تا با مورد تردید قرار دادن واقعیت نمایی تصاویر ماهوارهای از ایجاد یک حس تعلیق، همانند آنچه در بازیهای رایانهای حاصل میشود، در تجربة جهانی شده «تماشا» با شما گفتگو شود.
سال گذشته، برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در امریکا فرو ریخت و با فرو ریختن خود، جهان کهنة سیاست را به بازاندیشی نسبت به عملکرد خود در قبال تشکیلات، شبکهها، حکومتها و کشورهایی که ضدیتی آشکار و پنهان با غرب دارند، برانگیخت. کشورهایی که علیرغم هیبت و منزلت سیاسی رسمی و آشکارشان، در نهانکدة اسرار، افعال، اقوال و باورها، چهره دیگری را میپرورند. شاخصترین خطوط ملموس این چهره، کینهای برانگیخته، سازمان یافته و به ظاهر ایدئولوژیک نسبت به جهان پیشرفته صنعتی و در رأس آن ایالات متحدة امریکاست.
آگهیهای بازرگانی، به تمام جنبههای زندگی انسان معاصر وارد شدهاند. پخش جهانگستر تصاویر تلویزیونی، فرصت جدیدی را پیش روی صاحبان صنایع و آژانسهای تبلیغاتی فراملی قرار داده است تا از این رهگذر، فروش بیشتر محصولات خود را تضمین کنند. اما این فقط یک روی سکه است. آرای منتقدان نشاندهنده ابعاد زیانبار فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پخش بیرویه و حساب نشده آگهیهای بازرگانی است. در این نوشتار، به اختصار برخی از آرای انتقادی در مورد آگهیهای بازرگانی تلویزیونی دستهبندی شدهاند و با توجه به این نقدها، لزوم سیاستگذاری و کنترل جریان پخش آگهیهای تجاری تلویزیونی مورد تاکید قرار گرفته است.
با گذر از دوران سنتی به دوران مدرن و پس از آن پست مدرن و پس از آن پست مدرن شاهد جلوه های نوینی از زندگی اجتماعی هستیم . طی گذر از هر یک از این دوران ها به راحتی می توان تغییر در دو نوع تفکر نگرش ادراک و رفتار انسانی را مشاهده کرد . بنابراین روند توسعه و تکامل جوامع بشری تغییراتی را در شیوه زندگی انسان ها ایجاد می کند که آن را می توان تا حد زیادی به توسعه علم و فناوری نسبت داد از میان زمینه هایی که در این روند دستخوش تغییر شده است به نوع مصرف و شگردهای تبلیغاتی برای ترویج مصرف و مصرف گرایی می توان اشاره کرد. به عبارت دیگر مصرف که در مفهوم ابتدایی خود باید به منظور رفع نیازهای ضروری صورت گیرد اشکال تازه ای یافته که زندگی اجتماعی انسان ها را تحت تاثیر قرار داده است . نوشتار حاضر بر آن است تا به مفهوم جدید مصرف ، جنبه های منفی و مثبت آن در جوامع پست مدرن ، تبلیغات مدرن و نقش رسانه ها در مصرف گرایی بپردازد و ضمن توجه به نقش مخرب برخی از انواع تبلیغات با ذکر نمونه هایی از قوانین پخش آگهی در بازارهای عمده تجاری به اصول منطق ممانعت و جلوگیری از تبلیغ مواد مضر از طریق رسانه ها اشاره کند.
بررسی تأثیرات آگهیهای بازرگانی، به مرور متوجه گروههای مخاطبان کوچکتر و از جمله کودکان شده است. از دهه هفتاد به بعد، پژوهشهای بسیاری انجام شده که طی آن نحوة برقراری ارتباط کودکان با پیامهای تبلیغی مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه، پژوهشگران متغیرهای گوناگونی چون سن، جنس، الگوی تماشا، ارتباط کودک با والدین، کلیشههای اجتماعی و نیازهای آنها را مورد توجه قرار دادهاند. برخی پژوهشگران دیگر نیز بر ویژگیهای ظاهری برنامههای تبلیغی مانند موسیقی، برشهای سریع، جلوههای بصری و تحرک کلی برنامه تأکید کردهاند و آنها را در ایجاد ارتباط کودک با تبلیغات مؤثر دانستهاند. اما کلیة پژوهشها نشان داده است که تأثیر تبلیغات آن گونه که تصور میرود به روشنی قابل دریافت نیست و صرف تبلیغ و تلاش برای اقناع کودک به تغییر در رفتار مصرف و یا ترجیح کالایی خاص در این زمینه منجر نمیشود چرا که شبکهای از عوامل پیچیده در این امر دخالت دارد. در هر حال، فرض مهم این است که درک کودکان از تبلیغات و اهداف اقناعی تبلیغکنندگان، همرا با رشد سن، افزایش مییابد.
تبلیغکنندگان برای دستیابی به اهداف خود از شیوههای متفاوتی استفاده میکنند و عمل آنها بیشتر به جادو یا معجزه شبیه است.
در این مقاله نکات تازهای از «جادوی تبلیغ» ارائه میشود. کاربرد فن «تبلیغ روی تبلیغ» از نکات مهمی است که در تبلیغات رسانهای شاهد آن هستیم.
نویسنده برای معرفی این فن، ابتدا در کنار دو نوع تبلیغ شناخته شده یعنی تبلیغ سیاسی (propaganda) و تبلیغ تجاری (Advertising) ، نوع تازهای را با عنوان تبلیغ مردمی (Publicity) معرفی میکند. سپس ترکیبهای مختلف این سه نوع را تحت عنوان «تبلیغ روی تبلیغ» با استفاده از «آنالیز ریاضی» مشخص میکند.
بیگمان، شناخت فن «تبلیغ روی تبلیغ» دستمایة مناسبی برای پژوهشگران در عرصة تبلیغات خواهد بود؛ ضمن آنکه زمینه را برای آگاهی مخاطبان علاقمند از شناخت بیشتر «جادوی تبلیغ» فراهم خواهد کرد.
در پی میآید تحلیلی بر نظریه هنجاری حاکم بر رسانههای کشورهای همسایة ایران است.
دادههای این گزارش به جز منابعی که در پینوشت آمدهاند، عمدتاً مبتنی بر پایگاه اطلاعاتی عظیمی است که دکتر محسنیانراد در تحقیق «ارتباط جمعی در کشورهای اسلامی» در دانشگاه امام صادق (ع) پدید آورده است. رویکرد نظری منتخب در این مقاله، برداشتی توسهیافته از نظریه هنجاری شش گانه دنیس مککوئیل، استاد هلندی رشته ارتباطات در دانشگاه آمستردام است.
مهمترین یافته این نوشته، آگاهی از سیاستهای رسانهای در کشورهای پیرامون ایران و درک چالشها، تهدیدها، فرصتها و راهبردهای مختلفی است که به تصور یک نظام سیاسی از خود و مخاطبان خود شکل میبخشند.