گیاه درمانی به عنوان برآیند تعامل بشر با محیط پیرامون خویش در بکارگیری گیاهان در درمان بیماری ها از جمله دارایی های فکری یک کشور محسوب می گردد. با وقوع انقلاب صنعتی استفاده از داروهای گیاهی به عنوان روشی درمانی به دست فراموشی سپرده شد، لیکن با گذشت زمان و آشکار شدن مضرات داروهای شیمیایی بر بدن انسان، دیگر بار جهانیان به استفاده از خدمات طب سنتی و بکارگیری گیاه درمانی روی آوردند که این ضرورت و نیاز خود زمینه ساز وقوع سرقت زیستی و نادیده انگاشتن حق حاکمیت کشورهای فراهم کننده منابع ژنتیک و دانش سنتی گیاه درمانی نسبت به منابع موجود در قلمرو سرزمینی این کشورها شد. ظهور این مسایل موجب گردیده قانونگزاران ملی و متصدیان امر در سطح نهادهای بین المللی برای حمایت از حقوق جوامع بومی و محلی به چاره اندیشی بپردازند. موضوع مقاله حاضر حمایت از گیاه درمانی در پرتو کنوانسیون تنوع زیستی و پروتکل ناگویا است. در سطور آتی خواهیم دید اگر چه تصویب این اسناد گامی بلند در راستای حمایت از حقوق جوامع بومی نسبت به دانش سنتی مخصوصا گیاه درمانی است، اما دارای ضعف ها و کاستی هایی است که از اثربخشی کامل آن می کاهد.
یکی از روش های بلاگردانی که به منظور دفعِ شر از گذشته تا به امروز معمول بوده، آئین قربانی کردن است. این آئین، یکی از جلوه های پرستش است و برای معتقدان آن، عملی مذهبی و عقیدتی به شمار می رود. این پژوهش که از نوع مطالعات کیفی است، می کوشد با رویکرد پدیدارشن اسی به بررس ی آئین قربانی کردن در فرهنگ عام ه شهرست ان ای وان بپردازد. روش نمونه گیری، گلوله برفی است که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، باورهای مربوط به آئین قربانی کردن را میان 18 نفر از افراد کهنسالِ شهرستان ایوان و شش روستای آن، بررسی می کند. نتایج پژوهش که طی هشت ماه انجام گرفت، نشان می دهد آئین قربانی کردن در فرهنگ عامه ایوان در پنج بخش، قابل بررسی است و اغلب با هدف بلاگردانی و دفع نحوست انجام می شود. نکته مهم اینکه، به علتِ عدم توانایی مالی در جامعه سنّتی، بیش ترِ قربانی ها به صورت غیرخونی انجام می شود؛ مگر در جشن ها و واقعه های مهمی چون تولد، ازدواج، عزا، بیماری های دشوار و سفرهای زیارتی که قربانی های خونی پیشکش می شود؛ زیرا مردم در چنین مواردی معتقدند تا خونی ریخته نشود، آن بلا، دفع نمی شود. در مورد سِیرِ تعدیل قربانی کردن نیز می توان گفت: ابتدا قربانی، بیش تر به صورت خونی رایج بوده و به تدریج، قربانی های حیوانی با قربانی های غیرخونی مانند پول، اهداء انواع خوراکی ها چون آش و میوه جات و دعا و نیایش جایگزین شده است؛ برای مثال، نذر گیسووان با اهداء پول، جواهرات و استغفار تعدیل یافته که از مهم ترین عوامل این امر، می توان به گسترش آگاهی و کم اهمیّت شدن عقاید خرافی و اهمیّت حیواناتی چون گاو و گوسفند در زندگی و فعالیت کشاورزی اشاره کرد.
فنآوریهای ارتباطی برهمکنشی که به تازگی ظهور یافتهاند، درمقایسه با شکلهای قدیمی رسانههای گروهی، جدید و از آنها متمایز هستند. با دیجیتالی شدن و ادغام رسانههای گروهی قدیمی مانند مطبوعات (متون)، رسانههای صوتی و تصویری، فیلم و آثار گرافیکی، شکلی کاملا جدید و به عبارتی تحول یافته از رسانهها به وجود آمده است.
به این ترتیب بهتر است در ترکیب جدید رسانهها به جای عبارت «رسانههای گروهی» از عبارت «رسانههای چند منظوره» استفاده کنیم.
فنآوریهای ارتباطی جدید همچون «سیدیرام»،«سیدیآی»،«اینترنت»و«شبکه گسترده جهانی» از طریق ارتباطات برهمکنشی، کاربر را قادر میسازد تا خیلی سریع و بدون هیچ مشکلی به اطلاعات دست پیدا کند. برای مطالعه رسانههای گروهی همچون کتابهای طنز، رادیو، تلویزیون و فیلم از روشهای پژوهشی و نظریههای «مبتنی بر تاثیرات» استفاده میشود؛اما با این روشها نمیتوان استفادههایی را که کاربر از فنآوریهای جدید میکند بهطور دقیق پیشبینی کرد. در این مقاله برخی از مشکلاتی که به هنگام به کارگیری روشهای قدیم در رویارویی با فنآوریهای برهمکنشی پیش میآید، روشن و همچنین نظریات و روشهای مختلفی ارائه شده است که به کمک آنها میتوان واکنش و برهمکنش مصرف کننده(کاربر) را دربرابر رسانههای نوین تشخیص داد. دراین مقاله برخی پیشنهادها برای انجام پژوهشهای آینده آمده است.
ارتقاء سطح آگاهی در زندگی رسانه ای و در جامعه ایرانی به ویژه برای والدین در جهت هوشیار سازی فرزندانشان در استفاده از فضاهای رسانه ای، یک نیاز و ضرورت محسوب می شود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. داده ها پس از جمع آوری، ثبت، کدگذاری و در قالب مضامین اصلی، دسته بندی شدند. درنهایت جهت تعیین اعتبار یافته ها 15 نفر از صاحب نظران مورد مصاحبه قرار گرفتند. تحلیل داده های کیفی مشخص کرد، مضمون های: توجه به انواع مختلف تفکر (مراقبتی، نقادانه، خلاقانه، معاشرتی مشارکتی)، کسب انواع مهارت (مهارت های فناورانه، مهارت خودکنترلی، مهارت میانجیگری والدین و توجه به ارزش های اخلاقی و هویت بخش در فضای مجازی)، توجه به مدیریت مصرف رسانه ای (توجه به کیفیت مصرف رسانه ای فرزندان، تأکید بر نقش والدین در مقام یاددهنده و در مقام یادگیرنده، توجه به طبیعت، جامعه پذیری رسانه ای فرزندان) به عنوان راهبردهای توانمند سازی والدین در زندگی رسانه ای فرزندان شناخته شد.
رسانه ها به لحاظ نقشی که در تعیین اولویت های فکری مخاطبان خود دارند و تاثیری که بر فعالیت های رهبران سیاسی می گذارند، بارها مورد بررسی قرار گرفته اند. رسانه ها و به خصوص رسانه های آمریکایی، مانند مجله های مطرح و پرتیراژ تایم و نیوزویک، از طریق انعکاس رویدادهای مختلف در کشورها، تصویری از آن ها در اذهان مخاطبان خود ترسیم می کنند و همین امر می تواند دیدگاه مردم جهان را نسبت به کشورهای مختلف تعیین کند. در مقاله حاضر برای شناخت تصویر ترسیم شده از ایران، در دوره های هفتم و نهم ریاست جمهوری، دو مجله تایم و نیووزیک مورد بررسی قرار گرفتند. به این ترتیب که 439 مطلب مربوط به ایران، از مجله های مذکور گردآوری و تحلیل محتوا شدند و در نهایت این نتیجه گیری به دست آمد که؛ تصویر ایران در دوره هفتم تصویر کشوری است که خواهان دوستی با کشورهای دیگر و به دنبال تغییرات در ساختار سیاسی و اجتماعی خود است. درحالی که، ایران در دوره نهم به عنوان کشوری ترسیم شده که به دنبال ساخت سلاح های هسته ای و از بین بردن اسرائیل است، اما راه مقابله با آن جنگ نیست بلکه دوستی و مذاکره است
پژوهش پیش رو به هویت سازی رسانه ای در جریان مذاکرات هسته ای و به طور موردی هویت گروهی نمایش داده شده از کشورهای عضو 1+5 در روزنامه ایران، دوره زمانی 1382 تا 1392، پرداخته است. در دنیای جدید رسانه ها در موضوعات مختلف به کمک سیاست خارجی آمده اند و با طرح موضوعات مختلف سعی در پیگیری منافع خود دارند. در این میان یکی از مهم ترین کارهایی که رسانه ها در این خصوص انجام می دهند هویت سازی از خود و دیگران است تا بدین ترتیب هم به شکل گیری ذهنیت تصمیم گیران کمک کنند و هم افکار عمومی را به سمت وسوی خاصی هدایت کنند. بر همین اساس، دیپلماسی رسانه ای یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل بر مسائل جدید به طور عام و مسئله روند هسته ای ایران به طور خاص است. سؤال تحقیق بدین صورت مطرح شده است که «هویت سازی رسانه ای روزنامه ایران درخصوص هویت گروهی اعضای 1+5 در سال های 92-82، از چه کاراکترها و مشخصه هایی برخوردار است؟» در این پژوهش یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوا ضمن تأکید بر سیالیت و برساخته بودن هویت کشورها در روابط بین الملل، هویت های گروهی اعضای 1+5 را در قالب گروه های «دوست» و «دشمن» نمایش می دهد.
بسیاری از افراد و مکاتب تصور کرده و می کنند که کار زن در تاریخ اجتماعی فرهنگی اسلام منحصر به محیط خانه و خانه داری است و احیاناً حضور در برخی شرایط و موقعیت های سیاسی مانند جنگ، مناسک حج و بیعت نیز وجود داشته است، که عرفاً اشتغالی در پی ندارد. تفحص دقیق در سیره و تاریخ نگاری های معتبر و گونه شناسی اشتغال زنان در سیره نبوی به خوبی بیان می کند که اگرچه کار طاقت فرسا و مقرون به صرفه زن در خانه برای تقویم نهاد خانواده و پویایی جامعه بسیار مهم وحساس است اما اشتغال او منحصر به این ساحت نمی شود. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی و با هدف شناخت گونه های شغلی زنان در عصر نبوی که در سیره ایشان هم تبلور داشته است به بررسی نهاد کار زنان در سیره نبوی می پردازد و دستاورد آن احصاء و اثبات حضور زنان در مشاغل اقتصادی، هنری، فرهنگی، کشاورزی، پزشکی و نظامی و تنوع در این حضور می باشد که طبعاً شرایط فرهنگی اجتماعی صدر اول اسلام را نیز نمایاند چرا که جامعه و عرف این اشتغال را تأیید کرده و مدیریت می کرده است. ضمناً اشتغال زنان با رویکرد اجتماعی و نه چندان اقتصادی بوده است.
رسانه ها ضمن ایفای نقش اساسی در اطلاع رسانی، یکی از منابع قابل دسترس و باصرفه برای ورزش هستند که تمام جزئیات را با کیفیتی مطلوب در اختیار مردم قرار می دهند، ازاین رو، دریافت متنوع و متعدد پیام های ورزشی، مستلزم برخورداری از سواد رسانه ای است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی کاربردی سواد رسانه ای در حوزه ورزش بوده که با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 26 نفر از استادان دانشگاهی در حوزه های رسانه و ورزش، مدیران رسانه های جمعی و مخاطبان فعال رسانه های ورزشی که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شده اند، به دست آمده است. یافته ها، رژیم سواد رسانه ای ورزشی را در قالب الگویی ارائه می کنند که طبق آن، برجسته سازی مقوله ورزش، مدیریت محتوای پیام (شرایط علی) و گنجاندن آموزش سواد رسانه ای در محتوای رسانه های جمعی به ویژه رسانه ملی (شرایط زمینه ای)، منجر به توانمندسازی در مصرف رسانه ای، همچنین ارتقای مهارت های اجتماعی در مخاطبان ورزشی می شود. از طرف دیگر، بی توجهی سیاستگذاران و درک نشدن اهمیت سواد رسانه ای به عنوان موانع فراگیری سواد رسانه ای در ورزش مطرح می شوند.
پژوهش حاضر به بررسی دسته ای از انیمیشن ها و فیلم های لایواکشن تولید شده در استودیوهای ایالات متحده امریکا از دهه 40 میلادی تا زمان حاضر می پردازد. این انیمیشن ها از این جهت از میان نمونه های فراوان انتخاب شده اند که در باکس آفیس با استقبال روبرو شده، یا از جهات دیگر برجسته به شمار می روند، توسط کمپانی های بزرگ تولید شده و نزدیک به هشتاد مورد را در برمی گیرند. فیلم ها از منظر اسطوره شناسی - به معنای مدرن آن- مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفته اند. در توصیف چیستی اسطوره و ویژگی های آن بیش از همه از آرای رولان بارت و امبرتو اکو استفاده شده است. این خصیصه ها (خشونت زدایی، لذت از تکرارها، فراواقعیت، همان گویی، تبخیر تاریخ، تقلیل گرایی و شیء شدگی) در انیمیشن های مذکور -به عنوان محملی از اسطوره های مدرن- مورد بحث قرار می گیرند.
خانواده بستری مناسب برای شناخت ارزش ها و روند تغییر آنها در طی زمان است، نمونه ای خرد از جامعه کلان که به واسطه آن اولویت های ارزشی و ترجیحات رفتاری در دوره ای خاص، فهم می گردد. با این هدف، مقاله حاضر، سبک زندگی خانوادگی به نمایش درآمده در فصل نخست سریال کیمیا را با تمرکز بر الگوی مصرف مورد بررسی قرار می دهد تا از این رهگذر، چگونگی بازنمایی ساختار طبقاتی در دوره پیش از انقلاب اسلامی را نشان دهد. یافته های این مقاله مبتنی بر نشانه شناسی سه گانه کاودری- سلبی، بارت و فیسک، عناصر بصری و روایی متن را مورد تحلیل قرار می دهد. نتایج حاکی از آن است که در این بازنمایی طبقه متوسط با سه عنصر «مذهب»، «سنت» و «فرهنگ» پیوند خورده، به این ترتیب از طبقه بالای «فرادست، منفعت طلب و قدرتمند» متمایز می شود. این بازنمایی، «ارزش های ایدئولوژیک» را به نفع «ارزش های اقتصادی» برجسته می نماید و پیشگامی طبقه متوسط را در جنبش مردمی، موجه می سازد.
مردم هیچگاه تلاشی جدی برای بهبود زندگیخود نخواهند کرد مگر اینکه حس کنند از زندگی فعلی شان راضی نیستند و زندگی بهتری را آرزو کنند . به عبارت دیگر لازمه دست یافتن به سطح زندگانی بهتر و عالی تر این است که نخست چنین آرزویی در روح و دل مردم ایجاد شود و سپس این عقیده و ایمان در آنها قوت گیرد که برای رسیدن به آن باید بیشتر و بهتر کار کنند
با رشد رسانه های اجتماعی، کارکرد آنها در ورزش، به طور مداوم افزایش یافته و توجه پژوهشگران ورزشی به این نقش و کارکرد، پیش از پیش جلب شده است. هدف پژوهش حاضر مرور تمامی مقالات منتشر شده در مجله های ورزشی طی 10 سال گذشته با رویکرد مرور نظام مند بوده است. بانک اولیه مقالات، 156 مقاله را شامل شده که با توجه به عنوان و واژگان کلیدی که (دربرگیرنده) یکی از واژه های رسانه اجتماعی، توییتر، فیس بوک، اینستاگرام، یوتیوب، پینتسرت یا اسنپ چت بوده، انتخاب شده اند. سپس و با توجه به تاریخ انتشار آنها (2010-2019) 137 مقاله، دانلود و در مرحله بعدی، با مطالعه کامل چکیده 23 مقاله از بانک مقالات کنار گذاشته شد. یافته ها نشان می دهد که تعداد مقالات انتشاریافته و نظریه های به کار گرفته شده در آنها از سال 2010 تا 2019 به مرور افزایش یافته است. گوناگونی نظریاتی که پشتوانه پژوهش های مرور شده بوده اند، مؤید این است که ورزش همچنان به عنوان یک حوزه چندوجهی در نظر گرفته می شود اما رویدادهای ورزشی مانند جام های جهانی و المپیک ها، حوزه ای هستند که در مطالعات رسانه های اجتماعی ورزشی کمتر به آنها توجه می شود.